<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ازدواج مسعود و مریم رجوی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/ازدواج-مسعود-و-مریم-رجوی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 10 May 2026 07:53:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>ازدواج مسعود و مریم رجوی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/ازدواج-مسعود-و-مریم-رجوی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>خاطره دردناک صمد اسکندری از شکنجه و حبس در اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68481</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68481?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 May 2026 07:53:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68481</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم رجوی عنصر پلید و شیطان صفت بارها در نمایش های تلویزیونی با گزاف گویی زائد در خصوص نقض حقوق بشر در داخل ایران سخنان ضد و نقیض مطرح کرده است. که با توجه به سوابق ننگین این گروه جنایتکار در نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی اعضای خودش، آدمی را به تفکر و تناقض این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68481">خاطره دردناک صمد اسکندری از شکنجه و حبس در اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مریم رجوی عنصر پلید و شیطان صفت بارها در نمایش های تلویزیونی با گزاف گویی زائد در خصوص نقض حقوق بشر در داخل ایران سخنان ضد و نقیض مطرح کرده است. که با توجه به سوابق ننگین این گروه جنایتکار در نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی اعضای خودش، آدمی را به تفکر و تناقض این دو رویکرد وا می دارد . برای روشن شدن بخش اندکی از جنایات سرکردگان مجاهدین در درون کمپ هایشان به خاطره ای که تنها بخش اندکی از جنایات مجاهدین است، می پردازم .</p>
<p>در مرداد ماه سال 1368 تازه به مقر لشکر 73 که فرمانده آن نیکو خائفی و معاونش محسن امینی بود منتقل شده بودم. در این مقر با دو خواهر و برادر به نام چنگیز و فریبا هادیخانلو از اهالی شهر میانه که نزدیک شهر ما زنجان بود، آشنا شدم . چنگیز در بخش تدارکات و فریبا هایدخانلو دربخش فرهنگی فعالیت می کردند.<br />
به جهت تنویر ذهن مخاطبین گرامی ابتدا به این موضوع اشاره و تاکید می کنم که در سال 1368 هنوز استارت انقلاب ایدئولوژیک به صورت گسترده ( در میان رده های پایین تشکیلات ) نخورده بود و خفقان و سرکوب با ابعاد فرا گیر در کمپ حاکم نبود. ولی با توجه به اینکه سران رده بالا در خصوص ازدواج نامشروع مسعود و مریم رجوی دچار تناقض شده بودند، به صورت محدود در رده های قدیمی تر این بحث مطرح بود و بین آنها بحث و جدل های هر از گاهی رخ می داد .</p>
<p>چنگیز که از افراد بسیار قدیمی این گروه بود و حتی پیش از تاسیس کمپ اشرف در مناطق کردی حضور داشت، با من صحبت می کرد. در میان حرف و تعاریف وی می توانستم به اعماق ذهن و روان او پی ببرم که از درون به شدت با ازدواج غیر عرفی مریم با مسعود رجوی مخالف و ناراضی است. پس از گذشت چند ماه به طور ناگهانی متوجه غیبت چنگیز در مقر شدم و به سراغ خواهرش فریبا که در داخل اتاقک کوچکی مسئولیت پیج افراد مقر با بلند گو را داشت، رفتم. وقتی از او درباره چنگیز پرسیدم به یک باره آشفته و دست پاچه شد و در جواب من گفت نمی دانم کجاست و سئوال مرا در نهایت ابهام بی پاسخ گذاشت! جالب آن جا بود که پس از آن، فریبا در مواجهه حضوری با من به شدت اجتناب می کرد .</p>
<p>چند روزی به این روال گذشت. یک شب که با یکی از فرماندهان که تقریبا با او رابطه محفلی پیدا کرده بودم در مقر لشکر 73 نگهبان بودیم. در پشت آسایشگاه و پشت کانکس اتاق تلویزیون، زیر منبع آب هوایی اتاقک کوچکی قرار داشت، که آن شب در حین گشت زنی، صدای درد آلودی از درون این اتاقک توجه من و نفر همراه را به خودش جلب کرد که ملتمسانه تقاضای کمک می کرد .</p>
<p>در تاریکی با چراغ قوه ای که در دست داشتیم جلو رفتیم و من ناگهان متوجه صورت نحیف و درهم شکسته چنگیز هادیخانلو که در درون این اتاقک کوچک با درب آهنی که فقط یک پنجره 20 سانتی به بیرون داشت، شدم. از او پرسیدم اینجا چه می کنی؟ در پاسخ جواب داد که فقط به دلیل مخالفت با ازدواج غیر قانونی مسعود رجوی با مریم مورد بازخواست و بازجویی قرار گرفتم و به دستور سران بالای گروه راهی بازداشتگاه شدم تا هم عبرتی برای دیگران شود و هم تحت فشار گزارشی مبنی بر ابراز ندامت و پشیمانی در قبال آزادی مجدد تهیه نمایم. چون چنگیز از این عمل سر باز زده بود او را با شرایط سخت و بدون دادن آب و غذا زندانی کرده بودند .<br />
چنگیر هادیخانلو از ما با خواهش درخواست کرد تا به او آب دهیم و این راز را با کسی باز گو نکنیم. حسب اظهارات وی گویا او را تهدید کرده بودند که در صورت فاش شدن این حقیقت با او برخورد خشنی خواهند کرد. مدتها گذشت و من که به تازگی از اردوگاه اسرا وارد مناسبات مجاهدین شده بودم با مواجه شدن با این صحنه تلخ متوجه شعارهای پوچ و واهی سرکرده گروه مبنی بر دفاع از حقوق بشر و خلق قهرمان ایران شدم .</p>
<p>پس از مدتها مجددا چنگیز هادیخانلو را در سالن غذا خوری مشاهده کردم که به دلیل محبوس بودن در زندان رجوی و عدم تابش نور سوزان آفتاب عراق کاملا سفید شده بود و حتی در مکان های عمومی اجازه نداشت با خواهرش فریبا سخن بگوید چه برسد به ما ؟! بعد ها که از آن مقر منتقل شدم در اوج ناباوری طی صدور اطلاعیه گروه رجوی خواندم که چنگیز هادیخانلو از میانه آذربایجان شرقی در پی کمین نیروی های قدس در عراق در سوم آبان ماه سال 1376 کشته شده است! اولین موضوع مهمی که به ذهنم خطور کرد سناریوی مشابهی بود که پس از کشته شدن پرویز احمدی به دست شکنجه گران رجوی در زندان اشرف با بیانیه مشابهی مدعی شدند که پرویز در پی عملیات مرزی به دست نیروی های سپاه ایران کشته شده است ! در آن لحظه تک تک حرف ها و آن چهره نحیف چنگیز پشت نرده های زندان در آن شب تاریک جلوی چشمانم رژه می رفتند و با گوشت و استخوان متوجه شدم که منظور رجوی از حقوق بشر و دفاع از خلق قهرمان ایرن چیزی شبیه سناریوی غم انگیز پرویز احمدی، چنگیز هادیخانلو، قربانعلی ترابی و &#8230; است که به خورد خبرنگاران خارجی داده می شود .</p>
<p>عزیزان این تنها بخش اندکی از جنایات سران مجاهدین خلق در حق اعضای درونی خودش است که برای روشنگری و تنویر اذهان نسل جدید حسب وظیفه انسانی در قالب خاطره عرض کردم. چنانچه هر فردی، رسانه ، اصحاب روزنامه و &#8230;. مشتاق باشند آماده هستم تا بخش تاریکتر جنایات مجاهدین را با نام ، مکان و عنوان دقیق آن بازگو کنم.</p>
<p>صمد اسکندری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68481">خاطره دردناک صمد اسکندری از شکنجه و حبس در اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68481/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در بارگه خدایگان‌</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Feb 2026 09:50:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67990</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب تهران تا تیرانا اشاره می نماید: من مریم رجوی را اولین بار در اورسورواز در حومه پاریس دیدم. آن موقع او مسئولیت دفتر مسعود رجوی و خانه‌داری وی را برعهده داشت. آن زمان من به تیم حفاظت مخصوص او وارد شده بودم تا زن رسمی آن زمان مسعود، یعنی فیروزه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990">در بارگه خدایگان‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب تهران تا تیرانا اشاره می نماید:</p>
<p>من مریم رجوی را اولین بار در اورسورواز در حومه پاریس دیدم. آن موقع او مسئولیت دفتر مسعود رجوی و خانه‌داری وی را برعهده داشت. آن زمان من به تیم حفاظت مخصوص او وارد شده بودم تا زن رسمی آن زمان مسعود، یعنی فیروزه بنی‌صدر، را تعقیب کنم. از همان روزهای اول مشخص بود مریم کسی نیست که خط قرمزی برای خودش داشته باشد و روشن بود که تصمیمش را گرفته تا هر طور شده، از طریق مسعود خودش را در سازمان بالا بکشد.</p>
<p>بعد از طلاق مسعود از فیروزه، کمی مسائل برایم روشن‌تر شد و دقیقاً دریافتم که چرا فیروزه نتوانست تحمل کند و فرار کرد. مریم در ظاهر جاروکشی خانۀ رجوی را می‌کرد؛ ولی بلایی بر سر فیروزه آورد که او تصمیم به جدایی گرفت. مریم به‌اصطلاح قاپ مسعود را دزدیده بود و البته به نقاط ضعف مسعود هم به‌خوبی واقف بود. بدتر از همه اینکه مریم حاضر بود برای رسیدن به هدف هر کاری بکند.</p>
<p>آن روزها مریم که هنوز به‌طور رسمی زن مهدی ابریشمچی بود، ۹۰ درصد وقتش را در کنار و واضح‌تر بگویم در اتاق مسعود می‌گذراند. من به خاطر کارم که حفاظت بود، نمی‌توانستم متوجه این موضوع نشوم! مریم ماه‌ها به خانۀ خودش نرفت و کمی بعد، متوجه شدم او حامله شده است. یک روز اطلاع دادند که مریم باید به بیمارستان برود و دو ماشین (بدون حفاظت و پروتکل بالا) آماده کردم و مریم را به بیمارستان بردم. آنجا دکتر صالح رجوی (برادر مسعود رجوی) منتظر بود و مریم را برای عمل منتقل کردند که البته قرار نبود من سؤالی بپرسم و نپرسیدم؛ ولی طولی نکشید که از اتاق عمل خارج شدند. مریم حال خوشی نداشت. آن روز مریم برای کورتاژ و سقط‌ جنینی که مشخص بود از آن مسعود رجوی بود، به بیمارستان مراجعه کرده بود.</p>
<p>زمان شروع انقلاب ایدئولوژیک و بعد از ارتباط علنی مریم با مسعود، بیشتر به آن‌ها نزدیک شدم و به‌قولی مریم روی من حساب می‌کرد. یعنی هر دو، من را به‌صورتی دوست خصوصی خودشان حساب می‌کردند. بخشی از کار من شد کارهایی که نمی‌توانستند به اعضای سازمان (بالا یا پایین) بدهند. از بردن مریم برای خرید لباس تا پیداکردن لیموشیرین (که در فرانسه خیلی قابل‌دسترس نیست) برای مسعود! از پیداکردن ویلا و انتقال مخفیانۀ مریم برای تعطیلات به جنوب فرانسه و جنوب اسپانیا، تا پیدا‌کردن سوزن برای سلاح کمری مسعود رجوی.<br />
مریم هیچ‌وقت در جریان طلاق‌ها از مسعود جدا نشد و البته طبق آن تئوری نباید هم می‌شد. یعنی همۀ زنان از شوهرانشان طلاق گرفته بودند تا زن مسعود باشند. من در جلسات زنان با مسعود حضور نداشتم؛ ولی وجود این جلسات بالطبع از چشمم مخفی نمی‌ماند. در این جلسات مریم هم همیشه حاضر بود. یادم هست در سال ۲۰۰۸ وقتی در عراق اولین بار این بحث را از یکی از زنان جداشده که به من اعتماد داشت شنیدم، خیلی برایم شوکه‌کننده نبود. بعدها از چند زن دیگر هم شنیدم که البته اکثراً با صحبت عمومی دربارۀ آن موضوع مشکل داشتند و خصوصی می‌گفتند.</p>
<p>سال‌ها بعد، بالأخره بعد از دو سال جروبحث با نفرات باقی‌ماندۀ شورای ملی مقاومت، قبول کردند مریم را به‌عنوان رئیس‌جمهور معرفی کنند. رجوی می‌گفت بعد از جنگ اول خلیج‌فارس و ضدیت غرب با صدام حسین، مجاهدین خلق باید کاری کنند که رابطه با غرب حفظ شود و لازمۀ آن ریاست‌جمهوری مریم و انتقالش به فرانسه است. بله! زمانی که مریم رجوی را به فرانسه بردم، دلیل اصلی‌اش این بود که در خارج جای پایی برای مسعود باز کند که در عراق گیر کرده بود و فهمیده بود ‌ماندن پای صدام حسین خطا بود. قبل از آن، دو سال طول کشید تا به باقی‌مانده‌های شورای ملی مقاومت قبولاند که مریم رئیس‌جمهور شود. یادم هست آقای متین‌دفتری و آقای هزارخانی قبول نمی کردند و در نهایت هم با اکراه، کوتاه آمدند.</p>
<p>وقتی به پاریس رسیدیم، مریم شروع به میهمانی و سورچرانی کرد. به فمینیست‌های آمریکایی و سوئدی پول می‌داد تا بیایند بنشینند و مریم برایشان سخنرانی کند که «راه فمینیسم از درک مسعود و انقلاب می‌گذرد.» آن‌ها هم می‌خوردند و سهمشان را می‌گرفتند و به ریشمان می‌خندیدند و می‌رفتند.</p>
<p>مریم رجوی زنی است که شاخصۀ حسادت را بارز و عیان دارد. فردی که حتی به یک دختر جوان و زیبا یا زنی با موهای لخت حسادت می‌کند. از همان روز اول به‌شدت وابسته به قرص و داروی اعصاب بود و این اواخر که هنوز از سازمان جدا نشده بودم، در عمل هر دو ساعتی که در بیرون فعالیت داشت، حتی مصاحبه یا جلسۀ کوچک، سه روز روی تخت می‌افتاد و نای بلند‌شدن نداشت. البته از همان تخت هم گاهی روحیۀ عصبی و وضعیت آشفته‌اش را می‌شد فهمید.</p>
<p>مسعود رجوی سه بار ازدواج کرد. بعد از خروج از زندان به‌فاصلۀ چند هفته با اشرف ربیعی ازدواج کرد. بعد از کشته‌شدن اشرف، به‌فاصلۀ کوتاهی در پاریس با فیروزه بنی‌صدر ازدواج کرد و بعد از طلاق فیروزه، تقریباً بدون فاصله، با مریم، زن مهدی ابریشمچی، ازدواج کرد. البته ارتباط مسعود با مریم در خلال ازدواج با فیروزه برقرار بود و بعداً هم کمی قبل از انقلاب ایدئولوژیک، مریم برای کورتاژ به بیمارستان رفت. این نطفه نمی‌توانست مربوط به ابریشمچی باشد؛ چون مریم اساساً ماه‌ها بود که شب‌ها به خانه نمی‌رفت و در خانۀ مسعود می‌ماند. می‌خواهم بگویم مسعود رجوی همیشه یک شخصیت غیرمعمولی داشت و آن ضعف در برابر زن ها بود. بعدها هم که این خصوصیت به اوج رسید و به طلاق‌های جمعی و ازدواج همۀ زنان با او و ماجرای &#8220;رقص رهایی&#8221; انجامید.‌</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990">در بارگه خدایگان‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زنان مجاهد خلق&#124; از کورتاژهای پی در پی تا قله آرمانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65128</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65128?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 May 2025 10:29:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65128</guid>

					<description><![CDATA[<p>اگر چه مسعود رجوی همواره تلاش داشته است که خود را از انشعاب مارکسیستی مجاهدین خلق مبرا کند، اما با مصادیق بسیار ثابت کرده است که خود میراث دار افرادی چون رضایی، آرام و افراخته است. مسعود رجوی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق در سال 1354 را فتنه اپورتونیست‌های چپ‌نما می‌خواند اما در ادامه راه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65128">زنان مجاهد خلق| از کورتاژهای پی در پی تا قله آرمانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اگر چه مسعود رجوی همواره تلاش داشته است که خود را از انشعاب مارکسیستی مجاهدین خلق مبرا کند، اما با مصادیق بسیار ثابت کرده است که خود میراث دار افرادی چون رضایی، آرام و افراخته است.</p>
<p>مسعود رجوی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق در سال 1354 را فتنه اپورتونیست‌های چپ‌نما می‌خواند اما در ادامه راه سازمان، زمانی که دیگر همه اعضای اولیه و اعضای انشعاب کرده اعدام یا حذف تشکیلاتی شده‌اند، رجوی برای تکرار راه طی شده همان اپورتونیست‌ها کمر همت می‌بندد.</p>
<p>محسن زال در کتاب &#8220;چریک مجاهدی خلق، (انسان شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران، دوره پیش از انقلاب 1357)&#8221; رویکرد تشکیلات مجاهدین خلق نسبت به خانواده، همسر و جنس زن را  به طور کلی ابزاری می بیند. نویسنده این کتاب با بررسی دقیق اسناد، خاطرات، اعترافات اعضای مجاهدین خلق چه پیش از انشعاب مارکسیستی و چه پس از آن نشان می‌دهد که در تمام دوران تاریخ تشکیلات، با خانواده &#8220;برخورد شئ گونه&#8221; شده است.</p>
<p>به نوشته محسن زال، از آغاز تاسیس تشکیلات مجاهدین خلق، زنان به آن راه نداشتند و جذب زنان در واقع راه حلی است که محمد حنیف نژاد برای سازمان برمی‌گزیند: &#8220;با راه حل او هرچند عواطف و نیاز های جنسی به نسبتی به رسمیت شناخته می‌شود ولی راه جاری شدن آن همچنان ناهموار می‌ماند و در نهایت این فرایند، عاطفه به نفع نیازهای جنسی عقب می‌نشیند. چرا که زندگی چریکی عاطفه انسانی نسبت به معشوق را چنان در قید و بند قرار می‌دهد که رها شدنش گاه غیرممکن می‌گردد. &#8221;</p>
<h3>خانواده نشان بورژوازی!</h3>
<p>نویسنده کتاب &#8220;چریک مجاهد خلق&#8221; با بررسی اعترافات افرادی چون وحید افراخته نشان می‌دهد که سنت به گونه‌ای متناقض به مثابه دامی برای جذب زنان عمل می‌کند ، زنان برای رهایی از سنت به سازمان گرایش نشان می‌دهند و سازمان با آگاهی از این موضوع به جذب آنها همت می‌گمارد. در این میان مسعود رجوی از همان سالهای حضور در زندان ساواک اذعان می‌کند که عشق و ازدواج و تشکیل خانواده از مطالبات زندگی بورژوازی است و یک مجاهد خلق باید از آن پرهیز کند. این رویکرد رجوی را می‌توان در روایت محمد محمدی گرگانی به وضوح مشاهده کرد.</p>
