<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دادگاهها - انجمن نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/topic/%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87%d9%87%d8%a7/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/دادگاهها</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 21 Feb 2026 12:04:32 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>دادگاهها - انجمن نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/دادگاهها</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>پرده‌برداری از همکاری مجاهدین خلق با جوخه‌های تروریستی موساد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68072</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68072#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Feb 2026 12:04:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68072</guid>

					<description><![CDATA[<p>در جلسه پنجاه و چهارم دادگاه رسیدگی به جرائم موجودیت سازمان مجاهدین خلق و 104 تن از اعضای رده بالای آن مرتضی سیمیاری کارشناس مسائل سیاسی درباره همکاری جاسوسی و تروریستی این تشکیلات با سرویس اطلاعاتی اسرائیل سخن گفت. مرتضی سیمیاری در بخشی از این جلسه دادگاه گفت: سران اسرائیل گفتند &#8220;پرونده ایران نا تمام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68072">پرده‌برداری از همکاری مجاهدین خلق با جوخه‌های تروریستی موساد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در جلسه پنجاه و چهارم دادگاه رسیدگی به جرائم موجودیت سازمان مجاهدین خلق و 104 تن از اعضای رده بالای آن مرتضی سیمیاری کارشناس مسائل سیاسی درباره همکاری جاسوسی و تروریستی این تشکیلات با سرویس اطلاعاتی اسرائیل سخن گفت.</p>
<p>مرتضی سیمیاری در بخشی از این جلسه دادگاه گفت: سران اسرائیل گفتند &#8220;پرونده ایران نا تمام است &#8220;. این ناتمامی باعث شد که اتاق عملیاتی آمریکایی صهیونیستی یک طرح جدید پنج مرحله ای برای اقدام علیه ایران ایجاد بکنند. وزیر خزانه داری آمریکا می گوید&#8221;کاری که ما در وزارت خزانه داری انجام دادیم ایجاد کمبود دلار در کشور ایران است &#8220;. این استراتژی در ماه دسامبر به اوج خود رسید.</p>
<p>به باور این کارشناس، کار سومی که اینها انجام دادند ورود عناصر جذب شده در فضای مجازی از سوی سازمانهای تروریستی سازمان یافته از جمله سازمان مجاهدین خلق و حضور این افراد در میان معترضین به منظور قتل و کشته سازی حد اکثری است. او می‌گوید: &#8220;گروهک تروریستی منافقین از پوشش‌های مختلف در فضای مجازی استفاده می‌کند به منظور یار گیری به سود صهیونیستها. یکی از تقاضاهایی که موساد از سازمان مجاهدین دارد این است که برای من سرباز جذب کن.&#8221;</p>
<p>حجه الاسلام مداح، وکیل شاکیان نیز بر ماهیت تروریستی مجاهدین خلق و دشمنی آنها با ملت ایران تاکید کرد. به گفته او، &#8220;نه در قوانین کنونی و نه در شرع مقدس و نه در هیچ قانون بین المللی کشتار این تعداد نفر انسان بی گناه و این تخریب عمدی گسترده را توجیه بکنند با موضوع سیاسی.&#8221; او به حمله مجاهدین خلق به بخش زایمان بیمارستان و به رگبار بستن نوزادان در عملیات‌های تروریستی‌شان اشاره کرد. مداح تاکید کرد که تشکیلات مجاهدین خلق از آدم کشی و کشته سازی کسب درآمد می‌ کند و اصلاً حیات این سازمان در تروریست بودنش است.</p>
<p>حمید دهدار حسنی عضو جدا شده از سازمان مجاهدین خلق نیز به عنوان شاهد و مطلع در جایگاه قرار گرفت و اظهارات خود را ارائه کرد. او در بخشی از سخنانش گفت: ما یک سری تناقضاتی داشتیم ولی اعتقاد داشتیم که راه سازمان درست است. چون ما از دنیای بیرون پادگان اشرف چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ نظامی هیچ اطلاعی نداشتیم و فقط اخبار خودشان را به خورد ما می دادند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68072">پرده‌برداری از همکاری مجاهدین خلق با جوخه‌های تروریستی موساد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68072/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش پنجاه‌وچهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68036</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68036#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Feb 2026 05:47:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68036</guid>

					<description><![CDATA[<p>پنجاه‌وچهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68036">گزارش پنجاه‌وچهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پنجاه‌وچهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی به‌صورت علنی در حال برگزاری است.</p>
<p>قاضی دهقانی با اعلام رسمیت دادگاه از وکیل شکات خواست در جایگاه قرار گیرد.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح وکیل شکات با حضور در جایگاه گفت: در ادامه تبیین نقش تروریستی و جنایتکارانه گروهک موسوم به سازمان مجاهدین خلق ایران و طرح شکایت از جانب موکلین خود که از آسیب‌دیدگان اصلی جنایات تروریستی این گروهک هستند، لازم می‌دانم به نکته‌ای اساسی اشاره کنم. مسئله مهمی که ماهیت تروریستی این سازمان و قصد مجرمانه در تأسیس آن به‌منظور ارتکاب جرایم سازمان‌یافته را نشان می‌دهد، این است که این گروه در طول سال‌های فعالیت خود از هیچ‌گونه دشمنی علیه ملت و مردم ایران مضایقه نکرده است.</p>
<p>وی ادامه داد: از جمله، جنایات گسترده‌ای که در جریان عملیات موسوم به عملیات فروغ جاویدان رخ داد که بنا بر اظهارات و اعترافات خود اعضای این گروه، بیش از ۵۵ هزار نفر کشته یا زخمی شدند، همچنین تخریب و تصرف گسترده شهر‌ها و روستا‌ها که متأسفانه از سوی آنان مورد افتخار نیز قرار گرفته است. در جلسات گذشته، با تطبیق ارکان مادی و معنوی جرایم محاربه و افساد فی‌الارض نسبت به شرکت‌کنندگان این عملیات، اعم از سردستگان، فرماندهان ارشد و فرماندهان میانی، مستند به مواد ۱۹۸ تا ۲۰۰ قانون حدود و قصاص سال ۱۳۶۱، مواد ۱۸۳ تا ۱۹۶ قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۷۰ و نیز مواد ۱۳۰، ۲۷۹، ۲۸۶ و ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، انتساب عناوین مجرمانه محرز و قابل اعمال تشخیص داده شد. از جانب موکلین خود، تقاضای انتساب این عناوین اتهامی به تمامی متهمان پرونده را دارم. در ادامه نیز برخی از ارکان مادی ارتکابی متهمان به تفکیک بیان خواهد شد.</p>
<p>وکیل شکات گفت: اکثر متهمان حاضر در پرونده، یا از فرماندهان ارشد عملیات فروغ جاویدان بوده‌اند یا در زمره فرماندهان میانی قرار داشته و یا در سایر عملیات‌های تروریستی نقش فعال ایفا کرده‌اند. شهود متعدد نیز مکرراً گواهی داده‌اند که حتی افرادی که در بخش‌های پشتیبانی نظیر بهداری یا آشپزخانه فعالیت داشته‌اند، به دلیل ماهیت کاملاً مجرمانه و مسلحانه این گروه، عملاً جزئی از ساختار عملیاتی آن محسوب می‌شدند به‌گونه‌ای که به تصریح شهود، هیچ فردی بدون سلاح از مقر این سازمان خارج نمی‌شده است؛ بنابراین با یک گروه سازمان‌یافته، مسلح و تروریستی مواجه هستیم که اعضای آن نسبت به اهداف مجرمانه گروه آگاهی کامل داشته‌اند و پیش از عملیات نیز توسط سرکردگان گروه توجیه و سازماندهی می ‌شده اند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح تصریح کرد: رجوی دستور داده بود که اگر مردم مخالفت کردند، مردم را بکشند و اعضا هم با آگاهی کامل پذیرفتند. توبه و اظهار ندامت و پشیمانی در این افراد وجود ندارد و همه این اقدامات جنایتکارانه را انجام دادند. اظهارات بسیاری از متهمین پرونده را در جلسه گذشته خدمت دادگاه محترم عرض کردم که مشمول موضوع ماده ۱۳۰ از قانون مجازات اسلامی می‌شود.</p>
<p>وی افزود: منافقین ادعا می‌کنند هدف ما از این عملیات‌های نظامی، شورش ها، اقدامات تروریستی و کشتار‌ها سیاسی بوده؛ نه در قوانین کنونی نه در شرع مقدس و نه در هیچ قانون بین‌المللی و قانون کیفری و در هیچ کشوری از دنیا این کشتارها، شهادت این تعداد نفر انسان بی‌گناه، جنایت گسترده و این تخریب عمدی وحشیانه به بهانه کار سیاسی قابل توجیه نیست. من از سازمان منافقین سؤال دارم که اگر موضوع شما سیاسی بوده چرا به بیمارستان حمله کردید؟</p>
<p>وی افزود: بیش از ۳ شاهد در این دادگاه شهادت دادند که منافقین به بیمارستان حمله کردند و اجساد و مجروحین را در حیاط بیمارستان آتش زدند. یکی از شاهدان در دادگاه به چشم خودش دیده بود که منافقین به بخش زایمان بیمارستان حمله کرده، کودکی که در آغوش مادرش بوده را به رگبار بستند و مادر این کودک را هم به شهادت رساندند. این جنایتکاران نمی‌توانند ادعا کنند که اقدامات ما سیاسی بوده است. این جنایات نه تنها در هیچ جای دنیا توجیه ندارد بلکه از منظر حقوق بین‌المللی نیز خلاف حقوق بشر بوده و جنایت جنگی است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح تصریح کرد: این اقدامات بر اساس ماده ۱۸ کنوانسیون ژنو مصوب ۱۹۴۹، ماده ۲۱ پروتکل الحاقی مصوب سال ۱۹۷۷ و ماده ۷ و ماده ۸ اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری (ICC) مصداق عملیات‌های تروریستی و مخالف حقوق بشر است. حتی در حقوقی کیفری سایر ملل، همین کشور‌هایی که از منافقین حمایت می‌کنند و به آنها پناه دادند مصداق حمایت از تروریسم است. به عنوان مثال قانون سال ۲۰۰۰ میلادی در کشور انگلستان صراحتاً بیان می‌کند: اگر اعمال خشونت آمیز مانند آتش‌سوزی یا قتل با انگیزه سیاسی انجام شود طبق این قانون تروریسم تلقی می‌شود و نه مبارزه سیاسی. در قانون کیفری فرانسه و آمریکا، قتل عمد، آتش‌سوزی عمدی حمله به تاسیسات عمومی و خصوصی را مصداق تروریسم معرفی کرده است.</p>
<p>وی یادآور شد: مسئله دیگر این است که منافقین ادعا دارند که با این اقدامات می‌خواستند ماشین جنگ را خاموش کنند و صلح اتفاق بیفتد، در حالی که عملیات فروغ جاویدان را پس از پذیرش قطعنامه از سوی صدام و پس از صلح ایران و عراق انجام دادند. اینها ۴۰ سال است که جنایت می‌کنند و آدم می‌کشند و ۴۰ سال است که جنایات خود را با این ادعا‌های مضحک توجیه می‌کنند.</p>
<p>وی گفت: در ادامه به ارائه شواهد و مستندات مربوط به عملیات موسوم به فروغ جاویدان و نقش اعضای سازمان منافقین می‌پردازم.</p>
<p>وی افزود: طبق اسناد موجود، رجوی به صدام التماس کرده است تا تجهیزات و پشتیبانی لازم برای انجام عملیات دریافت کند. در نشستی پس از عملیات، مسعود رجوی صراحتاً اعلام کرده است که ایران و عراق در شرایط غیرجنگ هستند، اما باید کاری کنیم که این کشور‌ها به سمت جنگ بروند، دلیل این اقدام نیز روشن است؛ حیات و ممات یک گروه تروریستی و مجرمانه به وقوع جنگ و کشتار وابسته است، چرا که اعضای آن از طریق فعالیت‌های تروریستی و آدم‌کشی کسب درآمد می‌کنند.۱۹۴ سند موجود نشان‌دهنده ارتباط مستقیم اعضای سازمان منافقین با استخبارات عراق و شخص صدام حسین است؛ بنابراین ادعای این گروه که هدف ما خاموش کردن آتش جنگ بوده کاملاً بی‌اساس است.</p>
<p>وکیل شکات با بیان اینکه شواهد قتل‌ها و جنایات این گروه مشخص است، گفت: موکلین من ولی دم کودکانی هستند که به‌طرز فجیعی کشته شده‌اند، از جمله دختر دو ساله‌ای که در اتوبوس زنده‌زنده به آتش کشیده شد و نوجوانان دانش‌آموزی که در خیابان ترور شدند. این اقدامات هیچ ارتباطی با مقابله با نظام جمهوری اسلامی یا اهداف اولیه مشروع نداشته و صرفاً جنایات علیه مردم ایران است.</p>
<p>حجت الالسلام والمسلمین مداح گفت: موضوع دیگر مسئولیت کیفری اعضای این گروه است. تغییر مداوم اعضا در سازمان منافقین و جابجایی افراد از بخش‌های سیاسی، رسانه‌ای یا بهداری به عملیات‌های مسلحانه نشان می‌دهد که تمام اعضا، صرف‌نظر از سمت اولیه، در ساختار تروریستی گروه سهیم و مسلح هستند. برای مثال، شخصی که در بخش سیاسی یا نشریات فعالیت می‌کرده، ناگهان در عملیات فروغ به مسئول محور اسلحه تبدیل شده و اقدام تروریستی انجام داده است. این اقدامات، مطابق مواد ۲۲ و ۱۴۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، مصداق محاربه و افساد فی‌الارض بوده و قابل انتساب به تمامی اعضای فعال در عملیات است؛ بنابراین با یک گروه مسلح، سازمان‌یافته و تروریستی مواجهیم که حتی افرادی که ظاهراً در بخش‌های پشتیبانی فعالیت می‌کنند، عملاً در ساختار جنایت سازمان سهیم‌اند.</p>
<p>وی ادامه داد: همچنین، اهداف اولیه فرضی سازمان منافقین، حتی اگر مشروع تلقی می‌شد، کاملاً منحرف شده و به ارتکاب جرم تغییر مسیر داده است. از این‌رو، متهم ردیف اول پرونده، که شخصیت حقوقی سازمان منافقین است، مسئول تمامی اقدامات مجرمانه و تروریستی اعضای تحت پوشش خود محسوب می‌شود.</p>
<p>وی گفت: برای نمونه‌هایی از متهمان غیرمسلح می‌توان به متهم ردیف ۵۵ علیرضا معدنچی، متهم ردیف ۳۵ جمیله ابریشم‌چی، متهم ردیف ۶۳ زهره بنی‌جمال، مسئول آموزش در قرارگاه اشرف اشاره کرد که همگی با توجه به مسئولیت‌های خود، مشارکت فعال و معاونت در جنایات گسترده تروریستی سازمان داشته‌اند.</p>
<p>در ادامه دادگاه کلیپی از تولیدات رسانه‌ای منافقین درباره عملیات فروغ جاویدان و همچنین کلیپ دیگری در مورد اغتشاشات اخیر و اقدامات منافقین برای مسلح کردن گروه‌هایی برای کشتار مردم عادی در دادگاه پخش شد.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح گفت: آن دسته از افرادی که در ساختار اصلی و فعال سازمان قرار دارند، مسئول اقدامات گروه هستند و تغییر سمت آنها، مسئولیت کیفری آنان را رفع نمی‌کند.</p>
<p>وی در مورد ماهیت جنایات سازمان منافقین گفت: این گروه پیش از انجام عملیات تروریستی و کشتار مردم، حتی از مفاهیم و اصول دینی بهره‌برداری و سوءاستفاده کرده است، یعنی افراد، تحت عنوان اعتقاد مذهبی و با استناد به دین، برای ارتکاب جنایات و کشتار آماده می‌شوند. این رفتار کاملاً مشابه آن چیزی است که در گروه‌های تروریستی مانند داعش دیده می‌شود؛ یعنی شست‌وشوی مغزی، تحریف دین و توجیه اقدامات خشونت‌آمیز. این گروه‌ها، برخلاف پیامبر رحمت للعالمین که با دشمنان خود برخورد انسانی و اخلاقی دارد، انسان‌های بی‌گناه از جمله کودکان، بیماران و غیرنظامیان را زنده زنده به آتش می‌کشند یا گردن می‌زنند.</p>
<p>وکیل شکات گفت: قبلاً لایحه‌ای خدمت دادگاه ارائه شد و درخواست استعلام از نهاد‌های امنیتی درباره اقدامات تروریستی و استمرار فعالیت‌های سازمان منافقین مطرح شد. با دستور دادگاه، کارشناسان سیاسی و امنیتی، در جلسه حاضر شده و نظریه کارشناسی خود را ارائه خواهند داد.</p>
<p>مرتضی سیمیاری، کارشناس مسائل سیاسی در جایگاه حاضر شد و ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی به ویژه شهدای ترور، اظهار کرد: با عنایت به مفاد پرونده مذبور و ارجاع پرونده از سوی دادگاه محترم به کارشناسی در راستای ماده ۶۱۴ آیین دادرسی کیفری، اینجانب به عنوان کارشناس و با توجه به سابقه‌ای که در رابطه با مسائل امنیتی دارم، مکلف به ارائه نظریه کارشناسی هستم. از دادگاه محترم برای اجازه جهت دسترسی همه جانبه به اسناد لازم که منجر به شناسایی و کشف حقیقت می‌شود تقدیر و تشکر می‌کنم.</p>
<p>با توجه به پیچیدگی‌های فنی و امنیتی، رسیدگی به این پرونده مستلزم بررسی تخصصی اسناد، ارزیابی اطلاعات و پاسخ به سوالات مطروحه است که این سوالات را در سه چارچوب ارائه می‌کنم.</p>
<p>۱: بررسی اینکه اقدامات سازمان منافقین در آشوب‌های تروریستی اخیر چه اثری داشته است؟</p>
<p>۲: آیا اقدامات این سازمان مصادیق جرم‌انگاری داشته یا خیر؟</p>
<p>۳: تبیین اینکه آیا اسناد و مدارک موجود دلالت بر همکاری متهمین در تسهیل اقدامات تروریستی در کشور داشته یا خیر؟ بر اساس تحلیل‌های فنی و دقیق نظریه کارشناسی را به دادگاه محترم تقدیم می‌کنم.</p>
<p>وی ادامه داد: در این دادگاه جنایت‌های منافقین در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تشریح شد و مردم از بسیاری از این جنایات آگاه شدند و اسناد و کلیپ‌هایی در رابطه با این جنایات در دادگاه منتشر شد. آن چیزی که شما در اغتشاشات اخیر در روز هجدهم و نوزدهم دی دیدید تنها جلوه‌ای از اقداماتی است که در ۳۰ خرداد ۶۰ در کشور انجام شد. در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران نظامی نوپاست که در شرایط جنگی قرار دارد و رئیس جمهور وقت ابوالحسن بنی‌صدر دو قطبی سیاسی فراوانی را در کشور ایجاد کرده است، اما ما توانستیم به لطف الهی و عنایت امام زمان این مسئله را در کمتر از چند روز حل کنیم.</p>
<p>سیمیاری عنوان کرد: نکته قابل توجه اقدامات اخیر این است که این هسته‌های تروریستی مسلح و شبکه اراذل و اوباش با همان مدل ۳۰ خرداد سال ۶۰ در صحنه حاضر شدند و دست به کشتار زدند و کودک سه ساله و یا فعال فرهنگی را به شهادت رساندند. این اتفاقات دقیقاً شبیه همان مدلی که در دهه ۶۰ انجام شده بود و انواع سلاح‌های گرم غیرسازمانی با سلاح‌های سرد متنوع مورد استفاده ترریست‌ها قرار گرفته است.</p>
<p>سیمیاری گفت: جنگ ۱۲ روزه شبکه سایبری منافقین و سایر گروه‌های تروریستی بخشی از مشاوره و اقداماتی بود که گروهک تروریستی منافقین در فضای مجازی، ترور‌ها و شبکه سایبری اش انجام دادند. البته در آن مقطع، با وجود این مشاوره‌ها، به دلیل دفاع مقتدرانه‌ای که نیرو‌های مسلح ما انجام داد و انسجام ملی و اتحاد مقدسی که بین مردم ایران شکل گرفت، نه تنها دشمن به اهداف خودش دسترسی پیدا نکرد، بلکه رژیم صهیونیستی به اذن خداوند متعال زیرساخت‌های حیاتی‌اش ضربات بسیار سختی خورد و در جنگ دوازده روزه دشمن نتوانست به اعمال خودش برسد.</p>
<p>وی گفت: بعد از اینکه جنگ دوازده روزه به پایان رسید، نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، گفت پرونده ایران ناتمام است و این امر باعث شد که اتاق عملیاتی آمریکایی صهیونیستی یک طرح پنج مرحله‌ای برای اقدام علیه ایران ایجاد کند. مرحله‌ای از روز فردای پایان جنگ، آتش‌بس یا توقف جنگ‌های دیگر که بگذریم، آغاز شد. در واقع، اغتشاشات به عنوان سیزدهمین روز از جنگ شناخته می‌شوند؛ به همین عنوان گفته می‌شود که عملیات دشمن بعد از پایان جنگ دوازدهم آغاز می‌شود. اولین گام یا اولین مرحله تشدید فشار اقتصادی برای تحت فشار قرار دادن مردم ایران بود که اصطلاحاً به آن پروژه فشار حداکثری می‌گویند.</p>
<p>سیمیاری گفت: او می‌گوید کاری که ما در وزارت خزانه داری انجام دادیم، ایجاد کمبود دلار در کشور ایران است این استراتژی در ماه دسامبر به اوج خود رسید. ما بدون شلیک حتی یک گلوله در ایران، معترضان را به خیابان کشاندیم و این نمونه‌ای از فشار‌هایی است که جریان تروریستی با ایجاد کمبود دلار ایجاد و سعی می‌کند از این اصل برای تحت فشار قرار دادن مردم ایران استفاده کند. جایی از جمهوری اسلامی ایران نام برده نمی‌شود، هدف آنها مردم ایران هستند، این گام اول است.</p>
<p>وی افزود: گام دوم، گسترش کارزار اخبار جعلی برای ایجاد فشار، نارضایتی عمومی اقتصاد پایه، تحریک آستانه تاب آوری عمومی برای شکل گیری تجمعات اعتراضی است. خود دشمن شرایط را سخت می‌کند، بعد به محض اینکه تحریم‌ها را افزایش می‌دهد، در فضای مجازی عنوان می‌کند که ناکارآمدی وجود دارد و مسائلی مانند فساد را مطرح می‌کند و خود او که مشکلات اقتصادی که را ایجاد کرده از آنها به عنوان زمینه آشوب استفاده می‌کند.</p>
<p>سیمیاری گفت: گام سومی که آنها انجام دادند، ورود عناصر جذب شده از فضای مجازی از سوی جریان‌های تروریستی سازمان یافته از جمله سازمان مجاهدین خلق و حضور آنها در میان معترضان به منظور قتل و کشته سازی حداکثری است. قبلا در همین دادگاه درباره این موضوع صحبت کردیم که گروهک تروریستی منافقین از پوشش‌های مختلف که غالب آنها پوشش‌های جنسی است، استفاده می‌کند برای اینکه از درون فضای مجازی به سود صهیونیست‌ها یارگیری انجام دهد. یکی از درخواست‌هایی که موساد دائما از منافقین دارد اینکه سرباز خیابانی یا سازمان رزم موساد برایش ایجاد کند.</p>
<p>وی با اشاره به مفهوم کشته سازی در ادبیات امنیتی تأکید کرد: کشته سازی اقدامات میدانی با هدف ادراک گذاری در صحنه است. کشته سازی به ۲ روش همگرا و واگرا داریم. کشته سازی همگرا در حوادث اخیر دیده شد، افرادی را دیدیم که از این ۳۱۱۷ نفر که ۲۴۱۵ نفرشان از شهدای ما هستند، بخش قابل توجهی از اینها کشته شدند. بدین معنا که به اینها از فاصله کمتر از یک متر با سلاح گرم و یا سرد از سر و پهلو و گردن شان در صحنه به شهادت رسانده بودند و این مدل شایعی است.</p>
<p>وی در ادامه گفت: کشته سازی واگرا هم داریم که در میدان عملیات‌ها و آشوب‌ها کشته سازی نشده و در چند خیابان بالاتر و پایین‌تر از اغتشاشات، افرادی کشته شدند. به طور مثال، در یکی از شهرها، بچه کوچکی در فاصله حداقل ۴۰۰ متری از محل اصلی آشوب‌ها به رگبار بسته شده بود. هدف این است که صحنه آشوب‌ها را از نقطه آ به نقطه ب تغییر دهند. این مدل کشته سازی واگرا است که هر دو مدل نامبرده، در اغتشاشات اخیر مورد استفاده قرار گرفته است. با مدل‌هایی که موساد برای اینها ترسیم کرده است.</p>
<p>سیمیاری گفت: یک مدل کشته سازی هم اینکه عواملی تروریستی که در فضای مجازی جذب می‌کنند، اغلب کشته سازی شدند. بدین معناکه آنها را تهییج می‌کنند تا به سمت مراکز نظامی و مراکزی که مهمات جنگی دارند، حرکت کنند اسلحه خانه‌های آنها را در اختیار گرفته و سلاح هایشان را پخش کنند.</p>
<p>وی گفت: در شهر‌های مختلف آمریکایی و اروپایی برخورد پلیس با شهروندانشان را دیده‌اید، تصاویرش در فضای مجازی موجود است و می‌توانید آنها را ببینید.</p>
<p>وی گفت: در مورد ایران یک پروژه توسط سرویس‌های اطلاعاتی فرانسه و آلمان هدایت می‌شود. فرانسوی‌ها در این پروژه به آمریکایی‌ها می‌گویند که اگر به ایران حمله کنید، قضیه مثل عراق نخواهد بود و لازم است هزینه‌های بسیار زیاد چند تریلیون دلاری را انجام دهید. آنها از نظر ادراکی روی آمریکایی‌ها تاثیر می‌گذارند. نکته دیگر این است که گفته می‌شود نمی‌توان مانند سوریه عمل کرد و مردم حفظ خواهند شد، اما اصل موضوع توسط مؤسسه ضدایرانی اف‌دی‌دی هدایت می‌شود. این مؤسسه نقشه‌ای کشیده و نشان داده که در صورت حمله به ایران باید تمام زیرساخت‌های تجهیزاتی، اینترنت، انرژی، پالایشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و اماکن مهم دولتی هدف قرار گیرد. سرویس‌های اطلاعاتی اروپایی پشت این طرح ایستاده‌اند و هدف این است که ایران از درون به سوریه‌ای جدید تبدیل شود.</p>
<p>این کارشناس ادامه داد: مورد دیگر تجاوز نظامی به بهانه دفاع از آشوبگران برای تکه‌تکه کردن ایران است. در جلسات سرویس‌های اطلاعاتی منطقه‌ای، تروریست‌ها در حال رویا فروشی هستند و می‌گویند قرار نیست ایران حفظ شود، هدف این است که ایران تبدیل به چندین ایرانستان شود، خوزستان جدا شود، بلوچستان جدا شود، کردستان جدا شود، منطقه ترکمن‌صحرا جدا شود و تقریباً چیزی از ایران به اسم ایران باقی نماند. آنچه تروریست‌ها قرار است در این مناطق حاکم کنند، دقیقاً بخشی از طرح آمریکایی صهیونیستی است که پیش‌تر توضیح داده شد.</p>
<p>وی گفت: اما نقش منافقین در این اغتشاشات چیست؟ آنها دارای یک ارتش ترور‌های سایبری هستند که حجم بالایی از اخبار جعلی تولید و منتشر می‌کنند، پایگاه اجتماعی در میان مردم ندارند و از ظرفیت لازم برای ایفای نقش ویترینی یا آلترناتیو نظام ایران برخوردار نیستند. بررسی‌های ما نشان می‌دهد که ماموریت آنها، طبق دستور اربابانشان، انتشار ناامیدی، نفرت‌پراکنی، سازماندهی اقدامات تروریستی و ایجاد وحشت عمومی بوده است، کاری که در جریان اغتشاشات اخیر نیز انجام شد. البته تعدادی از گروه‌های تروریستی منافقین نیز در صحنه اغتشاشات حضور داشتند که همه این عوامل و عناصرشان توسط جامعه اطلاعاتی دستگیر شدند و گزارش‌های مرتبط به سمع و نظر مردم ایران رسید.</p>
<p>وی گفت: اطلاعات نهاد‌های امنیتی نشان می‌دهد نقش منافقین به دلیل ضربه خوردن تیم‌هایشان زیر ۱۰ درصد بوده و خودم اعتقاد دارم حدود ۵ درصد است، علت کم بودن حضور منافقین در اغتشاشات مربوط به تحلیل غلط وقایع و میزان توانایی‌های آنهاست. روز سیزدهم دی، مریم رجوی معروف به صبا در جلسات و نشست با کل اعضای ستاد داخلی، پیامی را می‌خواند که قابل توجه است: او می‌گوید بیشتر بکشید، آمریکا مجوز داده و تروریستی نیست منظور از &#8220;تروریسم مجوز داده&#8221; این است که اگر اقدام انجام دهید، سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی آمریکا قرار نخواهد گرفت و هرچه بیشتر بکشید، ارباب آمریکایی بیشتر راضی خواهد بود.</p>
<p>این کارشناس گفت: روز ۱۶ دی، قبل از شروع آشوب‌های تروریستی، جلسه‌ای با حضور مسعود و مریم رجوی برگزار شد و نیرو‌ها توجیه شدند که صدا‌هایی که در حمایت از پهلوی در اغتشاشات ایجاد شده‌اند، توسط آمریکا و اسرائیل قابل تشخیص نیستند و آنها روی اسب بازنده شرط‌بندی کرده‌اند. به این ترتیب، مقداری ناامیدی بین اعضا ایجاد شد و اربابان آمریکایی فکر می‌کردند هنوز جای زیادی برای عملیات وجود دارد. روز ۱۸ دی، روز شروع آشوب، تا ساعت ۱۲ مسئول ستاد، دستور تشکیل نیرو‌ها می‌دهد که کسی داخل تجمعات نرود تا به اسم پهلوی تمام نشود. در این دستور آمده است که اگر بخواهند حضور پیدا کنند، می‌گویند ما جا ماندیم و اشتباه کردیم در ادامه، دستور داده می‌شود کانون‌ها شورشی و مسلح شوند و وارد تجمع شوند و تا جایی که می‌توانند سلاح بیاورند، اما دیر می‌رسند.</p>
<p>وی گفت: روز ۱۹ دی، با ورود نیرو‌ها و به دلیل اشراف امنیتی، آنها شدیداً ضربه می‌خورند و نتوانستند اقدام خاصی انجام دهند. جالب توجه است که بعد از نوزدهم دی، باز در جلسه ستاد داخلی گفته شد که آمریکا اجازه داده عملیات انجام شود و تضمین داده که با انجام عملیات آنها در لیست تروریستی قرار نخواهند گرفت. در این زمان، چندین مورد انتقال پول از طریق فضای مجازی برای اقدامات تروریستی ثبت شد. پیش از این، اگر می‌خواستند سلاح نمایش دهند، آن را در نمایش‌ها نشان می‌دادند، اما در این شرایط خاص، اجازه داده شد که سلاح به تجمعات برده شود و اقدامات افراطی انجام شود.</p>
<p>وی ادامه داد: منافقین قرار بود که این عملیات را انجام دهند یعنی عامل عنصر اصلی باشند، در جنگ ۱۲ روزه هم به سرویس اطلاعاتی موساد قول داده بودند که هزار میدان را برای شما اشغال می‌کنیم. فتح تهران اشاره به این دارد که تمامی اماکن نظامی دولتی و مناطقی که با اماکن امنیتی مرتبط می‌شود توسط عناصر تروریستی مسلح اشغال شود. یعنی عناصر مسلح با پوشش معترض به مراکز حساس نظامی وارد شوند.</p>
<p>وی افزود: رضا پهلوی روی فتح تهران تأکید اساسی دارد و بچه‌های مردم را به بهانه اعتراض به میدان می‌فرستند. در کشور‌های اروپایی اگر شما با پلیس اروپایی و پلیس آمریکایی چشم به چشم شوید دستگیر می‌شوید، اما پلیس ما باید چند بار در بلندگو فریاد بزند و دعوت به آرامش کند و حتی مورد ضرب و جرح قرار گیرد. موساد و منافقین دستور داده بودند که مراکز حساس دولتی و نظامی اشغال شوند و این نگرش افراطی پدید آید که نظام سقوط کرده است.</p>
<p>این کارشناس سیاسی گفت: منافقین نتوانستند در جنگ ۱۲ روزه اشغال هزار میدان و فتح تهران را انجام دهند، بنابراین ۱۸ و ۱۹ دی ماه رژیم صهیونیستی در قالب سلطنت‌طلبان وارد میدان شد و عملیات انجام داد. به دلیل اینکه منافقین فاقد توانایی اجتماعی لازم هستند.</p>
<p>سیمیاری اظهار داشت: اینها منافقین را دور زدند و به سراغ گروهک پهلوی رفتند، اما مشکل اساسی که پهلوی داشت این بود که ظرفیت مناسب برای پیاده‌سازی نقشه‌های آمریکایی‌ها را نداشت و به این دلیل آمریکا‌یی ها ۴ فاز را برای توانمندسازی پهلوی‌ها انجام دادند که در اولین گام آن را رهبر نمادین کردند در صورتی که پسر شاه سابق فاقد تحصیلات یا سوابق اجرایی موفق بود و حتی در خواندن بیانیه‌هایی که برایش می‌نویسند نیز مشکل دارد که ما در ادبیات تروریستی این افراد را کودن‌های تروریستی می‌گوییم. یعنی اینکه رضا ربع پهلوی در زمان خواندن‌ بیانیه‌های مربوط به آشوب‌های ۱۸ و ۱۹، روز‌ها را به اشتباه ۱۹ و ۱۸ قرائت می‌کند و برعکس می‌کند و یا در نشست مونیخ در خیلی موارد گفته‌هایش نامفهوم و غیرقابل فهم هستند، سطح هوش او به شدت پایین بوده و حتی روخوانی نیز نمی‌تواند انجام دهد.</p>
<p>وی افزود: آمریکایی‌ها در تلاش هستند تا به او دستور دهند تا در چارچوب طراحی موساد عمل کند، اما نکته قابل توجه مسئله ترونیکا‌ها در شبکه‌های اجتماعی است که در اغتشاشات قبلی القاسازی کردند که پهلوی توانایی ایجاد هواداری گسترده‌ای را دارد و این کار را یگان امنیتی و اطلاعات اسرائیل با استفاده از هوش مصنوعی اینها انجام داده است.</p>
<p>سیمیاری با بیان اینکه منافقین رقیب جدی سلطنت طلب‌ها هستند و اگر فرصتی پیدا شود، رضا پهلوی را ترور خواهند کرد، گفت: به دلیل اینکه اربابشان یا صاحب خانه از منافقین درخواست کرده، مجبور شدند که در این پروژه همکاری داشته باشند. نکته مهم بعدی مأموریت منافقین در تشکیلات ایرانیان خارج از کشور است. گروهک‌های تروریستی سلطنت طلب به دلیل اختلاف نظری زیادی که با یکدیگر دارند، امکان برگزاری تجمعات را ندارند و برای این منظور موساد مستقیما لیدر‌هایی را در خارج از کشور استخدام کرد و با تأمین مالی آنها و با قرار دادن پرچم رژیم جعلی صهیونیستی در کنار پرچم پهلوی آن را ساماندهی کرد.</p>
<p>وی ادامه داد: این لیدر‌ها اغلب شامل ایرانیانی هستند که به وطن گریز یا بیگانه دوست شهرت دارند که یکی از این افراد ایرج مصداقی است که سابقه عضویت در گروهک تروریستی را دارد که تحت پوشش وطن دوستان و ملی گرایان وارد صحنه شده است. کمک دیگری که موساد به منافقین انجام داده است شامل ایجاد ظرفیت‌های عملیاتی و تیم‌های تروریستی مسلح می‌باشد و در این مرحله موساد با استخدام افراد اراذل و اوباش و با کمک گروه‌های تجزیه طلب تروریستی و سازمان مجاهدین خلق نسبت به اعزام افراد مسلح در بین معترضین نموده است تا افراد را ترور کنند و جریان کشته سازی را به راه اندازند. هدف نهایی اغتشاشات این بود که در دور قبلی آشوب‌ها که شبکه تروریستی بعد از جنگنده‌های صهیونیستی و آمریکایی نتوانسته بودند وارد صحنه شوند، این بار معادله عوض شود و اگر آشوب‌ها به نقطه مطلوب خود برسد، جنگنده‌های دشمن وارد ماجرا شوند و اقدام تروریستی انجام دهند.</p>
<p>سیمیاری بیان داشت: در ۲۲ دی ماه زنجیره طراحی آمریکایی‌ها پاره شد و ترامپ گفت که خودم را برای حمله نکردن به ایران اغنا کردم و نکته مهم قابل توجه مدل مدنظر آمریکایی‌ها برای ایران، همانند مدل سوریه است و قصد دارند کشور ما را تکه تکه و نابود کنند و در توهم سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلام قرار دارند تا بعد از سرنگونی ایران، تمامی زیرساخت‌های نظامی و حیاتی ایران نابود شده و ایران به مناطق کوچک و ناتوان تجزیه شود.خوشبختانه با حضور مردم در صحنه و درایت نیرو‌های امنیتی توانستیم این فتنه را با موفقیت پشت سر گذاریم و به تعبیر مقام معظم رهبری، کمر فتنه را بشکنیم.</p>
<p>مداح، وکیل شکات اظهار داشت: اقدامات گروهک تروریستی منافقین، اقدامات مستمری بوده و این طور نیست که اهداف گروه در یک زمانی مجرمانه باشد و در یک بازه زمانی دیگر، از اهداف مجرمانه خود عدول کنند. ما در قانون و شرع مقدس، اصل شخصی بودن مجازات را قبول داریم و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی‌گیرد. سوالی که در اینجا مطرح است این است که اگر شخصی در یک گروه مجرمانه و تروریستی سازمان یافته که هدفش کشتار مردم، اخلال در نظم عمومی و تمامیت ارضی، اقتصادی و &#8230; می‌باشد، عضو شود آیا طبق قانون مجازات می‌توان آن را مجرم نامید؟ به استناد مواد ۴۹۸ و ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی و سایر قوانین، صرف عضویت در این گروه‌ها با علم و آگاهی به اهداف‌شان جرم است در صورتی که تغییر سردسته در این گروه که اهداف و مأموریتش عوض نشده است، رافع مسئولیت نمی‌باشد.</p>
<p>وی افزود: اگر خلاف موضوع فوق بود، تمام گروه‌های تروریستی به محض انجام اقدامات تروریستی، مدیران و رؤسای خود را عوض می‌کردند که دیگر هیچ کس نتواند آنها را مجازات کند در حالیکه که این مسئله رافع مسئولیت نبوده و هنوز اقدامات تروریستی را انجام می‌دهند. ما این موضوع را می‌توانیم به افرادی که بعد از عملیات فروغ جاویدان یا سایر ترور‌های دهه ۶۰ بوده‌اند نیز منتسب کنیم و این افراد علم به گروه و جنایتی که انجام می‌دهند دارند و نسبت به جنایات گذشته، انزجاری نداشتند. افراد به واسطه مسئولیتی که دارند، معاونت در جنایت گسترده داشته و حتی اگر مباشرت و شراکت نداشته باشند، حداقل به واسطه جنایت گسترده‌ای که انجام می‌شود این فرد معاونت در جرم داشته که مصداق بزه افساد فی الارض است و لذا تغییر اعضا و یا ابزار تفاوتی در ماهیت و قصد این گروه در کشتار و ترور جمعی ندارند و رافع مسئولیت آنها نیست.</p>
<p>پیروزفر، وکیل متهمین ردیف ۸۷ تا ۱۰۷ پرونده در جایگاه حضور یافت و در اعتراض به صحبت‌های وکیل شکات گفت: طبق مستندات موجود در صفحه‌های ۶۲۵، ۶۲۸ و ۶۲۹ کیفرخواست، موضوع پیگیری سازمان از موارد مستندات مطرح شده که وکیل شکات نیز به همین موارد و همچنین نشریات استناد کرده و گفته‌اند که این عملیات ۵۵ هزار نفر کشته بر جای گذاشته است. مهمترین ایرادی در کیفرخواست در خصوص این عملیات رعایت نشده این است که تعداد آمار اعلامی مطابق با کیفرخواست نیست و وکیل شکات تعداد ۵۵ هزار نفر را براساس اظهارات سازمان مجاهدین خلق اعلام کرده، در حالیکه در کیفرخواست این آمار و تعداد بزه دیدگان ذکر نشده است و از بنیاد شهید تقاضا دارم آمار دقیق را اعلام کند.</p>
<p>وی افزود: تعداد کشته‌ها در عملیات آفتاب حدود ۶ هزار و ۵۰۰ نفر اعلام شده، اما آمار در عملیات فروغ جاویدان منطبق با اعلام وکیل شکات نیست. از طرف دیگر هم باید طبق مسئولیت مجازات کیفری، تعداد بزه‌دیدگان مشخص باشد که در کیفرخواست این موضوع تعیین نشده است. نکته دیگری که وکیل شکات آن را رعایت نمی‌کند این است که تنها به صرف عضویت این افراد، تأکید بر جرم محاربه و مفسد فی الارض دارد در حالیکه ایشان اصلا سال عضویت را در نظر نمی‌گیرد. برای به جز ۵، ۶ نفر از موکلین بنده، سال عضویت از جهت مباشرت در جرم حائز اهمیت است، خیلی از موکلین من در سالی عضو سازمان شده‌اند که به هیچ عنوان در عملیات فروغ جاویدان نبوده‌اند و این مسئله بسیار مهم است و از محضر دادگاه محترم تقاضا داریم این مورد را در نظر بگیرد.</p>
<p>وکیل متهمین تصریح کرد: وکیل شکات مطابق با اظهارات خود در جلسات گذشته، ارکان و مدیریت اعضا را حدوداً به ۱۳ تا ۱۵ نفر انتساب کرده بودند که طبق ماده ۱۳۰، سرکرده‌ها این افراد هستند، اما ۱۰۷ نفر متهم در این پرونده به عنوان سرکرده معرفی شده‌اند، بنابراین کادر مرکزی و تصمیم‌گیری به بقیه افراد منتسب نمی‌شوند.</p>
<p>پیروزفر، وکیل متهمان گفت: به دلیل وجود تناقض در آمار‌های ترور اعلامی از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران از جمله اعداد متفاوتی مثل ۵۵ هزار، ۶۵۰۰ یا ۳۶۰۰ نفر استناد به نشریات و مصاحبه‌های این سازمان مبنای دقیقی برای دادگاه نیست و ممکن است موجب تعارض در کیفرخواست شود. پیشنهاد این است که برای تعیین تعداد جان‌باختگان، صرفاً به آمار‌های رسمی و مستند، مانند اطلاعات بنیاد شهید و امور ایثارگران استناد شود تا عدد قطعی، قابل دفاع و بدون تردید باشد.</p>
<p>وی گفت: دادگاه نیز باید در حدود کیفرخواست یا بر اساس تحقیقات تکمیلی به یک رقم قطعی و مستند برسد، نه بر پایه ادعا‌های متهمان یا افتخارات اعلامی خود آنها. همچنین نسبت به نظریه کارشناس، تا زمانی که گزارش کامل و مرتبط ارائه نشود، استناد به آن محل اشکال است.</p>
<p>قاضی بیان کرد: در عملیات فروغ گفتند نشریات وجود ندارد که وجود دارد.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح گفت: فقط فیلم‌ها وجود دارد.</p>
<p>قاضی گفت: خانم پیروزفر گفت، در خصوص عملیات فروغ اشاره‌ای به نشریات نشده که وکیل شاکی می‌گویند به عنوان مثال در بند پنجم از مستندات نشریه اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مسلمان خارج از کشور شماره ۱۴۴ صفحه ۶۸ در ادامه اش بیان شده&#8221;حاوی بازتاب عملیات نظامی تروریستی فروغ جاویدان&#8221;، این عین متن است، پس وجود دارد.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح گفت: نکته دیگر اینکه حرف بنده پیرامون اینکه اذعان کردم که خود رسانه‌های منتسب به شخصیت حقوقی سازمان متهم ردیف ۱ اذعان به ۵۵ هزار نفر کشته و زخمی داشتند و این هم در صفحه ۶۲۷ که شما قرائت کردید، مندرج است و هم اینکه نشریات را هم نشان دادم. اعتراض سوم شان هم این بود که گفتند، وکیل شکات تنها چند نفر را به عنوان سردسته و سرکرده معرفی کرده است.</p>
<p>اینجا بیش از ده‌ها بار به این بحث اشاره کردیم که اساساً یک گروه تروریستی خاصیتش این است که اشخاص در جا‌های مختلف این گروه فعالیت می‌کنند.</p>
<p>وکیل شکات ادامه داد: ما در این جلسات نفراتی که نام بردیم مثل مهدی براعی متهم ردیف هفت که مسئول مثلاً محور اسلام آباد بود و محمود عطایی متهم ردیف ۲۶ که فرمانده محور تهران بود این افراد در عملیات فروغ جاویدان و عملیات دیگری که، طبق پاورپوینتی که خدمت شما ارائه شد و ضمیمه لایحه شد، در عملیات فروغ جاویدان سردسته و سرکرده هستند. همین محمود عطایی در اینجا مسئول محور تهران است و در عملیات آفتاب اساساً فرمانده عملیات است.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح اضافه کرد: این افرادی که اعلام کردیم و آن چیزی که به واحد رسانه دادیم و پخش شد نسبت به افرادی بود که در عملیات فروغ سردسته بودند و مناقاتی با این ندارد که بدانیم سایر متهمین پرونده در عملیات‌های تروریستی دیگر سردسته بودند، این چه منافات و تعارضی دارد که بخواهیم این اشکال را مطرح کنیم؟</p>
<p>قاضی گفت: تنها نکته‌ای که وکیل متهمین تقاضا کرده بودند، دادگاه اظهارنظر صریح را انجام دهد، اینکه اظهار کردید که به اظهارات متهمین استناد نشود، این برخلاف اصول قواعد دادرسی است و اظهارات متهمین جزو دلیل‌ترین دلایل در هر نظام حقوقی است و با توجه به اینکه نشریات که مورد استناد قرار می‌گیرد، به ویژه نشریه ارگان رسمی متهم ردیف اول باشد، چنانچه ما شخصیت حقوقی را یک پیکر و یک انسان تصور کنیم مانند آنچه که در شخصیت‌های حقوقی درباره حقوق تجارت، درباره واقعی بودن یا فرضی بودن شخصیت حکم مطرح می‌شود و یک اندامی را برای او در نظر می‌گیریم، نشریه به معنای زبان و سخن شخصیت حقوقی است و از این جهت آنچه که در قالب نشریه رسمی یک شخصیت حقوقی منتشر می‌شود، می‌توان در حکم اقاریر یک شخصیت حقوقی تلقی شود.</p>
<p>قاضی گفت: اینکه نشریات یا اظهارات متهمین را به عنوان دلیل تلقی نکنیم، فارغ از اینکه هیچ مستندی برای اظهارات تان بیان نفرمودید، به دادرسی می‌رسیم. متهم ردیف اول در نشریات رسمی خود اعلام داشته این کار را کرده و یا نکردم، زیرا اینها می‌تواند بعد دفاعی برای متهمین داشته باشد و هم اقاریر؛ بدین معناکه علیه آن‌ها قابل استناد است.</p>
<p>وکیل شکات پرونده افزود: در صفحه ۴۲۷ و ۶۲۸ کیفرخواست فقط ۱۰ مصداق از نشریات سازمان را مستند قرار داده و بعد از این در صفحه ۶۲۹ بحث تلویزیون سازمان را نیز مورد اشاره قرار داده است. سازمان منافقین در نشریه اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مسلمان و در صفحه اول آن به عملیات فروغ جاویدان اشاره می‌کند و از کشته و زخمی شدن ۵۵ هزار نفر در این عملیات خبر می‌دهد. ایرادی که گرفته شده و در آن به تناقض آمار کشته شده‌ها پرداخته شده، به این دلیل است که در کیفرخواست تنها تعداد کشته شده‌ها آمده و بیش از ۱۷ هزار نفر عنوان شده‌اند در حالی که اینجا آمار کشته شده‌ها و مجروحان آورده شده است.</p>
<p>سپس قاضی دادگاه بیان کرد: بنده چندین بار کیفرخواست پرونده را مطالعه کردم. در صفحه ۶۲۹ کیفرخواست و در خط یازدهم صراحتاً به این موضوع اشاره شده است. در گزارش نهایی ستاد فرماندهی در خصوص بخش دوم عملیات فروغ جاویدان به زخمی شدن و شهید شدن ۵۵ هزار نفر از نیرو‌های جمهوری اسلامی ایران توسط متهم ردیف اول اشاره شده است.. نکته‌ای که وجود دارد این است که عدد ۵۵ هزار بر اساس گزارش نهایی ستاد فرماندهی در خصوص این عملیات ستاد فرماندهی قید شده است. در ادامه به بیمارستان‌های مملو از مجروح‌های جنگی در ایران، شهر‌ها و روستا‌های مملو از پیکر افرادی که به دست نیرو‌های سازمان کشته یا شهید شدند نیز اشاره شده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی اضافه کرد: در بند دوم صفحه ۶۲۹ از کیفرخواست ذکر شده &#8220;گزارش نهایی مربوط به ستاد فرماندهی ارتش در خصوص این عملیات&#8221; که با توجه اینکه وصف ارتش برای آن بکار رفته و مشخص نیست که منظور ارتش منافقین یا ارتش آزادی بخش است یا خیر، از نماینده حقوقی ارتش دعوت کردیم تا استعلامات لازم را از ارتش انجام دهیم. می‌خواهیم بررسی کنیم که آیا این عدد ۵۵ هزار نفر مورد تایید ارتش جمهوری اسلامی ایران است یا خیر؟ یا اساساً این اطلاعیه بوده که توسط منافقین بیان شده است؟ پس عدد ۵۵ هزار نفر به عنوان مستندات در داخل کیفرخواست توسط نمایندگان دادستان رد شد.</p>
<p>وکیل شکات در ادامه گفت: افراد به واسطه مسئولیتی که دارند، در این جنایت گسترده حداقل دارای معاونت هستند، یعنی اگر مباشرت یا مشارکت مستقیم هم نداشته باشند، دست‌کم معاونت در جرم برای آنها متصور است. وقتی جنایات گسترده، جاسوسی‌های وسیع و اقدامات علیه تمامیت جسمانی افراد به شکل سازمان‌یافته در حال انجام است، سردسته و سرکرده‌ای که هدایت و مدیریت این اقدامات را بر عهده دارد، به واسطه نقش و تصمیماتی که می‌گیرد، حداقل معاونت در این جرایم را داراست و این موضوع از مصادیق روشن مسئولیت کیفری است؛ بنابراین تغییر اعضا یا تغییر ابزار تأثیری در اصل مسئولیت ندارد. ممکن است روزی این گروه با تانک و اقدام نظامی مستقیم حمله کند و روزی دیگر از طریق فضای مجازی، با اراذل و اوباش ارتباط برقرار کند، سلاح در اختیار آنها بگذارد، تشویش اذهان عمومی ایجاد کند، مدیریت افکار انجام دهد یا شست‌وشوی ذهنی برای انجام اقدامات تروریستی صورت دهد؛ اما در ماهیت تفاوتی ایجاد نمی‌شود.</p>
<p>وی ادامه داد: قصد و هدف اینها واحد است قصد کشتار جمعی، قصد ترور، قصد اخلال در نظم عمومی، قصد جاسوسی و برهم زدن امنیت کشور. در نتیجه، تغییر ابزار یا تغییر نیرو‌ها نمی‌تواند رافع مسئولیت یک گروه تروریستی و مدیران آن باشد.</p>
<p>وکیل متهمان گفت: در عملیات فروغ جاویدان از سوی برخی تعداد افراد جانباخته ۵۵ نفر عنوان شده، در حالی که این آمار با عدد مندرج در کیفرخواست مطابقت ندارد. تعداد بزه‌دیدگان دقیقاً مشخص نشده و بنیاد شهید نیز باید اعداد دقیق را اعلام کند تا برای بررسی مسئولیت کیفری، رقم مشخص و مستند داشته باشیم. به عنوان مثال، در عملیات آفتاب تعداد ۵۰۰ نفر ذکر شده است، اما در عملیات فروغ جاویدان تعداد دقیق منطبق با کیفرخواست ارائه نشده است.</p>
<p>وی در مورد زمان عضویت در سازمان نیز گفت: حتی اگر متهم در مقام مباشرت یا معاونت در جرم باشد، عضویت قانونی در سازمان برای مسئولیت کیفری وی ضروری است. برخی از متهمان سال‌ها عضو سازمان مجاهدین خلق نبوده‌اند و این موضوع باید در بررسی‌ها لحاظ شود.</p>
<p>پیروزفر گفت: به آمار و ادعا‌های خودِ سازمان مجاهدین خلق نباید استناد شود، چون اعداد مطرح‌شده در نشریات و اظهارات این سازمان متناقض و غیرقابل اتکاست و با کیفرخواست هم تطابق ندارد، بنابراین ملاک باید فقط منابع رسمی و مستند مانند بنیاد شهید و امور ایثارگران باشد تا تعداد دقیق جان‌باختگان مشخص شود.</p>
<p>وی گفت: شهدای عملیات‌های نظامی مانند فروغ، آفتاب و چلچراغ با قربانیان ترور‌های خیابانی متفاوت‌اند و نباید این دو با هم جمع شوند، چون ماهیت حقوقی جداگانه دارند. همانطور که گفته شد در داخل این سازمان، فرایند فشار روانی شدید، انزواطلبی اعضا و تمرکز تصمیم‌گیری در دست تعداد محدودی از افراد وجود داشته و اراده و اختیار اعضا عملاً به چند نفر منتسب بوده است. این موضوع نیز در ارزیابی مسئولیت‌ها باید مورد توجه قرار گیرد.</p>
<p>پیروزفر گفت: در درون سازمان مجاهدین خلق ایران اعضا را ایزوله می‌کردند، ارتباطشان با خانواده قطع می‌شد، رعب و وحشت ایجاد می‌کردند، ازدواج و روابط شخصی را محدود می‌کردند و محدودیت‌های شدید فیزیکی و روانی اعمال می‌شد. مجموعه این شرایط به نوعی به شست‌وشوی مغزی منجر می‌شد که به گفته برخی حقوق‌دانان، اراده آزاد فرد را تضعیف یا زائل می‌کند.</p>
<p>وی همچنین اشاره می‌کند که حتی طبق اظهارات شاهدان، تصمیم‌گیری واقعی در اختیار چند نفر محدود، به‌ویژه مسعود رجوی و تا حدی مریم رجوی بوده و سایر اعضا عملاً اراده مستقل نداشته‌اند.</p>
<p>قاضی گفت: باید بین باور اعتقادی و فقدان اختیار تفکیک قائل شد، صرف داشتن یک باور یا تربیت سازمانی به معنای سلب کامل اراده نیست. اگر فرد فهم و اختیار داشته، مسئولیت کیفری همچنان متوجه اوست؛ بنابراین مسئله اصلی، احراز واقعیِ میزان اختیار و اراده افراد در زمان ارتکاب عمل است.</p>
<p>پیروزفر گفت: در سازمان مجاهدین خلق ایران دقیقاً دو عامل وجود داشته که مصداق کنترل ذهن و شست‌وشوی مغزی است، اول ایزوله‌سازی فیزیکی و قطع ارتباطات، دوم فشار و سلطه روانی مستمر. ماده ۵۰۰ مکرر هم بر همین دو محور تأکید دارد، تسلط روانی و آسیب به قدرت تصمیم‌گیری، به نحوی که فرد مورد بهره‌برداری قرار بگیرد یا به ارتکاب جرم سوق داده شود. فضایی که برای اعضا ایجاد شده بود، محرومیت‌های فیزیکی، فشار‌های روانی، القائات مداوم و تصمیم‌گیری‌های کاملاً از بالا، عملاً شخصیت مستقل افراد را از بین می‌برد. کسانی که سلاح به دست گرفتند، سوار تانک یا خودرو شدند و تیراندازی کردند، تحت القای شدید فکری و روانی بودند؛ بنابراین می‌توان گفت اراده آنها مخدوش بوده و تصمیم‌گیری آزاد نداشتند.</p>
<p>وی گفت: کنترل ذهن دقیقاً همین است، فشار سیستماتیک برای تغییر باورها، تکرار مستمر مفاهیم تا تبدیل به باور قطعی، جداسازی زنان و مردان، طلاق‌های اجباری، قطع ارتباط با خانواده و ایجاد ترس. همه اینها ابزار‌هایی برای شکستن اراده فرد است. وقتی اراده شکسته شود، دیگر انتخاب واقعی وجود ندارد و رفتار فرد بیشتر محصول همان سلطه و القاست تا تصمیم شخصی.</p>
<p>قاضی در ادامه گفت: شستشوی مغزی در تعریف حقوقی و روان‌شناختی یعنی نابودی باور‌های قبلی و جایگزینی کامل یک باور جدید، به‌طوری که فرد با اختیار و اعتقاد درونی، رفتار جدید را بپذیرد و تصور کند کار درستی انجام می‌دهد. یعنی تغییر باید عمیق، واقعی و در سطح باور باشد، نه صرفاً در سطح رفتار. اما آنچه در اظهارات شهود مطرح شده، چنین وضعیتی را نشان نمی‌دهد. خود افراد تصریح می‌کنند که این اقدامات را قبول نداشتند و فقط به دلیل ترس انجام می‌دادند. این یعنی شستشو انجام نشده است.</p>
<p>وی ادامه داد: بنابراین باید بین سلب کامل اراده و انجام عمل از روی ترس تفاوت قائل شد. در شستشوی مغزی، اراده از بین می‌رود و باور جدید جایگزین می‌شود، اما در اکراه، اراده باقی است و فرد می‌داند کار اشتباه است، فقط راه فرار ندارد.</p>
<p>پیروزفر، گفت: جرم جدیدی است در کنوانسیون‌های بین المللی مثل کمیسیون ضدشکنجه یا کمیسیون حقوق مدنی و جرم که ایران هم در سال ۹۹ به تصویب رساند، البته ضمانت اجرا ندارد و ابهام دارد. یکی از مهمترین نواقصی که می‌خواهم به آن نظر کنم، اینکه احساس کردم در جلسه گذشته نسبت به آن شاهد تلقین صورت گرفت که بعد از اینکه از او پرسیدم اراده نداشته، ایشان گفت ما اراده‌ای در تصمیم گیری نداشتیم. بحث شستشوی مغزی در سازمان مجاهدین مطرح بوده است.</p>
<p>وی گفت: سازمان مجاهدین خلق موکل من نیست، به عنوان وکیل موکلین خود صحبت می‌کنم بیشتر موکلین من خانم بوده و ۷-۸ نفرشان مرد هستند. بحث شستشوی مغزی جزو جرایم جدید است که آمده و فرایندی است که انسان‌ها تحت تاثیر فشار‌های روانی و جسمی قرار می‌گیرند و باور‌ها و رفتارهایشان تغییر پیدا می‌کند. به این فرایند که در کنوانسیون‌ها به آن خیلی پرداخته شده و حقوقدانان بحث‌های زیادی روی این موضوع مطرح کردند (مثل تهدید، شکنجه، تکنیک‌های روانی و هیپنوتیزم) شستشوی مغزی می‌گویند. با شستشوی مغزی در باور‌های انسان‌ها و رفتارهایشان تغییر عمدی و سیستماتیک اتفاق می‌افتد و ناخواسته در اراده افراد ظاهر می‌شود.</p>
<p>قاضی گفت: هدفتان از این اظهار در دفاع چیست؟ شستشوی مغزی عملی است که افراد، تحت فشار روانی، تحقیر و تهدید شدید قرار می‌گیرند تا عقاید و باور‌های خود را به طور عمده تغییر دهند. پس آنچه به عنوان شکنجه یا به عنوان جرم روانی مطرح می‌شود، تغییر باور‌ها یا رفتار‌ها به طور عمده است که اغلب این شستشوی مغزی را به این منظور که مفهوم روانشناسی تعریف می‌کنند، فشار شدید روانی و جسمی می‌شود فرد به غیر از آنچه که معتقد است، اعتقاد پیدا کند.</p>
<p>پیروزفر گفت: اگر اجازه صحبت دهید می‌خواستم درباره فیلمی که امروز پخش شد، صحبت کنم. ببینید بحث اظهارات شهود که مطرح شد، بحث تکرار مکررات باور‌ها بود که از طرف مسعود رجوی و سازمان مجاهدین و افرادی که اعضای اولیه بودند که این افراد خیلی تاثیرگذار بودند، بود. به بحث اراده و تصمیم سازی در سازمان مجاهدین خلق تاکید دارم. طبق صحبت‌هایی که شهود مطرح کردند، و همچنین شاهد قبلی در جلسه مطرح کرد و گفت: ما خیلی ایزوله بودیم؛ ایشان به عنوان یک فرد عادی بوده است. او گفت همه اعضا بشدت تحت تاثیر مسعود رجوی و امیال او بودند. در حقوق جزا بحث شستشوی مغزی به شدت جدی است، و روی این موضوع کار شده است. در اظهارات برخی حقوقدانان و در کنوانسیون‌ها مطرح شده، تکنیک‌های شستشوی مغزی سه تاثیر در ذهن و روان انسان دارند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح تاکید کرد: ماهیت بغی این است که ایدئولوژیک است، آیا کسانی که در دهه ۶۰ در شهر‌ها ترور انجام می‌دادند ایزوله شده بودند؟ خیلی‌ها آن زمان از سازمان جدا شدند، پس امکان جدا شدن از سازمان وجود داشت، حتی در قرارگاه اشرف. در رابطه با عدم اراده و زائل شدن اراده اعضا نیز باید بگویم، زائل شدن اراده وجود ندارد. تشخیص زائل شدن اراده با کیست و چه مرجعی می‌تواند این را تشخیص بدهد؟ آیا شاهد نسبت به اراده خودش می‌تواند شهادت بدهد یا نسبت به اراده دیگری؟ وقتی صحبت از اراده و قصد درونی می‌شود من نمی‌توانم نسبت به اراده شخص دیگری شهادت بدهم. نسبت به اجبار می‌توانم شهادت بدهم، اما آیا نسبت به اراده دیگران می‌توانم شهادت بدهم؟ خیر.</p>
<p>وی افزود: مرجع صالح تشخیص این امر پزشکی قانونی است، اگر متهمین و موکلین متواری در دادگاه حاضر می‌شدند می‌توانستیم آنها را به پزشکی قانونی ارجاع دهیم و ببینیم که آیا اینها اراده داشته‌اند یا خیر. نکته دیگر اینکه شاهد از الفاظ حقوقی استفاده نمی‌کرد، من در جلسه گذشته هم گفتم به این موضوع اعتراض کردم. مسئله بعد اینکه اراده تعریف مشخص دارد. اراده یک قصد درونی است که عللی که این قصد درونی را زائل می‌کند به صورت حصری و انحصاری بیان شده است. ما چیزی خارج از این را نمی‌توانیم در علل رافع مسئولیت کیفری نام ببریم. بر اساس ماده ۳۷۵ قانون مجازات اسلامی حتی اکراه هم رافع مسئولیت کیفری نیست.</p>
<p>وکیل شکات پرونده بیان کرد: در هیچ کجای ماده قانونی حتی اشاره به این موضوع ندارد که نسبت به شخصی که داوطلبانه رفته عضو این فرقه شده و جنایتی را انجام داده بگوییم رفع مسئولیت می‌کند. شخصی در ایران جرم انجام داده، در زندان بوده، مشمول عفو شده و از زندان آزاد شده. بعد از آزادی فرار کرده و به پاکستان رفته و از پاکستان به قرارگاه اشرف رفته است. از آنجا به بعد در عملیات مرصاد شرکت کرده، آیا می‌توانیم بگوییم این شخص اراده نداشته است؟ این شخص اسماعیل مرتضایی فرمانده تیپ در عملیات چلچراغ فروغ جاویدان و آفتاب بوده. آیا این شخص اراده‌ای نداشته است؟ حتی اگر وکیل متهمان شاهدی را بیاورد و ادعا کند که این اشخاص اراده نداشتند قابل قبول نیست، چون شاهد تنها می‌تواند درباره اراده درونی خودش شهادت بدهد.</p>
<p>قاضی دادگاه بیان کرد: بحث نافی شست‌و شوی مغزی و اینکه هرکس در رابطه با اراده خود می‌تواند شهادت بدهد قابل پذیرش است، اما اینکه آیا فشار روانی و تهدید در خصوص تغییر آن به باور رخ داده یا نه با حضور کارشناسان روانپزشکی انجام خواهد شد.</p>
<p>فرخانی، نماینده حقوقی ارتش گفت: فرمانده ارتش آزادی‌بخش سازمان منافقین، در گزارش‌های خود بیان کرده‌اند که در عملیات‌ها ۵۵ هزار نفر کشته یا زخمی شده‌اند. این آمار صرفاً از سوی خود سازمان منافقین ارائه شده و در نشریه اتحادیه انجمن‌های دانشجویان در بخش مربوط به نظامی‌ها تأیید نشده است.</p>
<p>وی گفت: واقعیت امر این است که سازمان مجاهدین خلق در آن زمان توان و ظرفیت نداشت که چنین تعداد تلفات را در نیرو‌های نظامی ایران ایجاد کند. در طول هشت سال دفاع مقدس، ارتش جمهوری اسلامی ایران حدود ۴۸ هزار شهید تقدیم انقلاب کرد؛ بنابراین ادعای این سازمان در مورد تلفات نیرو‌های نظامی نادرست و اغراق‌آمیز است. علاوه بر این، اهداف سازمان عمدتاً غیرنظامی بوده و شامل حمله به نیرو‌های داوطلب بسیج، ژاندارمری و مردم عادی نیز می‌شده است. بسیاری از قربانیان افراد غیرنظامی و غیرمجاهد بوده‌اند.</p>
<p>وی ادامه داد: در عملیات‌های سازمان منافقین، افراد و اماکن غیرنظامی نیز مورد حمله قرار گرفتند. هر کسی که جزء مجاهدین نبود، حتی اگر نظامی یا غیرنظامی عادی بود، به عنوان «پاسدار» در نظر گرفته می‌شد. این تفکر منجر شد که قربانیان شامل تمامی اقشار جامعه شوند، کارگر، دانش‌آموز، معلم، کارمند و حتی قضات. برای مثال، شهید رضا مظفر همراه با دو برادرش، حسن مظفر کارمند و علی مظفر معلم، در عملیات فروغ جاویدان به شهادت رسیدند. همچنین از استان‌های مختلف، از جمله تهران و یزد، قربانیانی وجود داشته‌اند. حتی کودک سه ساله‌ای به نام نوشین شریفی از اسلام‌آباد غرب و قاسم ترکمانی ۸۹ ساله از قم نیز از قربانیان این عملیات بوده‌اند.</p>
<p>وی گفت: تعداد زیادی از شهدای عملیات‌ها غیرنظامی بودند و اماکنی که مورد حمله قرار گرفت شامل بیمارستان‌ها، خودروها، مزارع و اموال مردم بود. نیرو‌های غیرنظامی که سازمان آنها را پاسدار می‌نامید، جزو اهداف قرار داشتند.</p>
<p>فرخانی گفت: عملکرد اعضای سازمان و سرکردگان آن از نظر قوانین بین‌المللی و کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۴۹ قابل بررسی است. اسرا باید انسانی نگهداری شوند، از حق آزادی، امنیت و مراقبت‌های بهداشتی برخوردار باشند، اما سازمان منافقین از اسرا به عنوان سپر انسانی در عملیات‌ها استفاده می‌کرد و جان آنها به خطر می‌افتاد. برخی اسرا از اردوگاه‌های عراقی به دست سازمان می‌افتادند و کمترین حمایت قانونی یا انسانی از آنان نمی‌شد. اطلاعات آنها باید به سازمان صلیب سرخ ارائه می‌شد تا امکان پیگیری حقوقی و اطلاع خانواده‌ها فراهم شود.</p>
<p>وی گفت: تعداد زیادی از شهدای عملیات‌ها غیرنظامی بودند و اماکنی که مورد حمله قرار گرفت شامل بیمارستان‌ها، خودروها، مزارع و اموال مردم بود. نیرو‌های غیرنظامی که سازمان آنها را پاسدار می‌نامید، جزو اهداف قرار داشتند.</p>
<p>فرخانی در ادامه گفت: اسرایی را که می‌گرفتند به اردوگاه‌هایی می‌بردند که با همکاری استخبارات عراق آمار این اردوگاه‌ها را به صلیب سرخ نمی‌دادند؛ لذا هر بلایی را سر این اسرا می‌آوردند و کشته می‌شدند، شکنجه می‌شدند یا مواردی از این قبیل همه به صورت چراغ خاموش و در فضای غیر شفاف و بدون نظارت انجام می‌شد. اسرای زیادی بودند که مورد جنایات شنیع این سازمان قرار گرفتند. یکی از دلایل اصلی اینکه سازمان منافقین اسرا را به عنوان نیرو‌های خودش محسوب کرده بود این بود که اردوگاه‌های عراقی به ویژه در سال‌های پایان جنگ، اردوگاه‌هایی بودند که از لحاظ بهداشتی و درمانی و نظافت خیلی ضعیف بودند.</p>
<p>وی افزود: تعداد اسرا زیاد بود و تبادل اسرا صورت نگرفته بود و برخی از همین افراد بالاجبار و از جهت فرار از شرایط اردوگاه‌های عراقی به منافقین پیوستند. منافقین هم از این شرایط سوءاستفاده می‌کردند و در واقع سربازان و اسرای ایرانی را جذب می‌کردند.</p>
<p>وی در ادامه با اشاره به عملکرد ارتش جمهوری اسلامی و نیرو‌های مسلح به عنوان یکی از نماد‌ها و سمبل‌های حقوق بشر دوستانه در جنگ هشت ساله، گفت: رفتار توام با کرامت با اسرای عراقی یکی از دلایل این امر است. دژبان ارتش جمهوری اسلامی ایران نهاد مستقیم و مرجع اصلی نگهداری و برخورد و رفتار با اسرا بوده است. رفتار ما به حدی با اسرای عراقی خوب بود که برخی از آنها پس از آزادی سپاه بدر را تشکیل دادند و علیه صدام جنگیدند. ما تعداد زیادی از اسرای عراقی را با سواد کردیم. در هیچ جای دنیا برای اسیر جنگی امکان ملاقات شرعی با خانواده پیش بینی نشده در همین کنوانسیون هم اینطور نیست. ولی جالب است که بدانید در اردوگاه‌های اسرای عراقی در کشور ما مکان‌هایی تعیین شده بود که اگر همسران این اسرا به ایران می‌آمدند امکان ملاقات شرعی با همسر خود را داشتند. این را مقایسه کنید با اقداماتی که سازمان منافقین با سربازان و اسرای ما داشت.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش تصریح کرد: یکی از شنیع‌ترین و غیرانسانی‌ترین رفتار‌های اینها با اسرا این بود که نامه‌هایی که اسرا به خانواده‌ها و عزیزان خود می‌نوشتند را باز می‌کردند و در این نامه‌ها دست می‌بردند. مصداق‌های زیادی از این امر وجود دارد، مثلا اسیری به همسرش نامه نوشته و احوالش را جویا شده و خواسته از سلامتی خودش خبر بدهد عکسش را هم به پیوست برای خانواده ارسال کرده است، ولی سازمان منافقین این عکس را برداشته و به جای اسرا و از زبان آنها به خانواده‌اش توهین کردند. یا مثلا گفته که من دیگر ایران برنمی‌گردم و شما می‌توانید دنبال زندگی خودتان باشید، یابالعکس.</p>
<p>علی اکرامی، عضو جداشده به عنوان شاهد در جایگاه حاضر شد و گفت: در سال ۵۸ در دانشگاه نفت آبادان تحت تاثیر شعار‌های جذاب و فریبنده سازمان قرار گرفتم. شعار‌هایی که در سطح جامعه در مورد عدل علی، برابری زن و مرد و موارد دیگر مطرح می‌کردند باعث شد عضو سازمان شوم. در سال ۱۳۶۰ بعد از شروع فاز عملیاتی سازمان، ارتباط من با این سازمان قطع و به زندگی مخفی روی آوردم و مجددا سال ۶۴ با سازمان ارتباط گرفتم. وارد پاکستان شدم، دو ماه آنجام بودم و بعد به عراق رفتم. تا سال ۷۴ در بخش روابط خارجی بودم. با حضور شورای مرکزی همراه مسعود و مریم رجوی بودم.</p>
<p>وی بیان کرد: من به عنوان کسی که از نزدیک شاهد حمایت‌های صدام از سازمان بودم در دادگاه حاضر شدم.</p>
<p>اکرامی بیان کرد: بعد از اینکه رجوی در انتخابات موفق نشد به دنبال پیدا کردن یک دولت خارجی برای کمک به براندازی انقلاب بود. در سال ۵۹ سازمان وارد پاکستان شد. در آنجا جلساتی با استخبارات عراق داشت. رجوی نشست‌هایی با مجاهدین گذاشت و وارد فاز مسلحانه شد و هدف کشتن نیرو‌های نظامی ایران در داخل کشور بود. سال ۶۵ رجوی وارد عراق شد و ارتش آزادی بخش را تشکیل داد. تمام عملیات‌هایی که انجام می‌شد کار‌های شناسایی آن با عراق بود. ارتش عراق پشتیبانی سنگین می‌کرد.</p>
<p>وی افزود: قبل از عملیات فروغ جاویدان، رجوی و چند نفر دیگر با صدام جلسه داشتند. رجوی در نشست‌ها گفته بود که چند روز پذیرش قطعنامه را عقب بیاندازد تا ما عملیات کنیم. صدام هم گفته بود صبر می‌کنیم تا شما عملیات را انجام دهید. تجهیزات مثل تانک را صدام در اختیار رجوی قرار داد.</p>
<p>یکی دیگر از اعضای جدا شده از سازمان در جایگاه حاضر شد و قسم یاد کرد.</p>
<p>وی گفت: سال ۵۸ عضو سازمان شدم. خانواده کاملا مذهبی داشتم. دلیل عضویتم در سازمان اعتراضات شخصی خودم بودم. من به عنوان هوادار وارد سازمان شدم و یک مرتبه وارد فاز نظامی شدم. سال ۶۵ وارد فاز نظامی شدیم. روحیات من با موضوعات نظامی هم خوانی نداشت و فقط به دلیل مسائل سیاسی وارد سازمان شده بودم. سال ۶۳ از پاکستان به اشرف رفتم. از سال ۶۵ یک مهره سوخته برای سازمان بودم.</p>
<p>قاضی پرسید: در مورد وظایف خود در سازمان صحبت کنید.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان گفت: من در عملیات میدانی فروغ حضور نداشتم. به عنوان دیدبان توپخانه بودم. ما به عنوان پشتیبان بودیم. من از کرند جلوتر نرفتم و برگشتم.</p>
<p>قاضی از این شاهد پرسید: شما از افرادی که از اروپا برای عملیات آورده بودند اطلاع دارید؟</p>
<p>این شاهد پاسخ داد: بله. در نشست آخر و قبل از عملیات این افراد حضور داشتند. به محض اینکه نشست تمام شد به یک نفر گفتم این عملیات یک کشتارگاه است. ما ۱۲۰ نفر بودیم که ۱۵ نفر بازگشتیم.</p>
<p>قاضی پرسید: با مردم روبه رو شدید.</p>
<p>این شاهد پاسخ داد: خودم چند بار با مردم رو به رو شدم. مردم نمی‌دانستند ما چه کسانی هستیم. به ما گفته بودند هیچ اسیری نگیریم، چون اسرا مانع حرکت شما می‌شود هر کسی را جلوی راه خود دیدید با تیر بزنید.</p>
<p>وی بیان کرد: در مورد من سازمان شستشوی مغزی انجام نداده بود، چون خودم تصمیم گرفتم عضو سازمان شوم.</p>
<p>حسنی، عضو جداشده به عنوان شاهد در جایگاه حاضر و سوگند یاد کرد.</p>
<p>حسنی بیان کرد: سال ۵۸ جوان بودم و درست و غلط را تشخیص نمی‌دادم. در آن زمان گروه‌های سیاسی زیاد بودند و یکی از آنها سازمان مجاهدین بود و من به شخصه شیفته صحبت‌های مسعود رجوی شدم و اعتقاد داشتم رجوی بهتر می‌تواند کشور را جلو ببرد. در جریان اقدامات مسلحانه دهه ۶۰ باز هم به همکاری با سازمان ادامه دادم. سال ۶۶ به ما گفتن که باید به عراق بریم، باز هم قبول کردم و جدایی از سازمان را خیانت می‌دانستم. رجوی هیچ کسی را جز خودش قبول نداشت.</p>
<p>وی بیان کرد: من در عملیات فروغ جاویدان حضور داشتم. من نیروی اعتقادی بودم که جذب سازمان شدم. این اعتقادات تا مقطع عملیات فروغ جاویدان ادامه داشت. در عملیات تعدادی را از خارج از کشور مانند آلمان آورده بودند. ما هیچ اطلاعاتی از بیرون از قرارگاه اشرف نداشتیم تنها اطلاعات ما اخباری بود که روزانه سازمان پخش می‌کرد. ما حتی از شرایط آب و هوایی هم خبر نداشتیم. رجوی در نشست آخر، عملیات فروغ جاویدان را ساده تشریح کرده بود و می‌گفت به راحتی می‌توانید کرمانشاه را رد کرده، پایگاه نوژه همدان را گرفته و به تهران برسید. می‌گفت پشتیبانی کامل ارتش عراق را داریم و مردم هم همراه شما هستند، اما همین مردم در کرند اسلام آباد جلوی ما را گرفتند. مردم نمی‌دانستند که ما ایرانی هستیم یا عراقی.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان گفت: ما با لباس‌های معمولی به عملیات رفتیم. به ما می‌گفتند ۷۲ ساعته به تهران می‌رسید. حسین ابریشم‌چی فرمانده تیپ ما بود. رجوی می‌گفت از صدام خواهش کردم پذیرش قطعنامه را یک هفته عقب بیندازد. مردم از جنگ خسته شده‌اند.</p>
