داعش هم مثل رجوی برای زنان حوض رهایی برپا کرده است

چندی پیشترمطلبی نوشته بودم که تمام فرقه ها وتروریستها خواه مجاهدین باشند خواه القاعده وداعش و… تماما ازیک آخورارتزاق میکنند ودرعقاید متحجرانه وقرون وسطایی خود بسا نقاط اشتراک دارند. نقطه اشتراک فرقه رجوی و گروه تروریستی داعش درزمینه " رهایی زنان  " جای تامل دارد که البته بسا دردناک وضدانسانی است. درفیلمی که دریوتیوپ گذاشته شده است ابوبکرالبغدادی سرکرده گروه وحشی داعش که خود را خلیفه مسلمین جهان معرفی کرده وگویا قراراست شریعت اسلام را فراگیر و حکفرما نماید در زمینه رهایی زنان و مشارکتشان در انقلاب و تحولی که قرار است صورت بگیرد گفته است که تمام زنان باید اسلام بیاورند و در نبرد ما علیه شرک مشارکت داشته باشند و در مقدمه باید به عقد رزمندگان داعش درآیند وآرامش آنان را درصحنه جنگ تامین کنند!! نکته حائزاهمیت دراین است که شمار زیادی اززنان که به اسلام مورد ادعای داعش پیوستند نسبت به تئوری سرکرده داعش مجاب ومتقاعد شدند و از پیشقراولان جهاد نکاح شدند ومهمتراینکه خود بسان زنان ارشد شورای رهبری فرقه رجوی آن تئوری را به سایرزنان نگون بخت انتقال دادند و بساط جهاد!! همراه با رزمندگان داعش را مهیا کردند.
دراین وانفسا مطابق فیلم منتشره دوتن از زنان عراقی تن به خواست رذیلانه داعشی ها مبنی بر وارد شدن درحوض رهایی ابوبکرالبغدادی ندادند وبا وجود تهدید به اعدام قهرمانانه مقاومت کردند. گروه وحشی داعش که مریم قجرآنان را شورشگران انقلابی قلمداد وازآنان حمایت میکند بلافاصله جهت زهرچشم گرفتن ازسایرزنان والبته ازبرای اجرای شریعت اسلام! آن دوزن شریف ومقاوم را درگرداگرد مشتی ازاعضای متجاوز داعشی قراردادند و پیشاپیش درمقابل چشمان حیرت زده آن دوبانوی مسلمان شیعه چاله ای (قبر) حفرکردند. آنگاه داعشی های متحد رجوی برآمده ازقهرتاریخ تکبیرگویان حکم اعدام آنان را قرائت کرده وبا چند رگبارمسلسل آنان را وحشیانه به قتل رساندند وبی درنگ درحالیکه اجساد قربانیان اسلام کذایی ابوبکرالبغدادی هنوز گرم بود کشان کشان به داخل قبرانداختند وبا یک بیل لودر خاک جنایاتشان را پوشاندند!
حال از مخاطبانم میخواهم با خواندن مطلبی ازخانم بتول سلطانی عضوجداشده ازشورای رهبری فرقه رجوی خود قضاوت کنند که آیا فصل مشترکی فی مابین رجوی وابوبکرالبغدادی در زمینه پیاده کردن اسلام وشریعت مورد ادعایی شان خصوصا درامررهایی زنان وجود دارد یا نه!؟

"… در بحث وارد شدن هر زن به انقلاب ایدئولوژیک یک بندی بود به نام بند ب که در واقع بند پیوند با رهبری است. پاسخ سوال شما در بحث بند ب یا پیوند با رهبری مطرح می شود. در این بند ابتدا مطرح می کنند، شما مردها چه گوهر بی بدیلی هستید که حاضرید برای آرمان های رهبری به شکل آرمانی کار کنید و همه چیز حتی همسر خود را به رهبری تقدیم کنید. اما این بند در مورد زن ها به گونه ای دیگر و خیلی عمیق تر مطرح می شود چون می گویند شماها از این تاریخ به بعد در عقد مسعود رجوی هستید. البته این موضوع را در آن مقطع و برای افراد معمولی نمی گویند. این را برای افراد عضو شورای رهبری و بعد از مرحله ابلاغ حکم شورای رهبری این بحث را بیشتر برای اعضای شورای رهبری باز می کنند. تا جایی که من یادم می آید این بحث ها را آن موقع خود مریم مطرح می کرد و می گفت شماها در واقع از همه نظر بعنوان زن مسعود هستید… و به این ترتیب فقط مسعود می توانست برای اعضای شورای رهبری نشست بگذارد. او می گفت چون به هر حال در میان زن ها یک شکافی وجود دارد، یعنی درست است که فرد انقلاب کرده، و حتی بند ب را گذرانده اما فهم اش از بند ب موقعی که عضو است یا حتی موقعی که مسئول است یا هر سطح و مقامی در سازمان دارد، از بند ب یک برداشت دارد، ولی وقتی می شود عضو شورای رهبری و از جنس رهبری می شود، جنس این بند و در واقع رابطه عضو با رهبری کاملا فرق می کند.