<p>محمدی گرگانی پیش از آن که عضو سازمان بشود با همسرش ازدواج کرده بود و ازدواج آنها بر مبنای عشق بود و وقتی وارد سازمان می‌شود این احساسات عاشقانه را نسبت به همسر خود حفظ می‌کند و تا زندان ساواک با خود حمل می‌کند. در زندان می‌شنود که همسرش نیز دستگیر شده است و نگران رفتار ساواک با او می‌شود. افسردگی محمدی گرگانی و نگرانی طبیعی‌اش برای همسرش موجب می‌شود که مسعود رجوی این احساس او نسبت به همسرش را ریشه دار در بورژوازی ببیند و برای او از احساس تملک بورژایی داد سخن می‌دهد.</p>
<p>در کتاب &#8220;خاطرات و تاملات در زندان شاه&#8221;، محمدی گرگانی می‌نویسد:  &#8220;رجوی گفت چرا انقدر به او {همسرت} وابسته‌ای؟ گفتم خوب همسرم است، تعجبی ندارد. رجوی گفت یعنی از اینکه همسرت را شکنجه می‌کنند ناراحتی؟ گفتم آره. گفت آیا از دروغ گفتن دیگری همین مقدار ناراحت می‌شوی؟ گفتم معلوم است خیر. گفت پس به نظرت ریشه این علاقه خاص در چیست؟&#8230;غیر از این است که علاقه تو همانند وابستگی و علاقه‌ای است که به ملک خود داری؟ مثلا به خانه‌ای که خریدی و مال خودت هست و یا اتومبیلی که ملک توست؟ این حرف مارکس است و من قبلا میدانستم.&#8221;</p>
<h3>کورتاژها و فرزندان حاصل از رابطه تشکیلاتی</h3>
<p>بر اساس نگاه ابزاری نسبت به زنان، زنان در سازمان مجاهدین خلق دست به دست می‌شوند تا نیازهای جنسی مردان برطرف شود و در عین حال پوششی برای امورات تشکیلاتی فراهم شود و این استفاده ابزاری ربطی به مسلمان یا مارکسیست بودن اعضا ندارد.</p>
<p>اگر چه بسیاری از زنان تا پیش از دستگیری و جدا شدن از فضای تشکیلات متوجه این فرو رفتن در منجلاب نیستند و آن را آزادی زن و نفی مالکیت خصوصی زن تعبیر می‌کنند، اما پس از دستگیری بسیاری از آن ها همچون منیژه اشرف زاده کرمانی تازه در می‌یابند که زندگی عادی خود یعنی همسر و فرزند خود را  برای فرو رفتن در منجلابی به نام مبارزه و آرمان خواهی رها کرده‌اند. اشرف زاده که پسر و همسر خود را برای پیوستن به مناسبات مجاهدین خلق رها کرده است، در اعترافاتش از تجربه دوبار کورتاژ می‌نویسد که یکی از آنها جنینی حاصل از رابطه با بهرام آرام است.</p>
<p>همین روند ازدواج های غیر رسمی تشکیلاتی برای مسعود رجوی به صورت امری طبیعی ادامه می یابد. او در دیدار مشکوکی که در زندان با اشرف ربیعی دارد، چنان او را شستشوی مغزی می‌دهد که اشرف در میان زندانیان زن تلاش میکند مبلَغ درجه یکی برای مسعود باشد. این دو نفر پس از رهایی از زندان در انقلاب با یکدیگر ازدواج می‌کنند، در حالی که اشرف ربیعی پیش از دستگیری همسر مرد دیگری به نام علی اکبر نبوی بود که به طرز مشکوکی کشته شده بود.</p>
<p>ازدواج تشکیلاتی مسعود و اشرف با فرار رجوی از ایران و کشته شدن اشرف خودبخود ملغی می‌شود در حالیکه مسعود رجوی به سرعت فیروزه بنی صدر را در یک توافق سیاسی دیگر جایگزین اشرف می‌کند. واضح است که محمد (مصطفی) رجوی فرزند حاصل از ازدواج مسعود و اشرف حاصل عشق نیست؛ چندان که اشرف ابریشمچی که حاصل ازدواج مریم قجرعضدانلو و مهدی ابریشمچی است.</p>
<h3>قله آرمانی: پیشگیری از کورتاژها</h3>
<p>ازدواج مهدی ابریشمچی با مریم قجر عضدانلو نیز با دستور تشکیلاتی مسعود رجوی به سادگی لغو می‌شود و عضدانلو طی یک مناسک ایدئولوژیک به عقد مسعود رجوی درمی‌آید و نام خانوادگی رجوی برای او برگزیده می‌شود. جالب آن که در مطالب و اسنادی که در حاشیه این ازدواج در پاریس وجود دارد، گفته هایی مبنی بر سابقه کورتاژ مریم رجوی در یکی از بیمارستان‌های پاریس موجود است. این عمل سقط جنین مربوط به زمانی است که مریم عضدانلو مسئول دفتر مسعود رجوی در پاریس بوده است!</p>
<p>بدین ترتیب مریم رجوی تبدیل به زنی آرمانی می‌شود که همه زنان تشکیلات مجاهدین خلق باید تلاش کنند در گذشتن از همسر و فرزند و زندگی بورژوازی به جایگاه او برسند. در این راستا رده ای در سلسله مراتب تشکیلات به وجود می‌آید به نام &#8220;شورای رهبری&#8221; که همه زنان نهایتا باید به آن رده صعود کنند. همین رده از مسعود رجوی گردنبند طلا دریافت می‌کنند، عضو حلقه رقص رهایی عریان و نامزد رابطه جنسی با مسعود رجوی می‌شوند.</p>
<p>به نظر می‌رسد که برای پیش گیری از کورتاژهای پیاپی در میان زنان شورای رهبری که تعداد آنها به صدها نفر می‌رسد، تعریف مقامی به نام &#8220;قله آرمانی&#8221; لازم بود. قله آرمانی جایگاهی است که زن مجاهد را از هر تعلق و احساس مالکیتی در جهان بیرون رها می‌کند. زنی که به قله آرمانی رسیده بود، تحت عمل جراحی رحمش از بدنش خارج می‌شد و برای همیشه امید به مادر شدن را از دست می داد. او دیگر می‌توانست تمام عیار در خدمت آرمان سازمان مسعود (در حقیقت شخص مسعود) باشد. تناقض عجیبی که حتی با ظاهر زنانه امروز تشکیلات و شعارهای فمینیستی آن به هیچ عنوان قابل انکار نیست.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65128">زنان مجاهد خلق| از کورتاژهای پی در پی تا قله آرمانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65128/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انقلاب بهمن ماه ۵۷ و مجاهدین خلق، درس ها و عبرت های گرانبها &#8211; قسمت ششم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64086</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64086?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Feb 2025 06:07:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب اسلامی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64086</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل به چگونگی عملیات فروغ جاویدان پرداخته شد. بسیاری از اعضای شرکت کننده در این عملیات فاقد تجربه نظامی و کار با سلاح بودند. و حتی قواعد ساده شلیک را هم نمی دانستند. تعدادی از اعضا که از کشورهای اروپایی برای این عملیات بسیج شده بودند و در آخرین روزها وارد قرارگاه اشرف [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64086">انقلاب بهمن ماه ۵۷ و مجاهدین خلق، درس ها و عبرت های گرانبها &#8211; قسمت ششم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64035">قسمت قبل</a> به چگونگی عملیات فروغ جاویدان پرداخته شد. بسیاری از اعضای شرکت کننده در این عملیات فاقد تجربه نظامی و کار با سلاح بودند. و حتی قواعد ساده شلیک را هم نمی دانستند. تعدادی از اعضا که از کشورهای اروپایی برای این عملیات بسیج شده بودند و در آخرین روزها وارد قرارگاه اشرف شدند.</p>
<p>مریم قجرعضدانلو در جریان همین نشست جمعبندی خطاب به اعضا گفت، شما به اندازه کامل خالص نبودید و به همین دلیل لیاقت پیروزی را نداشتید! وی تاکید کرد رهبری هر آنچه می توانست برای پیروزی عملیات انجام داد ولی شما به اوخیانت کردید. چون ذهن شما در صحنه عملیات درگیر و آلوده به عشق همسر و خانواده و تلاش برای زنده برگشتن به میان آنها بود. شما تمام عیار و خالصانه و فدایی وار نجنگیدید.</p>
<p>این صحبت و تحلیل مریم قجر در شرایطی عنوان میشد که اکثریت اعضا در مدت زمان آماده سازی عملیات از خانه و خانواده دل کنده و تمام وقت خود را به صورت شبانه روزی صرف آمادگی برای عملیات کرده بودند. تعداد زیادی از آنها به همراه همسر و یا خواهران و برادرانشان در عملیات جان باخته بودند.</p>
<p>بعد از اتمام نشست اعضا به مقرها و مراکز خود برگشتند تا بحث های نشست را هر چه بیشتر در درون تعمیق دهند و به این سوال پاسخ بدهند که چرا نتوانسته اند از تنگه عبور و رژیم را سرنگون کنند؟!</p>
<p>البته پاسخ به این سوال از قبل توسط رجوی به فرماندهان ابلاغ شده بود. براساس توصیه رجوی اعضا می بایست اعتراف می کردند که به رجوی خیانت کرده اند. مریم قجر حتی یک گام جلوتر رفت و گفت حتی آنهایی که در صحنه عملیات کشته شده اند انگیزه فردی داشتند نه عشق به رجوی! از این نقطه به بعد نشست های موسوم به مرحله دوم انقلاب ایدئولوژیک در مناسبات شروع شد.</p>
<h3>فلسفه چرایی، پیدایش و فرجام انقلاب ایدئولوژیکی درونی مجاهدین خلق</h3>
<p>انقلاب ایدئولوژیکی درونی مجاهدین خلق به مجموعه تحولاتی گفته میشود که از سال 1364 در سازمان مجاهدین خلق آغاز شد. مسعود رجوی رهبر سازمان هدف از شکل گیری و ضرورت آن را این چنین بیان می کند. سازمان در یک جمع بندی به این نتیجه رسید که میزان حضور تشکیلاتی زنان در سطوح فرماندهی و مدار مسئولیت با نقش موثری که آنها در سازمان ایفا کرده اند یکسان نیست و دلیل آن هم این است که عنصر زن ستیزی در مناسبات تشکیلاتی وجود دارد. وی برهمین اساس از مریم قجر به عنوان یکی از زنان برجسته بعد از اشرف ربیعی همسر سابق خودش نام برد و وی را به عنوان همردیف خود معرفی کرد. رجوی در گام بعد با طرح مسئله محرمیت و یگانگی در نقطه رهبری مریم را که تا قبل از آن همسر مهدی ابریشم چی بود به عقد ازدواج خود درآورد.</p>
<p>رجوی طلاق مریم از مهدی ابریشم چی علیرغم داشتن یک فرزند را این چنین توجیه کرد، وی ادامه زندگی خانوادگی گذشته را در تضاد با ادامه مبارزه می دید که تمامی انرژی و توان او را می طلبید!</p>
<p>رجوی تلاش کرد در جریان این روند که باعث مسئله دار شدن بسیاری از اعضا شده بود از خود یک چهره پاک و بی تقصیر که گویا چنین ازدواجی به زور به وی تحمیل شده در اذهان نیروها بسازد.</p>
<p>در سال 68 یعنی چهار سال بعد از مرحله اول انقلاب ایدئولوژیکی درونی مرحله دوم در دستور کار قرار گرفت با این تفاوت که شروع این مرحله نه با یک ازدواج و طلاق بلکه طلاق اعضا از همسرانشان شروع شد. این حرکت یک تناقض بزرگی را در تشکیلات به وجود آورد.</p>
<h3>ازدواج در راس و طلاق و جدایی در بدنه تشکیلاتی؟!</h3>
<p>در این مرحله تمامی اعضا حلقه ها را از دست خارج کرده و بصورت رسمی از یکدیگر جداشدند! برخلاف آنچه رجوی هدف از این طلاق و جدایی ها را از بین بردن فاصله طبقاتی و نفی ستم جنسی مضاعف زنان تبلیغ می کرد ولی واقعیت این بود که این تحول صرفا برای سرپوش گذاشتن بر شکست های نظامی، سرپوش گذاشتن بر بحران های سیاسی و برون رفت از بن بستی بود که رجوی بعد از شکست ماجراجویی موسوم به فروغ جاویدان و بن بست ادامه حضورش در خاک عراق با توجه به روند صلح بین ایران و رژیم صدام در آن گرفتار شده بود. با پذیرش آتش بس از طرف دولت صدام دیگر عملا مسیر عملیات های نظامی بسته شد و چگونگی مشغول کردن نیروها در مناسبات که به دلیل زمین گیرشدن و متوقف شدن عملیات ها به صورت معضلی برای رجوی درآمده بود بساط خیمه شب بازی انقلاب ایدئولوژیک را طلب می کرد تا چند صباح دیگر اعضا را دست به سرنماید.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64086">انقلاب بهمن ماه ۵۷ و مجاهدین خلق، درس ها و عبرت های گرانبها &#8211; قسمت ششم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64086/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پادکست مورخ: انقلاب ایدئولوژیک پدیده‌ای عجیب و بی‌نظیر در تاریخ ما</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61272</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61272?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Jul 2024 11:41:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61272</guid>

					<description><![CDATA[<p>پادکست مورخ به بررسی انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق پرداخت. پادکست مورخ در اپیزود صد و پنجاه و چهارم خود به مسعود رجوی، ازدواج او با مریم رجوی و رقم خوردن انقلاب ایدئولوژیک در سازمان مجاهدین خلق پرداخت. مورخ با نزدیک به صد هزار دنبال کننده در پلتفرم یوتیوب و فضاهای پادکست‌ شنیداری به کندوکاو در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61272">پادکست مورخ: انقلاب ایدئولوژیک پدیده‌ای عجیب و بی‌نظیر در تاریخ ما</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پادکست مورخ به بررسی انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق پرداخت. پادکست مورخ در اپیزود صد و پنجاه و چهارم خود به مسعود رجوی، ازدواج او با مریم رجوی و رقم خوردن انقلاب ایدئولوژیک در سازمان مجاهدین خلق پرداخت.</p>
<p>مورخ با نزدیک به صد هزار دنبال کننده در پلتفرم یوتیوب و فضاهای پادکست‌ شنیداری به کندوکاو در تاریخ می‌پردازد. این پادکست در اپیزودی که در خرداد 1403 منتشر کرد، به بخشی از تاریخ مجاهدین خلق پرداخت که نهایتا به تبدیل این تشکیلات به فرقه‌ای مخرب تحت رهبری مطلق و خداگونه مسعود رجوی منجر شد.</p>
<p>مورخ اپیزود صد و پنجاه و چهارم خود را که تاکنون بیش از 200 هزار بازدید کننده داشته است با متن زیر معرفی می‌کند:<br />
&#8220;همه‌شو می‌خوام، همه‌ش! همه دل رو می‌خوام! ابرقدرت نمی‌خواهم، خاک نمی‌خواهم، پول کلان نمی‌خواهم، تسلیحات به اندازه رژیم و مهمات نمی‌خواهم. یک چیز را می‌خواهم و اون نزد شماست. همه‌تون هم دارید. تمامی دل را می‌خواهم. حالا من کی‌ام؟ والا به خدا من یک فرد نیستم که دل‌ها، امکانات و توانایی شما رو برای فرد خودم بخوام که بریزم توی جیبم. نه! من شاخص و نقطه گره‌خوردن مبارزه 25ساله یک نسلی هستم که علیه شاه و شیخ بی‌دریغ و بی‌امان خون داده و تنها امید یک خلق اسیره.&#8221; این بخشی بود از سخنرانی انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی، جایی که رهبر سازمان مجاهدین خلق، پدیده‌ای رو خلق کرد که به قدری عجیب و حیرت‌انگیز بود که در تاریخ ما نظیر نداشت! ما در این قسمت از مورخ به سراغ انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق رفتیم، انقلابی که با ازدواج مسعود و مریم رجوی با هم شروع شد.</p>
<p>شایان ذکر است که یکی از منابع تولید‌کنندگان پادکست مورخ برای تولید محتوای این اپیزود سایت انجمن نجات بوده است. با شنیدن کل اپیزود می‌توان دریافت که داده‌های پایگاه اطلاعاتی سایت انجمن نجات بخش عمده‌ای از اطلاعات ارائه شده در این اپیزود را پشتیبانی کرده است.</p>
<p>پادکست مورخ در ابتدای این اپیزود به زندگی شخصی مسعود رجوی، ازدواج ها و همسرانش می‌پردازد و از ورای این روایت به این نتیجه می‌رسد که رجوی نه تنها زندگی سیاسی عجیب و غریب بلکه پیرو تصمیم‌گیری‌های خاصش، زندگی شخصی حیرت انگیزی نیز داشته است.</p>
<p>در روایتی که احمد هاشمی با استناد به منابع تاریخی و معتبر اما با لحنی کنایه آمیز و گاه طنزآلود برای مخاطبانش ارائه می‌کند، مخاطب نکات جالبی را درباره حقیقت مسعود رجوی در می‌یابد. از جمله اینکه هر سه همسر مسعود رجوی یعنی اشرف ابریشمچی، فیروزه بنی صدر و مریم رجوی از اساس بی حجاب بودند این در حالی است که در سازمان مجاهدین خلق حجاب اجباری است.<br />
همچنین در بحث ازدواج رجوی با دختر شانزده ساله ابوالحسن بنی صدر، فیروزه بنی صدر، مورخ به کودک همسری اشاره می‌کند و بر این باور است که ازدواج رجوی با دختر شریک سیاسی‌اش به طمع گرفتن اقامت کشور فرانسه بوده است.</p>
<p>در ادامه مورخ به ازدواج رجوی با مریم قجر عضدانلو می‌پردازد. در این راستا توصیفی از شخصیت مهدی ابریشمچی می‌دهد که اگرچه عاشق مریم بود اما در برابر دستور طلاق مسعود رجوی اطاعت کرد و اولین کسی بود که به اجرایی شدن انقلاب ایدئولوژیک کمک کرد. در روایت مورخ، چهره ابریشمچی به هنگام تبریک گفتن به مسعود و مریم در مراسم ازدواجشان در 30 خرداد 1364 چنین توصیف می‌شود: &#8220;یکی از گروتسک‌ترین لبخندها در طول تاریخ بشر&#8221;.</p>
<p>پس از آن مورخ به مرحله بعدی اجرایی شدن انقلاب ایدئولوژیک می‌پردازد و از دستور مسعود رجوی برای طلاق اجباری اعضا، در پی شکست مجاهدین خلق در عملیات فروغ جاویدان می‌گوید. به روایت پادکست مورخ نتیجه انقلاب ایدئولوژیک به فلاکت کودکان بسیاری می‌انجامد که اولین آنها اشرف ابریشمچی فرزند مشترک مریم رجوی و مهدی ابریشمچی بود.</p>
<p>در ادامه پادکست مورخ از ناپدید شدن مسعود رجوی، گمانه ها درباره زنده یا مرده بودن او، دستگیری مریم رجوی در پاریس، خودسوزی اعضا در اعتراض به دستگیری او، خودکشی کودکان مجاهدین خلق، انتقال تشکیلات به آلبانی و حمله پلیس آلبانی به پایگاه این گروه در سال گذشته می‌گوید.</p>
<p>مورخ چنان که وعده داده است تلاش می‌کند که در هر اپیزود یکی از پازل‌های تاریخ جهان را کنار هم بگذارد و آگاهی بخش باشد. درباره انقلاب ایدئولوژیک که به قدرت بلامنازع و خداگونه مسعود رجوی بر مجاهدین خلق انجامید، مورخ این پدیده را زاییده ایدئولوژی‌های آرمانی قرن بیستم می‌داند که چنان تاثیری بر ذهن و روان افراد داشته است که هنوز هم در قرن بیست و یکم، همه روابط و ابعاد زندگی انسانی عده‌ای را در سازمان مجاهدین خلق تحت سیطره خود دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61272">پادکست مورخ: انقلاب ایدئولوژیک پدیده‌ای عجیب و بی‌نظیر در تاریخ ما</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61272/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا هنوز مریم رجوی خود را رهبر عقیدتی مجاهدین می خواند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56900</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56900?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Nov 2023 10:00:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56900</guid>