<p>حسنی گفت: به ما گفته بودند در عملیات خودتان را معطل اسرا نکنید. سازمان آمار داد حدود ۵۵ نفر را کشته است، اما من این آمار را قبول ندارم، زیرا از کرند تا گردنه چهارزبر هیچ درگیری نداشتیم.</p>
<p>وی گفت: من تا عملیات فروغ به سازمان اعتقاد داشتم. اما باز هم در سازمان ماندم. مهدی افتخاری زمانی که ما از تنگه چهارزبر برمی‌گشتیم، با چند نفر فرار کردند و ما آنجا ماندیم و به سختی برگشتیم. آنها حتی به نیرو‌های خودشان هم رحم نکردند. به ما گفته بودند هر کسی را جلوی خودتان می‌بینید بزنید تا به تهران برسید.</p>
<p>قاضی دهقانی در پایان گفت: باید شهادت‌ها براساس نقش متهمان در تدارکات، جذب و آموزش باشد.</p>
<p>وی تاریخ برگزاری جلسه بعدی دادگاه را ۱۲ اسفند اعلام کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68036">گزارش پنجاه‌وچهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68036/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش پنجاه‌وسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67933</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67933#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Feb 2026 05:27:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67933</guid>

					<description><![CDATA[<p>پنجاه‌وسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67933">گزارش پنجاه‌وسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پنجاه‌وسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی به‌صورت علنی برگزار شد.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی، قاضی دادگاه در ابتدای جلسه، اظهار کرد: دادگاه حاضر در راستای رسیدگی به کیفرخواست واصله از دادسرای عمومی و انقلاب تهران برای رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از متهمان، اعضای کادر مرکزی و شخصیت حقوقی سازمان منافقین در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک تهران برگزار می‌شود.</p>
<p>در ادامه وکیل شکات در جایگاه حاضر شد.</p>
<p>وکیل شکات گفت: در تبیین ماهیت جنایتکارانه گروهک تروریستی منافقین و در راستای شکایت موکلین، باید تأکید شود که این سازمان با کارنامه‌ای مشتمل بر شهادت بیش از هفده هزار تن از شهروندان ایرانی، همواره دست به کشتار مردم بی‌گناه، از جمله جوانان و کودکان زده و حتی به این اقدامات افتخار کرده است.</p>
<p>وی ادامه داد: یکی از مصادیق روشن این جنایات، عملیات فروغ جاویدان است که در آن مسعود رجوی پس از پذیرش قطعنامه و برقراری آتش‌بس، با جلب حمایت صدام حسین، برای بقای سازمان مجدداً به اقدام نظامی و کشتار مردم ایران متوسل شد؛ چرا که حیات این تشکیلات بر پایه عملیات‌های تروریستی و ایجاد رعب و خشونت استوار بوده است. در این عملیات، کشتار جمعی، قتل‌های فجیع، تخریب شهر‌ها و روستاها، آواره‌سازی غیرنظامیان، آتش‌زدن بیمارستان‌ها و منازل و نابودی اموال غیر نظامیان رخ داد که تنها بخشی از جنایات آنان است.</p>
<p>وکیل شکات گفت:در خصوص مسئولیت کیفری عوامل دخیل نیز متهمان به طور کلی در چند دسته قابل تقسیم هستند: افرادی که مباشرت و فرماندهی عالی عملیات‌های تروریستی را بر عهده داشته‌اند، فرماندهان میانی و مسئولان محورها، اعضای مسلح و کادر‌های عملیاتی گردان‌ها و گروهان‌ها و همچنین اشخاصی که هرچند در صحنه عملیات حضور مستقیم نداشته‌اند، اما با پشتیبانی، برنامه‌ریزی، تصمیم‌سازی و تسهیل اقدامات مجرمانه در تحقق این جنایات نقش مؤثر ایفا کرده‌اند؛ بنابراین در این پرونده با یک اجتماع ساده مجرمان برای ارتکاب چند جرم محدود مواجه نیستیم، بلکه با یک سازمان تروریستی منسجم، ساختارمند و سازمان‌یافته روبه‌رو هستیم.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مسعود مداح، وکیل شکات گفت: در چارت تشکیلاتی سازمان منافقین که در نشریه مجاهد شماره ۲۵۲ صفحه ۴۵ تا ۶۲ شرح داده شده است، مسعود رجوی متهم ردیف ۲ پرونده به عنوان رهبری معرفی می‌شود و مریم رجوی متهم ردیف سوم پرونده هم ردیف با مسئول اول سازمان معرفی می‌شود. به عنوان مثال علی زرکش فرمانده نظامی و سیاسی معرفی می‌شود.</p>
<p>وی افزود: یک لیست تقریباً ۱۹ نفره از اعضای سازمان را نام می‌برند که اینها اعضای دفتر سیاسی سازمان هستند و علی القاعده کارشان این بوده که کار‌های سیاسی را انجام دهند، اما چرا گفته می‌شود آنها یک گروهک تروریستی هستند؟ زیرا همان فردی که در بحث سیاسی هم فعالیت دارد و یا کسی‌که در بحث تامین مالی مشغول بوده، بنا به گواهی که شهود حاضر در این جلسه هم اذعان کردند، کسی از اشرف خارج نمی‌شده است مگر اینکه مسلح باشد؛ لذا اینها یک تیم تروریستی مسلح هستند.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح با ذکر مثالی گفت: محمود عطایی متهم ردیف ۲۶ پرونده که در دفتر سیاسی سازمان فعالیت می‌کند و خود سازمان این شخص را به عنوان فرد فعال در دفتر سیاسی معرفی می‌کند، در عملیات فروغ جاویدان، فرماندهی محور تهران را بر عهده دارد که فرمانده ۱۳ تیپ می‌شود و مسئولیتش تصرف شهر تهران بوده و وارد درگیری می‌شود. شخص دیگری مانند مهدی براعی هم به همین ترتیب بوده است.</p>
<p>وی ادامه داد: همچنین اعضایی را به عنوان اعضای کادر مرکزیت سازمان و اعضایی را به عنوان اعضای اجرایی سازمان نام می‌برند و کار‌های مختلفی را به آنها می‌سپارند، اما وقتی حرف از عملیات باشد، همه آنها مسلح شده و مباشرت در این جنایات دارند. نهایتاً دسته چهارم افرادی بودند که بعد از این عملیات و بعد از اقدامات تروریستی سازمان، عضو سازمان منافقین شده باشند.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح عنوان کرد: در جلسه گذشته نسبت به مسئولیت کیفری این پنج دسته به صورت تفکیک شده مطالبی را عرض کردم و انتصاب سه بزه افساد فی الارض، محاربه و بغی را با تطبیق ارکان مادی و معنوی بر متهمین پرونده و اعضایی که در عملیات فروغ جاویدان نقش جدی داشتند مفصلاً خدمت دادگاه بیان کردم.</p>
<p>در ادامه به درخواست وکیل شکات گزارشی از افعال مادی ارتکابی هریک از اعضا و سردستگان سازمان منافقین در قالب فایل پاورپوینت در دادگاه نمایش داده شد. در این فایل جرایم هریک از اعضا مبنی بر بغی، محاربه و افساد فی‌الارض به تفکیک بررسی شد.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح وکیل شکات در رابطه با این فایل، گفت: بر اساس اطلاعات موجود در این فایل مسعود رجوی متهم ردیف دوم پرونده، مؤسس و پایه‌گذار گروهک منافقین و ارتش ضد خلق جهت ارتکاب به قتل و کشتار مردم و بسیج نیرو‌ها جهت اقدام علیه اساس نظام و صدور دستورات حملات تروریستی، همکاری با رژیم بعث عراق، هدایت و راهبری تیم‌های عملیاتی، تهیه و تجهیز ادوات نظامی، صدور فرمان حمله نظامی و مشارکت در عملیات‌های تروریستی و صادر کننده دستور جنگ مسلحانه هم در دهه ۶۰ و هم در اقدامات نظامی سازمان بوده است. این عناوین اتهامی در کیفرخواست هم مطرح شده، اما امروز ارکان مادی جرایمی که هریک از متهمان مرتکب شدند را نیز در دادگاه تشریح می‌کنم.</p>
<p>وی در تشریح ارکان مادی این جرایم، افزود: مسعود رجوی با شخص صدام حسین و رژیم بعث در زمان جنگ ۸ ساله تحمیلی همکاری داشته است. تاکنون بیش از ۱۹۴ سند دال بر اینکه مریم و مسعود رجوی و بسیاری اعضای کادر مرکزی با استخبارات عراق و صدام حسین جهت دریافت بودجه، دریافت تجهیزات و تهیه نقشه‌های عملیاتی کشف شده است.</p>
<p>وکیل شکات ادامه داد: تهیه تجهیزات نظامی و تهیه نقشه حملات با همکاری استخبارات عراق، سازماندهی و آموزش نیروها، فرماندهی و هدایت نیرو‌ها برای انجام عملیات‌ها، راهبری نیرو‌ها برای حملات مستقیم به شهر‌ها و روستا‌ها از جمله موارد دیگر ارکان مادی این جرایم است. بر اساس اظهارات شهود حاضر در جلسات قبلی دادگاه مسعود و مریم رجوی و چند نفر دیگر از متهمان با هلیکوپتر در منطقه عملیاتی حاضر شدند؛ یعنی حمله مسلحانه به کشور به قصد تجاوز، کشتار و اشغال بخش‌هایی از کشور.</p>
<p>مداح با بیان اینکه فرماندهی و کنترل عملیات‌ها و صدور دستور برای اجرای عملیات‌ها با مسعود رجوی بوده است، گفت: رجوی گرداننده این جنایات بوده. رجوی نیرو‌ها را برای عملیات‌های نظامی اقناع می‌کرد. شهود در دادگاه شهادت دادند که مسعود رجوی همه اعضا را برای اجرای عملیات فروغ جاویدان جمع و برای آنها صحبت کرد. از اینجا مشخص می‌شود بقا و حیات سازمان منافقین بر اساس جنایت و کشتار است.</p>
<p>وی ادامه داد: همکاری با رژیم بعث عراق در زمان جنگ که مصداق همکاری با دول متخاصم می‌شود از دیگر اقدامات سازمان است.</p>
<p>وکیل شکات افزود: نشریات منتسب به متهم ردیف اول، شهادت شهود حاضر در دادگاه و اسناد نظامی ارائه شده از دلایل انتساب اتهامات به متهم ردیف دوم است.</p>
<p>وی در ادامه به نقش و جایگاه متهم ردیف سوم، مریم رجوی، به‌عنوان جانشین فرماندهی ارتش موسوم به آزادی‌بخش پرداخت و گفت: حسب مستندات موجود، وی در هدایت، کنترل و راهبری تیم‌ها، صدور دستورات عملیاتی و فرمان حملات نظامی نقش مستقیم و مؤثر داشته است. در کلیپ پخش‌شده در دادگاه نیز مشاهده می‌شود که نامبرده در جریان عملیات‌های آفتاب و چلچراغ شخصاً دستور آغاز آتش را صادر کرده و با تکرار فرمان آتش عملیات را آغاز می‌کند که این تصاویر توسط رسانه‌های رسمی خود سازمان منتشر و با افتخار بازنشر شده است. همچنین مشارکت میدانی وی در عملیات‌های آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان محرز است.</p>
<p>مداح همچنین گفت: از جمله اعمال و رفتار‌های انتسابی به وی در مقام جانشین فرمانده کل، می‌توان به همکاری و معاونت در سازماندهی، آموزش و آمادگی نیروها، مشارکت در فرماندهی حین حمله و صدور دستورات تروریستی، حضور در اتاق فرماندهی در کنار مسعود رجوی و هدایت مستقیم تیم‌های عملیاتی، راهبری نیرو‌ها در حملات به شهر‌ها و روستاها، همکاری اطلاعاتی با استخبارات رژیم عراق، تأمین تجهیزات نظامی و پشتیبانی لجستیکی و نیز حضور مسلحانه در مناطق درگیری اشاره کرد.</p>
<p>وی گفت: مریم رجوی مطابق شرح وظایف تشکیلاتی خود سازمان، مسئولیت‌های ستادی و اجرایی گسترده‌ای از جمله نظارت بر قرارگاه‌های عملیاتی، واحد‌های اطلاعات، لجستیک و آموزش، ایجاد هماهنگی میان بخش‌های مختلف، جمع‌بندی و گزارش‌دهی به فرماندهی، کنترل اجرای دستورات ابلاغی، جایگزینی فرمانده کل در شرایط فقدان دسترسی و نهایتاً مدیریت عملیات‌ها و پشتیبانی تاکتیکی را بر عهده داشته است. بر همین اساس، هدایت و راهبری کلیه عملیات‌های نظامی و تروریستی، تأمین پشتیبانی و سازماندهی نیرو‌ها عملاً تحت مسئولیت مستقیم وی انجام می‌شده است.</p>
<p>وکیل شکات گفت: مستندات انتساب این مسئولیت‌ها نیز متعدد و متقن است و شامل فیلم‌ها و گزارش‌های منتشرشده از رسانه‌های رسمی سازمان، نشریات داخلی، اسناد ارائه‌ شده از سوی نهاد‌های امنیتی و نظامی و همچنین شهادت شهود و اعضای جداشده حاضر در جلسه دادگاه است که همگی بر نقش فعال و مؤثر متهم در طراحی، هدایت و اجرای اقدامات تروریستی دلالت دارد.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح بیان کرد: طبق آنچه در کیفرخواست آمده، مهدی ابریشمچی متهم ردیف ۴ غیر از اینکه از مسئولین عملیات مهندسی و ترور‌های دهه ۶۰ بوده یا مسئول پشتیبانی تیم‌های مسلح در دهه ۶۰ بوده است، فرمانده ستاد قرارگاه و معاون ستاد قرارگاه نیرویی عملیات‌های چلچراغ آفتاب و فروغ جاویدان بوده است.</p>
<p>وی افزود: در اسلاید بعدی ارکان مادی بزه انتسابی نسبت به این شخص را خدمت دادگاه بیان می‌کنم و اینکه ایشان مسئول پشتیبانی بوده است، دقیقا چه کار‌هایی را انجام می‌داده است. او مسئول تامین و توزیع غذا، سوخت، مهمات، لباس و تجهیزات مورد نیاز افرادی بوده که دست به کشتار مردم زدند، آماده سازی و نگهداری خودرو‌ها و ماشین آلات و سلاح‌های سازمانی و زرهی، حمل و نقل نیرو و تجهیزات بین مناطق عملیاتی، پشتیبانی فنی در حوزه مخابرات، پزشکی و تعمیرات میدانی، مدیریت انبار‌ها و هماهنگی با قرارگاه‌ها، ارزیابی نیاز‌های آینده برای عملیات‌های تروریستی که همگی جزو وظایف وی بوده است.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح خاطرنشان کرد: نامبرده مسئول ستاد فرماندهی بوده است و در این جایگاه، تدوین طرح‌های عملیاتی و دستورالعمل‌های اجرایی که از فرمانده یا جانشین فرمانده این ارتش ضد خلقی تروریستی ابلاغ می‌شده است، هدایت کلی نیرو‌ها طبق ماموریت ابلاغی، نظارت بر اجرای عملیات، ارتباط مستقیم با ستاد‌های بالاتر، هماهنگی بین بخش‌های مختلف اطلاعاتی و عناوین دیگر را انجام می‌داده است.</p>
<p>وی گفت: اینکه ایشان مسئول ستاد اطلاعات بوده است و در پی آن چه مسئولیت‌هایی داشته است؟ باید گفت در این پست به گردآوری اطلاعات از منابع میدانی فنی، انسانی، الکترونیکی می‌پرداخته است.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح تأکید کرد: یکی از کار‌هایی که اینها می‌کردند و مفصلا در نقش سازمان در طول جنگ تحمیلی در جلسات آینده خدمت دادگاه اسناد را ارائه خواهم کرد، این بوده که در طول جنگ تحمیلی دست به شنود می‌زدند و با لو دادن عملیات‌های ایران به صدام منجر به شکست نیرو‌های خودی می‌شدند و نهایتاً منجر به کشتار هموطنان به دست صدام ملعون می‌شدند.</p>
<p>وی افزود: موقعیت جغرافیایی و تحرکات حوزه عملیات، تهیه گزارش‌های اطلاعاتی برای ستاد فرماندهی، بررسی نقاط ضعف و قوت نیرو‌های سازمان و دشمن، (دشمن مراد مردم ایران هستند که اینها می‌کشند) شناسایی اهداف و ارزیابی خطرات قبل و حین عملیات، راه‌اندازی و راهبری سیستم‌های رمزنگاری ضدجاسوسی و شنود از جمله مواردی است که ایشان مرتکب می‌شدند.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح تصریح کرد: اینکه ایشان معاونت ستاد قرارگاه نیرویی در عملیات چلچراغ، آفتاب و فروغ جاویدان را بر عهده داشته و در اسلاید بعدی خدمت دادگاه ارائه کردم، وظایف ایشان این بوده که برنامه‌ریزی تاکتیکی و اجرای طرح‌های عملیاتی در میدان را انجام دهد، گزارش لحظه‌ای وضعیت میدان را به فرماندهی کل داده و کسب تکلیف کند.</p>
<p>وی گفت: همچنین از دیگر وظایف می‌توان به حفظ آمادگی رسمی و هماهنگی میان تیم‌های خط مقدم، اتخاذ تصمیم‌های سریع در شرایط غیرقابل پیش‌بینی، مدیریت منطقه عملیاتی، برقراری ارتباط با فرماندهی، پشتیبانی و اطلاعات در حین مأموریت، هدایت واحد‌های رسمی، کشتی، حفاظتی و امدادی بوده است اشاره کنم که من مسئولیت‌های سایر متهمین را نیز به همین صورت، خدمت مقام عالی مفصلاً در لایحه ارائه کردم.</p>
<p>وکیل شکات ادامه داد: در خصوص شخص مسعود رجوی و سایر سرکردگان این سازمان، باید تصریح کرد که مجموعه افعال و ارکان مادی جرایم انتسابی، به ‌تنهایی و حتی صرفاً با بررسی یک نمونه مشخص، یعنی عملیات فروغ جاویدان، برای اثبات معاونت و مشارکت در کشتار گسترده مردم و نیز معاونت در ایراد صدمات وسیع علیه تمامیت جسمانی شهروندان کفایت می‌کند. این عملیات به‌صورت کاملاً سازمان‌یافته، منسجم، ایدئولوژیک و با هدف مقابله با اساس نظام و قصد براندازی طراحی و اجرا شده است؛ اوصافی که به‌تنهایی برای انطباق عنوان مجرمانه محاربه و افساد فی‌الارض کافی است. کمااینکه قانون‌گذار در قانون سال ۱۳۶۱ نیز این قبیل اقدامات مسلحانه و سازمان‌یافته را ذیل همین عناوین جرم‌انگاری کرده است؛ بنابراین تمامی افرادی که در چارچوب آن پنج دسته مشخص در عملیات فروغ جاویدان نقش داشته‌اند، مشمول این عناوین کیفری خواهند بود.</p>
<p>وی گفت: هیچ‌یک از عاملان و فرماندهان نمی‌توانند با تمسک به اینکه صرفاً دستور حمله داده‌اند یا قصد کشتار غیرنظامیان نداشته‌اند از مسئولیت شانه خالی کنند؛ زیرا علم به امکان وقوع چنین جنایاتی داشته و این نتایج نوعاً و به‌طور متعارف از اقدامات آنان ناشی می‌شده است. هنگامی که حمله مسلحانه به شهر‌ها و مناطق مسکونی صادر می‌شود، وقوع قتل، تخریب و آسیب به غیرنظامیان کاملاً قابل پیش‌بینی است و در این پرونده نیز متهمان در تصمیم‌گیری، هدایت و کنترل نیرو‌ها نقش مستقیم داشته و عمداً اجرای عملیات را دنبال کرده‌اند. افزون بر این، بنا بر شهادت شهود حاضر در جلسه، مسعود رجوی صراحتاً به نیرو‌ها دستور داده است که در صورت مخالفت مردم با آنان، معترضان را به قتل برسانند که این امر دلالت روشن بر قصد و اراده ارتکاب جنایت دارد.</p>
<p>وکیل شکات گفت: ادعای تبعیت از دستور مافوق یا مأمور بودن نیز رافع مسئولیت نیست؛ چرا که اولاً چنین دستوری فاقد وصف قانونی و مشروع بوده و اساساً امر آمر قانونی محسوب نمی‌شود و نمی‌تواند موجب رفع مسئولیت شود. ثانیاً حتی ادعای اکراه نیز در این قبیل جرایم پذیرفته نیست؛ زیرا مطابق مواد ۳۷۵ به بعد قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، اکراه در قتل و کشتن دیگری رافع مسئولیت مباشر نیست. بدیهی است متهمانی که خود در جایگاه فرماندهان میانی و سردستگان عملیات قرار داشته‌اند، اصولاً امکان استناد به اکراه را نیز ندارند. بر این اساس، مسئولیت کیفری مباشرین، معاونین و آمران این جنایات، محرز است.</p>
<p>مداح بیان کرد: متهمان هرگز نمی‌توانند ادعا کنند که قصد کشتار مردم را نداشتند چرا که در بند (ب) و (ت) ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی، آگاهی و توجه به این وجود داشته که اعمال ارتکابی این متهمان نوعاً کشنده بوده است. کسی نمی‌تواند ادعا کند که با تانک خمپاره و موشک به سمت مردم غیرعادی حمله کردم، اما قصد کشتار آنها را نداشتم. اگر کسی ادعا کند که اینها هدف سیاسی داشتند ادعایش پذیرفته نیست چرا که هیچ قانونی در دنیا کشتار جمعی و قتل به صورت فجیع، آتش زدن اجساد، حمله به بیمارستان، کشتار مجروحان، حمله به بخش زایمان بیمارستان و قتل طفل تازه متولد شده در آغوش مادر را با ادعای هدف سیاسی نمی‌پذیرد.</p>
<p>وی ادامه داد: در هیچ جای دنیا نمی‌توان ادعا کرد که این اقدامات سیاسی بوده است. آنها نمی‌توانند ادعا کنند که به مراکز نظامی حمله کردند و به مردم غیرنظامی کاری نداشتند. حتی اگر ما قصد اخلال به صورت گسترده و جنایت گسترده علیه تمامیت جسمانی افراد نداشته باشیم، اما کاری را انجام دهیم که نتیجه آن اخلال گسترده و جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد باشد، طبق قانون مصداق افساد فی الارض است. در حالی که بار‌ها شهود در دادگاه اعلام کردند که این جنایات علیه مردم انجام شده و مسعود رجوی از اعضای سازمان خواسته که حتی اگر مردم در مقابل آنها ایستادند، مردم را نیز بکشند.</p>
<p>وکیل شکات بیان کرد: حمله نظامی قطعاً ایجاد رعب و وحشت زیادی در جامعه می‌کند. کسی که به قصد ایجاد ناامنی و رعب و وحشت سلاح می‌کشد، و نیرو‌های نظامی را می‌کشد قطعاً رعب و وحشت بیشتری ایجاد می‌کند تا اینکه مردم عادی را بکشد.</p>
<p>مداح ادامه داد: ساختار، عملکرد و رویکرد این سازمان تروریستی به‌گونه‌ای است که جنایاتش مقطعی و محدود به دهه خاصی نبوده، بلکه به ‌صورت مستمر و سازمان‌یافته تا امروز ادامه داشته است. ما با یک جرم آنی یا یک عملیات منفصل مواجه نیستیم، بلکه با یک سلسله جرایم مستمر و زنجیره‌ای طرف هستیم. از این رو، حتی اعضای متأخر سازمان افرادی که در عملیات فروغ جاویدان یا عملیات‌های نظامی دهه ۶۰ حضور نداشته‌اند، نیز به صرف عضویت و فعالیت در این تشکیلات، در استمرار اقدامات تروریستی آن سهیم بوده و واجد مسئولیت کیفری هستند.</p>
<p>وی گفت: استمرار عملیات‌های تروریستی سازمان مؤید آن است که این گروه اساساً برای ارتکاب جرم شکل گرفته و ماهیت آن تغییر نیافته است. همکاری مستمر با دولت‌های متخاصم و دشمنان ملت ایران ـ از جمله همکاری با رژیم بعث عراق، و در مقاطع دیگر با سایر دشمنان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و نیز تداوم اقدامات خرابکارانه و تروریستی در داخل کشور، نشان می‌دهد که این تشکیلات همواره در صف معاندان امنیت ملی قرار داشته و هر جا دشمنی علیه مردم ایران وجود داشته، نام این سازمان نیز در کنار آن دیده می‌شود.</p>
<p>وکیل شکات گفت: هیچ‌گونه تغییر رویکرد یا اعلام برائت از گذشته مجرمانه در رفتار اعضای متأخر مشاهده نمی‌شود؛ بلکه برعکس، آنان نیز صراحتاً از اقدامات گذشته و جاری سازمان حمایت و دفاع می‌کنند. بنابراین، وقتی ماهیت یک گروه از ابتدا بر پایه اعمال مجرمانه و مسلحانه شکل گرفته و این روند همچنان ادامه دارد، صرف عضویت، تبلیغ، تأمین مالی یا قبول مسئولیت در ساختار آن، خود واجد وصف مجرمانه است. به طریق اولی، افرادی که در جایگاه‌های فرماندهی و مسئولیت‌های مرکزی قرار می‌گیرند، حسب مورد می‌توانند مشمول عناوینی، چون معاونت و مشارکت در ناامنی گسترده و افساد فی‌الارض شوند.</p>
<p>وی ادامه داد: در تأیید استمرار فعالیت‌های تروریستی سازمان، مستندات رسانه‌ای نیز موجود است. از جمله کلیپ‌هایی که به دادگاه ارائه شده و در آنها متهمان ردیف دوم و سوم و برخی دیگر در اتاق فرماندهی عملیات فروغ جاویدان مشغول هدایت نیرو‌ها هستند. همچنین تصاویر و گزارش‌های مربوط به کمتر از یک ماه و نیم گذشته نشان می‌دهد که رسانه‌های وابسته به این سازمان، افراد مسلح موسوم به کانون‌های شورشی را برای اقدامات خشونت‌آمیز و کشته‌سازی تشویق و با افتخار معرفی می‌کنند که این امر بیانگر تداوم همان مشی تروریستی گذشته است. بر همین اساس، جهت تکمیل رسیدگی، استعلام از نهاد‌های امنیتی درباره نقش این کانون‌ها و استمرار اقدامات سازمان، می‌تواند در روشن‌تر شدن ابعاد فعالیت مجرمانه آن مؤثر باشد.</p>
<p>وکیل شکات تصریح کرد: این کلیپ در تاریخ ۲۳ آبان ۱۴۰۴ توسط رسانه رسمی سازمان منتشر شده است. این گروهک در این کلیپ وعده کشتار و شورش مردم را داده است. این کلیپ مؤید این است که ما با گروهکی مقابل هستیم که اساس تشکیل آن مجرمانه است و تا همین امروز نیز اهداف مجرمانه خود را دنبال می‌کند.</p>
<p>در ادامه صمد اسکندری یکی از اعضای جداشده در جایگاه قرار گرفت و گفت:۱۷ سال عضو سازمان بودم، سازمان منافقین در حوادث ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نقش مستقیم در ایجاد آشوب، آتش‌زدن بانک‌ها و ادارات و حمله به نیرو‌های امنیتی داشته است. این اقدامات منجر به کشته و زخمی شدن مردم بی‌گناه شد.</p>
<p>وی گفت: سازمان با هدایت رجوی و ارتباط با آمریکا و اسرائیل، به‌صورت سازمان‌یافته و غیرمستقیم اغتشاشات را هدایت می‌کرد. در ناآرامی‌های سال‌های اخیر نیز همان الگو و سناریو تکرار شده است. سازمان پایگاه مردمی ندارد و تبلیغات داخلی آن کاذب است. پس از جدایی در سال ۱۳۸۴ که فرار کردم و به ایران آمدم متوجه شده اکثر مردم حتی نام سازمان را نمی‌شناسند.</p>
<p>اسکندری گفت: وقایع اخیر، برای من یادآور همان آشوب‌ها و فتنه‌های ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بود، سیاستی که بر اساس آن، سازمان تلاش داشت به اربابان خارجی خود، از جمله آمریکا و اسرائیل، نشان دهد که دارای نیروی عملیاتی است. اگرچه فرماندهی و هدایت این اقدامات اغلب به‌صورت غیرمستقیم انجام می‌شد، اما نقش رهبری سازمان در تحریک و سازماندهی این حوادث کاملاً روشن است و جان مردم برای آنان اهمیتی نداشت.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان اظهار کرد: مسعود رجوی در سال ۶۳ یک دفتر سیاسی با محوریت مهدی ابریشمچی با نام مستعار شریف تأسیس کرد. پس از ارتباط نامشروعی که با همسر مهدی ابریشمچی برقرار کرد و توانست او را به همسری خود درآورد، اعتراضاتی در سطوح بالایی سازمان شکل گرفت و رجوی مجبور شد مرکزیتی را برای سازمان در نظر بگیرد.</p>
<p>وی افزود: حسینیه اعظم زنجان در کشور شناخته شده است، خانواده سعید محسن که یکی از پایه‌گذاران سازمان منافقین بود، در زنجان زندگی می‌کنند، هنوز یک خانواده سنتی و مذهبی هستند که با کار‌های پسرشان مخالفند. من در حسینیه اعظم زنجان با یکی از اعضای خانواده او صحبت کردم و می‌گفت که تا پای جان پابند جمهوری اسلامی هستیم.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان مجاهدین خلق بیان کرد: رجوی در ادامه بحث مرکزیت را مطرح کرد و برخی افراد را که به آنها اعتماد کامل داشتند به مرکزیت سازمان در می‌آورد. افراد اصلی این مرکزیت، مهدی ابریشمچی، عباس داوری، محمد سیدالمحدثین، ابراهیم ذاکری، مهدی تقوی، محمود عطایی، ابوالقاسم رضایی، عذرا علوی، فهیمه اروانی، مهوش سپهری، زهره اخیانی، دیهیم، سهیلا صبری و محبوبه جمشیدی بودند.</p>
<p>اسکندری ادامه داد: در بین اسامی متهمانی که در دادگاه مطرح شد، اسامی برخی جنایتکاران وجود ندارد. محبوبه جمشیدی با نام مستعار آذر فرمانده قرارگاه تاکتیکی فائزه در کوک بود که به دلیل نزدیکی با مرز مهران، تیم‌های ترور را فعالانه آموزش می‌داد و خودش شخصاً این تیم‌ها را رهبری می‌کرد و افراد را برای ترور شخصیت‌ها به داخل کشور اعزام می‌کرد. من خودم شاهد بودم که محبوبه نفرات را برای انجام عملیات تروریستی توجیه می‌کرد، آموزش می‌داد و به داخل کشور می‌فرستاد. نام او در بین اسامی متهمان دادگاه نیست.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان مجاهدین گفت: بنده با توجه به شناختی که به ساختار سازمان مجاهدین و رسانه دارم، درباره نحوه تصویر سازی و نقش کادر مرکزی شورای رهبری و کمک‌های نظامی می‌خواهم صحبت کنم.</p>
<p>وی گفت: شاید قدری عجیب باشد، اما زمانی که من در زمان شاه کودک بودم، سریال تلویزیونی ملیجک دربار پخش می‌شد. شخصیت و هویت رجوی خیلی شبیه این ملیجک دربار است، چراکه در زمانی که در زندان ساواک بود، از آنجاکه احساس خطر اعدام می‌کرد، همه همفکر‌های خود را فروخت و مکان‌هایی که آنها مخفی شده بودند را به ساواک لو داد تا خودش زنده بماند.</p>
<p>اسکندری ادامه داد: وقتی در قیام ضد سلطنتی از زندان بیرون آمد؛ به خاطر اینکه بتواند حاکمیت را غصب کند، دست به وقایع تاریخ حماسی خرداد و جنگ مسلحانه زد. وقتی هم که با لباس زنانه به پاریس فرار کرد به اربابان خارجی خود در فرانسه دم تکان می‌داد، تا بتواند با نوکری آنها جایگاهی به عنوان آلترناتیو سیاسی ایجاد کند. وقتی عرصه برایش تنگ آمد و داستان آفریقای جنوبی پیش آمد و دولت آنها را به هر دلیلی طرد و به کشور‌های آفریقایی فرستاد، احساس خطر کرد و با نخست وزیر عراق در پاریس مخفیانه دیدار کرد و با این فرد قرارداد صلح امضا کرد.</p>
<p>وی گفت: رجوی وقتی احساس می‌کند که یک ارباب از دست می‌رود تلاش می‌کند با نخست وزیر عراق مخفیانه صلح‌نامه امضا کند و بعد از آن به عراق می‌آید. اینها معتقد بودند که جنگ تحمیلی نیست و آن را جمهوری اسلامی به راه انداخته است و جنگ عادلانه نیست. رجوی اینطور القا می‌کرد.</p>
<p>وی گفت: استراتژی آنها برای بقا ایجاد جنگ و صدور تروریسم بود. یکی از سیاست‌های رجوی این بود که جمهوری اسلامی باید برود و با صدور بحران همان جنگ، تروریسم و سرکوب داخلی باید این حرکت رخ می‌داد. مبنای این صلح نامه اش با نخست وزیر عراق این بود که عراق آغازگر جنگ نبوده برخلاف اینکه شورای عالی امنیت در قطعنامه اش به این موضوع اشاره کرده بود. البته رجوی با این کار به جاسوسی و خیانت خود مشروعیت می‌بخشید.</p>
<p>قاضی گفت: حتی اگر کسی نماینده مردم ایران باشد یا نباشد باید با دشمن مردم ایران صلح نامه بنویسد؟</p>
<p>اسکندری گفت: بله. رجوی این کار را به راحتی مثل آب خوردن انجام می‌داد. مثال می‌زنم، رجوی با بنی صدر به فرانسه فرار کرد. وقتی مسعود رجوی به عراق رفت و به پایگاه‌های نظامی رفت و شروع به عملیات‌های نظامی کردند، بنی صدر به عنوان کسی که مخالف این مملکت بود موضع گیری کرد و گفت: من هم مخالف جمهوری اسلامی هستم ولی انجام کار نظامی علیه مملکت خیانت است.</p>
<p>وی گفت: فایلی صوتی از بنی صدر موجود است که در آن گفت که رجوی مثل همان ملیجک دربار است. وقتی صدام سرنگون شد، هراسان به آغوش آمریکا رفت. ما شاهد بودیم برنامه‌هایی به عنوان شام جمیل برگزار می‌کردند که قبل از اینکه اعضا حاضر باشند، امریکایی‌ها حضور داشتند.</p>
<p>اسکندری گفت: آنها می‌گفتند عراق را که از دست دادیم به آغوش آمریکا برویم. بعد از آن هم در سال ۹۵ از آنجایی که مقر سفارت نحس رژیم صهیونیستی در آلبانی قرار دارد مخفیانه با سفارت این رژیم در ارتباط بودند. رجوی چنین شخصیتی دارد و او مردی هزار چهره بود.</p>
<p>این شاهد عینی یادآور شد: شورای رهبری واقعا یک نهاد فرمالیته بود؛ چرا که در ابتدای دهه هفتاد صدام حسین از شکست‌های منافقین در عملیات‌های نظامی در کشور و عواقب کشتار مردم غیرنظامی توسط سازمان می‌ترسید و بیم آن را داشت که ایران بخواهد این عملیات‌ها را پاسخ دهد و در آن زمان مهدی ابریشمچی، مسئول روابط بود و اطلاعات نظامی، موقعیت شهر‌ها و سایر اطلاعات حساس کشور را در اختیار رژیم بعث قرار می‌داد.</p>
<p>وی ادامه داد: فرمانده استخبارات عراق با مهدی ابریشمچی ارتباط مستقیم داشت و از او اطلاعات می‌گرفت. به عقیده من ابریشمچی گناهکارتر و منافق‌تر از رجوی است. او جنایت‌های زیادی را علیه مردم ایران و حتی اعضای سازمان انجام داد. ابریشمچی مسئول شکنجه و سر به نیست کردن افراد مخالف و معترض در سازمان بود.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان مجاهدین خلق گفت: چون صدام می‌ترسید که ایران این عملیات‌های منافقین را جبران کند، سال‌ها اجازه عملیات به آنها نمی‌داد و منزوی شده بودند. برای همین رجوی شگرد جدیدی را پیاده کرد و آن تشکیل شورای رهبری با حضور زنان بود. استراتژی سازمان این بود که رجوی همه کاره سازمان بود. چون سازمان نیاز به یک آرایش جدید داشت که اعضا را سرگرم کند و اعضا فرصت تفکر و فکر کردن به اهداف و قول‌هایی که داده بودند نداشته باشند برای همین شورای مرکزی را تأسیس کردند. چرا از زنان در این مرکزیت استفاده شد؟ چون بیشتر این زنان سابقه چندانی در عضویت سازمان نداشتند و به نوعی حضور آنها فرمالیته بود.</p>
<p>وی تصریح کرد: برای بسیاری از اعضای سازمان سؤال بود که چرا مریم رجوی باید در رأس سازمان قرار بگیرد؟ رجوی هم دقیقاً همین را می‌خواست. او می‌خواست ذهن اعضا را به این حواشی منحرف کند تا فرصت فکر کردن نداشته باشند و کاری به خود مسعود نداشته باشند.</p>
<p>وی ادامه داد: متأسفانه زنان در این ساختار بسیار آسیب دیدند و بیشتر از سایر نقاط دنیا مورد ظلم قرار گرفتند، زیرا به باورهایشان خیانت شد، مسعود رجوی با رقص رهایی و با عنوان شورای رهبری چه بلا‌هایی بر سر این زنان و فرزندانشان آورد؛ همه باورها، دنیا، جسم و روح آنها تسخیر شد و به نابودی کشیده شدند. رجوی با سرکار گذاشتن این زنان، به نوعی دل آنها را به دست می‌آورد.</p>
<p>وی گفت: وقتی می‌خواستم عکس مادر، پدر یا خواهر ببینم، باید گزارش می‌دادم و این ممنوع بود. یک بار مادرم را در خواب دیدم ناخواسته این را به فرمانده گفتم، دلم برای مادرم تنگ شده بود. سه روز بعد گفتند این را بیا و بگو مادرت بین تو  و رهبری حائل شده است.</p>
<p>وی گفت: سازمان مجاهدین تصویری از فساد و خیانت بود؛ خیانت به خدا، خیانت به مردم و خیانت به کشور. واقعیت این است که همه این افراد باید پاسخگو باشند. من خودم معترض هستم؛ افرادی مانند محبوب جمشیدآذر، قدرت حیدری، رحمان حیدری و دیگرانی که نامشان مطرح است، مرتکب جنایت شده‌اند و باید محاکمه شوند و اسامی آنها در این لیست نیست.</p>
<p>اسکندری گفت: در اتفاقات اخیر، گروه منافقین بدترین خیانت‌ها را انجام دادند و حتی شعار تجزیه کشور را مطرح کردند. همین حالا هم که پایشان به ایران نرسیده، در خارج از کشور با سایر گروه‌ها درگیر هستند؛ اگر وارد ایران شوند، معلوم نیست چه خواهند کرد. اینها خائن‌اند و من وظیفه خودم می‌دانم هرجا تریبونی باشد، ماهیت این جریان‌های فاسد و خشونت‌طلب را افشا کنم.</p>
<p>وی گفت: در خصوص روابط و ساختار داخلی‌شان نیز باید گفت تصمیم‌ها یک‌طرفه بود. فرمانده دستور می‌داد و نیرو‌ها فقط اجرا می‌کردند. طرح عملیات‌ها از بالا ابلاغ می‌شد؛ مثلاً می‌گفتند فلان عملیات انجام شود و نیرو‌ها بدون اختیار عمل می‌کردند. برخی فرماندهان مستقیماً به رجوی وصل بودند و از خود اراده‌ای نداشتند.</p>
<p>صمد اسکندری عضو جدا شده سازمان مجاهدین خلق بیان کرد: مسعود رجوی به عنوان فرمانده کل ارتش دستور می‌داد و این دستور کورکورانه باید ابلاغ می‌شد. یک شاخه‌ای یا یک هرمی بود که مجبور بودند در قرارگاه خودشان این دستورات را به فرماندهان و دسته اعلام کنند. این دستور نهایتاً سرریز می‌شد به تیم‌های عملیاتی که آماده کرده بودند؛ یعنی تیم‌ها دست چین شده بودند. تمامی اینها توسط سلسله مراتبی که چیده شده بود صورت می‌پذیرفت و تنظیم رابطه کاملا مشخص بود و در این رابطه هیچ تعارفی هم نداشت.</p>
<p>وی افزود: رجوی شخصی درونگرا، خودگرا و خودمحور بود و در رابطه با دستوراتش می‌گفت حتی اگر غلط باشد یا حتی اگر خیلی‌ها هم کشته شوند باید دستور انجام شود. مهدی تهرانی فرمانده عملیات بسیار بزرگ که در مقابل دستوری از او ایستاده بود را تبدیل کرد به یک فرد معتاد. من از اعضا شنیدم که معتادش کردند و بعد هم به صورت فجیعی مرد. چرا؟ چون در مقابل رجوی گفت انقلاب ایدولوژیکی را قبول ندارم و از دید من که از زمان شاه وارد فاز این سازمان شدم مریم رجوی شایستگی رهبر را ندارد. به او اجازه نمی‌دادند کنار ما بخوابد یا در سالن غذاخوری غذا بخورد، چون می‌ترسیدند روی دیگران اثر بگذارد. او را در یک کانکس نگهداری می‌کردند. در مجموع اگر کسی کورکورانه از فرمان رجوی تبعیت نمی‌کرد محکوم به فنا بود.</p>
<p>اسکندری گفت: زلزله مهیب رودبار و زنجان در سال ۶۸ بود، بسیاری از ما درگیر این حادثه شدیم و نگران خانواده‌هایمان بودیم. حتی امکان تماس با خانواده‌هایمان نبود و پس از چند روز متوجه شدیم که همسایگان اعلام کرده‌اند اعضای خانواده مفقود شده‌اند. بعداً متوجه شدیم که برخی فیلم‌های تشکیلاتی برای نشان دادن وضعیت خانواده‌ها ضبط شده بود، بسیاری از کسانی که سال ۸۴ فرار کردند، واقعاً خانواده‌هایشان را از دست داده بودند.</p>
<p>وی گفت: تصمیم‌گیری‌ها در سازمان مستقل نبود، تمامی دستور‌ها بر اساس اراده شخص مسعود رجوی صادر می‌شد و فرماندهان و اعضا فقط مجبور به اطاعت بودند و اراده مستقل نداشتند. حتی تشکیل شورای رهبری هم تحت تأثیر اراده افراد نبود. رجوی هرگز توجه به نظرات مستقل اعضا نداشت، همه امور بر اساس تصمیمات متمرکز و دستورات بالا انجام می‌شد.</p>
<p>محمدی وکیل متهمان در جایگاه حاضر شد و گفت: از ۵۳ جلسه فقط ۳ جلسه به ما وقت داده‌اند. وکیل شکات امروز متهمان را به چند دسته تقسیم کردند و ما نگران هستیم که با این دسته‌بندی ما هم جزو متهمان محسوب شویم.</p>
<p>قاضی گفت: شما جزو کدام دسته هستید که جزو متهمان محسوب شدید. وکلای متهمان در جلسه حضور دارند و موظفند بر اساس دستور دادگاه و الزام قانونی وکالت، از موکلان خود دفاع کنند. حضور و دفاع قانونی وکیل از موکل، تاثیری بر ماهیت جرم یا مسئولیت فرد نخواهد داشت؛ همان‌طور که دفاع یک وکیل از قاتل، سارق یا متهم مالی، شخص وکیل را متهم نمی‌کند.</p>
<p>وکیل متهمان پرونده در ادامه بیان کرد: با توجه به اینکه پرونده شخصیت برای متهمان بر اساس قانون الزامی است، درخواست دارم که این اقدام برای موکلان بنده صورت گیرد.</p>
<p>قاضی دادگاه عنوان کرد: قطعا پرونده شخصیت برای متهمان تشکیل و کارشناسان مربوطه را در این رابطه به دادگاه دعوت می‌کنیم تا در این خصوص نظر کارشناسی خود را بیان کنند.</p>
<p>وی ادامه داد: رجوی می‌گفت هرکسی که می‌خواهد به من نزدیک شود باید از کانال مریم عبور کند و به نوعی در مریم ذوب شود. آنها اعضا را سرکوب می‌کردند.</p>
<p>قاضی دادگاه در ادامه از این شاهد عینی درباره متهم ردیف ۱۱۴ و از اعضای کادر مرکزی سوال کرد و شاهد عینی پاسخ داد: او را کاملا می‌شناسم. او یکی از عناصر بسیار پلید و شکنجه‌گر در تشکیلات بود و به او لقب&#8221;حسن شمر&#8221; داده بودند. آنها برای کسانی که به عملیات‌های تروریستی می‌فرستادند کلاس عقیدتی برگزار می‌کردند و می‌گفتند که اگر دستگیر شدید اقدام داعشی انجام دهید. چهار تا نارنجک داشتند که اگر لو می‌رفتند باید خودشان را منفجر می‌کردند. اعضا برای اقدامات خود مجبور نبودند، اما با باور و اعتقادی که داشتند این کار‌ها را می‌کردند.</p>
<p>فرخانی، نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران، با تشریح ابعاد همکاری رژیم بعث عراق با سازمان مجاهدین خلق، اظهار کرد: عملیات‌های منافقین مورد استقبال معاون اول، وزیر دفاع و وزیر کشور صدام حسین قرار می‌گرفت و علت عزیمت منافقین به عراق نیز فراهم شدن زمینه‌های مناسب‌تر برای اجرای برنامه‌های جدید این سازمان عنوان می‌شد. علت واقعی این موضوع همکاری سازمان منافقین با رژیم بعث عراق برای جنگیدن علیه ایران بود.</p>
<p>وی افزود: تشکیل ارتش آزادی بخش ملی تأثیر قابل‌توجهی در حوزه‌های آموزش، تجهیزات و فعالیت‌های سازمان منافقین داشت. می‌توان فعالیت‌های این سازمان را به دو مقطع قبل از تشکیل ارتش آزادی‌بخش و بعد از تشکیل ارتش آزادی‌بخش تقسیم‌بندی کرد.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: در خرداد ماه سال ۱۳۶۶ و به مناسبت سالگرد نخستین تظاهرات مسلحانه سازمان منافقین علیه جمهوری اسلامی ایران که در سال ۱۳۶۰ انجام شده بود مسعود رجوی در آستانه ۳۰ خرداد، فرمان تشکیل یا تأسیس ارتش آزادی‌بخش ملی را صادر کرد. با صدور این فرمان، اقدامات و ماهیت فعالیت‌های این سازمان تغییر یافت.</p>
<p>وی تصریح کرد: پیش از تشکیل ارتش آزادی‌بخش عملیات‌ها و اقدامات نظامی سازمان منافقین عمدتاً به‌صورت عملیات‌های چریکی نامنظم در سطوح دسته، گروهان و گردان انجام می‌شد و شامل لشکرکشی به پایگاه‌های مرزی، عملیات‌های انتحاری و ترور اشخاص و افراد بود، اما پس از تشکیل ارتش آزادی‌بخش و حمایت‌های رژیم بعث عراق قالب عملیاتی این سازمان تغییر کرد و منسجم‌تر شد، به‌گونه‌ای که گردان‌ها، تیپ‌ها و لشکر‌ها شکل گرفت و عملیات‌ها از حالت چریکی و حملات یگانی به عملیات‌های سازمان‌یافته و منظم تبدیل شد.</p>
<p>فرخانی در ادامه با اشاره به تغییرات ایجاد شده در حوزه آموزش گفت: تأسیس ارتش آزادی‌بخش در بخش آموزش نیز تأثیر جدی داشت به‌طوری که پیش از آن آموزش‌ها عمدتاً شامل ترور، آتش زدن اماکن، کار با ادوات شنود و جاسوسی، آموزش عملیات هجومی و دستبرد، ساخت مواد منفجره، ایجاد انفجار، کار با چاقو، قمه و سایر سلاح‌های سرد، حملات تروریستی، چریکی، تعقیب سوژه و خمپاره‌زنی بود، اما پس از تشکیل ارتش آزادی‌بخش آموزش‌ها منسجم‌تر، ساختارمندتر و تشکیلاتی‌تر شد.</p>
<p>وی افزود: با حمایت ارتش بعث عراق، پادگان‌ها و قرارگاه‌های متعددی از جمله قرارگاه اشرف، قرارگاه حنیف، قرارگاه حبیب، قرارگاه فائزه، پادگان خالد در کرکوک، پادگان طارق، قرارگاه اندلس، قرارگاه انزلی و سایر قرارگاه‌ها ایجاد شد و آموزش‌های لازم توسط افسران آموزش عراقی در دسته‌های پیاده، مکانیزه که شامل کار با تانک، نفربر و مهندسی، پشتیبانی، ادوات، تعمیر و نگهداری و حتی هوانیروز بود به نفرات این سازمان ارائه شد.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران خاطرنشان کرد: بخش آموزش سازمان منافقین پیش از استقرار در دامان رژیم بعث عراق عمدتاً بر پایه استفاده از سربازان یا درجه‌داران ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که به اسارت گرفته شده بودند و وادار می‌شدند آموزش‌های خود را به سایر اعضای سازمان منتقل کنند، اما پس از تشکیل ارتش آزادی‌بخش ملی، رژیم بعث عراق حمایت‌های گسترده‌تری را به‌ویژه در حوزه آموزش در اختیار این سازمان قرار داد.</p>
<p>وی در پایان افزود: در اواخر دهه ۶۰، سازمان منافقین مرکزی آموزشی با عنوان دانشگاه فروغ جاویدان تأسیس کرد که اگرچه به معنای دقیق کلمه دانشگاه نبود، اما به‌عنوان یک محیط آموزشی آکادمیک، وظیفه ارائه آموزش‌های مقدماتی، عالی و رسته‌ای و تجهیز نفرات این سازمان به انواع آموزش‌های تخصصی را بر عهده داشت.</p>
<p>فرخانی گفت: بسیاری از کسانی که جذب شدند، در واقع سربازانی بودند که راه دیگری نداشتند؛ یا باید حرف‌هایی را که به آنها گفته می‌شد می‌پذیرفتند، چه از روی علاقه و چه از سر اجبار، یا با سرنوشتی نامعلوم روبه‌رو می‌شدند. تعداد زیادی از سربازان دقیقاً به همین شکل به سازمان پیوستند.</p>
<p>وی ادامه داد: از آنها سؤال می‌شد چرا جدا نشدید؟ پاسخ این بود که به ما گفته بودند: شما الان فقط در این عملیات شرکت می‌کنید، یک عملیات انجام می‌دهید و بعد می‌توانید به ایران برگردید. اما بعد از انجام عملیات، اجازه بازگشت داده نمی‌شد. وقتی اعتراض می‌کردند که چرا نمی‌توانیم برگردیم، می‌گفتند: الان دیگر تن شما به تن سازمان خورده اگر پایتان را سمت ایران بگذارید، توسط اطلاعات ایران اعدام می‌شوید. خودتان می‌دانید، اگر می‌خواهید بروید.</p>
<p>وی افزود: شرایط را طوری طراحی می‌کردند که فرد که اغلب یک سرباز ساده بود در عمل انجام‌شده قرار بگیرد و عملاً مجبور شود برای حفظ جان خودش با شرایط سازمان کنار بیاید.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران گفت: آموزش آنها توسط پرسنل و افسران رژیم بعث عراق صورت می‌گرفت. بعد از اینکه آموزش دیدند، مستقلا افرادی را تحت آموزش قرار می‌دادند. از لحاظ ساختار نظامی، سازمان آنها در بخش نیروی انسانی از ۳ گروه تشکیل شده بود.</p>
<p>فرخانی تأکید کرد: یک گروه نیرو‌های اصلی داشتند و هسته اصلی ارتش آزادی‌بخش بودند و همانطور که شهود مطرح می‌کنند اینها کسانی بودند که در رأس هرم جایگاه داشتند و به هسته اصلی سازمان محرم بودند. آنها از نظر آموزش و تجربه‌های کاری در سطح خوبی قرار داشتند و آموزش هایشان نسبت به دیگر افراد بهتر و کاملتر بود.</p>
<p>وی گفت: یکی از اقدامات ضد حقوق بین الملل بشر دوستانه سازمان این بوده که از نفراتی که به اسارت می‌گرفتند به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کرده است. در چینش نیرو‌ها برای حمله، ابتدای خط حمله ابتدا نفراتی را می‌گذاشتند که آموزش کمتر دیده بودند و دوم نفراتی بودند که وجودشان خیلی برای سازمان مهم نبوده است و به اصطلاح به این افراد سیاهی لشگر می‌گفتند.</p>
<p>فرخانی همچنین تأکید کرد: افرادی که گفته شد آموزش هایشان مناسب بوده تا آخرین لحظه می‌جنگیدند و وقتی مهمات شان تمام می‌شده است با نارنجک و یا بلعیدن سیانور خودکشی می‌کردند و حاضر به دستگیر شدن خود نبودند. این افراد به حدی شستشوی مغزی شده بودند که خود انتحاری را به عنوان راه آخر می‌گذاشتند و این هم در راستای اطاعت بی، چون و چرای شان از رجوی بود که به آنها اینطور دستور داده بود.</p>
<p>وی گفت: یک دسته دیگر نیرو‌هایی بودند که بنا به ضرورت طی فراخوان‌های مختلف از کشور‌های دیگر خصوصا اروپا جمع آوری می‌شدند، به عراق روان شده و در عملیات شرکت می‌کردند. در عملیات فروغ جاویدان فراخوان زده شد و افرادی را جذب کردند.</p>
<p>فرخانی، نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در ادامه اظهارات خود به تشریح تجهیزات نظامی سازمان مجاهدین خلق پرداخت و گفت: اقلام عمده، وسایل و تجهیزات سنگین سازمان منافقین که برای عملیات علیه جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار می‌گرفت، شامل مجموعه‌ای از تجهیزات نظامی سنگین بود که لازم می‌دانم پیش از تشریح آنها، مستندات این اظهارات را بیان کنم.</p>
<p>وی افزود: مستندات این مطالب شامل گزارش‌های واحد‌های عملیات و اطلاعات ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشریات رسمی سازمان منافقین از جمله نشریه مجاهد، مطالب منتشرشده در سامانه‌ها و رسانه‌های وابسته به این سازمان از جمله شبکه تلویزیونی سیمای مجاهد، اظهارات و اعترافات افراد دستگیرشده از منافقین در عملیات‌های مختلف که در جریان بازجویی‌ها به دست آمده، صحبت‌های رجوی پیش از انجام عملیات فروغ جاویدان و سایر منابع اطلاعاتی است که بر اساس آنها این آمار و اطلاعات به دادگاه محترم ارائه می‌شود.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: بر اساس این مستندات، سازمان منافقین در مقطع مورد اشاره، ۹ فروند بالگرد در اختیار داشت که شامل ۶ فروند بالگرد mi ۶ و ۳ فروند بالگرد me۵۳۰ بود که این تجهیزات توسط رژیم بعث عراق در اختیار این سازمان قرار گرفته بود. همچنین ۱۲۵ دستگاه تانک T۵۵ به همراه قبضه دوشکا و ۳۶ دستگاه تانک کاسکاول برزیلی نیز در اختیار این سازمان قرار داشت که در عملیات فروغ جاویدان بیشترین استفاده از تانک کاسکاول به ثبت رسیده است.</p>
<p>وی افزود: در عملیات فروغ جاویدان، به دلیل ماهیت عملیات که صرفاً پیمایش مسیر تعریف شده بود سازمان منافقین بیشتر از تانک‌های چرخ‌دار استفاده کرد در حالی که در عملیات چلچراغ و آفتاب و سایر عملیات‌ها از تانک‌های شنی بهره می‌بردند چراکه صحنه‌های رزمی در آن عملیات‌ها رملی و شنی بوده و تانک‌های چرخ‌دار امکان پیمایش نداشتند. همچنین ۹ دستگاه تانک ساخت کشور انگلستان نیز در اختیار این سازمان قرار گرفته بود که از جمله تانک‌هایی بود که رژیم بعث عراق آنها را از جمهوری اسلامی ایران غنیمت گرفته و سپس به منافقین تحویل داده بود.</p>
<p>وی با اشاره به کمبود نیروی انسانی آموزش‌دیده در برابر حجم تجهیزات گفت: در عملیات فروغ جاویدان، سازمان منافقین عملاً هر آنچه در اختیار داشت را به میدان آورد، اما با توجه به حجم تجهیزات ذکرشده این سازمان نیروی آموزش‌دیده متناسب با آنها را در اختیار نداشت. به همین دلیل بسیاری از افراد که یا آموزش حداقلی دیده بودند یا اساساً آموزش نظامی نداشتند صرفاً برای هدایت تجهیزات و ایجاد ستون خودرویی و القای روحیه به نیرو‌ها به‌کار گرفته شدند به‌گونه‌ای که حتی رانندگان خودرو‌های عادی را به‌عنوان راننده نفربر یا تانک به‌کار می‌گرفتند تا این حجم تجهیزات به حرکت درآید.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران در ادامه با اشاره به نقش شهید سپهبد علی صیاد شیرازی اظهار کرد: شهید بزرگوار صیاد شیرازی با مشاهده این ستون عظیم تجهیزات، در حالی که با بالگرد در بالای ستون خودرویی و پیش از رسیدن به تنگه مستقر شده بودند، با تعجب از این حجم تجهیزات و بی‌نظمی ساختار نظامی آنها یاد می‌کرد و تأکید داشت که چنین تجمعی از تجهیزات بدون ساختار منسجم نظامی، فرصتی برای مقابله قاطع ایجاد کرد.</p>
<p>وی افزود: در عملیات، نیرو‌های جمهوری اسلامی ایران توانستند به‌صورت متمرکز با عناصر منافقین برخورد کنند در حالی که پیش از آن، نیرو‌ها مجبور بودند در تهران و سایر نقاط کشور، منافقین را به‌صورت پراکنده و تک‌به‌تک شناسایی و منهدم کنند.</p>
<p>فرخانی همچنین با اشاره به واکنش رسانه‌ای سازمان منافقین پس از شهادت شهید صیاد شیرازی گفت: شهید سپهبد صیاد شیرازی ساعت ۶ و نیم صبح به شهادت رسید و تنها چند ساعت بعد، در ساعت ۱۲ ظهر، نشریه مجاهد با تیتر درشت به این موضوع پرداخت که نشان‌دهنده آمادگی کامل واحد رسانه‌ای سازمان منافقین برای بهره‌برداری تبلیغاتی از این اقدام تروریستی بود به‌طوری که انتشار چنین مطالبی با حجم بالا، صفحه‌آرایی، تایپ و ویرایش، در شرایط عادی نیازمند زمان قابل‌توجهی است.</p>
<p>وی در پایان افزود: این موضوع نشان می‌دهد که دستگاه رسانه‌ای سازمان منافقین از پیش آماده بوده و محتوای مربوطه بلافاصله پس از این اقدام تروریستی منتشر شده است همچنین مصاحبه‌های تلویزیونی و مطالب تکمیلی نیز در همان مقطع منتشر شد و پس از آن، در واکنش به این اقدامات، نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران مواضع این سازمان در عراق را مورد حمله موشکی قرار دادند که منجر به هلاکت تعداد زیادی از عناصر این گروهک شد.</p>
<p>قاضی در رابطه با پرونده شخصیت متهمان گفت: دادگاه برای تشکیل پرونده شخصیت متهمان دستور صادر کرده است. تشکیل این پرونده در صدور رأی بسیار مهم است.</p>
<p>در ادامه پرویز باقری یکی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین و از افراد حاضر در عملیات فروغ جاویدان اظهار کرد: یک نفر به من پیشنهاد کار داد و با وعده آنها جذب سازمان شدم. به من وعده کار دادند.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان گفت: به جایی رسیده بودم که باید بر می‌گشتم.</p>
<p>قاضی گفت: شما ۱۲ سال در سازمان بودید.</p>
<p>باقری پاسخ داد: بله من در پدافند در قرارگاه اشرف بودم.</p>
<p>پرویز باقری یکی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین گفت: امکان خروج یا بازگشت نداشتم و عملاً تحت نظر مسئولان سازمان بودم. هر بار که درخواست جدایی یا بازگشت می‌کردیم، با بهانه‌های مختلف مانع می‌شدند. قبل از عملیات فروغ جاویدان، جلسات متعددی برگزار می‌شد. هنگام اعزام، ما را در گروه‌های فشرده، حدود ده تا پانزده نفره، سوار خودرو‌ها کردند. بسیاری از نیرو‌ها تازه‌وارد بودند و تجربه و آموزش نظامی کافی نداشتند. مدتی در بغداد بودیم و سپس به منطقه عملیاتی اعزام شدیم. درگیری‌ها شدید بود. تیراندازی از هر طرف انجام می‌شد و تعدادی از نیرو‌هایی که همراه ما بودند هدف قرار گرفتند.</p>
<p>وی گفت: در صحنه درگیری، اجساد افراد نظامی و حتی برخی افراد عادی روی زمین افتاده بود. مشخص بود که در جریان تبادل آتش کشته شده‌اند. نیرو‌های مسلح سازمان در آن مناطق حضور داشتند و درگیری مستقیم با نیرو‌های ایرانی انجام می‌دادند. در روز روشن هم تلفات وجود داشت؛ هم نظامی و هم غیرنظامی. شرایط بسیار آشفته و خارج از کنترل بود، پس از شکست عملیات، اعلام شد که باید عقب‌نشینی کنیم.</p>
<p>غلامرضا قنبری دیگر عضو جدا شده از سازمان به عنوان شاهد در جایگاه قرار گرفت و پس از ادای شهادت گفت: من در سال ۶۶ برای عملیات در ایرانشهر بودم و ساعت عملیات ما با اعضای سازمان یکی شده بود. حملات شروع شد که در سنگر پناه گرفتیم، دیدیم عده‌ای که به سمت ما می‌آیند، فارسی صحبت می‌کنند که درگیری پیش آمد و ما را اسیر کردند و من ۱۶ سال در آنجا ماندگار شدم.</p>
<p>قاضی گفت: شما به عنوان اسیر نزد آن‌ها بودید و یا عضو بودید؟</p>
<p>قنبری گفت: من ۸ ماه اسیر بودم و مسعود رجوی به ما خیانت کرد، قبل از عملیات فروغ جاویدان سخنرانی کرد و گفت باید در عملیات ما شرکت کنید تا آزاد شوید. قبل از عملیات فروغ جاویدان ۱۷۰ نفر را آزاد کردند و بعد از آن در عید سال ۶۶ حدود ۲۰۰ نفر را آزاد کردند و من را آزاد نکردند.</p>
<p>قاضی گفت: چرا شما آزاد نشدید؟</p>
<p>قنبری گفت: تعداد اسرا زیاد بود.</p>
<p>وی در پاسخ به اینکه در چند عملیات شرکت کردید و چه سمتی برعهده داشتید گفت: در یک عملیات شرکت کردم و نیروی ساده بودم.</p>
<p>غلامرضا قنبری یکی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین، در بیان مشاهدات خود از عملیات‌های این سازمان اظهار کرد: در آن مقطع، ساختار سازمانی ابتدا در قالب تیپ و سپس در قالب لشکر شکل گرفته بود. در مراحل اولیه، تیپ جهانگیر وارد اسلام‌آباد شد و ما جزو تیپ عذرا علوی طالقانی بودیم. پیش از ما دو تیپ دیگر در منطقه حضور داشتند. پس از ورود به اسلام‌آباد در مسیر حرکت، تیپ جهانگیر سمت از چپ و راست جاده تا چهار زبر پیاده حرکت می‌کردند ولی ما از خودرو پیاده نشدیم، اما در طول مسیر و در منطقه صحنه‌هایی که مشاهده کردم شامل یک یا دو جنازه و همچنین لاشه چند رأس گوسفند و موارد مشابه بود. تیپ‌هایی که جلوتر از ما حرکت کرده بودند این اقدامات را انجام دادند.</p>
<p>قنبری ادامه داد: پس از عبور از منطقه در شب به نیرو‌ها اعلام کردند که هرجا چراغ روشن است، متعلق به ایران و نیرو‌های آن است و باید مورد هدف قرار گیرد و تأکید شد که افراد شخصی محسوب نمی‌شوند و اطراف جاده باید پاکسازی شود تا امکان عبور از تنگه چهارزبر فراهم شود.</p>
<p>این عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق افزود: در ساعات اولیه صبح، در نزدیکی یک ساختمان و زمانی که هوا کمی روشن شده بود ناگهان از سمت مقابل به سمت ما تیراندازی شد. ما پیاده شدیم ولی تعداد نیرو‌های مقابل بسیار زیاد بود و در زمان درگیری به من تیر اصابت کرد و مجروح شدم و نیرو‌ها شروع به عقب‌نشینی کردند پس از آن، من را به اسلام‌آباد منتقل کردند و سپس روز بعد به پشت جبهه و بعد به بیمارستان منتقل شدم.</p>
<p>وی در ادامه و در پاسخ به پرسش درباره شناسایی فرماندهان میدانی و هدایت‌کنندگان جنگ گفت: فرمانده گردان ما صمد کلانتری که اهل زنجان بود. پس از او فردی به نام سعید حضور داشت. همچنین از اعضای شورای رهبری و افرادی که سمت‌های مشخصی داشتند، در جریان عملیات و پس از آن افراد متعددی را مشاهده کردم. افرادی مانند ژیلا دیهیم، محبوبه بهادری، رقیه عباسی، مهوش سپهری و&#8230; بودند.</p>
<p>وی افزود: با ستاره حسینی و رضا مرادی همکلاس بودیم و مرادی از افرادی بود که گفته می‌شد در سطوح بالاتر سازمان فعالیت داشته در عملیات‌های قدیمی‌تر نقش داشته است. برخی از افراد سازمان بعد‌ها به‌عنوان فرماندهان ارشد معرفی شدند و در مقاطعی از آنها به‌عنوان نفرات اصلی و رده‌های بالای سازمان یاد می‌شد، هرچند به دلیل گذشت زمان، ممکن است برخی اسامی به‌طور دقیق در ذهنم باقی نمانده باشد.</p>
<p>وی بیان کرد: مسعود رجوی بین خانم‌ها رقابت ایجاد کرده بود که بتوند اهداف خود را پیش ببرد. هر کاری غیر از نظر رجوی، مخالفت با رهبری بود و هیچ کس نمی‌توانست علیه مسعود رجوی حرفی بزند.</p>
<p>در ادامه مداح وکیل شکات گفت: آن چیزی که موکلان بنده را آزار می‌دهد این است که متهمان این پرونده تجزیه طلب هستند و هیچ فردی را در طول تاریخ نداریم که برای کشتن هموطنان خود با دشمن بیگانه متحد شود، هیچ جاسوسی در طول تاریخ این کار را نکرده است از این بابت درخواست اشد مجازات برای متهمان از دادگاه را دارم.</p>
<p>قاضی در پایان اعلام کرد: جلسه بعدی ۲۸ بهمن ماه برگزار می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67933">گزارش پنجاه‌وسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67933/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش پنجاه‌ و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67828</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67828#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Jan 2026 05:44:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67828</guid>

					<description><![CDATA[<p>پنجاه‌ و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۳۰ دی‌ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67828">گزارش پنجاه‌ و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پنجاه‌ و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۳۰ دی‌ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی  به‌صورت علنی برگزار شد.</p>
<p>قاضی در ابتدا گفت: ادامه جلسه اول دادرسی رسیدگی به کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب تهران در خصوص کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق و شخصیت حقوقی آن، به اتهامات مندرج در کیفرخواست، به‌صورت رسمی آغاز می‌شود. نسخه‌ای از کیفرخواست نیز باید در اختیار وکیل شاکی قرار گیرد. دادستان کشور آلبانی در پی تحرکاتی که اعضای کادر مرکزی این سازمان علیه تمامیت ارضی ایران انجام داده‌اند، علیه کادر مرکزی آن اعلام جرم کرده است، جرم مذکور تحریک به جنگ و تشویق به آن است که این اقدام دامنه آن در عرصه بین‌المللی نیز مورد پیگیری قرار می‌گیرد.</p>
<p>وی ادامه داد: میزبانی دولت‌ها از این افراد، تحت هر عنوانی، به معنای مشارکت و نقض وظیفه بنیادین عدم مداخله در امور داخلی دولت‌های دوست و هم‌پیمان است، این دادگاه و خانواده قربانیان و شکات، به ‌ویژه خانواده برخی از شهدای آشوب‌های اخیر، با استناد به موازین و قوانین داخلی و همچنین با توجه به موازین حقوق بین‌الملل کیفری، به‌ طور قانونی و برابر با رویه قضایی که به آن استناد خواهد شد، استرداد کلیه متهمان پرونده و رهبران این سازمان را جهت دادرسی در این مرجع قضایی، از طریق مجاری قانونی، پیگیری خواهد کرد.</p>
<p>قاضی گفت: این محاکمه، محاکمه عدالت در برابر ترور و توطئه است و با اتکاء به میزان الهی، در این دادگاه با رعایت کامل قوانین و بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌های قانونی موجود در داخل و خارج از کشور، استرداد کلیه متهمان به‌عنوان یک مطالبه قانونی و بین‌المللی با جدیت دنبال خواهد شد. هرگونه فعالیت، تأمین و تسهیل تردد این افراد، در حکم معاونت در جرم علیه امنیت ملی و تحریک به جنگ تلقی شده و مصداق نقض آشکار تعهدات بین‌المللی است.</p>
<p>وی گفت: بر اساس قواعد، قوانین و معاهداتی که از سال ۱۹۴۵ میلادی و به ‌موجب منشور ملل متحد که تمامی کشور‌های جهان از جمله آمریکا، فرانسه و انگلستان عضو آن هستند به صراحت اعلام شده است، کلیه اعضا در روابط بین‌المللی خود باید از تهدید علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری خودداری کنند که این امر به‌ صراحت بیان شده است.</p>
<p>وی ادامه داد: سرکوب اقدامات تروریستی بین‌المللی مصوب سال ۱۹۹۹ که اکثر کشور‌های اروپایی از جمله فرانسه و انگلستان در سال ۱۹۹۹ عضو آن شدند، ماده ۲ بند یک به طور صریح بیان می‌کند، به طور غیرقانونی و عمدی باعث شود یا تهدید به مرگ یا جراحت‌های جدی به یک شخص به قصد وادار کردن یک دولت یا سازمان بین‌المللی به انجام یا انجام ندادن کاری دادگاه‌های کیفری در فرانسه و انگستان این تعریف را برای سازمان‌های تروریستی مورد استناد قرار می‌دهند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی تصریح کرد: رویه قضایی در این کشور‌ها به ویژه در خصوص ماده ۲ بند ۴ از منشور ملل متحد بر لزوم عدم استفاده از خاک این کشور‌ها برای اقدامات خصمانه از سوی افرادای است که در کشور‌های دیگر اقدامات خصمانه انجام می‌دهند. در خصوص کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب سال ۱۹۶۶ کشور‌های اروپایی میزبان از جمله فرانسه که در سال ۱۹۶۶ و انگلستان در سال ۱۹۷۶ عضو آن شدند، ماده ۱۹ از این پیمان، محدودیت‌هایی را بیان می‌کند. بر این اساس هیچگونه ماده‌ای در این کنوانسیون نباید حق دولتی را برای محدود کردن استفاده از حقوق در صورت ضرورت در یک جامعه برای حفاظت از امنیت ملی و نظم عمومی نقض کند. این رویه‌ها به دولت‌ها اجازه می‌دهد تا از تهدید به جنگ کشور‌ها جلوگیری کند نه اینکه خود آن کشور جنگ‌افروزی کند.</p>
<p>وی ادامه داد: همچنین پروتکل استرداد افراد مصوب سال ۲۰۰۳ که اکثر کشور‌های اروپایی عضو آن هستند، اصول کلی مربوط به جرایم علیه صلح و امنیت را بیان می‌کند و به صراحت می‌گوید: استرداد برای جرایمی که هم دولت درخواست کننده و هم دولت مورد درخواست آنها را جرایم جدی می‌شناسد از جمله اقدامات تروریستی یا تحریک به جنگ استرداد انجام شود.</p>
<p>قاضی دادگاه عنوان کرد: این پروتکل مبنای حقوقی استرداد برای جرایمی است که این سطح از تهدید را فراهم می‌کند لذا این دادگاه علاوه بر لایحه واصله از شکات، بیان می‌کند نظر به جزییات حقوقی گفته شده و با عنایت به اینکه این دادگاهی برای مقابله با توطئه و ترور است بر اساس معاهدات بین‌المللی که یک حقیقت حقوقی است نه یک ادعای سیاسی، که در اسناد جهانی منعکس شده که میزبانی از این افراد که علیه کشور خود در کشور دیگری تحریک به جنگ می‌کنند علی رغم اینکه در ایران پایگاه مردمی دارند یا ندارند (هرچند شواهد نشان می‌دهد که در ایران پایگاهی ندارند.)، نقض صریح تعهدات بین‌المللی است.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: براساس منشور ملل متحد از سال ۱۹۴۵ موظف است بر اساس ماده ۲ بند ۴ منشور از خاک خود برای اعمال زور یا تهدید علیه سایر دولت‌ها جلوگیری کند و تحریکات سازمان یافته مصداق بارز نقض این تعهد است. همچنین دولت‌های فرانسه و انگلستان موظف هستند از هرگونه اقدام هدفمند برای آگاه کردن دولت دیگر و انجام عمل یا خودداری از انجام عملی ممانعت کنند.</p>
<p>وی گفت: قاضی این دادگاه خطاب به جامعه جهانی و بویژه جامعه قضایی فرانسه و انگلستان و امریکا که براساس رویه قضایی این کشور‌ها استفاده از خاک این کشور‌ها و میزبانی برای افرادی که به اتهام اقدامات تروریستی در حال محاکمه هستند، بیان می‌کند، براساس این معاهدات استرداد متهمین و رسیدگی در یک دادگاه علنی در مقابل دوربین‌ها با حق انتخاب وکیل، علاوه بر انتخاب وکلای تسخیری که از سوی دادگاه قرار گرفته، مهمترین ممیزه برای دوری از عملکرد استاندارد‌های دوگانه کشور‌های اروپایی و آمریکاست.</p>
<p>قاضی دهقانی تاکید کرد: نمی‌توان مدعی صلح و امنیت در جهان بود، اما میزبان متهمین اقدامات تروریستی بود. نظر به اینکه دادستانی کشور آلبانی همزمان با این دادگاه بویژه در خصوص اتهام تحریک به جنگ که براساس برخی از کنوانسیون‌های برشمرده از سوی این دادگاه، اتهامی را علیه متهمان پرونده به صورت جدی طرح، تعقیب و در حال پیگیری کیفری است.</p>
<p>وی اظهار کرد: سزاوار است کشور‌هایی که بیشترین ادعا را در خصوص تأمین صلح و امنیت دارند از استاندارد‌های دوگانه در عمل خودداری کرده و به سمت عمل براساس عدالت در تأمین صلح و امنیت حرکت کنند. در پایان خطاب به همه جامعه حقوقی و قضایی دنیا اعلام می‌شود باید از عملکرد دولتمردانی که در جهت استاندارد‌های دوگانه و بعضاً مزورانه به نحوی در گفتار، اقداماتی را محکوم، اما در عمل از متهمین میزبانی و یا خاک کشور خود را در اختیار آنها قرار می‌دهند، به طور جدی این دولتمردان در کشور‌های خود یا دادگاه‌های بین المللی به صورت جدی تحت تعقیب کیفری بعد از اعلام جرم با شکایت شکات باید قرار گیرد.</p>
<p>در ادامه حجت الاسلام والمسلمین مداح وکیل شکات گفت: در جلسات گذشته در ادامه تبیین نقش گروهک تروریستی منافقین، سردستگان و متهمین اصلی پرونده و نقش فعالانه هر یک از آنها که با تطبیق جنایات این افراد در عملیات فروغ جاویدان، در جلسه گذشته مطرح شد. همچنین فیلم‌های منتشرشده در رسانه‌ها و روزنامه‌های منتسب به متهم ردیف اول پرونده، شهادت شهود حاضر در جلسه نسبت به برخی از این جنایات، ارکان مادی که در عملیات فروغ جاویدان توسط گروهک تروریستی منافقین انجام شد، از جمله قتل‌های گسترده، تخریب گسترده، قتل به صورت فجیع، آدم‌ربایی گسترده، آتش زدن بیمارستان، تیرباران مجروحین، سوزاندن اجساد، آتش زدن خانواده‌ها و ایجاد رعب گسترده بین مردم شهر‌ها و روستا‌ها بررسی شد و مستندات هم ارائه شد.</p>
<p>وی ادامه داد: همه اینها به صورت کاملاً سازمان‌یافته و کاملاً برنامه‌ریزی‌شده توسط سرکرده اصلی گروهک، یعنی متهم ردیف دو مسعود رجوی، انجام شده و با هماهنگی دادگاه بیان شد که متهمین پرونده در عملیات فروغ جاویدان خارج از سه دسته نیستند.</p>