بخاطر همین وقتی مریم از بحث ها می گذشت و اعضا را به اصطلاح توجیه می کرد، خیلی تیز و صریح به ما می گفت که شماها از این پس در حکم زن های مسعود هستید و مسعود شوهر شما است. او صریح می گفت منظورش این است که شما همه به مسعود محرم هستید. یا به قول خودش محرم ایدئولوژیک هستید و به این ترتیب هیچ مانعی میان روابط و مناسبات از انگونه که به حائل تعبیر می شود، در میان رجوی با اعضای شورای رهبری وجود نداشت. حتی من یادم است در این رابطه جلسه ای برای اعضای شورای رهبری برگزار می شد که در آن رسما میان اعضای شورای رهبری و مسعود خطبه عقد و محرمیت زن و شوهری خوانده می شد…
برگزار کننده این جلسات خود مریم بود. سناریو اینطور پیش می رفت که ابتدا مریم از مسعود می خواست وارد این جلسه بشود. علی الظاهر مسعود هم با اکراه و اجبار وارد این جلسه می شد. به این معنی که مسعود نمی خواهد وارد چنین جلسه ای بشود، اما به اصرار مریم وارد می شود. جالب تر اینکه مریم سر اعضای شورای رهبری منت هم می گذاشت، که چون می خواهیم از شما مسئله و تضاد حل کنیم، دست به این کار می زنیم. مثلا می گفت ذهن شما هنوز درگیر آن محدودیت ها و محذوریت های شرعی و سنتی است و این می تواند در ادامه کار باعث بروز مشکل بشود، بنابراین ناگزیریم تضادهای شما را حل کنیم. او تاکید می کرد با این کار یعنی درآمدن شما به عقد مسعود ذهن شما به روی هر مرد دیگری بسته می شود. این هم از نکات جالبی بود که مطرح می شد و به این ترتیب مسعود وارد جلسه می شد و خودش هم خطبه عقد را می خواند و زن ها بله می گفتند…
بله دقیقا به همان شکل سنتی خوانده می شد، و بله گرفته می شد. بعد از اینکه مسعود وارد جلسه می شد، ابتدا خودش آنتراکت می داد، بعد همه می رفتند وضو می گرفتند و بر می گشتند و مسعود خطبه عقد را می خواند و زن ها یکی یکی بله می گفتند. البته اگر کسی هم بله نمی گفت، ظاهرا مانعی نداشت…
هر سری به سری که اعضای شورای رهبری انتخاب و یا جابجا و جایگزین می شدند، یکی یکی به عقد رجوی در می آمدند. مثلا در مورد خودم یادم است جزو سری چهارم اعضای شورای رهبری بودم. در واقع هر سری که به عضویت شورای رهبری در می امدند این مراسم اجرا می شد…
اما مثلا در حوزه روابط و نوع تعاملاتی که بعد از این مراسم شاهد بودیم، خوب بکلی شکل و شمایل نشست ها و روابط را تغییر می داد. مثلا تا قبل از بحث محرمیت و عقد کردن، وقتی نشست می گذاشتند و مریم و مسعود با هم می امدند، زن ها بین خودشان و رجوی پرده ای احساس می کردند. یا مثلا در نشست ها، سعی می کردند روسری از سرشان نیفتد. یا در بین گفتگوها یک حجب و حیایی حاکم بود و به هر حال رعایت می کردند. اما بعد از انجام این مراسم و خواندن خطبه محرمیت همه حرفی با هم می زدند، یا نسبت به حجاب تقیدی نداشتند. درباره هر موضوعی ولو کاملا شخصی حرف می زدند. حتی از خصوصی ترین مسائل خودشان صحبت می کردند. از نیازهای عاطفی و شخصی از نیازهای جنسی و به هر حال فضا، فضای هر چه می خواهد دل تنگت بگو، بود. اما قبل از آن یک نوع دست بستگی وجود داشت.