					<description><![CDATA[<p>حدود 38 سال پیش، مریم قجرعضدانلو با این ادعا که مسعود رجوی، نه یک رهبر سیاسی، بلکه یک رهبر عقیدتی است، از همسرش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت و به ازدواج مسعود درآمد. هرچند در آن زمان مهدی ابریشمچی برجسته شد و در جایگاه دومین مرد تشکیلات پس از مسعود قرار گرفت و برای خود جایگاه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56900">چرا هنوز مریم رجوی خود را رهبر عقیدتی مجاهدین می خواند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حدود 38 سال پیش، مریم قجرعضدانلو با این ادعا که مسعود رجوی، نه یک رهبر سیاسی، بلکه یک رهبر عقیدتی است، از همسرش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت و به ازدواج مسعود درآمد. هرچند در آن زمان مهدی ابریشمچی برجسته شد و در جایگاه دومین مرد تشکیلات پس از مسعود قرار گرفت و برای خود جایگاه ویژه ای پیدا کرد، اما چهار سال بعد، مسعود (که هیچکس را در اطراف خود تحمل نمی کرد) باد گلوی او را کشید و به شیوه رسوا کننده اثبات کرد که او نه تنها برای انقلاب ایدئولوژیک بهایی نپرداخته، بلکه بجای همسر پیشین خود &#8220;مریم&#8221;، یک دختر جوان و بهتر همچون مینا خیابانی را نصیب خود ساخته و اساساً در جایگاهی نیست که بخواهد دم از انقلاب کردن بزند.</p>
<p>پس از اینکه مسعود با مریم ازدواج کرد، او را در مدار &#8220;رهبری عقیدتی&#8221; مجاهدین قرار داد و از همه خواست تا از مریم تبعیت کنند. قرار بر این بود که چنین طلاق و ازدواجی فقط در سطح آن دو باقی بماند و پایان راه باشد&#8230; از این پس، دفتر سیاسی مجاهدین نیز تعطیل و این نهاد شرک آلود توصیف شد و بجای آن هیئت اجرائی شکل گرفت که به معنای پایان یافتن سانترالیزم دمکراتیک (مرکزیت دمکراتیک) در درون تشکل مجاهدین به حساب می آمد، یعنی از آن پس، تصمیم گیرنده اصلی برای مجاهدین خلق، مسعود رجوی بود و بقیه سران سازمان، اجرا کننده دستورات او بودند.</p>
<div id="attachment_56901" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56901" class="size-full wp-image-56901" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-20231107.jpg" alt="ازدواج مسعود و مریم رجوی" width="700" height="803" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-20231107.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-20231107-262x300.jpg 262w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-56901" class="wp-caption-text">ازدواج مسعود و مریم رجوی</p></div>
<p>چهار سال بعد، همزمان با پس گردنی زدن به مهدی ابریشمچی، مریم به خواست مسعود بعنوان مسئول اول مجاهدین معرفی شد و با یکسری فراز و نشیب ها در درون مناسبات جا افتاد. هرچند که در این مرحله (که چند سال به طول انجامید) بسیاری از اعضا و کادرهای تشکیلات، انصراف و تغییر موضع دادند و از مجاهدین جدا شدند. پس از جنگ کویت (که بحران زیادی برای سازمان بوجود آورد و طلاق های اجباری و انتقال اجباری کودکان و جداکردن آنها از والدین را بدنبال داشت)، اولین مبحث مطرح شده از سوی مسعود رجوی که طی آن طلاق و ازدواج را خاص خودش خوانده بود، کمرنگ شد و رسماً اعلام کرد که تمام زنان مجاهد در حریم او هستند و هیچ مرد مجاهدی نباید خود را مجاز به ازدواج کردن بداند، چرا که همه زنان مجاهد، حتی همسران پیشین آنها، هم اکنون در حریم شرعی او قرار دارند (توجه باید داشت که مسعود خود را رهبر عقیدتی مجاهدین خوانده بود و اجرای فتاوی و اوامر او یک اقدام ایدئولوژیک و غیرقابل نفی به حساب می آمد). به این ترتیب، دیگر هیچ مردی در درون مناسبات نمی توانست فکر ازدواج به سر داشته باشد و باید می پذیرفت که تا زنده است مجرد بماند چرا که همه زنان، اعم از زنان مجاهد و یا سایر زنان جهان در حریم خصوصی مسعود قرار دارند. البته وی در این مرحله هیچ بحثی پیرامون مسائل جنسی به میان نیاورده بود و به همین خاطر تمامی مردان و زنان مجاهد تصورشان از ازدواج با مسعود، یک رابطه و پیوند ایدئولوژیک بود نه زناشویی&#8230;</p>
<p>این بحث تنها خاص مردان مجاهد نبود، زنان نیز باید می پذیرفتند که به هیچ مردی در جهان جز به مسعود رجوی نباید فکر کنند و تنها مجاز هستند او را همسر خود تلقی کنند (در ذهن). سال ها بعد که خانم بتول سلطانی از اسارت مسعود و مریم گریخت، افشا کرد که صورت مسئله بسیار فراتر از یک ازدواج خیالی بوده و بسیاری از زنان شورای رهبری، به اجبار و به دستور مریم قجرعضدانلو، به عقد مسعود درآمده و رسماً عضو حرمسرای او شده اند&#8230; در هر صورت، مجاهدین در این دوران می بایست رهبری عقیدتی مریم را با دل و جان می پذیرفتند و به خواسته های وی تن می دادند. از آنجا که مسعود و مریم خود را تا آن زمان عنصری بسیار عقیده مند و رهاشده از &#8220;خود&#8221; به حساب می آوردند، و در عین حال ادعای امپریالیسم و صهیونیسم ستیزی داشتند و هنوز مفاسد و خیانت های آنان برای هیچکدام از بدنه سازمان آشکار نشده بود، مجاهدین کمترین شک و شبهه ای به خود راه نمی دادند و مسعود را انسانی والا و فارغ و رها از عناصر جنسی و جنسیتی تلقی می کردند و او را ادامه راه حسین ع به حساب می آوردند.</p>
<p>اما پس از سقوط صدام، و چرخش ناگهانی مسعود به سمت آمریکایی ها و لگد زدن به جسد صدام حسین که عمری خود را متحد او قلمداد می کرد، اوضاع بسیار متفاوت شد و کسانی که خود را جانشین مولا علی، امام حسین و حضرت فاطمه می خواندند، اینک در تناقض و تضادی آشتی ناپذیر، دست به دامان مثلث امپریالیسم، صهیونیسم و وهابیسم شدند و با کمک آنها درصدد تسلیح دوباره و سرنگونی جمهوری اسلامی برآمدند. طبعاً اتحاد یک تشکل مدعی شیعه گری با جنایتکارترین نهادهای امنیتی جهان که عملاً دشمنان سازش ناپذیر پیامبر و اهل بیت هستند، چیزی نیست که بشود ساده گرفت و یا به فراموشی سپرد، بویژه که اساس بنیانگذاری سازمان مجاهدین در راستای مبارزه با آمریکا و ایادی داخلی آنان یعنی شاه ایران بود. سازمانی که رهبران آن در فلسطین اشغالی درس مبارزه گرفته بودند و برای تمرین های نظامی به آنجا سفر می کردند، اینک کنار دشمنان همان ملت مشغول زد و بند برای ساقط کردن جمهوری اسلامی شده اند و پا روی خون هزاران کودک فلسطینی قتل عام شده گذاشته اند.</p>
<p>در سال های اخیر و بویژه طی یکسال گذشته شاهد پیشبرد یک خط صهیونیستی از سوی مریم رجوی بوده ایم (که طی یکماه گذشته از پنهانکاری هم عبور کرده و رسماً علیه زنان و کودکان، به حمایت از رژیم کودک کش مشغول شده اند) و کوچکترین اخباری در رسانه های وی نیست که در حمایت از مردم غزه و محکومیت صریح بچه کش ها باشد. اما از آنسو تمامی اخبار، واکنش ها و مواضع سران این تشکل مافیایی، چرخاندن جنایت صهیونیست ها به سمت جمهوری اسلامی، و تلاش برای کودک کش جلوه دادن نظامی است که سال ها در برای خون آشام های اشغالگر ایستاده است.</p>
<div id="attachment_56902" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56902" class="wp-image-56902 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Gaza-230231107.jpg" alt="مردم غزه" width="700" height="446" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Gaza-230231107.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Gaza-230231107-300x191.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-56902" class="wp-caption-text">پیشبرد یک خط صهیونیستی از سوی مریم رجوی</p></div>
<p>اگر فقط به فعالیت های همین دو هفته اخیر ایادی مجاهدین و موضعگیری رسانه های مریم نگاهی بیندازیم، هیچ هدفی جز بیرون کشیدن لاشه صهیونیست ها از زیر آوار جنایت و کودک کشی آنها نیست: از اقدامات تروریستی و انفجاری در برخی شهرها گرفته تا بیرون خزیدن مسعود و مریم از تابوت و مخفیگاه برای درخواست لیست گذاری بازوان مسلح مردم ایران، کشته سازی و بچه کش خواندن نظام، دریوزگی از غربی ها برای حمله به ایران و مقصر دانستن رهبری در کشتارهای غزه بدون اشاره به انبوه جنایت دولت اشغالگر&#8230;</p>
<p>بدین ترتیب، مریم رجوی که روزگاری با ادعای خدمتگزارِ اهل بیت و رهروی از امام حسین و مولا علی، به عنوان &#8220;رهبر عقیدتی&#8221; مجاهدین منصوب شد، اینکه بطور کامل در خدمت دشمنان علی علیه السلام قرار گرفته و چشم بر کشتار زنان و کودکان مسلمان و مسیحی غزه بسته است. آیا اعضای مجاهدین، جدا از همه خیانت ها و جنایت های ثبت شده در پرونده مریم، نباید بخاطر اقدامات یکماه گذشته او را زیر سوآل ببرند که چرا صراحتاً نسل کشی غزه را محکوم نمی کند و کوچکترین تشری به اسرائیل نمی زند و درصدد کمرنگ کردن جنایت فجیع آنهاست که تمام مردم جهان را دچار بهت و خشم کرده است؟ آیا با چنین وضعیتی همچنان او را رهبر عقیدتی خود می خوانند و فراموش کرده اند سازمان مجاهدین بخاطر چه هدفی بنیانگذاری شد و پس از انقلاب هم چرا و با چه انگیزه ای میلیشیای مجاهد را شکل دادند؟ مگر قرار نبود ارتش 20 میلیونی برای مبارزه با امپریالیسم تشکیل شود؟ پس چرا اکنون مجاهدین سربازان بی جیره و مواجب امپریالیسم و صهیونیسم شده اند؟</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56900">چرا هنوز مریم رجوی خود را رهبر عقیدتی مجاهدین می خواند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56900/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی ها تا بی نهایت با زن، زندگی و آزادی دشمن هستند &#8211; قسمت هفتم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52224</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52224?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Nov 2022 09:14:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52224</guid>

					<description><![CDATA[<p>همانگونه که از عنوان این مطلب مشخص است هدفم این است که نشان دهم رجوی ها تا کجا با زن، زندگی و آزادی دشمن هستند. بر این اساس در قسمت های قبلی تلاش نمودم تا دشمنی رجوی ها با آزادی را بیان نموده و شرایط خفقان بار و سراسر محدودیت حاکم بر مناسبات فرقه رجوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52224">رجوی ها تا بی نهایت با زن، زندگی و آزادی دشمن هستند &#8211; قسمت هفتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همانگونه که از عنوان این مطلب مشخص است هدفم این است که نشان دهم رجوی ها تا کجا با زن، زندگی و آزادی دشمن هستند. بر این اساس در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52198">قسمت های قبلی</a> تلاش نمودم تا دشمنی رجوی ها با آزادی را بیان نموده و شرایط خفقان بار و سراسر محدودیت حاکم بر مناسبات فرقه رجوی را برای خواننده ملموس نمایم. از این قسمت وارد بخش دوم یعنی موضوع دشمنی رجوی ها با آزادی خواهم شد تا خوانندگان ببینند که زندگی به آن معنا که همه مردم فکر می کنند در مناسبات فرقه رجوی نه تنها جایی ندارد بلکه فکر کردن به آن هم برای اعضا ممنوع بود. مناسبات حاکم بر فرقه رجوی مناسباتی برده وار است که در یک سو رجوی ها به عنوان ارباب قرار داشته و بدون هیچ محدودیت (اقتصادی، اخلاقی، تشکیلاتی و . . .) از همه چیز برخوردارند و در سوی دیگر بقیه نیروها که از نظر رجوی برده او بوده و هیچ حقی جز کار کردن برای او و در نهایت کشته شدن در راه او ندارند.</p>
<p>همچنین باید یادآور شوم که زندگی در مناسبات جهنمی فرقه رجوی حالت ربات گونه دارد و همه چیز از مهم ترین مسائل عمومی تا ریزترین مسائل فردی که فقط به خود فرد بر می گردد، از طرف تشکیلات برای نیروها برنامه ریزی شده و نیروها حتی در بالاترین سطوح مانند ربات مجری آن برنامه ها بوده و مجبور به اجرای مو به موی برنامه ریزی هایی که برایشان انجام می شود هستند. آنچه در فرقه رجوی وجود دارد زندگی نیست بلکه بردگی و شرایط بی روح ربات وار است که جز ناامیدی، ناتوانی و پوچ شدن دستاورد دیگری برای نیروهای فرقه ندارد. آمار بالای خودکشی در بین نیروهای فرقه خود گویای این حقیقت است.</p>
<h3>یک – ازدواج ممنوع</h3>
<p><strong>رجوی می گفت خانواده کانون فساد است!</strong></p>
<p>یکی از ارکان زندگی خانواده است. همچنین یکی از متداول ترین و جا افتاده ترین اقدامات بشر در طول تاریخ برای پاسخ به صیانت ذات و همچنین پاسخ به نیازهای عاطفی و غریزی او، ازدواج و تشکیل خانواده می باشد. اما در فرقه رجوی و به دستور خود او نه تنها ازدواج ممنوع و حرام شده است، بلکه رجوی خانواده را &#8220;کانون فساد&#8221; نامید که باید نابود شود.</p>
<p>بدنبال شکست در استراتژی جنگ مسلحانه در داخل کشور و خروج نیروهای سازمان از ایران و رفتن به کردستان عراق یا فرانسه و اروپا، مسائل و مشکلات تشکیلاتی اوج گرفت و انتقاداتی نسبت به خط و خطوط و در نتیجه نسبت به خود رجوی که مسئول اول سازمان بود در اذهان نیروها به وجود آمد. رجوی که حاضر نبود مسئولیت شکست را بپذیرد، متوجه بحرانی شدن اوضاع در تشکیلات شده بود و می دید موقعیتش در خطر است. او دنبال این بود که با هر ترفندی شده ضمن اینکه مقصری برای شکست هایی که خودش عامل اصلی آن بود، پیدا کند. اذهان نیروها را نیز مشغول نموده تا به این ترتیب از بحران تشکیلاتی خلاص شود. هر چند از ریز نشست هایی که در آن زمان برگزار شد خبر ندارم اما بر اساس آنچه که خود رجوی در برخی نشست ها تعریف می کرد یا برخی از مسئولین سازمان در صحبت های خود بیان می کردند، او برای فرار از زیر بار مسئولیت شکست های استراتژیک و نظامی و در عین حال مطرح کردن خودش به عنوان یک شخص فراتر از دیگران، از اواخر سال 1363 ترفندی به نام &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; را مطرح نمود و با دست آویز کردن این ترفند، به نیروهای سازمان این را القاء نمود که علت مشکلات و شکست های سازمان این است که مسئولین و اعضا جایگاه او را درست تشخیص نداده و درک نکرده اند. رجوی خود را فراتر از مسئول اول سازمان و رهبر عقیدتی مجاهدین خلق و رهبر انقلاب نوین مردم ایران معرفی کرد و شعار مشمئزه کننده &#8220;رجوی ایران – ایران رجوی&#8221; را برای مدتی سرلوحه کارهای نیروها قرار داده بود.</p>
<p>بر اساس سناریوی که رجوی چیده بود، یک نفر در سازمان موقعیت رجوی را درست شناخت و برای آن که با رهبر خود یگانه شود از همسرش طلاق گرفت و به عقد رجوی در آمد. آن فرد کسی نبود جر مریم قجر عضدانلو که بعد از انجام مراسم عقد با رجوی به عنوان مریم رجوی خودش را معرفی می کند.</p>
<p>مدتی پس از آن که رجوی این ترفند را استارت زد، تمام سازماندهی تشکیلات تغییر کرد. رجوی دیگر نه به عنوان مسئول اول بلکه به عنوان &#8220;رهبر عقیدتی&#8221; خودش را مطرح می کرد و به این بهانه که از این پس در سازمان فقط حرف باید حرف رهبر عقیدتی باشد و بقیه نیروها فقط مجری اوامر رهبر عقیدتی هستند، دفتر سیاسی سازمان که برخی از اعضای آن می توانستند خطری برای او باشند را به همراه مرکزیت سازمان منحل نمود و به دنبال آن &#8220;هیات اجرایی&#8221; را به عنوان بالاترین نهاد تشکیلاتی در سازمان معرفی کرد. همانگونه که از اسم هیات اجرایی نیز پیداست، نقش آنها فقط اجرایی بود و به این ترتیب رسماً تمام تصمیم گیری ها به رجوی سپرده شد و دیگر کسی در تشکیلات نمی توانست جلوی یکه تازی های او را بگیرد و او سوار بر خر مراد، دیکتاتوری خود را بدلیل موقعیتی که کسب کرده بود هر روز محکم تر می کرد.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-39155 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_990207_2.jpg" alt="ازدواج رجوی" width="800" height="560" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_990207_2.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_990207_2-300x210.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_990207_2-768x538.jpg 768w" sizes="(max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>در ادامه این خیمه شب بازی، رجوی می گفت علت این که مسئولین و اعضای سازمان او را در جایگاه خودش که از نظر او &#8220;اقیانوس ها با بقیه مسئولین سازمان فاصله داشت&#8221; ندیدند این بود که در مشکلات خودشان از جمله در وابستگی به همسران شان گرفتار بودند. از این رو هنگامی که در فرانسه بود دستور داد تا مسئولین سازمان همسران شان را طلاق داده و حلقه های خود را به او بدهند. این موضوع اما در همان سطح مسئولین بالای سازمان اجرا شد و در بین اعضا اجرا نشد چرا که در آن زمان نیروهای سازمان در اروپا و کردستان عراق پراکنده بودند و رجوی کنترل کاملی روی آنها نداشت و در نتیجه مطرح کردن طلاق اجباری و ممنوعیت ازدواج می توانست موجب ریزش شدید نیروها بشود. نکته قابل ملاحظه بعدی این بود که با توجه به محدود نبودن اعضا در یک محیط بسته، خبر این اقدام می توانست به راحتی به بیرون از فرقه درز نموده و باعث آبروریزی رجوی بشود. حتی ممکن بود مردم فرانسه که وی در آن زمان در آنجا مستقر بود نیز به اقدام غیر اخلاقی او اعتراض کرده و در نتیجه فشار سیاسی سنگینی روی رجوی و فرقه وارد شود. به همین دلایل وی در آن زمان تنها مسئولین بالای سازمان را وارد بحث طلاق نمود.</p>