<p>وی گفت: همه این‌ها یا آمرین و فرماندهان ارشد هستند؛ یعنی کسانی که در خود عملیات و در این کشتار گسترده نقش مباشرت به ظاهر نداشتند. این‌طور نبوده که خودشان در میدان جنگ حاضر باشند، سلاح دست گرفته باشند و کسی را به قتل رسانده باشند، اما هدایت و راهبری توسط این افراد صورت گرفته، پشتیبانی تسلیحاتی، پشتیبانی مالی، پشتیبانی لجستیکی، تحریک و تشویق نیرو‌ها به کشتار، نیرو‌ها به جنایت، و آموزش توسط این سردستگان و این فرماندهان انجام شده است.</p>
<p>وی ادامه داد: افراد دسته دوم، فرماندهان میانی بودند؛ یعنی افرادی بودند که اعضای مسلح و تحت فرمان بودند و اینها هم مباشرت داشتند.</p>
<p>وی افزود: در این جلسه می‌خواهم به عنوان نکته نخستین بیان کنم که آیا سردسته‌ای که در اتاق فرماندهی نشسته و شاید به ظاهر خودش در صحنه عمل حاضر نشده، می‌تواند مصداق بزه محاربه باشد یا نه؟ آیا در محاربه حتماً باید خودش سلاح کشیده باشد، اصطلاحاً سلاح دست گرفته باشد یا نه؟ می‌خواهم بگویم قطعا اقدامات فرماندهان ارشد این گروهک در اتاق فرماندهی حتی اگر شخصاً اسلحه در دست نداشته باشند مصداق بزه محاربه است.</p>
<p>قاضی دادگاه گفت: بر اساس ماده ۱۳۰ هر کسی که سردستگی گروه مجرمانه‌ای را بر عهده بگیرد، به حداکثر مجازات شدیدترین جرمی که اعضای گروه در راستای اهداف گروه مرتکب شدند محکوم می‌شود مگر اینکه جرم ارتکابی موجب حد، قصاص یا دیه شود؛ که در این صورت به حداکثر مجازات معاونت در جرم محکوم می‌شود. در محاربه و افساد فی‌الارض زمانی که عنوان محارب و مفسد فی‌الارض بر سردسته صدق کند در دسته گروه مجرمانه است و به مجازات محارب و مفسد فی‌الارض محکوم می‌شود.</p>
<p>وی ادامه داد: اینجا قانونگذار بین گروه، قصاص و دیه با جرایم دیگر تفاوت قائل شده است. در جرایم دیگر سردسته را به حداکثر مجازات شدیدترین جرمی که اعضای آن گروه در راستای اهداف گروه انجام دادند، محکوم می‌کنند. قانونگذار اینجا در اصل بین این موضوع، حد و دیه فرق می‌گذارد و اساسا از ابتدا بیان می‌کند مجازات سردسته، مجازات معاونت در جرم است؛ مگر اینکه در محاربه و افساد فی‌الارض عنوان محارب و مفسد فی‌الارض بر سردسته صدق کند. به نظر می‌رسد این عنوان محارب و مفسد فی‌الارض باید بر شخصی وارد شود که علاوه بر سردستگی سلاح هم کشیده باشد و شرایط مندرج در ماده ۲۸۶ و ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی را داشته باشد.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح یادآور شد: در قسمت پایانی ماده ۱۳۰ قانونگذار صرفا در مقام بیان این است که در عناوین حدی یا قصاص، سردسته به مجازات معاونت در جرایم محکوم باشد، اما اگر خودش محارب و مفسد فی‌الارض بود به مجازات محاربه و افساد فی‌الارض محکوم می‌شود. لازمه این امر نقدیت است؛ اگر این شخص جرم حدی دیگری انجام می‌داد (سرقت حدی) باید به آن جرم مجازات می‌شد و نیاز به تفسیر قانونگذار نبود.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح بیان کرد: در قوانین سال ۶۱ مواد ۱۹۸ تا ۲۰۰ قانون حدود و قصاص و قانون مجازات اسلامی سال ۷۰ مواد ۱۸۳ تا ۱۹۶ تقریبا بین بزه محاربه و افساد فی الارض  قانونگذار تفاوتی قائل نشده و این موضوع را صراحتاً اداره حقوقی قوه قضاییه طی یک نظریه مشورتی به شماره ۷۵۱۱۹ مورخ ۷ آبان سال ۷۷ بیان می‌کند که این دو عنوان مجرمانه دو عنوان مستقل از هم هستند که گاه با هم، همپوشانی پیدا می‌کنند و برخی از فقهای عظام نیز معتقد هستند که محاربه و افساد فی الارض دو عنوان مجرمانه مستقل هستند و برخی دیگر از فقها هر دو را یکجور عنوان مجرمانه می‌بینند.</p>
<p>وی ادامه داد: در ماده ۱۹۹ قانون حدود و قصاص سال ۶۱ صراحتاً قانونگذار بیان می‌کند، هر فرد و یا گروه که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای این منظور اسلحه و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسانی که با آگاهی و اختیار وسایل کار و سلاح در اختیار آنها بگذارند، محارب و مفسد فی الارض هستند. در اینجا تهیه سلاح و در اختیار گذاشتن برای نیروها و سازماندهی کردن اینها را قانونگذار صراحتا در حکم محارب بیان کرده است. لزوما اینطور نیست که آن شخص خود اسلحه به دست بگیرد.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح عنوان کرد: در ماده ۱۹۸ همین قانون حدود و قصاص سال ۶۱ مجدداً قانونگذار به صراحت اعلام می‌کند هر گروه و یا جمعیت متشکلی که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند، تمام افراد و هوادارانی که موضع آن گروه و یا جمعیت را می‌دانند و به نحوی در پیشبرد اهداف سازمان فعالیت و تلاش موثر دارند، محارب هستند اگرچه در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند؛ به نظر بنده این قانون فصل الخطاب است. همین موضوع در ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی سال ۷۰ نیز مندرج است که قانونگذار بیان کرده که هر گروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کنند، مادامی که مرکزیت آن باقی است تمام اعضا و هواداران آن محارب هستند اگرچه در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند. حقوقدانان در موارد متعددی تحت عنوان جرایم خاص محاربه را بعضاً در حوزه حقوقی خودشان بررسی کردند، ما شاهد این هستیم که قانونگذار در قوانین متعددی از عنوان محارب استفاده کرده در حالی که کشیدن سلاح اساساً شرط نیست. مثالی از قانون مجازات جرایم نیرو‌های مسلح مصوب سال ۱۳۸۲ می‌زنم.</p>
<p>پیروزفر، وکیل متهمان پرونده اظهار کرد: ۶ ردیف اتهامی به موکلین بنده منتسب شده است. در پاسخ به این سوال که ۹ ردیف اتهامی میزان مجازات مباشرت در جرایم حدی به موکلین بنده از ردیف ۸۷ تا ۱۰۷ چرا از نگاه بازپرسان دادستانی مغفول مانده است، باید عرض کنم که اتفاقا دادستان محترم مباشرت در جرایم حدی در محاربه، بغی و افساد فی‌الارض را برای موکلان بنده منتسب کردند. طبق آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ مجازات مباشرت در جرایم حدی از جمله بغی، افساد فی‌الارض و محاربه اعدام و مشمول ماده ۳۰۲ آیین دادرسی کیفری است.</p>
<p>وی ادامه داد: از دادگاه تقاضا دارم اعتراض من را با دقت استماع کند. بر اساس قانون حضور متهم در جلسات رسیدگی قطعی و ضروری است. شاید مراجع قضایی در پاسخ بگویند که، چون وکیل تسخیری در پرونده حضور دارد، مانعی برای دادرسی وجود ندارد، اما ماده ۳۵۲ آیین دادرسی کیفری صراحتا بیان می‌کند: در شرایطی که متهم دارای وکیل باشد جز در جرایم موضوع بند الف، (ب)، (پ)، (ت) ماده ۳۰۲ این قانون و در مواردی که دادگاه حضور متهم را لازم بداند، عدم حضور متهم در دادگاه مانع رسیدگی نیست. دادستان محترم سه عنوان محاربه از طریق همکاری با دول خارجی متخاصم، مشارکت و همراهی در عملیات‌های نظامی، بغی از طریق عضویت در شورای مرکزی سازمان و عضویت در گروه مجرمانه باغی و افساد فی‌الارض از طریق هدایت و ارتکاب جرایم علیه ۱۷ هزار نفر از مردم کشور را در کیفرخواست آوردند. سوال اینجاست که در جرایم حدی محاربه، افساد فی‌الارض و بغی که مجازات اعدام دارند و مشمول ماده ۳۰۲ می‌شوند آیا دادگاه حق رسیدگی را دارد؟</p>
<p>پیروزفر تصریح کرد: در نشست قضایی با حضور قضات به این موضوع ورود شده و بیان شد در جرایم حق‌الهی رسیدگی غیابی منع شده است، نتیجتا برگزاری جلسه دادگاه با حضور وکیل متهم از وجاهت قانونی برخوردار است؛ لذا نظریه اقلیت صحیح است. در نظریه اقلیت آمده است: دادگاه مجاز به رسیدگی و صدور رأی است، زیرا اولا مستفذ از ماده ۴۰۶ آیین دادرسی کیفری ممنوعیت از صدور رای در جرایم حق‌الهی و در ما نحن فیه با توجه به حضور وکیل متهم در جلسه رسیدگی صدور رأی غیابی منتفی و دادگاه از این حیث با مشکلی مواجه نیست. ثانیا: ماده ۳۵۰ قانون آیین دادرسی کیفری اعلام کرده در جرایم حق‌الهی به جز ماده ۳۰۲ که دادگاه حضور متهم را لازم تشخیص می دهد عدم حضور متهم در جلسه مانع رسیدگی نیست و عدم ذکر جرایم حق الهی در این ماده نشان از جواز رسیدگی دادگاه به این جرایم با حضور وکیل علی‌رغم عدم حضور متهم است.</p>
<p>پیروزفر گفت: چه وکیل نداشته باشد و چه وکیل تعیینی و یا تسخیری داشته باشد که ما وکلای تسخیری هستیم، در این صورت عدم حضور متهم مانع از رسیدگی دادگاه است، دادستان در کیفرخواست می‌توانست در غیاب اینها، درباره اتهامات تحقیقات مقدماتی کند و جواز قانونی در این باره وجود دارد، اما در دادگاه چنین جوازی وجود ندارد.</p>
<p>وی گفت: طبق استثنا ماده ۴۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری و مفهوم ماده ۳۴۵ قانون آیین دادرسی کیفری که مجازاتش مشمول ماده ۳۰۲ می‌شود و اعدام است، به صراحت این استثنا ماده ۴۰۶ قضات روی آن تاکید دارند و آرای متعددی بر این اساس صادر شده است، یکی از این آرا را قرائت می‌کنم. ماده ۳۵۰ و ماده ۳۴۵ قانون آیین دادرسی کیفری اعلام داشتند که دادگاه مجاز نیست حتی اگر وکیل تسخیری تعیین شده باشد؛ بنده در این ۱۰ جلسه سکوت کرده و اعتراض خود را بیان نکردم، اما امروز که مشاهده کردم دادگاه به این موضوع ورود کرده، اعتراض شدیدی که به این موضوع دارم را بیان کردم.</p>
<p>پیروزفر گفت: از آرایی که منتشر شده، ازجمله در شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور در ۲۶ مرداد ۹۵ آمده است، در جرایمی که جنبه حق الهی دارند امکان صدور رأی غیابی حتی با حضور وکیل متهم چه تعیینی و چه تسخیری قانوناً میسر نیست. در ماده قانونی به صورت مطلق از واژه تعیینی استفاده شده است و اولی‌تر است و ما که وکلای تسخیری هستیم که دیگر اصلا نمی‌توانیم در جرایم حدی دفاع کنیم.</p>
<p>قاضی گفت: اگر وکیل تعیینی در دادگاه باشد می‌تواند دفاع کند؟</p>
<p>پیروزفر گفت: بله. اصلا عدم جواز رسیدگی به جرایم حق الهی است. استثنا ماده ۴۰۶ به این نکته اشاره دارد در جرایمی که رسیدگی غیابی جایز است بجز جرایم حدی که شامل محاربه، افساد فی الارض و بغی هستند. دومین مسئله اینکه دادگاه کیفری استان نباید در جرایم تعیینی مشمول ماده ۳۰۲ نیز وارد شود.</p>
<p>پیروزفر عنوان کرد: بازپرس در ۶ فقره اتهام جرایم تعزیری علیه امنیت داخلی و خارجی کشور در مواد ۴۹۸ جرایم تعزیری مصوب سال ۷۵ اعم از جاسوسی، سرقت اطلاعات و شنود غیر مجاز و فعالیت تبلیغی و همکاری موثر اطلاعاتی با دول خارجی متخاصم همگی به صورت مباشرت به موکلین بنده منتسب شده است. با عنایت به ماده ۵ قانون مجازات اسلامی، در صورت عدم حضور متهم، بخاطر اینکه صلاحیت واقعی وجود دارد که اگر این افراد خارج از مرز‌ها مرتکب چنین جرمی شوند، صلاحیت دارند که رسیدگی کنند. همین ماده هم مشمول ماده ۳۰۲ می‌شود اگر شما آن‌ها را محارب بشناسید. به بیان واضح‌تر آن‌ها را مشمول ماده ۵۰۸ کنند.</p>
<p>وی گفت: ایشان موکدا می‌گویند مشمول ماده ۵۰۸ هستند. مشمول ماده ۵۰۴ و ۴۹۸ کنند. اگر هدف شان برهم زدن امنیت عمومی و ملی باشد و محارب شناخته شوند، مشمول ماده ۳۰۲ خواهند بود و اگر در حکم محارب باشند باز هم دادگاه ماهیت در رسیدگی دارد. ما در بحث‌های این چنینی نقص قانون داریم. می‌گوید در قوانین تعزیراتی اتهامی تا ۱۰ سال حبس، اگر شما فرد را محارب نشناسید فقط به عنوان مجازات تعزیری، مرتکب این جرایم علیه امنیت را ۱۰ سال حبس کنید. در این صورت است که مشمول ماده ۳۰۲ می‌شود و از آنجایی که اعدام نیست قانون می‌تواند به ما که وکلای تسخیری این پرونده هستیم حق دفاع برای عموم دهد.</p>
<p>پیروزفر گفت: از آنجایی که هم اکنون بحث جرایم حق الهی، محاربه و اعدام برای مرتکبان مطرح است و دادگاه به این مسئله ورود کرده است، می‌خواهم تفهیم اتهام شود؛ چراکه هنوز این اقدام صورت نگرفته است. تفهیم اتهام موکلین صورت پذیرد که مشمول کدام ماده است و آیا دادگاه قانع است که اینها محارب هستند یا در حکم محارب هستند که اصلا مایه رسیدگی وجود دارد. اما اگر مشمول جرایم تعزیری ۱۰ سال حبس هستند، ما می‌توانیم ورود و دفاع کنیم.</p>
<p>در ادامه محمدی وکیل دیگر شکات در جایگاه قرار گرفت و گفت:ادله باید بررسی شود. شیوه ائمه و پیامبران ما چشم پوشی از گناهان و اصل برائت بود نه اینکه ثابت کنند فردی گناه کار است. وقتی که قانونی داریم نباید مخالف نص قانون صحبت کنیم.</p>
<p>مداح وکیل شکات در ادامه گفت: قصد من زیر سوال بردن زحمات دادستان نیست و تمام استناداتی که انجام دادم صفحه به صفحه طبق کیفرخواست است.</p>
<p>وی افزود: بنده وکیل دختر ۲ ساله‌ای هستم که زنده زنده در آتش سوزانده شد، وکیل از طرف کسانی هستم که جسد عزیرانشان مقابل چشمشان سوزانده شد و متهمان پرونده نیز به این موارد اقرار کرده‌اند و گفته‌اند این کار‌ها را انجام داده‌ایم و در حال حاضر هم می‌گویند ما می‌خواهیم در ایران جنگ شود و ما آموزش ساخت بمب هم می‌دهیم. اگر شارع مقدس در جرایم منافی عفت بین دو طرف دعوت کرده که موضوع اعلام نشود و پنهان بماند به دلیل مسائل دیگری است.</p>
<p>مداح افزود: آیا افرادی که حمله کردند و تعداد زیادی را کشته‌اند و شکات خصوصی، شکایت خود را ثبت کرده‌اند و اتهامات محاربه داشته‌اند آیا این موارد جرایم حق اللهی محسوب می‌شود. نظریه مشورتی شماره ۶۶۷ مورخ یکم آذر ۱۴۰۲ می‌گوید ظابطه حق الله و حق الناس در قانون معین نشده، اما جرایمی که منشأ آنها تجاوز به حقوق اشخاص است حق الناس و جرایمی که منشا ان تخطی از احکام الهی باشد حق الله محسوب می‌شود. آیا آدم کشتن و تخریب خانه‌های مردم، شکنجه حق الناس نیست.</p>
<p>مداح ادامه داد: ماده ۴۰۶ آیین دادرسی کیفری هم صراحت دارد که فقط باید جنبه حق الهی داشته باشد. ممکن است در محاربه گفته شود یک جنبه آن جنبه حق الهی است. در افساد فی الارض ناشی از معاونت در جنایات گسترده نسبت به تمامیت جسمانی افراد باشد یک جنبه آن حق الهی باشد، اما قانون گذار در اینجا تصریح کرده که فقط جنبه حق الله داشته باشد. در ادامه دیگر وکیل تسخیری متهمان در ادامه گفت: اگر فردی جرمی انجام داده و در کیفرخواست نیامده باشد این حق وجود دارد که به کیفرخواست اعتراض کنند مگر اینکه با ادله آن را بیان کنند. هر شاکی و متهمی موردی را بیان می‌کند باید حق دفاع داشته باشد. اگر گفته می‌شود آقای (الف) در عملیات فروغ جاویدان حضور داشته، چه ادله‌ای برای آن وجود دارد. قاضی دهقانی گفت: متن ماده ۴۰۶ می‌گوید در تمام جرایم به استثنای جرایمی که فقط جنبه حق الهی داشته باشند، هر گاه متهم و وکیل وی در هیچ کدام از جلسات دادگاه حاضر نشود و یا لایحه دفاعی نفرستاده باشد، دادگاه پس از رسیدگی حکم صادر می‌کند. پیروزفر وکیل شکات گفت: صراحت قانونی وجود دارد و زمانی که قانون صراحت دارد به نظریه مشورتی رجوع نمی‌کنیم. ان شالله استرداد متهمان انجام شود. اگر این استرداد انجام شود دادگاه صالح رسیدگی به جرایم متهمان است. قانون می‌گوید که شما حق ندارید که به جرایمی که مشمول ماده ۳۰۲ و اعدامی هستند بدون حضور متهم رسیدگی شود حتی با وجود وکیل تعیینی.</p>
<p>پیروزفر ادامه داد: در جلسات چهل و سوم به بعد کارشناس حقوق بشر خارج از موارد اتهامی کیفرخواست در رابطه با جدا کردن کودکان از والدین اعلام نظر کرد و گفت این کار جرم است و دادگاه بعد از ۳ جلسه اعلام کرد که به این موضوع ورود کرده است و ۴ جرم جدید شامل سلب حضانت غیرقانونی، امتناعی طفل به ولی قانونی، نگهداری غیر قانونی طفل و آدم ربایی به کیفرخواست اضافه شد.</p>
<p>پیروزفر گفت: به استناد تبصره ۲ ماده ۱۰۰ قانون مجازات اسلامی تاکید شده است، صرفاً شخصی که با وجود شاکی خصوصی به جلسه بیاید؛ هم اکنون در این دادگاه ما درباره سازمان مجاهدین و زنان و کودکانی که قربانی شدند، صحبت می‌کنیم.</p>
<p>وی خطاب به قاضی گفت: شما دو جرم دیگر را مطرح کردید. ماده ۶۳۲ قانون مجازات اسلامی که درباره امتناع از دادن طفل است، ماده ۶۳۲ جزو جرایم قابل گذشت است و شاکی خصوصی می‌خواهد. آقایی به عنوان شاکی به دادگاه آمده و در جایگاه درباره کودکانی گفتند که مورد سلب حضانت قرار گرفته بودند. ایشان اولا شاهد دعواست و شاکی خصوصی محسوب نمی‌شود. هیچگاه هم امکان ندارد یک فرد هم شاهد و هم شاکی خصوصی باشد.</p>
<p>پیروزفر گفت: نکته دیگر اینکه به سلب حضانت غیر قانونی هم ورود کرده و به عنوان جرم در نظر گرفتید. قانون مجازات اسلامی در این خصوص جرم انگاری نکرده است. طبق نظریه اساتید حقوق که درباره آن بحث کردند یا در کنوانسیون‌ها می‌گویند سلب حضانت غیر قانونی اگر جنبه ربایش داشته باشد و آدم ربایی مخفی صورت گرفته باشد جنبه جرم پیدا می‌کند. حال که با قوانین داخلی به این جرم رسیدگی می‌کنیم، در قوانین داخلی جرم انگاری نشده است. تقاضا دارم دادگاه به این دو جرم رسیدگی نکنند.</p>
<p>وی گفت: آقایی که اینجا حاضر شدند، شاکی نبودند بلکه شاهد بودند. در خصوص کودکان، موضوع جدایی و بحث تغییر حضانت مطرح شده که این امر هیچ‌گاه خصوصی محسوب نمی‌شود. قانون نیز به‌صراحت اعلام می‌کند و از سازمان‌های حمایتی کودکان و زنان که وقوع این وضعیت را مشاهده کرده‌اند نام می‌برد، اما تصریح می‌کند که در این پرونده این موارد محقق نشده است.</p>
<p>وی گفت: اگر فرد دارای ولی خاص باشد و سازمان مربوطه وجود داشته باشد، کسب رضایت ولی ضروری است؛ بنابراین ماده ۶۳۲ که از قوانین قدیمی (جرایم قابل گذشت) است، شاکی خصوصی ندارد و سازمان‌های مردم‌نهاد حق ورود به‌عنوان شاکی خصوصی را ندارند.</p>
<p>وی افزود: در بحث جدایی که اتفاق افتاده، سن افراد مشخص بوده و صغیر محسوب نمی‌شدند و اجبار هم وجود نداشته است؛ بنابراین شاکی وجود ندارد و فرد حاضر صرفاً شاهد دعوا بوده است. در نتیجه، ماده ۶۳۲ در اینجا قابلیت تحقق ندارد. نکته بعدی این است که اساساً جرمی محقق نشده است، صرفاً جنبه حقوقی و خصوصی دارد و از منظر مدنی قابل بررسی است و جرم‌انگاری برای عمل غیرقانونی وجود ندارد؛ مگر آنکه مطابق نظریات حقوقدانان و اساتید حقوق که در این زمینه بحث کرده‌اند، موضوع در قالب کنوانسیون‌ها مطرح شود. در این صورت نیز تنها زمانی می‌توان از عمل غیرقانونی صحبت کرد که جنبه ربایش داشته باشد و آدم‌ربایی به‌صورت مخفیانه صورت گرفته باشد.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مسعود مداح اظهار کرد: وکیل متهمان به موادی از آیین دادرسی کیفری استناد کردند که در موارد موضوع بند (الف) (ب) (پ) (ت) ماده ۳۰۲ آیین دادرسی کیفری اگر جرم حدی باشد رسیدگی غیابی امکان پذیر نیست. در این خصوص در نظریه مشورتی ۷۹۸۴۱۹ در جرایم مواد مخدر آمده است که رسیدگی غیابی در ما نحن فیه جایز است. نظریه مشورتی ۲۰۵۸ مورخ ۱۹ آبان ماه ۹۵ نیز به دلیل یک جرم سالب حیات افساد فی‌الارض صادر شده و بیان کرده است که در مانحن‌فیه اگر افساد فی الارض به خاطر قتل بود و شاکی خصوصی داشت، دادگاه می‌تواند به صورت غیابی متهم را محاکمه کند.</p>
<p>قاضی دادگاه بیان کرد: ماده ۳۵۰ از قانون آیین دادرسی کیفری صرحتاً بیان می‌کند که اگر متهم دارای وکیل باشد در جرایم موضوع بند‌های الف ب پ ت ماده ۳۰۲ از همین قانون و مواردی که دادگاه حضور متهم در دادگاه را لازم بداند، عدم حضور متهم در دادگاه مانع رسیدگی نیست. سوال من از وکیل متهمان این است که در مواردی که متهم شخصیت حقوقی است، امکان رسیدگی به جرایم این ماده وجود دارد یا خیر؟</p>
<p>وکیل متهمان پاسخ داد: چون در رابطه با شخصیت حقوقی امکان اعدام وجود ندارد، ۵ مجازات دیگر از قیبل انفصال، جزای نقدی و .. برای شخصیت حقوقی در نظر گرفته شده است. دادستان در کیفرخواست صادره در رابطه با شخصیت حقوقی قید تسبیبی آورده‌اند و گفته‌اند که از باب تسبیب مباشرت وجود دارد. چون شخصیت حقوقی قابلیت اعدام ندارد سایر مجازات‌ها را برای او می‌توان در نظر گرفت.</p>
<p>قاضی دادگاه سؤال کرد: با این وصف از نظر شما آیا امکان رسیدگی به شخصیت حقوقی به صورت غیابی وجود دارد؟</p>
<p>پیروزفر وکیل متهمان پرونده گفت: بله. چون امکان اعدام نیست سایر مجازات‌ها مثل توقیف اموال، انفصال و &#8230; را می‌توان در نظر گرفت.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی قاضی دادگاه عنوان کرد: دادگاه می‌خواهد در خصوص قرار رسیدگی غیابی به اتهامات چند نفر از متهمان نظر خود را بیان کند.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین دهقانی گفت: ماده ۳۰۲ از قانون آیین دادرسی کیفری مجموع جرایم و صلاحیت‌های ذاتی دادگاه را مطرح کرده است. در ماده ۳۰۲ صلاحیت ذاتی دادگاه بیان شده که در چه خصوصی صلاحیت ذاتی دارد. اما در ماده ۳۵۹ از قانون آیین دادرسی کیفری ترتیب رسیدگی مطرح است.</p>
<p>وی افزود: گا‌ها در اظهارات برخی از حقوقدانان مشاهده می‌شود مقام صلاحیت ذاتی و ترتیب رسیدگی را با هم خلط می‌کنند. کنار ماده ۳۵۰ از قانون آیین دادرسی کیفری ماده ۳۹۴ از قانون آیین دادرسی کیفری را داریم. ماده ۳۹۴ را قبل از ماده ۴۰۶ قرائت می‌کنم.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین دهقانی گفت: در ماده ۳۹۴ آمده است:هرگاه متهم متواری باشد یا دسترسی به وی امکان نداشته باشد، احضار و جلب او برای تعیین وکیل یا انجام تشریفات راجع به تشکیل جلسه مقدماتی یا دادرسی مقدور نباشد و دادگاه حضور متهم را برای دادرسی ضروری تشخیص ندهد، به تشکیل جلسه مقدماتی مبادرت می‌ورزد و در غیاب متهم، اقدام به رسیدگی می‌کند، مگر آنکه دادستان احضار متهم را ممکن بداند که در این صورت دادگاه پس از تقاضای دادستان، مهلت مناسبی برای احضار یا جلب متهم به وی می‌دهد. مهلت مذکور نباید بیشتر از پانزده روز باشد.</p>
<p>وی گفت: نکته‌ای که وجود دارد این است که آیا ماده ۳۹۴ قابل تسری در ترتیبات رسیدگی به ماده ۳۵۰ و موضوع ماده ۳۵۰ است یا خیر؟ دوم اینکه آیا صرفا حضور فیزیکی متهم لازم است و باید متهم در مقابل دادگاه قرار گرفته باشد یا تنها اطلاع متهم از عناوین اتهامی مدنظر است؟ به نظر می‌رسد خصوصا با توسعه دادرسی الکترونیک، به هیچ عنوان دیگر حضور فیزیکی متهم مهم نیست. برای حضور فیزیکی متهم دو اثر مهم باز می‌شود. یک اطلاع او از جرایم اتهامی، دوم دفاع در مقابل جرایم اتهامی. اگر دو اثر توسط خود متهم رخ دهد آیا باز هم با رسیدگی غیابی مواجه هستیم یا عمومات و اطلاعات دادرسی الکترونیک به ما می‌گوید که با حضور متهم مواجه هستیم.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین دهقانی گفت: در خصوص شخصیت حقوقی متهم ردیف اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم تا به امروز حسب لوایح واصله به ویژه اظهار نظر‌هایی که متهم ردیف اول، شخصیت حقوقی، سخنگوی شخصیت حقوقی، متهم ردیف دوم شامل مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو تا متهمین ردیف پنجم در این خصوص اظهار داشتند برای دادگاه چند نکته به ویژه بعد از جلسه ۱۵ محرز است. اطلاع متهمین و دوم دفاع متهمین.</p>
<p>وی گفت: لذا دادگاه از قرار رسیدگی غیابی در خصوص متهمین ردیف اول تا پنجم عبور کرده و اعلام می‌کند که در خصوص شخصیت حقوقی سازمان متهم ردیف اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم کیفرخواست نظر به احراز اطلاع و دوم اظهارنظر در ارگان رسمی وابسته به متهم ردیف اول در خصوص اتهامات جاری در دادگاه در موضوع ماده ۳۰۲ و ۳۵۰ از قانون آیین دادرسی کیفری رسیدگی در خصوص اینها حضوری تلقی می‌شود.</p>
<p>قاضی اعلام کرد: دادگاه ورود به موضوع حدود و اعمال ماده ۳۵۰ قانون آیین دادرسی مدنی را صریح و جایز می‌داند که این موضوع به عنوان نکته نخست مورد تأکید است. بر همین اساس، قرار غیابی نسبت به پنج نفر از متهمان صادر شده و اصولاً رسیدگی، به‌ویژه در خصوص متهم ردیف اول یعنی شخصیت حقوقی سازمان، با توجه به اینکه پس از هر جلسه دادگاه نسبت به تک‌تک اتهامات اظهارنظر صورت گرفته و تمامی مفاد جلسات دادگاه به طور کامل از سوی رسانه متعلق به شخصیت حقوقی سازمان منعکس شده است، انجام شده است.</p>
<p>وی در ادامه با اشاره به نکته دوم افزود: در خصوص بندبند اظهارات مطرح‌شده از سوی شهود، وکیل شکات، کارشناسان، قاضی دادگاه و حتی وکلای متهم، با توجه به اینکه ردی نسبت به وکلای متهم، به‌ویژه محمدی، صورت نگرفته و حتی الامکان توسعه و ترقی وکیل تعیینی در خصوص محمدی، وکیل متهمان پرونده، مستحقق نباشد، اما با عنایت به نکات بیان‌شده، رسیدگی نسبت به پنج متهم اول پرونده از سوی دادگاه موضوعی تلقی شده است.</p>
<p>قاضی همچنین تصریح کرد: مطابق ماده ۳۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری، صرفاً صلاحیت ذاتی دادگاه مطرح است و بر همین اساس دادگاه صالح به رسیدگی تشخیص داده می‌شود. اظهارات وکیل متهمان پرونده مبنی بر اینکه به دلیل نوع مجازات‌های پیش‌بینی‌شده، متهم حتماً باید به صورت حضوری در دادگاه حاضر باشد، مورد توجه قرار گرفت، اما طبق ماده ۳۰۲، صلاحیت دادگاه مشخص است. از جمله مواد مرتبط با ترتیب رسیدگی می‌توان به مواد ۳۵۰، ۳۹۴ و ۳۴۹ قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کرد و بنابراین، نوع مجازات‌ها مانع از رسیدگی غیابی نخواهد بود.</p>
<p>وی در ادامه بیان کرد: بر اساس ماده ۳۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری، رسیدگی به جرایم زیر در دادگاه کیفری یک انجام می‌شود؛ جرایم موجب مجازات سلب حیات، جرایم موجب حبس ابد، جرایم موجب مجازات قطع عضو یا جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی با میزان نصف دیه کامل یا بیش از آن، جرایم موجب مجازات تعزیر‌ی درجه سه و بالاتر و همچنین جرایم سیاسی و مطبوعاتی که هر یک ترتیب رسیدگی خاص خود را دارند. این ماده ناظر بر صلاحیت دادگاه است. همچنین در ماده ۳۵۰ مطرح شده است که اگر متهم دارای وکیل باشد، بدون آنکه تصریح شده باشد وکیل حتماً وکیل تعیینی باشد، مقررات مربوط اعمال می‌شود.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: ماده ۳۰۵ قانون آیین دادرسی کیفری اعلام می‌کند که متهمان چنانچه دارای وکیل بودند دادگاه می‌تواند رسیدگی کند. یعنی اگر حضوری برگزار شدن دادگاه و قانون آیین دادرسی الکترونیک و اطلاع به متهمان، موضع گیری سخنگوی متهمان نبود. این حق دفاع وکیل متهمان وارد بود.</p>
<p>وی ادامه داد: اطلاق دادگاه از ماده ۳۵۰ که به وکیل تعیینی اشاره دارد، ماده ۴۰۶ که فقط جنبه جرایم حق اللهی را تاکید می‌کند و ماده ۳۹۴ قانون آیین دارسی کیفری این است که دادگاه برای رعایت حقوق بزه دیده و حفظ نظم عمومی تا جایی که امکان دارد وارد رسیدگی شود.</p>
<p>قاضی ادامه داد: منشأ قانون آیین دادرسی کیفری ما منطبق با آیین دادرسی کیفری برخی کشور‌ها است. امروز هم در برخی از کشور‌ها در مورد جرایم تروریستی عدم تجوز رسیدگی غیابی را مخالف نظم عمومی و مخالف حقوق متهم نمی‌داند. یعنی اگر فردی کسی را کشت و فرار کرد، آیا دادگاه حق رسیدگی ندارد؟ آیا این نوع تفسیر تجوز ناامنی و نفی حقوق بزه دیده نیست؟ نباید حقوق بزه دیده از بین برود قانون گذار حکیم بوده و از وکیل مطلق استفاده کرده و می‌دانسته وکیل دو نوع تسخیری و تعیینی است، با علم به این موضوع وکیل را مطلق آورده و دادگاه باید به حقوق بزه دیده توجه کند.</p>
<p>قاضی دادگاه بیان کرد: بر اساسی اسنادی که به دادگاه رسیده، برای دادگاه محرز است که بر اساس اظهار نظر متهم ردیف اول از طریق سخنگوی سازمان، آنها این اتهامات را نه تنها رد نکردند، بلکه پذیرفته‌اند. اگر متهمی از وکیل تسخیری خود مطلع شد و در خصوص اتهاماتی که به او وارد شده، اظهاراتی هم بیان کند نسبت به اظهارات وکلای خود و همچنین جریان جلسات دادگاه مطلع می‌شود، هیچ ردی نه نسبت به انتخاب وکلا و نه نسبت به اظهارات وکلا بیان نمی‌کند آیا این وکلای تسخیری در حکم وکیل تعیینی می‌شوند یا خیر؟ و اگر در حکم وکیل تعیینی باشند حتی اگر ما بر خلاف نظم عمومی و حقوق بزه‌دیدگان تفسیر کنیم، با وجود اینکه وکیل ابلاغ تعیینی ندارد با اینکه ما می‌دانیم متهم از همه جزییات دادگاه با خبر است، حتی اگر بعدا به دادگاه وکیل تعیینی معرفی کند، وکلای تسخیری حال حاضر، وکیل تعیینی محسوب می‌شوند. علاوه بر این امکان رسیدگی غیابی به اتهامات متهمان وجود دارد.</p>
<p>سپس بهزاد علیشاهی، عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق به عنوان شاهد در جایگاه حاضر شد و پس از ادای سوگند، اظهار کرد: از سال ۶۶ تا ۶۷ که قطعنامه ۵۹۸ مطرح شده بود و هر دو کشور ایران و عراق قطعنامه را پذیرفته بودند، تنها گروهی که در این شرایط برای رژیم بعث کارایی داشت مجاهدین خلق بود و از طریق آنها می‌توانست اهداف خود را دنبال کند.</p>
<p>وی افزود: عملیات‌های بزرگ مثل فکه، مهران، فروغ جاویدان و آفتاب در این فاصله انجام شدند. همزمان حمایت بین‌المللی عظیمی هم پشت منافقین قرار گرفت. ۱۳۸ نماینده کنگره و ۱۴ سناتور در آمریکا از این گروهک حمایت کردند و از رئیس جمهور آمریکا خواستند که از این گروهک حمایت کند.</p>
<p>این شاهد عینی بیان کرد: صدام حسین هم ۸ تیر ۶۷ در یک سخنرانی گفت که صلح باعث می‌شود که دشمن در کشور خودش از بین برود. او گفت ما نیرو‌هایی داریم (منافقین) که می‌توانند این هدف را محقق کنند. منافقین هم یک تحلیلی داشتند که می‌گفتند جمهوری اسلامی ایران روی دو پایه جنگ و اختناق داخلی ایستاده است و هیچگاه به سمت پذیرش قطعنامه نمی‌رود ولی وقتی قطعنامه را پذیرفت گفتند که ایران یکی از پایه‌های خود را از دست داده و در ضعیف‌ترین حالت ممکن قرار دارد و با حمله نظامی می‌توانیم این کشور را تصاحب کنیم.</p>
<p>علیشاهی، عضو جداشده و شاهد، گفت:آن‌ها از مطرح‌کردن نام امام حسین سوءاستفاده می‌کردند و می‌خواستند شکست خودشان را به‌گونه‌ای جلوه دهند که گویا ناشی از ضعف برنامه‌ریزی، طراحی یا اجرای عملیات نبوده است؛ می‌خواستند بگویند ضعف ایدئولوژیک افراد بوده است این ایدئولوژی دچار اشکال اساسی بود و باید اصلاح می‌شد.</p>
<p>وی ادامه داد: همان زمانی که منافقین تبلیغ می‌کردند جمهوری اسلامی با پذیرش قطعنامه ضعیف شده و می‌توان به آن حمله کرد، خودشان در درون تشکیلات، به‌ویژه در سطح فرماندهی، دچار ترس جدی بودند؛ این‌که مبادا دیگر برای صدام نیروی به‌دردبخوری محسوب نشوند، یا صدام عذر آنها را بخواهد، و حتی احتمال بدهد آنها را مسترد کرده و تحویل جمهوری اسلامی بدهد. این ترس یکی از دلایلی بود که باعث می‌شد حاضر شوند برای حفظ خودشان، هر نوع عملیات غیراصولی، نادرست و غیراخلاقی را انجام دهند.</p>
<p>وی گفت: حتی به‌گونه‌ای القا می‌کردند که اگر لازم باشد، نیرو‌های خودشان را هم قربانی می‌کنند. می‌گفتند: ما خودمان را به کشتن می‌دهیم، شما فقط حمایت کنید. این حمایت‌ها شامل پشتیبانی مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی گسترده‌ای بود که برای بالا بردن روحیه نیرو‌هایی که آماده عملیات می‌شدند، انجام می‌گرفت. فضایی که ایجاد کرده بودند کاملاً ساختگی و فریبنده بود. ادعا می‌کردند که در داخل کشور، به‌ویژه در زندان‌ها، تشکیلات دارند، افراد زیادی با آنها همکاری می‌کنند. این فضا به‌گونه‌ای ساخته شده بود که نیرو‌هایی که اعزام می‌شدند، در کوله‌پشتی‌هایشان به‌جای آذوقه‌ی چندروزه‌ی جنگی، لباس‌هایی می‌گذاشتند که نشان می‌داد تصورشان &#8220;رسیدن و ماندن&#8221; بود، نه یک عملیات محدود.</p>
<p>وی گفت: عملیات به‌معنای واقعی کلمه متوهمانه بود. سیستم چیدمان، سازماندهی و القائات روانی به‌شدت غیرواقعی طراحی شده بود. شاید در جزئیات تجهیزات، مثلاً یکی دو قلم کم‌وزیاد شده باشد، اما در کلیت ماجرا، این یک سیستم برنامه‌ریزی‌شده و آگاهانه بود. در مورد تجهیزات هم باید گفت که بسیاری از ادواتی که تهیه شده بود، از جمله تانک‌ها، به‌دلیل کیفیت پایین یا استفاده نادرست، خیلی زود دچار خرابی می‌شدند.</p>
<p>ابراهیم خدابنده عضو جداشده به عنوان شاهد سوگند یاد کرد و گفت: در سازمان مجاهدین خلق بعد از عملیات فروغ جاویدان یک سلسله آموزش‌های استراتژیک بود. در این آموزش‌ها توضیحاتی داده می‌شد. ما برای این موارد به عراق می‌رفتیم و جلساتی داشتیم. یا مستقیماً مسعود رجوی و دیگران برای ما صحبت می‌کردند، یا نوار‌هایی را که قبلاً ضبط شده بود، گوش می‌دادیم. مثلاً بعضاً می‌شد که یکی دو ماه فقط یک سلسله آموزش‌ها برای ما گذاشته می‌شد. این روند مدت طولانی ادامه داشت و به‌صورت سؤال و جواب بود. در خلال آن، نوار‌های تکمیلی هم پخش می‌شد.</p>
<p>وی ادامه داد: استراتژی سازمان مجاهدین، از زمان تشکیل جمهوری اسلامی، سرنگونی جمهوری اسلامی بوده است. یعنی از همان ابتدا استراتژی سازمان این بود که جمهوری اسلامی باید به شکل قهرآمیز سرنگون شود. این موضوع از طرف صاحبان مجاهدین اعلام شد و عملاً و علناً عملیات مسلحانه در دستور کار قرار گرفت.</p>
<p>در مرحله اول، استراتژی بر زدن رأس نظام متمرکز بود، با این هدف که از این طریق سرنگونی سریع صورت بگیرد و قدرت به دست گرفته شود. این استراتژی شکست خورد و عملی نشد.</p>
<p>وی ادامه داد: مرحله بعد، زدن سرانگشتان نظام بود؛ یعنی گفته می‌شد کسانی هستند که عامل اختلاف‌اند، مانند پاسدار، بسیجی و حزب‌اللهی‌ها. تیم‌های سازمان که از پاریس هدایت می‌شدند، این اقدامات را انجام می‌دادند. در پاریس حدود ۱۲۰ اتاق وجود داشت و تعداد زیادی نیرو فعالیت می‌کردند، به‌طوری‌که حتی گفته می‌شد باید به رقم ۱۰۰ نفر در روز برسیم.</p>
<p>خدابنده ادامه داد: مرحله سوم، تشکیل ارتش آزادی‌بخش ملی بود؛ اینکه به دنبال ارتش صدام بروند، (که بعد‌ها عنوان ارتش خصوصی صدام را هم گرفت) و از این طریق عملیات را شروع کنند و به کسب قدرت برسند. این مرحله هم خود دارای مراحل مختلفی بود. مرحله اول پاسگاه‌زنی بود؛ یعنی در مرز پاسگاه را می‌زدند، بعد از آن، عملیات گردانی انجام شد. پس از آن به عملیات آفتاب رسید که در فروردین ۶۷ در فکه انجام شد. بعد از آن عملیات چل‌چراغ بود که در اواخر مرداد ۶۷ در مهران انجام شد. قرار بر این بود که عملیات بعدی در پاییز ۶۷ انجام شود. در این عملیات قرار بود بخشی از غرب کشور آزادسازی شود. نظر سازمان این بود که این بخش آزادشده به‌عنوان سکوی پرش برای حرکت بعدی و رفتن به تهران مورد استفاده قرار بگیرد.</p>
<p>وی گفت: اما اتفاقی که افتاد، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود که خودِ مسئول سازمان، مسعود رجوی، کاملاً از آن غافلگیر شد؛ یعنی چنین انتظاری نداشت. تصور او این بود که ایران هرگز این قطعنامه را نخواهد پذیرفت و این صدام است که آتش‌بس را خواهد پذیرفت. رجوی گفت رفتم پیش صدام و سه روز با او صحبت کردم تا قانعش کردم که فعلاً سکوت کند و چیزی نگوید تا ما یک عملیات دیگر انجام بدهیم.</p>
<p>این عضو جداشده ادامه داد: عملیاتی که قرار بود از پاریس انجام شود، برای تسخیر بخشی از غرب ایران به‌عنوان منطقه نگه‌دارنده و سکوی پرتاب، به‌دلیل شرایط ایجادشده مجبور شدند حداقل حدود دو ماه زودتر اجرا کنند. ما بخش نیرو داشتیم، بخش مالی داشتیم و هر کسی که امکانش را داشت، سوار کردند و فرستادند. من خودم آخرین نفر بودم. افرادی از پلیس امارات که با سازمان کار می‌کردند، آنهایی که امکان آمدن نداشتند، جا ماندند. من خودم آمدم و مجبور شدم مسیر دبی به کویت، از کویت به عمان، از عمان به بغداد و از بغداد ادامه بدهم.</p>
<p>خدابنده گفت: بعد از آن عملیات که شکست خورد، در این آموزش‌های استراتژیکی که داده می‌شد، گفتند شیوه کار به این صورت است که حرکت سریع انجام شود. با اشاره به همین مسئله گفتند که با خودرو‌های چرخ‌دار و از روی جاده‌های اصلی حرکت کنیم. این دو خاصیت دارد: یکی این‌که، چون از جاده اصلی می‌رویم، سرعت حرکت بالاست و می‌توانیم سریع پیشروی کنیم؛ و خاصیت دوم این است که ما قاطی مردم حرکت می‌کنیم. نگاه کنید می‌بینید ارتش آزادی‌بخش در بین ماشین‌های مردم، در جاده‌ها حرکت می‌کند.</p>
<p>این عضو جداشده گفت: قرار بود به این دلیل که نیرو‌ها به شکل مردم عادی و با پوشش غیرنظامی حرکت کرده بودند، از این مسیر استفاده شود. سرپل‌ذهاب در دست ارتش عراق بود. این مسیر را ارتش عراق باز کرد و از اینجا به بعد حرکت ارتش آزادی‌بخش آغاز شد؛ حرکت به سمت اسلام‌آباد و سپس به طرف کرمانشاه. اتفاقی که در این مرحله افتاد، طبق تحلیل‌های درون خود سازمان، این بود که یک عامل تعیین‌کننده دیگر وارد صحنه شد: حضور شهید صیاد شیرازی و تاکتیکی که در این عملیات به کار گرفته شد. گفته می‌شد که این تاکتیک کاملاً مشخص و متفاوت از تاکتیک سازمان بود و ارتش کلاسیک نمی‌توانست به این شکل عمل کند. قبل از آن‌که نیرو‌ها بتوانند مناطق را بگیرند، افراد با سلاح سبک وارد عمل شدند. این نیرو‌ها در ارتفاعات و در تنگه مستقر شدند و از همان‌جا برای نیرو‌های سازمان کمین گذاشتند.</p>
<p>وی گفت: افرادی بودند که در این عملیات با گذرنامه آمریکایی حضور داشتند؛ که موضوع جالبی بود. نحوه عملیات این‌گونه طراحی شده بود که اولاً از عنصر انسانی استفاده شود و ثانیاً حرکت در میان مردم به‌عنوان یک نقطه غیرقابل نفوذ تلقی می‌شد. ماشین‌های مردم عادی در کنار آنها بود. تصور این بود که طرف مقابل نمی‌تواند از جنگ‌افزار سنگین یا هواپیما استفاده کند، چون مردم غیرنظامی در مسیر حضور داشتند و از آنها عملاً به‌عنوان سپر انسانی استفاده می‌شد.</p>
<p>ابراهیم خدابنده بیان کرد: مسعود رجوی و سازمان منافقین از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران کاملا غافلگیر شدند و انتظار نداشتند که ایران قطعنامه را بپذیرد. رجوی در جلسه‌ای گفت که خودش شخصا با صدام دیدار کرده و از او خواسته که فعلا سکوت کند تا منافقین عملیات دیگری را در ایران برای تسخیر بخش‌های غربی کشور انجام دهند. من آن زمان در امارات بودم و از من خواستند همه نیرو‌ها را به عراق بفرستم. همه کسانی که توانایی جنگ داشتند را به عراق برگرداندم.</p>
<p>وی افزود: پس از ورود به عراق از من خواستند در بخش پشتیبانی کار کنم. آن زمان به من یک سلاح کلاشینکف دادند و طرز استفاده از آن را هم به من آموزش دادند، چون من تیراندازی بلد نبودم، اما آنها مرا در عملیات شرکت دادند. شیوه کار به این صورت بود که کار بسیار سریع انجام شود، اما در آن عملیات منافقین شکست خورد.</p>
<p>کوروش زارع از اعضای جداشده به عنوان شاهد سوگند یاد کرد تا درباره هیات‌های عفو شهادت دهد.</p>
<p>وی در دادگاه گفت: از اواسط سال ۵۹ عضو سازمان شدم. سازمان به مرور زمان ما را وارد فاز نظامی کرد. در چند عملیات شرکت داشتم. دستگیر شدم و سال ۶۵ عفو خوردم و به جای ۱۵ سال زندان ۵ سال زندان بودم. دو بار در هیات عفو و هر بار ۵ سال مورد عفو قرار گرفتم.</p>
<p>قاضی پرسید: کسانی بودند که حکم اعدام داشته باشند و عفو شوند.</p>
<p>زارع گفت: من ندیدم. اما خودم چند بار مورد عفو قرار گرفتم.</p>
<p>محمدحسین هادیان از اعضای جداشده به عنوان شاهد سوگند یاد کرد و گفت: از مسئولان نظامی سازمان بودم و شهریور ۶۱ دستگیر شدم. اواخر سال ۵۸ بود که با سازمان آشنا شدم.</p>
<p>قاضی در پایان تاریخ جلسه بعدی را ۱۴ بهمن ماه اعلام کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67828">گزارش پنجاه‌ و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67828/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش پنجاه‌ و یکمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67736</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67736#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 2025 10:07:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67736</guid>

					<description><![CDATA[<p>پنجاه‌ و یکمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌ عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۹ دیماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67736">گزارش پنجاه‌ و یکمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پنجاه‌ و یکمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌ عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۹ دیماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) به‌صورت علنی برگزار شد.</p>
<p>قاضی دهقانی در ابتدای جلسه گفت: قرآن کریم می‌فرماید: حکم کنید، و چنانچه حکم کردید، بین افراد به قسط باشد؛ که خداوند مقسطین را دوست دارد. نبی اکرم، رحمهٌ للعالمین، می‌فرمایند: اگر حکم به غیر عدل شود، برکت از میان شما می‌رود.» امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: روشنایی چشم حاکمان، استقامت عدل در آن سرزمین است.</p>
<p>وی گفت: ادامه جلسه دادگاه کیفری یک استان تهران به تصدی اینجانب به‌عنوان رئیس دادگاه و با حضور مستشاران نماینده دادستان، وکلای و وکیل شاکی، جهت بررسی و رسیدگی به کیفرخواست واصله از تهران در خصوص اتهامات مرتبط با اقدامات تروریستی متهمین پرونده آغاز می‌گردد.</p>
<p>قاضی در ابتدا با بیان اینکه سخنی با اصحاب رسانه، خبرنگاران گرامی و نمایندگان افکار عمومی دارم، گفت: سال‌ها پیش در قامت یک خبرنگار و روزنامه‌نگار ایستاده و با این حقیقت آشنا شده که تیتر چگونه افکار عمومی را هدایت می‌کند و یک روایت دقیق چگونه اعتماد اجتماعی را می‌سازد، سال‌هایی را در تحریریه‌ها زیسته، با دغدغهٔ خبر، تیتر و روایتِ واقعیت، و طعم نگرانی‌ها را چشیده و فشار افکار عمومی و هجمه‌ها را از نزدیک لمس کرده است. از همین تجربه است که می‌گویم: حضور اصحاب رسانه نه‌تنها برای این قاضی قابل احترام، بلکه واجد معانی عمیق است. این دادگاه از آغاز، «علنی بودن» را نه یک تشریفات آیینی، بلکه حق مردم و تکلیف دستگاه عدالت می‌داند. خبرنگاران فقط ناقلان خبر نیستند؛ آنان راویان حقیقت و حافظان حافظهٔ جمعی جامعه‌اند. آنچه امروز با حضور صمیمانهٔ خبرنگاران در جلسهٔ دادگاه ثبت می‌شود، فردا معیار قضاوت تاریخ است.</p>
<p>وی ادامه: دستگاه قضا، خود را بی‌نیاز از این نظارت آگاهانه و همراهی مسئولانه نمی‌داند. عدالت اگر در سکوت اجرا شود، در ضمیر جامعه ناتمام است؛ و اگر صرفاً برای دیده شدن اجرا شود، از معنا تهی است. تلاش این دادگاه، ایستادن در میانهٔ این دو میدان است: اجرای قانون، آرام و مستند ما در روشنایی خبر. خبر، چراغی است که مسیر عدالت را روشن می‌کند؛ پلی است میان حقیقت و وجدان مردم، که نه فقط در دادگاه، که از دید شما دیده می‌شود و ضامن سلامت و شفافیت رسیدگی در دادگاه است. بدین سبب، این دادگاه همچنان تأکید می‌کند که خبرنگاران چگونه با یک تیتر می‌توانند افکار عمومی را به سوی یک تجربهٔ واقعی از عدالت رهنمون کرده، آن را در حافظهٔ تاریخی مردم ثبت کنند و به وجدان‌های بیدار بنشانند.</p>
<h3>دادگاه با همراهی رسانه‌ها به‌دنبال کشف حقیقت قابل اثبات است</h3>
<p>حجت الاسلام والمسلمین دهقانی ادامه جلسه با تأکید بر نقش دادگاه و رسانه‌ها در کشف و روایت حقیقت اظهار کرد:آنچه این دادگاه به دنبال آن است، اثبات حقیقت است. آنچه خبرنگاران امروز با تحمل مرارت‌ها و سختی‌ها دنبال می‌کنند نیز، حقیقت قابل روایت است. دادگاه به‌خوبی می‌داند که خبرنگاران به دنبال حقیقت قابل روایت هستند، همان‌گونه که این دادگاه به دنبال حقیقت قابل اثبات است این دو اگر چه یکسان نیست، اما هم مسیر است. اما مسیر رسیدگی به این پرونده به دلیل مواجهه با اتهامات بسیار سنگین، هم از نظر تاریخی و اجتماعی حساس است و هم بسیار پرخطر است.</p>
<p>وی افزود:دادگاه تلاش دارد با تکیه بر حقیقت، و با همراهی خبرنگاران دلسوز تصمیمی سریع، دقیق و منصفانه اتخاذ کند. به خاطر دارم زمانی که از خبرنگاری تا دبیری و سردبیری مسیر حرفه‌ای را طی کردم زاویه‌ای متفاوت از حقیقت در رسانه را تجربه کردم. خبرنگاری یعنی ایستادن در خط مقدم خبر؛ جایی که باید هم‌زمان دقیق بود، سریع عمل کرد و منصف ماند.</p>
<p>قاضی ادامه داد:دبیری و سردبیری یعنی تصمیم گرفتن میان آنچه می‌توان گفت و آنچه باید گفت آن هم زیر فشار زمان، رقابت، تماس‌های مکرر و گاه هجمه‌هایی که نه حرفه‌ای است و نه منصفانه. فضای رسانه فقط نوشتن و انتشار نیست با اتهام‌ها، سوءتفاهم‌ها، قضاوت‌های شتاب‌زده و فشار افکار عمومی همراه است. این را نه در کتاب، بلکه در عمل تجربه کرده‌ام.</p>
<p>وی خاطرنشان کرد:وقتی خبری منتشر می‌شود گاهی پیش از آنکه خوانده شود داوری می‌شود و پیش از آنکه اصلاح شود، اثر خود را می‌گذارد. از این رو حضور اصحاب رسانه در این دادگاه برای ما مغتنم و محترم است. می‌دانم با دغدغه حقیقت آمده‌اید؛ برای ثبت حقیقت و تاریخ پس از انقلاب.</p>
<p>قاضی با اشاره به اهمیت عدالت گفت:عدالت پنهان، حتی اگر دقیق باشد در ذهن جامعه کامل نیست و اگر عدالت صرفاً نمایشی باشد، از قانون فاصله می‌گیرد و خود به بی‌عدالتی تبدیل می‌شود. از این رو، تلاش دادگاه ایستادن در این نقطه تعادل است؛ میان حقیقت قابل روایت و حقیقت قابل اثبات.</p>
<p>وی افزود:با توجه به حساسیت این پرونده، از نقش خبرنگاران در این لحظه تاریخی قدردانی می‌کنم. مسئولیتی که بر دوش شماست نشانه اعتماد به راویان حقیقت است حقیقتی که اثر آن تا عمق تاریخ می‌رود و در شکل‌گیری حافظه جمعی ملت نقش دارد. از این بابت صمیمانه سپاسگزارم.</p>
<p>قاضی تصریح کرد: از این رو تأکید داریم که نقل کامل خبر برای مخاطبان بسیار ضروری است. از همه خبرنگاران و دغدغه‌مندان حقیقت که برای بیدار ماندن وجدان‌های بیدار تلاش می‌کنند، تشکر می‌کنم.</p>
<p>وی با اشاره به تقارن جلسه دادگاه با نهم دی گفت:امروز به‌دلیل تقارن این روز با نهم دی، روز بصیرت و میثاق امت با ولایت لازم می‌دانم یادآوری کنم که امروز تنها یک روز در تقویم نیست بلکه نقطه تبلور بصیرت ملت ایران و تجلی اراده عمومی در دفاع از حقیقت، استقلال و عدالت است. روزی که مردم این سرزمین، فارغ از گرایش‌ها و سلایق، به میدان آمدند تا اعلام کنند قانون خط قرمز ملت است و امنیت ملی بازیچه جریان‌های سازمان‌یافته و خائن نخواهد بود.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی ادامه داد: دادگاهی که امروز در آن سخن می‌گوییم دادگاه انتقام یا تسویه حساب سیاسی نیست؛ هرچند بخواهند القا کنند. این دادگاه، دادگاه رسیدگی به اتهاماتی است علیه جان انسان‌ها، زنان کودکان و مردان شریف و بی گناه این ملت با اتهاماتی علیه امنیت و اراده ملت. جریانی که امروز در مقابل قانون پاسخ بود جریانی است که دستش به ریختن خون هزاران شهروند بی گناه آلوده شده است.</p>
<p>وی با اشاره به حماسه نه دی، اظهار کرد: نهم دی به ما یادآوری می‌کند که بصیرت، مکمل عدالت است؛ آنگاه که ملت آگاه است. حافظه تاریخ با قلم خبرنگاران دغدغه‌مند تقویت می‌شود و اتهام با شعار تطهیر نمی‌شود و عدالت در معرض تحریف نیست. امروز نهم دی نه پایان راه که یادآور مسئولیت دائمی ما در پاسداری از حقیقت و عدالت است.</p>
<p>قاضی دادگاه بیان کرد: این دادگاه روایت تاریخ بعد از انقلاب و بخشی از آن حافظه تاریخی است؛ حافظه‌ای که اجازه نمی‌دهد اتهامات در قالب اتهامات تروریستی تطهیر شود هرچند نقاب‌های متعدد برای آن ساخته شود. متعهد به قانون و حقوق مردم و دغدغه‌مند در برابر حق‌ها و خون‌های به ناحق ریخته بزه‌دیدگان و قربانیان هستیم.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح وکیل شکات در ادامه در جایگاه حاضر شد و گفت: در ادامه تبیین جنایات تروریستی گروهک منافقین، نقش هر یک از افراد را در جلسه گذشته تشریح کردم. تمامی اعضای منافقین که سردستگان آنان در کیفرخواست حاضر هستند و ۱۰4 متهم این پرونده را تشکیل می‌دهند، همگی در مقاطعی از فعالیت خود در گروه تروریستی منافقین مسلح بوده‌اند. بنا بر اذعان اعضای جداشده از سازمان نیز صراحتاً تأکید شده که هیچ‌کس از اشرف بدون سلاح خارج نمی‌شد. این اقدامات مسلحانه کاملاً روشن و غیرقابل انکار است. اما برای تبیین اعتقادیِ موضوع باید گفت که در یک عملیات بزرگ تروریستی، خودشان اعلام کرده‌اند که حدود ۵۵ هزار نفر را کشته یا زخمی کرده‌اند.</p>
<p>وی ادامه داد: امروز قصد دارم ارکان مادی جرم ارتکابی این افراد را بررسی کنم؛ اقداماتی که انجام داده‌اند، در تمامی مکاتب و نظام‌های عدالت کیفری دنیا از جمله جرایمی است که اشدّ مجازات را در پی دارد و در سراسر جهان از جرایم غیرقابل پذیرش محسوب می‌شود. مستند فیلم‌هایی که در جلسات قبل پخش شد نشان می‌دهد که شخص متهم ردیف دوم، متهم ردیف سوم و برخی دیگر از متهمین در اتاق فرماندهی حضور داشته و عملیات را راهبری می‌کرده‌اند. فیلم‌هایی که نشان‌دهنده عملیات آنان بود، نیرو‌هایی را نمایش می‌داد که با ادوات نظامی سنگین وارد کشور شده بودند. همچنین تصاویری که از شهر اسلام‌آباد و بیمارستان اسلام‌آباد منتشر شد، همگی حکایت از وقوع این اقدامات دارد.</p>
<p>وی ادامه داد: شاهدان نیز در این جلسات حاضر شدند و نسبت به عملیات فروغ جاویدان و جنایاتی که منافقین مرتکب شدند، شهادت دادند. نشریات و اظهارات منتسب به شخصیت حقوقیِ سازمانِ متهم ردیف اول پرونده نیز صراحتاً و با افتخار از این کشتار نام برده و اعلام کرده‌اند که کشتیم و خوب کردیم که کشتیم، و اگر بار دیگر به مردم ایران دستمان برسد، باز هم می‌کشیم، جنایاتی که این افراد انجام داده‌اند بسیار گسترده است. اگر بخواهم فقط به جنایاتی اشاره کنم که در عملیات فروغ جاویدان مرتکب شدند، قتل‌های گسترده‌ای رخ داده که خودشان اعلام کرده‌اند بیش از ۵۵ هزار نفر را کشتیم یا زخمی کردیم. تخریب گسترده شهرها؛ بنا به اذعان خودشان بیش از ۱۵۰ کیلومتر وارد خاک کشور شده‌اند و به هر شهر و روستایی که در مسیرشان بوده تخریب و غارت کرده‌اند.</p>
<p>قاضی ادامه داد: یک زمان شخصی در هیجان، مرتکب قتل با سلاح می‌شود، اما اینجا موضوع متفاوت است، مجروح را از بیمارستان خارج می‌کنند و در حیاط بیمارستان به آتش می‌کشند؛ این‌ها نوزاد تازه‌ متولد شده را در آغوش مادر در بخش زایمان بیمارستان به رگبار می‌بندند؛ آدم‌ربایی گسترده انجام داده‌اند و خودشان با افتخار اعلام کرده‌اند که تعداد زیادی اسیر از مردم ایران گرفتیم. آتش زدن بیمارستان‌ها، تیرباران مجروحین، سوزاندن اجساد، آویزان کردن اجساد از تیر چراغ‌برق در خیابان‌های شهر به‌منظور ایجاد ارعاب گسترده، آتش‌زدن خانه‌ها و غارت وسیع اموال مردم تمامی این مصادیق به‌صورت سازمان‌یافته و منسجم توسط یک گروه منظم و هماهنگ رخ داده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح وکیل شکات پرونده، اظهار کرد: پیش از آغاز عملیات، جلسه‌ای با حضور همه اعضا به ریاست مسعود رجوی برگزار شده که در آن اهداف حمله، نقاط مورد نظر، نوع ادوات نظامی و شیوه اجرای عملیات به‌طور دقیق تعیین شده است. این عملیات از پیش طراحی شده بود و پس از طرح‌ریزی، تقسیم کار صورت گرفت و حتی فرماندهان محور‌ها و یگان‌ها مشخص شدند.</p>
<p>وی ادامه داد: قریب به اتفاق متهمان این پرونده شخصاً در عملیات حضور داشتند، مسلح بودند و اقدام نظامی انجام دادند. در فیلم‌های ارائه‌شده، حضور متهم ردیف دوم، متهم ردیف سوم و برخی دیگر از متهمان در اتاق فرماندهی کاملاً مشهود است؛ به‌گونه‌ای که مسیر حرکت نیرو‌ها و نحوه پیشروی آنها را نیز هدایت می‌کنند.</p>
<p>وی شرکت‌کنندگان در عملیات را به سه دسته تقسیم کرد: فرماندهان اصلی و سردسته‌ها که نقش آمریت، هدایت و راهبری داشتند، فرماندهان میانی مانند فرماندهان محور، گردان و تیپ و اعضای مسلح عادی که مباشرت مستقیم در جنایت داشتند.</p>
<p>وکیل شکات پرونده تأکید کرد: در جرایم سازمان‌یافته، مسئولیت کیفری سردسته‌ها و فرماندهان از مباشرین جرم در قوانین کیفری داخلی و بین‌المللی در جرایم سازمان‌یافته سنگین‌تر است؛ چرا که تأمین تجهیزات، دریافت تسلیحات، آموزش نیروها، طرح‌ریزی عملیات و هدایت میدانی همگی توسط سردسته‌ها انجام شده است. رجوی سه روز برای دریافت تسلیحات به صدام التماس کرد و بدیهی است که افراد و اعضای عادی نمی‌توانستند این دیدار را با صدام داشته باشند و این کارهار را انجام دهند. اگر پیگیری‌ها برای دریافت پول و سلاح از رژیم بعث عراق صورت نمی‌گرفت، اعضای عادی امکان انجام چنین حمله‌ای را نداشتند.</p>
<p>وی یادآور شد: مستندات و فیلم‌های عملیات نشان می‌دهد که صدور فرمان آتش مستقیماً توسط مسعود و مریم رجوی انجام می‌شده و تا زمانی که این فرمان صادر نمی‌شد، نیرو‌های میدانی اقدامی نمی‌کردند؛ همان‌گونه که در سطوح پایین‌تر نیز بدون دستور فرماندهان میانی، نیرو‌ها وارد عمل نمی‌شدند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح همچنین با استناد به ارکان مادی و معنوی جرایم محاربه و افساد فی‌الارض و همچنین ماده ۱۳۰ قانون مجازات اسلامی تصریح کرد: چنانچه عنوان مجرمانه اعضای یک گروه محاربه یا افساد فی‌الارض باشد، این عنوان برای سردسته گروه نیز محقق است، حتی اگر شخصاً سلاح به دست نگرفته و مستقیماً در عملیات شرکت نکرده باشد.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح گفت: زمانی که عنوان محارب یا مفسد فی الارض بر سر دسته گروه مجرمان صدق کند، حسب مورد به عنوان محارب و مفسد فی الارض محکوم می‌شود. می‌خواهم آنچه در عملیات فروغ جاویدان اتفاق افتاده را جزئی‌تر خدمت تان بیان کنم. علی القاعده به نسبت سردسته‌هایی که در اتاق فرماندهی بودند، چنین چیزی رخ داده است.</p>
<p>وی ادامه داد: ممکن است بگوییم خود این افراد اسلحه نکشیدند و در میدان کسی را به قتل نرساندند، اما جرایم توسط اعضای گروه محقق شده است. ارتکاب جرائم در راستای اهداف گروه بوده است. اهداف نامشروعی که مسعود رجوی قبل از همین عملیات برای اعضا جمع آوری می‌کند را طرح ریزی کرده و افراد را برای این موضوع دعوت می‌کند و همه اعضا نیز نسبت به این موضوع علم دارند و اینطور نبود که وحدت قصد نبوده باشد و اعضا نیز چنین جنایاتی را انجام می‌دهند.</p>
<p>حجت الاسلاموالمسلمین مداح عنوان کرد: پس جرایم توسط اعضا محقق شده و ارتکاب جرم در راستای اهداف گروه است، ممکن است هر یک از اعضای گروه جرم مجزایی را انجام دهد، از اعضای جهاد سازندگی را به قتل رسانده و در بالای تیر چراغ برق آویزان کند و شخص دیگری از اعضای این گروه مجرمانه اجساد را بسوزاند و شخص دیگری به بیمارستان حمله کند و گردان و گروهان و یک بیمارستان را آتش بزنند و ممکن است هر کدام از این اعضا جرم‌های مختلفی را انجام دهند.</p>
<p>وی ادامه داد: سردسته وقتی شریک جرم نداشته باشد، بدین معنا که در عملیات مادی و عملیات اجرایی جرم همراه سایرین اعضا مباشرتی هم نداشته باشد، طبق دکترین حقوقی هر سه قولی که نسبت به ماده ۱۳۰ و نسبت به عنوان سردگی است چه آنهایی که سردستگی به عنوان مستقل مجرمانه می‌دانند و چه آنهایی که نمی‌دانند اینجا قائل به این موضوع شدند که سردسته مرتکب جرم سردستگی در همه جرایم به نحو تعدد معنوی است که اینجا اشد مجازات هم اجرا خواهد شد. چیزی که اتفاق می‌افتد به عنوان بزه محاربه، افساد فی الارض و بغی قطعاً نسبت به این اعضایی که این جنایات را مرتکب شدند قابل انتصاب است و به طریق اولی از جهت سردستگی و معاونت در جنایات گسترده، این فرماندهان و این آمرین که در اتاق فرماندهی بودند ولو سلاح نکشیدند ولو خودشان مباشرت در جنایت نداشتن، مسئول هستند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: از جانب موکلین خود سوال دارم، اولاً حالا که بعد از ۴۰ سال دستگاه قضایی به این نتیجه رسید دادگاه را برگزار کند، که از این بابت ما متشکریم که بالاخره دادگاه برگزار شده است، اما موکلین‌ام از دستگاه دیپلماسی و وزارت امور خارجه انتظار پیگیری این موارد را از مجامع بین‎المللی دارند. تناقض‎گویی کشور‌های اروپایی پر واضح است؛ و این دوگانه عمل کردن آنها در مواجهه با مردم ایران. این جنایات در هر جای دنیا اتفاق می‌افتاد طبق قوانین بین‎المللی مصداق بارز جنایت جنگی و نسل‎کشی است و مصداق بارز جنایت علیه بشریت است.</p>
<p>وی اظهار کرد: به عنوان مثال عرض می‌کنم در قوانین بین‌المللی، مسئولیت فرمانده، اصلی است که پذیرفته شده است. اتفاقاً در قوانین بین‌المللی مسئولیت فرمانده را بیشتر از مسئولیت سرباز می‌دانند. مستند آن ماده ۲۸ اساسنامه رم (آی سی سی) دیوان بین‎المللی کیفری صراحتا در ماده ۲۸ لحاظ شده که فرمانده در دو صورت مسئول شناخته می‌شود یکی اینکه علم داشته باشد یا فرض علم داشتن برای او وجود داشته باشد یعنی یا آگاه بوده یا باید آگاه می‌بوده از اینکه زیر دستانش و سربازانش چنین جنایتی را انجام می‌دهند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح در ادامه جلسه دادگاه با تشریح مسئولیت فرماندهان در حقوق بین‌الملل کیفری اظهار کرد: حالت دوم مسئولیت، قصور در اقدام است. قصور در اقدام یعنی چه؟، یعنی فرمانده آگاهی داشته که سربازان یا نیرو‌های تحت امر او در حال ارتکاب جنایت هستند، اما اقدام عاقلانه و مؤثری انجام نداده است؛ نه برای بازداشتن نیرو‌های خود از ارتکاب جنایت، نه برای نهی آنان، و نه حتی برای مجازات مرتکبان. سؤال این است که آیا چنین اقدامی صورت گرفته است؟ خیر.</p>
<p>وی افزود: در نظام حقوق بین‌الملل کیفری، دو نوع مسئولیت برای سردسته و فرمانده تعریف شده است؛ نخست، مسئولیت مبتنی بر فرمان مستقیم؛ یعنی فرمانده شخصاً دستور ارتکاب جنایت را صادر کرده باشد که در این صورت، مسئولیت او قطعی است. دوم مسئولیت مبتنی بر کنترل؛ یعنی فرمانده نوعاً می‌داند اگر چنین دستور آتش بدهد جنایت رخ می‌دهد، یا می‌داند نیرو‌های تحت امر آن در حال ارتکاب جنایت هستند، اما هیچ اقدامی برای توقف یا مجازات آنها انجام نمی‌دهد.</p>
<p>قاضی گفت: در عملیات‌ها و اقدامات تروریستی، اساساً بدون دستور عامل و فرمانده، عمل واقع نمی‌شود. زنجیره جرم در این نوع اقدامات، نقش اصلی را برای عامل و فرمانده تعریف می‌کند.</p>
<p>وی با طرح پرسشی صریح ادامه داد: من واقعاً سؤال دارم صدام مرتکب جنایت شد و دادگاه‌های بین‌المللی او را محاکمه کردند. داعش مرتکب جنایت شد و دادگاه‌های بین‌المللی فرماندهان آن را مجازات کردند. طبق مواد ۶، ۷ و ۸ اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی، صدام به‌خاطر حمله گسترده علیه جمعیت غیرنظامی، کشتار سیستماتیک غیرنظامیان و شکنجه‌ها و قتل‌های گسترده مجازات شد. حال سؤال من این است مسعود رجوی چرا مجازات نشد؟ چرا دستگاه دیپلماسی ما این موضوع را پیگیری نکرد؟ مسعود رجوی دست راست صدام بود.</p>
<p>وی افزود: فرماندهان صدام مجازات شدند، فرماندهان داعش مجازات شدند، اما مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو که فرماندهی این کشتار‌ها را برعهده داشتند نه‌تنها مجازات نشدند، بلکه مصون ماندند.</p>
<p>وکیل شکات گفت: من روزنامه‌ها و اسناد همان سال‌ها را در اختیار دارم و در رسانه منتسب به شخصیت حقوقی، سازمان منافقین این‌ها را منتشر کرده است. در نشریه شماره ۱۴۴ اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مسلمان خارج از کشور، از صفحه ۶۷ تا ۷۰ بعد از عملیات تروریستی فروغ جاویدان، شخصیت حقوقی سازمان منافقین صراحتاً اعلام می‌کند ما ۵۵ هزار ایرانی را کشته و زخمی کردیم، بیش از ۱۵۰ کیلومتر در خاک ایران پیشروی کردیم و اسلام‌آباد غرب را به تصرف خود درآوردیم.</p>
<p>وی ادامه داد: نکته دردناک‌تر این است که رسانه‌های دشمن از جمله رسانه‌های آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان این اقدامات را به‌عنوان پیروزی اپوزیسیون و پیروزی مجاهدین خلق معرفی کردند. برای مثال خبر «جنبش مخالفین ایرانی؛ مجاهدین خلق پیروز شدند» را یکی از خبرگزاری‌های فرانسه در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۶۷ منتشر کرد و در جای دیگر عملیات فروغ جاویدان را با تیتر «پیشروی ارتش آزادی‌بخش ملی تا عمق ۱۵۰ کیلومتری خاک ایران» و کشته و زخمی شدن ۵۵ هزار نفر منعکس کرد.</p>
<p>وی گفت: رسانه‌های کشور‌هایی که ادعا می‌کنند حقوق بین‌الملل را پذیرفته‌اند و می‌گویند ۱۵ کنوانسیون ضدتروریسم را قبول دارند، در عین حال با افتخار از این کشتار مردم ایران نام می‌برند.</p>
<p>وی گفت: دسته دوم متهمان، فرماندهان میدانی هستند؛ فرماندهانی که در سطح محور، گردان یا اردوگاه‌های خاص مسئولیت داشته‌اند و نسبت به آنان و اقداماتی که زیردستانشان انجام داده‌اند، عنوان محاربه و افسادفی‌الارض قابل انتساب است؛ از این جهت که اولاً این افراد نسبت به اقدامات زیردستان خود کاملاً اطلاع داشته‌اند، ثانیاً هیچ‌گونه منع و ممانعتی انجام نداده و حتی دستور مستقیم عملیات‌ها را صادر کرده‌اند و مباشر نیز بوده‌اند، و ثالثاً با لباس نظامی و ادوات نظامی و به‌صورت مسلحانه وارد کشور شده و دست به جنایت زده‌اند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: بخشی از این متهمان را در جلسه گذشته نام بردم؛ از جمله مهدی براعی، متهم ردیف ۷ و مسئول محور کرند اسلام‌آباد، محمود عطایی، متهم ردیف ۲۶ و مسئول محور تهران، مهدی ابریشم‌چی معاون وی متهم ردیف ۴، صادق دربندی متهم ردیف ۸۰ و مسئول اردوگاه اسرا و مسئول هوانیروز، حسن نظام‌الملکی متهم ۱۰۴ و مسئول ترابری و پشتیبانی ادوات نظامی که در صورت بروز نقص فنی، تجهیزات و خودرو‌ها را تعمیر و تعویض کرده و در اختیار نیرو‌های تروریستی قرار می‌داده است؛ همچنین محمود قجر متهم ردیف ۳۶، مسئول دفتر ستاد نظامی، سهیلا صادق متهم ردیف ۸۵، سید مجید سیدالمحدثین متهم ردیف ۱۴ و مسئول بخش سیاسی سازمان. سایر اعضای گروهک تروریستی منافقین نیز غالباً فرمانده دسته، فرمانده گروهان یا فرمانده تیپ بوده‌اند و همگی جزء متهمان پرونده هستند؛ از جمله زهره اخیانی متهم ردیف پنجم، فهیمه اروانی متهم ردیف ۶، مژگان پارسایی متهم ردیف ۸، محمدعلی توحیدی متهم ردیف ۱۰، علی خدایی‌صفت متهم ردیف ۱۱، مهدی خدایی‌صفت متهم ردیف ۱۲، عباسعلی داوری متهم ردیف ۱۳، صدیقه حسینی متهم ردیف ۱۵، محمد طریقت منفرد متهم ردیف ۱۶، مهوش سپهری متهم ردیف ۱۷، قدسی خرازیان متهم ردیف ۱۸، مهناز سلیمی متهم ردیف ۱۹، محسن سیاه‎کلا متهم ردیف ۲۰، بهشته شادرو متهم ردیف ۲۲، ابوالقاسم رضایی متهم ردیف ۲۴، حمیرا حجتی متهم ردیف ۲۵، مرتضی اسماعیلیان متهم ردیف ۲۹، زهرا بخشایی متهم ردیف ۳۱، نیکو خائفی متهم ردیف ۳۳، عذرا علوی متهم ردیف ۳۴. این افراد در عملیات فروغ جاویدان فرمانده تیپ بوده‌اند و می‌توان گفت مباشر جنایاتی بوده‌اند که علیه مردم ایران روا داشته شده است.</p>
<p>وی گفت: ممکن است این ادعا مطرح شود که این افراد غیر از سردستگان اصلی یعنی مسعود رجوی متهم ردیف اول و مریم متهم ردیف سوم، چون به «امرِ آمر» اقدام کرده‌اند، مسئولیت کیفری ندارند یا مسئولیت آنان رفع می‌شود. اما این ادعا به هیچ‌وجه از علل رافع مسئولیت کیفری محسوب نمی‌شود؛ زیرا اولاً امر آمر باید قانونی بوده و به هدف مشروع و قانونی تعلق گیرد و ثانیاً اگر امر در حدی کمتر از اکراه باشد، اساساً شرایط قانونی لازم را ندارد. هیچ‌یک از اعضای سازمان منافقین متهمین پرونده نیز نمی‌توانند ادعا کنند که دچار شبهه بوده‌اند یا به سبب جهل، به امر غیرقانونی اقدام کرده‌اند و بخواهند تحت عنوان امر آمر از مسئولیت کیفری رهایی یابند.</p>
<p>در ادامه جلسه وکیل شکات پرونده، با اشاره به نشست جمع‌بندی مقدماتی این عملیات، ابعاد تازه‌ای از اهداف و ماهیت اقدامات صورت‌گرفته را تشریح کرد.</p>
<p>به گفته وی، این نشست با حضور مسعود رجوی، مریم قجر و شمار زیادی از نیرو‌های موسوم به «ارتش آزادی‌بخش» برگزار شده و در آن، اهداف عملیاتی به‌صراحت اعلام شده است.</p>
