درگذشت مرحوم حاج حسن حیدریان، پدر چشمانتظار یکی از اعضای گرفتار در تشکیلات سازمان تروریستی مجاهدین خلق، داوود حیدریان، بار دیگر زخم کهنهای را تازه کرد؛ زخمی به نام “محرومیت از ارتباط”. پدری که بنا بر روایت خانواده، بیش از ۴۵ سال در حسرت شنیدن صدای فرزندش و دیداری کوتاه روزگار گذراند و بارها تنها […]
درگذشت مرحوم حاج حسن حیدریان، پدر چشمانتظار یکی از اعضای گرفتار در تشکیلات سازمان تروریستی مجاهدین خلق، داوود حیدریان، بار دیگر زخم کهنهای را تازه کرد؛ زخمی به نام “محرومیت از ارتباط”. پدری که بنا بر روایت خانواده، بیش از ۴۵ سال در حسرت شنیدن صدای فرزندش و دیداری کوتاه روزگار گذراند و بارها تنها خواستهاش را تکرار کرد: “یک تماس تلفنی، یک دیدار کوتاه”. اما این خواسته حداقلی، با بیپاسخی و انسداد کامل از سوی این سازمان روبهرو شد؛ سازمانی که سالهاست با بیاعتنایی آشکار به ابتداییترین حقوق انسانی، خانوادهها را در بلاتکلیفی و رنج نگه داشته است.
چهار ماه پیش نیز مادر این خانواده با اندوه فراق، چشم از جهان فروبست. اکنون پدر نیز در حالی دار فانی را وداع گفت که حسرت ارتباطی ساده بر دلش ماند. این دو فقدان، صرفاً رویدادهایی شخصی نیستند؛ بلکه نتیجه مستقیم سیاستهای ضدانسانی تشکیلاتی هستند که پیوند خانواده را تهدید میداند و عاطفه را مانع بقای خود تلقی میکند.

درگذشت مرحوم حاج حسن حیدریان
مسئولیت مستقیم سازمان در انسداد ارتباط
در هر ساختار و گروهی، فارغ از گرایشهای سیاسی و ایدئولوژیک، حق ارتباط خانوادهها با یکدیگر از بدیهیترین حقوق انسانی است. با این حال، سازمان تروریستی مجاهدین خلق سالهاست با اعمال محدودیتهای شدید، قطع ارتباطات، و جلوگیری از تماس و دیدار، عملاً خانوادهها را مجازات میکند. وقتی پدری بیش از چهار دهه برای شنیدن صدای فرزندش التماس میکند و حتی یک تماس تلفنی ساده نیز از او دریغ میشود، این دیگر “اختلاف سیاسی” نیست؛ این نقض آشکار حقوق انسانی است.
انسداد ارتباط، محدود کردن تماس و جلوگیری از دیدار، نهتنها به تعمیق شکاف عاطفی میانجامد، بلکه آثار سنگینی بر سلامت روان و جسم خانوادهها بر جای میگذارد. سالها انتظار، اضطراب، بیخبری و بیپاسخی، فشارهایی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. وقتی پدر و مادری در حسرت دیدار از دنیا میروند، نمیتوان مسئولیت را به گردن “شرایط” یا “ملاحظات تشکیلاتی” انداخت؛ این پیامد مستقیم سیاستهای آگاهانه و بیرحمانهای است که توسط رهبری این سازمان اعمال شده است.
سیاستی که خانواده را دشمن میبیند
تجربههای متعدد نشان میدهد که در منطق این تشکیلات، خانواده نه یک پشتوانه عاطفی، بلکه “مانع” تلقی میشود. همین نگاه بیمارگونه سبب شده است که سالها ارتباط اعضا با پدران و مادرانشان قطع یا بهشدت کنترل شود. نتیجه چنین سیاستی چیزی جز فروپاشی عاطفی خانوادهها و مرگ در حسرت دیدار نبوده است.
پرونده مرحوم حاج حسن حیدریان یک نمونه دردناک از دهها و صدها مورد مشابه است. هر بار که پدر یا مادری چشم از جهان میبندد، پرسشی جدی و بیپاسخ باقی میماند: چرا یک تماس ساده باید به ابزاری برای فشار و کنترل تبدیل شود؟ چه منطقی، چه اخلاقی، و چه معیاری میتواند توجیهگر چنین بیرحمیای باشد؟
تسلیت خانواده بزرگ انجمن نجات
خانواده بزرگ انجمن نجات ضمن ابراز همدردی عمیق با خانواده محترم حیدریان، درگذشت این پدر رنجدیده و نیز مادر فقیدشان را صمیمانه تسلیت عرض میکند. بیتردید یاد و نام همه پدران و مادران چشمانتظاری که قربانی سیاستهای ضدخانواده این سازمان شدند، در حافظه جمعی خانوادهها باقی خواهد ماند.
امید است روزی هیچ پدر و مادری بهدلیل انسداد عامدانه ارتباط، در حسرت شنیدن صدای فرزندش چشم از جهان فرو نبندد و عاملان این محرومیتهای طولانی، در برابر وجدان عمومی و افکار عمومی پاسخگو باشند.
یادشان گرامی و راه مطالبه حق خانوادهها پایدار.