<p>رجوی در اواخر سال 1363 و اوایل سال 1364 هماهنگی هایی با دولت صدام انجام داد و در نهایت قرار شد که خودش و نیروهای سازمان در عراق متمرکز شوند. این حرکت، رجوی را تا حد زیادی از بن بست سیاسی و نظامی که در نتیجه شکست جنگ چریک شهری در داخل ایران متحمل شده بود خارج نمود. وی امکان اقدامات نظامی تحت حمایت ارتش صدام را پیدا کرد و در نتیجه از نظر سیاسی نیز بیشتر خود را مطرح نمود. از سوی دیگر با تشکیل ارتش خصوصی صدام تحت عنوان &#8220;ارتش آزادیبخش&#8221; نیروهایش را با وعده سرنگونی دلگرم نموده و آنها را سرگرم آموزش، پشتیبانی و عملیات نمود و به این ترتیب از بار مشکلات تشکیلاتی کاسته شد و ریزش نیروها را کم کرد. در این مرحله رجوی دیگر ضرورتی به بحث طلاق نمی دید و از ادامه دادن به آن خودداری کرد و به قول خودش حلقه ها را به مسئولین سازمان برگرداند. در واقع رجوی در آن زمان تصور می کرد با راه نفسی که تحت لوای ارتش خصوصی صدام یافته و عرض اندامی که با انجام عملیات در مناطق مرزی ایران می نماید و در حالی که نیروهایش هم سرگرم شده اند، دیگر دچار مشکل نخواهد شد.</p>
<p>اما علیرغم تمام شعارها و ادعاهایی که با سوء استفاده از آنها رجوی سعی می کرد ماسک صلح طلبی به صورت خود بزند، وجود جنگ برای او مرگ و زندگی بود چرا که ارتشش زائده جنگ بود و با کمک صدام از جنگ ارتزاق می نمود. بنابراین به محظ این که بحث خاتمه جنگ و آتش بس شد، گویا سنگ بزرگی بر کاخ شیشه ای او اصابت نمود و باعث فروریختن آن گردید.</p>
<p>رجوی در واکنش به خبر پذیرش قعطنامه آتش بس از سوی ایران، برای آن که زائده جنگ بودن ارتشش را بپوشاند، تصمیم ضد انسانی و ابلهانه حمله به ایران تحت عنوان عملیات &#8220;فروغ جاویدان&#8221; را گرفت.</p>
<p>شکست سنگین در این عملیات بار دیگر رجوی را به نقطه قبل از آمدن به عراق برد. حالا رجوی مانده بود و حوضی از شکست و انبوهی نیروهای مسئله دار و خواهان جدایی.</p>
<p>از این نقطه بود که رجوی بار دیگر بدنبال ترفندی می گشت که با کمک آن خودش را که عامل اول و اصلی این شکست بود بدر برده و دیگران را مقصر شکست معرفی کند.</p>
<p>هر چند رجوی مدعی بود همه چیز را با فاصله اقیانوس ها بهتر از دیگران می بیند اما نتوانسته بود تحلیل درستی از شرایط داشته و با پذیرش آتش بس از سوی ایران غافلگیر شده بود. این موضوع به همراه شکست سنگین در عملیات موسوم به فروغ که باعث گردید که موقعیت او به عنوان رهبر بلامنازع در حال از دست رفتن باشد. به همین خاطر او تلاش می نمود جایگاهش به عنوان رهبری را بار دیگر احیا کند. همچنین رجوی دنبال این بود تا نیروهای فرقه که او را مقصر شکست می دانستند و طلبکار او بوده و تعداد زیادی از آنان خواهان جدایی بودند را بار دیگر فریب داده و ضمن مشغول کردن آنها به مسائل دیگر، آنان را بدهکار خود نماید.</p>
<p>رجوی راه حل نجات بخش خود را در این دید که نیروهای فرقه را مسئول شکست در عملیات معرفی نموده و آنها را متهم نماید که با تمام توان نجنگیدند. با این نیت مدتی بعد از شکست در عملیات موسوم به فروغ جاویدان و بسته شدن راه نفس ارتشش بدلیل اجرای آتش بس در جنگ ایران و عراق، نشستی برگزار نمود و با وقاحت رو به نیروها گفت که همه شما چه مرد و چه زن در عملیات دنبال همسر خود بودید و اگر هم مجرد هستید بدنبال رسیدن به کسی بودید که در اذهان خود قصد ازدواج با او را داشتید و به همین دلیل توان و قدرت شکافتن تنگه را نداشتید و رهبر خود را به تهران نبردید!!</p>
<p>از این مرحله به بعد رجوی بار دیگر بحث طلاق ها را شروع کرد. حالا دیگر او محدودیت و دست بستگی های سال 1364 را نداشت. نیروهایش در داخل قرارگاه های جهنمی در عراق گرفتار بودند و همه چیز تحت کنترل او بود. هیچ کس نه صدای آنها را می شنید و نه خبری از قرارگاه ها بدون اجازه او می توانست به بیرون برود. بنابراین لایه به لایه، رده های مختلف تشکیلاتی را وارد بحث طلاق نمود. تا اینکه در سال 1370 آخرین رده های سازمانی نیز وارد بحث طلاق شده و رسماً در کل سازمان ازدواج ممنوع و حرام شد. رجوی پس از آن بارها اعلام کرد که &#8220;خانواده کانون فساد است&#8221;!!</p>
<p>اینبار اما بر خلاف سال 1364، شرایط هر روز نسبت به قبل برای رجوی و تشکیلاتش بدتر و بدتر می شد و در نتیجه رجوی که می دانست اگر کمی از فشارها کم کند، دیگر تشکیلاتی نخواهد ماند، هر مرحله فشارها را بیشتر و مناسبات را فرقه ای تر می کرد. به این ترتیب ضمن اینکه مناسبات تشکیلاتی به یک مناسبات کاملا فرقه ای تبدیل شد، سطح سرکوب نیز روز به روز بیشتر می شد و به مرور هیچ حق و حقوقی برای نیروهایش باقی نگذاشت.</p>
<p>رجوی که می خواست بر همه چیز نیروهایش کنترل داشته باشد، روزی در یک نشست گفته بود &#8220;من از کجا بدانم در اتاقی که در آن زن و شوهر هستند چه می گذرد؟&#8221; (نقل به مضمون). در واقع او داشت طلاق ها را توجیه می کرد و با این جمله می خواست بگوید از صحبت های زن و شوهری که منتقد او باشند و خارج از آسایشگاه های جمعی در اتاق خودشان باشند، خبر ندارد و به همین دلیل باید خانه های آن زوج ها که در سازمان به آن &#8220;اسکان&#8221; می گفتند را منحل کرد.</p>
<p><em>* اسکان قسمتی بود در ضلع شرقی قرارگاه جهنمی اشرف که چند مجموعه ساختمانی را شامل می شد و زنان و مردان متاهل در آنجا یک اتاق داشته و آخر هفته می توانستند به آنجا بروند. البته حتی قبل از منحل کردن خانواده نیز رجوی برای آن که این خانواده ها را به نوعی تحت کنترل داشته باشد، ساختمان ها را طوری ساخته بود که در یک ساختمان دو خانواده زندگی می کردند. هر کدام یک اتاق خواب جدا داشتند اما بقیه قسمت ها شامل سالن، آشپزخانه، سرویس بهداشتی و . . . مشترک بود و در نتیجه باز زیر نظر دیگران و تحت کنترل بودند.</em></p>
<p>آن زمان اعضای مجاهدین که از گذشته خود جداشده بودند و از خانواده پدری خود جداشده و هیچ ارتباطی با پدر، مادر، خواهر یا برادر و دیگر اقوام خود نداشتند و از کشور خود نیز خارج شده و هیچ هم زبان و دوستی هم نداشتند، مجبور شدند اگر متاهل هستند همسران خود را طلاق داده و اگر مجرد هستند فکر ازدواج را از سر خود بیرون کنند.</p>
<p>رجوی پایه ای ترین موضوعات زندگی و روش های بر طرف کردن نیازهای عاطفی و غریزی را از اعضای فرقه گرفت تا بتواند به جاه طلبی های پایان ناپذیر خود برسد.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52224">رجوی ها تا بی نهایت با زن، زندگی و آزادی دشمن هستند &#8211; قسمت هفتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52224/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فرایند قدرت یابی مریم رجوی در فرقه مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51702</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51702?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Oct 2022 10:00:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51702</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تاریخ خفت‌بار سازمان مجاهدین خلق، نحوه برکشیدن مریم رجوی بسیار عجیب است. ازدواج غیرمنتظره او با مسعود رجوی، حتی اعضای سازمان را نیز در بهت و حیرت فرو برد. عجیب‌تر اینکه قبل از رسمی شدن این پیوند نامبارک، برخی از اعضای رده بالای سازمان از ارتباط غیرشرعی و غیررسمی مریم و مسعود آگاه بودند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51702">فرایند قدرت یابی مریم رجوی در فرقه مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ خفت‌بار سازمان مجاهدین خلق، نحوه برکشیدن مریم رجوی بسیار عجیب است. ازدواج غیرمنتظره او با مسعود رجوی، حتی اعضای سازمان را نیز در بهت و حیرت فرو برد. عجیب‌تر اینکه قبل از رسمی شدن این پیوند نامبارک، برخی از اعضای رده بالای سازمان از ارتباط غیرشرعی و غیررسمی مریم و مسعود آگاه بودند. مسعود خدابنده سرتیم حفاظت از مریم و مسعود رجوی می‌گوید: &#8220;مسعود رجوی و مریم عضدانلو هیچ‌وقت بصورت رسمی ازدواج نکردند. طلاق مریم عضدانلو از مهدی ابریشمچی هم رسمی و شرعی نبود. من به خاطر کارم (حفاظت) به خاطر دارم که مریم قبل از ازدواج با مسعود از وی حامله بود و برخی هم فهمیده بودند. انتقال مریم به بیمارستان برای کورتاژ توسط برادرِ مسعود رجوی (صالح رجوی) انجام شد و من هم حفاظت را به عهده داشتم.&#8221;</p>
<p>دکتر صفاءالدین تبرائیان در کتاب &#8220;خوابگردها (ارتباط سازمان مجاهدین خلق با نهادهای اطلاعاتی و نظامی عراق)&#8221; درباره نحوه برکشیدن مریم قجر عضدانلو در سازمان مجاهدین می‌نویسد:</p>
<h3>یک تصمیم شوکه‌کننده!</h3>
<p>هفته پایانی سال 1363 در تاریخ رو به انحطاط فرقه &#8220;مجاهدین&#8221; واقعه‌ای رخ داد که از منظری داغ آنچه یک دهه پیش[1] به وقوع پیوست را تا حدودی به محاق فراموشی سپرد. گویا مجاهدین عزمشان را جزم کردند تا هر دهه یک‌بار همگان را شوکه کنند. در 27 اسفند 63 رادیو سازمان خبر ازدواج مسعود رجوی با مریم قجر عضدانلو، همراه با تمجید این &#8220;دستاورد عظیم شگرف ایدئولوژیکی و ایثار و از خودگذشتگی&#8221; را به سمع و نظر شنوندگان و علاقه‌مندان خود رساند. بسیاری از اعضا و هواداران بهت‌زده سؤال می‌کردند: &#8220;مگر مریم زن برادر مجاهد مهدی ابریشمچی نیست؟&#8221; و در ادامه متحیرانه و کنجکاوانه اظهار می‌کردند: &#8220;مریم کی از مهدی جداشده[2] و چرا!&#8221; بنگاه خبری و رادیوی سازمان آن‌ها را زیاد معطل نگذاشت و به بخشی از پرسش‌های بی‌شمار آنان چنین پاسخ داد که: &#8221; لازمه‌ فعلیت یافتن و تحقق تمام‌عیار ترکیب نوین رهبری ما&#8230; یگانگی هرچه بیشتر مریم و مسعود در رأس رهبری سازمان و انقلاب است که لاجرم زوجیت و محرمیت آن‌ها با یکدیگر را ایجاب می‌کند.&#8221;[3]</p>
<p>گفته شده است مریم قجر که در پاییز 1361 از ایران گریخت، از بدو ورود به پاریس در دفتر رجوی مشغول به کار بوده و عملاً اداره دفتر وی را عهده‌دار و بیشترین نشست‌ها را با رئیس فرقه داشته است.[4] حدود 40 روز پیش از صدور اطلاعیه رسمی سازمان مبنی بر وصلت مریم و مسعود، رجوی در 7 بهمن 1363 مریم قجرعضدانلو (همسر ابریشمچی) را به عنوان هم‌ردیف مسئول اول سازمان معرفی کرد. همین اقدام زمینه‌ساز طلاق تشکیلاتی مریم از مهدی شد. این ارتقاء، یعنی دو هفته قبل از صدور اطلاعیه سازمان مبنی بر جدایی رجوی از فیروزه بنی‌صدر است، که نشان‌دهنده تصمیم مسبوق به سابقه پیشین رجوی جهت جداسازی مریم از مهدی و وصلت با همسر دوست و همرزم تشکیلاتی‌اش می‌باشد.</p>
<p>مینا ربیعی[5] با اشاره به این‌که رجوی از اواخر پاییز 1363 به گونه نهان‌روشانه &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; را طراحی کرد، اظهار می‌دارد: قبل از این‌که انقلاب ایدئولوژیک را اعلام کنند، تحت عنوان این‌که رژیم نفوذی داخل سازمان فرستاده، بچه‌ها را [در منطقه کردستان عراق] خلع سلاح کردند و زندان‌هایشان را آماده کردند&#8230; 750 نفر را بازداشت و زندانی کردند&#8230; بعد از آن&#8230; ترتیب جدایی آقای رجوی و خانم فیروزه بنی‌صدر را دادند و به فاصله کوتاهی بین خانم مریم عضدانلو و آقای مسعود رجوی اعلام ازدواج کردند&#8230; کمتر کسی بود که این خبر را بشنود و با شگفتی برای چند روز به این مسئله فکر نکند&#8230; این چه معنایی دارد که آقایی که همسرش را دوست دارد، از او جدا بشود و آقای دیگری ـ حتی بدون رعایت مسائل دینی‌اش ـ &#8230; که باید چهار ماه صبر کنند، شاید این زوجین به هم برگشت کنند&#8230; بدون در نظر گرفتن این موارد، ازدواجشان را اعلام کردند. [6]</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38788 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg" alt="رجوی ها" width="500" height="362" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36-300x217.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<h3>فرایند قدرت یابی مریم رجوی در فرقه مجاهدین</h3>
<p>اقدام رجوی، افکار عمومی سازمان را عمیقاً جریحه‌دار کرد. طلاق اجباری دو نفر که دختر سه‌ساله‌ای نیز داشتند، حتی خشم و اشمئزاز اکثریت مخالفان نظام جمهوری اسلامی را نیز برانگیخت. آنان این اتفاق شگفت‌انگیز، غیرمترقبه و نادر را تلاش در راستای رهبرسازی به منظور سرپوش نهادن بر ناکامی‌های استراتژیک سازمان و فائق آمدن بر تضادهای برآمده اعضاء و بحران‌های درون تشکیلات تلقی کردند. رجوی در تبیین این &#8220;تحول عمیق درونی و ارتقاء جدا کیفی و تکاملی&#8221; اظهار می‌دارد: یا باید در قعر چاه ظلمت فنا شوم و مردم ایران از شر خودم و سازمانم رها شوند یا باید تمام‌عیار به نصرتم برخیزید. بله، شقاوت، دزدی، زن‌بارگی و یا تولدی جدید و انفجار رهایی. شاخص این تولد و تولدیافتگانش آن مهدی و این مریم هستند؛ این مریم و آن مهدی که طاق جدیدی از فنا را بنا کردند. یک روز گفتم که جای انگشتری‌های مطلقه این‌ها در آرم سازمان است.&#8221;[7]</p>
<h3>نظر یکی از اعضای جداشده مجاهدین درباره ازدواج مسعود و مریم</h3>
<p>به گفته یکی از جداشدگان فرقه: جریان این طلاق و ازدواج بعدها نام انقلاب ایدئولوژیک به خود گرفت. واقعاً هم انقلاب بود، انقلاب در سکس و زن‌بازی و توهین به مقام زن و به مقدسات مردم. هضم این حادثه ناموسی برای فرهنگ و سنن ایرانیان بسیار سنگین بود. ازدواج‌های مسعود تصویری بد اما واقعی در اذهان هواداران باقی گذاشت. این امر، یعنی ازدواج با زنی که شوهر دارد بسیار بیشتر از تغییر ایدئولوژی سازمان در سال 54، خطرناک، ماجراجویانه و غیرمسئولانه بود. [8]</p>
<h3>ابریشمچی؛ کسی که باید تحقیر می‌شد!</h3>
<p>البته یک روی دیگر انتقادات متوجه ابریشمچی بود. پرسش آن بود که وی چرا و چطور تن به این &#8220;ایثار&#8221;، &#8220;تولد&#8221;، &#8220;فنا&#8221; داده است و به خاطر &#8220;رفیق مجاهد&#8221; اش، از همسرش و مادر یگانه فرزندش (اشرف) &#8220;گذشت&#8221; کرده است. به یاد داشته باشیم که پس از هلاکت خیابانی، کنار کشیدن یعقوبی، و مسئله‌دار شدن برخی افراد قدیمی، ابریشمچی به‌عنوان جدی‌ترین آلترناتیو رجوی، برای او خطری به شمار می‌آمد. برادر شریف (نام تشکیلاتی ابریشمچی) البته ذلیل‌تر از آن بود که از تشکیلات منفک گردد. وی حتی خوارتر از آن بود که به این بی‌شرافتی اعتراض نماید، لیک به نظر رئیس فرقه لازم بود تحقیر شود تا فاصله رهبری با نزدیک‌ترین افراد بیشتر شود تا مبادا روزی هوای جانشینی به سرشان زند. از طرفی، ضروری بود تا به همگان فهمانده شود که حتی &#8220;ناموس&#8221; آنان نیز از آن مسعود است که ناموس انقلاب به شمار می‌آید. رجوی در تبیین این طلاق و ازدواج، به‌سان یک بنگاه سخن‌پراکنی و توجیه‌گری، آن را &#8220;انفجار رهایی و تولید رهبری&#8221; برشمرد. به گمان وی، لازمه انفجار، فراهم آوردن خرج مقدماتی است، یعنی &#8220;چاشنی که باید موج انفجار را به خرج اصلی منتقل کند. اینجا طلاق و ازدواج خرج مقدماتی و اولیه این انفجار بود.&#8221; البته مقدمات اولیه با فداکاری مهدی فراهم آمد تا &#8220;چاشنی&#8221; که نزد مسعود بود به «خرج اصلی» که در اختیار مریم قرار داشت، منتقل گردد، تا به تعبیر رئیس فرقه که اصلاً حرفه و شغلش &#8220;مجاهده&#8221; است، این فرآیند به &#8220;انفجار رهایی [و] تولید رهبری&#8221; بیانجامد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-48751 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_Marriage_2.jpg" alt="ازدواج مسعود و مریم رجوی" width="700" height="441" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_Marriage_2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_Marriage_2-300x189.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<h3>فرایند قدرت یابی مریم رجوی در فرقه مجاهدین</h3>