<p>وی افزود: در این جلسه، مسعود رجوی به‌طور روشن هدف نهایی عملیات را تصرف تهران عنوان می‌کند و مسیر عبور از شهر‌های مختلف را توضیح می‌دهد. همچنین تصریح می‌شود که در صورت هرگونه مخالفت، نیرو‌ها، مأمور به کشتار و عبور بدون ملاحظه از روی مردم هستند.</p>
<p>وی ادامه داد: دستوراتی از قبیل حمله به مراکز درمانی، آتش زدن بیمارستان‌ها، سوزاندن اجساد و ارتکاب جنایات جنگی در این نشست مطرح شده که از منظر حقوقی و انسانی، به‌هیچ‌وجه قابل پذیرش نیست. با توجه به صراحت این دستورات، هیچ‌یک از اعضا نمی‌توانند مدعی عدم اطلاع یا وجود شبهه در خصوص اهداف عملیات باشند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح با اشاره به قواعد حقوق کیفری داخلی، گفت: مطابق ماده ۳۷۵ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲، اکراه در امر به قتل پذیرفته نیست. اگر شخصی تحت دستور اقدام به قتل کند، مباشر طبق قانون مستوجب قصاص است و فرد نیز با مجازات حبس ابد مواجه می‌شود. بنابراین، به‌ویژه متهمانی که در رده‌های فرماندهی قرار داشتند، نمی‌توانند ادعا کنند که قصد کشتار جمعی و کشته و زخمی شدن ۵۵ هزار را نداشته‌اند یا از نتایج عملیات بی‌اطلاع بوده‌اند.</p>
<p>وی با استناد به بند (ب) و (ت) ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی توضیح داد: در مواردی که عمل نوعاً کشنده است، حتی بدون قصد مستقیم، مسئولیت کیفری محقق می‌شود. استفاده از ادوات جنگی نظیر موشک، خمپاره، تانک و تسلیحات سنگین علیه مردم، و حمله به افراد غیرنظامی و ناتوان، از مصادیق بارز اعمال نوعاً کشنده است. حمله به بیمارستان‌ها و افراد فاقد توان دفاع مثل زنانی که وضع حمل کردند یا افراد کهنسالی که در بیمارستان بستری هستند، نشان‌دهنده آگاهی و علم مرتکبان نسبت به نتایج اعمال ارتکابی است. این موضوع کاملا مشهود است و کسی نمی‌تواند منکر آن شود.</p>
<p>وی در ادامه به ادعای برخی متهمان مبنی بر سیاسی بودن هدف عملیات اشاره کرد و گفت: حتی اگر ادعا شود که هدف، مقابله با نظام سیاسی بوده و نه مردم، این دفاع از نظر حقوقی قابل قبول نیست.</p>
<p>وکیل شکات پرونده با استناد به حقوق بین‌الملل تصریح کرد: اصل تقدم، ماهیت عمل بر انگیزه حاکم است. جنایاتی مانند قتل عام، شکنجه، آدم‌ربایی، حمله به بیمارستان‌ها، مدارس و افراد ناتوان و بی‌دفاع، در تمامی نظام‌های حقوقی دنیا از جمله بدترین رفتار‌های غیرانسانی و شدیدترین جرایم محسوب می‌شوند. در هر مکتب حقوقی و نظام کیفری در جهان این افراد مشمول اشد مجازات می‌شوند.</p>
<p>به گفته وی، رویه قضایی دادگاه‌های بین‌المللی از جمله دیوان کیفری بین‌المللی (ICC)، دادگاه بین‌المللی کیفری رواندا (ICTR) و دادگاه یوگسلاوی (ICTY) نیز نشان می‌دهد که صرف ادعای سیاسی بودن هدف، هرگز به‌عنوان دفاع پذیرفته نمی‌شود یعنی انگیزه سیاسی نمی‌تواند مجوز ارتکاب جنایت علیه غیرنظامیان باشد.</p>
<p>حجت ‎الاسلام والمسلمین مداح گفت: ما می‌توانیم مقابله سیاسی کنیم و جرم سیاسی انجام دهیم، اما بنا نیست کشتار جمعی انجام دهیم و به بیمارستان حمله کنیم و قرار نیست قتل فجیع انجام دهیم. هم در این خصوص و هم امر عامل قانونی در ماده ۳۳ اساسنامه دیوان بین‎المللی کیفری صراحتا باز دوباره اذعان می‌کند که اگر اعضا جرمی انجام دادند و ادعا کردند که این جنایت بنا به امر فرمانده ما بوده، این رفع مسئولیت از اعضا نمی‌کند، زیرا این جنایات به قدری واضح و به قدری مشهود است که هر عقل مسلمی می‌داند که این جنایت است و نباید این را مرتکب شود.</p>
<p>وی ادامه داد: فلذا از محضر دادگاه می‌خواهم که از جانب موکلین خودم بزه افسادفی‎الارض و محاربه را نسبت به تمامی سردستگان و اعضای گروهک تروریستی منافقین که متهمین پرونده هستند، منتسب بداند و همچنین تقاضا دارم که از مراجع دیپلماسی همین موضوع پیگیری شود تا در محاکم بین ‎المللی هم جنایات اینها مطرح شود و ان‎شاءالله عدالت برای مردم ایران ارمغانی داشته باشد که آن ارمغان چیزی جز مجازات این مفسدین و این قاتلین مردم ایران نیست.</p>
<p>حجت‎الاسلام والمسلمین مداح گفت: اگر اجازه بفرمایید شهودی در جلسه حاضر هستند جهت ایراد شهادت خودشان نسبت به عملیات فروغ جاویدان و نسبت به جنایاتی که گروه تروریستی منافقین انجام دادند از آنها برای ادای شهادت دعوت کنم، حامد صراف‎پور جهت ایراد شهادت در جایگاه حاضر شوند.</p>
<p>قاضی گفت: حسب لایحه‌ای که تقدیم دادگاه کردید، اینطور مطرح داشتید که برخی شهود بخاطر بعضی قواعد حفاظت از شهود، تصاویرشان نباید پخش شود. این شاهد نیز همین درخواست را داشتند؟</p>
<p>حجت‎الاسلام والمسلمین مداح: بله.</p>
<p>قاضی گفت: دوربین‌ها نسبت به عدم انتشار عکس شاهد کاملا مراقبت داشته باشند. به لحاظ رعایت قانون حفاظت از شهود هیچ تصویری از ایشان را منتشر نکنند.</p>
<p>حامد صراف‌پور به عنوان شاهد در جایگاه حاضر شد و پس از ادای سوگند، با اشاره به انگیزه حضور خود در دادگاه اظهار کرد: من هیچ آشنایی تخصصی با اصطلاحات حقوقی ندارم و فقط آمده‌ام آنچه را که خودم در سازمان مجاهدین دیده‌ام و اتفاقاتی که در آنجا رخ داده، همچنین دلایل جدایی خودم از سازمان را بیان کنم. فکر می‌کنم بخش مهمی از این مطالب به این موضوع مربوط می‌شود که سازمان چگونه افراد را جذب می‌کرد، چه اتفاقاتی در درون آن می‌افتاد و چگونه افرادی را که معترض بودند یا قصد جدایی داشتند سرکوب می‌کرد.</p>
<p>وی ادامه داد: سازمان مجاهدین فقط در بیرون از خود با عملیات‌های تروریستی و جنگ‌هایی که ایجاد می‌کرد شناخته نمی‌شود بلکه در درون خود نیز رفتار‌های بسیار خشنی داشت. مسعود رجوی نیرو‌هایی را که خواهان جدایی یا اعتراض بودند به‌شدت سرکوب می‌کرد از انواع شکنجه‌های روحی و جسمی گرفته تا زندان‌های مخفی. هدف از این اقدامات این بود که افراد را وادار کند در جنگ‌ها و اقداماتی که خودش می‌خواست شرکت کنند یعنی در جنایاتی که مدنظر رهبری سازمان بود.</p>
<p>این شاهد افزود: هر کسی که خواهان جدایی بود یا با عملیات‌ها و جنگ مسلحانه مخالفت می‌کرد به‌شدت سرکوب می‌شد. همین سرکوب‌ها باعث می‌شد بسیاری از افراد، چه کوچک و چه بزرگ، از اعتراض یا جدا شدن منصرف شوند. این موارد را خودم از نزدیک دیده‌ام ما عملاً مجبور بودیم در این فضا بمانیم.</p>
<p>صراف‌پور گفت: نکته بعدی این است که سازمان مجاهدین مثل یک حکومت یا یک دولت با اندیشه‌ها و جریان‌های مختلف نیست. سازمان یک پیکره بسته است تمام افراد پیرامون رهبری سازمان، یعنی رهبری مجاهدین نقش دارند و همه در انجام هر حرکت، چه پشتیبانی، چه ستاد تبلیغات و چه اقدامات دیگر تابع همان ساختار هستند.</p>
<p>وی ادامه داد: من به مدت ۲۵ سال از ۱۴ تا ۳۸ سالگی وارد سازمان شدم و تماما تحت آموزه‌های تشکیلاتی و ایدئولوژیک قرار گرفتم. یکی از نمونه‌های بارز این آموزه‌ها، کشاندن کودکان و نوجوانان به خشونت بود. خود من از دوران کلاس دوم راهنمایی با این فضا آشنا شدم.</p>
<p>حامد صراف‎پور، شاهد، بیان کرد: از سال ۱۳۵۸ که کلاس سوم بودم، متوجه شدم که بهترین دوستانم در کلاس قرآن نیز شرکت می‌کردیم، چراکه سازمان مجاهدین روی افراد مذهبی دست می‌گذاشت. به اتفاق برادران دانشجوی خودم وارد تشکیلات دانشجویی شدم. البته دانش‎آموز بودم این کار را کردم که به سازمان وصل شوم. در فعالیت‌های اجتماعی شرکت داشته باشم. اولین فعالیتم هم فروش نشریه بود تا اینکه گسترش یافت.</p>
<p>وی گفت: از اول دبیرستان به صورت سازمان یافته من را وارد تشکیلات و عضو تیم کردند و از آن لحظه به بعد در فعالیت‌های مختلف مانند دیوارنویسی، شعارنویسی، بخش و فروش نشریه و همچنین جمع‎آوری کمک مالی برای سازمان شرکت کردم.</p>
<p>حامد صراف‎پور، شاهد گفت: یکی از موضوعاتی که باید به آن توجه داشته باشیم اینکه سازمان چطور ما را با سازمان دچار تضاد ماهوی کرد. سازمان به ما اینگونه القا می‌کرد که آیت الله بهشتی با مامور سازمان سیا ارتباط مخفیانه داشته و قصد دارد ایران را دوباره به دامان آمریکا بیندازد. بدین ترتیب ما را جذب می‌کردند چرا که روحیه انقلابی و آمریکاستیز داشتیم. ابتدا مسئولان حزب جمهوری اسلامی که دبیر آن آیت ‎الله بهشتی بود و آیت الله خامنه‌ای نیز در آن عضو بود. ابتدا ما را با آنها دشمن کردند و در آن برهه ما را علیه امام خمینی (ره) نمی‌شوراندند، چراکه می‌دانستند به ایشان علاقه داشتیم.</p>
<p>وی گفت: من پس از دوران کودکی جذب تشکیلات شده بودم، اگر چه مختار بودم، اما فاقد آگاهی کافی، سازمان در آن زمان دارای محبوبیت اجتماعی و مبارزاتی با شاه بود و شعار مبارزه با امپریالیسم، استقرار آزادی و عدالت اجتماعی سر می‌داد، شعار‌هایی که دقیقا با اهداف انقلاب اسلامی همسویی و همخوانی داشت و در ظاهر ضد انقلاب محسوب نمی‌شدیم و افراد رده بالای تشکیلات اینطور تجلی می‌کردند که افرادی مومن و انقلابی و معتقد به راه امام حسین (ع) و مولای متقیان بودند.</p>
<p>این شاهد گفت: یک قلم شعار پیش به سوی جامعه توحیدی که بر پرچم میلیشیا نقش بسته بود و جامعه ایده‎آل امام زمانی را تداعی می‌کرد که بیشترین انگیزه و شوق مبارزاتی را می‌داد.</p>
<p>وی گفت: این میلیشیا از اول تاسیس شد، قرار بود در مبارزه با امپریالیسم باشد. یعنی درست همان زمانی که امام، فرمان تشکیل بسیج مستضعفین را داد، مسعود رجوی فرمان تشکیل میلیشیا را داد؛ به اسم اینکه می‌خواهد با امپریالیسم مبارزه کند. اما این میلیشیا را از سمت مبارزه با امپریالیسم به سمت مبارزه با جمهوری منحرف کرد.</p>
<p>حامد صراف‎پور، شاهد گفت: در آن زمان به ما می‌گفتند سازمان مجاهدین، اولی‎الامر شماست. به هر حال از نوروز ۱۳۶۰ ما را وارد فاز دیگری کردند. فازی که عملا درگیری میلیشیا بود؛ از یک سو و بسیج و حزب جمهوری را از سوی دیگر، شعله ‎ور می‌کردند. مسئول سازمان در آن زمان گفت، سپاه در استان‌های شمالی فشار روی سازمان را افزایش داده و چند نفر هم شهید شدند به همین خاطر ما هم باید کار‌هایی انجام دهیم تا از فشار روی شما کاسته شود و بخشی از تمرکز سپاه به سمت جنوب بیاید و باید آماده درگیری و شهادت هم باشیم.</p>
<p>حامد صرافپور در ادامه شهادت خود درباره نقش سازمان در اقدامات مسلحانه و تجربه شخصی‌اش، گفت: یک مجموعه کار‌ها را در مدارس آغاز کردیم. در ابتدا این مسیر از نوشتن شعار، فروش نشریه و فعالیت در کلاس‌های درس شروع شد و کم‌کم به خیابان‌ها کشیده شد. این اقدامات باعث ایجاد تنش‌های زیادی در مدارس و شهر طی چند روز شد به‌طوری که منجر به تعطیل شدن مدارس، آشوب‌های خیابانی، بسته شدن مغازه ها، زخمی شدن تعدادی از هموطنان شد. در آن زمان ۱۲ تا ۱۶ سال سن داشتیم و در این درگیری‌ها شرکت می‌کردیم.</p>
<p>وی ادامه داد: این تنش‌ها تا خرداد ادامه داشت و سپس از ۳۰ خرداد وارد فاز نظامی شدیم؛ یعنی سازمان بدون اینکه ملیشیا که ما بودیم، در جریان باشیم، فرمان تظاهرات مسلحانه صادر کرد. این بزرگ‌ترین تظاهرات تهران بود که بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر در آن شرکت داشتند. بسیاری از اعضای مجاهدین، بدون اینکه بدانند، وارد عملیات کشت‌وکشتار شدند و ناخواسته وارد جنگ مسلحانه شدیم و بسیاری کشته شدند.</p>
<p>این شاهد افزود: پس از آن جمعیت پراکنده شد، عده‌ای کشته شدند و برخی که اهل شهر‌های دیگر بودند، از تهران خارج شدند و ارتباط‌ها قطع شد. از همان مقطع به‌مدت حدود پنج سال، اتفاقاتی رخ داد که منجر شد به پاکستان منتقل شوم و قصد رفتن به آمریکا برای تحصیل را داشتم، اما در پاکستان اتفاقاتی رخ داد که مجدد به سازمان متصل شدم. در آن زمان یکی از اعضا سازمان مجاهدین در اداره پناهندگی به من گفت که برادرت در سال ۶۰ کشته شده است در حالی که او هیچ عضو هیچ گروه سیاسی نبود. همین موضوع، وجدان مرا به‌شدت درگیر کرد و باعث شد در چارچوب سازمان باقی ماندم و در تمام فعالیت‌های آن شرکت کنم.</p>
<p>صراف‌پور گفت: در تمام مجموعه عملیاتی آن زمان مخصوصا آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان شرکت داشتم. عملیات آفتاب در منطقه فکه بود و محمد حیاتی، فرمانده قرارگاه حنیف بود و نفرات دیگر پرویز کریمیان فرمانده یکی از گردان‌ها بود و علی خدایی‌صفت نیز فرمانده گردان ما بود.</p>
<p>حامد صرافپور، شاهد عینی گفت: این اسامی فرماندهی عملیات آفتاب را برعهده داشتند که در این عملیات وارد عمق فکه شدیم، تعدادی شهید شدند و تعدادی را هم اسیر کریدم. در عملیات چلچراغ نیز فرماندهی تیپ ما به عهده فاطمه رمضانی بود. فرمانده تیپ کناری ما نیز دقیقا به یاد ندارم با چه کسی بود، اما مسعود رجوی و مریم رجوی فرمانده اصلی همه عملیات‌ها بودند و فرمان آتش صادر می‌کردند.</p>
<p>وی افزود: تیپ دیگری با فاطمه طهوری بود که ماموریت آن تسخیر مهران بود. مهران شهر مسکونی نبود و شهر جنگی بود ولی من در ارتفاعات جنوبی بودم و در درگیری با نیرو‌های نظامی زخمی شدم. فرمانده یگان ما یوسف پورنبی بود که کشته شد. کریم گرگان نیز از فرماندهان دیگر ما بود که به شدت زخمی شد.</p>
<p>این شاهد عینی ادامه داد: در عملیات فروغ جاودان من فرماندهی کاسکاول، بودم، اما هیچ آموزشی ندیده بودم. فرمانده تیپ ما (تیپ ۹۱۰) فاطمه رمضانی و فرمانده محور محمود عطایی و هدف ما فتح تهران بود. معاون تیپ ناهید صحرا؟ بود که در همان عملیات کشته شد. وحید اسدی تاغی نیز که هیچ آموزشی ندیده بود و از خارج آمده بود نیز دارای مسئولیت بود. او پس از انقلاب ایدئولوژیک از سازمان خارج شد و در خارج از کشور ساکن است.</p>
<p>وی بیان کرد: در تیپ ما، چون فاطمه رمضانی قبلا مسئول کار‌های سیاسی بود و در آمریکا ساکن بود، بسیاری از نیرو‌های خارجی و غیر ایرانی در تیپ ما مستقر شدند. هیچکدام از آنها آموزش ندیده بودند و با یک آموزش تیراندازی در عملیات‌ها به کار گرفته می‌شدند. تعداد زیادی از سرباز‌هایی که در عملیات‌های قبلی اسیر شده بودند نیز در عملیات آفتاب و چلچراغ به کار گرفته شدند. یک سرباز ایرانی داشتیم که به او گفته بودند که پس از عملیات آزاد می‌شوی، این شخص را هم بدون آموزش سوار تانک کرده بودند و راننده تانک بود.</p>
<p>حامد صرافپور گفت: محمد عطایی را دیدم که در آنجا فرماندهی محور را به عهده داشت. در سازمان مجاهدین گفته می‌شد مجاهد خلق بدون سلاح معنا ندارد و سلاح ناموس آنها است؛ بنابراین همه چیز بر مبنای مبارزه مسلحانه تعریف می‌شد.</p>
<p>وی گفت: از شرایط عضویت در سازمان مجاهدین، اعتقاد به مبارزه مسلحانه، پذیرش مرام‌نامه و اساسنامه ادعایی آنها و اعلام پایبندی آگاهانه به استراتژی ارتش آزادی‌بخش بود. تشکیلات‌پذیری، اطاعت مطلق سازمانی، تبعیت نظامی، ضدیت با هرگونه مخالفت، و حتی شهادت‌پذیری و حرفه‌ای‌گری جزو الزامات به شمار می‌رفت. به‌عبارت دیگر، فرد باید هرچه به او دستور می‌دادند، بی‌چون‌وچرا اجرا می‌کرد.</p>
<p>صرافپور گفت: در «تئوری انقلاب مریم» که سال ۱۳۷۱ توسط مسعود رجوی در جلسات قرارگاه باقرزاده مطرح شد، مرز سرخ تشکیلات برای مجاهدین مشخص گردید. او به صراحت اعلام کرده بود که مجاهد بدون شعائر دینی و نماز نداریم، مجاهد بیمار، بازنشسته و در حاشیه نداریم. همچنین رسماً می‌گفتند هیچ کس حتی بیمار نباید از نشست‌ها و دستور‌های تشکیلاتی کنار گذاشته شود. زمانی دچار دیسک کمر شدم؛ با وجود درد شدید، با تهدید و اجبار مرا به نشست‌ها می‌کشاندند. گزارشی هم از همسرم دارم که او نیز از آنجا فرار کرد. او نیز با وجود بیماری، به زور به نشست‌ها برده می‌شد. در آن نشست‌ها فشار سنگینی بر افراد وارد می‌شد تا برای جنگیدن علیه کشور و مردم خود آماده شوند یا به عملیات‌هایی مانند خمپاره‌زنی تن دهند.</p>
<p>وی گفت: هرکس کوچک‌ترین تخطی می‌کرد، یا قصد جدایی داشت، یا حتی اعتراض و فقط سؤالی می‌پرسید مثلاً اینکه چرا پس از آتش‌بس همچنان مبارزه مسلحانه ادامه دارد، با برخورد سخت مواجه می‌شد. از همین زمان تازه مرحله اصلی شروع شده است. از آن دوره به بعد، سرکوب‌ها شدید شد.</p>
<p>این شاهد گفت: زمستان ۷۴، بزرگ‌ترین سرکوب داخلی توسط مسعود رجوی آغاز شد. من همان سال ۷۴، به‌دلیل افزایش جذب نیرو در سازمان مجاهدین و بر اساس همان مسیری که خودم از طریق آن جذب شده بودم به این نتیجه رسیدم که سازمان کاملاً تغییر مسیر داده و کار‌هایی انجام می‌دهد که هیچ سنخیتی با اعتقادات اولیه ندارد.</p>
<p>وی افزود: در پاییز سال ۷۴ درخواست جدایی مکتوب به رقیه عباسی تحویل دادم و گفتم من دیگر نمی‎خواهم عضو سازمان باشم و می‎خواهم مثل یک هوادار باشم و او پاسخ داد پیگیری می‎کنم. دو ماه بعد مسعود رجوی یک نشست طولانی حدود ۱۰ روزه برگزار کرد که کل سازمان مجاهدین را به چهار قسمت تقسیم کرد. هر بار این نشست‌ها در سالن بهارستان بغداد، که معروف به نشست‌های شورای ملی مقاومت بود، برگزار می‌شد. تمام افرادی که مثل من درخواست داده بودند را در جمع چند صد نفره به شدت محاکمه و سرکوب کرد. برای اولین بار به‌صورت علنی فریاد زده شد که هیچ‌کس جرئت ندارد کوچک‌ترین حرفی علیه ارتش آزادی‌بخش بزند.</p>
<p>این شاهد ادامه داد: در همان مقطع، مسعود رجوی همه نیرو‌ها را به مدت ۴۰ روز محاکمه کرد و همه را وادار به تسلیم جمعی کرد. همان‌جا به‌طور رسمی اعلام کرد از این به بعد هر کسی درخواست جدایی دهد باید دو سال در مناسبات سازمان زندانی شود تا اطلاعاتش به‌اصطلاح بسوزد بعد به‌صورت غیرقانونی تحویل استخبارات عراق داده می‌شود و هشت سال در زندان‌های عراق نگه داشته خواهد شد و اگر بعد از آن زنده ماند، تحویل رژیم داده می‌شود و اعدامش می‌کنند.</p>
<p>وی تأکید کرد: این حرف‌ها رسماً جلوی چند صد نفر اعلام شد. بعد از آن هم گفت که خارج کشور نداریم، هیچ‌کس را به خارج نمی‌فرستیم، هر کس درخواست جدایی دهد را به مرز می‎بریم و همان‌جا رها می‌شود. بعد‌ها فهمیدیم که موضوع زندانی‌کردن و شکنجه‌کردن افراد کاملاً واقعی بوده و چندین نفر به همین شکل آسیب دیدند و کسانی که گفتند ما را به مرز ببرید را به زندان برده بودند.</p>
<p>این شاهد گفت: تمام این اقدامات برای این بود که نیرو‌ها جدا نشوند و ریزش نیرو اتفاق نیافتد، چون اگر ریزش انجام می‌شد، ارتش آزادی‌بخش دیگر قادر به انجام عملیات تروریستی نبود. این سرکوب داخلی دقیقاً برای جلوگیری از شکایت نیرو‌ها علیه تشکیلات و شخص مسعود رجوی، مریم رجوی و سایر مسئولان بود. این موضوعات از هم جدا نیست و همه جزئی از همین شکایت است.</p>
<p>وی در ادامه افزود: بعد از این جریان، سرکوب‌ها تا سال ۸۰ به‌صورت مداوم شدت پیدا کرد. حتی تا زمانی که اوایل دهه ۸۰ ساختار اصلی سازمان فروپاشید، این فشار‌ها ادامه داشت. شرایط به‌جایی رسید که بسیاری از افراد دست به خودکشی زدند. در سال ۷۹ موارد سکته و مرگ ناگهانی به‌شدت افزایش پیدا کرده بود.</p>
<p>وی گفت: نمونه‌هایی از موارد خودکشی و فشار‌های تشکیلاتی وجود داشت که من قبلاً به آنها اشاره کرده‌ام.</p>
<p>وی افزود: در سال ۱۳۸۰، من در یکی از نشست‌ها در مقابل حدود ۳۰۰ نفر صحبت کردم و اعتراض کردم که چرا افراد بیمار را نیز به‌زور به جلسات می‌کشانند. کسانی که انتقاد می‌کردند را کتک می‌زدند، در همان زمان، خود من هم یکی از همین موارد بودم. پزشک قرارگاه به من گفته بود باید دست‌کم دو هفته استراحت کنم، زیرا شرایط جسمی‌ام مناسب نبود. با این حال، مسئول مرکز که برنجی بود و معاون عملیاتی او رضا شیرمحمدی، دستور داده بودند که مرا از آسایشگاه بیرون بکشند و همان روز اول به نشست ببرند. در آن جلسات، با تهدید، فشار روانی شدید و اجبار برخورد می‌شد، به‌طوری که فرد امکان مخالفت نداشت. یکی دیگر از موارد بیگاری بود، این فشار‌ها و رفتارها، در نهایت من را به نقطه‌ای رساند که حدود هشت ماه بعد، ناچار شدم تصمیم بگیرم که از تشکیلات و مسئولین سازمان مجاهدین فاصله بگیرم و دیگر ادامه ندهم.</p>
<p>صراف‎پور، گفت: می‌گفتند باید کار کنید و اگر هم مُردید می‌گوییم که شهید شدید، می‌گفتند جنایت‌های عجیب و غریبی در این سازمان رخ می‌داد که اصلا هیچکس نمی‌تواند باور کند که چه اتفاقاتی رخ داده و چه جنایاتی صورت گرفته تا همین امروز که حتی آلبانی هستند. به هر حال با همه نشست‌ها تا سرنگونی صدام آنجا بودم تا آخرین لحظات هم هنوز فکر نمی‌کردم که این مسعود و مریم هستند که این بلا را سرمان می‌آورند و فکر می‌کردم که مثلا بعضی از مسئولین هستند که فشار می‌آورند و هنوز به آنها عشق داشتم.</p>
<p>این شاهد گفت: من زمانی که از اشرف فرار کردم بخاطر اینکه جایی برای ماندن نداشتیم یک مدت پیش آنها بودم و ماهیت آنها با مجاهدین فرق دارد و سرکوبی که در مجاهدین لمس کردم را در هیچ گروه دیگری مشاهده نکردم. گفته شد که ارتش آزادیبخش، ارتش صدام بوده است؛ زمانی در مقر ترابری برای اسکورت ماشین‌هایی که به پالایشگاه‌ها و سیلو‌ها می‌رفتند تا کالا‌هایی بیاورند، می‌رفتم.</p>
<p>وی گفت: مسئول بخش اسکورت، سیروس فتحی بود، یک بار ما را اینطور توجیه کرد که صدام با ما و دولت عراق نیز است و چند اصل استدلالی را مطرح کرد که یکی از آنها اصل استدلال و دیگری هم اصل ارتش است و اینطور گفت که صدام ما را جزو ارتش خود حساب می‌کند. به همین دلیل تمام چیزهایی که به ارتش خود می‌دهد، را به ما هم می‌دهد.</p>
<p>حامد صراف‎پور، شاهد، گفت: زمستان سال ۸۱ بود که ما را از قرارگاه‌های مختلف جمع کردند و نشستی را که بهمن عظیم، نامگذاری کرده بودند را برگزار کرده و گفتند حمله آمریکا قطعی شده و بهمن آینده حتما آمریکا حمله می‌کند. باید برای جنگ دوباره آماده باشید که اگر یکی از موشک‌های آمریکا عمدی و یا سهوی به یکی از قرارگاه مجاهدین اصابت کند به سمت ایران پیشروی کنیم و به هر طریقی باید خود را به تهران برسانیم.</p>
<p>وی گفت: مریم از من درخواست کرده که خودش با یکی از تانک‌ها به تهران برود و با خود نیرو‌ها باشد و بعد از ورود موفق ارتش آزادیبخش خودم نیز به تهران برسم. یکی از تانک‌ها را هم به اسم مریم نامگذاری کردند که به هرحال آمریکا حمله و صدام سقوط کرد.</p>
<p>حامد صرافپور گفت: پس از اینکه صدام سقوط کرد، آمریکایی‌ها قرارگاه اشرف را محاصره کردند. بعد خبری رسید که به شکل یک اطلاعیه در غذاخوری‌ها اعلام شد. در آن مسعود رجوی در بیانیه‌ای از دولت فرانسه خواست که حافظ جان مریم رجوی باشند و در آنجا متوجه شدیم که مریم را پیشاپیش به خارج فرستاده بودند و تمام نیرو‌ها را قرار بود بفرستند جلو تا کشته شوند. بعدها، مهدی سامع عضو شورای ملی مقاومت، اعتراف کرد که آنها مطمئن بودند ۹۰ درصد ارتش آزادی‌بخش در حمله آمریکا کشته می‌شوند و از قبل برای ۱۰ درصد که خودشان بودند پاسپورت گرفته بود تا برای فرار از عراق آماده شوند و تنها مریم از آن فاصله‌ای که ارتش آزادی‌بخش کنترل شد تا زمان آخرین حمله در سال ۹۲، خارج شد.</p>
<p>وی افزود: اگر نگاه کنیم، طی مرداد ۸۸، فروردین ۹۱ و تا شهریور ۹۲، درگیری‌های مختلفی رخ داد که مسعود رجوی مستقیماً ایجاد می‌کرد و بسیاری از افراد مجاهدین کشته شدند. حتی در یکی از این درگیری‌ها، ۴۰ نفر از اعضای سازمان جان خود را از دست دادند. در یکی از نشست‌ها اعلام کرد حتی اگر ۴۰۰ نفر کشته می‎شدند من خوشحال می‌شدم چرا که اسم مجاهدین مجدد در جهان مطرح می‌شود.</p>
<p>صرافپور ادامه داد: یک سال بعد از سقوط صدام، من و تعدادی از دوستان تصمیم گرفتیم از سازمان فرار کنیم. این اتفاق در ۱۲ یا ۱۳ تیرماه ۱۳۸۳ رخ داد و به سمت کمپ آمریکایی‌ها رفتیم و چند سال آنجا بودیم و مجاهدین به آن‌ها اعلام می‌کردند کسانی که فرار کردند مخالف دوستی ما با شما هستند قبل از آن، فشار‌ها و اذیت و آزار‌ها از سوی برخی فرماندهان سازمان شدید بود. یکی از فرماندهان آمریکایی به ما گفت مجاهدین به ما کمک می‌کنند و به ما اطلاعات می‌دهند به آن‌ها احتیاج داریم.</p>
<p>وی افزود: بعد از سقوط صدام و پایان جنگ، مسعود رجوی با آمریکایی‌ها تبانی و قرارداد اطلاعاتی و امنیتی امضا کرد. مسعود رجوی، اطلاعیه‌ای صادر و رسماً اعلام کرد که از این پس با آمریکایی‌ها قرار داد اطلاعاتی و امنیتی داریم، ما اطلاعات ایران را به آمریکایی‌ها می‌دهیم و آن‌ها نیز ما را تحت حفاظت قرار می‌دهند. این اقدامات کاملاً شبیه همان کاری بود که با صدام انجام می‌داد.</p>
<p>این شاهد بیان کرد: مسعود رجوی در یکی از نشست‌ها به نقل از صدام گفت که یک افسر عراقی به صدام گفته که از مجاهدین اطلاعاتی درباره ارتش ایران می‎خواستیم به ما نداده است و صدام گفته بود که این‌ها قابل اعتماد‌تر هستند، چون اطلاعات کشور خود را به ما نمی‎دهند. ما واقعاً تصور می‌کردیم که سازمان مستقل است و رجوی هیچ اطلاعاتی از اطلاعات نظامی ایران را به عراق نمی‌دهد. اما بعد از فرار وقتی من، فیلم‌ها و مدارکی از ملاقات‌ها، رد و بدل شدن پول و تحویل اطلاعات توسط عباس داوری به استخبارات عراق را دیدم که ابتدا باورکردنی نبود.</p>
<p>حامد صرافپور در ادامه گفت: رجوی به قدری روی ما اثر گذاشته بود که باور کردیم هرچه او می‌گوید درست است و در واقع، او را جایگزین امام زمان روی زمین می‌دانستیم و هیچ چیزی نسبت به او قابل تردید و انکار نبود. حالا بعضی‌ها دیرتر و بعضی‌ها زودتر فهمیدند که چه اتفاقی افتاده است. از همان لحظه‌ای که من را بردند گفتند تو نفوذی جمهوری اسلامی هستی چند وقت قبل از سقوط، در آخرین سرکوب به من گفتند که باید اعتراف کنی. همه گزارشات انتقادی من را گذاشت جلویم و گفت اینها را می‌خواستی تحویل رژیم بدهی و باید اینجا اعتراف کنی که مزدور رژیم بودی و نفوذی رژیم در درون مناسبات بودی.</p>
<p>وی گفت: مسعود رجوی در بهار ۱۳۶۶، در یک عملیات گردانی که هنوز عملی نشده بود، به ما گفت: «ببینید، اگر اسیر گرفتید، اسیر مثل خانواده است.» یادم هست یکی از بچه‌ها را در یک عملیات خلع سلاح کرده بودند، ولی بعد در عملیات فروغ جاویدان، همان فرد با چشم بسته و دست بسته برگشت. بعداً تازه فهمیدم که این حرف‌ها برای استفاده ابزاری مطرح می‌شد. همه اینها مجموعه‌ای از کار‌هایی بود که تک‌تک انجام می‌دادند. ببینید، این خاطرات جمال عظیمی از شکنجه‌هایی است که خودش تجربه کرده است. جمال عظیمی الان در انگلستان است و هنوز هم با جمهوری اسلامی مخالف است، ولی گزارشی نوشته بود درباره شکنجه‌هایی که در سال ۱۳۷۳ دیده بود. به او هم گفتند نفوذی هستی، هم کتکش می‌زدند و هم شاهد شکنجه‌های بسیار دیگری بود.</p>
<p>حامد صرافپور گفت: در سازمان مجاهدین هر شخص یک سلاح داشت که به نام خودش ثبت شده بود. من یک اسلحه کلاش داشتم که همه جا همراه خودم می‌بردم. من مدتی در بخش ستاد سیاسی و تحقیقات بودم البته در سال ۱۳۶۹ قبل از جنگ خلیج فارس چند ماهی در بخش حفاظت مقر مسعود رجوی بودم. هر کسی با سلاحش شناخته می‎شود یعنی در در رده‌های بالا، افراد حتی سلاح‌هایی مانند کلت داشتند که متعلق به او بود و همین که وارد عراق می‌شد، به آنها تعلق می‌گرفت و با خود می‌بردند.</p>
<p>وی در ادامه به فعالیت‌های سازمان در کشور‌های اروپایی اشاره کرد: در رابطه با کشور‌های اروپایی، به‌ویژه فرانسه، باید بگویم که من شخصاً در آنجا فعالیت داشته‌ام. در این مدت، ما بار‌ها با مسئولین امنیتی خود فرانسه و به انجمن‌های مختلف حقوق بشری مراجعه می‌کردیم و راجع به فعالیت‌های مجاهدین به آن‌ها هشدار می‎دادیم، و به آن‌ها می‎گفتیم شما برای ما در فرانسه و اروپا محدودیت می‎گذارید در عین حال، مریم رجوی که رهبر سازمان بود به راحتی همه کار انجام می‌دهد و از آن پشتیبانی می‎کنید ولی ما را تحت کنترل و محدودیت قرار می‌داد.</p>
<p>این شاهد افزود: دانیل میترال از حامیان اصلی مجاهدین بود و تا زمانی که زنده بود او را حمایت کرد حتی با همسر رجوی نیز ارتباط خوبی داشت و او را حمایت می‌کرد.</p>
<p>حامد صرافپور، شاهد، گفت: همسرم زهرا میرباقری است که ۴ بار اقدام به فرار از مقر سازمان مجاهدین کرد که سال چهارم موفق شد. او اولین کسی بود که لیست ۱۰۵ نفر از خانم‌هایی که در سازمان مجاهدین به دستور مریم رجوی به دست دکتر مقیسه، مقطوع‎النسل شدند را افشا کرد.</p>
<p>وی ادامه داد: همسرم نیز از جمله کسانی بوده که در سازمان شکنجه شده است. شکنجه‎گر عشرت (فائره) محمدکار بوده است. چند جمله از اظهارات همسرم درباره شکنجه‌هایی که شده را می‌خوانم: فائزه خانم آیا من را به یاد می‌آوری؟ من زهرا میرباقری هستم. با خط و خطوط مسعود رجوی، کسی که خود را ناموس وی می‌خواندیم، یادت می‌آید با من چه کار کردید؟</p>
<p>حامد صرافپور، شاهد گفت: خانم شما دختر بی‎گناه ۲۶ ساله به نام مرجان اکبری را به مرگ کشاندید. این کار توسط دستگاه شکنجه فرقه با مشورت جنابعالی و با نظارت مژگان پارسایی به عنوان جانشین مسعود رجوی در اشرف انجام گرفت. اگر این دختر بی‌گناه کشته شد و اکنون نیست که شهادت دهد باید به مسعود و مریم رجوی گفت، خانم اکبری به کدامین گناه کشته شد؟ اگر او هم اکنون حضور ندارد من در هر دادگاهی آماده شهادت هستم.</p>
<p>وی گفت: روزی از روز‌های ماه مبارک رمضان بعد از صرف افطار، فائزه به دستور مسعود رجوی جلسه‌ای ۱۵۰ نفره در مقر ستاد داخله که مسئول آن زهره قائمی بود، برگزار کرد. در آن زمان به دلیل سرکوب‌های متمادی در مقر‌های مختلف، عده‌ای در مقر‌های مختلف پادگان اشرف در بستر بیماری بودند که اطلاع داده شد که باید در جبهه؟ شرکت کنند ولی من از حضور خودداری کردم. فائزه محمدکار به ۶ نفر از زنان دستور داد، این افراد را به هر طریقی به جلسه بکشند. من خود را در گوشه‌ای از خوابگاه مخفی کرده بودم ولی زنان من را پیدا کردند.</p>
<p>صراف‎پور گفت: با زور لباس فرم ارتش را بر تنم کردند و من را بر زمین می‌کشیدند و من که از بی‎رحمی‎شان شوکه شده بودم، مقاومت می‌کردم. با اینکه پرده گوش چپم بر اثر رفتار‌های سرکوبگران پاره و به عفونت سختی دچار شده بود، اما آنها از فرستادنم نزد پزشک و تجویز دارو خودداری می‌کردند.</p>
<p>وی گفت: زهره قائمی از سوی فاطمه همدانی برایم پیغام فرستاد که تو باید بمیری و بدین وسیله حکم مرگ من را صادر کردند.</p>
<p>قاضی گفت: خانم‎تان که این مطالب را نوشته به دادگاه می‌آیند تا همین موارد را مطرح کنند؟</p>
<p>صراف‎پور گفت: همسرم در ایران نیست و فعلا به دلایلی حتی اینترنتی هم نمی‌تواند در جلسات دادگاه شرکت کند.</p>
<p>قاضی گفت: وکیل شکات باید بتوانند با وی صحبت کرده و اگر دادگاه صلاح بداند که در جلسات حضور داشته باشند، الزام دارد که در ایران حضور پیدا کنند. بین اعضای جدا شده تعدادی خانم هستند که خواهان شهادت هستند. خانم شما حاضر هستند شهادت دهند؟</p>
<p>صراف‎پور گفت: فعلا خیر، ولی شاید در آینده راضی شوند.</p>
<p>حجت ‎الاسلام والمسلمین مداح در جایگاه حاضر شد و گفت: چند سوال مطرح است سوال اول اینکه آیا اعضا نسبت به اینکه جنگ مسلحانه بوده، اقدام کرده‌اند یا نه و اینکه همه مسلح بودند یا خیر. سؤال دوم این است که با توجه به اینکه ایشان در اروپا بودند و شواهدی ارائه کردند، آیا کشور‌های اروپایی مثل فرانسه، انگلستان و آلمان از این گروه تروریستی، سازمان منافقین، حمایت داشته‌اند یا نه و اگر اطلاعاتی دارند، توضیح دهند.</p>
<p>در ادامه صراف‎پور در پاسخ گفت: وقتی می‌گویم یک پیکره هستند، منظورم این است که این سازمان یک ارگانیزم کامل است؛ برخلاف یک دولت یا حکومت که جناح‌ها و احزاب مختلف دارد، سازمان مجاهدین کاملاً مرکزگرا است و همه باید دستورات رهبر خود را اجرا کنند؛ بنابراین هر اتفاقی که می‌افتد، همان چیزی است که مسعود و مریم دستور داده‌اند و پیرامون دستگاه تصمیم‌گیرنده سازمان بوده است. اگر من کاری انجام دهم، آن کاری که رهبر گفته است، اجرا می‌شود و نمی‌توان خلاف دستور عمل کرد. به عبارت دیگر، اعضا مانند عضلات یک بدن عمل می‌کنند. از آنجایی که همه معتقدند و باور دارند، دستور رهبر عقیدتی خود یعنی مسعود و مریم و شورای رهبری را اجرا می‌کنند.</p>
<p>وی گفت: سازمان مجاهدین بر اساس اطلاعات و صلاحیت و ضرورت عمل می‌کند؛ یعنی هر اطلاعاتی باید هم دارای صلاحیت باشد و هم ضرورت داشته باشد تا اعضا مطلع شوند. در سازمان مجاهدین، همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، سلاح جزئی از هویت مجاهد است. مجاهد نمی‌تواند سلاح خود را از خود جدا کند و خود را مجاهد بداند. داشتن سلاح و مجاهد بودن به هم مرتبط هستند و این جزئی از آموزه‌های مطلق سازمان است. به همین دلیل، وقتی خلع سلاح شدیم، تضاد و تناقض زیادی داشتیم. مسعود پیام داد که سلاح را برداشته تا نیرو‌ها را حفظ کند، اما این به‌عنوان توجیه گفته شد. در واقع او با این حرف تلاش می‌کرد، قانع کند که این کار را برای محافظت از نیرو‌ها انجام داده است، اما همین اقدامات موجب درگیری‌های بزرگ و جان‌باختن چندین نفر شد.</p>
<p>وی افزود: تمام این مدت، دولت‌های اروپایی به‌طور مشخص از سازمان حمایت می‌کردند. حتی در ترددها، با حفاظت آنها همراه بودند. همین الان هم شهردار منطقه محل استقرارشان در فرانسه از آنها حمایت می‌کند. در سطح پارلمان هم حضور دارند. در پارلمان آمریکا هم حامیان زیادی دارند، چون مجاهدین پول وارد انتخابات می‌کنند، کمک مالی می‌دهند و از نظر سیاسی و تبلیغاتی هم حمایت می‌کنند.</p>
<p>صرافپور گفت: بخش زیادی از اسامی موجود در این لیست عضو دفتر سیاسی بودند ولی از روزی که مریم با مسعود ازدواج کرد دستگاه سازمان به‌طور کامل متحول شد. اعلام شد که انقلاب ایدئولوژیک رخ داده است به این معنا که مریم به‌عنوان یک زن به‌اصطلاح رهاشده، همسر خود را طلاق داده و به رهایی دست یافته و مسعود را نه به‌عنوان رهبر سیاسی، بلکه به‌عنوان رهبر عقیدتی پذیرفته است.</p>
<p>وی افزود: این ازدواج باعث شد انقلابی درون سازمان رقم بخورد که از آن به بعد، مسعود و مریم رجوی به‌عنوان رهبران عقیدتی معرفی شدند. ساختار‌های قبلی عملاً منحل شد و هیئت‌هایی اجرایی شکل گرفت که افراد در آن پذیرفته بودند مسعود، رهبر اول عقیدتی است. از آن پس، تصمیم‌گیری اصلی با مسعود و مریم بود.</p>
<p>این شاهد ادامه داد: در اطراف آنها هیئت اجرایی و دفتر سیاسی وجود داشت که نقش مشورتی داشتند. این افراد پیشنهاد می‌دادند، نظرات را منتقل می‌کردند و کار‌های اجرایی را انجام می‌دادند، اما حکم، دستور و تصمیم‌گیری نهایی با مسعود و مریم بود. جمع‌بندی نهایی هم در نهایت با تأیید آنها انجام می‌شد و بعد وارد مرحله اجرا می‌شد. هیئت اجرایی خط و خطوط را منتقل می‌کردند و در نهایت مسعود تایید می‌کرد و همگی با هم کار می‌کردند؛ نظر نهایی با مسعود و مریم بود و مابقی فقط پیشنهادات و نظرات را منتقل می‌کردند.</p>
<p>صرافپور بیان کرد: در ساختار سازمان، تصمیم‌سازی ممکن بود توسط مجموعه‌ای از افراد انجام شود مجموعه‌ای از افراد قدیمی سازمان مجاهدین که از سال‌های اولیه عضو بودند و بعد‌ها در قالب شورای رهبری فعالیت می‌کردند. این افراد اگرچه هیئت اجرایی محسوب می‌شدند، اما صرفاً پیشنهادات و نظرات خود را مطرح می‌کردند و این پیشنهادات به رهبران منتقل می‌شد.</p>
<p>وی تأکید کرد: اگرچه تصمیم‌سازی متعلق به جمع بود، اما تصمیم‌گیری نهایی به‌عهده شخص مسعود و مریم بود. هیچ تصمیمی بدون تأیید مسئول اول عملیاتی نمی‌شد. افراد رده دوم و سوم اساساً دسترسی به تصمیم‌گیری نهایی نداشتند.</p>
<p>تنهایی، وکیل متهمان پرونده خطاب به شاهد سوال کرد آیا افراد رده پایین‌تر می‌توانستند به‌صورت مستقل تصمیم بگیرند که اقدام تروریستی انجام دهند؟ آیا اختیار انجام عملیات‌های کوچک یا بزرگ، مثل عملیات چلچراغ و مرصاد، را داشتند؟ یا چنین تصمیماتی صرفاً در سطح رهبری گرفته می‌شد و به بدنه ابلاغ می‌شد؟</p>
<p>تنهایی، وکیل متهمین گفت: به نظر می‌آید جوّ به گونه‌ای است که افراد، به جای اینکه سازمان و متن و رهبری آن را خطاب قرار بدهند، موضوع را به‌گونه‌ای دیگر مطرح می‌کنند. ما از جرم دفاع نمی‌کنیم و از قانون دفاع می‌کنیم.</p>
<p>وکیل متهمین از صراف‎پور پرسید که آیا پیش از جدایی، در ایران یا در کشور دیگری به خاطر عضویت در سازمان تحت پیگرد قضایی بوده است یا خیر؟</p>
<p>وی گفت: خیر من خودم از سازمان فرار کردم، من از این موضوع اطلاع پیدا کردم. اعلام شد که از طرف رهبری جمهوری اسلامی، برای تمام کسانی که عضو سازمان بودند، اما جدا شدند البته تعداد مشخصی که نقش کلیدی نداشتند، موضوع عفو در نظر گرفته شده است. این زمانی بود که خیلی از افراد دیگر هم مثل من فرار کرده بودند. در مورد افرادی که شاکی خصوصی نداشته‌اند جمهوری اسلامی به آنها عفو داده است.</p>
<p>وی در پاسخ به سوال وکیل متهمین، گفت: من از سال ۱۳۶۹ و با شروع انقلاب ایدئولوژیک مریم در سازمان بودم در سال ۱۳۸۳، فرار کردم. عضو سازمان بودم. در برخی از عملیات‌هایی که اشاره کردم مثلا فروغ جاویدان فرمانده تانک بودم، بعد از آن هم در مواقعی در ستاد تبلیغات، ستاد سیاسی، و در بخش‌هایی کار‌های اجرایی انجام می‌دادم. مثلاً در ستاد تبلیغات در حوزه فیلم‌برداری، تنظیم و کار‌های مرتبط فعالیت می‌کردم.</p>
<p>این شاهد افزود: مدتی در ایستگاه بودم و خودروهایی که به بغداد تردد داشتند را چک می‌کردم. یک مدت هم در بخش مخابرات بودم و کار بی‎سیم و ارتباطات را انجام می‌دادم؛ یا اپراتور بودم و با بی‎سیم صحبت می‌کردم و مدتی هم در در بخش شناسایی بودم و شناسایی کلاسیک انجام می‌دادم. بعد از زمانی که دیگر عملیات کلاسیک وجود نداشت یعنی زمانی که عملیات‌ها در داخل تروریستی شده بود به عنوان یگان آماده بودیم که قرار بود در عملیات سرنگونی حضور داشته باشیم، فعالیت می‌کردیم.</p>
<p>وی ادامه داد: پس از آن هم افسر موتوری، اداری یا مسئول انبار تسلیحات بودم و کار‌های مختلف پشتیبانی انجام می‌دادم. آخرین بار که آمریکا حمله کرد فرمانده فرمانده بی‌ام پی ۱ (خودروی زرهی حمل نفرات) بودم.</p>
<p>تنهایی، وکیل متهمان پرونده از او سوال کرد: آیا برای سازمان خارج از اشرف هم فعالیت داشتید؟</p>
<p>این شاهد پاسخ داد: خیر.</p>
<p>وکیل متهمان در ادامه پرسید: آیا شما از ساختار و سلسله مراتب سازمان آگاهی داشتید؟</p>
<p>وی جواب داد: سازمان منافقین بسیار مخوفی بود و اطلاعات زیادی از آن خارج نمی‌شد. دائما سازماندهی آنها تغییر می‌کرد تا اگر کسی از آن خارج نشد نتواند اطلاعات دقیقی را از سازمان خارج کند بنابراین ما زیاد در جریان این سلسله مراتب نبودیم.</p>
<p>تنهایی پرسید: تصمیماتی که در سازمان گرفته می‌شد توسط چه کسانی انجام می‌شد و چه کسانی در این تصمیمات دخیل بودند؟</p>
<p>وی پاسخ داد: سازمان مجاهدین تا قبل از سی خرداد ۱۳۶۴ مثل بقیه سازمان‎ها و احزاب سلسله مراتب، مقام مسئول و دفتر سیاسی داشت.</p>
<p>صراف‎پور گفت: مسعود رجوی فرماندهی‌های مختلفی را تشکیل داده بود. یک حیطه اختیارات برای تصمیم گیری به فرمانده هر کدام از این قرارگاه‌ها داده بود.</p>
<p>قاضی گفت: کسی که تصمیم می‌گیرد باید قدرت اجرا هم داشته باشد، و با توجه به اینکه این افراد از حلقه‌های مختلف بودند. به طور مثال این تصمیماتی که می‌گرفتند برای عملیاتی مانند چلچراغ بود؟</p>
<p>صراف‎پور گفت: مسعود و مریم رجوی برای عملیات‌های چلچراغ و فروغ و افتاب تصمیمات را اتخاذ کردند ولی تا قبل از آن هر کسی منطقه‌ای داشت و فرمانده آن قرارگاه تصمیم می‌گرفت چه کار‌هایی بر اساس شناسایی‌های صورت گرفته انجام شود. از سال ۷۶ به بعد مهوش سپهری همه چیز را کنترل می‌کرد و نظر نهایی را می‌داد. رهبر سازمان خط می‌داد که به طور مثال هم اکنون وقت انجام عملیات است و بعد اقدامات توسط دیگر اعضا اجرا می‌شد.</p>
<p>وی گفت: مریم را سال ۷۵ از فرانسه آوردند که یک سلسله عملیات به نام راهگشایی سحر را به دست بگیرد و از شماره ۱ تا ۴ آن عملیات برگزار شد. مراحل دیگرش برگزار نشد. او سازماندهی جدیدی انجام داد و برای هر کاری مسئولی را تعیین کرد تا در منطقه خود عملیات را انجام دهد.</p>
<p>قاضی گفت: یک جمعیتی در این تصمیم ‎سازی‌ها شرکت داشتند. بطور مثال شاید ۵۰ نفر در اتخاذ یک تصمیم نقش داشتند. ۵۰ نفر تلاش کردند که یک اتفاقی بیفتد.</p>
<p>قاضی دهقانی همچنین گفت: اصلا طوری بوده که این ۱۰۴ نفر بخواهند با ایده‌ها و تصمیمات مخالفت کنند؟ یا اصلا خودشان در ساخت و اجرای این تصمیمات دخیل بودند.</p>
<p>این شاهد بیان کرد: مسعود رجوی در مقطعی به خاطر وجود برخی مشکلات از سازمان جدا شد. اعضای کادر مرکزی سازمان آخرین نفراتی بودند که در سازمان بودند و کاملا با مسعود موافق بودند. تقریبا هر سال یکبار ریاست‌ها و سلسله مراتب سازمان تغییر می‌کرد تا اطلاعاتی از آن به خارج درز نکند.</p>
<p>وی افزود: پس از جنگ‌های مسلحانه شهری که تحت عنوان تغییر استراتژی شروع شد، مخالفان مسعود رجوی که حتی نفر شماره دوم یا سوم سازمان بودند کنار گذاشته و محاکمه می‌شدند. شاهد بودم که افرادی که قبلا فرمانده محور، فرمانده ستاد یا اعضای مهم سازمان بودند کنار رفتند و نهایتا افرادی باقی ماندند که خیلی خالص بودند و مسعود را قبول داشتند. در یک نمونه کریم گرگان که معاون گردان بود به یکباره از سمت خود عزل شد و کار‌های پشتیبانی انجام داد. این شخص چندین بار از مواضع عذرخواهی کرد و ۳ سال طول کشید تا به منصب قبلی بازگردد.</p>
<p>وی گفت: من در عملیات آفتاب در تیم پشتیبانی بودم. به عنوان مثال ۲ دسته به جلو می‌رفتند و اگر نیاز بود ما برای حمایت و پشتیبانی از آنها جلو می‌رفتیم.</p>
<p>دختر شهیدخواستار قصاص اعضای سازمان مجاهدین شد و تأکید کرد که این مطالبه، خواست همه اعضای خانواده است.</p>
<p>وی در اظهارات خود گفت: پدرم در جریان حمله به آمبولانس و در حالی که مشغول نجات مجروحان بود، هدف قرار گرفت، دچار آتش‌سوزی شد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. تصاویر مربوط به لحظات شهادت پدرم را مشاهده کرده‌ام و خانواده ما مصمم است تا از مسیر قانونی، به حق خود برسد.</p>
<p>در ادامه این جلسه، قاضی پرونده با تأکید بر رعایت موازین قانونی اعلام کرد: دادگاه، درخواست‌ها و مطالبات خانواده شهدا را به‌طور کامل منعکس و در روند رسیدگی مورد توجه قرار خواهد داد.</p>
<p>سپس همسر شهید محمدعلی براقی از طریق ارتباط الکترونیک و به صورت برخط در دادگاه حاضر شد و گفت: همسرم مکانیک بود و در زمان جنگ به رزمندگان کمک می‌کرد. ایشان در در تاریخ ۱۰ مرداد ۶۷ به شهادت رسیدند در حالی که در تاریخ ۵ مرداد بنده زایمان کرده بودم و فرزندم دومم تنها ۵ روز داشت. از شما می‌خواهم انتقام خون همسرم و مظلومیت من و فرزندانم را از منافقین بگیرید.</p>
<p>وی افزود: همسر من با اینکه می‌دانست وضعیت جبهه بسیار خطرناک است اماعاشق زندگی بود و دختر بزرگم را بسیار دوشت داشت. چه کسی پاسخگوی تالمات روحی ماست؟ دختر ۳ ساله من پس از شهادت پدرش مدام خودش را در زیرزمین پنهان می‌‎کرد. من ۵۸ سال سن دارم و خودم و فرزندانم بر اساس فشار و رنج روحی ناشی از شهادت همسرم به بیماری‌های روحی دچار شدیم. از دادگاه تقاضای قصاص برای عاملان و بانیان شهادت همسرم را دارم.</p>
<p>قاضی گفت: همسرتان در آن زمان چند سال داشتند؟، و به چه صورتی شهید شدند؟</p>
<p>وی گفت: ۲۸ ساله شان بود. یک عده گفتند در کارخانه قند بوده و عده‌ای گفتند در بیمارستان اسلام آباد بوده و بعد مجروح شده که گویا آنها را آتش می‌زنند که خواهرم اجازه نداد برای آخرین بار چهره همسرم را ببینم، بدون غسل و کفن و با همان لباسی که به تن داشتند، در غسالخانه قابل شناسایی نبود.</p>
<p>شاهد دیگری در تماسی اینترنتی گفت: بنده فرزند شهید جهانگرد امیری هستم، ایشان فرمانده لشگر ۸۱ زرهی کرمانشاه بودند و در عملیات مرصاد همراه تعدادی از سربازان دستگیر و چند ماه بعد بر اثر شکنجه در عراق به شهادت می‌رسند. زمان شهادت پدرم، من سه سال داشتم و برادر کوچکتری دارم که ۱۱ ماهه بود.</p>
<p>قاضی گفت: مادر و برادرتان در قید حیات هستند؟ شکایتی ندارند؟</p>
<p>این فرزند شهید گفت: بله. من به نمایندگی از مادر و برادرم شکایت می‌کنم.</p>
<p>قاضی گفت: می‌دانید پدرتان به چه نحوی به شهادت رسیدند؟</p>
<p>وی گفت: بله، چراکه عده‌ای از سربازان ایشان بعد از تحمل اسارت به کشور بازگشتند و نکاتی را مطرح کردند و گزارشی هم از سوی صلیب سرخ در آن زمان به ما داده شده که کلیه‌های ایشان بر اثر شکنجه از کار می‌افتد و به دلیل عدم در دسترس بودن امکانات پزشکی و پزشک به شهادت رسیده و همان جا دفن می‌شوند و در سال ۸۱ تعدادی جسد به ایران تحویل دادند که یکی از آنها پیکر پدر شهیدم بود. یکی از دوستان پدرم می‌گفت، حتی ایشان لحظات اخر آب هم طلب کرده بوده که به او ندادند.</p>
<p>قاضی گفت: شما مطالبه قصاص، خسارات و دیه دارید؟</p>
<p>وی گفت: بله قطعا. می‌خواهیم حقوق قانونی مان ادا شود.</p>
<p>قاضی گفت: شما علیه چه کسانی شکایت دارید؟</p>
<p>وی گفت: از منافقین شکایت دارم.</p>
<p>برادر شهید یحیی امیری گفت: شهید در هنگام شهادت ۲۰ سال داشتند. مطالبه قصاص و دریافت خسارت داریم. به عنوان سرباز در روز حادثه حضور داشته و راننده آمبولانس بود.</p>
<p>برادر شهید امیری گفت: شهید در عملیات مرصاد در سن ۱۵ سالگی به شهادت رسید، همه اعضای خانواده شکایت، مطالبه خسارت و احقاق حق داریم.</p>
<p>پدر شهید شعیری در دادگاه گفت: از نوع شهادت فرزندم به نحو کامل اطلاع دارم. از شما می‌خواهیم حق شهدا و خانواده‌های آنها از این جنایتکاران بگیرید. این جنایتکاران باید قصاص شوند.</p>
<p>حمید جوکار، عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق، با حضور در دادگاه به‌عنوان شاهد، پس از ادای سوگند به معرفی خود پرداخت و گفت:سرباز وظیفه لشکر ۶۴ ارومیه در سال ۱۳۶۶ به دست منافقین به اسارت درآمدم. آن زمان ۱۸ ساله و حدود ۲۰ ماه خدمت داشتم. با تعدادی از همرزمان به اسارت ارتش منافقین در آمدم پس از اسارت، به‌مدت چند سال در قالب آنچه ارتش آزادی‌بخش نامیده می‌شد، نگه داشته شدم و به اجبار در سازمان حضور داشتم. بخشی از مشاهدات خودم را برای دادگاه بیان می‌کنم.</p>
<p>وی در ادامه به وقایع میدانی اشاره کرد و گفت:در صحنه‌هایی که خودم شاهد بودم، قوانین سخت و خشنی حاکم بود. هر کسی که دستش را بالا می‌برد یا مقاومت می‌کرد مجبور می‌شد دستور‌ها را اجرا کند. حتی در مواردی گفته می‌شد آمبولانس نباید مجروح را جابه‌جا کند. ما فارسی‌زبان بودیم و در زمان اسارت وقتی آن‌ها به فارسی صحبت می‌کردن من تعجب کردم و غافلگیر شدم وقتی از آن‌ها پرسیدم شما چه کسی هستید گفتند ارتش آزادی بخش هستیم، اما دستور می‌دادند از پشت سر ببندند و بزنند. فردی به‌شدت مقاومت می‌کرد و می‌گفت این آخرین شب سربازی من است ولی فرمانده مجاهدین دستور داد اگر اجازه نداد دستش را از پشت ببندید او را بزنید و زمانی که خیلی مقاومت کرد یکی از منافقین یک گلوله به شکمش زد</p>
<p>این شاهد افزود:بعد دستور دادند مجروح را رها نکنید. به‌صراحت گفته شد هیچ مجروحی نباید منتقل شود و باید کشته شود. این صحنه‌ها را با چشم خودم دیدم. یکی از همسنگری‌های من که ترکش به چشمش اصابت کرده بود و می‌خواستن او را هم بکشند ولی من التماس کردم خودم او را حمل میکنم و تا عراق می‌آورم که موافقت کردند و او را نکشتند.</p>
<p>جوکار با اشاره به جنایات صورت‌گرفته ادامه داد:در آن فضا، آتش و درگیری حاکم بود. خانواده‌هایی بودند که آسیب دیدند و من شاهد بودم که چگونه افراد را منتقل می‌کردند. اینها بخشی از جنایت‌هایی است که در صحنه جنگ با چشم خودم مشاهده کردم. این اقدامات توسط مجموعه‌ای انجام می‌شد که خود را ارتش آزادی‌بخش می‌نامید، اما در عمل در جنگ، در کنار صدام قرار گرفت و نقش‌آفرینی کرد.</p>
<p>حمید جوکار عضو جداشده به عنوان شاهد گفت: ایرانیان به میدان آمده بودند تا از خاک خود دفاع کنند. خیلی از ما را به اسارت گرفتند و مدتی ما را به سلیمانیه بردند و بعد ما را به زندانی منتقل کردند که صدام آن را تخلیه کرده بود و منافقین، اسیران خود را به آنجا می‌بردند. ما حدود هفت ماه در آنجا اسیر بودیم. بعد می‌خواستند ما را سمت بغداد ببرند که نزدیک به آتش‌بس بین ایران و عراق و عملیات مرصاد برگزار شد.</p>
<p>وی گفت: یک بار با یکی از منافقین که اسم مستعار عابد داشت، صحبت کرده و به او گفتم مگر شما نباید اسامی ما را به صلیب سرخ بدهید، گفت ما ارتش و دولت نیستیم که شما را ثبت نام کنیم، ما ارتشی مخالف جمهوری اسلامی هستیم. نمی‌توانیم خود را درگیر با صلیب سرخ کنیم. باید به خانواده اسرا و جامعه بین المللی اسامی اسرا اعلام شود، اما این کار را نمی‌کردند. ۷ ماه در اردوگاه بودیم و بعد از آن جلسات زیادی برای ما گذاشتند که چیزی به نام آزادی نداریم و باید به ما بپیوندید و با ما همکاری کنید و وقتی در یک عملیات با ما همکاری کنید بعد آزاد می‌شوید.</p>
<p>حمید جوکار عضو جداشده به عنوان شاهد گفت: تعدادی از همین طریق فریب خوردند. من نیز به این دید که با آنها به عملیات رفته و فرار کنم، با آنها همراه شدم. روز دوم جنگ بود که ما را وارد اسلام آباد و نزدیک گردنه حسن آباد کردند و به من گفتند حال که رانندگی بلد هستی، باید برگردی و با خود نیرو به میدان بیاوری.</p>
<p>وی گفت: روز دوم تعدادی نیرو برایشان آوردم، اما روز سوم از آنجا که دستور عقب نشینی داشتند، گفتند لازم نیست با خود نیرو بیاورید. روز سوم که برگشتیم به آنها گفتیم حالا که در یک عملیات با شما حضور یافتیم، ما را آزاد کنید. به ما اینطور پاسخ دادند که، شما دیگر تن تان به تن ما خورده و جزئی از مجاهدین شدید دیگر نمی‌توانید برگردید و به محض اینکه به ایران برسید، اعدام می‌شوید. ما هم ترسیدیم و مجبور شدیم بمانیم. من ۱۶ سال با این اشتباه ماندگار شدم. یک آذر ۶۶ تا سال ۸۳ و با ۶ ماهی که در زندان آمریکایی بودم ۱۷ سال در مقر شان حضور داشتم.</p>
<p>حمید جوکار عضو جداشده و شاهد گفت: در آنجا قانون بشری وجود نداشت و به اجبار در جنگ بودیم. سال‌ها با ترس سپری شد، چندین بار خواستیم تا جدا شویم گفته شد باید دو سال باید تشکیلات بمانید تا اطلاعات به‌طور کامل پاک شود ۱۵ سال از خانواده‌ام بی‌خبر بودم که در نهایت فرار کردم.</p>
<p>جوکار عنوان کرد: بعد از سالها پی بردیم که این اشتباه بوده و ما را فریب می‌دادند. منافقین اجازه هیچ ارتباطی با بیرون را به اعضا نمی‌دادند. در رابطه با عملیات مرصاد ابتدا گفتند که شهر اسلام‌آباد فتح شده است. به ماگفته بودند در مقابل مردم اصلا ملاحظه نکنید، تردیدی به خود راه ندهید و به هیچکس رحم نکنید. از بالا دستور آمده بود که نوک پیکان به سمت تهران است و شما فقط باید راه را بشکافید.</p>
<p>وی افزود: من صحنه‌هایی را دیدم که منافقین بسیار بی‌رحمانه با مردم رفتار کردند. مثل آتش زدن بیمارستان. از مقامات بالای سازمان دستور آمده بود که راه رسیدن به تهران هموار شود و بهای آن هرچه که باشد و هر تعدادی که کشته شوند مهم نیست. در ادبیات آنها اسیر معنایی نداشت و اگر کسی را می‌گرفتند، می‌کشتند. به خیلی از مجروحان هم تیر خلاص می‌زدند.</p>
<p>این شاهد عینی گفت: پس از آن هم عملیاتی به نام عملیات مروارید داشتند. آقای صرافیان در دادگاه توضیح داد که صدام گفته بود منافقین بخشی از ارتش ما هستند. گویا رجوی با صدام به این توافق رسیده بود که بعد از جنگ خلیج فارس، ارتش بعث در جنوب عراق و مجاهدین در شمال عراق مستقر شوند. بنابراین مجاهدین کلا عملیات‌های خود را روی کردهای عراق انجام دادند. خودم آنجا دیدم که چه جنایت‌هایی را روی کردهای عراق انجام دادند چون یک تسویه حسابی هم با طالبانی داشتند این جنایت‌ها خیلی فجیع بود.</p>
<p>در ادامه دادگاه مهدی خاقانی اصفهانی، دکترای حقوق جزا و جرم شناسی، عضو هیئت علمی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی برای ارائه مطالبی پیرامون ابعاد حقوقی حمله به بیمارستان اسلام‌آباد غرب اظهار داشت: این موضوع در حوزه حقوق بین‌الملل بشردوستانه و به‌صورت خاص در چارچوب کنوانسیون‌های سال ۱۹۴۹ بررسی می‌شود که برای دولت‌ها، موضوعات و تابعان حقوق بین‌الملل تکالیفی را مقرر کرده است.</p>
<p>وی گفت: یکی از گروه‌های خاص و مورد حمایت ویژه حقوق بشردوستانه در زمان مخاصمات مسلحانه، بیماران و مجروحان هستند که به دلیل آثار ناشی از مخاصمات، دچار آسیب‌های ماندگار و شدید می‌شوند؛ همان‌طور که در کرمانشاه نیز شاهد آن بوده‌ایم و همین‌طور در جلسات کارشناسی، این موضوع مورد توجه و تأیید نظر همگان قرار گرفته است. به همین دلیل مقررات متعددی در خصوص حمایت از کادر درمانی، اماکن بیمارستانی، امدادگران، اشیای پزشکی و سایر تجهیزات درمانی و به‌ویژه بیماران و مجروحان در قالب آموزه‌های نظام‌مند حقوق بشردوستانه مقرر شده است.</p>
<p>وی گفت: کنوانسیون اول ژنو تصریح می‌کند که بیماران، مجروحان و کشتی شکستگان بایستی در هر شرایطی مورد حمایت و احترام قرار بگیرند نباید کشته و مجروح شوند و نباید آنها را مجبور کنند یا با آنان رفتار‌های غیرانسانی و تحقیرآمیز داشته باشند، بلکه باید با آنان محترمانه برخورد شود. حقوق بشردوستانه، پزشکان نظامی و نیرو‌های امدادی را نیز تحت حمایت‌های خاص قرار داده و علاوه بر حقوق بین‌الملل قراردادی، حقوق بین‌الملل عرفی نیز در این زمینه تأکید و حمایت کرده و همه منابع بر آن صحه گذاشته‌اند.</p>
<p>وی افزود: در ماجرای حمله منافقین به بیمارستان اسلام‌آباد غرب، کارکنان پزشکی در چند رسته و دسته‌بندی قابل شناسایی هستند: نخست کارکنان پزشکی هر یک از طرف‌های درگیر که در واقع کادر پزشکی مربوط به جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند، اعم از نظامی و غیرنظامی و نیرو‌های پشتیبانی خدمات درمانی؛ و دوم کارکنان پزشکی که به‌صورت کلی در اسناد بین‌المللی در ارتباط با صلیب سرخ، هلال احمر و سایر جمعیت‌های کمک‌رسان داوطلبانه معرفی شده‌اند، که در ماجرای بیمارستان اسلام‌آباد مجموعه‌های مردمی کمک‌گر و یاری‌گر بیمارستان را شامل می‌شدند. مطابق ماده ۱۵ پروتکل دوم، نباید فعالیت پزشکی و ادامه ارائه خدمات درمانی را ممنوع کرد و هرگونه اعمال خشونت‌بار علیه پزشکان، اعم از قتل، انتقال اجباری پزشک یا مداخله در انجام وظایف درمانی آنان، مصداق جنایت بوده و مستند قانونی آن در مقررات بین‌المللی مزبور تصریح شده است؛ بنابراین جنایات ارتکابی منافقین در حمله به بیمارستان اسلام‌آباد غرب از منظر اسناد بین‌المللی قابل بررسی و تطبیق بوده و در چارچوب قواعد حقوق بشردوستانه بین‌المللی ارزیابی می‌شود.</p>
<p>وی افزود: با استناد به مواد ۶۱، ۶۲ و ۶۳ قانون مجازات اسلامی مشتمل بر جرایم و مجازات‌های حدود، قصاص و دیات، حمله مستقیم به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی از این جهت که تمام این واحد‌های درمانی شامل بیمارستان ها، مراکز انتقال و تزریق خون، انبار‌های دارویی و تأسیسات وابسته، اعم از ثابت یا متحرک و دائمی یا موقت، تحت حمایت ویژه حقوق بشردوستانه به لحاظ اسناد مورد حمایت الزام آور قرار دارند.</p>
<p>خاقانی اصفهانی ادامه داد: مطابق ماده ۸ پروتکل الحاقی اول به کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو و همچنین مواد ۱۹،۲۱ و ۲۳ کنوانسیون اول ژنو و مواد ۱۲ و ۱۳ پروتکل الحاقی اول مصوب ۱۹۷۷، احترام و حمایت از اماکن درمانی یک اصل بنیادین است. حتی در صورتی که یک بیمارستان نظامی تلقی شود یا در نزدیکی اهداف نظامی قرار داشته باشد همچنان از حمایت کامل برخوردار است.</p>
<p>وی گفت: در این چارچوب، اقدامات منتسب به متهمان وابسته به سازمان منافقین، از جمله حمله عمدی به بیمارستان امام خمینی (ره) در اسلام‌آباد غرب و تسهیلات درمانی وابسته، به‌عنوان نقض آشکار این قواعد مطرح شد. شواهد موجود در پرونده نشان می‌دهد که این اقدامات منجر به اخلال جدی در فعالیت‌های درمانی و امدادی شده است.</p>
<p>وی افزود: بر اساس حقوق بشردوستانه بین‌المللی، نه‌تنها بیماران، پزشکان، پرستاران، امدادگران و سایر کادر درمانی از حمایت ویژه برخوردارند، بلکه نفس عملیات امدادی و تکلیف آن‌ها به ارائه خدمات پزشکی نیز مورد حمایت صریح کنوانسیون‌های ژنو است. به همین دلیل، هرگونه اخلال عمدی در فعالیت‌های امدادی، از جمله جلوگیری از دسترسی به خدمات درمانی، مانع‌تراشی در روند درمان، تهدید، خشونت و ایجاد آتش‌سوزی در مراکز درمانی، رفتار مجرمانه تلقی می‌شود.</p>
<p>این کارشناس ادامه داد: آنچه در رفتار منتسب به منافقین و بر اساس ادله اثباتی این پرونده مشاهده می‌شود، مصادیق روشنی از تجاوز، خرابکاری و مانع‌تراشی در بیمارستان امام خمینی (ره) اسلام‌آباد غرب است از جمله بهره‌گیری از تجهیزات درمانی برای اهداف نظامی، ایجاد اختلال در ارائه خدمات بهداشتی و جمع‌آوری افراد در محوطه بیمارستان که همگی نشان‌دهنده تحقق رکن مادی جرم و نقض جدی قواعد حقوق بشردوستانه بین‌المللی است.</p>
<p>وی گفت: حقوق بشردوستانه اسلامی را بعد‌ها هزاران سال بعد به طور مضیق‌تر در اسناد شاهد هستیم. در محور چهارم، ایجاد رعب و تهدید علیه بیماران و پرسنل، از این جهت که متهمان اگر با اعمال خشونت و تهدید بیماران و پرسنل را تحت فشار قرار دادند و از این اقدامات به‌عنوان ابزار ارعاب استفاده کردند، این اقدام مطابق ماده ۷۵ پروتکل اول و ۱۴۷ و ماده ۸، ۵، ۲ از اساسنامه دکترین کشتار نظامیان و قتل فجیع است، از جهت فجیع بودن، قساوت خاص و نقض اصل ضرورت، با قصد مستقیم و علم به غیرنظامی بودن قربانیان. حتی با این ساختار شبه‌نظامی که داشتند، تأکید می‌کنیم که گروهک منافقین نه به‌عنوان یک طرف مخاصمه بین‌المللی یا داخلی، بلکه به‌عنوان تروریستی، مشمول این جنایات بین‌المللی است، از این جهت که ورود کیفری بین‌المللی فرد را مسئول می‌داند و محدودیت حقوق بین‌الملل عمومی را از نظر صلاحیت آی‌سی‌جی و دیوان دادگستری که دولت‌ها کنترل موثر دارند، لحاظ می‌کند.</p>
<p>خاقانی اصفهانی گفت: تیرباران مجروحان و بازداشت‌شدگان و دستور عدم اسیرگیری حتی به صورت تلویحی که دلالت بر پاکسازی داشته باشد، کاملاً رکن مادی جنایت بین‌المللی است. یعنی حتی اگر امدادگران، نظامیان یا رزمندگان جمهوری اسلامی را در بیمارستان بکشید و بیان شود که اسیری گرفته نخواهد شد، صرف دستور عدم اسیرگیری و تصریح به واژه «پاکسازی» کفایت می‌کند برای ارتکاب مادی این جنایت. تیرباران مجروحان و بازداشت‌شدگان در تطبیق واضح‌تر با جریان حمله به بیمارستان اسلام‌آباد غرب با تفکیک معیار‌های حقوقی، اعم از معیار جنایت جنگی و معیار جنایت علیه بشریت، قابل بررسی است. از حیث معیار جنایت جنگی، کنوانسیون‌ها و حقوق عرفی بشردوستانه، در حضور مخاصمه مسلحانه بین‌المللی یا ملی و مواجهه با گروه‌های تروریستی، مسئولیت وجود دارد. در صورتی که نقض جدی یا فاحش قواعد حمایتی رخ دهد و نظامیان، مجروحان، اسرا و واحد‌های درمانی مورد حمله قرار گیرند، این اقدامات با معیار جنایت جنگی تطبیق دارد.</p>
<p>وی گفت: در مخاصمات مسلحانه به‌طور مستمر از اعمال خشونت و تهدید علیه بیماران و پرسنل درمانی استفاده شده و این اقدامات به‌عنوان ابزار ارعاب و فشار به‌کار گرفته می‌شود. این رفتارها مطابق ماده ۷۵ پروتکل اول و ماده ۸۵ همان پروتکل، به دلیل فجیع بودن، قساوت خاص و نقض اصول بنیادین از جمله اصل ضرورت، اصل تناسب و اصل تفکیک غیرنظامیان از نظامیان، از مصادیق بارز نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه محسوب می‌شود. از حیث رکن مادی و وضعیت نظامی نیز تأکید می‌کنیم که منافقین نه به‌عنوان یک تابع مشروع در مخاصمه بین‌المللی یا مخاصمه مسلحانه داخلی، بلکه به‌صورت یک گروه سازمان‌یافته با قصد قبلی، آگاهی از پیامدها و با فرماندهی و کنترل مؤثر اقدام کرده‌اند. این موضوع با ضابطه «کنترل مؤثر» که معیار پذیرفته‌شده طبق کنوانسیون منع شکنجه ۱۹۸۴ در مواد ۱ و ۲ و نیز در محورهای تحلیلی حقوق بین‌الملل کیفری است، تطابق دارد.</p>
<p>وی افزود: در محور هفتم، موضوع تیرباران مجروحان و بازداشت‌شدگان، صدور دستور عدم اسیرگیری حتی به‌صورت تلویحی که دلالت بر «پاکسازی» دارد، به‌طور کامل در دایره جنایت بین‌المللی قرار می‌گیرد. حتی اگر به‌صورت صریح ذکر نشود که بیماران، امدادگران یا رزمندگان جمهوری اسلامی هدف قرار گرفته‌اند، به‌کاربردن واژه‌هایی نظیر «پاکسازی» که جنبه‌دار و جهت‌دار است، برای تحقق رکن مادی این جنایت کفایت می‌کند. تیرباران مجروحان در جریان حمله به بیمارستان، در تطبیق با معیارهای عمومی بین‌المللی و همچنین معیارهای ملی، به‌طور روشن مصداق نقض جدی حقوق بشردوستانه است و با توجه به اینکه عملاً با یک گروه تروریستی سازمان‌یافته مواجه هستیم، این رفتارها در صورت ارتکاب همراه با نقض جدی قواعد نظامی، در قالب «جنایت جنگی» قابل طبقه‌بندی و پیگرد است؛ امری که در این واقعه به‌طور کامل شاهد آن بوده‌ایم.</p>
<p>وی گفت: براساس اصول بین المللی و اصول مستقر پس از دیوان کیفری بین‌المللی نورنبرگ به عنوان اولین اصل از دادگاه‌های کیفری بین‌المللی عدم نیاز به مخاصمه مسلحانه برای تطبیق با جنایت علیه بشریت و عدم نیاز مسلحانه و ارتکاب اعمال به صورت گسترده یا سیستماتیک که هم گسترده و هم سیستم منافقین علیه بیمارستان جمعیت غیرنظامی به عنوان یک سیاست یا الگوی قابل اتصال کفایت می‌کند، نتیجه آنکه آتش‌زدن بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، حمله به بیمارستان مرکزی، کشتار غیرنظامیان، رفتار‌های فجیع علیه مجروحان و بیماران، ایجاد مانع بر تداوم خدمات‌رسانی درمانی و مختل کردن انتقال امن بیماران، در مجموع موجب صدمات بسیار گسترده به پیکره حیات بیمارستان و کارکرد درمانی آن شده است؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری موارد حتی امکان شناسایی مراحل بعدی درمان و نجات بیماران از بین رفته است.</p>
<p>مهدی خاقانی کارشناس پرونده اظهار کرد: این هم به خودی خود یکی از حقوق است یکی از جنبه‌های مهم حمایتی برای بهیاران و امدادگران است که نباید موجب تعرض، تهدید یا در واقع هرگونه مجازات جزایی یا انضباطی قرار گیرد. ماده ۱۰ کنونسیون اول ژنو، ماده ۱۱ پروتکل اول و ماده ۸ از پروتکل دوم مستندات عرایض بنده است. منافقین متهم در پرونده اقدام به هدف‌گیری بیماران غیرنظامی کردند که مستقیما در عملیات حضور نداشتند و همینطور نظامیانی که مجروح بودند، کردند.</p>
<p>وی با اشاره به مواد ۱۲ و ۱۴ کنوانسیون ژنو، گفت: علاوه بر جمهوری اسلامی ایران، رعایت مفاد این برای همه دولت‌ها الزامی است. پرسنل پزشکی و امدادگران که مشمول انجام وظایف انسانی و امدادرسانی بوده هدف قرار گرفتند. در این رابطه مستندات بین المللی گسترده‌ای را نه فقط از کنوانسیون پروتکل ۷۷ که از معاهده کنوانسیون منع شکنجه و دیگر اسناد ازالزام‌آور عرفی را به دادگاه ارائه کردیم.</p>
<p>خاقانی بیان کرد: محور سوم آتش زدن اجساد و بی‌رحمی به شهداست. حمایت کیفری از اجساد محوری است که استدعا دارم مقام عالی قضاوت علاوه بر جرایمی که علیه زندگان رخ داده از این حیث که رفتار انسانی حتی در نبرد در میدان نبرد الزام آور است حتما این محور را مورد عنایت ویژه قرار دهند. مواد ۵۱۷ کنوانسیون ژنو، احترام به اجساد، منع مثله کردن، منع بی حرمتی و سوزاندن اجساد به شدت نهی شده و در واقع به رغم عدم شمول صلاحیت زمانی اساسنامه دیوان کیفری بین المللی که از ۹۸ تصویب و از ۲۰۰۲ فعال شده و با استنباط از آموزه‌های دکترینی اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی، صرفا به مثابه یک مقوله دکترینی و علمی کارشناسانانه حقوق کیفری بین المللی مستندات بسیار گسترده‌ای در چهار جرم بین‌المللی موضوع صلاحیت (ICC) دیوان کیفری بین‌المللی هم هست که اینها را می‌توان تداوم دکترین حمایت کیفری از حقوق بشر دوستانه دانست.</p>