اشاره کردم مراسم به گونه ای اجرا می شد که خطبه عقد برای تک به تک اعضا خوانده می شد، و اینطور نبود که مثلا خطبه یکبار و برای همه خوانده شود که اگر احیانا کسی نخواست بله بگوید توی چشم نیاید. رجوی هم اصرار داشت بله گفتن تک تک افراد را بشنود. در یک مورد یادم می آید یکی از زن ها از گفتن بله امتناع کرد و بعد این فرد خودبخود در سطح و مدار شورای رهبری قرار نگرفت. چون بعد از این ما دیدیم که او چه به لحاظ سطح تشکیلاتی و چه نشست ها از آن پس در بین ما حضور نداشت و نیامد. شاید توی نشست های رهبری در سطح خودش می رفته، اما در آن سطح دیگر هرگز ما او را ندیدیم و هرگز به نشست های ما نیامد…
 همه مشغول نوشتن شدند، یادم هست که یک نفر گفت که صفر صفر است وهرچه داشته نوشته و گفته است. مسعود گفت: محال است. مریم رجوی هم گفت: شما الان زن مسعود هستید و به هرحال هر زنی بعد ازازدواج حتما حرف وناگفته هایی برای شوهرش دارد. مسعود رجوی، آن خانم و بعضی دیگراز خانمها که همین موضع را داشتند، صدا زده ودر گوشی با آنها از نزدیک حرف می زد. در این حال تعدادی از خانم ها وضعیت به هم ریخته ای پیدا کردند و با گریه عنوان می کردند که موضوع هایی بوده که سال ها دردلشان نگه داشته اند و اذیتشان می کرده و خلاصه همه شروع کردند به حرف زدن که یک تعداد هم صحبت کردند.
 بعد چند نفراز نفرات دفتر که کارهای خدماتی و اداری مسعود و مریم رجوی را انجام میدهند، میز را برداشتند و شیرینی پخش شد و گفتند که وسط را خالی کنید. وقتی وسط خالی شد، با اشاره شهرزاد صدر یک آهنگ تند از بیژن مرتضوی که هنوز طنین آن در ذهنم است، پخش شد و در برابر چشمان حیرانم متوجه شدم که زنان ارشد شورای رهبری به وسط ملافه ها که خالی بودند، آمده و درحال درآوردن لباس هایشان هستند. مسعود گفت: بله لباس های شرک و جاهلیت را درآورید و این حوض شماست که بایستی درآن شیرجه بزنید و اینجا یگانه شوید تا دیگر در تمام صحنه های رزم و کار و مسوولیت مثل کوه استوار باشید!!؟ در این حین هرنفر که لباس هایش را در می آورد، کارکنانی از دفتر، آنها را جمع می کردند و همه را در نایلونی قرار می دادند و در آن را بسته و روی آن با ماژیک نوشته و می بردند و یک نفر مشغول رقص می شد. همینطورنفرات رو به زیاد شدن بودند و مریم به همه می گفت: لباس شرک و ریا را بکنید و به مسعود نزدیک شوید و یگانه شوید!! و همینطور متوجه شدم که مریم و چند نفر دیگر ازجمله گیتی گیوه چی و فائزه محبت کار و دیگران به دقت بقیه را زیر نظر دارند وتعدادی از اعضای ارشد مشغول صحبت و متقاعد کردن نفراتی هستند که از درآوردن لباس ابا دارند و یکی دو نفر را هم از جلسه خارج کردند.
 در این بین توقف کوتاهی به جلسه داده شد ومریم سخنرانی کوتاهی کرد وگفت: شما که هنر نکرده اید، شما امضای ایدئولوژیک و آرمانی داده بودید به مسعود و هرمقطع یا سرفصلی دوباره می دهید پس رقص رهایی برای شما چیست. این رقص، رهایی شماست. شما باور نداشتید که مسعود شوهرشماست، وگرنه یادتان هست و فیلمهایی حتما دیده اید. یک عقد کافی بود برای یک زن که تا ابد خودش را درحریم شوهرش ببیند. اگرسقف ایدئولوژیک امضا شده به رهبرعقیدتی سقف این سالن است، سقف ازدواج و زناشویی این میزاست، شما درک و فهم نادرستی دارید. برای این است که الان بعضی سختتان است لباستان را دربیاورید، وگرنه شیرجه میزدید دراین حوض!! مساله از خود شما حل میکند، وگرنه یک زن چشم ندارد زن دیگری را ببیند و با این مکانیزم شما حاضرید برای همدیگر جان بدهید و همدیگر را دوست دارید و حسادتهای زنانه و قالی از زیر پای همدیگر کشیدن جای خودش را به دوست داشتن یکدیگر می دهد وخیلی تشویق میکرد که ما صحنه های معاشقه مسعود با زن دیگری را نگاه کنیم. آخر جلسه همه یک بسته دیگر ازمسعود هدیه گرفته و جلسه تمام شد."

پوراحمد

خروج از نسخه موبایل