<p>ابریشمچی، از اقدام بیشرمانه رجوی با عنوان ازاله چرک و کثافت یاد کرد که به براق شدن ایدئولوژی انجامید! محمود عطایی، آیه تطهیر در حق اهل‌بیت را تلاوت کرد. محمد حیاتی، حدیث اکمال دین و اتمام نعمت در غدیر خم خواند. محمد سیدی کاشانی، مسعود را در عرش اعلی پنداشت. حسین ابریشمچی (برادر کوچک‌تر مهدی)، آرزو کرد در پیشگاه مریم و مسعود زانو زند و شهادتین به‌جا آورد. محسن (ابوالقاسم) رضایی، جاذبه و دافعه رجوی را چون علی(ع) دانست و اظهار اطمینان کرد مسعود در روز قیامت شفاعتش را بکند.</p>
<h3>انتخاب مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور ایران!</h3>
<p>تقریباً 8 سال بعد از وصلت مسعود و مریم رجوی، یعنی در روز 7 شهریور 1372، طبق معمول و به ناگاه اعلام شد که شورای ملی مقاومت طی اجلاسی در بغداد، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهوری ایران برگزیده است. جالب آن‌که رجوی به‌عنوان رهبر مقاومت ایران همسرش را به نمایندگی از طرف اکثریت قاطع مردم ایران به ریاست جمهوری منصوب کرد و &#8220;مهر تابان&#8221; اش خواند و 30 مهر را پرواز &#8220;سیمرغ رهایی&#8221; اعلام کرد. کوتاه زمانی بعد مریم برای انجام &#8220;مأموریت به خاطر آزادی و حاکمیت ملی و مردمی و در راستای آزادی خلق و میهن&#8221; راهی فرانسه شد، هرچند سه سال بعد به عراق بازگشت.</p>
<p>لازم به ذکر است که سال‌هاست بلندپایه‌ترین رده‌های تشکیلاتی سازمان به دختران جوان، بی‌تبار و ریشه عقیدتی و پیشینه سیاسی سپرده می‌شود. به باور ابراهیم خدابنده: &#8220;رجوی معتقد بود زن‌ها بیشتر و سریع‌تر در معرض القائات ذهنی قرار گرفته و وابسته می‌شوند و لذا به آنان اعتماد بیشتری داشت.&#8221; رویکرد و تمایل رجوی در برهه سه ساله حضورش در ایران، از موقع آزادیش از زندان در 1357 تا فرارش به فرانسه در 1360، به زنان بیش از مردان بود. برای وی تسلط بر خانم‌ها به‌مراتب راحت‌تر از سلطه بر آقایان بود، هر چند در بزنگاه‌هایی قوامیت خواهران بر برادران کار دستشان داد. یکی از اعضای سابق ستاد اطلاعات سازمان در تشریح افتضاح عملیات فروغ می‌نویسد: &#8220;بی‌لیاقتی تعدادی از فرماندهان زن سازمان که رجوی و مریم برای تظاهر و خودنمایی آن‌ها را بر سر یگان‌ها و تیپ‌ها گذاشته بودند و عدم آشنایی آن‌ها با مسائل و تاکتیک‌های نظامی و آرایش‌های جنگی، خود از عوامل این شکست بود. تعدادی از این فرماندهان زن مسئولان سیاسی یا پشتیبانی و تدارکاتی بودند که در موضع فرمانده تاکتیکی تیپ‌ها در صحنه می‌جنگیدند.&#8221;</p>
<p>رجوی با طرح مسأله رهایی زن و هم‌ردیفی مریم با خود سعی کرد هم به رهبری خود در درون سازمان رسمیت ببخشد و هم خود را فردی دموکرات در مناسبات سازمان جا بزند. در کنار این مسئله، هدف دیگر رجوی در سال 64 برکناری و طرد خطر مردهای باتجربه و سابقه‌دار در مناسبات تشکیلاتی سازمان بود که چنانچه هم‌ردیف او قرار می‌گرفتند می‌توانستند در مقاطع و سرفصل‌های مختلف و حساس در مقابل او بایستند و زیر بار سیاست‌ها و تصمیمات خودسرانه‌ی او نروند. رجوی می‌دانست زنان حاضر در تشکیلات نمی‌توانند برای او مشکلی جدی ایجاد کنند.</p>
<p>معالجه روحیه اعضا و هواداران &#8220;نیم‌سوز&#8221; سازمان در خارج از کشور و بازگرداندن اعتماد ازدست‌رفته و افزایش شور و هیجان در میان آن‌ها؛ دیگر، ترمیم و بازسازی چهره سازمان در سطح بین‌المللی؛ همچنین تخریب دیپلماسی جمهوری اسلامی و افشاگری برضد آن، از علل عمده انتقال &#8220;مهرتابان&#8221; و &#8220;سیمرغ رهایی&#8221; از بیابان‌های اطراف بغداد به منطقه خوش آب و هوایی در شمال پاریس بود. همراه با مریم قجر، شماری از کادرها و اعضای قدیمی سازمان نیز به فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی انتقال داده شدند.</p>
<h3>فرایند قدرت یابی مریم رجوی در فرقه مجاهدین</h3>
<p>دستگاه تبلیغاتی مجاهدین با بوق و کرنا سر و صدای زیادی حول تشریف‌فرمایی رئیس‌جمهور برگزیده به اروپا راه انداخت. اعضا و هواداران به خط شدند تا از رئیس‌جمهوری که بدون شرکت در انتخابات و تنها از طرف یک نفر- شوهرش- برای سرزمین ایران برکشیده شده بود، استقبال نمایند. البته اذن دخول و تفرجش پیشاپیش اخذ شده بود.</p>
<p>برای مریم، دوره ما بعد العراق، حداقل برای مدت سه سال، آغاز شده بود. پروژه جذب ایرانیان خارج ‌نشین با ریخت و پاش فراوان و با برپایی شوها و کارناوال‌ها، کنسرت‌ها و واریته‌ها، و گردهمایی‌های گزاف و بی‌مصرف، کلید خورد. فرقه‌گرایان، هر که با آنان همراهی نمی‌کرد حکم با رژیم بودنش را صادر می‌کردند.</p>
<p>با آمدن رئیس‌جمهور دگماتیسم تشکیلاتی به اروپا، آرامش چند ساله ایرانیان مقیم کشورهای اروپایی به هم خورد. وانگهی، فضای اروپا نیز تغییر کرده بود. جدایی عده‌ای از نیروهای سازمان از تشکیلات، افشاگری و بازگویی بلاها و مصیبت‌هایی که در دخمه‌ها و زندان‌های مخوف مجاهدین در عراق بر سرشان آمده بود، خشم افکار عمومی را برضد رجویان برانگیخت و نقشه‌های آن‌ها در تلطیف جو حاکم را نقش بر آب کرد. درگیری‌های لفظی سازمانیان با جریان‌های سیاسی معارض جمهوری اسلامی در اروپا و آمریکا و مقابله با رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری آن‌ها، آن هم با ادبیات و مدلولات کلامی خشک، خشن و استالینیستی ویژه مجاهدین بار دیگر ثابت کرد امید بستن به این جماعت برای تغییر و رعایت قواعد رقابت سیاسی سالم و دموکراتیک محال است.</p>
<p>رجویان در جذب هواداران نیم‌بند و عناصر مسئله‌دار یا افسرده سیاسی و بریده تشکیلاتی نیز توفیقی کسب نکردند. آنان اعتمادشان را به مجاهدین از دست داده بودند و به سران سازمان به دید ضربه‌زنندگان به روحیه و آرمان‌هایشان می‌نگریستند. رجوی چونان رهبری بود که به‌مثابه یک قاتل، سال‌های جوانی‌شان را ویران و لحظه‌های شیرین عمرشان را تباه ساخته بود. اعلام ابلهانه جنگ مسلحانه برضد نظام و به مسلخ فرستادن نیروها، فرار از تهران و رها کردن غیرمسئولانه اعضا و هواداران در شهرها، ازدواج مصلحتی با دختر بنی‌صدر، دادن وعده‌های مکرّر پوچ و توخالی مبنی بر سقوط قریب‌الوقوع رژیم در ایران، ازدواج با همسر دوستش، جاسوسی برای عراق و همراهی نظامی با بعثیان عفلقی در مقابله با ایرانیان، به قربانگاه فرستادن چند هزار نفر در ماجراجویی فروغ جاویدان، مشارکت ارتش آزادیبخش در قیام عمومی ملت عراق و سرکوب مسلمانان عرب، کرد، ترکمن و شیعیان اپوزسیون یک کشور دیگر به نفع هیئت حاکمه فاشیست آن کشور، برخورد ناجوانمردانه با اعضا و کادرهای مستعفی که مورد آزار، شکنجه، و حتی قتل قرار گرفتند و&#8230; همگی به این جو بی‌اعتمادی دامن زد.</p>
<p>منبع: صفاءالدین تبرائیان؛ «خوابگردها (ارتباط سازمان مجاهدین خلق با نهادهای اطلاعاتی و نظامی عراق)»، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1392، صص 48-45 و 108-104</p>
<h3>پی‌نوشت‌ها:</h3>
<p>1- اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان از «اسلام» به «مارکسیسم» و آشکار ساختن این ارتداد عقیدتی که پس از سلطه و غلبه مسلحانه مارکسیست‌ها بر تفکر مبتنی بر «آمیزه ماتریالیسم و مذهب» تشکیلاتی، به قتل شماری از اسلامگرایان ایستاده بر اصول و مواضع دینی‌شان در سازمان انجامید.</p>
<p>2- سازمان تاریخ طلاق مریم قجر عضدانلو از همسرش مهدی ابریشمچی را 25 اسفند 1363 اعلام کرد، یعنی حدود یک ماه پس از صدور اطلاعیه سازمان مبنی بر جدایی مسعود رجوی از فیروزه بنی‌صدر.</p>
<p>3- مجاهد، ش241، ص25. در اطلاعیه سازمان، برای این‌که عده‌ای «هوس» این قبیل «تجانس‌های توحیدی» تشکیلاتی به سرشان نزند، تأکید دارد این اقدام استثنایی تنها منحصر به مسعود و مریم است. «چنین یگانگی تشکیلاتی و خانوادگی البته فقط و فقط در رأس رهبری سازمان موضوعیت دارد و لذا مطلقاً در هیچ نقطه دیگر سلسله‌مراتب سازمان قابل الگوبرداری نبوده و نیست.»</p>
<p>4- پس از طلاق «مریم» از «مهدی» و ازدواج با «مسعود»، ریاست دفتر رجوی را شهرزاد صدر حاج‌سیدجوادی، همسر محمود قجر عضدانلو (برادر مریم) عهده‌دار شد.</p>
<p>5- خواهر اشرف ربیعی (همسر اول رجوی) و زن پرویز یعقوبی. پرویز یعقوبی از کادرهای قدیمی و باسابقه سازمان (و باجناق رجوی از طریق همسر اول) همراه مینا ربیعی، مدت‌هاست از فرقه رجوی جدا شدند.</p>
<p>6- نشست فرانکفورت. میزگرد 9 دسامبر 1994[م/ 18 آذر 1373ش] در دانشگاه فرانکفورت [آلمان]. [چاپ سوئد]، بی‌نا، بی‌تا.</p>
<p>7- مجاهد، ش253 (پنج‌شنبه 6 تیر 1364). حق با رجوی است، واقعاً آرم سازمان نماد این عمل زشت، موهن، ساختارشکنانه و به تعبیر برخی اعضای جداشده این بی‌ناموسی را کم دارد.</p>
<p>8- هادی شمس حائری، بن‌بست انحراف. تهران، کیهان، 1373، ص21.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51702">فرایند قدرت یابی مریم رجوی در فرقه مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51702/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51314</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51314?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Aug 2022 08:28:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51314</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل گفته شد که رفته رفته صف بندی اعضا در پایگاه جلال زاده به دو طیف انقلاب کرده و انقلاب نکرده تغییر کرد و تلاش میشد نفرات انقلاب نکرده در انزوای هر چه بیشتر تشکیلاتی قرار بگیرند تا تکانی بخورند. وضعیت محمود از همه بدتر بود. دو هفته ای بود که همسرش دیگر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51314">روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51283">قسمت قبل</a> گفته شد که رفته رفته صف بندی اعضا در پایگاه جلال زاده به دو طیف انقلاب کرده و انقلاب نکرده تغییر کرد و تلاش میشد نفرات انقلاب نکرده در انزوای هر چه بیشتر تشکیلاتی قرار بگیرند تا تکانی بخورند. وضعیت محمود از همه بدتر بود. دو هفته ای بود که همسرش دیگر به دیدن او نمی آمد و هیچ گونه پیامی هم نمی فرستاد.</p>
<p>محمود همانند دیگر نفراتی که هنوز وارد پروسه انقلاب نشده بودند همچنان با خود کلنجار می رفت و بدنبال پیدا کردن گره کور &#8220;همه چیزش&#8221; بود که از طرف مسئولین بعنوان پیش شرط درک مسئول اولی مریم و ورود به نشست ها بود. بیش از دو هفته بود که از همسرش بی خبر بود وهیچ کس هم بدرستی پاسخ سوال های او را نمیداد. به مرور زمان تعداد اعضای باقیمانده دریافتند &#8220;همه چیز&#8221; همان همسر است که باید برای فهم و درک انقلاب مریم و مسئول اول شدن او از آن گذشت و طلاق داد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25787 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Divorce_1.jpg" alt="فرقه و نفی روابط خانوادگی" width="500" height="343" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Divorce_1.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Divorce_1-300x206.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Divorce_1-220x150.jpg 220w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>از اعضای انقلاب نکرده در پایگاه جلال زاده فقط محمود باقی مانده بود که تحت هیچ شرایطی نمی خواست از همسرش جدا شود. چندین بار از طرف مهدی ابریشمچی و عباس داوری با او صحبت شد که خود را تعیین تکلیف کند که چه تصمیمی در نهایت قرار است بگیرد. ولی هر بار محمود عنوان می کرد به وقت بیشتری برای فکر کردن نیاز دارد و هنوز موضوع بحث و ضرورت طلاق را نفهمیده است. یک بار در نشست عمومی اعضای مستقر در جلال زاده به بیان تناقضاتش در مورد موضوع انقلاب پرداخت و در حضور جمع گفت: من مسئولین قدیمی برادر را ذیصلاح تر از مریم می دانم. چون مریم سابقه تشکیلاتی آنچنانی ندارد و احساس می کنم به صرف ازدواج با برادر مسعود به این سمت انتخاب شده است.</p>
<p>تناقض بعدی اش این بود که مسئول اولی مریم چه ربطی به مسئله طلاق دیگر اعضا دارد! نمیشود مریم مسئول اول باشد و بقیه اعضا از همسرانشان جدا نشوند؟ این یک تناقض در راس و بدنه است، راس سازمان مسعود و مریم با انقلاب ازدواج کنند و ما بقی اعضا با استناد به همین انقلاب مجبور به گرفتن طلاق شوند؟ مهدی ابریشمچی که دید تحت هیچ شرایطی محمود حاضر به ورود به پروسه انقلاب و بحث طلاق نیست تمامی مسئولیت های او را گرفت و گفت از این به بعد کار تو فقط دیدن نوارهای نشست های انقلاب است و هیچ کار دیگری نمی کنی.</p>
<p>محمود با همین وضعیت ضربه سهمگین دیگری دریافت کرد وقتی که به او گفتند همسرش از او داوطلبانه طلاق گرفته و دیگر حاضر به دیدن او نیست بدجوری به لحاظ روحی و روانی بهم ریخت. هنوز باورش غیر ممکن می نمود. محمود علیرغم فشارهای تشکیلات هیچگاه وارد پروسه انقلاب بصورت جدی نشد و هنوز عاشقانه همسرش را دوست داشت و بیشتر وقت خود را به نگاه کردن به عکس های او و مرور خاطراتی که با هم داشتند می گذراند. رفته رفته به عنوان یک عنصر غیرفعال در تشکیلات و ضد انقلاب مریم به او نگاه می شد. در تمام مدت به این فکر می کرد که یک نشستی پیش بیاید تا او بتواند در اشرف یکبار دیگر همسرش را ببیند و علت اینکه یکطرفه و بدون اطلاع از وی طلاق گرفته را بپرسد تا اینکه زمانش فرا رسید.</p>
<p>برای تعمیق انقلاب نشستی با حضور مسعود و مریم در سالن اجتماعات برگزار شد. کلیه اعضای مستقر در جلال زاده با یک مینی بوس به اشرف رفتند. محمود در تمامی لحظات مسیر بغداد تا اشرف به این فکر می کرد که با چه طرح و برنامه ای همسرش را ببیند؟ بعد از انجام بازرسی های معمول همه وارد سالن شدند. چشمان محمود در سالن و سمت محل نشست زنان می چرخید تا شاید همسر سابقش را ببیند. در یک فرصتی که در نشست اعلام تنفس شده بود، وی از سالن خارج شد . بعد از مدتی همسرش را دید و با وی احوالپرسی مختصری کرد که این حرکت او از چشمان مامورینی که برای کنترل او گذاشته بودند پنهان نماند. بعد از اینکه نشست رجوی تمام شد و اعضا به بغداد و پایگاه جلال زاده برگشتند اعلام شد فردا بعد از ظهر شریف با نفرات نشست دارد.</p>
<p>ساعت 6 بعد از ظهر روز بعد همه در زیر زمین جلال زاده نشسته و منتظر مهدی ابریشم چی بودند که از اشرف به جلال زاده بیاید و نشست را شروع کند. به محض اینکه ابریشمچی پشت میزی که روی سن قرار گرفته بود نشست، گفت: می خواهم یکایک بیایید و بگویید از نشست رهبری چی گرفته اید؟ چند نفر بلند شده و پشت میکروفن قرار گرفته و صحبت کردند. محمود اما همچنان در سکوت بود تا اینکه عباس داوری یادداشتی به ابریشمچی داد و بلافاصله وی اسم محمود را صدا زد که پای میکروفن بیاید. محمود به سختی از صندلی بلند شد و تلوتلو خوران سمت میکروفن رفت. همه اعضای شرکت کننده در نشست می دانستند که محمود هیچ رغبتی برای صحبت کردن در مورد انقلاب ندارد.</p>
<p>مهدی ابریشمچی گفت خوب بگو از نشست رهبری چی گرفتی؟ محمود بعد از مکث کوتاهی گفت چیزی متوجه نشدم. با گفتن این جمله اوباش رجوی که برای برهم زدن تعادل روحی روانی و شکستن افراد منتقد و مسئله دار به این نشست ها می آمدند، شروع به دادن فحش و ایجاد داد و فریاد بر سر محمود کردند؛ که این ضد انقلاب هنوز حاضر نیست از آن عفریته (نامی که رجوی بر همسران اعضا بعد از جریان طلاق گذاشته بود) دست بکشد. او هنوز دارد به خیانت هایش به رهبری ادامه می دهد. در این لحظه مهدی ابریشمچی با اشاره دست، چماقداران خود را مجبور به سکوت کرد و گفت این حرف های شما در مقابل عمل زشتی که او در جریان همین نشست رهبری انجام داده هیچ است! اگر بگویم سقف فرود می آید . بعد رو به محمود کرد و گفت: به این جمع بگویم چه عمل کثیف و خیانت آمیزی مرتکب شدی تا تیکه تیکه ات کنند؟ محمود همچنان به سکوت خود ادامه داد. ابریشمچی خطاب به جمع شرکت کننده در نشست گفت همین دیروز در حالیکه اکثر نفرات در نشست با رهبری بیعت دوباره می کردند و بر سر مسئله طلاق بعنوان تنها راه رهایی خودشان و سرنگونی رژیم تاکید داشتند، این خائن در سالن دربه در بدنبال همسر سابقش بود تا مجددا آن احساسات و عواطف شرک آلود و خاطرات زندگی ننگین مشترک گذشته را در او زنده کند و از پشت به رهبری خنجر بزند.</p>