<p>وی اضافه کرد: البته در زمان ارتکاب جنایات کنوانسیون‌های ژنو، پروتکل‌های الحاقی و کنوانسون منع شکنجه و دیگر اسناد بین‌المللی کاملا حاکم بر جرایم ارتکابی متهمان هستند. همینطور در بحث حمایت کیفری از اجساد، منع اقدام به سوزاندن اجساد مورد تصریح معاهدات مذکور واقع شده است. اسناد بین‌المللی به قدری از حمایت اجساد تصریح دارند که تاکید می‌کنند حتی اگر این اقدام منطبق بر مقررات عرفی و مذهبی پیروان یک دین خاصی باشد (آنچنان که ما در بودا می‌بینیم) این فرامین و آیین‌های مذهبی هم در وهله فرعی و در درجه دوم قرار دارد.</p>
<p>خاقانی تاکید کرد: جنایتی که توسط منافقین در اسلام آباد غرب رخ داد با توجه به اینکه هر دو گروه طرف جنگ (جمهوری اسلامی ایران و رژیم بعث) همگی مسلمان هستند و ادعای پیروی از اسلام دارند به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست.</p>
<p>غفاری عضو جداشده به عنوان شاهد در جایگاه حاضر شد و گفت: سال ۶۶ توسط مجاهدین اسیر شدم. آن زمان سرباز بودم. شب قبل از عملیات نیرو‌های مجاهدین منطقه را شناسایی کرده بودند.</p>
<p>وی گفت: مجاهدین شب عملیات، مجاهدین به ما حمله کردند و ما را به رگبار بستند، تعدادی مجروح و شهید شدند و تعدادی هم اسیر شدیم.</p>
<p>قاضی گفت: یعنی ۱۷ سال بدون سمت در سازمان بودی؟</p>
<p>ولی‌الله غفاری، عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق، گفت: در ترابری کار می‌کردم و فعالیت‌های مختلفی از جمله ادوات، نفربر و مخابرات را به من آموزش داده بودند در جریان عملیات مرصاد، در اردوگاه بودیم، چون مجروح بودم تحت درمان قرار داشتم. در آنجا کتاب‌ها، عکس‌ها و نشست‌های مختلفی به ما نشان میدادند تا جذب شویم و حقیقت این است که من در آن زمان حتی فارسی هم به‌درستی بلد نبودم.</p>
<p>غفاری ادامه داد:پس از آن، به اردوگاه اشرف منتقل شدیم. فردی به نام ابوالقاسم رضایی مسئول ما بود. او به ما گفت که قرار است به عملیات برویم. من حتی در آن شرایط که عصا داشتم مجبور بودم همراهی کنم. بعد از آن، ما را سوار خودرو کردند و به سمت اسلام‌آباد بردند. مدتی ما را همان‌جا نگه داشتند، در حالی که خودشان عملیات را انجام داده بودند. بعد از مدتی خبر رسید که از طرف ایران حمله شده است.</p>
<p>وی افزود:در آن شرایط گفته می‌شد که تعداد زیادی اسیر و کشته شده‌اند و در آن شرایط ما را با هواپیما منتقل برگرداندند. این وقایع را در همان زمان مشاهده کردم و بخشی از واقعیت‌هایی است که در جریان عملیات مرصاد اتفاق افتاد.</p>
<p>در ادامه داوود حیدری عضو جداشده به عنوان شاهد در جایگاه حاضر شد و قسم یاد کرد که در دادگاه راست بگوید.</p>
<p>حیدری بیان کرد: خرداد سال ۶۷ زمانی که سرباز بودم اسیر شدم.</p>
<p>قاضی دادگاه با اشاره به طولانی شدن جلسه رسیدگی گفت:با توجه به اینکه از ساعات ابتدایی دادگاه زمان قابل توجهی گذشته و نیاز به تنفس داریم، لازم می‌دانم پیش از اعلام تنفس از حضور وکیل متهمان، حاج محمدی، قدردانی کنم. خوشحالیم که حال ایشان بهتر شده و در جلسه حاضر بودند.</p>
<p>وی افزود: از دقت نظر این وکیل، لوایح ارائه‌شده، زمانی که برای طرح ایرادات و نکات حقوقی اختصاص دادند و دغدغه‌مندی ایشان در پاسداری از عدالت، با رعایت اصول قانون اساسی و حقوق متهمان، تشکر می‌کنیم.</p>
<p>در پایان، حجت‌الاسلام و المسلمین دهقانی، زمان ادامه رسیدگی را اعلام کرد و گفت:جلسه بعدی رسیدگی، پس از این تنفس، روز سه‌شنبه ۲۳ دی‌ماه، رأس ساعت ۸:۳۰ دقیقه برگزار خواهد شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67736">گزارش پنجاه‌ و یکمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67736/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قربانی کردن اعضای مجاهدین خلق توسط رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67677</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67677#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 11:45:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67677</guid>

					<description><![CDATA[<p>«رحیمی» عضو جداشده گروه تروریستی مجاهدین، با حضور در دادگاه، به تشریح مشاهدات مستقیم خود از آموزش‌های نمایشی، اعزام‌های کور و قربانی‌سازی نیروهای ناآماده، به‌ویژه زنان، پرداخت. به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، در ادامه رسیدگی قضایی به پرونده جنایات گروه تروریستی مجاهدین، «رحیمی» عضو جداشده این گروه، با حضور در دادگاه، به تشریح مشاهدات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67677">قربانی کردن اعضای مجاهدین خلق توسط رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>«رحیمی» عضو جداشده گروه تروریستی مجاهدین، با حضور در دادگاه، به تشریح مشاهدات مستقیم خود از آموزش‌های نمایشی، اعزام‌های کور و قربانی‌سازی نیروهای ناآماده، به‌ویژه زنان، پرداخت.<br />
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، در ادامه رسیدگی قضایی به پرونده جنایات گروه تروریستی مجاهدین، «رحیمی» عضو جداشده این گروه، با حضور در دادگاه، به تشریح مشاهدات مستقیم خود از آموزش‌های نمایشی، اعزام‌های کور و قربانی‌سازی نیروهای ناآماده، به‌ویژه زنان، پرداخت.</p>
<p>رحیمی با اشاره به مشاهدات خود در اردوگاه اشرف گفت: در اشرف زنانی را می‌آوردند که نه آموزش نظامی دیده بودند و نه حتی شباهتی به نیروهای مستقر در اردوگاه داشتند. مشخص بود برخی از آن‌ها تازه از خارج کشور منتقل شده‌اند. آموزش این افراد، اگر اصلاً بتوان نام آموزش روی آن گذاشت، در حد چند تمرین محدود در یک میدان تیر بود؛ آن هم در شرایطی که بعضی حتی نوبت تیراندازی هم پیدا نمی‌کردند.</p>
<p>این عضو جداشده مجاهدین در ادامه به یکی از عملیات‌ها در منطقه «تنگ حسن‌آباد» اشاره کرد و گفت: وقتی عملیات شروع شد و هواپیما ظاهر شد، من قصد داشتم از خودرو پیاده شوم و برای در امان ماندن روی زمین بخوابم که همان لحظه گلوله‌ای به من اصابت کرد و مجروح شدم. زنانی که همراه ما بودند، حتی بلد نبودند اسلحه را از کدام سمت بگیرند. با این حال، آن‌ها را وارد میدان درگیری کرده بودند. من مجروح روی زمین افتاده بودم و بعد از فریاد و داد و بیداد، مرا به گوشه‌ای کشیدند. تا مدت‌ها اصلاً نفهمیدم هدف این عملیات چه بود و چرا ما را به آن وضعیت کشاندند.</p>
<p>رحیمی با انتقاد صریح از فرماندهان سازمان، خطاب به یکی از مسئولان ارشد گروه گفت: این‌ها جنایاتی است که باید پاسخ تاریخی داشته باشد. چرا این انسان‌های بی‌گناه را برداشتید و به دشت‌های غربت بردید تا به آن شکل کشته شوند؟ چرا کسانی را که هیچ درکی از صحنه نبرد نداشتند، عمداً به میدان مرگ فرستادید؟</p>
<p>وی بخش دیگری از شهادت خود را به موضوع جداسازی کودکان از مادران اختصاص داد و افزود: من صحنه‌هایی را می‌دیدم که بچه‌ها با مادرانشان خداحافظی می‌کردند، بدون اینکه آن زمان بفهمم ماجرا چیست. بعدها فیلم‌هایش منتشر شد و مشخص شد کودکان را از مادرانشان جدا می‌کردند تا مادران را برای عملیات بفرستند. امروز باید پاسخ بدهند که در این عملیات‌ها، چند کودک را یتیم کردند.</p>
<p>این اظهارات، بخشی از اسناد دادگاه درباره ساختار فرقه‌ای، بی‌رحمانه و ابزاری گروه مجاهدین است؛ ساختاری که در آن، جان انسان‌ها، به‌ویژه زنان و کودکان، صرفاً ابزار پیشبرد اهداف سیاسی رهبران سازمان بوده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67677">قربانی کردن اعضای مجاهدین خلق توسط رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67677/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ورود دادگاه محاکمه مجاهدین خلق به جرایم این گروه تروریستی در زمینه حقوق کودکان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67569</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67569#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2025 09:22:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67569</guid>

					<description><![CDATA[<p>در جلسه چهل و ششم دادگاه مجاهدین خلق قاضی دهقانی اعلام کرد: آقای یاسر عزتی در دادگاه حاضر شدند و اعلام کردند که مجموعا سیصد کودک از فرزندان اعضای متهم ردیف اول رو جدا کردند و در کشورهایی مثل آلمان در جاهایی به نام &#8220;های&#8221; نگهداری کردند. از آنجایی که دادگاه در مورد حقوق کودکان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67569">ورود دادگاه محاکمه مجاهدین خلق به جرایم این گروه تروریستی در زمینه حقوق کودکان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در جلسه چهل و ششم دادگاه مجاهدین خلق قاضی دهقانی اعلام کرد: آقای یاسر عزتی در دادگاه حاضر شدند و اعلام کردند که مجموعا سیصد کودک از فرزندان اعضای متهم ردیف اول رو جدا کردند و در کشورهایی مثل آلمان در جاهایی به نام &#8220;های&#8221; نگهداری کردند. از آنجایی که دادگاه در مورد حقوق کودکان حساس است و قوانین داخلی کشور ما هم نسبت به کودکان همین حساسیت رو دارد و بر اساس آنچه از لوایح وکیل شاکی و مستندات قانونی در اختیار دادگاه قرار گرفت طبق ماده 363 از قانون آئین دادرسی کیفری به نظر میرسد دادگاه با یک جرم جدید در خصوص متهم ردیف اول و متهم ردیف دوم و متهم ردیف سوم مواجه هست و طبق ماده 362 و 363 در این خصوص اونچه که از تحقیقات لازم میداند را انجام بده .</p>
<p>هر گونه دستور تشکیلاتی از هر سازمانی برای گرفتن کودک از مادر، انتقال کودک به پایگاه یا کشور های دیگر ، منع مادر یا پدر از ملاقات فرزند از نظر حقوق داخلی ایران باطل و بلا اثر است و انتقال طفل به هر محل نا معلوم و یا خارج از کشور مصداق جرم سنگین آدم ربایی است.</p>
<p>ماده 631 قانون مجازات نگهداری غیر قانونی طفل است. چون سلب حق دسترسی قانونی والدین قانونی حتی طبق بررسی ماده 286 از قانون مجازات چنانچه این عمل سازماندهی بشه، مستمر باشه، و گسترده میتونه مصداق افساد فی الارض باشه و این دادگاه این عنوان اتهامی بر شمرده مغایرت با حقوق کودک برشمرده و از اونجاییکه جدا سازی به اجبار و انتقال بعضی کودکان مخفیانه ، قطع ارتباط با مادر همه ممنوع و نقض جدی حقوق کودک است. حتی اگر پدر یا مادر راضی باشد چون حضانت هم روی حقه و هم روی تکلیفه و مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایرانه و از آنجایی که جمهوری اسلامی ایران در بعضی از کنوانسیونهای بین المللی با حق تحفظ عضو شده این عضویت بعد از عضویت در حکم قوانین جمهوری اسلامی محسوب میشه لذا این عناوین رو مصداق جرم علیه کودکان از سوی متهم ردیف اول تلقی کرده و به این جهت به کار گیری کودکان را جرم میداند و این اعلام جرم را در این دادگاه طبق ماده 279 ،280 ، 286 از قانون مجازات اسلامی جرم میداند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67569">ورود دادگاه محاکمه مجاهدین خلق به جرایم این گروه تروریستی در زمینه حقوق کودکان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67569/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش جلسات ۴۹ و ۵۰ دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67571</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67571#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2025 04:57:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67571</guid>

					<description><![CDATA[<p>چهل‌ و نهمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۲۵ آذر ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67571">گزارش جلسات ۴۹ و ۵۰ دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چهل‌ و نهمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۲۵ آذر ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی به‌صورت علنی آغاز شد.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی، اظهار کرد: امروز چهل‌ونهمین جلسه دادگاه شعبه ۱۱ کیفری استان تهران برابر با کیفرخواست واصله از دادسرای عمومی و انقلاب تهران و به اتهامات متهمین کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق، با حضور رئیس دادگاه کیفری یک، مستشاران، نماینده دادستان، وکلای متهمین، وکلای شکات و نمایندگان حقوقی، به صورت علنی و رسمی آغاز می‌شود.</p>
<p>وی در ادامه گفت: در ابتدا ضروری می‌دانم به عنوان رئیس دادگاه اعلام کنم که این جلسه رسیدگی به استناد قانون و در چارچوب صلاحیت قانونی و به نمایندگی از دستگاه قضایی و ملت عزیز و شریف ایران آغاز شده است. این دادگاه برای کشف حقیقت، رسیدگی منصفانه و اجرای عدالت بر پایه قانون تشکیل شده و موضوع این پرونده اختلاف نظر یا فعالیت سیاسی نیست، بلکه اتهاماتی بسیار جدی و سنگین مربوط به ترور، محاربه، ایجاد رعب عمومی و خشونت سازمان‌یافته علیه جان و امنیت مردم است.</p>
<p>وی افزود: همان‌طور که همه مستحضرند و می‌دانند، مخالفت سیاسی جرم نیست، اما خشونت، ترور، شکنجه و ریختن خون افراد بی‌گناه در هیچ نظام حقوقی قابل توجیه نیست. این دادگاه بر اساس دادرسی عادلانه، حق دفاع متهمان، بی‌طرفی قضایی، اتکا به ادله معتبر و اصل قانونی بودن جرم و مجازات در حال رسیدگی است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی تصریح کرد: باید میان آنچه که در دفاعیات بر اساس حقوق دفاعی متهم در بسیاری از جوامع میان اتهامات مرتبط با اقدامات تروریستی و اقدامات عادی تفاوت قائل می‎شوند، این دادگاه بر اساس توازن و با فراهم کردن آزادی کامل برای متهمان در انتخاب وکیل، از جمله انتخاب آزادانه وکیل تسخیری یا تعیینی و با تأکید بر حقوق قانونی متهمان و اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنای رسیدگی خود را قرار داده است.</p>
<p>وی ادامه داد: از این رو همان‌گونه که بار‌ها اعلام شده این دادگاه برای متهمان حق انتخاب آزادانه وکیل را به رسمیت می‌شناسد. با این حال پیش از شروع اظهارات وکلای شکات و سایر اعضای حاضر در جلسه دادگاه ضروری می‌دانم مجدداً بر شکایت رسمی واصله به دادگاه تأکید کنم؛ شکایتی که در خصوص دو اقدام رخ‌داده در اتحادیه اروپا و در سرزمین اتحادیه اروپا به دادگاه واصل شده و در آن تقاضای تعقیب مسئولان دولتی دو کشور انگلستان و فرانسه و علاوه بر آن کشور آلمان مطرح شده است.</p>
<p>قاضی افزود: شکایتی که ابتدا به دادگاه واصل شده، ناظر بر محتوای پخش‌شده از سوی رسانه وابسته به متهم ردیف اول است که به‌صورت فیزیکی در کشور انگلستان مستقر بوده و برنامه‌های آن از طریق اپراتور‌های ماهواره‌ای که تحت مالکیت کشور فرانسه قرار دارند، پخش می‌شود. برابر شکایت واصله محتوای برنامه‌های پخش‌شده از سوی این رسانه شامل تشویق مستقیم به خشونت، تشویق نمادین به خشونت، تمجید و مشروع‌سازی عملیات مسلحانه و قهرمان‌سازی از عاملان خشونت بوده و همین موارد سبب طرح شکایت رسمی به این دادگاه شده است.</p>
<p>وی در ادامه اظهار کرد: بر اساس این شکایت، تحت تعقیب قرار دادن افرادی که این رسانه را در سرزمین خود میزبانی کرده و امکانات پخش این برنامه‌ها را در اختیار آنان قرار داده‌اند، مورد مطالبه قرار گرفته است. اعلام می‌کنیم که بر اساس شکایت واصله دادگاه نمی‌گوید انگلستان یا فرانسه حامی این اقدامات تلقی می‌شوند مگر آنکه از محتوای خشونت‌آمیز آگاه بوده، امکان مداخله قانونی داشته و اقدام مؤثری انجام نداده باشند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی بیان کرد: بر این اساس و با توجه به تعهدات ضدتروریسم هر دو کشور، به‌ ویژه اصول مندرج در حقوق بین‌الملل، آنچه امروز بر اساس شکایت روی میز این دادگاه قرار دارد، طرح موضوع مسئولیت بین‌المللی کشور انگلستان و کشور فرانسه ناشی از ترک فعل است که در مرحله نخست از سوی شکات مطرح شده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی اضافه کرد: افراد ارائه دهنده لایحه به دادگاه مدعی هستند علاوه بر ترک فعل، حمایت فعال دو کشور در صورت عدم اقدام موثر نسبت به شکایات واصله را به خود این کشور‌های مورد اشاره ارائه خواهند داد. آنچه که مورد نظر است، ارتباط محتوا با ترکیب واقعی خشونت و دعوت یا مشروع‌سازی خشونت بر اساس برنامه‌های این رسانه مورد شکایت قرار گرفته است.</p>
<p>وی با تاکید بر اینکه تشویق به خشونت یا تمجید عملیات مسلحانه غیرقانونی برای هر رسانه‌ای قابل تعقیب است، گفت: اقدامات کشور انگلستان و فرانسه در صورت بی‌عملی از حیث تعهدات بین‌المللی قابل سوال است. نکته مهم این است که این شکایت رسمی به آفکام و نهاد‌های اروپایی تقدیم دادگاه شده و عنوان اصلی آن تشویق به خشونت و قهرمان‌سازی متهمان این کیفرخواست که متهم به هواپیماربایی، بمب‌گذاری، شکنجه و کشتار غیرنظامیان هستند، است؛ لذا براساس تعهدات بین‌المللی کشور‌ها تمجید این افراد بر اساس این اقدامات در هر رسانه‌ای جرم محسوب می‌شود و نیازمند نظارت بسیار بی‌طرفانه و منصافانه دولت‌های فرانسه و انگلستان بر برنامه‌های پخش شده مورد شکایت است؛ لذا این دادگاه این شکایت را از طریق مراجع قانونی و ذی‌صلاح به اطلاع کشور‌ها خواهد رساند.</p>
<p>قاضی دادگاه مجاهدین خلق تصریح کرد: آنچه که خط قرمز است موجب مسئولیت رسانه و دولت میزبان می‌شود عبارت است از تشویق به خشونت به صورت مستقیم و غیرمستقیم، دعوت به کشتار و بمب‌گذاری و عملیات مسلحانه، تحریک مخاطبان به مشارکت در خشونت حتی در قالب تحلیل سیاسی، پیام کادر مرکزی یا یادمان افراد کشته شده سازمان، تخلف و جرم محسوب می‌شود.</p>
<p>وی ادامه داد: همچنین تبلیغ یا ترویج گروهی که قبلا در لیست‌های تروریستی کشور‌های اروپایی بودند؛ اگر رسانه مذبور عملیات مسلحانه گذشته را توجیه و اعضای کادر مرکزی را قهرمان‌سازی کند و از زبان نمادین برای مشروع‌سازی خشونت استفاده کند، جرم است. تشویق به خشونت نیازمند نظارت فعال دولت‌های انگلستان و فرانسه است و اگر اخطار رسمی ندهند، نظارت نکنند و مجوز پخش را لغو نکنند حامی فعال تلقی می‌شوند؛ لذا دادگاه به این دولت‌ها اعلام می‌کند که محتوا بر اساس شکایت متفاوت از نقل سیاسی بوده و بر اساس شکایت شکات، دعوت یا مشروع‌سازی خشونت مورد شکایت واقع شده است.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: ضرورت دارد بعد از دریافت این شکایت از طریق مبادی رسمی و بین‌المللی نسبت به نظارت فعال در این خصوص اقدام کند، اما قسمت دوم دعوت از متهمین پرونده به عنوان سخنران در پارلمان‌های اروپایی است. نکته بسیار مهمی که بر اساس تعهدات بین‌المللی در خصوص مبارزه با تروریسم توسط کشور‌های اروپایی تنظیم شده این کشور‌ها نمی‌توانند از متهمین اقدامات تروریستی به ویژه اتهام‌های بمب‌گذاری، هواپیماربایی، شکنجه کودکان و افراد غیرنظامی در سرزمین خود میزبانی یا مجالی برای سخنرانی ترتیب دهند.</p>
<p>وی افزود: دادگاه تاکید و بیان می‌کند اتهامات متهمین بر اساس تعهدات بین‌المللی پارلمان اتحادیه اروپا مکلف است بر اساس تعهدات بین‌المللی خود از دعوت از متهمین اقدامات بمب‎گذاری، شکنجه کودکان و غیرنظامیان و هواپیماربایی خودداری کند.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: مریم قجر عضدانلو یا مریم رجوی از متهمین اصلی این پرونده بوده و اتهام آن مستند به کیفرخواست در خصوص بمب‌گذاری، هواپیماربایی و اقدامات خشونت‎بار به صورت کادر مرکزی با سازمانی در گروهی دارای سابقه عملیات مسلحانه، سابقه در لیست قرار گرفتن افراد و سازمان‌های تروریستی قرار داشته لذا دعوت از مریم رجوی که در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا حتی در حال حاضر نیست، اما سابقه رهبری گروهی با عملیات مسلحانه را داشته باشد دعوت رسانه‌ای از او بدون توجه به حقوق قربانیان مورد شکایت یعنی قربانیان ترور، کودکان، زنان و افراد غیرنظامی که در این دادگاه شکایت خود را تقدیم داشته‌اند، استاندارد دوگانه اتحادیه اروپا را در عدم تعهد به تعهدات بین‌المللی خود اتحادیه اروپا را نشان می‌دهد.</p>
<p>وی گفت: لذا باید میان یک دعوت قانونی و دعوت غیرقانونی بر اساس تعهدات اروپایی پارلمان اتحادیه اروپا تفاوت قائل شود و بدانند دعوت از فردی که متهم به فراخوان‌های متعدد برای قیام و عملیات مسلحانه، اتهامات متعدد در هواپیماربایی و کشتار غیرنظامیان، زنان و کودکان است بر اساس پیمان‌ها و معاهدات ضدتروریستی منعقد در اروپا قابل تعقیب قانونی حتی در اروپا است.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: آنچه که توسط شکات به دادگاه تقدیم شده تقاضای تحت تعقیب قرار دادن افرادی از کشور‌های اروپایی با لیست و نام مشخص است که این افراد بر اساس معاهدات بین المللی سرزمین خود اجازه چنین اقدامی را نداشتند از اینرو دادگاه شکایت واصله را که خواستار تعقیب مقامات اروپایی در دعوت برای سخنرانی در پارلمان اروپا و عدم نظارت بر محتوای پخش شده از روی رسانه وابسته متهم ردیف اول است را به کشور‌های مورد اشاره تقدیم خواهد کرد.</p>
<p>قاضی گفت: انسان‌های آزاده به سوءظن به اقدامات کشور‌هایی که استاندار‌های دوگانه را ملاک عمل خود قرار داده‌اند می‌نگرند. اما این بار این اتهامات بمب‎گذاری، هواپیماربایی، شکنجه و کشتار کودکان و زنان و غیر نظامیان است، اقداماتی که صرف اتهام، حقوقی را برای قربانیان و شکات و دادگاه‌های صالح برای رسیدگی ایجاد می‌کند.</p>
<p>وی گفت: با توجه به دو لایحه واصله از وکلای شکات و متهمین که نسبت به انتشار مطالب به صورت علنی تاکید دارند، به رسانه تاکید می‌شود، مطالب کامل منتشر شود. انتشار کامل مطالب در دادگاه علنی یک الزام قانونی است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح، وکیل شکات در جریان جلسه دادگاه و در راستای تبیین جنایات تروریستی گروه مجاهدین خلق، خطاب به دادگاه اظهار کرد: در این جلسه و در ارتباط با تبیین جنایات تروریستی گروهک منافقین لازم می‌دانم عرض کنم که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با یک گروهک طرف هستیم که تمامی این افراد مسلح و مباشر جرم هستند و بزه افساد فی‌الارض، محاربه و بغی نسبت به تک‌تک این افراد صادق است.</p>
<p>وی افزود: حتی اگر هیچ‌کدام از جنایات دیگر این گروهک از جمله جنایات تروریستی، بمب‌گذاری‌ها، اقدامات انجام‌شده در عملیات‌های مهندسی و ترور ۱۷ هزار انسان بی‌گناه در این کشور را در نظر نگیریم صرفاً همین یک عملیاتی که اینها انجام دادند یعنی عملیات تروریستی موسوم به فروغ جاویدان که چند جلسه است در رابطه با آن صحبت می‌کنیم برای انتساب این سه عنوان اتهامی به تمامی اعضای کادر مرکزی سازمان کفایت می‌کند.</p>
<p>وکیل شکات تصریح کرد: ما با سازمانی طرف هستیم که سه عملیات انجام داده و انسان‌های بی‌گناهی را کشته است. سازمانی که بنا به گفته خودش، در یک عملیات بیش از ۸ هزار نفر را کشته و زخمی کرده و در عملیات فروغ جاویدان نیز بنا به اذعان، اقرار و تبلیغات رسانه‌ای خود بیش از ۵۵ هزار نفر را کشته یا زخمی کرده و با افتخار هم از این اقدامات نام می‌برد و اعلام می‌کند که این افراد را کشته است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح ادامه داد: واقعاً محل تعجب است که در دادگاهی که بیش از ۲۰۰ شاهد حضور پیدا کرده و شهادت داده‌اند، در دادگاهی که بیش از ۵۰ نظر کارشناسی ارائه شده و در دادگاهی که این تعداد از شکات برای طرح شکایت حضور یافته‌اند باز هم برخی از وکلای متهمان پشت تریبون قرار می‌گیرند و اعلام می‌کنند که هیچ دلیلی ارائه نشده و چارت سازمان ارائه نشده است.</p>
<p>وی افزود: من در این جلسه می‌خواهم نسبت به تک‌تک این متهمان عرض کنم که این افراد مباشر جرم بوده‌اند و به خود سلاح بستند حتی فرمانده محور بوده‌اند و در عملیات شرکت داشتند، همچنین مرتکب قتل شده‌اند. این‌طور نبوده که این متهمان صرفاً معاونت در جرم یا فقط معاونت در کشتار گسترده داشته‌اند بلکه اتفاقاً اینها مباشر جرم بوده‌اند.</p>
<p>وکیل شکات با اشاره به ارکان مادی جرایم مورد استناد گفت: اگر بخواهیم ارکان مادی این سه عنوان را مرور کنیم در جرم محاربه، حقوقدانان بر این موضوع بحث دارند که دست به سلاح بردن و آشکار کردن سلاح برای تحقق رکن مادی محاربه کافی است. اگر رکن معنوی قصد ایجاد رعب و وحشت محقق شود نتیجه در بزه محاربه اهمیت ندارد یعنی همین که شخصی سلاح بکشد، سلاح را آشکار کند و رعب و وحشت ایجاد شود و قصد آن را داشته باشد برای تحقق عنوان محاربه کفایت می‌کند.</p>
<p>وی اظهار کرد: سوال من این است افرادی که مسلح وارد خاک کشور شدند و به اسلام‌آباد غرب حمله کردند به‌گونه‌ای که مردم آن شهر از ترس فرار کردند و خود این افراد نیز اذعان می‌کنند که مردم شهر را تخلیه کرده بودند، مردم از ترس چه کسی تخلیه کردند؟ از مسلحین شما از توپ و تانک شما فرار کردند. اینها مصادیق روشن تحقق محاربه نیست؟</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح در ادامه به موضوع افساد فی‌الارض اشاره کرد و گفت: در بحث افساد فی‌الارض موضوع ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ قانون‌گذار دو ضابطه معین و مشخص تعیین کرده است یک ضابطه عینی مانند سببیت در فساد عامه، اخلال گسترده در نظم عمومی، افساد و اخلال در نظام، شکست جبهه اسلام و تسلط دشمن بر اراضی که این ضابطه عینی به ما می‌فهماند که اگر در خارج گستردگی جنایت محقق شد و فساد به قدری وسیع بود که دیگر امکان چشم‌پوشی از آن وجود نداشت، عنوان افساد فی‌الارض تحقق پیدا می‌کند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: در ضابطه شخصی نیز همین است و قصد اخلال گسترده در نظم عمومی، ایجاد ناامنی، ایراد خسارت عمده یا اشاعه فحشا و فساد در حد وسیع یا علم به موثر بودن آنها که قصد را می‌رساند، این هم ضابطه شخصی است که قانونگذار برای ما مشخص کرده است. حال در جایی که متهم ردیف ۲ پرونده مسعود رجوی است، اظهارات این شخص را قبل از عملیات فروغ جاویدان کامل در جلسه دادگاه قرائت کردم که خودش اذعان می‌کند که ما باید این شهر‌ها را تصرف کنیم.</p>
<p>وی افزود: همچنین تاکید می‌کند باید به نهاد‌های دولتی حمله کنیم و پایگاه‌های ارتش و نیروی انتظامی را تسخیر کنیم و کنترل شهر را در دست بگیرید و اگر کسی مانع شما بود ولو مردم عادی بودند آنها را نیز بکشید. ۵۵ هزار نفر کشته و زخمی شوخی نیست. در رکن مادی بزه بغی موضوع ماده ۲۸۷ از قانون مجازات اسلامی رکن مادی را قانونگذار اینگونه تبیین کرده است که قیام مسلحانه باشد و این قیام علیه اساس نظام رخ دهد و به صورت گروهی و سازمان یافته باشد.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: آیا این موارد محقق نشده است و آنها به صورت سازمان‎یافته اقدام نکردند؟ قیام‎شان مسلحانه و علیه نظام نبوده؟ و در رکن معنوی‎اش می‌توان خللی وارد کرد؟ آیا می‌توان شبهه‌ای وارد کرد؟ اینها قصد ارتکاب این رفتار را نداشتند؟ افرادی که حاضر بودند علم به اهداف گروه نداشتند؟ متهم ردیف دوم مسعود رجوی قبل آن جلسه گذاشته و اهداف گروه را برای آنها تشریح کرده است.</p>
<p>وی تأکید کرد: اینجا کسی وجود دارد که بتواند ادعا کند در عملیات فروغ جاویدان بوده، اما علمی به اینکه اهداف مسعود رجوی چه بوده، نداشته باشد؟ نکته‌ای که من در جلسه گذشته اشاره کردم؛ برای اینکه این سه جرم محقق شوند الزاماً اینطور نیست که بگوییم که از آنجاکه ارکان مادی آنها متفاوت است پس نمی‌توانند در یک مصداق جمع شوند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: دو شاهد از دکترین حقوقی و سایر اعضا و حقوقدانان آوردم که همه اشاره کردند که این سه بزه می‌تواند در مصداقی جمع شود. بدین معناکه یک مصداق خارجی اتفاق بیفتد که هم شامل بغی، هم محاربه و هم افساد فی‌الارض. حال با توجه به ارکان مادی بزه بغی، محاربه و افساد فی الارض، می‌خواهم بگویم این موضوع را ساده نبینید، یک گروهک تروریستی قطعاً فرماندهانی دارد قطعاً کادر مرکزی دارد، برخی طراح عملیات هستند، برخی شرکت کننده در عملیات هستند و ساختار پیچیده‌ای دارد که در ادامه عرض می‌کنم.</p>
<p>وی گفت: اگر اجازه بفرمایید پاورپوینت متهمین پرونده را برای پخش در دادگاه تحویل واحد رسانه دادم.</p>
<p>قاضی گفت: موضوعش چیست؟</p>
<p>حجت‎الاسلام والمسلمین مداح، گفت: نقش هر یک از این متهمین پرونده است که اینها مباشرت در جرم داشتند اینها خودشان مسلح بوده و در عملیات هم شرکت کردند یعنی اگر ما حتی بگوییم که شرط بغی اسلحه به دست گرفتن است که چنین چیزی را دکترین حقوقی نگفتند و بنده حداقل سه نظریه مشورتی در همین دادگاه اعلام کردم؛ اما اینها بغی مسلحانه انجام دادند. مسعود رجوی خودش مسلح و طراح عملیات بوده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مسعود مداح وکیل شکات پرونده، اظهار کرد: مسعود رجوی متهم ردیف ۲ پرونده، مؤسس و پایه‌گذار ارتش ضد خلقی و ضد انسانی منافقین است که حداقل سه عملیات گسترده علیه مردم ایران انجام داده است. همکاری با رژیم بعث عراق، هدایت، کنترل و راهبری تیم‌ها در قتل‌های گسترده، تهیه و تجهیز ادوات جنگی، صدور فرمان حملات نظامی و مشارکت در عملیات‌های تروریستی، صادر کننده دستور جنگ مسلحانه که با اساس نظام جمهوری اسلامی است در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و اقدامات تروریستی گروهک از جمله اتهامات اوست.</p>
<p>وی افزود: من در ادامه کلیپی را به واحد رسانه ارائه کردم که در این کلیپ شخص مسعود رجوی نشسته و تیم‌های عملیاتی را در جنگ هدایت می‌کند و در جریان ریز جزئیات است. خودش با هلیکوپتر در منطقه عملیاتی حاضر می‌شود و خودش نیز مسلح است. این شخص التماس صدام می‌کند که ادوات نظامی در اختیارش قرار دهد تا بتواند به مردم ایران حمله کند.</p>
<p>وکیل شکات پرونده تصریح کرد: همه اینها تحت تعقیب پلیس اینترپل هستند، اعلان قرمز هم دارند و شماره اعلان قرمز این افراد را خدمت دادگاه ارائه می‎کنم.</p>
<p>وی افزود: متهم ردیف سوم مریم قجرعضدانلو جانشین فرمانده ارتش ضد خلقی منافقین است. همکاری با رژیم بعث، هدایت، کنترل و راهبری تیم‌ها در قتل‌های گسترده و کشتار جمعی، صدور فرمان حملات نظامی، (فیلم وی را در جلسه دادگاه ارائه دادیم که در عملیات‌های تروریستی شرکت داشته و دستور شروع عملیات را داده است)، مشارکت در عملیات‌های تروریستی، شرکت در عملیات‌های آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان، مسئول هدایت عملیات‌های نظامی و تروریستی داخل کشور نیز از دیگر اتهامات اوست.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح بیان کرد: متهم ردیف چهارم مهدی ابریشچمی از مسئولین عملیات مهندسی و ترور‌های دهه ۶۰ بود. وی یکی از طراحان شکنجه‌گری و آدم‌ربایی است. او مسئول پشتیبانی تیم‌های مسلح در ۱۳۶۰ است و برای اعضا، اسلحه، خانه تیمی و پول تأمین می‌کرد. ابریشمچی مسئول پشتیبانی ستاد فرماندهی درسال ۱۳۶۵، فرمانده ستاد قرارگاه و معاون ستاد قرارگاه عملیات‌های آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان بوده است. این شخص در عملیات فروغ جاویدان معاون محور تهران بود یعنی کسی که قرار بوده تهران را به خیال خام تصرف کند، همین مهدی ابریشمچی بود.</p>
<p>وی اضافه کرد: متهم ردیف پنجم زهره اخیانی در گردان‌های مختلف مسئولیت داشته و در عملیات فروغ چلچراغ و آفتاب شرکت داشته است. راه‌اندازی و هدایت تیم‌های تروریستی واحد‌های مرزی (بیش از صد حمله تروریستی به واحد‌های مرزی و پاسگاه‌های مرزی ما داشتند که متهم ردیف پنجم مسئول راه‌اندازی و هدایت این تیم‌ها بود). وی مسئول تیم‌های عملیاتی دانش‌آموزی در سال ۱۳۶۰ نیز بوده است.</p>
<p>وکیل شکات پرونده گفت: فهیمه اروانی متهم ردیف ۶ که مسئول آموزش کل ارتش بوده و معاونت‌های مختلفی در ارتش را مسئولیت داشته است. وی مسئول طراحی و هدایت تیم‌های خمپاره‌زنی در داخل کشور بوده است. شرکت در عملیات‌های تروریستی آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان نیز از دیگر اتهامات اوست.</p>
<p>وی اضافه کرد: مهدی براعی متهم ردیف ۷ پرونده مسئول هدایت بمب‌گذاری‌های سال ۶۳ تا ۶۴ در داخل کشور و فرمانده محور و مسئول تسخیر اسلام‌آباد غرب در عملیات فروغ جاویدان بوده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح، با تشریح ابعاد جنایات ارتکابی در عملیات موسوم به فروغ جاویدان اظهار کرد: در جریان این عملیات طبق شهادت شهود عینی و افرادی که در صحنه حضور داشتند به بیمارستان حمله شد و حتی به بخش زایمان بیمارستان نیز رحم نکردند؛ مادر و فرزند تازه متولدشده را به رگبار بستند؛ اجساد را از بیمارستان خارج کرده و به آتش کشیدند.</p>
<p>وی افزود: همچنین چندین نفر از اعضای کادر جهاد سازندگی را به دار آویختند و اجساد آنها را از تیر‌های چراغ برق‌های شهر آویزان کردند. این فرد فرمانده محور و مسئول تصرف و تسخیر اسلام‌آباد غرب بوده و مسئول چک و بررسی عملیات‌های خمپاره‌زنی در داخل کشور نیز بوده است.</p>
<p>وکیل شکات در ادامه با اشاره به مژگان پارسایی متهم ردیف ۸ پرونده، گفت: مژگان پارسایی مسئول قرارگاه اشرف و جانشین مریم قجر عضدانلو و طراحی و هدایت تیم‌ ترور شهید صیاد شیرازی را بر عهده داشته است. شخصاً در عملیات‌های تروریستی سازمان از جمله آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان شرکت داشته و فرمانده یکی از قرارگاه‌های ارتش ضدخلقی منافقین بوده که مسئولیت حمله به نقاط مرزی مانند قصرشیرین و سایر مناطق را بر عهده داشته است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح با اشاره به زهرا مریخی، متهم ردیف ۹ پرونده، اظهار کرد: زهرا مریخی شخصاً در تیم‌های ترور دهه ۶۰ و خانه‌های تیمی حضور داشته، مسئول ستاد تبلیغات بوده و عضو شورای راهبری و مسئول هماهنگ‌کننده دفاتر ریاست‌جمهوری منافقین محسوب می‌شده است.</p>
<p>وی افزود: این شخص که ظاهراً در بخش رسانه و تبلیغات فعالیت داشته در همین عملیات‌ها افرادی را به عنوان خبرنگار و نیرو‌های رسانه‌ای به‌کار می‌گرفتند که در بخش لجستیک سازمان فعالیت می‌کردند و مأموریت آنها بزرگنمایی اقدامات، به تصویر کشیدن جنایات و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم ایران بوده است.</p>
<p>وکیل شکات ادامه داد: نکته مهمی که شهود حاضر در جلسه دادگاه به آن شهادت دادند این است که همین شخصی که مسئول رسانه بوده مسلح بوده است. ما در این پرونده ۱۰۶ متهم داریم. اینها مسلحین تروریست هستند، همگی سلاح به دست داشته‌اند و همگی مرتکب قتل شده‌اند.</p>
<p>وی در ادامه با اشاره به محمدعلی توحیدی، متهم ردیف ۱۰ پرونده، گفت: این متهم مسئول بخش نظامی سازمان بوده و شخصاً در عملیات تروریستی فروغ جاویدان شرکت داشته و مسئول نشریه مجاهد نیز بوده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح درباره علی خدایی‌صفت متهم ردیف ۱۱ پرونده، اظهار کرد: این متهم فرمانده چند تیم عملیاتی بوده و در ترور‌های دهه ۶۰ نقش فرماندهی داشته و در عملیات فروغ جاویدان، فرمانده تیپ بوده و فرماندهی بخش‌های مختلف ارتش ضدخلقی منافقین را بر عهده داشته است.</p>
<p>وی افزود: مهدی خدایی‌صفت متهم ردیف ۱۲ پرونده نیز شخصاً در عملیات‌های تروریستی فروغ جاویدان، آفتاب و چلچراغ حضور داشته، مسئول طرح و برنامه‌های ارتش بوده و از اعضای کمیته اطلاعات و عملیات سازمان در آلبانی محسوب می‌شود.</p>
<p>وکیل شکات در ادامه به عباسعلی داوری متهم ردیف ۱۳، اشاره کرد و گفت: این متهم فرمانده تیپ و مسئول تسخیر همدان در عملیات فروغ جاویدان بوده و از ارائه‌دهندگان اطلاعات جنگی و جاسوسی به استخبارات عراق محسوب می‌شود. این شخص یکی از رابطین اصلی سازمان با استخبارات عراق بوده و مسئول روابط سازمان منافقین با مسئولان رژیم عراق در هنگام اجرای عملیات‌های تروریستی سازمان بوده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح درباره سیدمجید سیدالمحدثین متهم ردیف ۱۴ پرونده، اظهار کرد: این متهم عضو ستاد فرماندهی کل در عملیات‌های تروریستی آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان بوده و مسئول مذاکره با مقامات آمریکایی جهت مسترد کردن تسلیحات سازمان و مسئول برگزاری تجمعات در دهه ۶۰ بوده است.</p>
<p>وی ادامه داد: این افراد هر کدام در مقاطعی مسئولیت‌های مختلفی در سازمان داشته‌اند؛ گاهی فعالیت سیاسی، گاهی مسئولیت مالی، گاهی رسانه‌ای داشته‌اند، اما نکته اساسی این است که همه آنها روزی سلاح به دست گرفتند و علیه مردم خودشان و هموطنانشان اقدام کردند با سلاح به مردم حمله‌ور شدند و این اقدام تروریستی ماهیتی جز بغی، افساد فی ‎الارض و محاربه ندارد.</p>
<p>وکیل شکات بیان کرد: با توجه به اینکه، اینها سازمان‎یافته عمل کردند و دست به اقدام علیه امنیت و اساس نظام زدند و دنبال کشتار جمعی مردم بودند، هر سه عنوان اتهامی نسبت به همه افراد صادق است.</p>
<p>وی افزود: صدیقه حسینی متهم ردیف ۱۵، رئیس ستاد ارتش و معاون پشتیبانی و اطلاعاتی ارتش بوده و الان نیز مسئول کانون‌های شورشی سازمان است. این جرایم تروریستی گروهک منافقین مستمر بوده و ساعتی متوقف نشده است.</p>
<p>وکیل شکات بیان کرد: محمد طریقت منفرد متهم ردیف ۱۶ پرونده عضو کادر مرکزی منافقین در شاخه نظامی، مسئول آموزش و اعزام تیم‌های خمپاره‎زنی در دهه ۷۰ در داخل کشور، مسئول تهیه بمب، سلاح، مهمات و طراحی عملیات‌های هواپیماربایی، ترور و گروگان‎گیری بوده است.</p>
<p>مهوش سپهری متهم ردیف ۱۷ پرونده شخصا در عملیات تروریستی فروغ جاویدان با سمت فرماندهی شرکت کرده، فرمانده محور و فرمانده معاونت آموزش ارتش ضد خلقی سازمان منافقین، جانشین ارتش و توجیه‎کننده تیم‌های تروری بوده که سازمان به داخل کشور اعزام می‌کرده است.</p>
<p>قدسی خرازیان متهم ردیف ۱۸ پرونده در خانه‌های تیمی و ترور‌های دهه ۶۰ فعال بود و در عملیات فروغ جاویدان شرکت داشته، معاون واحد مخابرات ارتش ضد خلقی منافقین هم بوده است.</p>
<p>مهناز سلیمانیان متهم ردیف ۱۹ در ترور و عملیات‌ها شرکت داشته و مسئول شنود بی‎سیم‌ها در ارتش بوده است.</p>
<p>محسن سیاه‎کلاه متهم ردیف ۲۰ مسئول بخش نظامی سازمان، طراح انفجار ۷ تیر و ۸ شهریور در سال ۶۰ بوده و در تیم‌های عملیات‌های ترور دهه ۶۰ فعالیت داشته، فرمانده گردان بوده و در عملیات آفتاب، مسئول آتش‎بار و در عملیات چلچراغ مسئول توپخانه بوده است.</p>
<p>مریم فضل مشهدی متهم ردیف ۲۱ در بخش نظامی سازمان فعالیت داشته و مسئول جذب و پذیرش نیرو‌ها بوده و مسئولیت نشریه مجاهد هم در برهه‌ای برعهده داشته است.</p>
<p>خانم شادلو متهم ردیف ۲۲ پرونده، عضو واحد پرسنلی ارتش بوده و یکی از افرادی که برای ارتش ضد خلقی منافقین جذب انجام می‌داده است، افرادی را از اروپا و نقاط دیگر جذب می‌کرده تا جذب ارتش شوند، همین متهم ردیف ۲۲ است. او در عملیات فروغ جاویدان شرکت داشته است، فرمانده یگان و جانشین فرماندهی ارتش هم در برهه‌ای از زمان برعهده داشته است.</p>
<p>ژیلا دیهیم، متهم ردیف ۲۳ در خانه‌های تیمی منافقین در سال ۶۰ فعالیت داشته فرمانده لشکر و معاون قرارگاه در کشور عراق بوده است و در عملیات‌های تروریستی شرکت داشته است. تشکیل طراحی و هدایت تیم ترور شهید لاجوردی را هم این ملعونه برعهده داشته است. این شخص توسط دستگاه قضایی در سال ۶۰ دستگیر و سپس عفو شده و بعد عضو سازمان شده و این جنایات را مرتکب شده است. یکی از درخواست‌های موکلین من این است که خروجی این دادگاه مجازات چنین افرادی باشد؛ اینطور نباشد که یک نفری آمد و عفو شد و دوباره به سازمان ملحق شده و بمب‎گذاری و آدمکشی انجام داد.</p>
<p>ابوالقاسم رضایی متهم ردیف ۲۴ پرونده که فرمانده تیپ در عملیات فروغ جاویدان بوده و در خانه‌های تیمی بوده است و عملیات پرسنلی و قضایی ارتش هم داشته است.</p>
<p>وکیل شکات اظهار داشت: سردسته همه این افراد مسعود رجوی است و همانطور که در فیلم مشخص است همه اینها لباس نظامی پوشیدند و رژه می‌روند و اسلحه به دست گرفتند. حتما نباید تیراندازی صورت گرفته باشد و همین که اسلحه به دست گرفته‌اند و قیام کردند مشمول عنوان باغی هستند و مستند به مواد ۲۷۹، ۲۸۶ و ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و همچنین ماده ۱۹۸، ۱۹۹ و ۲۰۰ قانون حدود و قصاص مصوب ۱۳۶۱ تقاضای انتصاب سه بزه بغی، افسادفی‎الارض و محاربه را برای تمامی متهمین پرونده و سببیت افسادفی‎الارض نسبت به شخصیت سازمان حقوقی سازمان منافقین دارم و از جانب موکلین خودم از محضر دادگاه تقاضا دارم تعقیب متهمین و مجازات آن‌ها را با قوت به پیش ببرد.</p>
<p>وی افزود: در جلسات ۲۸ و ۲۹ به طور مفصل عرض کردم که با یک سازمان منسجم طرف هستیم و سازمان منسجم اینگونه نیست که حدود ۱۰ نفر باهم جمع شوند و بروند از یک بانک دزدی کنند بلکه اینها یک سازمان مافیای و تروریستی هستند که یک جرم سازمان‎یافته انجام می‌دهند که نتیجه آن ارعاب و جنایات گسترده که به ادعای خودشان تنها در یک عملیات ۵۵ هزار نفر را کشته‌اند و یک شهر را تصرف و بیمارستان را تخریب و اجساد را آتش زده‌اند، پس این‎گونه نیست که همه افراد این گروهک در خط مقدم باشند و تیراندازی کنند و ما بخواهیم فقط آن افرادی را که در خط مقدم بوده‌اند مجازات کنیم. اینها قاعدتا بخش پشتیبانی و تیم‌های رسانه‌ای دارند که جنایات را با هدف ارعاب مردم رسانه‌ای کنند و فضای رسانه‌ای برای تضعیف جبهه خودی و ملت ایران و حتی مسئولین آموزش مختلفی دارند و نکته مهم این است که اینها همه زنجیره‌های یک چرخ دنده هستند که نتیجه آن نسل‎کشی است.</p>
<p>وکیل شکات گفت: در همین ساختار عملیات تروریستی فروغ جاویدان، یک عده به عنوان راننده ادوات نظامی یا نیروی اطلاعاتی و گشتی سعی کردند تا نیرو‌های خودی را شناسایی و گرای لازم را برای بمباران مواضع به دشمن بدهند. پس این شخص مشمول عنوان مفسدفی‎الارض نیست؟ همه این افراد در یک ارتش تروریستی و نظامی سازمان‌دهی شده و سلاح به دست داشتند و یک عنوان کلی دارند که مشارکت در کشتار مردم ایران است.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح گفت: معاونت در کشتار گسترده مردم و ایجاد اخلال در نظم عمومی و جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، موضوع افساد فی الارض در قانون ماست و همان چیزی که یک بار در این دادگاه عرض کردم، همان چیزی که دنیا به آن تروریست گفته و از تروریسم تعریف می‌کند، دقیقاً منطبق با عنوان افساد و محاربه ماست. به عنوان مثال مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه سال ۱۹۹۶ در تعریف تروریسم بیان می‌کند: اقدامات جنایی با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان عامه مردم یا در بند ب ماده ۲ کنوانسیون بین‌المللی مقابله با تامین مالی تروریسم مصوب ۱۹۹۹ در تعریف تروریسم آوردند، هر اقدامی که به قصد کشتن یا صدمه جدی به هر فرد غیر نظامی یا هر شخص دیگری که در مخاصمات جنگی مشارکت ندارند، صورت پذیرد.</p>
<p>وی گفت: حمله مسلحانه به یک شهر کردند و مردم بی‌گناه از رعب و وحشت فرار کردند و حتی به مردمی که فرار کردند نیز هم رحم نکردند، در تنگه چهارزبر شهادت دادند که اینها وقتی پشت جمعیت مردم گیر کردند، شروع به کشتار مردم کردند. آنها حتی به بیمارستان رحم نکردند. حال این عملیات تروریستی نیست؟ این محاربه نیست؟ این بغی نیست؟</p>
<p>حجت‎الاسلام والمسلمین مداح، گفت: مطابق آنچه در تصویر مشاهده می‌کنید، چارتی است که مسعود رجوی در عملیات تروریستی فروغ جاویدان تقسیم وظایف کرده است. سه جلسه قبل، اظهارات مسعود رجوی که مندرج در نشریه مجاهد بود را در دادگاه قرائت کردم که قبل از عملیات فروغ جاویدان است و تا دو و نیم نصف شب هم این صحبت‌های او با تمام اعضا در قرارگاه اشرف طول می‌کشد و در آنجا تقسیم وظایف می‌کند که به عنوان مثال ببینید، مسئول ستاد سیاسی سید محدثین می‌شود که متهم ردیف ۱۴ پرونده است. مسئول تدارکات عملیات فروغ ثریا شهری متهم ردیف ۵۱ پرونده است.</p>
<p>وی تاکید کرد: در بخش لجستیک و پشتیبانی عملیات فروغ، مسئول اردوگاه اسرا، صادق سادات دربندی است که متهم ردیف ۸۰ پرونده است، حسن نظام‎الملکی متهم ردیف ۱۰۴ این پرونده نیز مسئول بخش هوانیروز است که با هوانیروز عراق به جهت اینکه بمباران هوایی شهر‌ها را انجام دهند، همکاری می‌کرد. اینها گرا می‌دادند تا عراقی‎ها بمباران هوایی کنند و پشتیبانی انجام شود و آنها به زعم خودشان ۴۸ ساعته تا تهران بیایند.</p>
<p>حجت‎الاسلام والمسلمین مداح، گفت: واحد ترابری که مسئول این بود که اولاً خودرو‌ها را چک کند تا خودرو‌هایی را اضافه در محل مستقر کنند که به محض اینکه خودرویی از کار افتاد، جایگزین یا تعمیر کند تا این گروهک تروریستی با سرعت زیاد بتوانند تا تهران بیایند. او، محمود قجر عضدانلو متهم ردیف ۳۶ پرونده است. مسئول دفتر ستاد نظامی سهیلا صابر متهم ردیف ۸۵ پرونده است.</p>
<p>وی گفت: محور‌هایی را مسعود رجوی مشخص می‌کند، فرمانده تیپ‌هایی را مشخص می‌کند که فرمانده تیپ چنانچه نماینده حقوقی ارتش و کارشناس‌ها هم نظر دادند، تیپ‎شان، تیپ نظامی مراد نبوده و افرادش خیلی کمتر از تیپ نظامی بوده و فقط اسمش را تیپ گذاشتند تا ادعا کنند تعدادشان خیلی زیاد است. فرماندهی محور کرند و اسلام آباد با مهدی براعی متهم ردیف ۷ پرونده و محمود عطایی فرمانده محور تهران و متهم ردیف ۲۶ پرونده بوده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح در جلسه دادگاه با تأکید بر نقش مستقیم اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق در عملیات‌های نظامی، اظهار کرد: تمامی اعضای این کادر همگی بدون استثنا در عملیات‌های مسلحانه شرکت داشته‌اند و مسلح بوده‌اند. این افراد مباشر در جرم بغی، محاربه و افساد فی‌الارض بوده‌اند.</p>
<p>وی افزود: در ادامه سوالی از دادگاه و دولت‌های اروپایی مانند فرانسه و نهاد‌های بین‌المللی مطرح می‌کنم، بر اساس ماده ۱۲ اساسنامه آی‌اس‌تی و مواد ۷، ۸ و ۶ اساسنامه روم دیوان کیفری بین‌المللی، صدام ملعون به دلیل کشتار سیستماتیک غیرنظامیان، شکنجه، آدم‌ربایی و قتل‌های گسترده مورد تعقیب و محاکمه قرار گرفت و مجازات شد. نکته قابل توجه این است که مجازات صدام به خاطر دستور مستقیمی بوده که صدام بخاطر حمله گسترده علیه جمعیت غیر نظامی داده است.</p>
<p>وکیل شکات ادامه داد: سوالی می‎خواهم بپرسم، صدامی که جنایات جنگی انجام داده و در حکم محاکمه‎اش محکوم به نسل‌کشی شده، محاکمه می‎شود و ۱۱ فرمانده وی نیز مجازات می‌شوند، اما چرا مسعود رجوی که شریک جرم صدام بوده و در بسیاری از جنایات علیه غیرنظامیان مشارکت داشته و معاون جرم بوده است، مجازات نمی‌شود؟</p>
<p>وی تأکید کرد: نام مسعود رجوی و اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق در فهرست تروریست‌ها ثبت شده و ارتباط تنگاتنگ آنها با صدام ثابت شده است. این افراد در بسیاری از عملیات‌ها مشارکت داشته و مرتکب جنایات علیه مردم عراق و ایران شده‌اند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح، افزود: از جانب موکلین خود از دستگاه دیپلماسی کشور تقاضا داریم پیگیری بین‌المللی نسبت به این موضوع انجام شود. این خواسته شکات و بزه‌دیدگان پرونده است.</p>
<p>وی در ادامه به پاسخ اظهارات وکیل متهمان در جلسه قبل پرداخت و گفت: ساختار تشکیلاتی این گروهک مداوم در حال تغییر است. گاهی افرادی که در رده‌های دیگر سازمان فعالیت می‌کردند در یک عملیات تروریستی مانند فروغ جاویدان نقش افسر گرفتند و مسلحانه اقدام کردند.</p>
<p>وی بیان کرد: محمود عطایی که متهم ۲۶ پرونده است در عملیات آفتاب و چلچراغ نقش جدی دارد و در عملیات چلچراغ فرمانده محور بوده است. این شخص در دفتر سیاسی سازمان فعالیت می‌کند یعنی به ظاهر در تشکیلات سازمان در سال ۱۳۶۴ نام وی را در دفتر سیاسی سازمان بیان کردند، اما این شخص همان شخصی است که مسلحانه در عملیات آفتاب و چلچراغ حضور پیدا می‌کند و بعداً در همایشی از تعداد کشتگان نام می‌برد.</p>
<p>وی افزود: همچنین محمد صادق سادات دربندی و محسن سیاه‎کلاه که نقش‌های جدی در عملیات‌های تروریستی داشتند صرفاً عضو مرکزیت سازمان هستند یعنی مشاهده می‌کنید افراد ممکن است در جا‌های مختلفی در سازمان پراکنده و فعالیت داشته باشند، اما بنا به اظهارات شهود و بنا به گواهی مستندات و گواهی تاریخ اینها افرادی بودند که در عملیات‌های تروریستی، اقدام مسلحانه انجام دادند.</p>
<p>وکیل شکات پرونده تصریح کرد: این اقدامات جرم حدیست، حد هم دچار مرور زمان نمی‌شود. جرایم امنیتی موضوع ماده ۳۶ نیز دچار مرور زمان نمی‌شوند؛ لذا من از ریاست محترم دادگاه و قضات گرامی تقاضای تعقیب، مجازات و منتسب کردن سه بزه محاربه، افساد فی‌الارض و بغی را نسبت به تمامی اعضای این سازمان و گروهک تروریستی و متهمین پرونده خواستارم.</p>
<p>سپس محمدی، وکیل متهمان پرونده در جایگاه حاضر شد و با تقدیر از قاضی دادگاه، بیان کرد: شما در جلسه قبل و بعد از سخنان نماینده دادستان در خصوص وکلا گفتید که وکلا مدافع جرم نیستند بلکه مدافع حق انسان‌ها و مدافع اصل بنیادینی هستند که هیچ اتهامی هیچگاه بدون پاسخ نمی‌ماند. شما گفتید وظیفه وکیل تضمین فرصت برابر برای موکل و جلوگیری از تضییع حقوق انسانی است. عدالت زمانی کامل است که دفاع شنیده شود و وکیل بتواند آزادانه و بدون ترس و محدودیت از حق انسانی خود دفاع کند.</p>
<p>وی افزود: اتهاماتی که به موکلان من نسبت داده می‌شود باید فرد به فرد و اتهام به اتهام به صورت جداگانه بررسی شود. همین امروز وکیل شکات پرونده آمد و اتهاماتی را نسبت به موکلان من صرفا ادعا کرد. اسم آورد و ادعا‌هایی را نیز مطرح کرد، اما دلیلی برای اتهامات نیاورد. آیا در مورد امر ثبوتی در دادگاه صحبت می‌کنیم یا امر اثباتی؟</p>
<p>وکیل متهمان پرونده، گفت: همین امروز شما شاهد بودید وکیل شکات ۲۰ اسم را خواند به نوعی یکی، یکی گفتن فلان کار را انجام داده است. وقتی قرار است نسبت به یک فرد صحبت بشود باید عنوان اتهامی و ادله آن هم بررسی شود. ایشان سه جلسه قبل حرفی را زده یا مثلا مستندی را آورده و ادعایی را نیز مطرح می‌کند که اینها در این فضای محکمه گم می‌شوند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح، بیان کرد: اگر بیان کردم محمود عطایی متهم ردیف بیست‎وششم نقش گسترده‌ای در عملیات‌های آفتاب، چلچراغ و مرصاد داشته است، بر اساس شواهد، این متهم حداقل در شش سند از نشریه مجاهد که در دادگاه ارائه شده به صراحت اقرار کرده است که فرمانده محور بوده و اقدامات مشخصی از جمله تصرف مکان‌ها و قتل افراد را انجام داده است. ارائه مدارک و مستندات، از جمله فیلم‌ها و اظهارات اعضای جداشده، شفافیت لازم را برای دادگاه ایجاد می‌کند تا نقش تک‌تک متهمان در عملیات‌ها و اقدامات تروریستی به‌روشنی مشخص شود.</p>
<p>قاضی گفت: ارائه نمودار‌ها و اسناد مرتبط با انتساب و نقش هر متهم در عملیات‌ها باید به گونه‌ای باشد که امکان دفاع قانونی برای وکیل متهم فراهم شود.</p>
<p>محمدی، وکیل متهمان، در مقام دفاع از موکلان خود، به موضوع انتساب عنوان فرمانده محور تهران پرداخت و اظهار کرد:تا جایی که بنده متوجه شده‌ام، عملیات فرمانده محور تهران زمانی آغاز می‌شود که نیرو‌ها حداقل از قزوین عبور کرده و به سمت تهران حرکت کنند.</p>
<p>حجت‎الاسلام والمسلمین مداح، افزود: آیا این افراد مسلح وارد کشور نشده‌اند؟</p>
<p>قاضی بیان کرد: چون در شهادت شاهد اشاره شد که تقسیم وظایف صورت گرفته بوده و بر اساس این تقسیم حتی در زندان‌ها نیز پیام‌ها منتقل می‌شده است. براساس شهادت شاهد، مسئولیت این افراد فرماندهی محور تهران در صورت رسیدن بود. شما می‌توانید در زمان تفهیم اتهام اشاره کنید نظر به عدم وقوع یا وقوع، آیا این اتهام قابل تعقیب، مجازات است یا خیر. اما این تقسیم وظایف است به همین دلیل نهایت فرمایش شما این باید باشد که یا این جرم محقق نشده یا این اتهام، به دلیل عدم تحقق درخصوص فرماندهی قابل انتساب نیست. آنچه در لایحه وکیل به دادگاه ارائه شده، این است که تقسیم وظایف در یک گروه مسلحانه جرم است.</p>
<p>وکیل شکات که خواستار پخش کلیپی در دادگاه بود در پاسخ به سوال قاضی که این کلیپ در بردارنده چه بخشی از اظهارات شما است، گفت: در عملیات فروغ جاویدان، متهم ردیف دوم و سوم طراح عملیات و آمریت در جنایات گسترده علیه تمامیت جسمانی افراد و همچنین معاونت را برعهده دارند.</p>
<p>در ادامه جلسه دادگاه این کلیپ پخش شد.</p>
<p>وکیل شکات، گفت: مسعود رجوی، متهم ردیف دوم و متهم ردیف سوم، مریم رجوی، افرادی بودند که در عملیات‌ها در اتاق فرماندهی بودند و طراحی عملیات کنترل، راهبری و هدایت تیم‌های عملیاتی با دستور مستقیم آنها انجام می‌شده است و در جنایات علیه مردم ایران و تمامیت جسمانی افراد آمریت داشتند. حداقل جرمی که اینها مرتکب می‌شوند معاونت در کشتار وسیع و جنایات گسترده است که دقیقاً موضوع جرم افسادفی‎ الارض است.</p>
<p>وی افزود: این همه مقاومت برای چیست؟</p>
<p>قاضی گفت: منظورتان از مقاومت چیست؟</p>
<p>وکیل شکات، گفت: مقاومت از جانب وکلای متهمین که نمی‌خواهند این موضوع را بپذیرند. اگر یک جستجوی ساده در سیمای نفاق و رسانه‌های منتسب به موکلین خود انجام دهند، می‌بینند که موکلین‌شان با افتخار هرچه بیشتر از این جنایات نام می‌برند و اتفاقاً افرادی که ما نام بردیم به عنوان قهرمان در سایت خودشان نام می‌برند. با این عنوان که فلانی قهرمان بود برای اینکه مسئول فلان محور در عملیات فروغ جاویدان بود و خودشان از این کشتار در رسانه‌های منتسب به خودشان که منتسب به شخصیت حقوقی است و این دیگر قابل انکار نیست و در کیفرخواست هم مندرج شده، با افتخار نام می‌برند.</p>
<p>وی گفت: بدین ترتیب هم زحمات کیفرخواست را زیر سؤال می‌برند و هم اینکه می‌خواهند بگویند سندی نیست. پس این اسنادی که تاکنون به دادگاه ارائه کردیم و شهودی که شهادت دادند، چه بوده است؟ چه مدارکی باید بیاوریم که ثابت شود متهمین پرونده، در این عملیات شرکت داشتند و مسلح هم بودند.</p>
<p>وکیل شکات، گفت: عیسی آزاده یکی از شهود هم اکنون در دادگاه حاضر است و می‌تواند تک تک متهمین کیفرخواست را نام ببرد که آیا سلاح بدست گرفتند یا خیر؟</p>
<p>قاضی گفت: وظیفه وکیل متهم همانطور که توضیح دادم دفاع است. ایراد اینها این است که آنچه که بیان می‌شود در استناد به اتهامات انتسابی مشخصاً به کدام بخش از ادله اثباتی برای دلالت بر اتهام از سوی وکیل شکات به تفکیک بیان می‌شود؟ این ایراد، ایراد واردی است که خودتان در لایحه رعایت کردید و عین همان نیز در اختیار افراد قرار بگیرد.</p>
<p>عیسی آزاده، عضو جدا شده گروه مجاهدین خلق در جایگاه حاضر شد و گفت: بنده ۲۰ سال آزاده هستم و آخرین رده تشکیلاتی من در سازمان مجاهدین، عضو هیات اجرایی یا کادر مرکزی بوده که مربوط به قبل از سال ۱۳۷۰ و وقوع انقلاب ایدیولوژیک است و بعد از آن به عنوان معاونت ستاد با رده MO بودم و مدت حضورم در تشکیلات بین سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۱ است و قبل از آن هم در دانشگاه در فاز سیاسی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ با این سازمان همکاری داشتم. در سال ۱۳۹۱ از قرارگاهی به نام لیبرتی که در واقع یک قرارگاه ترانزیت در نزدیک فرودگاه بغداد بود از تشکیلات جدا شدم و در سال ۱۳۷۳ به دلیل وضعیتی که در تشکیلات داشتم در آنجا زندانی و به شدت شکنجه شدم و جزو نیرو‌های مغضوب رجوی در تشکیلات بودم.</p>
<p>وی یادآور شد: من و سایر دوستانم که از تشکیلات جدا شده‌ایم، متخصصین و کارشناس حقوقی نیستیم و نمی‌خواهیم با ادله حقوقی در رابطه با افرادی که در اینجا متهم هستند قیام کنیم و در واقع می‌خواهیم به عنوان شاهد، حقایق را براساس سوگندی که خورده‌ایم بیان کنیم.</p>
<p>آزاده در خصوص عملیات فروغ جاویدان بیان نمود: قبل از این عملیات، سازماندهی تشکیلات به صورت افراد ۷۰ تا ۸۰ نفری بود که به آنها گردان رزمی می‌گفتند که در چندین نقطه از عراق مستقر بودند تا عملیات به طور نامنظم انجام شود. این عملیات، اهداف مدنظر صدام را برآورده نکرد و در این بین نیز چندین عملیات کوچک نیز صورت گرفت که چندین اسیر گرفتند؛ بنابراین در سال ۱۳۶۶ اتفاق عجیبی در تشکیلات افتاد و ساختار عوض شد و رجوی اعلام کرد براساس تکامل جنگ تصمیم به تاسیس ارتش آزادی‎بخش ملی گرفتند و این ارتش با هدف بلوف سیاسی و فریب اذهان و شست‌وشوی مغزی ما بود، در صورتی که صدام از رجوی خواسته بود که دیگر آن عملیات پاسخگو نیستند و باید متوجه این موضوع باشیم و در این رابطه نیز یک کتاب توسط خانم سینگلتون تحت عنوان ارتش خصوصی صدام نوشته شد.</p>
<p>وی افزود: بعد از آن تعدادی قرارگاه در تشکیلات در عراق به وجود آمد که شامل یک قرارگاه در شمال کرکوک بود که فرماندهان آن ابراهیم ذاکری و محمود مهدوی بودند.</p>
<p>آزاده در ادامه گفت: اشرف هم یک قرارگاه مستقل تشکیل داده بود که فرمانده آن عطایی بود و نظام‎الملکی، هادی‎نژاد، مریخی، خراسان، اسماعیلیان، خوشنویس و &#8230; افراد زیر دست او بودند. اینها در یک مقطع تا قبل از عملیات آفتاب، عملیات گردانی انجام می‌دادند، در شهر کرکوک عراق قرارگاه دیگری ایجاد گردید و در شهر ابوغریب قرارگاه دیگری بود که مقر اصلی رجوی گردید و فرمانده آن قرارگاه مهدی براعی بود و این شخص کلا مسئول اطلاعات و شناسایی بود و در عملیات فروغ جاویدان نیز قبل از حضور نیرو‌ها به عنوان مسئول شناسایی در آن‌جا حضور داشت. در عملیات فروغ جاویدان از خسروی تا گردنه پاطاق حتی یک نیروی مجاهدین حضور نداشت و کل عملیات توسط مهندسی سپاه دوم عراق و توپخانه عراق انجام گرفت که آن منطقه به طور کامل پاکسازی شد و معبر‌ها باز شد.</p>
<p>وی درباره صحبت رجوی درخصوص عملیات چلچراغ اظهار داشت: تا ساعت ۱۲:۳۰ خط شکسته نشد و آن جبهه‌ای که به آن حمله شده بود ۸ کیلومتر عرض و ۲۰ کیلومتر عمق داشت که مقر لشکر تا آن پلی که منفجر کردند حدود ۱۰۰ کیلومتر داشت و عراقی‌ها به رجوی گفته بودند که از ۱۲ شب به بعد همه افراد قتل عام می‌شوند. در آن عملیات به گفته رجوی ۸۰ گردان توپخانه عراق به مدت ۶ ساعت آتش‎باری کردند تا خط شکسته شد.</p>
<p>آزاده، ادامه داد: در نشست رهبری توجیهی که با حضور رجوی در اشرف در ۳۱ تیرماه برگزار شد ما شرکت کردیم و تمام فرماندهان محور‌ها را نفر به نفر صدا کرد و مسئولیتشان را پرسید. بعد از این جلسه و در سوم مرداد همه یگان‌ها براساس ماموریت در داخل قرارگاه اشرف جمع شدند و رجوی شخصاً از آن‌ها بازدید کرد و بعد از آن فرمان پیشروی داده شد. نیروی پیش قراول در عملیات جاویدان و به همراه عراقی‎ها، مهدی براعی بود. ایشان در داخل یک نفربر که مخصوص فرماندهی بود جابجا می‌شد و خیلی اتفاقات عجیبی از خسروی تا سر پل ذهاب افتاد، تمام اموال مردم غارت می‌شد و احشام مردم از بین رفتند و تعدادی از مردم به اسارت گرفته شدند. دو نفر از دوستان سابق من که الان هم در آلبانی هستند به دلیل تسلط بر زبان عربی و آموزش‌هایی که در بخش هوانیروز عراق دیده بودند، در آنجا به همراه خلبان‌های عراقی بودند و نفرات رابط خلبان‌ها بودند و در این موقعیت فرمانده و رابط هوایی آقای نظام‎الملکی بود که یکی از القابش حسن هوایی بود که رجوی این لقب‌ها را به افراد براساس مسئولیت‌هایشان می‌داد.</p>
<p>عیسی آزاده، عضو جداشده از گروه مجاهدین خلق، ادامه داد: مختصات اعلام‌شده به خلبانان اشتباه بود و بسیاری از تیپ‌ها که مأموریتشان تهران، همدان، قزوین و اراک بود، به مقصد نرسیدند. با این حال، تا آخرین لحظه، تمامی افرادی که از قرارگاه اشرف خارج شدند، با چنگ و دندان جنگیدند. محمود عطایی و ابراهیم ذاکری شخصاً در میدان حضور داشتند و نیرو‌ها را هدایت می‌کردند.</p>
<p>وی گفت: در منطقه گردنه حسن‌آباد، با وجود پدافند هوایی محدود و آموزش ناکافی، نیرو‌ها تلاش کردند هواپیما‌ها و اهداف متحرک را هدف قرار دهند، اما بسیاری از موشک‌ها پیش از رسیدن به مقصد از بین رفتند. من شخصاً با چشمان خودم شاهد بودم که مجروحان یکدیگر را حمل می‌کردند.</p>
<p>وی ادامه داد: اقدامات انجام‌شده به‌صورت انتحاری بود و شدت و خشونت آن صد برابر بیشتر از جنایاتی بود که در زمان خودمان توسط داعش شاهد بودیم.</p>
<p>عیسی‌ آزاده، عضو جدا شده گروه مجاهدین خلق، تصریح کرد: چند موضوع را باید به استحضار دادگاه برسانم که خودم شاهد آنها بودم و دیدم. یکی در رابطه با کشتاری که در بیمارستان اسلام‌آباد غرب است. دو فرمانده محور فعال آنجا وجود داشت که همه کار‌ها را انجام می‌دادند؛ کنترل شهر و بیمارستان نیز در دست آنها بود. یکی افسانه شاهرخی که الان در آلبانی است و یکی هم به نام فاطمه رمضانی یا سرور همسر سابق محمد سیدالمحدثین بود. این دو نفر آن جنایت عجیب و غریب غیرانسانی را در اسلام‌آباد رخ دادند و حتی مجروحین را کشتند.</p>
<p>وی افزود: موضوع دیگری که من از فاصله ۵۰ متری شاهدش بودم این بود که پنج نفر را در دشت حسن‌آباد گرفتند و معلوم نبود که این ۵ نفر بسیجی بودند یا مردم عادی. روز چهارم از طرف محمود عطایی دستور آمد که اسرا اعدام شوند. شخصی به نام کاتیسا معروف به حسام شهیدزاده اهل خوزستان که در حال حاضر در قید حیات است این پنج نفر را به رگبار بست و اعدام کرد. اسم و رسم آن شهدا را نمی‌دانم.</p>
<p>عیسی‌آزاده در رابطه با فرمان عقب‌نشینی نیز گفت: عقب نشینی را به عنوان اینکه عقب‎نشینی هست به ما اعلام نکردند، شاید به فرمانده تیپ‌ها اعلام کرده ولی ما متوجه نشدیم. در عملیات نظامی سخت‌ترین عملیات، عملیات عقب‎نشینی است مخصوصاً اگر زیر فشار باشید. آن زمان عقب‌نشینی ما اینطوری بوده که از جلو فشار نیرو‌های مجاهد بود، از جناحین نیز نیرو‌های مدافع فشار می‌آوردند. از پشت سر هم به ما فشار می‌آوردند و بیشترین تلفات سازمان مجاهدین در هنگام عقب‌نشینی بود.</p>
<p>در ادامه جلسه دادگاه وکیل متهمان، در جریان پرسش از عیسی آزاده، عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق، سوالاتی را درباره نحوه آموزش‌های نظامی و سازماندهی نیرو‌ها مطرح کرد.</p>
<p>محمدی، اظهار کرد: شما در دانشگاه‌های عراق آموزش دیده‌اید؛ تحت نظر ژنرال‌های عراقی آموزش تاکتیک دیده‌اید؟</p>
<p>آزاده، ادامه داد: بعد از عملیات فروغ جاویدان، در آنجا جمع‌بندی شد که دیگر با دستگاه پیاده امکان انجام عملیات وجود ندارد. در سال ۱۳۷۰ آموزش زرهی برای کل تشکیلات گذاشته شد و تعداد زیادی تانک مدل قدیمی روسی به یک سری داده شد برای اینکه این‌ها به کار گرفته می‎شود باید افراد می‎رفتند جا‌های مختلف آموزش می‎دیدند.</p>