<p>بعد با عصبانیت و داد و فریاد به محمود گفت: مگر نمی دانی که همسر گذشته ات دیگر در حریم رهبری است و بر تو حرام است؟ با این کارت چه هدفی را دنبال می کردی؟ بعد سکوت کرد و صحنه را به سگان هار و درنده خود سپرد تا حق مسعود و مریم را از حلقوم محمود بیرون بکشند! آنها محمود را در میان خودشان محاصره و از هر طرف به او حمله ور شدند. مشت و لگد بود که نثار محمود میشد. پیراهنش پاره و خون از گوشه لبش سرازیر بود. بعد از چند دقیقه بدستور مهدی ابریشمچی همه از اطراف محمود کنار رفتند و ابریشمچی سوال کرد، خوب حالا بگو چی گرفتی؟ محمود در حالیکه به زحمت روی پای خود بند بود و به آرامی قطرات خون را از گوشه لبش پاک می کرد. گفت هنوز چیزی متوجه نشدم. باز سر و صدا از ته سالن بلند شد. ابریشم چی گفت: می روی با خودت حسابی فکر می کنی و در نشست بعدی جواب می آوری.</p>
<p>نشست تمام شد. محمود به زحمت خودش را از پله های طبقات جلال زاده بالا می کشید و بسمت اتاقی که در آن قرنطینه بود رفت. به دستشویی رفت تا آبی به سر و صورتش بزند. از آینه چهره درهم شکسته و قطرات خشکیده خون در گوشه لبش را دید. باورش نمیشد! به یادش آمد روزی که از ایران با هزاران شوق و امید و برای اخذا دکترا با هزینه مالی خانواده اش به آمریکا رفته بود و در آنجا با مجاهدین آشنا و با چه شوق و انگیزه ای به امید آزادی و رفاه مالی مردمش و استقلال ایران به این جریان پیوسته و با همه وجودش تلاش و فعالیت می کرد. او دیگر تحصیلات را کنار گذاشته و تمام وقت در خیابانهای واشنگتن و بوستون و تگزاس مشغول جمع آوری کمک مالی برای سازمان بود. حالش از خودش بهم می خورد. باز به یاد همسرش افتاد که تا همین چند وقت پیش چه امید و آرزوهایی برای آینده داشتند. با نگاه به آینه تمامی خاطرات گذشته و روزهای زندگی مشترک برایش بار دیگر تداعی شد. با تمام وجود پشیمان بود. احساس می کرد همه زندگی اش را در انتخاب مسیر غلطی که آرمان مجاهدین خلق بود باخته است. وی در انتظار لحظه ای خود را تسکین میداد که بتواند از این جهنم خودساخته بگریزد.</p>
<p>اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51314">روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51314/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق &#8211; قسمت چهارم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51283</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51283?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Aug 2022 08:30:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51283</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل گفته شد، هر هفته تعدادی ازدواج در دستور کار قرار می گرفت و  زوج ها بر سر زندگی مشترک خود می رفتند. محمود از ستاد روابط خارجی یکی از این موارد بود. بعد از مراسم عقد بشدت به همسرش دلبسته و وابسته شد. بطوریکه مسئولینش را بشدت عصبانی و نگران ساخته بود. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51283">روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51224">قسمت قبل</a> گفته شد، هر هفته تعدادی ازدواج در دستور کار قرار می گرفت و  زوج ها بر سر زندگی مشترک خود می رفتند. محمود از ستاد روابط خارجی یکی از این موارد بود. بعد از مراسم عقد بشدت به همسرش دلبسته و وابسته شد. بطوریکه مسئولینش را بشدت عصبانی و نگران ساخته بود.</p>
<p>بعد از چند هفته و به دنبال نشست مهدی ابریشم چی با محمود مجددا اجازه دیدار با همسرش به او داده شد. در اولین دیدار مشخص شد همسرش هم طی این مدت تحت برخوردهای تشکیلاتی قرار داشته و بنحوی بایکوت بوده است. دیدارهای محمود با همسرش این بار خیلی بسته تر و با کنترل بیشتر صورت می گرفت. مهدی ابریشم چی در نشست با محمود از وی تعهد کتبی گرفته بود که برای رعایت حرمت و حریم های تشکیلاتی تلاش کند و از روابط و مناسبات زندگی عادی فاصله بگیرد.</p>
<p>دیدارها و ارتباطات محمود با همسرش با پذیرش همان محدودیت ها ادامه داشت تا بحث های انقلاب درونی و طلاق در مناسبات به جریان افتاد. یک روز صبح که همه در پایگاه جلال زاده آماده رفتن به سر کارهایشان بودند اعلام شد همه افراد ساعت 9 در زیر زمین جلال زاده حاضر باشند. برادر رحمان (عباس داوری) با آنها کار دارد. همه متعجب مانده بودند که چه کاری ممکن است داشته باشد! چون معمولا نشست های تشکیلاتی جمعه شب برگزار میشد. راس ساعت 9 همه در زیرزمین پایگاه جلال زاده جمع شدند و هر کس با حرکات چشم و با زبان بی زبانی از نفر دیگر علت تجمع را سوال می کرد؟ چند دقیقه بعد عباس داوری به جمع نفرات پیوست و در حالیکه یک کاست ویدیویی در دست داشت خطاب به حاضرین گفت: الان شما یک پیام را می بینید. هر کس بعد از دیدن نوار باید برود لحظه خود را بخواند و درک و برداشت هایش را گزارش کند. فعلا تا اطلاع ثانوی کارهای جاری بجز در موارد خاص تعطیل میشود و حول نوار متمرکز شوید. و بعد به فرهنگی پایگاه اشاره کرد که تلویزیون را روشن کند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-39753 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_7_990322_1.jpg" alt="نشست های مسعود رجوی" width="800" height="487" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_7_990322_1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_7_990322_1-300x183.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_7_990322_1-768x468.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>همه به صفحه تلویزیون خیره شدند. فیلمی بصورت کوتاه و در چند دقیقه پخش شد که مسعود رجوی، مریم را بعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق معرفی می کرد. بدنبال آن سوالی مطرح شد که مریم مسئول اول مجاهدین خلق؟! چرا؟ تلویزیون خاموش شد. همه متعجب و هاج و واج خیره به صفحه تلویزیون مانده بودند که صدای رحمان همه را بخود آورد. بروید جواب این سوال را پیدا و به من گزارش کنید. پاسخ به این سوال یک تحول بزرگ در زندگی شما ایجاد می کند و همه دگرگون خواهید شد و بعد از همه خواست به محل های کار خود برگردند و پاسخ سوال را پیدا کنند.</p>
<p>ذهن ها بشدت درگیر شده بود. برای همه غیر قابل باور بود که با وجود آن همه مسئولین با سابقه و حتی زنانی با سابقه تشکیلاتی بالاتر نسبت به مریم و اسارت در زندان های شاه تحت مسئولیت مریم که سابقه تشکیلاتی و سیاسی و مبارزاتی چندانی نداشت قرار بگیرند؟ ذهن ها بکلی درگیر این سوال بود که مریم مسئول اول؟ چرا؟ هر کس تلاش می کرد از دیگری کمک بگیرد. ولی پاسخ سوال به ذهن هیچ کس نمی رسید. چون همه اعضا در لایه اول ذهنشان صورت مسئله را غیر واقعی و انتخاب مریم را فرمالیستی می دیدند. در لایه اول ذهن همه پاسخ را در ارتباط همسری مریم با مسعود می دیدند و برخی هم ظاهر او، توجه شان را جلب می کرد.</p>
<p>بعد از چند روز اولین نشست های مهدی ابریشمچی در طبقه چهارم پایگاه جلال زاده با تعداد معدودی از اعضا شروع شد. مدتی بود که دیگر همسران اعضا برای دیدن آنها به پایگاه نمی آمدند. آنها هم بنحوی درگیر این نشست ها بودند. نحوه برگزاری نشست ها طوری مخفیانه برگزار میشد تا حسادت دیگر اعضا که در آن نشست ها شرکت نداشتند را برانگیزد. تمام وقت اعضا در خلوت خودشان ساعت ها به سر و مغز خود می کوبیدند که پاسخی برای این چرایی بدست بیاورند. تلویحا و غیرمستقیم از طرف عباس داوری به اعضا گفته شده بود که پاسخ این سوال به گذشتن از همه چیزتان بستگی دارد. وقتی می توانید به این چرایی پاسخ دهید که قبلش از همه چیزتان گذشته باشید. مشکل دو تا شد الان دیگر باید بدنبال این همه چیز گشت! هر روز تعداد بیشتری به نشست ها می رفتند و مابقی نفرات کنجکاوتر شده بودند. سوال همه آنها این بود؟ &#8220;یعنی انها توانسته اند همه چیزشان را بفهمند و از آن بگذرند&#8221;!</p>
<p>در جریان دیدارهای خصوصی تلاش می کردند از نفراتی که در نشست ها شرکت دارند بفهمند همه چیز چیست؟ ولی اعضا کاملا توجیه شده بودند که به دیگر نفرات چیزی نگویند تا خودشان به آن برسند. رفته رفته صف بندی اعضا در پایگاه جلال زاده به دو طیف انقلاب کرده و انقلاب نکرده تغییر کرد و تلاش میشد نفرات انقلاب نکرده در انزوای هر چه بیشتر تشکیلاتی قرار بگیرند تا تکانی بخورند. وضعیت محمود از همه بدتر بود. دوهفته ای بود که همسرش دیگر به دیدن او نمی آمد و هیچ گونه پیامی هم نمی فرستاد. محمود ذهنش بدجوری درگیر قطع ارتباط همسرش شده بود و به نشست ها زیاد توجهی نداشت. خلوت تنهایی در اتاق کار و تلاش برای یافتن پاسخ به انبوه سوالات و کسب خبر در مورد وضعیت نامعلوم همسرش تمام فکرش را مشغول کرده بود.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51283">روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51283/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تازه شدن بحث سواستفاده‌های جنسی رجوی از زنان تشکیلاتش</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51181</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51181?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Aug 2022 09:52:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51181</guid>

					<description><![CDATA[<p>در حالی که هنوز ویدئوی شادی غیر عادی مهدی ابریشمچی به هنگام تبریک گفتن به مسعود رجوی برای ازدواج با همسرش مریم قجر عضدانلو در شبکه اجتماعی دست به دست می‌شود و مورد تحلیل و نقد و از همه بیشتر تمسخر فعالان فضای مجازی قرار می‌گیرد، بتول سلطانی بار دیگر سکوت خود را برای افشای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51181">تازه شدن بحث سواستفاده‌های جنسی رجوی از زنان تشکیلاتش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در حالی که هنوز ویدئوی شادی غیر عادی مهدی ابریشمچی به هنگام تبریک گفتن به مسعود رجوی برای ازدواج با همسرش مریم قجر عضدانلو در شبکه اجتماعی دست به دست می‌شود و مورد تحلیل و نقد و از همه بیشتر تمسخر فعالان فضای مجازی قرار می‌گیرد، بتول سلطانی بار دیگر سکوت خود را برای افشای فساد رجوی می‌شکند و نتایج ذلت بار واگذاری همسر ابریشمچی به مسعود رجوی را در کل تشکیلات مجاهدین خلق را مرور می‌کند.</p>
<p>ابریشمچی که تا لحظه جاری شدن عقد ازدواج مسعود با مریم، حلقه ازدواجش در انگشت مریم است، برای روبوسی و تبریک گفتن به رهبر ایدئولوژیک و نوعروسش که مادر دخترش است، سر از پا نمی‌شناسد. اگر در همان سال 1364، قدرت رسانه‌ها به اندازه امروز بود و خبرها و تصاویر واگذاری همسر ابریشمچی به رهبر سازمان مجاهدین خلق به نحو گسترده‌ای منتشر می‌شد و به دست صاحبان رسانه و تحلیگران می‌رسید، شاید وقایع بعدی که در کیش مخرب رجوی رخ داد، قابل پیش بینی بود. وقایعی که بعدها افرادی چون بتول سلطانی از آن پرده برداشتند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-48751 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_Marriage_2.jpg" alt="ازدواج مسعود و مریم رجوی" width="700" height="441" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_Marriage_2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_Marriage_2-300x189.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>اما در واقعیت، آنچه در درون تشکیلات مجاهدین خلق گذشته، همواره در فضای بسته و منزوی فرقه رخ داده است. همچنین، در عالم سیاست و خبر، تشکیلات مجاهدین خلق مهره مهمی به حساب نمی‌آمد که خبر ازدواج رجوی با همسر دوست مبارزاتی‌اش با همه شگفتی‌هایش، پوشش چندانی بگیرد. با این وجود، برای گفتن حقیقت هیچ وقت دیر نیست.</p>
<p>در پی افشاگری‌های بتول سلطانی، اعضای جدا شده از مجاهدین خلق، هر کدام شواهدی برای فساد جنسی مسعود رجوی با همکاری و هدایت شخص مهدی ابریشمچی، مریم قجر (رجوی) و دیگر سران هرم تشکیلاتی رجوی، ارائه می‌دهند. قربانعلی حسین نژاد به خاطر دارد که ابریشمچی همواره به اعضای تشکیلات القا می‌کرد به تبعیت از او همسران خود را تقدیم مسعود رجوی کنند:</p>
<p>&#8220;سال ۸۰ در قرارگاه پارسیان مجاهدین واقع در غرب بغداد مهدی ابریشمچی مسئول بخش ما از بخشهای سیاسی سازمان بود در نشستی مردانه (به اصطلاح سازمانی نشست برادران) که من هم در آن حضور داشتم و از قضا ردیف جلو و درست جلوی میز سخنرانی‌اش نشسته بودم گفت (عین جملاتش): زنهای شما که سال ۷۰ از شما جدا شدند و اعلام طلاق عمومی شد پا جای پای خواهر مریم گذاشتند یعنی همانطور که مریم از من طلاق گرفت با مسعود ازدواج کرد زنان شما هم با برادر مسعود ازدواج کردند چشمتان را بر زنان سابقتان ببندید آنها حلقه‌های شما را در آورده و به دست برادر کرده‌اند. آنها زنان و نوامیس رهبری هستند وقتی به زن سابقت نگاه جنسی می‌کنی به ناموس رهبری چشم چرانی می کنی.&#8221;</p>
<p>حسین نژاد این جملات را ذیل ویدئوی مذکور که در صفحه فرامرز دادرس منتشر شده است می‌نویسد. دادرس، پژوهشگر و مترجم ساکن فرانسه خود درباره این تصاویر می‌نویسد: &#8220;یادم هست در همان زمان یک وکیل متشخص فرانسوی که به امورات فرقه رجوی رسیدگی می‌کرد، استعفاء داد و در مصاحبه‌ای گفت ؛ ما در فرانسه هم چنین چیزی تاکنون ندیده‌ایم که یک نفر زنش را به شخص دیگری واگذار کند و بگوید انقلاب ایدیولوژیک کردیم&#8221;.</p>
<p>امروز <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a8%d8%aa%d9%88%d9%84-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86%db%8c">بتول سلطانی</a> پس از سه سال سکوت، پرانگیزه‌تر از پیش به میدان آمده است و بر سخنانی که در سال 1385 پس از فرار از فرقه رجوی به زبان آرود، تاکید می‌کند. او که در سفر اخیرش به آلبانی با ممانعت پلیس فرودگاه تیرانا و حملات اعضای مجاهدین خلق مواجه شد، بار دیگر مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. سلطانی و همراهش افشین کلانتری به ناچار به محل زندگی‌شان در آلمان بازگشتند اما سکوت خود را شکستند و به افشای شرایط برده‌داری مدرن در مجاهدین خلق از جمله سواستفاده جنسی مسعود رجوی از زنان رده شورای رهبری پرداختند.</p>
<p>بتول سلطانی به دعوت انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) به آلبانی رفته بود. پس از بازگشت او به آلمان، مسئول آلبانیایی انجمن آسیلا، آقای داشامیر مرسولی برای دلجویی و عذرخواهی از او و افشین کلانتری به آلمان سفر کرد. در این دیدار سلطانی بار دیگر از فرایند کشاندن زنان به خوابگاه رجوی سخن گفت. او از ذهنیتی می‌گوید که او به عنوان یک زن مجاهد در آغاز درباره مسعود رجوی و القائات ایدئولوژیکش درباره یگانه شدن زنان با رهبری داشت:</p>
<p>&#8220;من همواره فکر می‌کردم همه اینها ایدئولوژیک است و فکر نمی‌کردم که بار عملی داشته باشد که ما به طور واقعی به اتاق خواب مسعود رجوی برویم اما وقتی به چشم خودم دیدم که این موضوع جنبه فیزیکی یا عملی دارد هر آنچه در ذهنم نسبت به رهبری و نسبت به این مسیر وجود داشت، فرو ریخت.&#8221;</p>
<p>به نظر می‌رسد که ماجرای کارشکنی‌های عوامل مجاهدین خلق برای جلوگیری از حضور بتول سلطانی در آلبانی به ضرر تشکیلات تمام شده است. او هر روز در مصاحبه‌ها و دیدارهایش از فساد موجود در تشکیلات رجوی می‌گوید از اینکه رجوی باور داشت سقف اول سقف جنسی ست و اعضا باید از همسرانشان طلاق بگیرند و به طور واقعی با مسعود رجوی رابطه جنسی برقرار کنند. در کنار این افشاگری‌ها هر روز شواهدی در فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود که اسرار آن سوی دیوارهای قرارگاه اشرف از جمله مرگ‌های مشکوک، سرکوب‌های تشکیلاتی و فرارهای ناموفق در تشکیلات مریم رجوی را برای جامعه برملا می‌کند. فضای رسانه‌ای امروز قابل مقایسه با دهه شصت نیست.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51181">تازه شدن بحث سواستفاده‌های جنسی رجوی از زنان تشکیلاتش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51181/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ادعای دموکراسی خواهی با این طرز تفکر؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49027</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49027?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Feb 2022 10:06:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49027</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود رجوی قبل از اینکه مسئله ازدواجش با مریم رجوی را علنی کند، تغییرات مهمی در کمیته ی مرکزی انجام داد تا در حد ممکن از مخالفت های طبیعی با این اقدام نامشروع خود جلوگیری نماید. او با این کار موفق به انجام نیات پلید و ضدانسانی خود شد و بطوری که ذیلا ملاحظه میشود، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49027">ادعای دموکراسی خواهی با این طرز تفکر؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود رجوی قبل از اینکه مسئله ازدواجش با مریم رجوی را علنی کند، تغییرات مهمی در کمیته ی مرکزی انجام داد تا در حد ممکن از مخالفت های طبیعی با این اقدام نامشروع خود جلوگیری نماید.</p>
<p>او با این کار موفق به انجام نیات پلید و ضدانسانی خود شد و بطوری که ذیلا ملاحظه میشود، حضار جلسه چنگ بر شخصیت خود انداخته و ضمن تایید این عمل نامشروع و به غایت زشت مثلث مسعود، مریم و مهدی ابریشمچی سخنانی بر زبان آوردند که مایه ی شرم هر انسان نرمالی است.</p>
<p>من چند نمونه ازاین سخنان شرم آور را که در کتاب دکتر یرواند آبراهامیان آمده که نامبرده هیچ رابطه و زد وبندی با حکومت ایران نداشته و بعنوان یک محقق برجسته و صاحب وجدان علمی از شهرت عظیم جهانی برخوردار است و در نقل این مطالب از نشریات و منابع خود مجاهدین خلق استفاده کرده ، ذیلا نقل میکنم:</p>
<p><strong>&#8221; مسعود! تو مرا نجات دادی و به من زندگی جدیدی بخشیدی. این تو بودی که تاریخ را منور ساختی. این تو بودی که پلی شدی بین ما  که فانی هستیم و پیامبران. این تو بودی که هرچه بیشتر ما را به امامان و پیامبران نزدیک نمودی. این تو بودی که ایران وجهان را از اسلام دروغین علمای فاسد، ریاکار وتشنه ی قدرت نجات دادی ( ابراهیم مازندرانی از مریدان رجوی- 1364)&#8221;</strong></p>
<p><strong>&#8221; این مسعود (رهبر کبیر وهوشمند) زمان خویش است و هر زمانی باید که مسعود خود را داشته باشد. سایر مجاهدین هر کدام مسئول داشتند اما مسعود تو غیر ازخودت کسی نداشتی که به او اتکا کنی. مسعود یعنی مجاهدین . او مغز، قلب، رشادت و روح کل سازمان است. ( مهدی ابریشمچی) &#8220;</strong></p>
<p><strong>&#8221; مرا به معلمی مناسبی بسپار تا انقلاب ایدئولوژیک را بهتر درک کنم. ( خلیل رضائی پدر رضائی ها) &#8220;</strong></p>
<p>از سخنان ابراهیم مازندرانی ابدا احساس نمیشود که چگونه این کار مسعود که پیآمدهای مهلکی مانند طلاق های اجباری و بی سرپرست گذاشتن کودکان معصوم و&#8230; را داشته ، سبب نزدیکی او به پیامبران شده است.</p>
<p>آیا پیامبران و امامان چنین رویه هایی را داشتند و یا برعکس بر واجب بودن صیانت از اساس خانواده تاکید موکدی داشتند؟</p>
<p>ابریشمچی هم که بعد از مسعود و مریم نقش مهمی در به این وضع در آوردن سازمان مجاهدین خلق داشته و خود مایه ی ننگ این سازمان و حتی هر انسان غیر وابسته به این سازمان و تنها معتقد به حفظ حرمت خود ، میباشد، حاضر نیست که این لقب &#8221; کبیر &#8221; را در سطح تشکیلات خودشان محدود نگه داشته و به سطح عموم بشری تسری ندهد، دقیقا مانند یک برده و یا مرید تمام عیار یک فرقه ی ارتجاعی عمل کرده است.</p>
<p>البته در جایی از این سخنان، حق با آقا مهدی است که روشن میکند وضعیت سازمانی را که مسعود متوهم و بوالهوس روح سازمان است و این روح پلید تا بدین درجه از بهیمیت سقوط کرده است.</p>
<p>آقای خلیل رضائی هم کسی نبود که اسلام را نشناسد و در این اظهار نظر بطور سربسته ای میگوید که او اسلام را بهتر از مسعود میشناسد ، این انقلاب ایدئولوژیک و رابطه ی آن با اسلام را درک نمیکند و پیشنهاد دارد که برای حفظ جان و موقعیت کم و بیش ممتازش در مناسبات رجوی، آموزش های لازم را به او بدهند تا منبعد و سر بزنگاه ها دست از پا خطا نکند.</p>
<p>خواننده ی محترم این یادداشت کوتاه!</p>
<p>حالا قضاوت کنید که چگونه میتوان انکارهای سازمان استحاله یافته ی مجاهدین خلق دائر بر اینکه یک جریان عمیقا فرقه ای و آنهم از نوع خطرناک و ضد مردمی اش را قبول کرد؟</p>
<p>چگونه میتوان به ادعاهای دموکراسی خواهی این جریان تروریستی و جاسوس که همه چیزشان را در وجود نحس رجوی متوهم و خود شیفته خلاصه کرده اند، قبول داشت؟</p>
<p>آنهم زمانی که اغلب میدانیم که دموکراسی از اعمال اراده ی اکثریت مردم بدست میآید؟</p>
<p>عضو یک خانواده ی داغدار و متحمل فراق</p>
<p>رضا اکبری نسب</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49027">ادعای دموکراسی خواهی با این طرز تفکر؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49027/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فراز و نشیب پهلوان مهدی ابریشمچی در انقلاب مریم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Jan 2022 10:48:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=48689</guid>

					<description><![CDATA[<p>مراسم پهلوانی 40 سال پیش که مسعود رجوی هزاران نوجوان را وارد کشتار خیابانی و عملیات تروریستی کرد و خود به همراه بنی صدر به فرانسه گریخت تا در امنیت باشد، هیچکس تصور نمی کرد همسر و فرزند خردسال وی با سرنوشتی شوم مواجه شوند، اما چند ماه بعد اشرف ربیعی کشته و فرزند یک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689">فراز و نشیب پهلوان مهدی ابریشمچی در انقلاب مریم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>مراسم پهلوانی</h3>
<p>40 سال پیش که مسعود رجوی هزاران نوجوان را وارد کشتار خیابانی و عملیات تروریستی کرد و خود به همراه بنی صدر به فرانسه گریخت تا در امنیت باشد، هیچکس تصور نمی کرد همسر و فرزند خردسال وی با سرنوشتی شوم مواجه شوند، اما چند ماه بعد اشرف ربیعی کشته و فرزند یک ساله آنها نیز قربانی بی تدبیری و قدرت طلبی پدر شد. با اینحال، مسعود نگران نبود چون بهانه خوبی برای ازدواج سیاسی با یک دختر جوانتر و مشهورتر پیدا شده بود و دختر بنی صدر در این موقعیت از اهمیت بیشتری برایش برخوردار بود. داستان ازدواج دوم زیاد هم به درازا نکشید و فیروزه که حاضر نبود همراه با مسعود در باتلاق صدام گرفتار شود، مسعود را رها کرد تا فارغ از رنج و درد هزاران دختر میلیشا، با رئیس دفتر خود «مریم عضدانلو» قرارداد جدید امضا کند و با سومین ازدواج، مبارزه با جمهوری اسلامی را به مداری بالاتر جهش دهد!. اینکه مسعود به مریم دلباخته بود و یا مریم عاشق او گشت و این عشق از کی پدیدار شد، بحث دیگری است، اما داستان عشق شیرین و فرهادِ این زوج خیلی زود در مناسبات پیچید و تصمیم به ازدواج گرفتند. اما یک مانع بزرگ بر سر راه بود و مریم، همسر مهدی ابریشمچی، سومین شخصیت سازمان پس از مرگ موسی خیابانی بود و مسعود نمی توانست به راحتی با همسر وی پیوند بخورد و بایست پیشاپیش زمینه های لازم آماده شود.</p>
<p>در همان ایام، مسعود معاون اول خود، علی زرکش را به بهانه شکست علمیات های تروریستی محاکمه و به اعدام محکوم کرده بود و بهترین گزینه پس از وی «ابراهیم ذاکری» فرمانده قوای مجاهدین در کردستان عراق بود، ولی در راستای اهدافی که مسعود برای خود در نظر گرفته بود، مهدی ابریشمچی یک مدار تشکیلاتی بالاتر رفت و در صدر مردان مجاهد قرار گرفت. در ادامه، مسعود خواهر موسی خیابانی را نیز ترغیب کرد تا با مهدی که تفاوت سنی زیادی با وی داشت ازدواج کند. همه چیز آماده شده بود و تنها گام، مشروعیت بخشیدن به ازدواج، با یک استدلال ایدئولوژیک بود.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-48691 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-2.jpeg" alt="مهدی ابریشمچی" width="800" height="495" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-2.jpeg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-2-300x186.jpeg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-2-768x475.jpeg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>مسعود برای این هم برنامه داشت و گفت این ازدواج یک اقدام فداکارانه برای رهایی زنان و یک «انقلاب ایدئولوژیک» برای تغییر اندیشه شرک آلود جنسیت است و من نیز «رهبر عقیدتی» مجاهدین هستم. وی دفتر سیاسی را منحل و همه اعضای آنرا هیئت اجرائی و مجری دستورات رهبر خواند. وی ادعا داشت که مریم خود را ققنوس وار در آتش انداخته تا رهبری عقیدتی را به دیگران بشناساند و در نتیجه هم ردیف رهبر عقیدتی محسوب می شود. بدین ترتیب در 30 خرداد 1364 که سرآغاز ورود سازمان به فاز مسلحانه بود، آن دو رسماً ازدواج کردند و آن را حرکتی ایدئولوژیک در راستای سرعت گرفتن سرنگونی نظام جلوه دادند. در این نمایش، مسعود از مهدی ابریشمچی تقدیر کرد و او را فراتر از همه پهلوانان جهان خواند و مینا را با یک خطبه به عقد او درآورد. به این شکل، مهدی ابریشمچی نه تنها به یک همسر بسیار جوانتر از مریم دست یافت، که در رأس همه مردان قرار گرفت و نام او در صدر انقلاب ایدئولوژیک مریم ثبت گردید!. این نمایش، تنها یک قربانی داشت و آن «مینا، امانت موسی خیابانی در دستان مسعود رجوی» بود.</p>
<h3>بازپس گیری بازوبند پهلوانی!</h3>
<p>از آن پس، مهدی که نسبت خانوادگی با مسعود پیدا کرده بود، یکه تاز عرصه تشکیلات شد. «زندگی با زن جوان و سربزیر، سخنرانی های هیجانی، مزه پرانی برای زنان، تکه پرانی به مردان، سفرهای مستمر اروپایی» بخشی از دوران طلایی آقا مهدی پس از گرفتن بازوبند پهلوانی در ماه عسل جدید بود. اما این ماه عسل دائمی نبود، و مسعود نمی توانست مدام نظاره گر جولان مهدی در تشکیلات باشد. فقط 4 سال طول کشید تا پهلوان اسطوره ای مجاهدین، از سکوی قهرمانی به پایین کشیده شود. پهلوان نامدار انقلاب مریم، با یک حرکت هوشمندانه نقش بر زمین شد. انتخاب مریم به عنوان «مسئول اول سازمان»، یک ضربه فنی شدید به مهدی بود که طی این سالیان، در دل بسیاری نفوذ کرده بود و می رفت تا در برابر مسعود هم ابراز وجود کند.<br />
26 مهرماه 1368، همزمان با معرفی مریم بعنوان مسئول اول، دوران افول مهدی آغاز گردید و کار به جایی رسید که او را به خاطر گرفتن لقب پهلوانی زیر ضرب بردند و معترف کردند که نه تنها خصلت پهلوانی نداشته، بلکه حق مریم و مسعود را هم غصب و از آن خود کرده، چرا که بیش از همه، مسعود بود که انواع تهمت ها را به جان خرید تا با مریم ازدواج کند و مسیر رهایی و برابری مجاهدین را هموار نماید!. و مریم بود که دست از همسر و فرزند شست و خود را 24 عیار در اختیار رهبر عقیدتی اش گذاشت. در این میان، آقا مهدی نه تنها برای وصل شدن به رهبر عقیدتی اش تلاش نکرد، بلکه با یک دختر جوانتر از مریم هم پیوند خورد و مورد ستایش قرار گرفت… بدین ترتیب، مهار مهدی دوباره به دست مسعود افتاد و بازوبند پهلوانی اش بازپس گرفته شد!. از این دوران شیطنت های مهدی هم فروکش کرد و در انقلاب مریم ذوب شد!</p>
<h3><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-48690 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-1.jpg" alt="مهدی ابریشمچی" width="700" height="357" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-1-300x153.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></h3>
<h3>شیطنت پس از استقرار مسعود در تابوت!</h3>
<p>دوران افول مهدی زمانی آغاز شد که زن دیگری چشم مسعود را گرفته بود. آن زن فهیمه اروانی نام داشت و روز به روز در مسابقه تمجید از انقلاب، از دیگران پیشی می گرفت. با این حال، مریم و مسعود حق خویشاوندی را رعایت کردند چون بالاخره مسعود پدرخوانده دختر آقا مهدی بود. پس از جنگ کویت که حمله آمریکا محتمل شد و بسیاری از نفرات در مباحث انقلاب دچار تزلزل شدند و یکی پس از دیگری درخواست جدایی دادند، مهدی به درخواست مسعود، مربی درس های انقلاب شد و مسئولیت برگزاری مخفیانه نشست برای اعضای انقلاب کرده را به عهده گرفت تا آنان را به خاطر شل و سفت شدن انقلابشان توبیخ کند. وی به «برادران مسئول» هم در این نشست ها اتهام می زد و می گفت چون خودتان اسیر مسائل جنسی هستید، بقیه زیردستان خود را هم ول کرده اید. در یک جلسه ی مردانه که برای فرماندهان محور 4 برگزار شد، به مهدی فتح الله نژاد (معاون عذری علوی طالقانی) گفت تو نمی توانی به اینها چیزی بگویی چون خودت گرفتار (مسائل جنسی) هستی!.</p>
<p>بدین ترتیب، دوران جدیدی برای مهدی کلید خورده بود، دیگر کسی از او تکه پرانی های مبتذل آنچنانی نمی دید. به ظاهر سر به زیر داشت و دیگران را به راه انقلاب و زدودن افکار شرک آلود جنسیتی هدایت می کرد، طوری که گویی هیچ آلودگی به مسائل جنسی و جنسیتی در او نیست و انسانی رها و وارسته از قید و بندهاست. در سال های 74 و 80 در سلسله نشست های سرکوب «حوض» و «طعمه»، وی یکی از مهاجمان به «مهدی افتخاری» بود. افتخاری، برجسته ترین فرمانده ارتش آزادیبخش بود که جلوی انقلاب مریم ایستاد و آن را نپذیرفت و از سوی مسعود به شدت تحقیر گردید. ابریشمچی او را زیر ضرب می برد تا به خیال خود از انقلاب مریم حمایت کند. در پاییز 80 نیز مهدی ابریشمچی برای فرماندهان مرد کلاس برگزار کرد و به همه یاد داد که چطور با کمک انقلاب مریم از افکار جنسی دور شوند، و می گفت خانواده باید از هم پاشیده شود چون محل استثمار جنسی است.</p>
<p>ده سال از آن روزها می گذرد و در این مدت، اسمی از مسعود رجوی جز در تابوت نیست. با این حال مهدی نه قادر است با همسر دوم خود رابطه داشته باشد و نه می تواند بیش از حد به مریم نزدیک شود. در سال 72 که مریم به فرانسه اعزام شده بود، وظیفه مهدی ابریشمچی حضور در کنار وی و مراقبت از او در ملاقات ها و نشست ها بود. پس از سقوط صدام نیز با وی به فرانسه منتقل شد تا در کنار وی باشد. در خلأ حضور مادی و عینی مسعود رجوی، مهدی همچنان حسرت به دل ،می بیند از انقلاب مریم چیزی جز وارفتن در دنیای بورژوازی باقی نمانده است. اما او چندان هم گوشه گیر نشده، بلکه حسرت بدلی خود را با حرکاتی تسکین می دهد که به مدت 30 سال دیگران را از آن منع می کرد!. مهدی در واپسین سال های زندگی، تلاش می کند نیازهای عاطفی خود را با زنانی که خارج از مناسبات مجاهدین هستند برآورده کند!</p>
<p>وی سال های طولانی اعضا و مسئولین سازمان را به خاطر فکر کردن به مسائل عاطفی زیر ضرب می برد و حالا خودش به صورت مادی و ملموس گرفتار آن شده و با دست گذاشتن روی سر و دوش زنان و دخترانِ به اصطلاح «حامی مقاومت»، نیازهای عاطفی خود را ارضاء می کند. همان کاری که همچنان برای صدها تن از اسیران مستقر در اشرف 3 ممنوع و مرز سرخ است. البته این تصاویر گویای خیلی از کارهای مخفیانه آنها نیست. کسی نمی داند مریم و سایر مسئولین رده بالای سازمان در خفا چه کارهایی انجام می دهند. همانطور که مریم در تابستان 1382، پس از آزادی از بازداشت دو هفته ای، با شهردار اورسوراواز دست داد و همه مجاهدین را متناقض کرد چون چنین عملی برای هر زن دیگر جرم نابخشودنی بود. مسعود گفته بود اگر مریم با یک مرد دست بدهد، یعنی زنان مجاهد هم می توانند روسری از سر بردارند!. اما مریم با یک مرد دست داد و باز هم زنان مجاهد مجوز حرف زدن با مردان مجاهد نداشتند و روسری هم بر سرشان ماند. راستش عمل مهدی یک موضوع شخصی است، اما کاش خودش اعضای سازمان را به خاطر اندیشیدن به خانواده شان زیر ضرب نبرده و سرکوب نکرده بودند، و کاش در این سالیان اجازه می دادند آنها نیز نیازهای عاطفی خود را برآورده کنند و با خانواده های خویش در تماس باشند و در صورت نیاز ازدواج کنند، آن وقت دیگر نیاز نبود آقا مهدی بدور از چشم ساکنان اشرف، برای رفع نیازهای عاطفی خود در سنین پیری، با زنان و دختران خارج از مناسبات مجاهدین عکس یادگاری بگیرد و آنها را لمس کند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-48692 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-3.jpg" alt="مهدی ابریشمچی" width="700" height="472" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-3.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-3-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-3-300x202.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>جا دارد از مهدی ابریشمچی بپرسیم: آقا مهدی، اگر یکی از مجاهدین همینطور که شما الان در عکس هستید، دست خود را روی دوش یک زن و دختر مجاهد بگذارد با او چکار می کنید؟ در عراق چه بلایی سر کسانی می آوردید که کوچکترین نظر عاطفی به یک زن داشتند؟ چرا برای خودتان این کارها حلال ولی برای دیگران ممنوع است؟ راستی اگر «مهدی افتخاری» را سربه نیست نکرده بودید و الان شما را در این وضع می دید، چطور کار خود را توجیه می کردید؟ آیا انقلاب مریم دچار خدشه شده و یا شما خسته شده اید؟</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689">فراز و نشیب پهلوان مهدی ابریشمچی در انقلاب مریم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خرده جنایت های بی زن و شوهری در کیش شخصیتی مسعود رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48241</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48241?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Dec 2021 09:38:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=48241</guid>