<p>این عضو جداشده، افزود: زمانی که ارتش، زرهی می‎شود باید فرمانده گروهان، فرمانده گردان، فرمانده تیپ و فرمانده لشکر داشته باشد و باید حداقل مدرک لیسانس می‌داشتند. ما را به آنجا آوردند و امتحان گرفتند که ۱۲ نفر از ما در آن امتحان قبول شدیم. بعد از آن ما با کادر تشکیلات به پایگاهی در یک شهر منتقل شدیم و وارد دانشگاه شدیم و به ما آموزش تخصصی دادند.</p>
<p>محمدی، وکیل متهمان گفت: در زمان حمله به ایران نقش شما چه بود؟</p>
<p>آزاده در ادامه توضیح داد: کل دوره آموزش ۴ روز بود. یکسری افراد از خارج آورده بودند که اصلا نمی‌دانستند سلاح چیست. کل آموزشی که دادند ۶ ساعت بود و چون فوری بود هر شخصی را بدون آموزش و اطلاعات تقسیم‎بندی کردند و به من سلاح چهارلول دادند که در مسیر خراب شد. ما منتظر تجهیزات هوایی بودیم که قرار بود منتقل و به بخش‌های دیگر وصل شود، ولی این اتفاق اصلا رخ نداد.</p>
<p>وی گفت: رجوی چند نفر نیروی کلیدی داشت که یکی از آن‌ها احمد واقف بود، دیگری ابریشمچی بود و دیگری هم عطایی و عباسعلی جابرزاده، انصاری و توحیدی که افراد حلقه نزدیک به او بودند. رجوی می‌گفت: در فتح تهران بزرگترین پیروزی ما این است که مرز خسروی را فتح کنیم. بعد از آن جاده آسفالت بوده و کسی هم نیست.</p>
<p>وکیل متهمین گفت: نظارت بر نیرو‌های عراقی کار آقای براعی بود؟</p>
<p>شاهد پاسخ داد: بله. صد در صد.</p>
<p>وکیل شکات، گفت: خواهش دارم از شاهد این سوال پرسیده شود که آیا متهمین پرونده یا کلاً اعضای سازمان کسی بوده که در این عملیات مسلح نباشد و کسانی که مسلح نبودند چه کار‌هایی کردند و افرادی که مسلح بودند چه کار‌هایی انجام دادند؟</p>
<p>شاهد گفت: چند اروپایی هم در اردوگاه داشتیم. خانمی بود که همسر یکی از اطرافیان رجوی بود بنام حبیبی. در پاریس بود. آن خانم به اصطلاح امدادگر از بیمارستان‌های پاریس بود. او امدادگر و پزشک بود. تمام دکتر‌هایی که کار پزشکی انجام می‌دادند به آنها سلاح داده بودند و هیچکس بدون سلاح از اردوگاه اشرف پای خود را بیرون نمی‌گذاشت.</p>
<p>وکیل شکات، گفت: این ایرادی هم که حالا چندین بار مطرح شد، شما دو جلسه قبل توضیحات داده و فرمودید که دیگر اعتراض نسبت به شهود را از این باب قبول نمی‌کنم. هر جلسه یکی از وکلای متهمین از شما سوال می‌پرسند از این جهت که خود شما چه کاره بودید تا شاهد را در معرض اتهام قرار بدهند.</p>
<p>قاضی گفت: آقای وکیل اینجا اعتراض شما به این معنا وارد است که دادگاه توضیح داد که اعضای جداشده در جهت احراز عدالت با توجه به توبه انجام شده، شهادت اینها مخالف موازین قانونی نیست. نکته‌ای را هم لازم می‌دانم خیلی سریع و مختصر عرض کنم. شاید در ذهن وکلا این تاثیر را بگذارد. ببینید در خصوص ماهیت توبه واقعیت این است که ماهیت حد و حدود فقه امامیه و اسلامی، مجازاتی که حق‎الله محور آن است، هدف اصلی از توبه اعاده رابطه مجرم با خدا، بازدارندگی و اصلاح نفس مجرم است نه صرفا تنبیه مادی یا ایجاد مجازات.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: یعنی اگر جرمی سخت اثبات می‌شود با چهار بار اقرار که توضیح دادیم، چرا چهار بار؟ چرا چهار بار جلسه؟ چرا اتحاد مواضع؟ به جهت اینکه سختی در اثبات حتی به اقرار در این جرایم ماهیت قضایی با سوءظن نگاه می‌کند. معتقد است شاید بار اول بر اثر هیجانات بوده و بار دوم متوجه عواقب اعمال نیست، به جهت سوءظن و حفاظت عرض کردم در نظام قضایی اسلامی غیر نظام امامیه، یک دیوار بلندی به دور هر انسانی حتی بعد از اتهام وجود دارد و این دژ بزرگ حفظ حقوق متهم است و هیچکس به راحتی نمی‌تواند از این دژ عبور کند و حتی به متهم برسد حتی در جرائم حدی مانند محاربه.</p>
<p>قاضی دهقانی، گفت: نکته‌ای که در توبه وجود دارد و مجدد توضیح می‌دهم حتی اگر از این دژ با آن توضیحاتی که جلسه قبل دادم عبور کرد و به متهم رسید، توبه و بخششی که مقابل متهم وجود دارد؛ یک توبه قبل از قبض یا اثبات است، یعنی دستگاه قضایی و حاکم به این افراد مسلط نشده. این توبه نشان‎دهنده قطع فعل و اصلاح قلبی است.</p>
<p>وی گفت: اجرای حد هم برای اصلاح روحی و بازگرد مجرم دیگر ضرورت ندارد، زیرا خودش اصلاح کرده و اتفاقاً این دوره قبل از تسلط در نظام‌های قضایی مشابه وجود دارد یعنی همکاری‌هایی که قبل از دستگیری متهمین یا مجرمین با نظام‌های پلیسی یا قضایی انجام می‌دهند بسیار شبیه توبه قبل از تسلط است.</p>
<p>قاضی گفت: اگر فردی، مانند این اعضای جداشده، قبل از اعمال قدرت حاکمیت توبه کند، هدف اصلاح شخصی محقق شده و اساساً اجرای حد ضرورت ندارد.</p>
<p>وی گفت: شریعت، توبه را یک راه حقیقی برای اصلاح فرد می‌داند. توبه، رابطه فرد با خداوند را اصلاح می‌کند. نکته‌ای که بسیار مهم است و شاید به فهم بهتر این موضوع کمک کند، این است که دستگاه قضایی به عامل معنوی توجه دارد. وقتی گفته می‌شود توبه موجب سقوط حد می‌شود، این نکته بسیار مهم است؛ یعنی سقوط مجازات، نه صرفاً تعلیق یا تخفیف آن. البته ممکن است مسئولیت کیفری یا ضمانت‌های مدنی همچنان باقی باشد، اما آنچه مورد تأکید است این است که در جرایم حدی، به دلیل بعد &#8220;حق‌اللهی&#8221; آنها در نظام قضایی اسلامی و قانون مجازات اسلامی ایران، هدف اصلی بازدارندگی و اصلاح جامعه است.</p>
<p>قاضی گفت: هدف اصلی اجرای حد، تحقق همین بازدارندگی و اصلاح است. توبه صادقانه نشان می‌دهد فرد از ادامه فساد و خشونت منصرف شده است. رابطه این موضوع با حق‌اللهی بودن جرم در همین نکته نهفته است. فقها بر این اساس استدلال می‌کنند و دکترین حقوقی نیز باید به آن توجه کند که مرکز انگیزه اصلی ارتکاب جرم، سرپیچی از خداوند است. توبه دقیقاً این مرکز اصلی را هدف قرار می‌دهد؛ یعنی اگر ارتکاب جرم به‌عنوان سرپیچی از حق‌الله از بین برود، عامل معنوی ارتکاب نیز از میان می‌رود.</p>
<p>وی گفت: اصولاً مجازات یا پیگرد‌های مدنی برای بازگرداندن فرد بر اساس همان عاملی است که موجب ارتکاب جرم شده است. در جرایم حق‌اللهی، خداوند می‌فرماید این فرد از من سرپیچی کرده است؛ اگر جرم به افراد دیگر ضرر زده باشد، آن مسئولیت‌ها به جای خود باقی است، زیرا توبه صرفاً جنبه الهی دارد و مسئولیت مدنی را از بین نمی‌برد. آنچه مدنظر است این نکته است که افراد پس از توبه، انگیزه اصلی ارتکاب جرم را دیگر ندارند.</p>
<p>قاضی گفت: پس از توبه دیگر انگیزه اصلی ارتکاب را ندارد، به شرط آنکه توبه صادقانه باشد. به‌ویژه اگر توبه پیش از دستگیری و اعمال قدرت حاکمیت صورت گرفته باشد. به همین دلیل، در فقه امامیه، حاکم یا قاضی اختیار تشخیص دارد و زمان توبه بسیار مهم است.</p>
<p>قاضی دادگاه سپس گفت: با توضیحاتی که دادم ایراد به شهود را نمی‌پذیرم. با توجه به اینکه اکثر شهود و اعضای جدا شده قبل از تسلط توبه کردند. همانقدر که در نظام قضایی اسلام دژ مستحکم به دور افراد متهم گرفته می‌شود و حتی اگر خودش اقرار کند تا ۴ بار شهود شهادت ندهند با سوءظن به شهود و اقرار‌های فرد متهم به موضوع نگاه می‌کند و باز هم از او می‌پرسد آیا توبه کردی یا خیر؟ پس از عبور از این دژ مستحکم نظام بخشش مطرح می‌شود. عمده اعضای جدا شده خودشان مراجعه کرده و تسلیم شدند. بنابراین دادگاه ایرادی در رابطه با شهود را نمی‌پذیرد.</p>
<p>سپس محمدی، وکیل متهمان پرونده در جایگاه حاضر شد و گفت: ارزش شهادت شهود به تشخیص دادگاه نسبت به افراد مختلف است. شاهد امروز یک بسیجی است که دستگیر شده، هفته پیش امیری از ارتش شاهد بود و گاهی عضو جداشده سازمان را به عنوان شاهد آوردید. آیا از نظر شما ارزش شهادت این سه نفر با هم برابر است؟ پاسخ به سوالات من در جهت روشن شدن حقیقت است.</p>
<p>قاضی دهقانی، پاسخ داد: کسی با شفافیت مخالف نیست اگر ایراد شما به نوع ارزش عدالت نباشد ایرادی ندارد و اظهارات شما مورد قبول است.</p>
<p>سپس یوسف ویسی، شاهد عملیات مرصاد در جایگاه حاضر شد و پس از ادای سوگند، اظهار کرد: ما افرادی که شهادت می‌دهیم، قربانی سازمان هستیم. سازمانی که شما از آن وکالت گرفتید. من در سال ۶۷ در عملیات مرصاد شخصی اسیر سازمان مجاهدین بودم. نباید که به آن‌ها فرقه بگوییم. در بحبوحه آخرین عملیات ایران بود که ما در دشت ذهاب با عراقی‌ها درگیر شدیم ولی متاسفانه به دستور فرماندهی کل، دستور عقب‎نشینی داده شد.</p>
<p>وی گفت: عراقی‎ها از این فرصت استفاده کردند و تا شهر سرپل ذهاب تا مرز کل داوود را تصرف کرده و مستقر شدند. من نه عضو سازمان بودم و نه تشکیلات را شناختم نه تشکیلاتی بودم. ما در حال عقب‎نشینی بودیم.</p>
<p>ویسی گفت: در مسیری که می‌آمدیم رجوی با عراقی‌ها تبانی کرده بود. عملیات از گردنه پاطاق که گردنه استراتژیکی است و اگر به ما دستور می‌دادند، نمی‌گذاشتیم کسی از این گردنه بالا بیاید. ما در حال عقب‎نشینی بودیم و اینها با پرچم ایران داشتند می‌آمدند. فارسی صحبت می‌کردند و لباس نظامی ایرانی تنشان بود و ما فکر کردیم از نیرو‌های باقیمانده ارتش و سپاه هستند. دیدیم عده‌ای از آن‌ها زن هستند که از آنها سوال کردیم چرا به جنگ آمدید، گفتند از ارتش آزادی‎بخش هستیم.</p>
<p>وی گفت: یک سرهنگ ارتش همراه ما بود گفت اینها منافقین هستند و باید کاری کنیم که ۲۰ نفر از ما را اسیر کردند. با گوش‎هایم شنیدم که در بی‎سیم به آن‌ها می‌گفتند سربازان بومی را نگه دارید ولی اسرایی که بومی نیستند و سرباز یا درجه‎دار هستند را بکشید.</p>
<p>قاضی با بیان اینکه در این فرصت به نکته‌ای درباره توبه اشاره می‌کنم، گفت: یک تفاوت در نظام قضایی اسلامی و قانون مجازات بین ثبوت عمل و حالت فاعل قرار می‌دهیم. یعنی اینکه سقوط عمل مثلاً اقرار یا شهادت نشان می‌دهد که این عمل واقع شده است. اما حالت فاعل یعنی در حال ارتکاب آن فاعلی که جرم را مرتکب شده است. آیا نادم است یا خیر؟</p>
<p>قاضی گفت: آیا انگیزه فساد وجود دارد یا خیر؟ این یک امر دیگری است. توبه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که به آن هدف اصلی مجازات‌ها برسد. هدف اصلی مجازات‌ها اصلاح حالت فاعل است. این نکته را عزیزان توجه کنند در سیاست جنایی اسلامی به نظر قاضی، فوق‎العاده اصلاح حالت فاعل مهم است و هدف اصلی مجازات‎هاست در نظام جزایی که داریم. این حالت فاعل اگر تغییر کرد، توبه صادقانه پیش از قدرت بر او، پیش از دستگیری او و پیش از بازداشت او، مهم‌ترین نشانه است برای اینکه این حالت فاعل تغییر کند.</p>
<p>وی گفت: هدف‌های متفاوتی را در مجازات‌ها در حق‎الله و حق‎الناس در نظام قضایی در جزای اسلامی و قانون مجازات اسلامی داریم که دارای جنبه تربیتی و اخلاقی قوی است و بر بازگرداندن حالت فاعل تمرکز دارد؛ همان بحث روانی که پیش‌تر به آن اشاره شد. در نظام قضایی مدرن نیز، آنچه تحت عنوان &#8220;پرونده شخصیت&#8221; مطرح می‌شود، ناظر بر وضعیت فاعل جرم است. با این حال، به نظر این‌جانب، هیچ‌یک از این موارد در نظام‌های حقوقی مدرن منتهی به سقوط کامل مجازات نمی‌شود، در حالی که در اسلام، به‌ویژه در جرایم حدی، اگر ندامت صادقانه محقق شود، سیاست جنایی اسلامی قائل به سقوط کامل مجازات است؛ حتی پس از اثبات جرم. این نکته‌ای است که معمولاً کمتر به آن توجه می‌شود.</p>
<p>قاضی گفت: البته باید توجه داشت که نباید شرایطی ایجاد شود که توبه به ابزاری برای فرار از مجازات تبدیل گردد و برای مجرمان حاشیه امن ایجاد کند. اما در صورتی که توبه پیش از اثبات جرم صورت گرفته باشد، اساساً سوءظنی نسبت به آن وجود ندارد. حالت فاعلیِ شخص به‌گونه‌ای است که قاضی دادگاه، به‌ویژه در برخی مجازات‌ها، مکلف می‌شود آثار آن را لحاظ کند. از همین رو، در سیاست جنایی نظام قضایی اسلامی، این موضوع اهمیت فوق‌العاده و ماهیتی متفاوت دارد.</p>
<p>وی گفت: عمده این افراد و اعضای جداشده، کسانی هستند که پیش از تسلط قضایی، اطلاعاتی یا پلیسی بر آنها، خود را تسلیم کرده‌اند.</p>
<p>یوسف ویسی، شاهد عملیات مرصاد، گفت: این افراد با بی‌سیم با پایگاه‌ها و درمانگاهی که در منطقه کل داوود مستقر بود، ارتباط داشتند و دستور می‌گرفتند که چگونه عمل کنند. به آنها دستور داده شده بود که ستونی حرکت کنند، از جاده خارج نشوند و هر مانعی که در مسیر وجود دارد را از بین ببرند. نیرو‌هایی که عقب‌نشینی کرده بودند نیز در مسیر قرار داشتند.</p>
<p>وی گفت: خودم دیدم که این افراد سیاه‌چادر‌هایی را که در داخل زمین‌ها برپا شده بود، با مواضع نظامی اشتباه گرفتند و متوجه نشدند که اینها سیاه‌چادر‌های افراد غیرنظامی است. آنها از روی آسفالت عبور می‌کردند و دستور می‌دادند که کاروان و ستون هدف قرار گیرد. نحوه حرکتشان به این صورت بود که خودرو‌ها چند نفری در سمت راست، چپ و وسط جاده حرکت می‌کردند. جاده خلوت و بدون مانع بود و سپس اقدام به تیراندازی می‌کردند، بدون اینکه تشخیص دهند افراد شخصی هستند یا نظامی.</p>
<p>یوسف ویسی شاهد عملیات مرصاد، ادامه داد: وقتی میدان اول شهر را تصرف کردند اعلام کردند که ما شهر کرند را تصرف کردیم و برای دو ساعت آینده تهران هستیم. ما هم این اتفاقات را با شنودی که داشتیم گوش می‌دادیم. مردم که سمت آنها می‌آمدند، می‎زدند و می‌گفتند سمت ما نیایید. بعد دستور دادند که دست‌های ما را باز کردند و گفتند: ما حوصله اسیر گرفتن نداریم. می‌گفتند: بومی‌ها باید راه را به ما نشان بدهند و بقیه اسرا را می‌بردند پشت سپاه کرند و سربازان و یا پاسداران را به شهادت می‌رساندند. ما که بومی بودیم با همان سرهنگ ارتش که خیلی فعالیت کرده بود به آرامی به سمت شهر اسلام‌آباد حرکت کردیم. بعد از یک ساعت هم نکشید که اسلام‌آباد تصرف شد.</p>
<p>وی افزود: در ورودی اسلام‌آباد یک پادگان نظامی بود و مردم روستا‌ها که قصد فرار داشتند در ورودی اسلام‌آباد تجمع کرده بودند، چون نتوانسته بودند حرکت کنند. ما با فرمانده بی‌سیم‌ها را شنود می‌کردیم. بعد تکلیف کردند که لجستیک پشت سر شماست و خودرو‌هایی که داخل جاده هستند حتی اگر زن و بچه داخل آنهاست، آنها را بزنید و فقط جاده را باز کنید.</p>
<p>این شاهد عینی، گفت: اینها با ارتش درگیر و دو نفر از فرماندهان آنها هم مجروح شد. وقتی وارد فرمانداری شدیم شهر خالی شد و همه به سمت کرمانشاه رفتند. وقتی اینها وارد شهر شدند و به اصطلاح کاروانشان رسید، شروع کردند به کشتن مردم. من همه این وقایع را با چشم خود دیدم و وحشت می‌کردم.</p>
<p>وی اضافه کرد: سپس دستور آمد تعدادی از افرادی را که در فرمانداری گرفتیم به پشت خط انتقال دهیم. بعد به ما گفتند باید مجروحان را به کمک ما به سرپل ذهاب ببرید. اینها یک مدرسه را در سرپل ذهاب به بیمارستان تبدیل کرده بودند و مجروحان را برای مداوا به آنجا می‌بردند. فرمانده‌شان، خانمی بود که او را با هلیکوپتر عراقی‌ها به خانقین انتقال دادند. دستور آمد و گفت به مجروح‌هایی که داخل مدرسه هستند و دست و پایشان قطع شده بود تیر خلاص بزنید. خود مریم رجوی و مسعود رجوی نیز وقتی که عملیات داشت خیلی اوج می‌گرفت آمده بودند و در داخل خانقین مستقر شده بودند که مستقیما به نیرو‌ها دستور دهند که چه کاری باید انجام دهند.</p>
<p>یوسف ویسی، اظهار کرد: اسیران را به داخل قرارگاه در خانقین به اسم کرند منتقل می‌کردند که برای حزب بعث عراق بود. اردوگاه‌هایی که ما را به آنجا بردند، بسیار مخوف و دارای در‌های فولادی و دیوار‌های بتنی بود. نیرو‌های سازمان پس از چند روز درگیری عقب‌نشینی کردند و می‌آمدند آنجا مستقر می‎شدند و تجهیزاتی که با خود داشتند را جا می‌گذاشتند و می‌رفتند.</p>
<p>وی افزود: ما را با چند نگهبان که عمدتاً زن بودند در آنجا نگه می‌داشتند و نزدیک به ده روز در شرایط بسیار سخت در آنجا بودیم. در همان مقطع، زنی به نام فرشته همدانی که در کرند مجروح شده بود برای درمان منتقل شد و اصرار داشت که نمی‌خواهم اینجا باشم. می‎خواهم به شهر خودم برگردم ولی به او می‎گفتند اگر برگردی اعدام می‌شوی. وقتی اسیر شدیم، افراد زیادی از ارتش، سپاه و حتی نیرو‌هایی که در اسلام‌آباد به عنوان پاسدار شناخته می‌شدند، به اسارت گرفته شده بودند.</p>
<p>این شاهد عملیات مرصاد، گفت: پس از مدتی، این اسرا را جدا کردند. حدود ۲۰۰ نفر از ما را به پایگاه اشرف منتقل کردند و بقیه را جلوی چشم خودمان به گلوله بستند. گفته می‌شد که این افراد از جنایات‎کاران سپاه کرمانشاه هستند. وقتی وارد اشرف شدیم، ما را در محلی که به آن اردوگاه مهمانسرا می‌گفتند نگهداری کردند و حدود یک ماه در آنجا بودیم.</p>
<p>ویسی، ادامه داد: پس از این مدت به ما می‌گفتند اگر بخواهید برگردید و آزاد شوید، جمهوری اسلامی شما را تیرباران می‌کند و می‌کُشد. به ما می‌گفتند شما آلوده به سازمان مجاهدین شده‌اید و ایران دیگر شما را قبول ندارد.</p>
<p>وی اظهار کرد: در آنجا دیدیم که اسیران بسیاری از عملیات چلچراغ و عملیات آفتاب را آنجا آورده بودند و از آنها برای کار‌های سنگین، از جمله کار‌های عمرانی، استفاده می‌کردند و از نیرو‌های خودشان استفاده نمی‌کردند. این پادگان بسیار مخوف بود و تجهیزات بالایی داشت. به ما می‌گفتند شما باید اینجا برای ما کار کنید و اگر بعد‌ها خوب بودید شما را وارد سازمان می‌کنیم.</p>
<p>شاهد عملیات مرصاد، افزود: بعد از مدتی، وقتی نشست‌هایی برگزار می‌کردند ما را روی صندلی‌هایی جداگانه می‌نشاندند و می‌گفتند اینها اسرا هستند و عضو جدا محسوب می‌شوند.</p>
<p>قاضی گفت: آیا متهم ردیف اول، یعنی کادر مرکزی سازمان شامل مسعود رجوی و مریم رجوی اعضای اصلی دستور کشتار مجروحان خودی را صادر کرده‌اند، اگر در راستای دستور بود باید مجروحان را تیمار و درمان می‌کردند نه اینکه دستور کشتن بدهند. یعنی اعضای سازمان دستور کشتن مجروحان خود را دادند؟ این برای اولین بار است که به این صراحت بیان می‌شود که اعضای اصلی سازمان دستور کشتار مجروحان خودشان را داده‌اند.</p>
<p>ویسی بیان کرد: من خودم عضو سازمان و تشکیلات نبودم و اسامی این اعضا را نمی‎شناختم. زمانی که ما را جذب کردند و عملاً ذهن و فکر ما را در اختیار گرفتند و پس از عملیات مرصاد نشست‌های توجیهی برگزار کردند.</p>
<p>وی گفت: به ما می‎گفتند اسیر، اما در رسانه‌ها ما را به‌عنوان مردم پیوسته به سازمان معرفی می‌کردند. در اخبار خارجی و مصاحبه‌ها به ما می‌گفتند اعلام کنید که &#8220;ما پیوسته‌ایم، اسیر نشده‌ایم&#8221;. در حالی که ما اسیر شده بودیم، اما آنها برای تبلیغات خود و برای این‌که نشان دهند مردم ایران آنها را قبول دارند و در داخل کشور نیرو دارند، چنین القا می‌کردند که عده‌ای داوطلبانه به سازمان پیوسته‌اند.</p>
<p>وی افزود: ناگفته نماند که عده‌ای از شهر کرمانشاه نیز به‌اشتباه به آنها پیوسته بودند، چرا که تصور می‌کردند این گروه وابسته به حزب کمونیست است و چون خودشان عضو حزب کمونیست بودند، وارد سازمان شدند. بعداً که متوجه تفاوت‌ها شدند، با سازمان دچار اختلاف شدند و از آن جدا شدند.</p>
<p>یوسف ویسی افزود: سازمان هیچ‌گونه رحم و مروتی نسبت به نیرو‌های خود نداشت. تمامی نیرو‌های سازمان قرص سیانور همراه داشتند. من با چشم خودم دیدم که نزدیک به ۱۰ نفر از اعضای سازمان در نزدیکی پادگان &#8220;الله‌اکبر&#8221; در محاصره قرار گرفتند و حاضر نشدند تسلیم شوند. به نیرو‌ها گفته بودند اگر به دست ایران اسیر شوید، خوردن سیانور بهتر است. جنایات سازمان بی‌شمار است.</p>
<p>ویسی گفت: من حدود شش تا هفت سال در این سازمان حضور داشتم و پس از عملیات، این موضوع را با صراحت عرض می‌کنم. مسعود رجوی بسیاری از جوان‌ها و نیرو‌های تحصیل‌کرده کشور ما را فریب داد، آنها را به عراق برد و حتی از خارج از کشور دعوت کرد. پیش از عملیات مرصاد، او به کشور‌های اروپایی سفر کرده بود و گفته بود بیایید از اشرف بازدید کنید تا ببینید نیرو‌های ما چه کسانی هستند، چه تعداد نیرو داریم و چه میزان تجهیزات در اختیار داریم.</p>
<p>وی گفت: افرادی که از خارج می‌آمدند، از جمله پزشکان، پرستاران و دیگر اقشار، تصور می‌کردند صرفاً برای بازدید آمده‌اند، اما این بازدید‌ها در واقع نمایش قدرت نظامی بود تا حمایت کشور‌های اروپایی را جلب کنند و القا کنند که سازمان در حال تقویت و خرید تجهیزات نظامی است.</p>
<p>وی ادامه داد: پس از عملیات مرصاد، جلسات توجیهی برگزار شد تا مشخص شود ضعف‌ها کجا بوده و چرا نتوانستند به تهران برسند. خود مسعود رجوی سخنرانی‌هایی داشت که نزدیک به یک شبانه‌روز طول می‌کشید؛ از حدود ساعت سه بعدازظهر آغاز می‌شد و تا شش یا هفت صبح ادامه داشت. در این سخنرانی‌ها، او همه تقصیر‌ها را متوجه نیرو‌ها می‌کرد و می‌گفت شما جنایت و خیانت کرده‌اید و عملیات را رها کرده‌اید. او مسئولیت شکست را به گردن نیرو‌ها انداخت و مدعی شد که آنها دستورات را به‌درستی اجرا نکرده‌اند و سپس به آنها القا می‌کرد که دچار مشکل و تضاد شده‌اند، در حالی که واقعیت چیز دیگری بود.</p>
<p>وی افزود: آنها گفتند ما می‌خواهیم در عملیات فروغ جاویدان ۲، تلافی کنیم. آنها می‌خواستند که مرحله دوم این عملیات را انجام دهند. بعد‌ا نیرو‌های ایدئولوژیک در نشست‌هایی از رجوی پرسیدند که چه شد که عملیات فروغ جاویدان ۲، انجام نشد؟ رجوی عیناً اینگونه بیان کرد که صاحب خانه به ما اجازه نمی‌دهد و منظور از صاحب خانه، صدام بود.</p>
<p>قاضی پرسید: کسی از آنها سوال نکرد چرا کسانی که با شما همراه بودند، کشته شدند؟ چرا دستور داده بودند مجروحانی که همراه شما بودند را کشتند؟</p>
<p>این شاهد عینی، پاسخ داد: اینها چیز‌هایی بود که ایدئولوژی سازمان بود. این سازمان دو فرقه بود؛ یک فرقه خود تشکیلات سازمان بود که در کادر مرکزی بودند و فرقه دوم عده‌ای مثل ما ارتش آزادی‌بخش بودند. ما نیرو‌هایی بودیم که زیاد در سخنرانی‌ها و توجیحات فرماندهان حضور نداشتیم. ما در پادگان اشرف نمی‌توانستیم به صورت تکی یا دو نفری راه برویم و با هم حرف بزنیم. ما اگر دو نفری راه می‌رفتیم انتقاد می‌کردند و از ما می‌پرسیدند در رابطه با چه چیزی حرف می‌زدید؟ اشرف، پادگان مخوفی بود که نیرو‌ها نمی‌توانستند با همدیگر ارتباط داشته باشند.</p>
<p>وی ادامه داد: سازمان مجاهدین قبل از عملیات مرصاد که در عراق مستقر شد به عنوان ستون پنجم عراق حضور داشت. رژیم بعث قراردادی با آنها بسته بود که باید شما برای ما جاسوسی کنید و عملیات‌های ایران را برای ما لو بدهید. تمام عملیات‌هایی که ما شهید زیاد دادیم اکثراً توسط منافقین لو رفته بود. چون در ایران رخنه داشتند و با استفاده از نیرو‌های ستون پنجم اطلاعات عملیات‌ها را به بعثی‌ها لو می‌دادند. در مقطعی حتی عراقی‌ها جلسه‌ای گذاشتند و از منافقین ناراحت بودند که چرا مثل سابق به ما اطلاعات نمی‌دهید؟ منافقین گفتند که شما ما را از لحاظ توپخانه و هوایی حمایت نکردید و عملیات ما موفق نشد.</p>
<p>یوسف ویسی، تصریح کرد: رجوی در عملیات فروغ جاویدان گلوله خلاصی را به خودش زد. آخرین تلاش و چاپلوسی که برای دشمنان مردم ایران کرد. تنها پاداشش این بود که به او اجازه دادند از مرز خسروی و از گردنه پاطاق به سمت چهارزبر حمله کند تا از خودش نامی به جای بگذارد. مسعود رجوی عامل تمام فساد سازمان بود و خود مریم نیز هم‌دستش بود. تمام دخترانی که از ایران و جا‌های دیگر مثل ترکیه می‌آوردند، عقیم کرده بودند.</p>
<p>ویسی با اشاره به عقیم‎سازی زنان این گروه پس از عملیات‌های مرصاد و فروغ جاویدان، گفت: جنایت‌های عملیات فروغ جاویدان تمامی نداشت. بعد از عملیات فروغ جاویدان دو نشست به نام انقلاب صلیب و انقلاب طلاق برگزار شد. انقلاب طلاق این بود که یک میز وسط سالن اجتماعات گذاشته و گفتند کسانی که ازدواج کردند انگشترهایشان را به عنوان طلاق آنجا بیندازند. بعضی از اعضای سازمان، گفتند ما در ایران عقد کردیم و بچه داریم، آنها پاسخ دادند، تشکیلاتی و غیر تشکیلاتی ندارد انگشترهایتان را بیندازید و روی پارچه بنویسید همسرمان را طلاق دادیم و بعد از عملیات چیزی به عنوان متأهل نداریم.</p>
<p>وی گفت: بعد از عملیات مرصاد که انجام شد، نشستی برگزار کرده و در آن گفتند ما دیگر به بن‎بست خوردیم و حتی اگر کشور ایران حمله کند و داخل اشرف بیاید و تک تک ما را آویزان کنند، باید مبارزه کنیم.</p>
<p>وکیل شکات، گفت: اسماعیل زارعی از اعضای جداشده منافقین هستند که از طریق اسکای روم آنلاین می‌توانند ایراد شهادت کنند و فقط تقاضا داشتند که تصویرشان منتشر نشود.</p>
<p>قاضی گفت: با توجه به لایحه‌ای که وکیل شکات به دادگاه دادند و تهدیداتی که علیه این عضو جداشده به طور جدی از سوی متهمین وجود دارد، حالا ادعا مطرح شده در حال بررسی است، اما با توجه به رعایت قواعد شهود، تصاویر ایشان نباید توسط دوربین‌ها اخذ شود.</p>
<p>وکیل شکات، گفت: ایشان از اعضای تیم‌های ترور دهه ۶۰ در خوزستان بودند که نهایتا به ۱۵ سال حبس محکوم می‌شوند و در هیئت‌های عفو مورد عفو قرار می‌گیرند و پس از یک سال از زندان آزاد می‌شوند.</p>
<h3>جلسه پنجاه</h3>
<p>قاضی دادگاه پس از اعلام تنفس، آغاز پنجاهمین نشست رسیدگی را اعلام کرد و گفت: دادگاه پس از تنفس اعلام‌شده، پنجاهمین نشست خود را در ادامه جلسه اول دادرسی رسیدگی به کیفرخواست واصله از دادسرای عمومی و انقلاب تهران در خصوص متهم ردیف اول سازمان مجاهدین خلق و اعضای کادر مرکزی آن، با نظر به حضور رئیس دادگاه و یکی از مستشاران دادگاه همچنین با حضور نماینده دادستان، وکلای متهمین و وکیل شکات، به صورت علنی و رسمی آغاز می‌کند.</p>
<p>وی در ادامه اعلام کرد: وکیل شکات در جایگاه قرار بگیرند.</p>
<p>وکیل شکات نیز با حضور در جایگاه بیان کرد: اسماعیل زارعی، عضو جدا شده سازمان که توسط هیئت عفو، عفو و آزاد شده بود به صورت مجازی به بیان شهادت پرداخت.</p>
<p>اسماعیل زارعی، اظهارکرد: من حدود یک سال در تشکیلات منافقین بودم. این مربوط به سال‌های ۵۹ است و اوایل ۶۰ نیز دستگیر شدم، تقریباً یک سال با تشکیلات بودم. در آن مقطع عملیات نظامی انجام نمی‌شود و مسئولیتی نداشتند و عملیاتی صورت نمی‌گرفت.</p>
<p>قاضی گفت: آیا در عملیات فروغ جاویدان حضور داشتید؟</p>
<p>وی پاسخ داد: خیر پس از یکسال بازگشتیم و در مسیر انقلاب قرار گرفتیم.</p>
<p>زارعی در پاسخ به پرسش درباره نحوه جذب خود، گفت: جذب من از طریق کانون‌ها و فعالیت‌هایی تبلیغی که می‎کردند، انجام شد.</p>
<p>وی در ادامه و در پاسخ به این سؤال که آیا دوران زندان را نیز تجربه کرده‌اید، اظهار کرد: بله، زندان بودم.</p>
<p>زارعی در پاسخ به این پرسش که آیا عضو تیم‌های عملیاتی بودید، تصریح کرد: عضو تیم بودیم ولی عملیاتی نکردیم.</p>
<p>وی درباره مأموریت‌های محوله، گفت: قرار بود کار‌های تبلیغی و شناسایی انجام دهیم و بیشتر کار شناسایی منطقه، به‌ویژه در منطقه جنوب برای اینکه سازمان بتواند در آنجا مقر بزند را انجام می‎دادیم، اما عملا موفق نشدیم.</p>
<p>وی در پاسخ به اینکه آیا مورد عفو قرار گرفتید، افزود: پس از مدتی آزاد شدم و درباره حکم صادره نیز باید بگویم که به ۱۰ سال محکوم شدم و بعد از اینکه توبه من احراز شد، عفو گرفتم.</p>
<p>وی در پاسخ به این سؤال که آیا با کمیته‌های عفو مواجه شدید، گفت: بله، کمیته‌ها بودند. در سال ۶۰ که عملاً کمیته‌ها فعال بودند، دستگیر شدم. کمیته از تهران آمدند و پرونده‌ها را بررسی کردند.</p>
<p>اسماعیل زارعی، عضوجداشده که توسط هیئت عفو، عفو و آزاد شده، گفت: کمیته‌های عفو در سال ۶۰ هم بود، خیلی از زندانیان سال ۶۰ آزاد شدند، بالغ بر ۵۵۰ نفر از ۷۰۰ نفر از زندانیان اهواز آزاد شدند. هرکس صادقانه بر می‌گشت بر اساس معیار‌هایی با آن موافقت می‌شد، فضا، فضای عفو عمومی بود. این بررسی‌ها و فعالیت‌ها نشان داد که کمیته و نظام قضایی پس از انقلاب، با هدف اصلاح و بازگرداندن افراد به جامعه، نسبت به فعالیت‌های زندانیان و اعضای سازمان اقدامات موثری انجام دادند.</p>
<p>فتح‎الله اسکندری، از اعضای جداشده، گفت: در جلسه قبلی صحبت کردم. در این جلسه گفتیم که در رابطه با عملیات مرصاد صحبت کنیم. یک روز بعد از عملیات، ما را از زندان برای شرکت در این عملیات وارد خاک ایران کردند. در مسیری که ما را می‌بردند، می‌دیدیم که پمپ بنزین شهر اسلام‎آباد ایران به آتش کشیده و یا مزارع مردم که اکثراً گندم‌زار بودند را به آتش کشیده بودند یا خودرو‌های شخصی مردم که از دست اینها فرار کرده بودند را سوزانده بودند.</p>
<p>وی گفت: من بودم، خیرالله ذاکری، ناصر محمدی و جواد خوینی بودند و اولین نفر که فرار کرد آقای ذاکری سرباز پیوسته بود که لحظه‌ای طول نکشید که در بی‎سیم‎هایشان اعلام کردند، فردی که فرار کرد را کشتیم. دو نفری که با ما بودند با من فاصله داشتند مثلاً من در دسته یک بودم. آن‌ها در دسته دو و سه بودند. فردی به نام سعید بود. فرمانده تیپ ۴۰۰ سازمان بود که دستور داد، این را دستگیر کنیم و عقب بفرستیم چراکه دوستانش همگی فرار کردند ولی از جواد خوینی تا حالا خبری نشده است.</p>
<p>وی گفت: زمانی که دستم را بستند و پشت کامیون نظامی با کشته شده‎هایشان بار زده و به عقب جبهه فرستادند، یک لحظه دیدم که از پشت سرم کسی روی زمین صدایم می‌کند، برگشتم دیدم ناصر است که شدیدا مجروح شده بود. کفشش را درآورده و دستانش را از پشت بسته بودند و چهار- پنج نفر از اعضای منافقین بالای سرش مسلح ایستاده بود و بعد از آن تاریخ از این آدم هم هیچ خبری نشد.</p>
<p>وی گفت: بعد از چندین ماه در کتابی که سازمان منتشر کرده بود، این افراد را به عنوان شهید خود اعلام کرده بود. در صورتی که این افراد را خودشان کشته بودند. به طور مثال نفر اول خیرالله ذاکری را که کشتند فاصله‌ام با او خیلی کم بود.</p>
<p>قاضی دهقانی، گفت: این افراد را خود سازمان می‌کشت؟</p>
<p>وی گفت: بله، زمانی که ذاکری را کشتند در بی‎سیم از فرمانده تیپ گردان ۴۰۰ شنیدم که گفتند فردی را که فرار کرد، کشتیم.</p>
<p>فتح‌الله اسکندری، از اعضای جدا شده گروه مجاهدین خلق، تصریح کرد: در این شرایط مردم بی‌پناه بودند و آنها که ادعا کردند برای خلق می‌جنگند کوچکترین کمکی به این مردم نمی‌کردند. مثلاً فردی خودرویش خراب شده بود و نمی‌توانست از جاده خارج کند، آنها این خودرو‌ها را با تانک یا ماشین زرهی از جاده پرت می‌کردند تا مسیر خودشان باز شود. رجوی در رابطه با فتح تهران خودش هم می‌دانست که نمی‌تواند چنین غلطی بکند ولی به این نیاز داشت چرا که در جمع‎بندی عملیات مرصاد در اشرف، می‌گوید: درست است که ما در این عملیات پیروز نشدیم ولی ما در عراق بیمه شدیم. این مهم‌ترین هدفی بود که مسعود رجوی بعد از این عملیات به آن اقرار کرد.</p>
<p>وی ادامه داد: دولت عراق از این گروهک علیه مردم خودشان استفاده می‌کرد. بخاطر همین با کشته شدن اعضای زیاد سازمان محبوبیت بیشتری در دولت عراق پیدا کردند. بعد از این بود که دولت عراق تسلیحات سنگین به منافقین داد. به گفته شخص مسعود رجوی، عراقی‌ها یک تیپ رزمی زرهی خود را حذف کرد و تمامی تجهیزاتش رو به منافقین داد.</p>
<p>قاضی سوال کرد: شما خودتان دیدید افرادی از تیپ‌ها یا گردان‌ها به سمت مردم غیرنظامی شلیک کنند و مردم را شهید کنند؟</p>
<p>این شاهد عینی، پاسخ داد: وقتی از مرز در حال ورود به ایران بودیم تعداد زیادی از ماشین‌هایی که متعلق به مردم عادی بود (مثل ژیان و نیسان) را کنار جاده دیدم که کاملا آسیب دیده بودند و در کنار این ماشین‌ها، جنازه‌های مردم شخصی که مثلاً کودک و زن بودند وجود داشت. آنها حتی در تاریکی شب یک گله گوسفند که به آنها نزدیک می‌شد را به رگبار آتش بسته بودند. لاشه‌های گاو و گوسفند کنار جاده ریخته بود. من این موارد را با چشم خودم دیدم. یا مثلاً پمپ بنزین شهر اسلام‌آباد را کاملا سوزانده بودند و چیزی از آن باقی نمانده بود.</p>
<p>وی ادامه داد: سال ۷۲ مسعود رجوی یک نشستی را تحت عنوان نشست حوض برگزار می کرد. در این نشست جلوی چشم رجوی و با حضور بیش از ۴۰۰ نفر یک شخص به نام جواد زائریان را شکنجه دادند. یکی از خواهرانش نیز به نام فاطمه زائریان از کشته شده‌های رجوی بود. با شروع جلسه، رجوی شروع کرد از امام حسین (ع) تعریف کردن و از اینکه امام حسین (ع) در شب عاشورا چراغ‌ها را خاموش کرده و از یارانش خواسته که اگر کسی نمی‌خواهد در جبهه او باشد می‌تواند آزادانه راهش را انتخاب کند و برود. مسعود رجوی می‌خواست از این فرصت برای تثبیت جایگاه خودش استفاده کند. در آن جلسه همه چراغ‌ها را خاموش کرد و گفت حالا هر کس که نمی‌خواهد با ما باشد برود در حالی که آن ساختمان کاملا توسط نیرو‌های عراقی و نیرو‌های سازمان محاصره شده بود.</p>
<p>فتح‌الله اسکندری، از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، گفت: چراغ‌ها را روشن کردند و اعلام شد که اگر کسی می‌خواهد برود، اعلام کند. یکی از اعضا به نام جواد دستش را بالا برد و گفت که می‌خواهد برود. با اشاره مسعود رجوی، تیم‌هایی که از قبل آماده شده بودند تا اگر کسی قصد داشت علیه مسعود رجوی موضع بگیرد بلایی سرش بیاورند که برای دیگران درس عبرت شود.</p>
<p>اسکندری ادامه داد: در جمع، آن فرد را به‌قدری کتک زدند که برخی از مسئولان دور او را می‌گرفتند تا دیگران نتوانند دخالت کنند. در حالی که از سوی فرماندهی صحنه، با اشاره دست به افراد مشخص‌شده دستور داده می‌شد که او را بزنند. این فرد از حدود ساعت ۱۱ شب تا نزدیک اذان صبح، به‌طور مداوم مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. این یکی از جنایت‌هایی بود که در حضور مستقیم مسعود رجوی اتفاق افتاد. علاوه بر مسعود رجوی، تقریباً اکثر مسئولان ارشد سازمان مثلا مهدی ابریشمچی، شیلا دیهیم، سپیده ابراهیمی، زهره اخیانی، مهوش سپهری و حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از اعضای سازمان در محل حضور داشتند.</p>
<p>وی در پاسخ به این پرسش که آیا این افراد در ضرب‌وشتم دخالت داشتند یا دستور انجام آن را صادر کردند، اظهار کرد: یک فرمانده صحنه مشخص وجود داشت که اگر چنین اتفاقی رخ داد چه کسی فرماندهی را برعهده گیرد، فرید دیوانی، فرمانده صحنه بود. با اینکه بروز می‎داد من مراقبم سایرین ضربه نزنند، اما من شاهد بودم که با اشاره دست به افرادی که از قبل آماده شده بودند، دستور می‌داد که او را بزنند. زمانی که اشاره می‌کرد، افراد جلو می‌رفتند و ضرب‌وشتم را انجام می‌دادند. این اقدامات کاملاً برنامه‌ریزی‌شده و در قالب شکنجه اعضا انجام می‌شد.</p>
<p>اسکندری ادامه داد: در درون تشکیلات، برای این اقدامات از اصطلاحات خاصی استفاده می‌کردند. می‌گفتند ما داریم مانع می‌شویم، یعنی اجازه نمی‌دهیم فرد طعمه حکومت ایران شود و مدعی بودند که دارند او را نجات می‌دهند در حالی که با ضرب‌وشتم شدید استخوان‌های فرد را می‌شکستند و بلایی سرش می‌آوردند که دیگر حتی جرأت نکند بگوید نمی‌خواهد در سازمان بماند.</p>
<p>مسعود باقری، از رزمندگان حاضر در عملیات مرصاد به عنوان شاهد در جایگاه حاضر و سوگند یاد کرد که جز حقیقت چیزی نگوید.</p>
<p>وی ادامه داد: در زمانی که منافقین به خاک جمهوری اسلامی ایران تجاوز کردند، توفیق داشتم به عنوان رزمنده در گردان خیبر، از تیپ نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) که در کرمانشاه مستقر بود، حضور داشته باشم. قبل از تجاوز منافقین، ما به عنوان خط دفاعی در محدوده پادگان ابوذر مستقر بودیم. ارتش عراق از دو محور وارد خاک ما شد: یکی از مسیر قصر شیرین و دیگری از سمت پادگان ابوذر. بر اثر این تجاوز، تعدادی از دوستانمان شهید شدند و یک گروهان ما پس از مشاهده تجاوز، از طریق کوه‌های منطقه کرند به سمت شهرستان کرند حرکت کردند. تعدادی دیگر نیز در محور پادگان مستقر بودند.</p>
<p>باقری گفت: قبل از هر اقدامی، با توجه به شهید شدن دوستانمان، فرمانده گردان به ما دستور داد که به شهرستان برویم. ما تعدادی از سلاح‌ها را جمع کردیم و مستقر شدیم تا تکلیف نهایی مشخص شود. تقریباً شب همان روز، با توجه به درگیری‌های قبلی گردان، اطلاعی از جزئیات عملیات نداشتیم. در این رابطه، دوست ما، آقای حیدری، توضیحاتی ارائه داده‌اند.</p>
<p>وی گفت: سازماندهی مجدد انجام شد و بسیاری از نیرو‌های مردمی با توجه به شرایط پیش‌آمده، به ما ملحق شدند. ابتدا شناختی از این افراد نداشتیم، زیرا بیشتر آنها نیرو‌های شخصی بودند و بعد‌ها متوجه شدیم که معاونت بانک صادرات کشور نیز در بین نیرو‌های ما حضور داشته است، بدون آنکه اطلاع داشته باشیم.</p>
<p>باقری افزود: گردان ما دوباره سازماندهی شد و از یک گردان خیبر به سه گردان تقسیم شدند. مقرر شد شب به حسن‌آباد برویم. زمانی که به آنجا رسیدیم، متوجه شدیم که اکثر منافقین عقب‌نشینی کرده‌اند و تنها تعدادی اندک از آنها، به صورت مبدل، در روستا‌ها حضور داشتند و به مردم ملحق شده بودند. ما دو نفر از آنها را شناسایی کردیم و قبل از رسیدن به منطقه اصلی درگیری با آنها برخورد داشتیم.</p>
<p>مسعود باقری، به عنوان شاهد عملیات مرصاد، گفت: حسن‎آباد را پیاده، گذر کردیم و توسط ماشین وارد اسلام‎آباد شدیم. آنجا متاسفانه با صحنه‌های بدی برخورد کردیم و دیدیم زن و مرد و بچه‌های زیادی شهید شدند و این نشانه این نبود که بگوییم عملیات هوایی داشتند، معلوم بود اینها مستقیماً توسط منافقین ترور شدند و از هر قشری هم بودند. مردم به علت تجاوز آن‌ها به این منطقه آواره شده بودند.</p>
<p>قاضی دهقانی، گفت: شما دستگیر هم شدید؟</p>
<p>باقری گفت: خیر. بنده به عنوان نیروی بسیجی در آنجا حضور داشتم. در اصل ما به عنوان نیروی دفاعی بودیم. ما از طریق گردنه حسن‎آباد بوسیله هلی‌برن وارد اسلام‎آباد شدیم. اون وظایفی را که برعهده داشتیم، انجام دادیم مجدد برگشتیم، زیرا ماموریت ما در هر عملیات در هر بحرانی به این صورت است که در زمان دفاع مقدس در عملیاتی که شرکت می‌کردیم معمولاً نیرو‌های عملیاتی ۱۰، ۱۲ روز در منطقه بودند بخاطر عملیاتی که انجام شده بود بعد ما را به عنوان نیرو‌های آفندی می‌آوردند و آنها به عنوان پدافندی حضور داشتند.</p>
<p>وی گفت: در این موضوع هم اینگونه بود، تقریبا بعد از ظهر وارد اسلام‎آباد شدیم و شب هم اسلام‎آباد را ترک کردیم.</p>
<p>فرخانی، نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در جلسه دادگاه با اشاره به اظهارات مسعود رجوی پیش از آغاز عملیات، اظهار کرد: مسعود رجوی در همان جلسه‌ای که به آن اشاره شد، صراحتاً اعلام می‌کند تصمیمی که ما گرفته‌ایم تصمیمی بسیار حساس است و ما چاره‌ای جز عمل نداریم اگر اکنون اقدام نکنیم فرصت از دست خواهد رفت، زیرا پس از صلح ایران و عراق، ما در اینجا قفل می‌شویم و دیگر نمی‌توانیم کاری انجام دهیم و از نظر سیاسی به فسیل تبدیل می‌شویم بنابراین باید آخرین تلاش خود را انجام دهیم و یک‌بار دیگر کل سازمان را به صحنه بیاوریم و مطمئن هستیم که پیروز می‌شویم و از همین حالا پیروزی را به شما و خلق ایران تبریک می‌گویم.</p>
<p>وی افزود: در بخشی از صحبت‌های خود، مسعود رجوی رو به حضار می‌کند و می‌گوید آیا ما دیوانه نیستیم که می‌خواهیم چنین کاری کنیم؟ آیا به نظر شما چنین کاری شدنی نیست؟ آیا احمقانه نیست؟ اگر کسی مخالفتی دارد بیاید و صحبت کند و کسی هم حق ندارد با او مخالفت کند.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش ادامه داد: در این میان، زنی در جمع بلند می‌شود و صحبت می‌کند. من بررسی کردم و دلیل اینکه این زن جرأت صحبت داشته، این بوده که تازه از خارج آمده بود. اگر جزو اعضای ثابت تشکیلات بود می‌دانست که مقابل فرمانده به این شکل صحبت نمی‌کند حتی اگر حرفش درست و به‌حق باشد.</p>
<p>فرخانی گفت: این زن اعلام می‌کند من مخالف نیستم، اما اینکه می‌گویید مردم با ما هستند فکر نمی‌کنم چنین باشد. من و شوهرم چند شب قبل از خارج آمده‌ایم و خود من چهار ماه است از ایران برگشته‌ام. مردمی که من دیدم با آنچه شما می‌گویید متفاوت هستند. فکر نمی‌کنم آنها به ما کمک کنند هیچ‌گونه جوّ سیاسی نظیر آنچه شما می‌گویید در ایران وجود ندارد. بسیاری از مردم حتی اطلاعی از منافقین ندارند، چون خیلی‌ها در ایران حتی رادیو هم گوش نمی‌دهند و از مجاهدین به‌کلی بی‌خبرند. شما چطور انتظار دارید چنین افرادی از تهران بلند شوند و به ما بپیوندند و از ما حمایت کنند.</p>
<p>وی افزود: در ادامه، رجوی پاسخ می‌دهد که حرف‌های شما درست است و درست صحبت کردید، اما می‌گوید من شما را قانع می‌کنم این نظر شما مربوط به چهار ماه پیش است و اکنون ایران بسیار فرق کرده است از آن گذشته تا زمانی که ما شهری را آزاد نکنیم مردم با ما نخواهند بود و ما در وهله اول روی خودمان حساب می‌کنیم. مردم در ابتدا حتی ممکن است از شما بترسند، اما وقتی ما در کرمانشاه مستقر شدیم تعادل قوا به سمت ما می‌چرخد مردم یک قدم جلو می‌آیند ما در شهر حرکت می‌کنیم و اعلام حضور می‌کنیم و مردم به سمت ما روانه می‌شوند، در‌ها را باز می‌کنند و جلو می‌آیند و از ما حمایت می‌کنند.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش گفت: این موارد برای این بیان شد که روشن شود سازمان مجاهدین خلق با برنامه‌ریزی کامل و با تمام عِده و عُده خود برای تسخیر ایران اقدام کردند، اما در مقابل، نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران بسیار قوی‌تر بودند و برآورد‌ها و تهدید‌های اطلاعاتی آنها اشتباه از آب درآمد؛ بنابراین در انتساب جرم و مجازات به این افراد، باید همه این واقعیت‌ها در نظر گرفته شود.</p>
<p>فرخانی، نماینده حقوقی ارتش، گفت: تا وقتی که به تهران آمدم در آنجا مستقر شدم لذا این مورد را بنده در تایید این عرض کردم که شما در رسیدگی‎تان ضمن اینکه بدانید نیروهایشان از لحاظ آموزش ضعیف بودند به این معنا نیست که این گروه سازماندهی شده نبودند یا قدرت نداشتند.</p>
<p>وی گفت: خود اینکه یک عملیاتی را در این حد، نیروی پیاده، نیروی مهندسی، نیروی رزمی پشتیبانی بهداشتی و نیروی هوایی‎اش را با هوانیروز عراق هماهنگ کنند این در واقع نشان دهنده این بوده که همه چیز سازماندهی شده بود.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش اظهار کرد: وقتی که از تنگه چهارزبر تا حدودا چهار یا پنج کیلومتر به صورت زمینی هم در حال وقوع جنگ بود و هم اینکه به اصطلاح نیرو‌های مجاهدین بودند و بمباران می‌شدند تنها راهی که وجود داشت که از سمت کرمانشاه نیرو به جهت سد کردن راه فرار و برگشت منافقین، نیرو به آنجا رسانده شود مهمترین و مطمئن‌ترین راه این بود که از هلیکوپتر نیرو‌ها در آنجا هلیبرن شوند که در عملیات مرصاد این اتفاق افتاد.</p>
<p>وی افزود: هم بنده و هم افرادی که از ارتش در دادگاه حضور پیدا می‌کنند و توضیحاتی را ارائه می‌دهند که بر اساس مشاهدات عینی خود آنهاست و ممکن است این تصور را در ذهن‌ها متبادر کند که اصلا منافقین در این عملیات‌ها برنامه‌ریزی، انسجام یا آموزش‌های کافی نداشتند. به این صورت نیست. اگر رزمندگان هم‎لباس ما در این دادگاه مواردی را بیان می‌کنند و از رشادت و دلاورمردی‌های خود می‌گویند نافی این نیست که این سازمان منسجم نبوده یا اطلاعاتی نداشتند یا شناسایی نکردند. هم کسانی که به عنوان شاهد یا جدا شده در دادگاه حضور پیدا کردند، هم در فیلم‌هایی که از این گروهک پخش شد و صحبت‌هایی که ما داشتیم اینها همه مؤید این است که کلیه اقدامات وهماهنگی‌های لازم برای انجام چنین عملیاتی توسط سازمان منافقین انجام شده ولی آنها به یک سد بزرگ به نام نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران برخوردند که همه اینها باعث شد که نقشه‌های منافقین نقش بر آب شود و نتوانند به هدفشان برسند.</p>
<p>فرخانی ادامه داد: اینها یک گروه منسجم یکپارچه، آماده و سازماندهی شده بودند تا این جنایات را انجام دهند و تعداد زیادی از هموطنان ما را به شهادت برسانند. چون وکیل محترم متهمین خواستند که مستند صحبت شود ما صحبت‌های مسعود رجوی قبل از شروع عملیات را از ابتدا تا انتها خارج‌نویسی کردیم. یک بخشی از این صحبت‎ها این است؛ رجوی می‌گوید: از نظر هوایی ناراحت نباشید، چون هواپیما‌های عراق پشتیبان ما هستند و تمام ماشین‌ها به صورت ستون حرکت کنند. البته این عملیات را دو عامل تهدید می‌کند؛ یکی اینکه از طرف رژیم (منظور کشور جمهوری اسلامی ایران است) از طریق هواپیما مورد حمله و بمباران قرار می‌گیریم، چون روی جاده و همه به یک ستون حرکت می‌کنیم. مورد دیگر این است که چون صف ماشین‌ها خیلی طولانیست اگر ماشین‌های خراب بشوند یا از دور خارج شوند نباید به خاطر آن همه ستون متوقف شود و بایستی آن را به سرعت از دور خارج کرد و از ماشین زاپاس استفاده کرد و یا کلاً آن را از دور خارج کرد و معطل آن نشد. در ضمن هیچ ماشینی حق سبقت از ماشین جلویی را ندارد و همینطور عقب افتادن را هم ندارد هرجا که رسیدیم مانع بود، مانع را باز کنید؛ چه مانع انسانی چه مانع ماشین و موارد دیگر. در وسط جلسه آقای محمود عطایی، فرمانده محور تهران را صدا می‌کند و او پای میکروفون می‌آید. از او می‌پرسد: محمود وضعیت چطور است؟ عطایی پاسخ می‌دهد: خوب است. با نیروی هوایی و هوانیروز عراق هماهنگ شده است، ماشین‌ها آماده است، مهمات‌گیری شده است و تیپ‌ها تا حدودی توجیه شدند و تا رسیدن به شهر‌ها، بهداری هم آمادگی لازم را دارد و هیچگونه نگرانی وجود ندارد. رجوی به او می‌گوید: محمود وقتی تهران را گرفتی در خیابان طالقانی به ساختمان بنیاد علوی می‌روی در طبقه پنجم آنجا اتاقی‌ست که روزی اتاق من و اشرف و موسی بوده است. سلام من را به ساکنین آنجا می‌رسانی و اگر آنجا بودند جای دیگری را به آنها بده، چون ما را بعد از انقلاب به زور از آنجا بیرون کردند.</p>
<p>فرخانی، نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی به ارائه شِمای سازمانی منافقین و محور‌های عملیاتی فروغ جاویدان پرداخت.</p>
<p>وی گفت: متناسب با هر عملیات، محور‌هایی پیش‌بینی می‌شد. این محورها، همان‌گونه که برخی از دوستان نیز اشاره کردند، وظیفه هماهنگی بین تیپ‌ها را بر عهده داشتند. در عملیات مرصاد، پنج محور طراحی شد و برای هر محور، فرمانده و معاون تعیین گردید. یگان‌های حاضر در این شاکله شامل یگان‌های مهندسی، زرهی، مکانیزه، توپخانه، پشتیبانی و همچنین بخش‌هایی مانند مخابرات، بهداری و خدمات بودند که در کنار سایر یگان‌ها انجام وظیفه می‌کردند.</p>
<p>فرخانی، گفت: در خصوص محور‌های عملیات فروغ جاویدان، لازم است به نکته‌ای اشاره شود. افرادی که نام آنها ذکر می‌شود، مانند کسانی که به‌عنوان مسئول محور مهران یا محور تهران معرفی می‌شوند، اگرچه ممکن است به هدف نهایی خود، از جمله رسیدن به تهران، دست نیافته باشند، اما صرف حضور آنها در عملیات تا زمانی که عملیات استمرار داشته، خواه کشته شده باشند، خواه بازگشته، اسیر شده یا به هر دلیل دیگری از ادامه عملیات بازمانده باشند، موجب تحقق عمل مجرمانه شده است. بنابراین، حتی اگر فرماندهی یک شهر به‌طور کامل محقق نشده باشد، اعمال مجرمانه ناشی از حضور مسلحانه و مشارکت در عملیات تا آن مقطع، به نام آنها ثبت می‌شود؛ ضمن اینکه تمامی این افراد مسلح بوده و در صحنه عملیات حضور فعال داشته‌اند.</p>
<p>وی گفت: محور اول، با هدف تصرف شهر‌های سرپل‌ذهاب، کرند و اسلام‌آباد طراحی شده بود. فرمانده این محور نام مستعار احمد واقف، متهم ردیف هفتم، بوده و از فرماندهان تیپ در این محور می‌توان به پرویز کریمیان، متهم ردیف ۹۳، و منصور حجت اشاره کرد. مستندات ارائه‌شده در این خصوص، صرفاً ادعایی نیست. این مستندات شامل، گزارش‌های واحد‌های شناسایی و اطلاعات عملیات، اظهارات و اعترافات اسرای منافقین، مدارک و اسناد اخذشده از این اسرا، نوشته‌ها و سخنان مسعود رجوی پیش از عملیات و نیز اظهارات افراد جداشده از سازمان، است. بر این اساس، مسئولیت‌ها بدون سند و مدرک به کسی منتسب نشده و انتساب اتهام‌ها مستند و مستدل است.</p>
<p>وی گفت: محور دوم، با هدف تصرف شهر‌های کرمانشاه و سنندج طراحی شده بود. فرمانده این محور ابراهیم ذاکری بود، محور سوم، با هدف تصرف شهر‌های قزوین و تاکستان، به فرماندهی آقای مهدی افتخاری، ملقب به فتح‌الله، طراحی شده بود. در همین جلسه نیز به این موضوع اشاره شد که مسعود رجوی پیش از آغاز عملیات، صراحتاً وی را خطاب قرار داده و درباره وضعیت محور او سؤال می‌پرسد. این نشان می‌دهد که فرماندهان پیش از عملیات توجیه شده و طرح به‌صورت کاملاً سیستماتیک و برنامه‌ریزی‌شده اجرا می‌شده و در آن مقطع، مراحل نهایی آماده‌سازی در حال انجام بوده است.</p>
<p>فرخانی گفت: محور چهارم به فرماندهی محمود مهدوی طراحی شده بود.. مأموریت این محور ابتدا تصرف همدان و سپس حرکت به سمت تهران پیش‌بینی شده بود.</p>
<p>فرخانی، نماینده حقوقی ارتش گفت: بیشترین فرماندهان در این محور بودند؛ به واسطه اینکه شهر تهران بزرگترین هدف بوده، بیشترین فرماندهان آنجا بودند. آقای محمود عطایی، ردیف بیست و ششم جانشین مهدی ابریشمچی بوده که متهم ردیف چهارم است.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: از وکلای متهمان می‌خواهم به اظهارات نماینده ارتش دقت کنند. شما هم منابع اطلاعات و اخبار خودتون را هم مجددا توضیح دهید.</p>
<p>فرخانی نماینده حقوقی ارتش، گفت: ما مستندات اینکه اتهاماتی را نسبت دادیم به افراد که اشاره هم شد، یکی گزارش‌های واحد‌های اطلاعاتی خودمان بوده که به صورت روزانه و دقیقه‌ای مطرح می‌شود. زیرا بر اساس اطلاعاتی که گرفته می‌شود باید شناسایی صورت بگیرد و عملیات باید مطابق با آن‌ها باشد. بخش دیگری از منبع کسب اطلاعات، آن افرادی که از منافقین اسیر می‌کردیم تخلیه اطلاعاتی می‌کردیم و در واقع آن‌ها اطلاعاتی می‌دادند که مبنای اطلاعات می‌شد.</p>
<p>وی گفت: بخش دیگر هم آن فیلمی که مسعود رجوی قبل از عملیات شب ۳۱ تیرماه جلسه توجیه را بعد از انجام عملیات گرفتند، بررسی کردیم و دقیقا اسم افراد را در آوردیم. مثلا در جایی از فاطمه چیزی را خواستند، بررسی کردیم منظورشان از فاطمه چه بوده است؟ سمتش در این عملیات چه بوده و بر اساس آن، اتهامات را انتساب دادیم.</p>
<p>وی گفت: یکسری مدارک و مستندات هم از اسرا گرفته شده که آن‌ها هم یکی دیگر از منابع گردآوری اطلاعات ما بوده و همینطور بیانات افراد جدا شده از سازمان. بیشتر افرادی که به سازمان می‌پیوستند، سربازانی بودند که متأسفانه اسیر می‌شدند و بعد به صورت اجباری باید به نیرو‌های رزمی منافقین می‌پیوستند. در مورد محور پنجم فرمانده حسین ربوعی، متهم ردیف ۷۳ بوده که فرمانده تیپ کرج آقای فرهاد الفت متهم ردیف ۳۲ بوده است. درست است که فرماندهی آن‌ها در این محور‌ها محقق نشده حضورشان در آن منطقه که در واقع عملیات ادامه داشته به صورت مسلحانه و ۲ اینکه این تیپ که فرض بفرمایید که برای کرج یا تهران طراحی شده بوده به این صورت نبوده که همانجا در ماشین بشینند تا برسند به کرج و بعد ورود کنند.</p>
<p>فرخانی گفت: فرض بفرمایید یک محوری برای تهران طراحی شده بوده ولی آن محور تا به تهران هم برسد، عملیات کرده؛ یعنی اینطور نبوده که مثلاً ارتش آزادی‎بخش بگوید این سه محور بیکار بنشینند و اقدامی نکنند.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: این آقای الفت کار دیگری هم انجام می‌داده است؟</p>
<p>فرخانی گفت: از آنجایی که بررسی ما تخصصا در مورد دخالت و نقش‎شان در عملیات مرصاد بوده اقدامات دیگرشان را مورد بررسی قرار ندادیم. پس اینها تا در آن منطقه و تا زمانی که جنگ استمرار داشته، حضور فعال داشتند. از ۱۰۴ متهمی که در این دادگاه کیفرخواست علیه‎شان صادر شده است، به نقش تعدادی از آن‌ها که در عملیات فروغ جاویدان حضور داشتند، پرداختم.</p>
<p>وی گفت: مسعود رجوی و متهم ردیف دو فرمانده ارتش آزادی‎بخش ایران و تدارک دهنده عملیات فروغ جاویدان بوده و مریم رجوی متهم ردیف سه جانشین فرمانده کل ارتش به اصطلاح آزادی‎بخش و صادر کننده فرمان حمله در عملیات گروه فروغ جاویدان که امروز در جلسه دادگاه فیلم زمانی که ایشان دستور می‌دهند و به اصطلاح همه گردان‌ها و لشکر‌ها را به پیش می‌خوانند، پخش شد. این یعنی فرمان حمله صادر کردن است. آمریت در انجام اقدامات مجرمانه است؛ که بیشتر شبیه قتل عمد می‌شود.</p>
<p>صمد اسکندری، عضو جداشده به عنوان مطلع در جایگاه قرار گرفت و گفت: بیش از ۱۷ سال عضو سازمان بودم. در مرداد سال ۶۸ وارد کمپ اشرف شدم. بنده در نشست‌هایی با حضور رجوی شرکت داشتم در این نشست‌ها به جنایات انجام شده اشاره می‌کردند. در یکی از نشست‌ها مهوش سپهری، ژیلا دیهیم، زهره اخیانی، فرمانده‌های رده بالا بودند که خودشان می‌گفتند در عملیات‌ها هرکسی در مسیر آنها وجود داشت نابود می‌کردند.</p>
<p>وی گفت: در سازمان افرادی که مخالف رجوی بودند شبانه به کانکس‌هایی می‌بردند و کتک می‌زدند. احمد واقف و مهدی ابریشمچی افرادی بودند که افراد را کتک می‌زند. خودم می‌دیدم که شبانه افراد را کتک می‌زند. این افراد فقط می‌خواستند از منافقین جدا شوند. مهوش سپهری خودش می‌گفت که در عملیات‌ها هیچ رحمی نداشت.</p>
<p>اسکندری افزود: من ۱۷ سال عضو سازمان بودم و می‌خواستم با خانواده خودم تماس بگیرم که به من اجازه نمی‌دادند و زمانی که محاکمه شدم وکیلی نداشتم.</p>
<p>قاضی پرسید: شما چه زمانی محاکمه شدید؟</p>
<p>اسکندری پاسخ داد: در نشست‌های توبه توسط خود رجوی محاکمه شدیم.</p>
<p>صمد اسکندری، عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق، گفت: رویا عباسی، فرمانده مرکز ۱۲ اشرف، شخصاً بنده را محاکمه کرد و گفت شما درگیر خانواده هستید؛ یا باید با مجاهدین باشی یا پاسداری؛ آن‌ها یک تابلو می‌کشیدند و یک طرف می‌نوشتند پاسدار و یک طرف مجاهد اگر مجاهد را انتخاب می‌کردی باید به خواسته‌های آن‌ها تن می‌دادی و اگر خلاف نظرشان کاری انجام می‌دادی، محاکمه می‌شدی. در این محکمه فقط یک حاکم وجود داشت و آن هم قاضی مطلق، خود مسعود رجوی بود. واقعیت این است که رجوی به هیچ‌کس هیچ حقی نمی‌داد، حتی وکیل داشته باشد.</p>
<p>این شاهد دادگاه در ادامه با اشاره به موضوع هیئت‌های عفو که در جلسه قبل مطرح شده بود، گفت: می‌خواهم در این‌باره تأکید و شهادت دهم. فردی بود به نام علیرضا طاهرلو، متولد تهران. او در ابتدای دهه ۶۰ به دلیل سمپات بودن با مجاهدین و فعالیت‌هایی مانند توزیع نشریه و جمع‌آوری مالی دستگیر و روانه زندان شد. او تا ابتدای سال ۷۰ در زندان بود و پس از آزادی، علیرغم اینکه عفو به او داده شده بود، فرار کرد و به قرارگاه اشرف آمد.</p>
<p>وی ادامه داد: بعد از گذراندن دوره پذیرش و ورود به مقر ما، چون واقعاً جذب تشکیلاتی نداشت و حقیقت مجاهدین را فهمیده بود در محفل‌هایی که با هم داشتیم به من صراحتاً گفت که به او گفته‌اند باید جلوی تلویزیون سیمای مقاومت بگوید این‌ها هیئت‌های مرگ بودند، نه هیئت‌های عفو. من از خودش پرسیدم واقعیت چه بوده؟ گفت واقعیت این نبود؛ حکم من سنگین بود اما عفو خوردم.</p>
<p>در این بخش، قاضی از شاهد پرسید: یعنی این شخص به شما گفت با اینکه این‌ها هیئت‌های عفو بودند، بنا به دستور چه کسی گفته‌اند این مطالب را بیان کند؟</p>
<p>اسکندری پاسخ داد: با دستور مستقیم خود رجوی. کاملاً برعکس و وارونه جلوه می‌دادند و هیئت‌های عفو را هیئت‌های مرگ معرفی می‌کردند. خود علیرضا طاهرلو به من گفت کسی که ده سال زندانی بوده، واقعیت این‌طور نبوده است گفت به ما گفتند فریب خوردید، این یک فرصت است که باید انتخاب کنی؛ فقط کافی است بگویی این‌ها را قبول نداری و بروی دنبال زندگی‌ات؛ من هم قبول کردم و عفو خوردم. اما بارها من را جلوی تلویزیون بردند و گفتند باید بگویی این‌ها هیئت‌های مرگ بودند.</p>
<p>قاضی سپس پرسید: این فرد الان کجاست؟</p>
<p>اسکندری در پاسخ گفت: این فرد چون هیچ جذب تشکیلاتی نداشت، دوستانی که آنجا بودند می‌دانند که در سال ۱۳۷۲ یک چک امنیتی انجام شد. شخص رجوی شک کرده بود که افرادی که از ایران می‌آیند، عناصر نفوذی هستند. به همین دلیل، علیرضا طاهرلو و تعدادی از افرادی که تازه از ایران آمده بودند، به‌طور خاص فقط به‌دلیل اینکه از ایران آمده بودند، در ضلع شرقی قرارگاه اشرف، در محلی به نام اسکان زندانی شدند.</p>
<p>وی افزود: علیرضا طاهرلو را به مدت چهار ماه به‌شدت شکنجه کردند. خودش گفت بارها او را کتک زدند و شکنجه کردند، اما وقتی ما حال آن‌ها را می‌پرسیدیم، به ما می‌گفتند این افراد در عملیات مرزی هستند.</p>
<p>این شاهد ادامه داد: مدتی بعد ما فرار کردیم، اما بعدها در سال ۱۳۸۸ زمانی که عراقی‌ها برای نجات اعضای منافقین تلاش می‌کردند به دستور فرمانده‌شان، کیومرث صالح‌پور، این فرد به‌دلیل فشارها و القائات تشکیلاتی، دست به خودسوزی زد. این هم یکی دیگر از جنایت‌های خود رجوی بود که با القائات ضدانسانی و غیراخلاقی، این فرد را مجاب کردند خودسوزی کند و در نهایت کشته شد.</p>
<p>صمد اسکندری، عضو جدا شده منافقین در ادامه گفت: ندا حسنی را مجبور کردند که خودسوزی کند. اگر مرگ با خودسوزی خوب است و شهادت شیرین است، چرا مریم رجوی این کار را نمی‌کند؟</p>
<p>وی افزود: در جلسه گذشته به درستی به موضوع جنایت علیه کودکان اشاره شد. در سال ۶۸ که بنده به آنجا رفته بودم چون هنوز این بدنه و موضوع خانواده و طلاق‌های اجباری پیش نیامده بود. خانمی به اسم غزاله اهل آذربایجان بود، همسر وی قربانی این گروهک شده بود. این خانم یک طفلی به اسم یاشار داشت که نهایتا سه سال سن داشت. این کودک رابطه بسیار عاطفی با من برقرار کرده بود. همزمان مادر این کودک هم از نظر احساسی و انسانی به من نزدیک شده بود. ما را صدا کردند و گفتند رابطه عاطفی و اجتماعی اینجا ممنوع است.</p>
<p>این عضو جدا شده منافقین ادامه داد: بعد از مدت‎ها من این مادر و کودک را ندیدم اما در سال ۷۳ غزاله را دیدم که گفت: به زور یاشار را از من جدا کردند و این خانم این حرف‌ها را می‌زد و عمیقا گریه می‌کرد. جنایاتی که در حق این کودکان می‌شد واقعی بود چون من به چشم خودم دیدم. منافقین جنایاتی مرتکب شدند که در تاریخ معاصر ما بی‌سابقه است و باید محاکمه شوند.</p>
<p>وی بیان کرد: بر اساس آیین دادرسی مدنی بحث حضانت فرزند سلسله مراتبی دارد و دادگاه باید برای حضانت کودکان رأی بدهد. رجوی با زیر پا گذاشتن اصول بین‌المللی و انسانی بچه‌ها را به زور از مادرشان جدا کرد و تحویل افراد لاابالی در خارج داد. برخی از این بچه‌ها که بعداً مجدداً به اردوگاه برگشتند چیزهایی را تعریف می‌کردند که من خودم شخصا اصلا برایم قابل قبول نبود. برخی از آنها می‌گفتند حتی برخی خانواده‌ها متأسفانه از آنها سوءاستفاده جنسی می‌کردند. بعضی از این بچه‌ها مثل محمدرضا فرزند قربان ترابی، شجاعت به خرج دادند و واقعیت‌ها را افشا کردند و اسناد آن موجود است.</p>
<p>قاضی دهقانی در پایان گفت: جلسه بعدی دادگاه روز ۹ دی ماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67571">گزارش جلسات ۴۹ و ۵۰ دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67571/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عضو جدا شده از تشکیلات رجوی از مواجهه اش با هیئت عفو می گوید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67484</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67484#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Dec 2025 08:18:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[علی صفایی]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67484</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی صفایی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق، با حضور در جلسه 44 ام دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین تجربیات خود را با حضار در میان گذاشت. صفایی درباره ترورهای زمان انقلاب توضیح می دهد که عوامل سازمان مجاهدین چگونه مردم را از هر قشر و گروه و شغل و سنی ترور [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67484">عضو جدا شده از تشکیلات رجوی از مواجهه اش با هیئت عفو می گوید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>علی صفایی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق، با حضور در جلسه 44 ام دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین تجربیات خود را با حضار در میان گذاشت.</p>
<p>صفایی درباره ترورهای زمان انقلاب توضیح می دهد که عوامل سازمان مجاهدین چگونه مردم را از هر قشر و گروه و شغل و سنی ترور می کردند. او هدف از این ترورها را ایجاد رعب و وحشت در دل حکومت و ریزش نیروهای آن عنوان کرد.</p>
<p>عضو سابق سازمان مجاهدین خلق نحوه جذب خود به تشکیلات مجاهدین را توضیح می دهد: ما تو اوج جوونی که هیچ دیدگاه خاصی نداشتیم جذب شدیم و به مرور زمانی فهمیدیم چه راهی رفتیم که راه پس نداشتیم&#8230; داخل رفتنش آسونه ولی بیرون آمدن سخت!..رجوی جمله ای معروف داشت&#8221;هل من ناصر ینصرنی&#8221;برای من و امثال منِ جوان جذاب بود.</p>
<p>صفایی توضیحاتی اجمالی هم درباره تجربه اش از قرار گرفتن مقابل هیئت عفو در زندان، پس از دستگیری و محاکمه اش ارائه می دهد: از من اتفاقا سؤال کردند که شما اگر رفتید بیرون اگه دوباره پیشنهاد بهت بدن چکار می کنی؟گفتم وقتی من دارم اینجوری حرف میزنم پیشنهاد چی بهم بدن اینا به خون من تشنه هستند اینها رو اونجا توضیح دادم.</p>
<p>صفایی در پاسخ به سئوال قاضی دهقانی درباره اینکه این جلسات منحصراً بله و خیر بوده و یا خیر، می گوید: نه ،من کسی رو میشناسم که اعلام کرد که من نه منافقین رو قبول دارم نه جمهوری اسلامی رو قبول دارم و نه چپ و نه راست .میخوام برم بیرون زندگیمو بکنم اونم دیدم که آزاد شد و بیرونم دیدم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67484">عضو جدا شده از تشکیلات رجوی از مواجهه اش با هیئت عفو می گوید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67484/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش ۴۶ و ۴۷ مین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سرکردگان گروه تروریستی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67406</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67406#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Dec 2025 05:35:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67406</guid>

					<description><![CDATA[<p>چهل‌وششمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۱۱ آذر ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67406">گزارش ۴۶ و ۴۷ مین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سرکردگان گروه تروریستی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چهل‌وششمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۱۱ آذر ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی  به‌صورت علنی برگزار شد.</p>
<p>قاضی دهقانی با نام خدا و سلام و درود به پیشگاه حضرت ولیعصر (عج) جلسه را آغاز کرد و گفت: چهل و ششمین جلسه دادگاه در شعبه ۱۱ کیفری یک استان تهران، برابر با کیفرخواست واصله از دادسرای عمومی و انقلاب تهران در یازدهم آذر ۱۴۰۴ در خصوص سازمان مجاهدین خلق به لحاظ شخصیت حقوقی و ۱۰۴ عضو مرکزی آن به عنوان متهمین اقدامات از جمله اقدامات تروریستی با حضور رئیس دادگاه و مستشاران،نماینده دادستان، وکیل شاکی، وکلای متهمین در جلسه دادگاه آغاز می‌شود.</p>
<p>وی افزود: نظر به اینکه متهمین این پرونده از اعضای سازمان مجاهدین خلق محسوب می‌شوند که به‌واسطه درخواست واصل از دادسرای عمومی و انقلاب تهران متهم به اقدامات تروریستی از جمله بمب‌گذاری و هواپیماربایی می‌باشند، و اساساً این اتهامات مقابله با ناامنی و ایجاد صلح در جهان است و کشور‌های بسیاری در دنیا برای مقابله با ناامنی معاهدات بسیاری را امضا کرده‌اند که حتی از میزبانی و پخش رسانه‌های آنها خودداری می‌کنند.</p>
<p>قاضی گفت: از جمله شرکت‌های ماهواره‌ای که به پخش رسانه متعلق به متهم ردیف اول اقدام می‌کند، یوتلست یک شرکت اپراتوری است که مالک آن کشور فرانسه است. هات برد که از جمله شرکت‌های یوتلست است که باز هم مالک آن فرانسه است؛ و ترکمن عالم که ماهواره ملی متعلق به کشور ترکمنستان است و سهام بسیاری از آن متعلق به فرانسوی‌ها محسوب می‌شود که در موقعیت‌های مداری ۱۳ درجه و ۵۲ درجه قرار دارد.</p>
<p>وی افزود: نکته بسیار مهمی که دادگاه به کشور و دولت فرانسه تذکر می‌دهد این است که بر اساس مقررات فرانسه در قانون آزادی ارتباطات ۱۹۸۶ و اصلاحات پس از آن، خدمات تلویزیونی ماهواره‌ای یا لینک‌های صعودی آن که از فرانسه منتشر می‌شود یا از ظرفیت‌های ماهواره‌ای متعلق به شرکت‌های اپراتوری که مالک آن کشور فرانسه است استفاده می‌شود، تحت صلاحیت فرانسه قرار می‌گیرد. مرجع ناظر بر محتوای این رسانه‌ها در فرانسه بوده و در سال‌های اخیر تحت نام جدید &#8220;آرکام&#8221; فعالیت می‌کند.</p>
<p>قاضی افزود: بنابراین اگر سیمای متعلق به متهمین ردیف اول پرونده از ظرفیت‌های ماهواره متعلق به دولت فرانسه اقدام به پخش کند، تحت نظارت دولت فرانسه باید باشد و به‌طور کامل باید مسئولیت میزبانی خودکار را با شروط مشخص رعایت کند. در خصوص صلاحیت نظارتی دولت فرانسه، ما به دنبال این نیستیم که بگوییم دولت فرانسه به تأیید محتوای هر رسانه اقدام می‌کند.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: چنانچه متهمین به اقدامات تروریستی محکوم شدند برابر معاهداتی که کشور‌های اروپایی از جمله کشور فرانسه به آن متعهد است، متهمین اقدامات تروریستی نباید میزبانی و حمایت شوند. نمی‌گوییم صرف استفاده از ظرفیت ماهواره‌ای به معنای حمایت است، اما بر اساس معاهدات قرار دادن سرزمین اتحادیه اروپا از جمله کشور فرانسه به متهمین اقدامات تروریستی خلاف قوانین و معاهدات متعهده در بین کشور‌های اتحادیه اروپا است. از وکیل شکات تقاضا می‌‎کنیم در جایگاه قرار گرفته و اظهارات خود را بیان کنند.</p>
<p>حجه‎الاسلام والمسلمین مداح، وکیل شکات در جایگاه قرار گرفت و گفت: در راستای تبیین جنایات تروریستی گروهک منافقین در جلسه گذشته نسبت به این محضر دادگاه صحبت و مستندات را ارائه کردم که گروهک تروریستی منافقین در اقدامات خود علیه مردم ایران از هیچ کاری فروگذار نکرد و در یک اقدام تروریستی به خاک کشور حمله کرد و بنا به اذعان خودشان بیش از ۵۵ هزار ایرانی را در عملیات مرصاد یا مجروح و یا به قتل رساندند. همین یک عملیات برای انتصاب بزه افساد فی الارض، محاربه و بغی به تمام اعضای کادر مرکزی که تک تک این اعضا مباشرت در جنایت داشتند، کفایت می‌کند.</p>
<p>وی تصریح کرد: سازمان منافقین ۳ نوع همکاری با رژیم بعث عراق داشته که این در صفحات ۲۴۹ تا ۲۸۲ از کیفرخواست مندرج است. یک گونه همکاری‌های نظامی از اخذ تسلیحات بوده تا اینکه انبار‌های بمب‌های شیمیایی در مقر اشرف قرار داشته و اسنادش نیز وجود دارد. دوم همکاری‌های اطلاعاتی بوده مثل تخلیه تلفنی، شنود، اطلاع‎رسانی، مکان اصابت بمب‌ها و موشک‌های رژیم بعث عراق توسط ستاد داخله و صامت. گروهک تروریستی منافقین و سومین مدل همکاری آنها نیز مباشرت در جنایات گسترده مثل همین عملیات فروغ جاویدان و آفتاب بوده است.</p>
<p>حجه‎الاسلام والمسلمین مداح خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه حجم فعالیت اطلاعاتی و همکاری‌های اطلاعاتی گروهک تروریستی منافقین با رژیم بعث عراق در طول مدت جنگ ادامه داشته و می‌توانیم این را به گروه تروریستی منافقین منتسب کنیم که به عنوان حداقل معاونت در تمامی کشتار‌های گسترده‌ای که صدام ملعون علیه مردم ایران روا داشته، حاضر بودند و در این جنایات معاونت کردند چراکه با لو دادن یک عملیات و با افشای اسرار جنگی منجر به کشتار وسیعی شدند که صدام این جنایات را انجام داد و این مصداقی از معاونت در کشتار وسیع مردم و باید تحت عنوان موضوع ماده ۲۸۶ از قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ به عنوان افساد فی الارض قرار بگیرد.</p>
<p>وی تاکید کرد: تقاضایی را ارائه دادم که باز با عنایت به ماده ۳۶۲ و بند ج از ماده ۳۵۹ آیین دادرسی کیفری مصوب ۹۲ تقاضای تکمیل تحقیقات و ارجاع امر به نهاد‌های امنیتی، جهت اعلام گزارش و تحقیقات کامل در این خصوص را درخواست کردم و مسئله دیگر هم اینکه بنده به این اسناد دسترسی ندارم و اگر که اجازه بفرمایید از آنجا که برخی از این پرونده‌ها در دادگاه انقلاب بوده و آن موقع هم رسیدگی شده بتوانم به این پرونده‌ها دسترسی داشته و آنها را مطالعه کنم.</p>
<p>حجهالاسلام والمسلمین مداح، اظهار کرد: جزو حدود است و می‎دانیم که در اجرای حد شرعی حتی امکان تأخیر هم ندارد؛ اما حضرت امام خمینی با اختیاراتی که دارند، حکم ثانویه فقهی صادر می‌کنند که فعلاً برای اجرای اعدام این افراد دست نگه دارید. پس از این نیز که امام خمینی ابلاغیه هیئت‌های عفو را می‌دهند اساساً صحبتی از احراز توبه برای متهمان نیست.</p>
<p>قاضی گفت: یعنی متهمان به محاربه، افساد و بغی را بدون توبه عفو می‌کنند.</p>
<p>وکیل شکات افزود: بله صرفاً فقط باید اعلام موضع می‌کردند و می‌گفتند که دیگر با این گروهک نیستیم. برای روشن شدن موضوع مثالی عرض می‌کنم. ایرج مصداقی، از زندانیان گوهردشت، که به شبکه‌سازی در زندان و اقدامات دیگر معروف بوده، در جلسه اول هیئت‌های مرگ فقط یک جمله می‌گوید حاضرم در صورت آزادی تعهد بدهم دیگر فعالیت سیاسی نکنم. این جمله نه توبه دارد و نه هیچ چیزی که دلالت بر توبه کند. اما به صرف همین حرف، هیئت عفو ایجاد شبهه کرده و عفو بدون توبه صورت می‌گیرد و این شخص را عفو می‌شود.</p>
<p>حجهالاسلام والمسلمین مداح ادامه داد: واقعاً جایی برای دفاع از این تروریست یعنی مسعود رجوی باقی نمی‌ماند. چون این شخص حیات و زندگی‌اش با ریختن خون مردم بوده، حتی نسبت به اعضای خود که توبه تاکتیکی می‌کنند اعلام می‌کند که شما خائن هستید و باید کشته می‌شدید و نباید از موضع خود پایین می‌آمدید.</p>
<p>وکیل شکات سپس خطاب به کشور‌های اروپایی اظهار کرد: سؤال من از فرانسه، آلمان و انگلستان این است شما که ۱۵ کنوانسیون ضد تروریسم را پذیرفته‌اید، چرا از تروریست‌ها دفاع می‌کنید؟ بازتاب رسانه‌ای عملیات فروغ جاویدان در نشریه اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مسلمان خارج از کشور، ویژه گروه تروریستی منافقین، شماره ۱۴۴ صفحه ۷۰ موجود است و خبرگزاری‌های مختلفی را آورده که آن زمان از قاتلین مردم ایران تمجید کردند. از کسانی که به شهر‌های ایران حمله کردند، در اسلام‌آباد بیمارستان آتش زدند، در همان بیمارستان قتل عام کردند همچنین افراد جهاد سازندگی را اعدام کردند و جنازه‌های آنان را از تیر چراغ‌برق‌ها آویزان کردند. این رسانه‌های کشور‌های اروپایی از چنین تروریست‌هایی تعریف و تمجید می‌کردند.</p>
<p>در ادامه نماینده حقوقی ارتش در جایگاه حاضر شد تا به بیان اظهارات خود بپردازد.</p>
<p>حجه‎الاسلام والمسلمین مداح افزود: سطح همکاری مسعود رجوی، سرکرده گروهک تروریستی منافقین، با صدام ملعون بسیار مهم است و تکمیل این تحقیقات اهمیت فراوانی دارد. ما با جنایتکاری طرف هستیم که به کشتار افتخار می‌کند. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و اعلام آتش‌بس، در حالی که رژیم بعث عراق صلح را می‌پذیرد، مسعود رجوی سه روز به صدام التماس می‌کند که جنگ را ادامه دهد. حیات او و سازمانش در کشتار است.</p>
<p>وی گفت: مسعود رجوی پیش از عملیات فروغ جاویدان به اعضای خود می‌گوید اگر اقدام نکنیم، بعد از صلح ایران و عراق&#8221;قفل می‌شویم&#8221; و از لحاظ سیاسی قفل خواهیم شد؛ یعنی صراحتاً با صلح مخالف است. همچنین می‌گوید تمام سازمان و ارتش آزادی‌بخش باید وارد جنگ شوند، با اینکه خطر نابودی موجودیت سازمان را دارد. او آشکارا مخالف صددرصد صلح و آزادی است و بقای سیاسی خود را در خون‌ریزی و کشتار جمعی می‌بیند.</p>
<p>وی ادامه داد: رجوی در یکی از نشست‌ها، لوزی‌ای ترسیم می‌کند که بالایش جمهوری اسلامی، یک ضلع جنگ، ضلع دیگر صلح و پایین سقوط جمهوری اسلامی بوده است. توضیح می‌دهد که نظام از هر مسیر جنگ یا صلح، به فروپاشی خواهد رسید. او ادامه می‌دهد که ایران و عراق در وضعیت نه‌جنگ نه‌صلح هستند و باید کاری کنیم آنها به سمت جنگ بروند؛ جنگ دوم را اجتناب‌ناپذیر می‌داند و فقط زمانش را باید جلو انداخت. در حالی‌که حتی رژیم متخاصم عراق نمی‌خواهد حمله کند، او اصرار دارد تحریک و آغاز جنگ از سوی آنان انجام شود. مسعود رجوی از صلح و آزادی رنج می‌برد، چون آن را باعث مرگ سیاسی خود و گروهک می‌داند.</p>
<p>حجه‎الاسلام والمسلمین مداح گفت: موضوع مهم دیگری نیز وجود دارد؛ تدبیر امام خمینی در سال ۶۷ و تشکیل هیئت‌ها. مسعود رجوی جنایتکاری است که پس از عملیات &#8220;فروغ جاویدان&#8221; مرتکب اعمالی علیه اعضای خود شده که با چندین ماده از اعلامیه حقوق بشر در تعارض است؛ از جمله طلاق اجباری، عقیم‌کردن زنان و جدا کردن کودکان از والدین، که با مواد ۳، ۵، ۱۶ و ۲۵ اعلامیه حقوق بشر ۱۹۴۸ مخالف است. او حتی به اعضای خود نیز رحم نمی‌کند.</p>
<p>وی گفت: می‌خواهم موضوع مهمی را نیز افشا کنم؛ سازمان منافقین این مسئله را مانند موضوعات دیگر با فریبکاری میان اعضای خود منتشر کرده است، در حالی که امام خمینی  با تدبیر خود به تشکیل هیئت‌های عفو اقدام کردند.</p>
<p>حجهالاسلام والمسلمین مداح گفت: اسلام بالاترین میزان کرامت انسان‌ها را در قوانین و نظام عدالت کیفری خود را رعایت کرده است. اصل قانونی بودن جرم و مجازات در دنیا بیش از دو قرن است که در دنیا مطرح شده است. آنچه در اعلامیه حقوق بشر فرانسه سال ۱۷۸۹ میلادی و ماده ۱۱ اعلامیه حقوق بشر سال ۱۹۴۸ میلادی آمده اسلام عزیز بیش از ۱۴۰۰ سال پیش به آن اشاره کرده است و در فقه ما تحت عنوان قاعده آن را می‌شناسیم.</p>
<p>وی افزود: تا حدودا ۲۰۰ سال قبل در دنیا مجازات‌های جمعی وجود داشت و اگر شخصی، جرمی مرتکب می‌شد فرزند، پدر و مادر این شخص را محاکمه می‌کردند، اما اسلام در ۱۴۰۰ سال پیش در آیات قرآن به اصل شخصی بودن مجازات اشاره کرده است. از این رو متعالی‌ترین نظام کیفری که متضمن حقوق بشر و کرامت انسان‌هاست نظام عدالت کیفری در اسلام است. در این نظام حتی اگر شخصی بالاترین میزان مجازات را دریافت کرده باشد برای او حقوق و کرامت انسانی رعایت شده و بر همین اساس دو نهاد توبه و عفو در نظام کیفری اسلام در نظر گرفته شده که در مواد ۱۱۴ تا ۱۱۹ و مواد ۹۸ تا ۹۶ قانون مجازات اسلامی ما هم وجود دارد.</p>
<p>وکیل شکات پرونده تصریح کرد: در تمام نهاد‌های عدالت کیفری و عفو‌های عمومی دنیا تاکنون سابقه نداشته است که عفو گسترده‌ای برای گروهک تروریستی در نظر گرفته شود. گروهکی که کودک، نوجوان و پیر و جوان را شکنجه دهد یا به شهادت برساند. علناً دست به حمله مسلحانه علیه مردم بزند و با دولت متخاصمی متحد شود و علیه خاک و کشور خود با سلاح‌های سنگین حمله کند، ادعا کند که ۸ هزار نفر را در عملیات‌های مختلف به شهادت برساند و با وجود این همه جنایت برای اعضای این گروهک دادگاه تشکیل شده باشد، حکم صادر شده باشد و بعد رهبر آن کشور توبه آنها را بپذیرد و مورد عفو قرار دهد.</p>
<p>وی ادامه داد: این در حالی است که در سال ۱۷۹۲ میلادی و در جریان انقلاب کبیر فرانسه در تاریخ دوم تا هفتم سپتامبر شورشی در زندان رخ می‌دهد و حاکمیت وقت دستور می‌دهد که تمامی زندانیان قتل عام شوند. نمونه این اتفاق قبلا در قرن نوزدهم در آلمان، اسپانیا و بسیاری از کشور‌های اروپایی رخ داده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح وکیل شکات بیان کرد: نهاد‌های قضایی کشور‌های اروپایی دست به قتل عام زندانیان و شورشیان زدند و بدون شک نسبت اکثر عفو‌های دست جمعی که در کشور‌های اروپایی اتفاق افتاده است، عفو‌های مشروط بوده‌اند و مشروط به این بوده‌اند که اشخاص اقدام مسلحانه انجام نداده باشد و یا در بین شورشیان نبوده باشد، اما در جایی که حضرت امام برای عفو عمومی و بدون هیچ شرطی دستور می‌دهد و آنها این را بهانه می‌کنند که عفو کنند نسبت به کسانی که حکم اعدام برای آنها صادر و دادگاه تشکیل شده است.</p>
<p>وی ادامه داد: از طرفی مرحوم حضرت امام فرمان به عفو کلیه زندانیان را می‌دهد و به نظر بنده از طرفی مسعود رجوی که جز با کشتار مردم زنده نمی‌ماند، اعضای خود را به کشتن و کشتار دعوت می‌کند و دقیقا همزمان با عملیات فروغ جاویدان که به کشور حمله ور می‌شوند، به اذعان خود این افراد حدود ۵۵ هزار نفر را می‌کُشند. مسعود رجوی که فقط با کشتار مردم زنده است و حیات سیاسی‎اش در گرو کشتن و خون‌ریزی است و به این موضوع افتخار می‌کند، در همین حین که مرحوم حضرت امام فرمان عفو کلیه زندانیان را می‌دهد و اعلام می‌کنند که هر زندانی که صرفا ولو زبانی بیان کند که من سر موضع خودم نیستم، عفو و آزاد شود، مسعود رجوی اعلام می‌کند که زندانیان شورش نمایند و بنا به اظهار شاهدینی که در این دادگاه حاضر شده‌اند و از اعضای جداشده این گروهگ هستند، صراحتا این موضوع را اعلام کرده‌اند که مسعود رجوی به افرادی که اعلام پشیمانی نموده‌اند ولی بعدا به گروهک منافقین پیوسته‌اند گفته که شما خائن هستید که سر موضع خودتان نبوده‌اید و کشته نشده‌اید.</p>
<p>وکیل شکات درباره اظهارات یکی از اعضای جداشده این گروه گفت: ایشان می‌گوید وقتی وارد اتاق هیئت شدم و اتهام من را پرسیدند، گفتم که عضو سازمان منافقین می‌باشم و به واسطه همین که گفتم منافقین و نه مجاهدین، مرا عفو نمودند. به گواهی تاریخ مواردی وجود داشته که در هیئت عفو استان تهران و کرج که در آن زمان متشکل از نماینده دادستان، نماینده وزارت اطلاعات، جناب آقای نیری، اشراقی و &#8230; بود، حتی با برخی زندانیان چندین جلسه برگزار کردند.</p>
<p>قاضی دادگاه مجاهدین خلق: دولت فرانسه و نهاد ناظر آن باید نسبت به محتوای رسانه‌ای متهم ردیف اول اقدام کنند</p>
<p>قاضی دادگاه گفت: درصورتی که از ظرفیت ماهواره‌ای کشور‌های دیگر استفاده می‌شود به معنای حمایت نیست، اما باید بر محتوای رسانه‌ای نظارت شود و در صورت مشاهده شواهدی از تبلیغ خشونت، نفرت یا نقض تحریم‌ها، مرجع ناظر می‌تواند دستور قطع پخش صادر کند.</p>
<p>وی اظهار کرد: امروز دنیا، مردم و دولتمردان فرانسه باید به یک نکته بسیار مهم توجه کنند. دولت فرانسه شبکه المنار، وابسته به حزب‌الله، را صرفاً به دلیل شک در تبلیغ خشونت از پخش روی ماهواره‌های تحت مالکیت خود ممنوع کرده است. این در حالی است که در جهان امروز آزادی اطلاعات و ارتباطات به صورتی است که نمی‌توان جنایات وحشیانه، نسل‌کشی و نابودی یک ملت مظلوم همچون مردم فلسطین در غزه را انکار کند.</p>
<p>قاضی افزود: آنچه فرانسه در مورد شبکه المنار به عنوان مصداق احتمال تبلیغ خشونت اعلام کرده، در واقع پخش تصاویر مظلومیت مردم غزه بوده است. اما این اقدام پیش از آنکه تصمیمی رسانه‌ای باشد، به‌روشنی نشان‌دهنده این است که دولت فرانسه حمایت شبکه المنار از مردم فلسطین را تبلیغ خشونت تلقی کرده است.</p>
<p>وی با اشاره به تعهدات بین‌المللی فرانسه تأکید کرد: طبق معاهدات اتحادیه اروپا درباره مقابله با بمب‌گذاری، آدم‌ربایی و هواپیماربایی، دولت فرانسه موظف است از میزبانی متهمان فعالیت‌های تروریستی خودداری کند؛ بنابراین نخستین گام آن است که فرانسه اجازه میزبانی این متهمان را ندهد.</p>
<p>وی اظهار کرد: نهاد ناظر در فرانسه یعنی &#8220;آرکام&#8221; نیز طبق قانون موظف است نسبت به محتوای سیمای متعلق به متهم ردیف اول نظارت کند چگونه است که شبکه المنار، به‌عنوان رسانه‌ای که هیچ‌یک از اعضایش تحت تعقیب قضایی برای اقدامات تروریستی نبوده‌اند و مظلومیت مردم غزه و مردم جنوب لبنان را بیان می‌کند اجازه پخش نمی‌یابد، اما رسانه وابسته به متهمانی که در این پرونده با اتهامات روشن از جمله بمب‌گذاری، هواپیماربایی و قتل روبه‌رو هستند، از ماهواره‌های کشور فرانسه پخش می‌شود؟</p>
<p>قاضی دادگاه مجاهدین خلق گفت: این وضعیت استاندارد دوگانه و حمایت آشکار از متهمان اقدامات تروریستی است در حالی که در هیچ کجا دنیا هیچ یک از اعضای شبکه المنار تحت کیفرخواست مرتبط با تروریسم قرار ندارند، اما اعضای متهمان ردیف اول این کیفرخواست یعنی سازمان مجاهدین خلق متهم به اقدامات تروریستی هستند، چگونه می‌شود که ماهواره‌های متعلق به دولت فرانسه به متهمان اقدامات تروریستی اجازه پخش می‌دهد، اما به شبکه دیگری که هیچ اتهام و اقدام تروریستی ندارد اجازه پخش نمی‌دهد. متهم ردیف اول و متهمان دیگر این پرونده بار‌ها در فهرست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا قرار گرفته و سپس خارج شده‌اند.</p>
<p>وی ادامه داد: دولت فرانسه و نهاد ناظر&#8221;آرکام&#8221;باید طبق مسئولیت قانونی خود نسبت به محتوای رسانه‌ای متهم ردیف اول اقدام کنند. انتشار مطالبی در حوزه آموزش خشونت، نفرت‌پراکنی، تروریسم یا نقض تحریم‌ها باید منجر به دستور توقف پخش شود.</p>
<p>قاضی خطاب به دولت فرانسه گفت: به‌عنوان مالک دو شرکت اپراتور ماهواره‌ای که از ظرفیت آنها برای پخش رسانه‌ای متهمان ردیف اول استفاده می‌شود، تذکر می‌دهم که تا پایان رسیدگی دادگاه و صدور حکم قطعی، این روند باید مورد بازنگری قرار گیرد. چنانچه حکم برائت صادر شود، ادامه پخش بلامانع خواهد بود.</p>
<p>نماینده ارتش گفت: در ادامه جلسات تبیین جنایات مجاهدین در این جلسه از محضر سرتیپ ستاد جانباز سید حسام هاشمی، مشاور نظامی فرماندهی کل قوا که هم اکنون نیز جانشین هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی هستند، بهره می‌بریم. اگر بخواهم معرفی مختصری از ایشان داشته باشم، همرزم شهید صیاد شیرازی قبل از انقلاب بودند.</p>
<p>وی افزود: این هیئت معارف نقش تبیین عملیات‌ها و اقدامات ارتش در زمان جنگ و پاسداشت یاد و خاطره شهید سپهبد علی صیاد شیرازی را برعهده دارد. قبل از انقلاب نیز این بزرگوار همرزم شهید صیاد شیرازی و از افسران انقلابی ارتش بودند. بعد از پیروزی انقلاب نیز رئیس کمیته لشکر ۷۷ خراسان بودند و همینطور عضو کمیته شهر مقدس مشهد، در عملیات‌های گنبد سال ۱۳۵۸ و کردستان در سال ۱۳۵۹ حضور موثر داشتند و در دفاع مقدس نیز به عنوان فرمانده قرارگاه عملیاتی شمال غرب و همینطور فرمانده گروه ۳۳ توپخانه ارتش حضور داشتند.</p>
<p>نماینده ارتش تصریح کرد: ایشان دو بار در جنگ در سال‌های ۵۹ و ۶۴ مجروح شدند و در واقع به درجه جانبازی مفتخر شدند و در اکثر عملیات‌های شمال غرب، غرب و جنوب حضور داشتند و به خصوص در پایان جنگ در عملیات غرور آفرین مرصاد به عنوان فرمانده گروه ۳۳ توپخانه ارتش نقش آفرینی کردند. از مشاغل مهمی که ایشان داشتند، می‌توان به رئیس بازرسی نیروی زمینی، رئیس حفاظت نیروی زمینی، جانشین بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و همینطور رئیس دفتر سیاست‎گذاری حفاظت اطلاعات فرماندهی معظم کل قوا اشاره کرد.</p>
<p>وی گفت: امروز افتخار این را داریم که به عنوان یک رزمنده غیوری که عمر خود را از همان جوانی در راه دفاع از انقلاب اسلامی، ارتش و جمهوری اسلامی گذاشتند، باشیم.</p>
<p>قاضی گفت: قبل از حضور وی در جایگاه باید به نکته‌ای اشاره کنم. برابر قوانین شهود از ابتدا برابر فقه امامیه سوگند شاهد، حرام است. قسم دادن شاهد در فقه امامیه حرام است. به جهت همین مبحث فقهی در شورای نگهبان هنگام تصویب مواد قانون آیین دادرسی مدنی درباره سوگند شاهد و اعتراض برخی از فقها نکته‌ای به عنوان تبصره گنجانده شد و چنانچه شاهد، امتناع از قسم داشته باشد، اظهارات او به عنوان مُطلع درج می‌شود.</p>
<p>امیر هاشمی به عنوان نماینده ارتش گفت: جرایم منافقین تنها به دوران جنگ تحمیلی محدود نیست و پیش‌زمینه‌ای طولانی دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، منافقین با سوءاستفاده از فضای آزادی و شرایط آشفته پس از انقلاب که در همه کشور‌ها طبیعی است شعار خطرناک انحلال ارتش را مطرح کردند. اگر فرمان امام خمینی علیه صادر نمی‌شد، کشور در آستانه تهدید جدی بود؛ به‌خصوص در زمانی که جنگ هشت‌ساله تحمیلی با رژیم صدام و حامیانش در حال شکل‌گیری بود.</p>
<p>وی گفت: در آن مقطع، بسیاری از اُمرا و فرماندهان ارتش شاهنشاهی هنوز جایگزین نشده بودند و ارتش در وضعیت بلاتکلیفی قرار داشت. درست در همین زمان منافقین طرح ضربه‌زدن به ارکان مختلف ارتش را آغاز کردند. سازمان مجاهدین خلق با تشکیلات نظامی غیرقانونی، بخش نظامی خود را با سلاح‌ها و تجهیزاتی که در روز‌های انقلاب از ارتش غارت کرده بود، فعال کرد و با جذب جوانان ناآگاه گروه‌هایی تحت میلیشیا تشکیل داد که کارشان چیزی جز جنایت و آدم‌کشی نبود.</p>
<p>هاشمی ادامه داد: فرزندان ارتشی ملت ایران همراه با مردم کوچه و بازار از ترور‌ها و حملات منافقین در امان نماندند. از افتخارات ارتش این است که در مبارزه با تروریست‌های منافق، شهدای بسیاری تقدیم کرده است. طبق آمار، تنها در ارتش ۵۰۰ تن از شهدای ترور از میان ۱۷ هزار شهید ترور کشور هستند که مستندات آن در حال پخش در دادگاه است.</p>
<p>وی گفت: منافقین در ارتش به‌ویژه در اداره دوم، که حساسیت بالایی داشت با ورود عناصر شناخته‌شده‌ای مانند تاجیک و افراد دیگر نفوذ کردند. اگرچه نیرو‌های انقلابی از ابتدا نسبت به این افراد هوشیار بودند، اما این عناصر فعالیت‌های مفسده‌انگیز و خرابکارانه خود را ادامه دادند و حتی برای ایجاد پایگاه نظامی در دانشگاه‌های کشور نیز به‌صورت کاملاً غیرقانونی اقدام کردند.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی گفت: در سال‌های ابتدایی جنگ، منافقین پس از جنایت‌های متعدد با نفرت گسترده مردمی مواجه شدند به گونه‌ای که نفرت و انزجار همراه با مطالبه سراسری برای تعقیب قضایی، محاکمه و سرکوب آنها بود. زمانی که این گروه عرصه را بر خود تنگ دیدند، گام دیگری از خیانت خود را در قالب انتقام از مردم آشکار کردند.</p>
<p>وی ادامه داد: در این رویکرد، نیرو‌های سازمان‌یافته منافقین با نفوذ عناصر خود در ارتش، در قالب‌های ظاهراً موجه و حزب‌اللهی اعم از افسر وظیفه، کارکنان رسمی یا سرباز عادی به جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی‌شده از فرماندهی، سازمان رسمی، تجهیزات، مهمات، محل استقرار و جابه‌جایی یگان‌های مختلف ارتش پرداختند. این اطلاعات از کشور خارج و با فروش به دشمن متجاوز، عملاً منافقین نقش ستون پنجم را برای ارتش صدام ایفا کردند.</p>
<p>وی افزود: منافقین پیش از شروع جنگ نیز به ترور افراد حزب اللهی ارتش مبادرت کرده بودند در اینجا به عنوان نمونه، ترور استوار آقارجبی را تشریح می‌کنم. استوار آقارجبی از درجه‌داران مؤمن، انقلابی و مورد اعتماد فرمانده نیروی زمینی بود که با هیئت ۱۷ نفره ارتش همکاری می‌کرد، این شخص فردی حزب‌اللهی و کاملاً موجه بود. روز حادثه زنگ خانه او را می‌زنند؛ دختر شش‌ساله‌اش در را باز می‌کند که سراغ پدرش را می‌گیرند و پدرش هنگامی که می‌آید، همان‌جا هدف قرار می‌گیرد و شهید می‌شود. این تنها یکی از نمونه‌های فراوان است.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش سپس به نمونه‌ای دیگر از عملیات‌های تروریستی این سازمان اشاره کرد و گفت: می‌خواهم عملیات ترور در ۷ فروردین سال ۶۱ را که همراه با پیروزی عملیات فتح المبین بود، توضیح دهم. سرباز صبری که ظاهر کاملاً موجهی داشت، در نماز جماعت شرکت می‌کرد و از همه لحاظ فردی مؤدب بود. ظاهر خود را مذهبی و مقبول جلوه می‌دادند که اعتماد فرمانده را جلب کند و یک مدتی راننده ویژه فرماندهی می‌شود.</p>
<p>وی ادامه داد: در این رفت‎وآمد‌ها سلاح و مهمات را در پادگان جایگزین و برنامه‎ریزی می‌کند که در روز هفتم فروردین پس از تعطیلات، در آمفی تئاتر همه را به رگبار ببندند. در آن روز دقیقاً زمانی بود که عملیات فتح المبین به پایان رسیده بود و من رئیس حفاظت نیروی زمینی در دزفول بودم تا اسیرانی که گرفته بودیم را سازماندهی کنم. آن روز هوا ابری بود و به دلیل وضعیت جوی، پرسنل بسیاری برای مراسم سخنرانی حضور نداشتند، به همین دلیل تغییر تاکتیک دادند.</p>
<p>نماینده ارتش افزود: بنابراین این ۵ نفر وارد اتاق فرمانده نیروی زمینی شهید صیاد شیرازی شدند و هر کسی را که حضور داشت با رگبار گلوله هدف قرار دادند. در این حادثه، جمعی از پرسنل عزیز ما به شهادت رسیدند؛ ۹ نفر پرسنل کادر و ۲ نفر پرسنل وظیفه به شهادت رسیدند.</p>
<p>نماینده ارتش گفت: اسامی که لازم است را می‌گویم و هرکدام اینها یا کارمند یا آبدارچی بودند، وقتی وارد اتاق سرهنگ حسین خرسندی می‌شوند، استوار اکبر مرادی که آجودان ایشان بود را به شهادت می‌رسانند و حسین خرسندی وقتی متوجه تیراندازی می‌شود از پشت میز بیرون می‌آید و منافق ظاهر می‌شود و ایشان را به رگبار می‌بندد؛ البته ایشان الان زنده و در اصفهان زندگی می‌کند و خودش روایت می‌نماید که زمانی‎که به پشت می‌افتد، تیر خلاص به او زدند که خدا را شکر تیر کمانه می‌کند و زنده می‌ماند.</p>
<p>وی درباره مورد سیاه دیگری از پرونده منافقین بیان کرد: در آن زمانی‎که منافقین رسماً به ارتش صدام پیوستند و عملا وارد جنگ با ارتش ایران شدند و جنایات بسیاری را مرتکب شدند. ده‌ها عملیات مختلف انجام دادند که نتیجه آن خسارات زیاد مادی و جان‌های ارزشمندی را از ارتش مدافع وطن گرفتند. عوامل نفوذی منافقین با هدف ایجاد حس ناامنی و بی‎اعتمادی در بین مردم به صورت هدفمند ترور افراد را دنبال می‌کردند و آمار شهدا و جانبازان ارتش در پی این اقدامات قابل استعلام است. ارتش جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی، دو هدف آفندی و پدافندی داشت لذا به دلیل درگیر بودن خطوط پدافند ما با دشمن، همیشه در معرض خطر بود و از این رو عوامل خود فروخته منافقین با دیگر عوامل منافقین در خطوط پدافندی در ارتباط بودند و ماموریت داشتند در بین نیرو‌های ما نفوذ کنند و با عناصر دشمن، اطلاعات زیادی را تبادل می‌کردند که این عوامل گاه به صورت بی‎سیم‌چی، تلفن‌چی و &#8230; بودند و در حقیقت با هموار کردن مسیر برای دشمن، در جنایات آنها مشارکت داشتند و از نظر دادگاه جنگی، جرم بزرگی را مرتکب شدند.</p>
<p>وی افزود: در سال‌های آخر جنگ که عملیات‌های منافقین از جمله فروغ جاویدان یا چلچراغ صورت گرفت، بیشترین کمک را از طریق همین نفوذی‌هایی که در ارتش بودند دریافت نمودند و اکثر فرماندهان ما را به شهادت رساندند که این افراد نفوذی همان کسانی بودند که سال‌های قبل مورد عفو قرار گرفته بودند.</p>
<p>وی در ادامه گفت: جنایات آنها فجیع‌تر از آن بود که قابل بیان باشد و تنها جنایات منافقین با جنایات داعش قابل مقایسه است.</p>
<p>هاشمی در ادامه از روی نقشه، تحرکات منافقین را نشان داد و گفت: منافقین از منطقه‌ای که با دایره مشخص شده وارد سرپل‌ذهاب می‌شوند و به سمت اسلام‌آباد پیشروی می‌کنند. ما در روز بیست‌وهفتم تیر قطعنامه را پذیرفتیم، اما نیرو‌های صدام توجهی نکرده و حملاتی را ادامه دادند، بدون اینکه توجه کافی به تحرکات آنها شده باشد، با حملات غافلگیرانه مواجه شدیم. بنده خودم در این عملیات فرمانده بودم و کاملاً حضور داشتم. روز اول و دوم مرداد با کمک برادران سپاه و بسیج، و روز سوم مرداد نیز در محور سومار مشغول مقابله با نیرو‌های صدامی بودم.</p>
<p>وی ادامه داد: شب هنگام به ما اطلاع دادند که منافقین بازگشته‌اند. باورش سخت بود. در جریان عقب‌نشینی دشمن، تیپ یک اسلام‌آباد و بخش‌هایی از نیرو‌های ما به‌خصوص در محور کرمانشاه به‌دلیل جابه‌جایی در محور دیگر، عقب‌نشینی کرده بودند و همین باعث شد محور کرند که باید پوشش می‌دادیم کاملاً خالی بماند؛ به‌ویژه گردنه‌ای که اگر در اختیار دشمن قرار می‌گرفت، کل منطقه سقوط می‌کرد.</p>
<p>وی گفت: عناصر منافقین که نفوذ گسترده‌ای داشتند فوراً این اطلاعات را منتقل کردند که این محور خالی است. آنها ستون خود را با سرعت حدود ۷۰ کیلومتر در ساعت به حرکت درآوردند و جاده تا اسلام‌آباد را بدون هیچ مانعی طی کردند. در اولین برخورد، وارد پادگانی شدند. فرمانده پادگان، که هم‌دوره من بود و برای تهیه خواروبار از پادگان خارج شده بود، هنگام بازگشت، دستگیر شد و او را به زندان شهربانی بردند. همین‌طور هر فرد دیگری که با خودروی شخصی یا به‌عنوان مسافر عبور می‌کرد، دستگیر و به همان زندان منتقل می‌شد.</p>
<p>وی گفت: پس از مدتی در پادگان، درگیری شکل گرفت. بچه‌های سپاه متوجه شدند و سپاه و مردم وارد میدان شدند. منافقین تصور می‌کردند مردم اسلام‌آباد برای استقبال از آنها می‌آیند، اما برخلاف انتظارشان، در همان ورودی شهر درگیر شدند. هر جا درگیر می‌شدند، با وحشی‌گری کامل رفتار می‌کردند. نمونه آن رفتار‌های غیرانسانی‌شان در بیمارستان اسلام‌آباد است که تصاویر و اسنادش موجود است.</p>
<p>نماینده ارتش تصریح کرد: آنها بچه‌های جنگ را سه، چهار روز قبل به طرز فجیعی به شهادت رساندند. همین کار را در روز پنجم و وقتی فشار بر آنها زیاد شد برای زندانیان شهربانی به خصوص شهید سلیمی انجام دادند.</p>
<p>وی ادامه داد: مقاومت مردم اسلام آباد باعث شد اینها تا ساعاتی از شب در خیابان‌ها با مردم درگیر باشند. مردم با هر وسیله‌ای که داشتند به سمت جاده کرمانشاه عزیمت کردند و از گردنه حسن‌آباد تا جاده زبر دو طرف جاده مزرعه کشاورزی بود و مردم فقط باید از جاده تردد می‎کردند. این موضوع و این ترافیک در این جاده باعث شد که منافقین بسیاری از مردم را در این جاده به شهادت برسانند.</p>
<p>این شاهد عینی اضافه کرد: بسیاری از شهدا، مردم عادی و غیرنظامی بودند که قصد فرار داشتند. در کتاب مرصاد و صیاد هم به این وقایع اشاره شده است.</p>
<p>سرتیپ ستاد جانباز هاشمی گفت: بخاطر می‌آورم در فروردین سال ۵۹ شهید صیاد، شش ماه بود که سرگرد شده بود و افسر نگهبانی که مسئول انجمن اسلامی روابط عمومی مرکز بود، این جوان بدون اینکه کسی به او دستور بدهد حرکت کرد و آن افتخارات را آفرید.</p>
<p>وی افزود: شهید صیاد شیرازی در میدان عمل فرمانده شد. این سرگرد جوان در میدان عمل توانست کردستان را نجات دهد. شهید صیاد در آن زمان حدود ۳۶ تا ۳۷ سال سن داشت. در روز دوم مرداد ماه شهید صیاد با شهید محمد باقری به بازدید از گردنه قلاجه پرداختند که یک روز قبل از عملیات مرصاد بود و این شهید تجسم خوبی از وضعیت منطقه داشت. شب سوم که حمله دشمن صورت گرفت و وارد اسلام آباد شدند، ایشان ماموریت پیدا کرده و به اصفهان می‌آید.</p>
<p>سرتیپ ستاد جانباز هاشمی گفت: در آن زمان شمخانی، مسئول عملیات کل نیرو‌های مسلح بود که نامه‌ای به شهید صیاد می‌دهد و او هوانیروز را اصطلاحا به‌خط کرده و با نیروی هوایی در تنگه چهار زبر که بسیار محل خوبی برای مانور نیروی هوایی و هوانیروز بود، حاضر می‌شود.</p>
<p>وی گفت: فضا طوری بود که جنگنده‌های دو طرف به این نقطه آمده و جاده را بمباران می‌کردند. ایشان می‌گوید: ما سال‌ها منتظر بودیم که یکی یکی اینها را پیدا کرده و به درک واصل کنیم، حال خداوند طوری اینها را در تنگه مرصاد قرار داده که جواب جنایاتی را که طی چند سال علیه جمهوری اسلامی و بخصوص ارتش انجام دادند، دریافت کنند.</p>
<p>هاشمی افزود: منافقین وقتی وارد کرند شدند ناجوانمردانه و بدون کمترین ترحمی، چه نسبت به مردم عادی و چه نیرو‌های نظامی، دست به جنایت زدند. با شقاوت تمام بی‌گناهان را به قتل رساندند؛ جنایاتی که هرگز از خاطر مردم عزیز ما محو نخواهد شد. اگر نیرو‌های مدافع ایران اسلامی اعم از برادران سپاه، ارتش و نیرو‌های مردمی در عملیات مرصاد، با تقدیم شهدای گران‌قدر، در برابر این تبهکاران وطن‌فروش ایستادگی نمی‌کردند، بدون تردید همان جنایات، و حتی بدتر از آنها، در کرمانشاه و دیگر شهر‌ها تکرار می‌شد.</p>
<p>وی گفت: آنها مردم ما را نشناختند، رهبر ما را نشناختند؛ اما مردم اسلام‌آباد نشان دادند که اگر منافقین در کرمانشاه نیز سازماندهی می‌کردند، مردم کرمانشاه به‌مراتب بهتر و گسترده‌تر مقاومت می‌کردند؛ و بدون تردید اگر مسیر دشمن باز می‌ماند، همان جنایات و حتی بدتر از آن در تهران رخ می‌داد؛ شهری که شهدای آن عاشق امام و مردم بودند. یاد و نام برادر همرزم عزیز، شهید سپهبد صیاد شیرازی، که اوصاف فداکاری‌هایش بر همه آشکار است، گرامی. شخصیتی بزرگ که بعد‌ها نیز هدف ترور منافقین قرار گرفت و در سال ۱۳۸۸ به شهادت رسید.</p>
<p>هاشمی افزود: بسیاری از اتفاقات دوران جنگ، حکم خیانت و مجازات آن در زمان جنگ روش خود را دارد؛ هرچند گستردگی جنایات این باند خیانت‌کار بسیار پیچیده‌تر و فراتر از مجازات‌های معمول قانونی است. سازمانی که ترکیبی از بدترین جنایات را در کارنامه دارد و فعالیت‌های غیرقانونی و ضد ملی آن داری ابعاد بین‌المللی و سازمان‌یافته است که موارد متعددی نیز در خصوص پیگیری حقوقی آن وجود دارد.</p>
<p>حاج محمدی، وکیل متهمان پرونده از نماینده حقوقی ارتش گفت: چارت تشکیلاتی سازمان از سال ۱۳۵۷ تا امروز با توجه به اطلاعات و اشراف اطلاعاتی به چه شکل بوده و سوال دوم این است که متهمان ردیف چهارم به بعد به ترتیب با ذکر نام در این چارت تشکیلاتی چه نقشی داشتند؟</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش گفت: یکی از فرمانده تیپ‌های سازمان مجاهدین خلق که اهل ساری هم بود می‌گفت که ما در حدود ۵۰ تیپ سازمان‎دهی شده‌ایم که هر تیپ حدود ۱۲۰ الی ۱۵۰ نفر بودند. به این فرمانده تیپ گفته بودند زمانی که وارد تهران شدیم تو استاندار ساری می‌شوی.</p>
<p>فرحانی نماینده ارتش در جایگاه حضور یافت و اظهار کرد: در خصوص اظهارات شاهد حضور یافته در جایگاه اعتراض دارم. همچنین رزمندگانی که در این دادگاه حاضر می‌شوند، افرادی هستند که در این عملیات حضور داشتند و وظیفه دفاع را برعهده گرفتند و اصلا درست نیست که از یک رزمنده انتظار داشته باشیم که بداند که چارت نیروی مقابلش (منافقین) از بالا تا پایین به چه صورت است؛ ضمن اینکه ما چارت تشکیلاتی سازمان منافقین را از مبادی اطلاعاتی‎مان استعلام نمودیم و در جلسه بعدی ارائه خواهم نمود.</p>
<p>وی افزود: در پرسش سوالات بهتر است کمی دقت شود. چطور می‌توان انتظار داشت که یک رزمنده جنگ اسامی ۱۰۴ متهم را حفظ باشد و بگوید که فلانی نقشش چه بوده است و به جای اینکه مخاطب پرسش را رزمنده جنگ قرار دهیم، می‌توانیم از اعضای جداشده استفاده نماییم.</p>
<p>وکیل در پاسخ به اعتراض نماینده ارتش گفت: وقتی شاهد در خصوص موضوع اتهام شهادت می‌دهد، این حق وکلای متهم است که درباره این موضوع سوالاتی را مطرح نمایند و شفاف‎سازی کنند تا از حقوق موکلین دفاع نمایند. موضوع دیگر اینکه، چون شاهد اظهار داشت که در عملیات فروغ جاویدان به عنوان رده بالای ارتش شرکت داشته، سوال بنده این است که آیا متهمانی که در این پرونده وجود دارند اطلاعی از نقششان در این عملیات داشته‌اند؟</p>
<p>شاهد در خصوص سوال وکیل متهمین بیان کرد: زمانی‌که یگان ما اقدام به دستگیری افراد منافقی که محاصره شده بودند، کرد، چند دختر در بین آنها بودند که نارنجک کشیدند و خود را کُشتند که این نشان می‌دهد این افراد آموزش دیده و شستشوی مغزی شده بودند.</p>
<p>وکیل شکات در خصوص سوال و ابهام مطرح شده از سوی وکیل متهمین، بیان داشت: ساختار و مسئولیت این گروهک حداقل در این سه عملیات و سایر عملیات ترور سال ۶۰ به تفکیک و مکررا در دادگاه مطرح شده است و نقش هریک از متهمین پرونده را به صورت نموداری منتشر نمودیم و اینکه خود مسعود رجوی مسئولیت‌ها را در یک نشست تقسیم نموده و فیلم این موضوع نیز موجود است و در رسانه‌ها مکتوب گردیده و اگر وکیل متهمان می‌خواهند اینها را انکار کنند، پیشنهاد می‌دهم توسط دادگاه کارشناسی شود تا صحت آن مشخص گردد.</p>
<p>وی افزود: این موارد بعضا از نهاد‌های امنیتی استعلام شده است و می‌توان به آن رجوع نمود و اینکه بخواهیم از هر شاهدی بپرسیم که این عملیات آیا منتسب به این ۱۰۶ متهم است یا نه، این کار هیچ‎گونه کمکی به تبرئه نمودن متهمان نخواهد کرد. در جایی که حضرت امام  به کسانیکه محکومیت قطعی داشتند و برای آنها طبق قانون و شرع مقدس اسلام دادگاه تشکیل شده است، اعلام می‌دارند که صرفا اینکه این افراد از موضع خود پایین بیایند، شامل عفو قرار می‌گیرند، این امر اوج رحمانیت اسلام در نظام عدالت کیفری‎اش است که حاکم این اختیار را دارد که این افراد را عفو نماید و نه مانند برخی دولت‌های اروپایی از جمله فرانسه و آلمان که صرفا در یک شورش زندانیان اقدام به قتل عام دسته جمعی نموده است.</p>
<p>مداح گفت: زمانیکه مرحوم حضرت امام (ره) دستور آزادی زندانیان را می‌دهد که در روزنامه‌ها نیز منتشر می‌شود، هیئت مرگ به سرکردگی اصلی این گروهک که جز با خون ریختن و آدم‎کشی نمی‌تواند زندگی کند در حال التماس کردن به صدام است تا به ایران حمله کند. تاکید می‌کنم رجوی آدم‎کش بعداز صدور قطعنامه در عملیات فروغ جاویدان به خاک وطن حمله می‌کند و ادعا می‌کنند که بیش از ۵۵ هزار نفر را کشته و زخمی کرده‌اند و در همین زمان بنا به اظهارات شهود که از اعضای جداشده بودند، سازمان اقدام به حذف درون مجموعه نیرو‌های مسئله‎دار کرده و نیرو‌های خود را کُشتند.</p>
<p>وی ادامه داد: نکته با اهمیتی که شهود در اینجا به آن اذعان نمودند این است که وقتی برخی از افراد توبه تاکتیکی کردند یعنی بر سر موضع خود بودند و صرفا برای اینکه شامل عفو حضرت امام (ره) شوند اظهار پشیمانی نمودند، بعد از آن به این گروهک پیوستند و رجوی حتی این افراد را خائن می‌نامند و می‌گوید که باید کشته شوید. مردم قضاوت کنند که آیا متهم ردیف دوم پرونده که سرکرده اصلی این گروهک است آیا جایی برای دفاع از خود باقی می‌گذارد. من شاهدی دارم به نام صفایی که در جلسه حاضر است و از افرادی است که حکم اعدامش صادر و عفو شده و نسبت به خط شورشی که مسعود رجوی در زندان القا کرده بود می‌تواند شهادت دهد.</p>
<p>حاج محمدی، وکیل متهمان پرونده، گفت: وکیل شکات تا امروز بدون ارائه دلیل مستند، فقط کلی‌گویی کرده‌اند. هیچ دلیل مستندی در خصوص هر یک از متهمان، به‌صورت مصداقی، تا امروز ارائه نشده است.</p>
<p>قاضی گفت: این دفاع است و دفاع نیز زمان خود را دارد با وجود کیفرخواست، اظهارات شهود، شکایت شکات و قرار‌های کارشناسی، شما می‌فرمایید وکیل شکات تا این لحظه هیچ دلیل مستندی ارائه نکرده است. وکیل شکات اصلا نباید پاسخ شما را دهد نماینده دادستان باید پاسخگوی شما باشد.</p>
<p>قاضی ادامه داد: نکته دوم این است که کلی‎گویی نکنید؛ دفاع باید مفصل، مستند و روشن به صورت کاملا جزئی و دقیق باشد؛ اینکه فقط گفته شود این دلیل نیست، آن دلیل نیست، قابل قبول نیست. دفاع نباید کلی‌گویی باشد؛ باید مصداقی و ساختارمند ارائه شود.</p>
<p>حاج محمدی بیان کرد: یکی از مواردی که نشان‌دهنده کلی‌گویی است، موضوع چارت تشکیلات است. وکیل شکات فرمودند که همیشه در جلسات مختلف چارت را ارائه کرده‌اند؛ در حالی که در تمام جلسات فقط یک چارت ارائه شده و طبق همان چارت، اسم فقط چند نفر از متهمان بیان شد.</p>
<p>قاضی دهقانی اظهار کرد: این موارد جزو ضمائم پرونده است. هر زمان که تشریف بیاورید دفتر شعبه یازدهم، تمام موارد ثبت و امضا شده و زمان آن نیز مشخص است. شما می‌فرمایید فلان سند ارائه نشده، اما من حداقل در پرونده بیش از یک چارت دیده‌ام. اینکه بگویید دلالت ندارد یا ارائه نشده، درست نیست؛ اسناد ارائه شده است.</p>
<p>قاضی خاطرنشان کرد: پیشنهاد می‌کنم چارت مورد اشاره را معین کنید و آن را در دادگاه بیاورید و سپس بیان کنید هیچ‌یک از موکلین شما در آن چارت حضور داشته یا نداشته و ربطی به آن چارت دارد یا ندارد.</p>
<p>در ادامه هادی صفایی به عنوان شاهد در جایگاه قرار گرفت و سوگند خورد چیزی جز حقیقت بر زبان نیاورد.</p>
<p>صفایی گفت: از سال ۱۳۵۵ به عنوان مسئول انجمن‌های دانش‌آموزی، دانشجویی و محلات در سازمان مجاهدین فعالیت می‌کردم. این فعالیت‌ها تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۳ ادامه داشت، زمانی که اعضای گروه جدا شدند و هر کدام مسیر خود را ادامه دادند. از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ توانستم فعالیت‌های خود را ادامه دهم، هرچند در این مدت، احساسات و انگیزه‌هایی در من شکل گرفت که نشان‌دهنده شروع تغییراتی در سازمان بود.</p>
<p>هادی صفایی گفت: در آن زمان ۲۵ سال داشتم و من را به دادگاه انقلاب بردند. پرونده من همچنان در حال رسیدگی بود و حکم اعدام تأیید نشده بود. بار دوم که من را صدا کردند که صحبت کنند. همان زمان، هیئت عفو هم تشکیل شده بود و با افراد صحبت می‌کردند و نظر می‌دادند. این جریان برای سال ۶۳ بود و هیئت‌های عفو یکی یکی زندانیان را صدا می‌کردند و صحبت می‎کردند و نظر می‌دادند و نظریه آن‌ها در پرونده ثبت می‌شود. مدتی گذشت و حدودا اواخر ۶۳ بود که حکم اعدام من شکسته و ابد شد.</p>
<p>صفایی ادامه داد: سال ۶۴ حکم قطعی من صادر شد و به ۱۵ سال محکوم شدم. یعنی من دو بار عفو شدم یک بار از اعدام یک بار هم حکم ابد من به ۱۵ سال تغییر پیدا کرد. این در زمانی بود که کسانی که مستقیماً در ترور و تخریب دست نداشتند، معمولاً احکام سبک‌تری می‌گرفتند. بعد از آن، من پرونده‌ام به زندان مرکزی منتقل شد و مراحل بعدی آن طی شد.</p>
<p>وی در پاسخ به پرسش قاضی درباره اینکه در زندان با اعضای سازمان در ارتباط بودید، گفت: بله، ما در زندان با هم مرتبط بودیم و می‌خواستند من را جذب کنند، اما من هیچ وقت وارد این قضیه نشدم. آن‌ها با هم هماهنگ بودند و اقدامات هماهنگی، چون اعتصاب و آشوب انجام می‎دادند. افرادی که جذب آنها نمی‌شدند را آنقدر تحت فشار قرار می‌دادند تا فرد دیگر مقاومت نکنند و به آن‌ها بپیوندد.</p>
<p>وی اضافه کرد: در زندان افرادی بودند که از رده‌های بالای سازمان بودند. اینها خط سازمان را بدون اینکه بیرون، کسی با آن‌ها در ارتباط باشد و دستور دهد، وارد زندان کرده بودند و همان‌جا پیاده می‌کردند. یعنی دستورات از بیرون زندان قبل از اینکه زندانی شوند به آن‌ها داده شده بود تا پس از دستگیری آن کار‌ها را اجرا کنند.</p>
<p>صفایی گفت: یکی از خطوط سازمان که وارد زندان شده بود، موضوع توبه بود. تا یک مقطعی می‌گفتند توبه کنید و بیرون بیایید این تا زمانی بود که سازمان متلاشی نشده بود. اما بعد از جنگ تحمیلی، آتش‌بس و صلح، گفتند برای چه باید توبه کنید سر موضع خود بمانید. بعد از آتش بس جنگ با عراق و انتقال سازمان به عراق این اتفاق افتاد و این باعث شده بود بچه‌ها در زندان سردرگم شوند. نمی‌دانستند چه کار کنند. خطی که سازمان در زندان دنبال می‌کرد خط بسیار خشنی بود.</p>
<p>این شاهد اظهار کرد: من در زندان اوین بودم و فکر می‌کنم بند ما حدود ۲۰۰ نفر بودیم. البته همه منافق نبودند. جالب بود که سازمان در زندان هم تلاش می‌کرد نیرو جذب کند. گروه‌های چپ مثل توده‌ای‌ها و اکثریتی‌ها هم بودند، اما مجاهدین کار بسیار کثیفی می‌کردند و حتی به اعضای همان گروه‌های چپ هم رحم نمی‌کردند. مثلاً یک بچه ۱۳ یا ۱۴ ساله اگر عکس‌العملی نشان می‌داد، به‌شدت تحت فشار می‌گذاشتند. خیانت‌هایی که اینها به اعضای خودشان کردند، نیازی به توضیح ندارد؛ همه می‌دانند.</p>
<p>صفایی سپس به تجربه خود قبل از دستگیری اشاره کرد: وقتی که من از کمیته فرار کردم و به خانه تیمی رفتم، به بچه‌ها گفتم من فرار کردم، شما هم تخلیه کنید تا گیر نیفتید. جالب بود که همه رفتند و من را جا گذاشتند. من دیگر خودم جایی نداشتم رفتم پارک ملت آنجا خانواده‌ها بساط می‌انداختند من هم میرفتم کنارشان می‌نشستم که یعنی من هم جزو این خانواده هستم. هر چه تماس می‌گرفتم، می‌گفتند مشکوکی، صبر کن تا بچه‌ها تحقیق کنند.</p>
<p>صفایی گفت: سه ماه ملاقات‌های ما قطع شد. بعد از سه ماه، هیئت‌های عفو شروع به اقدامات جدید کردند و به دلایلی که خودشان تشخیص دادند ما را عفو کردند و حکم برخی را با دلایلی که داشتند اجرا کردند. پروسه عفو ما بدین صورت بود که، فقط ما سه نفر در بندمان مانده بودیم نمی‌دانستیم چه می‌شود. هر روز صبح می‌رفتیم زنگ می‌زدیم و می‌گفتیم: آقا چی شد؟ می‌رویم یا می‌مانیم؟ ولی کسی پاسخ ما را نمی‌داد تا اینکه رئیس زندان به ما گفت شما مشمول عفو شدید ولی تا زمانی که از دادستانی مرکز حکم نیاید، ما هیچ کاری نمی‌توانیم کنیم.</p>
<p>وی ادامه داد: تمام افرادی که حکم دریافت کرده بودند در مقابل هیئت‌های عفو قرار گرفتند و هر کس که اعلام کرده بود دیگر اعتقادی ندارد عفو شده بود.</p>
<p>قاضی گفت: چند درصد از هم بندی‌های شما عفو شدند؟</p>
<p>صفایی پاسخ داد: یک سری هم بندی‌های من توده‌ای بودند که موضوعشان جدا بود و اکثریت آن‌ها را آزاد کردند. اما بچه‌های ما، یعنی سازمان مجاهدین از حدود ۱۲ نفر ۶ نفر آزاد شدیم. ابتدا یک گروه آزاد شدند و سپس ما ۳ نفر که در بند بودیم آزاد شدیم.</p>
<p>قاضی از وی پرسید عنوان اتهامی شما چه بود و به چه اتهامی در زندان بودید؟</p>
<p>وی گفت: اتهام من عضویت در سازمان منافقین بود.</p>
<p>قاضی پرسید آیا شما اقدام مسلحانه انجام داده بودید؟</p>
<p>صفایی گفت: شخصا نه، اما در جریانش بودم و به تهیه سلاح برای عملیات نظامی اقدام کرده بودم. کمک مالی سلاح، تهیه جا و و مکان تا آنجا که در توانم بود کمک کرده بودم.</p>
<p>قاضی پرسید پرونده شما مورد دادرسی قرار گرفت؟</p>
<p>صفایی گفت: بله در اواخر سال ۶۳ و اوایل سال ۶۴ برای بنده حکم اعدام صادر شد. اما مورد عفو قرار گرفتم.</p>
<p>وی گفت: در زندان دو دسته بودیم. مثلا خود من می‌گفتم من یک جرم انجام داده‌ام؛ الان دیگر قبول ندارم. برخی هم می‎گفتند برخی کار‌ها را ما انجام داده بودیم و پایش هم می‌ایستیم تا زمانی که آن اتفاق و آن عملیات فروغ جاویدان &#8211; مرصاد افتاد دیگر خط هر کسی در زندان مشخص شد. برخی همچنان از مواضعشان دفاع می‌کردند و برخی هم نظرشان عوض شده بود و می‌گفتند ما راهمان را پیدا کرده‌ایم. در زندان به هیئت عفو می‌گفتند &#8220;هیئت مرگ&#8221;، اما این هیئتی که برای مصاحبه می‌آمدند بار دیگر هم در مقابلشان قرار گرفته و عفو شده بودم. ما دو حکم از امام داشتیم حکم اولیه و حکم ثانویه، حکم ثانویه می‎گفت اگر فرد توبه کرد یا دست به سلاح نبرده بود عفو شود. منافقین حاضر در زندان قبول نداشتند و می‎گفتند اینها آمده‌اند ما را قتل عام کنند و ما باید از خودمان دفاع کنیم، چون معتقد بودند حالا رجوی می‌تواند مهران را بگیرد و بیاید آنها را نجات دهد.</p>
<p>وی در پاسخ قاضی به این سوال که هیئت‌های عفو چند نفر بودند، گفت: یک روحانی، یک تصویربردار و یک فردی بود که سوال می‎پرسید و من بار سوم بود که در مقابل این هیئت قرار گرفته بودم.</p>
<p>وی ادامه داد: در مقابل هیئت عفو گفتم دیگر سازمان را قبول ندارم. صحبت من شاید ۲۰ دقیقه طول کشید و صحبت‌ها ضبط شد.</p>
<p>وی گفت: در سال ۶۷ بعد از جریان آتش بس و حمله منافقین، قرار شد که تعیین تکلیف شود که یا حکم اولیه اجرا شود یا همان حکم ثانویه. ما به عنوان افرادی که علیه حکومت مرکزی اقدام کردیم حکممان اعدام است که حکم اولیه هم همین است، دیدگاه این بود باید بکُشیم تا نظام سرنگون شود. از این رو دوچرخه‎ساز، بقال، پاسدار و&#8230; را زدیم تا ترسی در دل حکومت بیندازیم تا نیروهایش ریزش کند. حکم ثانویه آمده بود که هر کس ترور نکرده جمهوری اسلامی در برابرش کوتاه بیاید.</p>
<p>وی گفت: در هیئت عفو سوالاتی از من پرسیدند از جمله همان حکم اولیه، بعد‌ها فهمیدم ترور کثیف‌ترین کار است. تمام گروه‌های مارکسیستی در دنیا که با ترور می‌خواهند موفق شوند با شکست مواجه شدند. من در هیئت عفو اعلام کردم سر سوزنی این سازمان را قبول ندارم در حالیکه سازمان پیشنهاد داد حاضر باش شب دنبالت می‌آییم و صبح در عراق پیاده‎ات می‌کنیم، اما گفتم اگر قرار است بمیرم ترجیح می‌دهم در سرزمینم باشم.</p>
<p>قاضی گفت: در قوانین جزایی اسلامی چه در حد و چه در تعزیر هنگام بررسی مجازات‌ها ممکن است در نگاه نخست شدت و سختی آنها به ذهن برسد. اما زمانی که موضوع را با دقت و از منظر شرایط تحقق جرم بررسی کنیم، می‌بینیم که موضوع ماهیتاً تغییر می‌کند. برای نمونه در جرم زنا، قانون‌گذار شروط متعددی قرار داده است. در برخی موارد تا ده شرط برای تحقق عنوان مجرمانه ذکر شده است که اگر حتی یکی از آنها محقق نشود، اساساً جرم ثابت نمی‌شود. این شرایط افزون بر بلوغ و عقل بوده و شروط اساسی دیگری نیز دارند. یکی از مهم‌ترین آنها علم به حرمت عمل است؛ یعنی مرتکب باید بداند کاری که انجام می‌دهد شرعاً و قانوناً حرام و ممنوع است؛ بنابراین اگر کسی جاهل به حرمت باشد، اساساً مجازات منتفی است؛ زیرا جهل به حرمت از موانع اجرای حد است.</p>
<p>وی گفت: نکته‌ای که دادگاه لازم می‌داند به جامعه حقوقی، قضایی و حتی عموم ناظران این جلسه یادآوری کند این است که قانون‌گذار به دنبال توسعه دایره مجازات نیست؛ بلکه به تعبیر این‌جانب، قانون‌گذار یک قلعه حقوقی مستحکم پیرامون متهم بنا کرده است که نفوذ در آن و اثبات جرم بسیار دشوار است. همین امر پیام بسیار مهمی دارد. در بسیاری از حدود، حتی جزئیات فیزیکی و موضوعی عمل مجرمانه به‌دقت تفکیک و سنجیده شده است. از این رو، در برابر هر اتهام، یک چک‌لیست دقیق از شروط وجود دارد که عدم تحقق هر یک از آن شروط موجب سقوط مجازات و عدم اثبات جرم می‌شود. در نتیجه، متهم عملاً در یک قلعه دفاعی محکم قرار دارد.</p>
<p>قاضی ادامه داد: حال اگر فرض کنیم که تمام این شروط دشوار محقق شد، تازه نوبت اثبات می‌رسد. در این مرحله نیز راه‌های اثبات چه اقرار، چه شهادت با سخت‌گیری بسیار همراه است. برای نمونه، اقرار در نظام حقوقی اسلامی با ظرافت و احتیاطی کم‌نظیر تلقی می‌شود و کمتر نظامی در دنیا وجود دارد که تا این حد نسبت به اقرار با سوءظن و احتیاط بنگرد. در مجازات‌های سنگین، قانون مجازات اسلامی شرایطی بسیار سخت‌گیرانه برای تحقق جرم و سپس برای اثبات آن پیش‌بینی کرده است؛ به‌گونه‌ای که به این آسانی نمی‌توان از مرحله تحقق شروط عبور کرد و وارد مرحله ثبوت جرم شد.</p>
<p>در ادامه قاضی تنفس اعلام کرد.</p>
<p>پس از پایان زمان تنفس قاضی دهقانی آغاز جلسه چهل و هفتم دادگاه را اعلام کرد.</p>
<p>قاضی اظهار کرد: شاید در بسیاری از دادگاه‌ها به این نکته توجه نمی‌شود، اما شهادت یک قید بسیار مهم دارد؛ چهار نفر باید به‌طور همزمان شهادت دهند و اگر میان این شهادت‌ها حتی کوچک‌ترین تفاوتی باشد، کل شهادت باطل است و هر چهار نفر به جرم تهمت، به ۸۰ ضربه محکوم می‌شوند. بنابراین، عملاً این سازوکار یک شمشیر دولبه است، با لبه‌ای تیزتر، برای جلوگیری از سوءاستفاده و اتهام‎زنی است.</p>
<p>وی افزود: نکته بسیار مهم در نظام قضایی اسلامی این است که اگر متهم پس از اثبات جرم، در برابر دادگاه قرار گیرد، آیا امکان بخشش وجود دارد یا خیر؟ دوباره نظام قضایی، که با چنین سخت‌گیری از تمام مراحل گذشته تا به‌متهم برسد، در این مرحله نیز با دقت موشکافانه رفتار می‌کند.</p>
<p>قاضی گفت: وقتی با جرم سرقت حدی مواجه می‌شویم با چک‌لیستی از شرایط بسیار سخت‌گیرانه مواجهیم پس هر سرقتی موجب حد نیست سرقت حدی جرم بزرگی است. مهم‌ترین شرط سرقت حدی حِرز است و حرز یعنی مکان حفاظت‌شده. چرا حرز در اسلام مهم است؟ چون پیش‌فرض نظام قضایی اسلام این است که بخشی از مراقبت اموال بر عهده خود فرد است. اگر کسی کیف خود را در مکان عمومی رها کند و آن را بردند، مسئولیت با خود اوست. اما اگر اموال داخل صندوق عقب قفل‌شده خودرو باشد، این دومی تجاوز به حریم حفاظت‌شده محسوب می‌شود و مجازات سنگینی دارد.</p>
<p>وی افزود: اگر کسی از معبر عمومی چیزی بدزدد، حد ندارد هرچند قاضی ممکن است مجازات دیگری تعیین کند؛ بنابراین بخشی از توجه نظام قضایی تأکید بر حفاظت فرد از اموال خویش است. شرط دوم، بحث ارزش مالی است.</p>
<p>قاضی ادامه داد: در برخی جرایم، منطق حکم مبتنی بر تهدید، ارعاب و امنیت عمومی است. یعنی اگر کسی امنیت عمومی را مختل کند، آنچه در حرز مورد توجه قانون‌گذار و فقه امامیه است حفظ امنیت مطلق جامعه است. از این رو، استثنائاتی هم وجود دارد. مثلاً در سال گرسنگی اگر فردی سرقتی انجام دهد، به‌سبب اینکه انگیزه‌اش تهدید امنیت نبوده، بلکه نیاز بوده، بسیاری از شرایط حد منتفی می‌شود. این نشان می‌دهد در فقه اسلامی، حق حیات بر حق مالکیت خصوصی مقدم است.</p>
<p>وی افزود: حتی میان اعضای خانواده، در موضوع سرقت، قانون نگاه متفاوتی دارد، زیرا حرمت و پیوستگی خانوادگی و مشکلات درون خانواده مانع از اجرای برخی مجازات‌ها می‌شود.</p>
<p>قاضی گفت: در موضوع محاربه، آنچه رخ می‌دهد و امروز دنیا نیز به درستی با اقدامات تروریستی مقابله می‌کند این است که محاربه در تعاریف فقه امامیه اگر بخواهد با تعاریف جدید منطبق شود با برخی از تعاریف از جرم‌های تروریستی و اقدامات تروریستی و برخی مصادیق شباهت دارد. فقه امامیه و نظام قضایی جزایی اسلام نسبت به جرم‌هایی که امنیت ملی را برهم می‌زنند، حساسیت بسیار بالایی دارد.</p>
<p>وی ادامه داد: نظام قضایی اسلامی، به نظر بنده و با توجه به مطالعات تطبیقی‌ که درباره برخی کشور‌ها مانند انگلستان و فرانسه انجام شده، بسیار دقیق‌تر و سخت‌گیرانه‌تر عمل می‌کند و قلعه مستحکمی برای حفاظت از حقوق متهم ایجاد کرده است. با وجود چنین قلعه‌ای و چنین دیدگاهی که سخت‌گیری در تحقق جرم و سخت‌گیری در اثبات دارد، وقتی به متهم می‌رسد تازه نوبت بخشش و عفو است. عفو بدون توبه و با توبه دارد. در فقه امامیه، برخی از مصادیق اگر دادگاه آن را صحیح بداند قابلیت عفو بدون توبه دارند.</p>
<p>قاضی تأکید کرد: اما در موضوعاتی مانند محاربه، که موجب اختلال امنیت کل جامعه می‌شود ما با شرایط دیگری مواجهیم. محاربه، یعنی کشیدن سلاح برای ترساندن مردم. نکته کلیدی این است که هدف اصلی ایجاد رعب و وحشت عمومی است نه لزوماً آسیب زدن. هیچ فرقی نمی‌کند در شهر باشد، خیابان باشد، شب باشد یا روز. لازم نیست در محاربه فرد محارب حتماً موفق به قتل یا سرقت شود؛ صرف ایجاد ترس مسلحانه و برهم زدن امنیت روانی جامعه، مصداق محاربه است. به همین دلیل مجازات محاربه با دیگر مجازات‌ها متفاوت است.</p>
<p>وی با اشاره به تفاوت مجازات محاربه با دیگر جرایم گفت: در جرایم مانند سرقت، مجازات‌ها ثابت است، اما در محاربه، قاضی میان چهار گزینه اختیار دارد. انتخاب قاضی متناسب با میزان آسیبی است که به امنیت روانی جامعه وارد شده است، چون اثر جرم متغیر است. ممکن است فرد محارب فقط مردم را ترسانده باشد، ممکن است عضو یک گروه تروریستی باشد و پشتیبانی کند؛ ممکن است ترسانده و مال مردم را نیز برده باشد و یا هم ترسانده، هم کشته، و هم اموال را برده باشد. به تناسب شدت وحشت ایجادشده در جامعه، قاضی اختیار دارد مجازات مناسب را تعیین کند.</p>
<p>قاضی دادگاه ادامه داد: آیا در نظام کیفری اسلام راهی برای برگشت افراد وجود دارد؟ یکی از این راه‌ها توبه است. در فقه امامیه اگر محارب قبل از دستگیری توبه کند، مجازات‌های سنگین او برداشته می‌شود. خطاب به تمام اعضای متهم ردیف اول پرونده اعلام می‌کنم تا قبل از اینکه نظام اسلامی به این متهمان دست پیدا کند، خودشان توبه کنند می‌توانند مصداق عفو باشند. اما اگر مالی از مردم برده باشند باید برگردانند یا اگر صدمه‌ای به کسی زدند دیه آن را پرداخت کنند.</p>
<p>وی افزود: بسیاری از نظام‌های قضایی اینچنین خروجی را برای مرتکبان جرایم در نظر نگرفتند. گاهی در الگو‌های تحقق جرم و اثبات که دسترسی به مجرمان سخت است، برای خروج مجرمان از چرخه جرم این تمهید در نظر گرفته شده است. در نظام قضایی ما هم عفو با توبه لحاظ می‌شود و هم بدون توبه. کسانی که طبق قانون قصاص مصوب سال ۶۱ حکم آنها اعدام بود، حضرت امام هیئت عفوی را تشکیل داد و در این هیئت حتی از آنها در مورد توبه هم سوال نشد، ممکن است توبه احراز شود، اما با توسعه و وسعتی محرز می‌شود. با این توضیحات این امر مصداق عفو بدون توبه است.</p>
<p>قاضی تأکید کرد: اما در موضوعاتی مانند محاربه، که موجب اختلال امنیت کل جامعه می‌شود ما با شرایط دیگری مواجهیم. محاربه، یعنی کشیدن سلاح برای ترساندن مردم. نکته کلیدی این است که هدف اصلی ایجاد رعب و وحشت عمومی است نه لزوماً آسیب زدن. هیچ فرقی نمی‌کند در شهر باشد، خیابان باشد، شب باشد یا روز. لازم نیست در محاربه فرد محارب حتماً موفق به قتل یا سرقت شود؛ صرف ایجاد ترس مسلحانه و برهم زدن امنیت روانی جامعه، مصداق محاربه است. به همین دلیل مجازات محاربه با دیگر مجازات‌ها متفاوت است.</p>
<p>وی با اشاره به تفاوت مجازات محاربه با دیگر جرایم گفت: در جرایم مانند سرقت، مجازات‌ها ثابت است، اما در محاربه، قاضی میان چهار گزینه اختیار دارد. انتخاب قاضی متناسب با میزان آسیبی است که به امنیت روانی جامعه وارد شده است، چون اثر جرم متغیر است. ممکن است فرد محارب فقط مردم را ترسانده باشد، ممکن است عضو یک گروه تروریستی باشد و پشتیبانی کند؛ ممکن است ترسانده و مال مردم را نیز برده باشد و یا هم ترسانده، هم کشته، و هم اموال را برده باشد. به تناسب شدت وحشت ایجادشده در جامعه، قاضی اختیار دارد مجازات مناسب را تعیین کند.</p>
<p>قاضی دادگاه ادامه داد: آیا در نظام کیفری اسلام راهی برای برگشت افراد وجود دارد؟ یکی از این راه‌ها توبه است. در فقه امامیه اگر محارب قبل از دستگیری توبه کند، مجازات‌های سنگین او برداشته می‌شود. خطاب به تمام اعضای متهم ردیف اول پرونده اعلام می‌کنم تا قبل از اینکه نظام اسلامی به این متهمان دست پیدا کند، خودشان توبه کنند می‌توانند مصداق عفو باشند. اما اگر مالی از مردم برده باشند باید برگردانند یا اگر صدمه‌ای به کسی زدند دیه آن را پرداخت کنند.</p>
<p>وی افزود: بسیاری از نظام‌های قضایی اینچنین خروجی را برای مرتکبان جرایم در نظر نگرفتند. گاهی در الگو‌های تحقق جرم و اثبات که دسترسی به مجرمان سخت است، برای خروج مجرمان از چرخه جرم این تمهید در نظر گرفته شده است. در نظام قضایی ما هم عفو با توبه لحاظ می‌شود و هم بدون توبه. کسانی که طبق قانون قصاص مصوب سال ۶۱ حکم آنها اعدام بود، حضرت امام هیئت عفوی را تشکیل داد و در این هیئت حتی از آنها در مورد توبه هم سوال نشد، ممکن است توبه احراز شود، اما با توسعه و وسعتی محرز می‌شود. با این توضیحات این امر مصداق عفو بدون توبه است.</p>
<p>قاضی دهقانی عنوان کرد: باز خود این افراد به جهت تهمت مجازات می‌شوند. یعنی خود شاهد در موقعیت بسیار پیچیده قرار می‌گیرد. قیدی وجود دارد چهار نفر باید همزمان با هم شهادت بدهند و اگر شهادت‎شان با هم کوچکترین تفاوتی داشته باشد، کل شهادت باطل است و هر چهار نفر به جرم تهمت ۸۰ ضربه شلاق می‌خورند.</p>
<p>وی گفت: سه نفر برای شهادت خدمت امیرالمومنین (ع) رسیدند و شهادت دادند و امام علی (ع) به آنها گفتند من شما را بخاطر حد، ۸۰ ضربه شلاق می‌زنم. عملا این ساز وکار یک شمشیر دو لبه با لبه تیزتری برای ممانعت از اتهام‎زنی است.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: حال با این سوءظن به شهادات از این قلعه شهادت‌ها عبور کرده و به متهم رسیدیم. ببینید نکته‌ای که مهم بوده و برای نظرات اسلامی در قضای اسلامی اهمیت دارد، این است که آیا این شخص و این متهم اگر با اثبات مواجه شد آیا امکان بخشش وجود دارد یا خیر؟</p>
<p>وی گفت: دوباره نظام قضایی که با چنین سخت‎گیری از این قلعه عبور کرده و به او رسیده مقابل این متهم قرار می‌گیرد، بخشش او مقابل حاکم قرار می‌گیرد. با یک دقت بسیار موشکافانه، به ویژه اینکه مثالی راجع به سرقت زده و به جرم مورد بحث اقدامات تروریستی مانند محاربه می‌رسم.</p>
<p>قاضی دهقانی تاکید کرد: وقتی ما با جرم سرقت حدی مواجه می‌شویم، با چک‎لیستی از شرایط بسیار سختگیرانه برای تحقق جرم مواجه هستیم. پس هر سرقتی موجب این حد نیست. سرقت حدی جرم بزرگی است و مهمترین شرط سرقت حدی حرز است. چرا حرز در اسلام مهم است.</p>
<p>وی گفت: فرض کنید شخصی کیفی را در یک مکان عمومی گذاشته است. این حد نیست، زیرا پیش فرض نظام قضایی اسلام این است که بخشی از مراقبت اموال به عهده خود فرد است پس اگر کیفی را در مکان عمومی سرقت کردند، خود فرد هم مسئولیت دارد. یا اینکه کیف را از صندوق عقب قفل شده ماشین بدزدند، این دو مانند هم نیستند اولی شاید بخاطر بی احتیاطی فرد باشد، اما دومی تجاوز به حریم حفاظت شده است و دومی مجازات سنگینی دارد اگر کسی از یک محل عمومی چیزی بدزدد، حد ندارد.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: هرچند ممکن است قاضی تعزیر دیگری، مجازات دیگری تعیین کند. اما نکته‌ای که در این ماجرا با آن مواجه هستیم، منطقش تهدید به ارعاب و امنیت عموم است. این خیلی مهم است بدین معناکه اگر کسی امنیت عمومی را مختل کرد، آنچه در حرز مورد توجه قانون‎گذار و فقه امامیه است نکته بسیار مهمش این است که امنیت عمومی را مختل نکند.</p>
<p>نماینده دادستان با اشاره به برخی ادعا‌های مطرح‌شده از سوی وکیل متهمان اظهار کرد: وکیل متهمان بیان کردند که در کیفرخواست و در پرونده هیچ‌گونه دلیلی درباره متهمان وجود ندارد. به نظرم ما که همه حقوق خوانده‌ایم باید با دقت بیشتری سخن بگوییم. چندین سال بررسی پرونده در دادسرا و همچنین برگزاری جلسات متعدد دادرسی در دادگاه انجام شده، اما وکیل حتی یک دلیل را نیز مورد اشاره قرار نداده و تلاش کرده است همه‌چیز را نفی کند.</p>
<p>وی ادامه داد: اگر اختیار را کاملاً به دست متهم و وکیل متهم قرار دهیم طبیعی است که هیچ‌یک از ادله را نپذیرند. اما ملاک در اینجا پذیرش یا عدم پذیرش متهم نیست؛ ملاک، اعتبارسنجی ادله توسط دادگاه است. ممکن است دادسرا هزاران دلیل ارائه کند و متهم همچنان بگوید ادله را قبول ندارم؛ اما معیار قانونی، تشخیص مقام رسیدگی‌کننده است.</p>
<p>وزیری با تأکید بر اینکه عملکرد دادسرا در تنظیم کیفرخواست کاملاً مبتنی بر ادله موجود بوده است، افزود: در این پرونده ۱۰۴ متهم حقیقی و یک متهم حقوقی داریم که ما همه را با یک معیار نسنجیده‌ایم و برای همه یکسان عناوین اتهامی تعریف نکرده‌ایم. اینکه برخی متهمان تنها یک عنوان اتهامی دارند و برخی سه عنوان یا بیشتر، نشان‌دهنده این است که دادسرا هنگام صدور قرار جلب به دادرسی و تنظیم کیفرخواست، نسبت اتهامات را بر پایه ادله موجود تعیین کرده است.</p>
<p>وی افزود: مثلاً متهمی که تنها یک عنوان اتهامی دارد، به معنای آن نیست که در عالم واقع مرتکب جرم دیگری نشده بلکه به معنای آن است که تا زمان صدور کیفرخواست، ادله‌ای که وقوع جرایم دیگر را اثبات کند، به دادسرا واصل نشده بود. ممکن است جرمی وجود داشته باشد، اما کشف نشده باشد؛ دادسرا نمی‌تواند چیزی را که سندی بر آن نیست، وارد کیفرخواست کند. این همان تقوایی است که ما موظفیم در فرایند رسیدگی رعایت کنیم.</p>