					<description><![CDATA[<p>مارتین سلیگمن، روان شناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا در کتاب «خوشبختی اصیل» می‌گوید: «ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسان‌ها، در خوشبختی آنها نقش دارد.» به باور او، ازدواج به زندگی افرد معنا می‌دهد. وی می‌گوید خوشبخت‌ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند. این در حالی است که نزدیک به چهار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48241">خرده جنایت های بی زن و شوهری در کیش شخصیتی مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مارتین سلیگمن، روان شناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا در کتاب «خوشبختی اصیل» می‌گوید: «ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسان‌ها، در خوشبختی آنها نقش دارد.» به باور او، ازدواج به زندگی افرد معنا می‌دهد. وی می‌گوید خوشبخت‌ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند. این در حالی است که نزدیک به چهار دهه است که در تشکیلات مجاهدین خلق ازدواج ممنوع است و تجرد اجباری است.</p>
<p>جمله‌ای در مقاله اخیر عضو جدا شده از مجاهدین خلق بخشعلی علیزاده بسیار قابل تامل است. او که در این مقاله از زندگی امروز خود خارج از تشکیلات ابراز رضایت می‌کند، می‌نویسد: « مهم‌ترین دستاورد من در زندگیم این است که بعد از دو سال از بازگشتم به ایران به کمک خانواده ام موفق شدم شریک زندگیم را پیدا کرده و با هم زندگی مشترک قشنگی را شروع کنیم که حاصلش تاکنون یک فرزند دختر به نام «هِلما» می باشد.»</p>
<h3>چرا در تشکیلات مسعود رجوی ازدواج ممنوع شد؟</h3>
<p>رسانه های مجاهدین خلق برای توجیه ممنوعیت ازدواج در تشکیلات البته که واژه ممنوعیت را به کار نمی‌برند و با الگو قرار دادن مریم رجوی به عنوان زنی که به همسر و زندگی خانوادگی نه گفت، طلاق او از مهدی ابریشمچی و ازدواج با مسعود رجوی را چنین توجیه می‌کند: «طلاق وی، نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که مریم رجوی نقش خود به عنوان یک «همسر» در زندگی خانوادگی را مغایر با ادامه‌ی مبارزه‌ای می‌دید که تمامی انرژی‌ها و توان انسانی او را می‌طلبید.»</p>
<p>بدین ترتیب، دیگر زنان عضو سازمان باید از او تبعیت می‌کردند و شوهران و فرزندان خود را مانع مبارزه می‌دیدند و مانند «مریم رجوی به عنوان نماینده‌ای از نسل زنان مجاهد وارد دایره‌ی رهبری» می‌شدند تا آزادی و رهایی زنان را تضمین کنند. اما ماجرا به جدا شدن از همسر و برطرف کردن مانع مبارزاتی ختم نشد و مریم قجرعضدانلو رسما با مسعود رجوی ازدواج کرد تا در «حریم رهبری» قرار بگیرد!<br />
این ازدواج عجیب در رسانه های مجاهدین چنین توجیه می‌شود: « او به خود و دیگران نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را در زندگی برگزیند. زنی که از همسر خود طلاق گرفته، با آرمان خود یا به عبارتی با رهبر آرمانی خود ازدواج می‌کند!» .<br />
مسعود رجوی رهبر آرمانی است و به تعبیر رسانه های مجاهدین «بخاطر نقش بدون جایگزینش در سازمان مجاهدین خلق» باید آرمان همه اعضا باشد و همه اعضا پس از کنار گذاشتن زندگی خانوادگی باید او را همه چیز خود بدانند تا به زعم تشکیلات در دام «فردیت و جنسیت» نیفتند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38788 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg" alt="رجوی ها" width="500" height="362" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36-300x217.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<h3>چرا ازدواج برای مسعود رجوی ممنوع نشد؟</h3>
<p>رسانه‌های تبلیغاتی مجاهدین خلق هزاران سطر در توجیه ازدواج مسعود و مریم رجوی یا همان «انقلاب ایدئولوژیک» می‌نویسند اما از سوی دیگر ماجرا چیزی گفته نمیشود. اما برخی از زنان جدا شده از تشکیلات افشا کردند که ازدواج با رهبر آرمانی به هیچ روی &#8211;چنان که اکثر اعضای مجاهد تصور می‌کردند&#8211; ازدواجی نمادین نبود. بلکه نقش جنسیت و رابطه جنسی در آن بسیار پررنگ بود.<br />
افشاگری‌های افراد جدا شده از جمله بتول سلطانی درباره جلسات رقص رهایی و عریان شدن زنان عضو شورای رهبری در مقابل مسعود رجوی، جاری شدن صیغه عقد دسته جمعی میان او و زنان و هم خوابگی نوبتی زنان با او و حتی جلسات رابطه جنسی گروهی، روشن کرد که جنسیت و فردیت برای رهبر آرمانی مجاهدین خلق نه تنها مطرود و نکوهیده نیست بلکه عملا بسیار پراهمیت و پرکاربرد است. چندان که زنان مورد کاربرد بابت ارائه خود به رهبر آرمانی هدیه و درجه سازمانی دریافت می‌کردند.</p>
<h3>زنان مجاهد خوشبخت ترین زنان در طول تاریخ مبارزات سیاسی</h3>
<p>تشکیلات مجاهدین مدعی است که «اولین سازمان یا جریانی است که در تاریخ مبارزات ایران به ناگاه با نسل عظیمی از زنان در صفوف خود مواجه بود» و «هیچ جریان آزادی‌بخش یا شورشی در تاریخ ایران و حتی در منطقه با چنین پدیده‌ای در درون خود مواجه نبوده ‌است».<br />
اینکه حضور زنان در تشکیلات مجاهدین خلق گسترده بوده است از واقعیت دور نیست. در حال حاضر صدها زن هنوز در کمپ اشرف سه در آلبانی حضور دارند ولی آیا چنان که رسانه‌های مجاهدین ادعا می‌کنند این موضوع «شاخص رشد سازمان» است؟</p>
<p>تشکیلات به سادگی می‌پذیرد که رابطه بین زن و مرد را «بازتعریف» کرده است تا توجه افراد را از «زندگی خانوادگی و عادی و الزامات معمول به مسئولیت‌های مبارزاتی» سوق دهد و مدعی است که «بنا به ضرورتی غیرقابل انکار، تمامی جنبش‌های انقلابی درطول تاریخ، دست‌کم در برهه‌هایی از تاریخ خود تلاش می‌کردند حتی‌الامکان از زندگی خانوادگی و خصوصی در تعارض با مبارزه فاصله بگیرند» و فاصله گرفتن از زندگی خانوادگی را «رهایی بخش» و «رشد دهنده» تلقی می‌کند.<br />
پروپاگاندای سازمان مسعود، نمی تواند یک نمونه از مبارزان سیاسی تاریخ را عنوان کند که نزدیک به هزار زن را مجبور کرده باشد کل زندگی خود را در تجرد به سر ببرند. از همسران و فرزندان خود چشم بپوشند و از آن وقیحانه تر اینکه رهبریت مبارزه را شوهر خود بدانند و با او رابطه زن و شوهری ایجاد کنند.</p>
<h3>دستاورد مسعود رجوی از متلاشی شدن خانواده ها چه بود؟</h3>
<p>صحبت از دستاورد مسعود رجوی است و نه دستاورد تشکیلات مجاهدین خلق. چنانکه تاریخ گواه آن است که در طول چهار دهه فعالیت سیاسی، تروریستی، نظامی، غیر نظامی و تبلیغاتی مجاهدین خلق دستاورد سیاسی آن در آنچه مبارزه با جمهوری اسلامی می‌نامد نزدیک به صفر بوده است. تشکیلات و در راس آن مسعود رجوی نه تنها در صحنه سیاسی ایران نتوانستند سهمی به دست آوردند بلکه حتی در میان افکار عمومی ایرانیان نیز نتوانستند برای خود پایگاهی دست ‌و‌ پا کنند.</p>
<p>اما ممنوعیت ازدواج در کیش شخصیتی رجوی اگر دستاوردی برای مبارزه نداشت برای شخص مسعود رجوی سرشار از برکت بود چرا که صرفنظر از لذات نفسانی چندهمسری برای مسعود، بقای کیش شخصیتی‌اش منوط به تمرکز عشق اعضا به شخص او بود. این راه البته همیشه برای رجوی هموار نبود. همواره افراد آزاده‌ای بودند که با طلاق‌های اجباری و تجرد اجباری در تشکیلات مخالفت می‌کردند، تبعیض‌ها را برنمی‌تابیدند و اعتراض می‌کردند و در نتیجه قربانی مطامع رجوی می‌شدند، سربه نیست می‌شدند و یا به سوی خودکشی سوق داده‌ می‌شدند. آلان محمدی، مینو فتحعلی و مهری موسوی تنها چند نمونه از این قربانیان هستند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38824 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38.jpg" alt="مریم و مسعود رجوی و زنان" width="600" height="355" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38-300x178.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<h3>دستاورد اعضا از مممنوعیت ازدواج چه بود؟</h3>
<p>وقتی انسان‌ها ازدواج می‌کنند رابطه‌شان را با کسی که دوست می‌دارند، دایمی و همیشگی می‌کنند. رابطه می‌تواند فرد را از استرس‌ها و تنش‌ها نجات دهد. یک علت این آرامش، عشق است. نیروی عشق، آرامشی بی‌نظیر به فرد می‌دهد که در کمتر جایی می‌توان آن را یافت. نقش ازدواج در سلامتی روان هم ثابت شده است. یک ازدواج سالم، می تواند فرد را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی‌های روانی از جمله افسردگی نجات دهد.</p>
<p>از همین روست که بیشتر افراد جدا شده از مجاهدین خلق بلافاصله پس از جدا شدن و یافتن یک زندگی عادی نسبتا پایدار به فکر تشکیل خانواده می‌افتند. این افراد معمولا بسیار قدردان ساده‌ترین پدیده‌های زندگی هستند و چه بسا تشکیل خانواده را مهم ترین دستاورد خود در زندگی بدانند.</p>
<p>آیا نمونه ای در میان گروه‌های مبارز سیاسی یا فعالان اجتماعی در طول تاریخ وجود دارد که بدلیل ممنوعیت طولانی مدت ازدواج و رابطه زن و مرد، در کار سیاسی خود موفق شده باشد؟ آیا حذف نیاز اساسی انسان به ارتباط با انسان‌های دیگر، از جمله خانواده و دوستان و جنس مخالف می‌تواند تضمین کننده پیروزی در مبارزه باشد؟ جواب منفی است اما آنچه برای مسعود و مریم رجوی اهمیت دارد پیروزی در مبارزه کذایی‌شان نیست. در حقیقت، ممنوعیت رابطه اعضای مجاهدین خلق با غیر، تضمین کننده بقای کیش شخصیتی رجوی است.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48241">خرده جنایت های بی زن و شوهری در کیش شخصیتی مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48241/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اشرف ابریشمچی کیست؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47286</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47286?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 09:19:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اشرف ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47286</guid>

					<description><![CDATA[<p>اشرف ابریشمچی کودک سه ساله مریم قجر عضدانلو (مریم رجوی) و مهدی ابریشمچی، اولین فرزند طلاق‌های ایدئولوژیک در تشکیلات مجاهدین خلق بود که امروز به سمت معاونت مسئول اول تشکیلات منتصب شده است. اشرف ابریشمچی در سال 1361 به دنیا آمد. نام او را با الهام از نام اشرف ربیعی همسر اول مسعود رجوی که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47286">اشرف ابریشمچی کیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%85%da%86%db%8c">اشرف ابریشمچی</a> کودک سه ساله مریم قجر عضدانلو (مریم رجوی) و مهدی ابریشمچی، اولین فرزند طلاق‌های ایدئولوژیک در تشکیلات مجاهدین خلق بود که امروز به سمت معاونت مسئول اول تشکیلات منتصب شده است.<br />
اشرف ابریشمچی در سال 1361 به دنیا آمد. نام او را با الهام از نام اشرف ربیعی همسر اول مسعود رجوی که در درگیری با حکومت ایران کشته شده بود، اشرف نهادند. زندگی ناامن او در خانه‌های تیمی در کنار پدر و مادری که عضو مجاهدین خلق بودند آغاز شد. چندی بعد خانواده نوپای او از ایران به فرانسه و نزد مسعود رجوی گریختند و زندگی برای اشرف ناامن‌تر از گذشته شد. چرا که طولی نکشید که رهبری مجاهدین خلق مسعود رجوی اراده کرد که پدر و مادر اشرف از هم جدا شوند.</p>
<p>در سال 1364، با طلاق همزمان مادر اشرف از پدرش و ازدواج او با مسعود رجوی، تناقضات ذهنی دختر بچه‌ای سه ساله کلید خورد. با انتقال سازمان به خاک عراق و پناه رفتن نزد صدام حسین، زندگی اشرف ابریشمچی در قرارگاه های سازمان در عراق، پیچیده تر از پیش شد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-29185 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam_Ashraf.jpg" alt="اشرف ابریشمچی" width="700" height="375" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam_Ashraf.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam_Ashraf-300x161.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>علی اکرامی از اعضای جدا شده از تشکیلات که <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43147">خاطرات روشنی از کودکی اشرف ابریشمچی در عراق</a> دارد در این باره می‌نویسد: «او طول هفته را با یک سرپرست بود. بعد به نزد مادرش مریم می‌رفت. در آنجا باید زندگی مشترک مادرش با ناپدری‌اش مسعود را تحمل می‌کرد. روز بعد باید به دیدار پدر و نامادری‌اش می‌رفت و آخر هفته هم مادر بزرگ و عمو‌های سازمانی – تشکیلاتی. هضم این میزان عدم سنخیت در آن سن وسال برایش براستی مشکل بود.»</p>
<p>در آن سالها اشرف حدودا نه ساله بود که برای دیدار با مادربزرگش به قرارگاه جلال زاده در عراق، محل کار علی اکرامی، می آمد. علی اکرامی به خاطر می‌آورد: «یک روز که در کیوسک ورودی درب پایگاه کشیک بودم دیدم به آرامی به عکس مراسم ازدواج مادرش (مریم) با مسعود که در سال 64 در اوور گرفته شده بود نگاه می‌کند. کنجکاو شدم از او سوال کردم عمو به چه نگاه می کنی؟ گفت به عکس عروسی مامانم با عمو مسعود!! بعد با اشاره عکس مهدی ابریشم چی را نشان داد و گفت اون هم بابامه درسته؟ گفتم اره درسته عمو و بعد به فکر فرو رفت. احتمالا در ذهن کوچکش تلاش می کرد علت آن طلاق و این ازدواج و ربط آن را به سرنوشت خودش بفهمد! و اینکه گناه او در این داستان چیست که باید هرهفته معادله ناپدری و نامادری و سرپرست و آوارگی بین مقر بدیع و اشرف و بغداد را حل کند. احساس کردم از دیدن عکس‌ها و اینکه به جوابی نرسیده خسته شده بود. به آرامی و بدون اینکه با من صحبتی بکند بسمت آسانسور رفت.»</p>
<div id="attachment_38788" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-38788" class="wp-image-38788 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg" alt="رجوی ها" width="500" height="362" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36-300x217.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-38788" class="wp-caption-text">ازدواج مسعود رجوی و مریم رجوی</p></div>
<p>در زمان جدا کردن اجباری والدین از کودکان در سال های 1396 و 1370 اشرف ابریشمچی نیز به فرانسه فرستاده شد و مدتی را در پایگاه مجاهدین خلق در اوورسوراواز ماند. اما در سنین نوجوانی همچون بسیاری دیگر از فرزندان مجاهدین خلق به عنوان نیروی میلیشیا به عراق بازگردانده شد.</p>
<p>از آن پس زندگی در تشکیلات نظامی که ساختار فرقه ای داشت برای اشرف رقم خورد. با این وجود، او در عین اینکه آموزه های تشکیلاتی را فرا میگرفت و مغزش شسته می‌شد از امتیاز فرزندی خواهر مریم (مریم رجوی) در میان همسن و سالانش برخوردار بود.</p>
<p>مریم سنجانی عضو جدا شده از مجاهدین خلق با <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43282">انتشار تصاویری از اشرف ابریشمچی در یادداشتی</a> درباره او می‌نویسد: «گرچه سرنوشت او شبیه به بقیه فرزندان اعضای سازمان مجاهدین است که نام پرطمطراق «میلیشیا» را بر آنها نهاده بودند. اما اشرف ابریشم چی و تعداد محدودی از آنان به واسطه آنکه پدر یا مادرشان عضو شورای رهبری فرقه بودند از امکانات بهتر و خاص تری برخوردار بودند؛ تبعیضی که در سرتاسر فرقه مدعی جامعه بی طبقه توحیدی موج می زند.»</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-43284 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-Ashraf-2.png" alt="اشرف ابریشمچی" width="675" height="574" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-Ashraf-2.png 675w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-Ashraf-2-300x255.png 300w" sizes="auto, (max-width: 675px) 100vw, 675px" /></p>
<p>مریم سنجانی شاهد یکی از جشن هایی که توسط بخش پرسنلی مجاهدین برای اشرف ابریشم چی در محل ستاد ۴۹ برپا کردند، بوده است. او در ادامه می‌نویسد: «ریخت و پاش‌ها، بودجه‌های خاص، سفارش غذاهای رنگین و تبعیض‌های متفاوتی را متاسفانه از نزدیک بسیار دیده‌ام.»</p>
<p>بدین ترتیب، امکانات خاصی که در تشکیلات برای فرزندان سران وجود داشت موجب شد که اشرف ابریشمچی در شهریور 1400 در سن 39 سالگی بدون رعایت سلسله مراتب تشکیلاتی، به سمت معاونت زهرا مریخی مسئول اول تشکیلات، گماشته شود. این در حالی است که شمار زنان عضو شورای رهبری مجاهدین خلق با سنین بالاتر و سوابق مبارزاتی بسیار بیشتر از اشرف ابریشمچی، قابل ملاحظه است.</p>
<p>اشرف ابریشمچی از معدود جوانان ساکن قرارگاه مجاهدین است که همه عمر خود را در تشکیلات و تحت حکمرانی کیش شخصیتی مسعود رجوی زیسته است و طول نزدیک به چهار دهه عمر خود زندگی عجیب و پیچیده‌ای را تجربه کرده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47286">اشرف ابریشمچی کیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47286/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>4</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