<p>نماینده دادستان گفت: وقتی پرونده‌ای نزدیک به ۷۰ جلد فقط مستندات دارد، این‌که بگوییم هیچ دلیلی وجود ندارد، نشان‌دهنده آن است که حداقل تقوا در گفتار رعایت نشده است. ما باید در مقام حرفه‌ای خود نیز تقوا داشته باشیم. اگر روزی من وکیل باشم و برایم محرز شود که متهم جرمی را مرتکب شده، حداقل سکوت می‌کنم. تلاش نمی‌کنم خلاف واقع بگویم یا جرمی را که مستنداتش موجود است، انکار کنم.</p>
<p>وزیری خطاب به وکیل متهمان گفت: اگر به ادله ایراد دارید، باید هنگام ارائه دفاع به‌طور مشخص بیان کنید که به چه دلایلی این ادله از اعتبار ساقط است نه اینکه بگویید ادله‌ای وجود ندارد. همین شاهدی که اینجا ایستاده، خود جزو ادله پرونده محسوب می‌شود. ممکن است شما اعتبار آن را نپذیرید، اما اعتبارسنجی بر عهده دادگاه است، نه طرف دفاع.</p>
<p>قاضی گفت: اگر در کیفرخواستی ۷ هزار صفحه‌ای حتی یک نکته مهم وجود نداشته باشد، چرا باید قانون‌گذار و سیستم قضایی چنین حجم کاری را تعریف کنند؟ این حرف که هیچ دلیلی نیست اساساً با واقعیت پرونده و حجم ادله مطابقت ندارد. شما می‌توانید بگویید این ادله را قبول ندارم یا دلالت کافی ندارد، اما نمی‌توانید بگویید هیچ دلیلی نیست. این دو با هم متفاوت‌اند.</p>
<p>تنها وکیل متهمین در جایگاه حاضر شد و گفت: با توجه به اینکه با پرونده نادری در زمینه تعداد متهمین مواجه هستیم است و از بعضی از اقدامات انجام شده توسط متهمین زمان زیادی می‌گذرد یکسری اقدامات از سوی برخی دیگر همچنان در حال انجام است و دادگاه بر اساس ماده ۳۵۸ به صورت ترافعی به موضوع رسیدگی می‌کند و نماینده دادستان قبلاً کیفرخواست را در جلسه قرائت کردند نیاز است برای روشن شدن افکار عمومی و هدف دادگاه وکیل شکات در هر جلسه بگوید که از چه شخصی شکایت دارد و موضوع چیست و بر علیه چه کسی است.</p>
<p>قاضی خطاب به وکلا گفت: وکیل مدافع شخصی یک بازیگر فرعی در فرآیند دادرسی نیست. وکیل رکن بنیادین تحقق عدالت، تضمین حقوق بنیادی شهروند و صیانت از کرامت انسانی است. حضور وکیل بیانگر این حقیقت است؛ حضور وکیل بیانگر این حقیقت است که عدالت نه نتیجه قدرت بلکه حاصل توازن، ترازو و تعادل میان ادعا و دفاع، اتهام و پاسخ، و میان قدرت عمومی و حقوق فردی است. نقش وکیل زمانی برجسته می‌شود که شخصی در معرض اتهام سنگین، فشار و وضعیت یا موقعیت نابرابر مثلاً قرار می‌گیرد. وکیل صدای خاموش حقیقت است. متهمین فارغ از نوع اتهامات‌شان، چون قادر نیستند سپر قانونی و انسانی دفاع از خود باشند، این مسئولیت به عهده شماست؛ شما که به واسطه دانش برجسته و استقلال حرفه‌ایِ وکالت کردن که به آن معتقدم و ضامن عدالت می‌دانم وظیفه اخلاقی دارید از هر حقی که قانون برای متهم می‌شناسد پاسداری کنید؛ از اهمال، سلیقه و پیش‌داوری جلوگیری کنید و روند رسیدگی را اتفاقاً در مسیر قانونی و بی‌طرفانه نگه دارید.</p>
<p>وی گفت: وجود وکیل تضمین می‌کند که ترازوی عدالت به یک طرف سنگین نشود. این تضمین تنها زمانی محقق می‌شود که صدای دفاع شنیده شود؛ و بدون وکیل این امر ناقص و حتی ناممکن است. وکیل مدافع جرم نیست؛ مدافع انسان است، مدافع این اصل است که هیچ اتهامی بدون دفاع و هیچ حکمی بدون امکان شنیدن صدای طرف مقابل نباید صادر شود. عدالت هنگامی معنا پیدا می‌کند که دفاع و اتهام در برابر قدرت، فرصت برابر داشته باشند. به همین دلیل وکیل حافظ تعادل، توازن و نگهبان بی‌طرفی دادگاه است.</p>
<p>تنها، یکی از وکلای متهمان اظهار کرد: از روزی که کیفرخواست امضا و به دادگاه ارسال شده حدودا ۱۲ سال طول کشیده است باید برابری بیشتر رعایت شود تا بتوانم به راحتی دفاع کنم.</p>
<p>قاضی گفت: صوت و متن جلسات برگزار شده دادگاه وجود دارد و می‌تواند در اختیار شما قرار گیرد اگر احساس می‌کنید یک نسخه برای بررسی کافی نیست یا نیاز به مستندات بیشتری دارید، موضوع را به دادگاه اعلام کنید.</p>
<p>وی ادامه داد: دادگاه برای همان متهمانی که شما وکالت آنها را برعهده دارید، امکان دسترسی به مستندات و پرونده را فراهم می‌کند. اگر یک نفر کافی نیست و نیاز به وکیل معاضدتی بیشتر دارید به دادگاه اعلام کنید تا دادگاه برای متهمان شما و در کنار شما وکیل معاضدتی قرار دهد.</p>
<p>قاضی دهقانی تاکید کرد: از نکات مهم کیفرخواست این است که یک متهمی ۸ عنوان اتهامی دارد و یک متهم دیگر یک عنوان اتهامی دارد. اما این دقت شما که وکیل شکات هستید باید باشد که درخصوص اظهارات، از این بعد درباره هر عنوان اتهامی بگویید نسبت به کدام متهم و کدام بخش است. شما هم از آنجایی که هربار زمان اظهارات شهود اجازه سوال دارید، سوال خود را بپرسید.</p>
<p>قاضی دهقانی خطاب به وکیل گفت: شما مدافع جرم نیستید بلکه مدافع حق، انسانها و مدافع یک اصل بنیادینی هستید که هیچ اتهامی هیچگاه بدون پاسخگویی نماند. خوشبختانه مقدمه‌ای که ابتدای صحبت هایم مطرح کردم برای تایید همین است که عمیقا معتقد هستم، عدالت زمانی کامل است که دفاع شنیده شود.</p>
<p>وی تصریح کرد: وکیل نیز بتواند آزادانه و بدون ترس و محدودیت از حق انسانی‎اش دفاع کند. قانون آیین دادرسی کیفری تاکید کرده بعد از دادستان، شاکی و بعد وکیل، متهم و بعد هم خود متهم می‎توانند در دادگاه صحبت کنند. شاید متهمین این پرونده روزی در این دادگاه حاضر شوند و به عنوان متهم پاسخ دهند.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: قبل از آخرین دفاع نکته‌ای عرض می‌کنم، دادستان کیفرخواست را قرائت کرده و ما در مرحله دوم هستیم. در این مرحله، اظهارات شاکی یا اولیا دم و بعد پرسش‎های قضات مطرح است و بعد آن پاسخ‎ها و دفاعیات متهمین و بعد وکیل مدافع متهم مطرح است. از آنجاکه متهم نداریم شما صحبت می کنید.</p>
<p>وی بیان کرد: آیا وکیل می تواند زودتر صحبت کند؟ به نظر حقیر و به لحاظ قانونی، در دو حالت قانونی قبل از نوبت اصلی خودش امکان صحبت دارد. ارائه تذکر یا توضیح مهم و فوری. اگر وکیل تشخیص دهد نکته‌ای موثر در فرایند دادرسی است مثل ایراد در طرح سوال، تضاد با قانون و رعایت نشدن حق دفاع یا نیاز به توضیح فوری به هر جهت، می‎تواند بلند شود. می‌خواهم عرض کنم آیا امکان جابجایی نوبت دفاع وجود دارد یا خیر؟ قانون‎گذار در قانون آیین دادرسی کیفری سکوت کرده است. درباره جابجایی ممکن است برخی بگویند که سکوت نکرده و اظهار نظر کرده است.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: به نظر حقیر در درخواست جابجایی نوبت دفاع در موارد خاص مانند همین دادگاه، بدلیل طولانی بودن جلسه یا مثلاً وضعیت جسمی متهم یا ضرورت ذکر دفاع مقدماتی وکیل می‌تواند تقاضای ارائه بخش‌هایی از دفاعیه را قبل از جریان رسیدگی داشته باشد، دادگاه است که می‎تواند قبول و یا رد کند. پس آن تدبیری که دادگاه داده به دو صورت، اول به شما اجازه می‎دهد صحبت کنید.</p>
<p>وی افزود: دوم، اسم آن را می‎گذارم تحت عنوان بخش‎هایی از دفاعیه قبل از پایان جریان رسیدگی. ارائه آنچه نامش را دفاعیه مقدماتی می‎گذارم از سوی وکلای متهمین از نظر بنده می‎تواند جایز باشد و عملاً هم شما بزرگواران در برخی از موارد به این اقدام کردید و در قالب همین نکته اظهارات خودتان را بیان کردید.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: توصیه می‌کنم اولاً کیفرخواست را یک بار درست و با دقت بخوانند زیرا در صفحات ۳۱۵ و ۴۰۵ کیفرخواست، حداقل در خصوص هر یک از متهمین، توضیحات و جرایم و مستندات آنان ذکر شده است. به‌عنوان مثال، به‌صورت تصادفی عرض می‌کنم احمد حنیف‌نژاد متهم ردیف ۶۹ این فرد مسئول خانه تیمی در دهه ۶۰ بوده در برخی از ترورها نقش سرتیم و هدایت‌گر داشته است، از جمله در ترور شهید بهشتی‌نژاد. از نظر حقوقی وکیل متهمان می‌توانند بیان کنند که مصداق چیست.</p>
<p>قاضی خطاب به وکیل متهمان گفت: در خصوص شهید بهشتی‎نژاد هم شاکی در جلسات دادگاه شهادت داده و هم ادله متخلفان در دادگاه بررسی شده است. یک جلسه از اظهارات دادگاه ۳۰۰ صفحه می‌شود و این یعنی یک کتاب تاکنون که ۴۷ جلسه برگزار شده. گویی ۴۷ کتاب چاپ شده و انسان تمام مطالب کتاب را به خاطر نمی‌آورد بنابراین نیاز است که زمان داده شود تا بررسی‌های لازم صورت گیرد.</p>
<p>وکیل شکات گفت: در چند جلسه گذشته دادگاه که درباره عملیات تروریستی سازمان منافقین عملیات آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان صحبت می‌کردیم نقش تک‌تک این متهمین را نمودار کرده‌ام، ارائه داده‌ام و حتی تصاویر هم ارائه شده است. این‌که چه کسی فرمانده دسته بوده، چه کسی مسلح وارد کشور شده، چه جنایاتی مرتکب شده و چگونه بازگشته، همه ذکر شده است.</p>
<p>مداح افزود: آیا این موارد مصداق محاربه، بغی و افساد فی الارض نیست؟ شخصی که فرمانده دسته بوده و با سلاح وارد کشور شده و جنایت کرده، دقیق‌ترین مصداق محاربه است. این نسبت به تک‌تک متهمان مطرح شده، و بنده در چهار جلسه اخیر این موضوع را بیان کرده‌ام. امروز نیز در ابتدای صحبت‎های خود تقاضای تکمیل تحقیقات کردم چون باید ستاد داخله سازمان مشخص شود؛ اینکه در سال ۶۰ چه افرادی در این ستاد بودند، چه کسانی جاسوسی می‌کردند، عملیات‌های ما را لو می‌دادند، و نقش آنها دقیقاً چه بوده است.</p>
<p>وی ادامه داد: این موارد می‌تواند مصداق معاونت در کشتار جمعی باشد که صدام انجام داده، یا معاونت در جنایات علیه تمامیت جسمانی افراد؛ و اگر گسترده باشد، مصداق موضوع ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی است. من دیگر نمی‌دانم چطور باید مصداقی‌تر بیان کنم.</p>
<p>سپس محمد صادق تسخیری، کارشناس حقوق بین‎الملل و استاد دانشگاه در جایگاه حاضر شد و اظهار کرد: در حقوق بین‌الملل چهار نوع جنایت بین‌المللی داریم. جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی، جنایت علیه قومیت و تجاوز. منظور از جنایت تجاوز، تجاوز ارضی است چرا که تمامیت ارضی یک کشور وارد چالش می‌شود.</p>
<p>وی افزود: تفاوت جنایت تجاوز با سایر جنایت‌ها این است که تجاوز توسط یک دولت علیه دولت دیگر انجام می‌شود. در تعریف تجاوز اولین تعریفی که به صورت غیرالزام‎آور صادر و بعدا الزام‎آور شد در قطعنامه ۳۳۱۴ مصوب سال ۱۹۷۴ در مجمع عمومی سازمان ملل غیرالزام‎آور بود تا سال ۱۹۹۸ دیوان عمومی کیفری بین‌الملل تمام مواد اساسنامه را تصویب کرد، اما تجاوز به کشور‌ها به تصویب نرسید. ۱۰ سال بعد اصلاحیه‌ای در رابطه با تجاوز به آن اضافه شد.</p>
<p>وی ادامه داد: بر اساس این اصلاحیه، استفاده از ابزار نظامی توسط یک دولت علیه دولت دیگر مغایر با استقلال و تمامیت ارضی، هجوم، اشغال، محاصره، حمله زمینی و دریایی علیه یک کشور، تجاوز تعریف شده است.</p>
<p>تسخیری بیان کرد: در حقوق بین‌الملل هم موضوع عمل تجاوز داریم و هم جنایت تجاوز. عمل تجاوز مخاطب آن دولت است و مسئولیت بین‌المللی وجود ندارد. اما جنایت تجاوز منسوب به سران و مقامات سیاسی و نظامی همان دولت است. در پرونده‌های بین‌الملل به یکی از این سه شکل محقق می‌شود: یا دولت مباشرتا علیه همسایه عمل می‌کند. مثل تجاوز رژیم بعث به کشورمان که اینجا مسئولیت عمل تجاوز با خود دولت بعث است و بانیان هم سران این دولت هستند.</p>
<p>وی ادامه داد: فرض دیگر این است که کشوری خاک خود را در اختیار دولت دیگری قرار داده باشد. در این صورت هم کشور مهاجم و هم کشوری که خاک خود را در اختیار مهاجم قرار داده مسئول هستند. فرض سوم این است که یک موجودیت غیر دولتی توسط یک دولت برای حمله و تجاوز به کشور دیگری به کار گرفته می‌شود. هدایت و کنترل این دولت برای تجاوز به کشوری باید موثر یا کلی باشد.</p>
<p>تسخیری تصریح کرد: در هر دو صورت مسئولیت این تجاوز بر عهده آن دولت است. مثال معروف آن، تجاوز کندرو‌های آمریکا علیه نیکاراگوئه است. بر این اساس کندرو‌ها کنار گذاشته شدند و مسئولیت این تجاوز متوجه آمریکا شد. کندرو‌های آمریکا یک گروه داخلی شبیه منافقین بودند.</p>
<p>وی اضافه کرد: در جریان حمله عراق به ایران هم جنایت تجاوز محرز شد و هم عمل تجاوز. یعنی مسئولیت این تجاوز هم متوجه دولت عراق بود و هم سران و دولتمردان عراق.</p>
<p>تسخیری اضافه کرد: دسته سوم دیون شخصی هستند. دیون شخصی دیونی هستند که دولتی در راستای مقاصد شخصی حاکمیت آنها را انجام داده است و اگر حاکمیت عوض شود به دولت جدید منتقل نمی‌شوند. مثلا اگر حاکمیتی برای مقاصد خود سلاح خریداری کند اگر آن حکومت ساقط شود دیون آن به حاکمیت جدید منتقل نمی‌شود.</p>
<p>وی گفت: در زمان از بین رفتن صدام، بوش پسر کمیته‌ای را تاسیس کرد که دیون صدام برای جنایت علیه ایران و هزینه‌هایی را که صدام کرده بود، پذیرفتند و پرداخت کردند.</p>
<p>پیروزفر، وکیل متهمین ردیف ۸۷ تا ۱۰۷ پرونده گفت: در چند جلسه گذشته کارشناسان حاضر مصادیق و افعال موکلین ما را از دایره حقوق بین‌الملل خارج کردند. در پیش‌نویس اساسنامه دیوان کیفری بین‎المللی هم آمده است که اگر تابعیت فرد متعلق به کشور باشد و عمل در خاک کشور انجام شود، اعمال مشمول حقوق بین‌الملل بشری نمی‌شود. امروز هم کارشناسان تاکید کردند که در چنین شرایطی، اعمال تابع حقوق مدنی و کیفری داخلی کشور خواهد بود. به عبارت دیگر، اگر حاکمیت داخلی برقرار باشد، مصادیق تجاوز و دیگر افعال مجرمانه داخلی، تابع قوانین داخلی ایران است.</p>
<p>تسخیری کارشناس پاسخ داد: در بعضی از اسناد بین‌المللی پذیرفته شده است که اگر گروهی مانند سازمان مجاهدین، بخشی از خاک ایران را به طور موقت در اختیار داشته باشد، آن زمان وضعیت تغییر می‌کند و اعمال آن گروه ممکن است مشمول قواعد کنوانسیون‌ها شود. اما در واقعیت، این گروه‌ها هیچ‌گاه بخش مشخصی از خاک ایران را در اختیار نداشتند و تصرفی نیز صورت نگرفت. بنابراین، مخاصمه به شکلی که شامل کنوانسیون‌ها شود، وجود نداشت.</p>
<p>وی گفت: گروه‌ها صرفاً یک گروه نظامی بودند که تحت کنترل دولت نبودند و شبکه ملی نداشتند. بنابراین، اعمال آنها با عنوان جنایات بین‌المللی یا تجاوز مشمول حقوق بین‌الملل نمی‌شود. کارشناسی ما نشان می‌دهد که تابعیت افراد و محل وقوع جرم تعیین‌کننده است و بسیاری از اسناد بین‌المللی، کشور میزبان را مکلف کرده‌اند که اجازه فعالیت به افرادی که مصادیق جنایت علیه بشریت دارند، ندهند.</p>
<p>حاج محمدی وکیل متهمان گفت: با توجه به اینکه موکلان ما متعدد و عملکرد‌های آنان مختلف است چگونه برخورد می‌شود؟</p>
<p>تسخیری، کارشناس گفت: در حقوق بین‎الملل تفکیک شده مثلا این فرد مباشر بوده یا معاون، کشتار کرده یا جنایت کرده، همه اینها رویه قضایی و معیار‌های حقوقی متفاوتی دارد. تمام این موارد در حقوق بین‌الملل رویه قضایی دارد، تفسیری و معیار‌های حقوقی متعددی برای آن تعریف شده است. با توجه به شرایط، ممکن است نحوه رسیدگی و دفاع فردی متفاوت باشد.</p>
<p>در ادامه سید محسن قائمی، کارشناس حقوق بشر در جایگاه حاضر شد و گفت: ازدواج‌ها و طلاق‌های اجباری در انقلاب ایدئولوژیک نمونه‌ای از عدم اختیار زنان در سازمان منافقین خلق است.</p>
<p>وی افزود: اظهارات آقای خدابنده در جلسات قبلی دادگاه نشان دهنده این امر است و نشان می‌دهد که کرامت شخصی افراد به خصوص زنان در این سازمان نادیده گرفته شده و این اقدامات نقض آشکار حقوق بشر زنان است. بر اساس ماده ۱۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر، عقد ازدواج جز با رضایت قلبی همسران آینده امکان‎پذیر نیست و هرگونه ازدواج و طلاق اجباری مصداق خشونت جنسی است.</p>
<p>قائمی بیان کرد: بر اساس ماده ۹ کنوانسیون حقوق کودک جدایی کودک از والدین تنها زمانی امکان‎پذیر است که این جدایی به نفع کودک باشد و کودک برای رشد کامل شخصیتی باید در محیط خانواده و فضایی سرشار محبت و تفاهم بزرگ شود.</p>
<p>این کارشناس حقوق بشر تصریح کرد: جدایی کودک از والدین تنها زمانی مجاز است که حقوق کودکان از جمله حق سلامت روان کودک، زندگی خانوادگی و مشارکت فعال در جامعه مورد نقض قرار بگیرد.</p>
<p>سید محسن قائمی گفت: در سازمان مجاهدین اعضا، حقوق یا مزایای کار استاندارد را دریافت نمی‌کردند و یک وابستگی از نوع مالی و معیشتی به آنها تحمیل شده است؛ بنابراین توضیحات مقدماتی به کار گرفتن اجباری در اردوگاه‌ها را می‌توانیم نام ببریم که مغایر با ماده ۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است که بر اساس آن ماده هیچکس را نمی‌توان در بردگی نگه داشت و بر اساس بند دو این ماده هیچ‎کس را نمی‌توان در بندگی نگه داشت.</p>
<p>کارشناس حقوق بشر گفت: بر اساس بند سه این ماده الف هیچکس به انجام اعمال شاقه یا کار اجباری وادار نخواهد شد البته استثنائاتی هم در این ماده ذکر شده که در واقع اعضای سازمان مجاهدین مصداق این استثنائات نمی‌توانند باشند. همین نکته را در ماده ۴ اعلامیه جهانی پیدا کنیم که بر اساس این ماده بردگی در هر شکلی که باشد ممنوع است.</p>
<p>قائمی در ارزیابی خود درباره وضعیت شهروندان و اعضای مرتبط با یک سازمان، بر ضرورت رعایت اصول حقوق بشر و آزادی ورود و خروج افراد مطابق مقررات داخلی و بین‌المللی تأکید کرد و گفت: ورود افراد به هر گروه یا سازمان باید آزادانه انجام شود؛ اما بر اساس مستندات موجود، به نظر می‌رسد این شرط در مورد سازمان مذکور رعایت نشده است.</p>
<p>قائمی گفت: بر اساس شواهد در دسترس، حدود ۷۰ درصد از اعضای این سازمان، ورود آزادانه نداشته‌اند. در دوران جنگ ایران و عراق، با همکاری دولت صدام، به برخی زندانیان جنگی ایرانی اعلام می‌شد که میان ماندن در اردوگاه‌های اسرا در عراق یا رفتن به اردوگاه‌های سازمان مجاهدین، یکی را انتخاب کنند ضمن اینکه وعده امکان بازگشت به ایران نیز به آن‌ها داده می‌شد. بسیاری از این افراد گزینه دوم را انتخاب کرده، اما پس از ورود جذب اجباری شده و در سازمان نگهداری می‌شدند.</p>
<p>وی افزود: برخی افراد نیز با وعده دیدار با بستگان خود به اردوگاه‌های سازمان کشانده شده‌اند. همچنین مواردی از قاچاق انسان از طریق فریب افراد با وعده یافتن شغل با حقوق بالا، فرصت‌های درمانی و حتی ازدواج در عراق گزارش شده است که در نهایت، آنان را به درون سازمان هدایت کرده است. از سال ۱۹۸۶، تمامی افراد جمع‌آوری‌شده به‌طور غیرقانونی به عراق منتقل شده و در اختیار سازمان قرار گرفته‌اند.</p>
<p>این کارشناس حقوق بشر در بخش دیگری از گزارش خود به مسئله خروج آزادانه از سازمان پرداخت و بیان کرد: در این زمینه نیز مشکلات مشابهی وجود داشته است. اعضای سابق یا منتقد سازمان همواره به همکاری با ایران یا فریب‌خوردگی از سوی ایران متهم می‌شدند. افرادی که قصد خروج از سازمان را داشتند، با تهدید به بازداشت داخلی، تحقیر، یا معرفی به‌عنوان دشمن مواجه می‌شدند. علاوه بر این، آنها از امکان بازگشت به زندگی عادی محروم شده و حتی از حقوقی مانند داشتن پاسپورت نیز سلب می‌شد.</p>
<p>قائمی در پایان تأکید کرد: مجموعه این مجازات‌ها و محرومیت‌ها نشان می‌دهد امکان خروج آزادانه از سازمان برای اعضا وجود نداشته و این موضوع نقض آشکار ماده ۱۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین مقررات حقوق بین‌الملل در حوزه حقوق مدنی و سیاسی است.</p>
<p>کارشناس حقوق بشر در ادامه گفت: جداسازی کودکان از والدین بحث دیگری بود. در سازمان مجاهدین، اولویت ایدئولوژیک بر سلامت روانی و جسمی کودکان تقدم داشته و این امر منجر به نقض کنوانسیون حقوق کودک شده است. کودکان در محیط‌های سازمان تحت تعلیمات ایدئولوژیک فشرده قرار داشتند و اهداف سازمان بر نیاز‌های سنی، عاطفی و طبیعی آنها ترجیح داده می‌شد. نبود نظارت قانونی دولت مستقر و نهاد‌های بین‌المللی موجب شد که این اقدامات در محیطی بسته انجام شود و غفلت از نیاز‌های آموزشی استاندارد و فشار روانی برای همسو کردن کودکان با اهداف و سیاست‌های سازمان، می‌تواند مصداق نقض ماده ۱۹ کنوانسیون حقوق کودک باشد. در این ماده از تعبیر سوءاستفاده و غفلت استفاده شده و اقدامات سازمان در قبال کودکان قابل تطبیق با این تعابیر است.</p>
<p>وی گفت: همچنین، اعضای سازمان مجاهدین در کار‌های اجباری و بدون رضایت آزادانه مشغول بودند. مستندات متعدد نشان می‌دهد که اعضا ساعات طولانی در کشاورزی، پروژه‌های ساختمانی، زیبا‌سازی و تمرینات نظامی فعالیت می‌کردند، با تنها چند ساعت خواب شبانه و یک ساعت استراحت بعد از ظهر. این اقدامات با هدف خسته کردن اعضا و جلوگیری از تفکر آنها به چیزی غیر از اهداف سازمان انجام می‌شد.</p>
<p>قائمی گفت: ویژگی اصلی این فعالیت‌ها فقدان رضایت آزادانه بود. اعضا به دلیل فشار‌های تشکیلاتی، تهدید‌های سازمانی و اجتماعی و ترس از مجازات‌های ایدئولوژیک یا عواقب نامشخص خروج از سازمان، قادر به ترک کار نبودند. در چنین محیط بسته‌ای، آزادی رفت‌وآمد محدود و انجام کار صرفاً برای زنده ماندن، ماهیت کار اجباری را مشخص می‌کند.</p>
<p>وی ادامه داد: بخش قابل توجهی از کار‌های تحمیلی شامل انجام وظایف سیاسی، تشکیل جلسات اجباری، آموزش‌های ایدئولوژیک و عملیات داخلی بود که هدف از آنها پیشبرد اهداف سازمان بود، نه کسب درآمد یا توسعه شخصیت اعضا. عدم دریافت دستمزد متناسب و اجبار برای انجام کار‌های فرسایشی و ایدئولوژیک، مصداق روشن کار اجباری در چارچوب حقوق بین‌الملل است.</p>
<p>محمدرضا حیدری، شاهد در عملیات مرصاد، گفت: سوال اصلی این است که منافقین به چه علت آمدند و دست به کشتار زدند. خط دفاعی ما را از بین بردند، وقتی این خط شکسته شد، مسیر برای منافقین کاملاً صاف شد؛ طوری که بتوانند آزادانه پیشروی کنند و تا نزدیکی شهر‌ها قدم بزنند، بدون اینکه با مقاومت جدی مواجه شوند. این نوع عملیات به‌وضوح نشان می‌داد که نیرو‌های دشمن در خدمت منافقین بودند و برای اهداف مشترک، دشمن را در این منطقه نیز به کار گرفته بودند.</p>
<p>وی ادامه داد: از نیرو‌های ایرانی، به‌ویژه نیرو‌های خیبر، و همچنین نیرو‌های حاضر در شهرستان‌ها، بسیاری در دفاتر جنگ و خطوط مقدم درگیر بودند. پیش از نزدیک شدن منافقین، از عصر روز آخر تیرماه، نیرو‌ها برای مقابله با دشمن حرکت کردند. من با دوستان خداحافظی کردم، چون باید خودم را برای روز دوم با خودروی نیسان به سمت اسلام‌آباد می‌رساندم تا بتوانم به آنها ملحق شوم، اما نمی‌دانستم دقیقاً در کدام موقعیت قرار دارند.</p>
<p>حیدری گفت: از اسلام‌آباد تا کرند، بیشتر عزیزان ارتشی حضور داشتند. بسیاری از آنها در خط مقدم به شهادت رسیده بودند. مردم بلاتکلیف و سرگردان در دشت‌ها و کوه‌ها پراکنده بودند؛ نه در شهرشان بودند نه در روستا. کاملاً آواره شده بودند. جاده‌ها نیز وضعیت دشواری پیدا کرده بود. از مسیر اسلام‌آباد تا نزدیکی‌های گردنه کرند، مردم را می‌دیدم که همه متواری شده‌اند. تصور کنید حدود ۹۰ درصد مردم شهر تخلیه شده بودند.</p>
<p>وی گفت: سؤال این است که چرا مردم در شهر نماندند و پراکنده شدند؟ آنچه من در آن لحظه دیدم و حس کردم این بود که مردم منافقین را دشمن خود می‌دانستند و اخبار جنایات و هجمات شدید آنها در همان ایام پخش شده بود. به همین دلیل از ترس جان خود و خانواده‌هایشان فرار کرده بودند. تنها تعداد اندکی از جوان‌ها مانده بودند که برای مقابله با منافقین دست به سازماندهی ابتدایی بزنند و جلوی بی‌نظمی و فروپاشی دفاع مردمی را بگیرند.</p>
<p>حیدری گفت: سازمانی که می‌دانیم حتی جنایت هفتم تیر و حادثه حزب جمهوری را گردن نگرفت و اعلام نکرد، اما در شهر ما، با اینکه این اعمال جنایتکارانه روشن بود، هواداران منافقین تا آخر شهریور باز هم با همان حالت دورویی و نفاق به شهر آمدند و تابلو در جهت تشویش اذهان عمومی زدند.</p>
<p>این شاهد بیان کرد: در حمله عراق به خاک ایران، این سازمان منافقین بوده که قصد داشته تا عمق ۷۰ کیلومتری نفوذ کند، نه نیرو‌های عراقی. عراقی‌ها چنین نفوذی نکردند؛ این منافقین بودند که قصد عبور و اجرای مأموریت را داشتند. اگر این عملیات به نتیجه می‌رسید، کرمانشاه نیز در خطر قرار می‌گرفت و ممکن بود از دست برود.</p>
<p>وی در ادامه، درباره حضور یا عدم حضور نیرو‌های عراقی پرسید و توضیح داد: از کرمانشاه به بعد، هیچ اثری از حضور عراقی‌ها وجود نداشته است. آنها حتی تانک هم همراه نداشتند. عملیات فروغ جاویدان دو گام داشت گام نخست مربوط به عراقی‌ها بود و گام دوم مربوط به منافقین.</p>
<p>محمدی وکیل متهمان بیان کرد: برای من همیشه سؤال بود که چرا برخی مناطق پاک‌سازی نشده بود. اینکه گفته می‌شود لباس‌ها تعویض شده یا نشانه‌ها از بین رفته، باید مورد پرسش قرار گیرد. اینها نکاتی است که باید به‌طور دقیق بررسی شود.</p>
<p>این شاهد پاسخ داد: این نیرو‌ها زمین‌گیر شده بودند و با دستور فرماندهی به اطراف پراکنده شدند.</p>
<p>قاضی گفت: چون بعد از پذیرش قطعنامه از سوی جمهوری اسلامی و رفتار‌های رژیم صدام در آن دوره نیز حملاتی را رقم زد که به‌نظر می‌رسد ارتباط مستقیمی با این اقدام نداشته است.</p>
<p>وی درباره پادگانی که محل سؤال بوده نیز توضیح داد: این پادگان معمولاً به‌عنوان نقطه‌ای شناخته‌شده در دوکوهه غرب کشور مشهور است. بسیاری از کاروان‌های سفر به کربلا یا کاروان‌های راهیان نور به این مناطق سفر می‌کنند و به همین دلیل افراد زیادی از موقعیت و شرایط این پادگان اطلاع دارند.</p>
<p>حیدری، شاهد در عملیات مرصاد گفت: درباره اتهامات نفرات اول سازمان منافقین می‌توان به نکاتی همچون، یک: استفاده از رزمندگان اسیر و مظلوم کشور به عنوان سپر انسانی، دوم بکارگیری دشمن بعثی در تجاوز و هجوم به شهروندان ایرانی و سوم جنایت شنیع و محاربه آگاهانه با مردم و نظام اسلامی و چهارم ترویج نفاق و اقدامات پنهان و دورویی در کارنامه آنها اشاره کرد.</p>
<p>حیدری، اظهار کرد: استفاده منافقین از رزمندگان اسیر ایرانی در همین جا رخ داد. همه چیز بهم ریخته بود. در حال پیشروی بودیم که به خرابه‌ای رسیدیم، دیدیم چند نفر سرک کشیدند که بعد عقب‎نشینی کردند و به سمت ما تیر انداختند. ما متوجه شدیم که منافقین هستند و با آنها درگیر شدیم.</p>
<p>وی گفت: به نفر سومی که شلیک کردیم صدای الله اکبر آمد، متوجه شدیم آنها ۱۷ -۱۸ نفر از نیرو‌های خود ما هستند که منافقین آنها را به عنوان سپر انسانی با خود به همراه آوردند.</p>
<p>در ادامه قاضی دادگاه تنفس اعلام و پس از اتمام تنفس جلسه چهل و هشتم آغاز شد.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی قاضی دادگاه گفت: پادگان ابوذر مربوط به نیروی زمینی ارتش بوده است. این پادگان تیپ ۷۱ مکانیزه سرپل ذهاب را داشته که زیرمجموعه لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه بوده است نیرو‌های عراقی به آن حمله کردند، اما به تصرف عراق در نیامد. چون این پادگان در ارتفاع بوده با دسترسی با آن سخت بوده است. فاصله آن از نظر شما نزدیک است یا دور؟</p>
<p>حیدری پاسخ داد: نزدیک است. اما از طریق زمینی اگر بخواهید به آنجا بروید باید به اسلام آباد بروید و سپس به سمت پادگان. عراقی‌ها و منافقین اگر می‌خواستند به اسلام آباد بیایند پادگان ابوذر مانع بود. این پادگان مرکز نظامی ما برای دفاع بود و برای اشغال اسلام آباد باید تکلیف آن مشخص می‌شد.</p>
<p>قاضی دادگاه گفت: این پادگان از پادگان‌های مهم کشور است که در جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی هم مورد تجاوز قرار گرفت و ۶ نفر در آنجا شهید شدند.</p>
<p>محمدی وکیل متهمان پرونده پرسید: آیا موکل من در آنجا جنایتی مرتکب شد؟ کسانی که در دادگاه حاضر می‌شوند و می‌گویند که فرزندشان آنجا به شهادت رسیده آیا منافقین آنها را کشتند یا عراقی‌ها؟</p>
<p>فتح‎الله حقیقی جهت ایراد شکایت در مورد عملیات مرصاد در جایگاه حاضر شد و در مورد وقایع اسلام آباد در هجوم منافقین توضیحاتی داد و گفت: مادری که در حال شیر دادن به نوزادش بود را شهید کردند. مجروحانی که به اسلام‌آباد منتقل شده بودند را از بیمارستان بیرون آورده و در حیاط بیمارستان اسلام‌آباد سوزانده بودند؛ در واقع زنده‌زنده آتش زدند. همه چیز را برنامه‎ریزی کرده بودند و شعارشان این بود اول مهران، بعد تهران.</p>
<p>وی گفت: لشکر خرم آباد برای کمک به ما آمد ولی بعد از سه روز آمدند، اولین گروهی که به ما کمک کرد، بدر بود. همچنین تیپ نبی اکرم هم به کمک ما برای دفاع از اسلام آباد آمدند. جنایتی که آنها در اسلام آباد انجام دادند را نسل به نسل به فرزندانمان انتقال می‌دهیم.</p>
<p>وی گفت: یزیدیان نیز جنایتی همچون منافقین در اسلام آباد انجام ندادند. حدود هزار و ۲۰۰ نفر ما را شهید کردند و ۳۷۰۰ نفر نیز جانباز دادیم. استان کرمانشاه ۹۰۰ هزار نفر شهید داده است ولی جنایتی که منافقین در اسلام آباد انجام دادند در طول تاریخ تکرار نشده است.</p>
<p>قاضی گفت: در برابر حمله با منافقین کسی به شما گفت اسلحه بردارید و دفاع کنید یا خود مردم احساس تکلیف کردند؟</p>
<p>فتح‎الله حقیقی اظهار کرد: مردم ما و مرزبانان این سرزمین برای دفاع از خاک و ناموس خود منتظر دستور نمی‌مانند. در آن زمان مردم اعلام کردند اگر اجازه دهید اعضای این سازمان از اسلام آباد رد شوند و به کرمانشاه برسند غیرت ندارید و باید مقاومت کنید.</p>
<p>وی افزود: در آن زمان حتی زن و بچه من هم در یک کانتینر در روستا محاصره بودند ولی مقابل این اعضا ایستادگی کردند ما مردم کُرد حتی اگر نان شب نداشته باشیم، جان خود را برای خاک ایران می‌دهیم و این مردم اسلام آباد بودند که در آن زمان مقابل دشمن ایستادگی کردند و مانع ورود آن‌ها شدند.</p>
<p>سپس ایرج مرادی مدیرعامل انجمن حمایت از قربانیان تروریسم در جایگاه حاضر شد و گفت: اینجانب به عنوان مدیرعامل انجمن حمایت از قربانیان ترور در راستای ماده ۶۶ آیین دادرسی کیفری مصوب ۹۲ درخواست اعلام جرم علیه گروهک تروریستی منافقین در زمینه حمایت از حقوق شهروندی زنان و کودکان قربانی اقدامات این گروهک تروریستی را دارم.</p>
<p>وی افزود: در این راستا ماده ۶۶ آیین دادرسی کیفری اعلام می‌دارد سازمان‌های مردم نهاد در زمینه حمایت از زنان، اطفال و نوجوانان می‌توانند در زمینه‌های فوق علیه اقدامات این سازمان‌ها اعلام جرم کنند. گروهک منافقین از سال ۶۰ وارد فاز مسلحانه شد و اقدامات جنایتکارانه خود را آغاز کرد و اقدام به ترور و شکنجه شهروندان کرد.</p>
<p>مرادی یادآور شد: این سازمان بیش از ۱۲ هزار نفر از شهروندان ما را به صورت کور یا هدفمند ترور کرد ضمن اینکه آمار مجروحان بیش از کشته شده‌است.</p>
<p>وی یادآور شد: این گروهک از هیچ اقدام وحشتناکی فروگذار نکرده و وحشیانه‌ترین جنایات را علیه مردم ایران انجام داده است. سوزاندن اطفال دو و سه ساله در آتش در جریان حمله به اتوبوس شیراز نمونه‌ای از این اقدامات است. شکنجه شهیدان طاهر طاهری و محسن میرجلیلی از طریق مثله کردن آنها هرگز از حافظه تاریخ پاک نمی‌شود.</p>
<p>مدیرعامل انجمن حمایت از قربانیان ترور خاطر نشان کرد: سران این گروهک تمامی این اقدامات را به نام خلق و آزادی برای خلق انجام دادند و کشور‌های اروپایی و غربی از این اقدامات حمایت کردند و بزرگترین حامیان این تروریست‌ها بودند. ما گروه‌های مردم نهاد بر خود لازم می‌دانیم بر اساس رسالت خود به وظایف خود در زمینه دفاع از حقوق زنان، کودکان و تمامی قربانیان عمل کنیم.</p>
<p>مرادی عضو انجمن حمایت از قربانیان ترور گفت: انجمن حمایت از قربانیان ترور همواره در راستای تبیین جنایات ترور اقدامات زیادی انجام داده است در این راستا به عنوان یک سازمان مردم نهاد خواستار اعلام جرم علیه سازمان منافقین و اعضای آن که نام آنها به عنوان متهم در پرونده وجود دارد، هستیم.</p>
<p>لطف‎الله محمدی، شاهد (عضو جداشده) در ادامه دادگاه در جایگاه قرار گرفت و گفت: سال ۶۵ به خدمت اعزام شدم. در منطقه پیرانشهر زخمی شدم و به مرخصی رفتم، بعد اتمام مرخصی به منطقه برگشتم، حدود ساعت ۳ به ما حمله کردند و نمی‌دانستیم افرادی که به ما حمله کردند ایرانی هستند. در آنجا اسیر شدیم. فرمانده ما را به رگبار بستند. افرادی که ما را اسیر کردند بسیار بی‎رحم بودند و داخل سنگر‌ها نارنجک پرتاب می‌کردند.</p>
<p>وی افزود: چشمان ما را بستند و به سلیمانیه بردند و از آنجا به اشرف بردند.</p>
<p>قاضی پرسید: چه مدت عضو سازمان بودید؟</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان گفت: از سال ۶۶ تا سال ۸۳ عضو سازمان بودم و در عملیات مرصاد پشتیبان بودم و تا نزدیک اسلام آباد آمدم و اسلحه کلاش داشتم.</p>
<p>محمدی شاهد ادامه داد: دیدم که به مردم حمله می‌کردند، اما مردم حاضر نبودند با آن‌ها همکاری کنند. به خانه مردم حمله کردند و دیدم به بیمارستان اسلام آباد حمله کردند و با تانک روی مجروحان می‌رفتند.</p>
<p>محمدی وکیل متهمان از این عضو جدا شده سازمان پرسید: سمت شما در عملیات فروغ جاویدان چه بود؟</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان گفت: پشتیبان بودم.</p>
<p>امیررضا رحیمی شاهد (عضو جداشده) در ادامه در جایگاه حاضر شد و گفت: سال ۶۶ مخفیانه از کشور فرار کردم و به عراق رفتم. در عراق خواستم که برگردم، اما من را ترساندند که اعدام می‌شوم. در عملیات فروغ جاویدان ۱۷ سال سن داشتم. من سوار آمبولانس بودم و اسلحه داشتم. در مسیر، هواپیما‌هایی را دیدم که از بالای سر ما عبور می‌کردند، اما کاری با ما نداشتند. سوال کردم که این هواپیما‌ها برای کدام کشور است که گفتند این هواپیما‌های عراقی هستند که جلوتر رفته‌اند تا عملیات انجام دهند و مسیر را برای ما باز کنند.</p>
<p>وی بیان کرد: در طول مسیر اجساد مردم کنار جاده افتاده بود که در میان آنها بچه هم بود. زمانی که به گردنه حسن آباد رسیدیم متوقف شدیم و سنگر گرفتیم و به ما گفتند به طرف آسمان شلیک کنیم.</p>
<p>وی ادامه داد: افرادی را برای عملیات آورده بودند که کار با اسلحه را بلد نبودند و از کشور‌های دیگر آمده بودند. در عملیات فروغ جاویدان مجروح شدم. اگر زمان به عقب برگردد هیچ وقت عضو سازمان نمی‌شدم. مسعود رجوی باید برای این جنایات پاسخ دهد.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان گفت: از روزی به کشور بازگشتم هیچ کس به من کاری نداشت و هیچ کدام از جو سازی‌های سازمان صحت نداشت.</p>
<p>امیر رضا رحیمی یکی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق اظهار کرد: نقش مسعود رجوی توجیه کننده بود و مریم قجر عضدانلو نیز در نشست‌های توجیهی مسعود رجوی کنار او قرار داشت.</p>
<p>قاضی گفت: مسعود و مریم در مورد کشته شدن مردم غیر نظامی که کشته شدند در نشست‌ها نکته‌ای گفته بودند؟</p>
<p>رحیمی بیان کرد: می‌گفتند هر مردمی غیر عملیات کشته شوند شهید هستند. مهدی ابریشم چی نیز در میدان حاضر بود و یک نفر نیز در کنار دستش قرار داشت. فهیمه اروانی، ابوالقاسم رضایی و محمود عطایی را آنجا دیدم.</p>
<p>در ادامه نیز این عضو به بیان اسامی متهمان پرونده پرداخت که در نشست‌ها و در زمان عملیات حضور داشتند.</p>
<p>در پایان قاضی با اعلام ختم جلسه گفت: جلسه بعدی روز ۲۵ آذرماه برگزار می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67406">گزارش ۴۶ و ۴۷ مین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سرکردگان گروه تروریستی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67406/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایتی دست اول از انقلاب طلاق در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67392</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67392#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Nov 2025 10:19:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67392</guid>

					<description><![CDATA[<p>در چهل و سومین دادگاه مجاهدین خلق بعد از دفاع محمدی وکیل متهمان ایرج صالحی مطالبی را بیان کرد: وی گفت : رجوی چیزی درست کرده بود به نام ارتش آزادیبخش که در واقع ارتش خصوصی صدام بود که این زایده جنگ بود یعنی بدون جنگ این از بین می رفت. رجوی می خواست یک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67392">روایتی دست اول از انقلاب طلاق در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در چهل و سومین دادگاه مجاهدین خلق بعد از دفاع محمدی وکیل متهمان ایرج صالحی مطالبی را بیان کرد:<br />
وی گفت : رجوی چیزی درست کرده بود به نام ارتش آزادیبخش که در واقع ارتش خصوصی صدام بود که این زایده جنگ بود یعنی بدون جنگ این از بین می رفت. رجوی می خواست یک عملیاتی انجام بشه که مانع از ایجاد صلح شود و اصلا هم براش مهم نبود که چقدر از اعضا کشته بشوند،هدف اصلیش این بود که بتونه این جنگ را زنده نگه دارد. یه سری افراد رو هم از کشورهای خارج آورده بودند که به لحاظ نظامی هیچی نمیدونستند سقف آموزشاشون این بود که اینها رو برده بودند توی میدان تیر اشرف و با کلاش چند تا تیر بزنند .بعضیهاشون دستهاشون سوخته بود به دلیل اینکه نمیدونستند که بعد از شلیک سلاح لوله اش داغ میشه و نباید بهش دست بزنند.<br />
سوم مرداد بود با فرمان آتش مریم قجر عضدانلو(رجوی)عملیات شروع میشه.</p>
<p>سرهنگ بازنشسته ایرج رادمهر بیان کرد:<br />
به صورت یک ستون روی آسفالت اینا تخته گاز دارن میان و فکر میکردند که هیچ مقاومتی جلوشون نیست . وقتی که بر میخورن به ترافیک چون سرعت عمل براشون مهم بود از هر جنایتی برای اینکه بتوانند این مسیر را باز کنند کوتاهی نکرده بودند ماشین و آدم و &#8230;زده بودند که جاده باز بشه بره و خدا رو شکر اولین رو که میزنن اینها میمونن.تمام آسمون پر از هواپیمای عراقی بود که میخواستند بیان برای بمباران تنگه چهارزبر . این قسمتی که ما بودیم همه رو بمباران کردند یعنی نیرو هوایی عراق کاملا ازشون پشتیبانی می کرد. روز ششم عملیات ما یک بیسیم رو از فرماندشون گرفته بودیم از اونجا صدای اینها رو ما شنود می کردیم یکی از فرماندهان اونا داشت به فرمانده دیگر می گفت به مریم بگو که ما رو به قتلگاه فرستاده یعنی زیر فشار شدیدی بودن و اینجا قتلگاه همه بچه های ما شده عینا اینو من به گوش خودم شنیدم.</p>
<p>ایرج صالحی: بعد از عملیات رجوی مسئولیت شکست رو انداخت گردن اعضا و راه حل چیه ؟ اینه که همتون طلاق بگیرید. زن و شوهر ها از هم جدا بشن و مجرد ها هم در ذهن خودشون طلاق بدهند. که بحث انقلاب طلاق یا انقلاب ایدئولوژیک از اینجا شروع شد. بعد دید اونهایی که بچه دارند وقتی میروند برای دیدن بچه هاشون همدیگه رو می بینند و گفت شما وقتی همدیگه رو می بینید فیلتون یاد هندوستان میکنه اینجا طرح جدا سازی کودکان از والدین رو ریخت و این بچه ها رو حتی بعد از جنگ برنگردوند جز چند تایی رو که فریب داد به عنوان کودک سرباز آورد دوباره تو قرارگاه اشرف ازشون سوءاستفاده بشه.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67392">روایتی دست اول از انقلاب طلاق در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67392/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ضرورت رسیدگی به جنایات رجوی در حق اعضا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Nov 2025 10:53:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67323</guid>

					<description><![CDATA[<p>چهل و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات 104 نفر از مسئولین مجاهدین خلق و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی روز سه شنبه 13 آبانماه 1404 در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت الاسلام والمسلمین امیر رضا دهقان و مستشاران دادگاه، نماینده دادستان، خانواده های شهدا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323">ضرورت رسیدگی به جنایات رجوی در حق اعضا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چهل و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات 104 نفر از مسئولین مجاهدین خلق و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی روز سه شنبه 13 آبانماه 1404 در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت الاسلام والمسلمین امیر رضا دهقان و مستشاران دادگاه، نماینده دادستان، خانواده های شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع امام خمینی بصورت علنی برگزار شد.</p>
<p>در این جلسه به جنایات مجاهدین خلق در عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) پرداخته شد. از ابتدای شکل گیری و شروع بکار دادگاه رسیدگی به جنایات سران مجاهدین خلق در زمینه های ترور مسئولین نظام و شهروندان و انفجارات مراکز دولتی بخصوص ساختمان نخست وزیری و دفتر حزب جمهوری اسلامی و در ادامه عملیات مشترک مجاهدین خلق با رهبران حزب بعث و ارتش صدام در عملیات های آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان (مرصاد) پرداخته شد. با توجه به استمرار جلسات این دادگاه ضرورت ایجاد می کند که در جلسات آینده دادگاه به جنایات رجوی و دیگر مسئولین مجاهدین خلق در حق اعضا که در طی سالیان به مثابه اصلی ترین قربانیان رجوی بوده اند پرداخته شود. موضوعات زیر که هر کدام اسناد غیر قابل انکار در رابطه با جنایات رجوی در حق اعضا است می تواند در دادگاه مورد بررسی قرار گیرد.</p>
<p>1- در اواخر سال 1373 پروژه ای تحت عنوان ابهام زدایی در تشکیلات کلید خورد. مسئولین مجاهدین خلق و در راس آن مسعود رجوی که با موج فزاینده ای از اعضای معترض و درخواست جدایی مواجه شده بودند برای مقابله با آن به شایعاتی در تشکیلات دامن زد که سپاه پاسداران و اطلاعات جمهوری اسلامی اقدام به نفوذ در درون تشکیلات را نموده اند. در راستای پیش بردن این خط در گام بعد تعدادی از اعضای معترض که طی پروسه های مختلف نسبت به خط و خطوط سازمان در زمینه های تشکیلاتی، سیاسی و نظامی مسئله دار شده بودند و یا درخواست جدایی کرده بودند را به بهانه جابجایی و تغییر سازماندهی و یا مانور و عملیات از دیگر اعضا جداکرده و به زندان های مستقر در منطقه اسکان که تا قبل از انقلاب نکبت بار ایدئولوژیکی مریم و از هم پاشیدن مناسبات خانوادگی محل زندگی خانوادگی اعضا بود منتقل کردند. این اعضا به مدت چندین ماه تحت بازجویی و شدید ترین شکنجه ها بودند تا اعتراف کنند از طرف سپاه پاسداران مسئولیت خرابکاری در درون تشکیلات را داشته اند. دو نفر از این اعضا قربانعلی احمدی و پرویز احمدی زیر شکنجه بازجویان رجوی فوت کردند.</p>
<p>2-در جریان نشست های موسوم به طعمه که چندین ماه در تشکیلات برگزار و جمع بندی آن در قرارگاه باقرزاده با شرکت مسعود و مریم رجوی به اتمام رسید تعداد زیادی از اعضا به اتهام اینکه خط سپاه پاسداران را در تشکیلات پیش می برند در حضور جمع گسترده اعضا به محاکمه کشیده شدند. این اعضا که هر کدام صرفا بخاطر معترض بودن به عملکردهای رجوی و فقدان آزادی و جو خفقان در تشکیلات مسئله دار شده بودند برای گرفتن زهر چشم از دیگر اعضا در سالن قرارگاه باقرزاده به محاکمه کشیده شدند. رجوی این اعضا را بر سر دو راهی انتخاب ماندن در تشکیلات و یا اسارت در زندان های اشرف و ابوغریب قرار داد.</p>
<p>3- زندان مخوف و بدنام ابوغریب رجوی در ادامه سیاست های سرکوب گرایانه خود بمنظور تطمیع و تهدید اعضا و بدلیل ایستادگی بر مواضع خود آنها را به زندان ابوغریب فرستاد تا در آنجا شاید تحت شکنجه های اعمال شده از طرف بازجویان صدام در این زندان آنها در هم شکسته شده و مجددا حاضر به بازگشت به تشکیلات و قرارگاه اشرف شوند.</p>
<p>4-فرستادن اعضا به روی میادین مین جبهه های ایران و عراق. رجوی از آنجائیکه که در نشست های موسوم به طعمه اعلام کرده بود که تحت هیچ شرایطی اعضای ناراضی و خواهان جدایی را به کشورهای اروپایی نخواهد فرستاد، آنها را مجبور کرد که به اجبار و از طریق نیروهای امنیتی عراق بعد از عبور از میادین مین به ایران برگردند. تعدادی از آنها و از جمله حسن مصفا در جریان برخورد با مین جان خود را از دست دادند. با توجه به اینکه همه این موارد نقض ابتدایی ترین حقوق مندرج در حقوق بشر جهانی می باشد و با در نظر گرفتن موارد شکنجه و زندان اعضا صرفا برای درخواست جدایی و حق تعیین سرنوشت و همچنین محرومیت سالیان آنها از هرگونه تماس با خانواده هایشان و اطلاع از وضعیت آنها از ریاست محترم دادگاه شعبه 10 درخواست میشود که بررسی وضعیت اعضا و رسیدگی به نقض فاحش حقوق بشر آنها و بخصوص قربانیان آنها را در اولین فرصت مورد بررسی قرار دهند تا اعضای جداشده و خانواده های اعضا بعنوان شاهدین سالیان جنایات رجوی در دادگاه حاضر شده و مطالبه گر حقوق خود باشند.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323">ضرورت رسیدگی به جنایات رجوی در حق اعضا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرنوشت تلخ کودکان مجاهدین خلق؛ جدایی، انتقال و سوءاستفاده تشکیلاتی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67310</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67310#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Nov 2025 08:57:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[ایرج صالحی]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67310</guid>

					<description><![CDATA[<p>کودکان اعضای سازمان مجاهدین خلق سال‌ها قربانی تصمیمات ایدئولوژیک مسعود رجوی شدند؛ از جدایی اجباری از والدین و انتقال مخفیانه به اروپا تا تربیت تشکیلاتی و استفاده ابزاری در برنامه‌های سازمان. در چهل‌ و چهارمین جلسه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق، که روز سه‌شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴ در شعبه یازدهم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67310">سرنوشت تلخ کودکان مجاهدین خلق؛ جدایی، انتقال و سوءاستفاده تشکیلاتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کودکان اعضای سازمان مجاهدین خلق سال‌ها قربانی تصمیمات ایدئولوژیک مسعود رجوی شدند؛ از جدایی اجباری از والدین و انتقال مخفیانه به اروپا تا تربیت تشکیلاتی و استفاده ابزاری در برنامه‌های سازمان.</p>
<p>در چهل‌ و چهارمین جلسه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق، که روز سه‌شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴ در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، ایرج صالحی، از اعضای جداشده سازمان، به‌عنوان شاهد در جایگاه حاضر شد و پس از ادای سوگند چنین اظهار کرد: ایرج صالحی هستم، اهل آمل. پس از انقلاب، عضو سازمان مجاهدین خلق شدم؛ سازمانی که امروز در ایران به‌ عنوان منافقین شناخته می‌شود. در سال ۱۳۶۴ از کشور خارج شدم و به عراق رفتم. در بخش‌های مختلف تشکیلات فعالیت می‌کردم تا اینکه در سال ۱۳۸۳، پس از سقوط صدام، همراه چندصد نفر دیگر توانستیم از سازمان جدا شویم. سال ۱۳۸۴ نیز به کشور بازگشتم. در عملیات فروغ جاویدان حضور داشتم؛ در بخش پشتیبانی یکی از گردان‌های تیپ احمد شکرانی با نام استاد فرش.</p>
<h3>پیش‌زمینه عملیات فروغ و انگیزه سازمان</h3>
<p>صالحی ادامه داد: پس از اعلام پذیرش قطعنامه از سوی ایران، به نظر من ساختار تشکیلات رجوی از هم پاشید. ایران با این اقدام، دو ضربه اساسی به رجوی زد:</p>
<p>هم از نظر استراتژیک و هم از نظر سیاسی. رجوی همواره ادعا می‌کرد ایران جنگ‌طلب است و او خواهان صلح. اما با پذیرش قطعنامه، تمام این تبلیغات فرو ریخت.</p>
<p>وی افزود: رجوی برای بقای خود نیازمند ادامه جنگ بود.&#8221;ارتش آزادی‌بخش&#8221; درواقع زائده جنگ بود و بدون جنگ نابود می‌شد؛ چنان‌که پس از آتش‌بس نیز عملاً از کار افتاد. به همین دلیل، برای جلوگیری از برقرار شدن صلح، اصرار داشت عملیات بزرگی انجام دهد اگر هزاران نفر از اعضای خودش کشته شوند.</p>
<p>صالحی گفت افزود: رجوی می‌گفت که شخصاً نزد صدام رفته و پیشنهاد عملیات را به او داده. خودش توضیح می‌داد که عراق پنج‌شنبه و جمعه تعطیل بود و سازمان ملل شنبه و یکشنبه؛ پس تقریباً یک هفته زمان گرفته بود. در این مدت، ماشین، سلاح و مهمات از طرف عراق به‌طور گسترده وارد قرارگاه اشرف شد. مهمات در جعبه‌های آکبند و سلاح‌ها پوشیده از گریس بود.</p>
<p>وی ادامه داد: نیروها شبانه‌روز کار می‌کردند تا خودروها را زره‌دار کنند. همچنین تعدادی از افراد از خارج سازمان آورده شده بودند اما حتی ابتدایی‌ترین آموزش نظامی نداشتند. بعضی‌ها فقط چند تیر در میدان تیر شلیک کرده بودند و دستشان نیز سوخته بود، چون حتی نمی‌دانستند لوله سلاح پس از شلیک داغ می‌شود.</p>
<h3>نشست نهایی قبل از عملیات</h3>
<p>صالحی گفت: چند روز قبل از آغاز عملیات، جلسه بزرگی برگزار شد. رجوی گفت قصد دارند از محور حمزه وارد ایران شوند و تهران را تصرف کنند. سپس سازماندهی‌ها را مشخص کرد: محور اول مهران و اسلام‌آباد: فرمانده مهدی برائی، با مسئولیتی تحت عنوان احمد واقف. محور دوم، کرمانشاه: مسئولیت با مسعود کرمانشاهی. محور سوم، همدان: مسئولیت با مهدی افتخاری. محور چهارم، قزوین: محمود مهدوی و محمود عطایی، با معاونت مهدی ابریشمچی.</p>
<p>صالحی گفت: در این نشست، رجوی از حسن نظام‌الملکی درباره هماهنگی با عراق و نیروی هوایی سؤال کرد؛ او پاسخ داد که همه هماهنگی‌ها انجام شده و عراق پشتیبانی کامل خواهد کرد، حتی اعلام کرد پایگاه نوژه را &#8220;به‌شدت&#8221; خواهند کوبید.</p>
<p>وی افزود: در این جلسه یکی از زنان سازمان بلند شد و گفت: من اخیراً از ایران آمده‌ام؛ چنین فضایی که شما می‌گویید وجود ندارد. مردم مخالف جمهوری اسلامی نیستند و طرفدار سازمان هم نیستند. رجوی پاسخ داد: حرفت مربوط به چند ماه پیش است. جمهوری اسلامی در این مدت در جبهه‌ها شکست خورده و فضا کاملاً تغییر کرده است.</p>
<p>این شاهد عینی بیان کرد: مسیر حرکت توسط ارتش عراق کاملاً تعیین شده بود: از مرز عقبه شیری به‌سمت اسلام‌آباد و کرمانشاه. روز عملیات که عصر سوم مرداد بود با فرمان پیشروی و آتش از سوی مریم رجوی آغاز شد. تیپ ما مسئولیت پشتیبانی و بخشی از انتقال تجهیزات مربوط به رادیو و تلویزیون و زندان اوین را داشت. محورها یکی پس از دیگری حرکت کردند. سرعت حرکت ابتدا بسیار زیاد بود؛ رجوی تأکید کرده بود که نباید حتی برای یک لحظه توقف کنیم.</p>
<p>وی گفت: شب هنگام، پس از ورود به اسلام‌آباد و حرکت به‌سمت سرپل، با دو مانع جدی مواجه شدیم: ۱. مقاومت شدید در تنگه چهارزبر ۲. فرار مردم اسلام‌آباد از ترس که باعث بسته شدن جاده و توقف ستون شد. این دو عامل موجب شد پیشروی متوقف شود و عملاً ستون از هم بپاشد.</p>
<p>وی افزود: روز بعد در دشت حسن‌آباد بودیم. اوضاع کاملاً آشفته بود؛ فرماندهی از دست رفته بود. چند ساعت در حالت سردرگمی بودیم پیاده می‌شدیم، دوباره سوار می‌شدیم و در نهایت با خودروهای پراکنده حرکت کردیم. حملات نیروهای ایران شدید بود. بسیاری از خودروها هدف قرار گرفتند. عصر همان روز خمپاره‌ای به محل ما اصابت کرد.</p>
<h3>رها شدن کشته‌ها و مجروحان</h3>
<p>صالحی گفت: در روزهای اول، برخی از کشته‌ها را به عراق منتقل کردند ولی از روز دوم به بعد حتی کشته‌های خودشان هم رها می‌شدند. ما مجبور شدیم مکان‌هایی برای انتقال مجروحان تعیین کنیم اما امکانات کافی نبود. آمار تلفات فوق‌العاده بالا بود. بااین‌حال تا سه روز دستور عقب‌نشینی صادر نشد.</p>
<p>عقب‌نشینی و تلفات سنگین</p>
<p>این عضو جدا شده مجاهدین خلق افزود: روز سوم عقب‌نشینی آغاز شد. حملات از دو طرف بود؛ نیروهای ایران از جلو و عقب، و ستون‌های سازمان به‌شدت تلفات دادند. برخی از خودروهای حامل نفرات منفجر شده و ده‌ها کشته برجای گذاشته بودند.</p>
<p>وی افزود: پس از بازگشت به اشرف، دیدیم بسیاری از تیپ‌ها تقریباً منحل شده‌اند. برای مجروحان، یکی از آسایشگاه‌های بزرگ را که حدود ۳۰ متر در ۱۰ متر بود، اختصاص داده بودند. تعداد مجروحان آن‌قدر زیاد بود که جا کم آمده بود.</p>
<h3>پنهان‌کاری گسترده در آمار کشته‌ها</h3>
<p>وی گفت: بسیاری از اعضایی که از خارج آورده شده بودند و ما آن‌ها را نمی‌شناختیم، کشته شده بودند. حتی اسامی‌شان ثبت نشد تا بعدها به خانواده‌هایشان پاسخی داده نشود. سازمان اعلام می‌کرد ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ نفر کشته داده، اما به‌نظر من تعداد واقعی بسیار بیشتر بود.</p>
<h3>نشست پس از عملیات ،آغاز&#8221;انقلاب طلاق&#8221;</h3>
<p>وی افزود: چند هفته بعد جلسه جمع‌بندی گذاشتند. برای فرار از پاسخ‌گویی، رجوی مسئولیت شکست را به گردن اعضا انداخت و گفت: شما نتوانستید از تنگه عبور کنید چون دل‌بسته همسر یا فردی در ذهنتان بودید. سپس گفت راه‌حل این است که همه متأهل‌ها از هم طلاق بگیرند، مجردها نیز در ذهن خود هرگونه تعلق عاطفی را &#8220;طلاق&#8221; بدهند. این آغاز انقلاب طلاق بود. بعد هم زنان و مردان را از هم جدا کردند که همدیگر را نبینند. اما وقتی دید بچه‌دارها هنگام دیدار فرزندان همدیگر را می‌بینند و عاطفه زنده می‌شود، تصمیم گرفت طرح &#8220;جدا کردن کودکان&#8221; را اجرا کند. بعدها در جنگ ۲۰۰۳ عراق نیز از این موضوع استفاده کرد و بچه‌ها را از والدین جدا نگه داشت؛ فقط تعداد کمی را بعداً با فریب به‌عنوان &#8220;کودک سرباز&#8221; به قرارگاه بازگرداند.</p>
<p>این شاهد عینی بیان کرد: طراحی عملیات مرصاد یا همان فروغ جاویدان، کاملاً کار مسعود رجوی بود. فرمان آتش از سوی مریم رجوی صادر شد. هدف اصلی جلوگیری از صلح بود؛ چون سازمان زائده جنگ بود و بدون جنگ نابود می‌شد. نتیجه این عملیات نابودی بخش عمده سازمان و در نهایت اخراج آنان از عراق بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67310">سرنوشت تلخ کودکان مجاهدین خلق؛ جدایی، انتقال و سوءاستفاده تشکیلاتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67310/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش ۴۴ و ۴۵ مین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سرکردگان گروه تروریستی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67252</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67252#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Nov 2025 05:33:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67252</guid>

					<description><![CDATA[<p>چهل‌وچهارمین و چهل‌وپنجمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۲۷ آبان ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67252">گزارش ۴۴ و ۴۵ مین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سرکردگان گروه تروریستی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چهل‌وچهارمین و چهل‌وپنجمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۲۷ آبان ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) به‌صورت علنی برگزار شد.</p>
<p>قاضی دادگاه با تسلیت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) گفت: این حضرت شهید ترور در دفاع از ولایت است.</p>
<p>وی گفت: دادگاه با توجه به تشکیل پرونده و رسیدگی به اتهام متهمین، لازم می‌داند نکاتی را برای چندمین بار و به‌صورت مکرر بیان کند. در خصوص متهمین این پرونده، اسناد بین‌المللی متعددی در مجمع عمومی سازمان ملل و اتحادیه اروپا به تصویب رسیده است و بر اساس آن، تسهیل روادید، اعطای پناهندگی و در اختیار قرار دادن سرزمینی به متهمین اتهامات تروریستی تهدیدی علیه صلح، عدالت و امنیت جهانی محسوب می‌شود. در سال ۱۹۹۴، مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه‌ای از دولت‌ها می‌خواهد تا از دادن پناهندگی به متهمین و اشخاص مرتکب جرایم تروریستی، خودداری کرده و از سوءاستفاده قرار گرفتن وضعیت پناهندگی توسط مرتکبین اقدامات و متهمین تروریستی جلوگیری کنند.</p>
<p>قاضی گفت: تک‌تک این اعلامیه‌ها و معاهدات در میان کشور‌های اروپایی لازم‌الاجرا است، به‌ویژه این دادگاه با دولت‌مردان کشور‌های فرانسه و انگلستان سخن می‌گوید و بیان می‌کند: اعطای پناهندگی به افراد متهم به اقدامات تروریستی، چه جرایم مقدماتی، شروع به جرم، جرایم فرعی، جرایم ناتمام یا جرایم مبتنی بر همکاری گروهی، از سوی این دولت‌ها پس از تصویب معاهداتی که از سوی این دادگاه مکرراً به دولت‌مردان این کشور‌ها بیان شده، ممنوع است.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: بعد از تشکیل دادگاه رسیدگی به اتهامات افراد برای اقدامات تروریستی، به ویژه دادگاهی علنی با حضور وکلای تسخیری برای متهمین و همچنین تاکید بر این نکته که متهمین می‌توانند علاوه بر وکلای تسخیری وکلایی را انتخاب کرده و به دادگاه بفرستند و آزادی در انتخاب وکیل وجود دارد و دادگاه با حضور وکیل به اتهامات متهمین رسیدگی می‌کند.</p>
<p>وی ادامه داد: در اتحادیه اروپا سند موضع گیری مشترک اتحادیه درباره مبارزه با تروریسم مصوب دسامبر ۲۰۰۱، از دولت‌های اروپایی می‌خواهد تا به تروریست‌ها و متهمین اجازه استفاده از سرزمین اتحادیه اروپا را ندهند.</p>
<p>قاضی دهقانی گفت: همچنین از جابجایی افراد متهم به اقدامات تروریستی جلوگیری کنند، علاوه بر سند مذکور از دولت‌ها می‌خواهد تا تضمین کنند که وضعیت پناهندگی مورد سوء استفاده متهمین و مرتکبین و سازمان دهندگان و تسهیلگران اقدامات تروریستی قرار نگیرد.</p>
<p>وی گفت: سند موضع گیری مشترک حاوی تعاریف متعدد در خصوص اقدامات تروریستی است و در ماده ۱۲ از معاهده دیگری تحت عنوان رهنمود‌های احراز شرایط شورای اتحادیه اروپا مصوب آوریل ۲۰۰۴ شروط لازم دریافت پناهندگی مندرج در ماده یک و کنوانسیون مربوط به امور پناهندگان مصوب ۱۹۵۱ را خطاب قرار می‌دهد و سوءاستفاده از سوی متهمین و مرتکبین این جنایات به طور جدی بر حذر می‌دارد.</p>
<p>قاضی دهقانی بیان کرد: مطابق با تفاسیر ارائه شده در خصوص سند رهنمود‌های احراز شرایط به دولت‌ها اجازه تصریح و تسریع در خصوص فرایند رسیدگی به درخواست پناهندگی داده می‌شود تا بر اساس آن چنانچه شخصی سوء استفاده می‌کند با اتلاف عنوان غیر قابل قبول، رد شود.</p>
<p>وی اضافه کرد: براین اساس دولت‌های اروپایی به ویژه کشور فرانسه و انگلیس که براساس معاهدات برشمرده و معاهدات گوناگون متعدد، از تسهیل در روادید جابجایی و در اختیار قرار دادن سرزمین ها، تسهیل درباره انعکاس اخبار منطبق با افراد متهم به اقدامات تروریستی، ممنوع شده‌اند و نمی‌توانند متهمین را در سرزمین‌های خود پذیرا باشند.</p>
<p>وی افزود: اساس اصل استرداد در خصوص متهمین اقدامات تروریستی، اصل لزوم استرداد متهمان به جرائم تروریستی است. این اصل، به عنوان مثال، در اسناد متعدد بین‌المللی به‌ویژه ماده ۱۱ کنوانسیون مبارزه با بمب‌گذاری تروریستی مصوب سازمان ملل، مورد تصریح قرار گرفته است. مطابق با ماده ۱۱، جرائم تروریستی و اتهامات تروریستی از شمول جرائم سیاسی و اتهامات سیاسی خارج شده‌اند تا در زمینه استرداد مجرمان و متهمان به جرایم تروریستی، از حمایت مرتبط با عدم امکان استرداد مجرمان سیاسی برخوردار نباشند.</p>
<p>قاضی ادامه داد: بر اساس ماده ۱۱ کنوانسیون مبارزه با بمب‌گذاری تروریستی، هیچ‌یک از جرائم مقرر در این کنوانسیون در شمار جرائم غیرقابل استرداد محسوب نمی‌شوند و در خصوص متهمان، به‌ویژه تأکید می‌شود که اصل لزوم استرداد باید در مورد آنان جاری شود. در مواد یک و دو کنوانسیون مبارزه با تروریسم مصوب اتحادیه اروپا نیز همین مسئله به‌طور جدی مورد تأکید قرار گرفته است. بر اساس این مواد و کنوانسیون مذکور (مصوب ۱۹۹۷ درباره کیفر اعمال تروریستی)، تصریح شده است که مرتکب باید یا دستگیر و محاکمه شود و یا مسترد گردند و دولت‌ها در این زمینه متعهد به معاضدت قضایی هستند.</p>
<p>وی گفت: این دادگاه بر اساس پیمان همکاری قضایی بین دولت ایران و دولت فرانسه، و با توجه به تشکیل دادگاهی برای رسیدگی به اقدامات تروریستی در خصوص متهمین، تأکید می‌کند که دولت‌های فرانسه و انگلستان ملزم به استرداد می‌باشند. توجه می‌دهم به تمام کشور‌های اروپایی، از جمله مردم انگلستان و فرانسه به این نکته که قواعد پناهندگی از جانب تروریست‌ها یا متهمین تروریستی قابل استناد و استفاده نیست. کشور‌ها این معاهدات را اساساً برای ایجاد امنیت، صلح و عدالت امضا کرده و نسبت به اجرای آنها متعهد شده‌اند.</p>
<p>قاضی ادامه داد: دولتمردانی که در فرانسه یا انگلستان برخلاف قوانین داخلی خود و کنوانسیون‌های بین‌المللی، به پذیرایی یا در اختیار قرار دادن سرزمین خود برای متهمین اقدامات تروریستی اقدام می‌کنند، باید بدانند که سرانجام از سوی سازمان‌های مردم‌نهاد و بسیاری از فعالان مدنی حتی از سوی مردم کشور خود به‌عنوان افرادی شناخته خواهند شد که اقدامی برخلاف صلح و عدالت مرتکب شده‌اند، امنیت کشور خود و امنیت جهانی را به مخاطره انداخته‌اند و این پیام را به دنیا و عاملین اقدامات بمب‌گذاری، هواپیماربایی و سایر اقدامات تروریستی می‌دهند که فرانسه یا انگلستان می‌تواند بهشتی برای متهمین تروریستی باشد؛ امری که خطرناک‌ترین فاکتور و خطرناک‌ترین عنصر در امنیت جهانی و امنیت شهروندان فرانسوی و انگلیسی خواهد بود.</p>
<p>وی افزود: بنابراین دولت‌های مذکور باید از استاندارد‌های دوگانه در خصوص متهمین تروریستی دوری کرده و به اصل لزوم استرداد متهمین پس از تشکیل دادگاه‌های رسیدگی به اتهامات پایبند باشند و متهمین را بازگردانند. همچنین بدانند این دادگاه که در منظر عمومی و علنی و با حضور وکلا تشکیل می‌شود، تمام عناصر لازم برای رعایت عدالت، آزادی انتخاب وکیل برای همین متهمین را فراهم کرده است. دادگاه موکداً تکرار می‌کند که تمام عناصر قانونی خود را برای الزام کشور‌های اروپایی، به‌ویژه کشور آلبانی، کشور انگلستان و کشور فرانسه، بر استرداد متهمین اقدامات تروریستی از طرق قانونی به‌کار خواهد گرفت.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مسعود مداح، وکیل شکات گفت: در راستای تبیین جنایت‌های گروهک تروریستی منافقین، در جلسه گذشته نسبت به هر یک از متهمین و نقش این متهمین در عملیات‌های تروریستی که علیه ملت ایران و خاک کشور روا داشتند، مشخص شد اینها معاونت در جرم نداشتند؛ این‌طور نبوده است که صرفا سببیت در اعمال علیه تمامیت جسمانی یا اعمال تروریستی داشته باشند، بلکه این افراد خودشان مباشرت در این جریان داشتند.</p>
<p>وی ادامه داد: در عنوان افساد فی‌الارض، چه از ضابطه عینی و چه از رابطه شخصی تبعیت کنیم، ایجاد یک سببیت برای فساد عامه یا اخلال در نظم عمومی و دیگر مصادیق آن وجود دارد؛ چه بگوییم مناط قانونگذار برای افساد فی‌الارض و انتساب این عنوان به ذهن متهم، از باب این موضوع است که متهم قصد ارتباط گسترده با اعمال تروریستی، اعمال فساد و فحشا یا اعمال جرایم علیه امنیت و &#8230; را داشته باشد، در هر دو صورت، متهمین این پرونده علاوه بر اینکه این دو خصیصه را دارا هستند، می‌توانیم به آنان عنوان مفسد فی‌الارض را منتسب کنیم، اینها مباشرت در جنایت داشتند؛ خود اینها در عملیات تروریستی حاضر بودند؛ خودشان سلاح به‌دست گرفتند؛ علیه تمامیت ارضی و علیه تمامیت جسمانی مردم ایران اقدام تروریستی انجام دادند و اقدام کردند.</p>
<p>وکیل شکات گفت: نمی‌دانیم عنوان گروهک تروریستی منافقین را به جهت گستردگی جنایت‌ها چه بنامیم؟ افرادی که این جنایت‌ها را انجام داده‌اند، قتل انجام می‌دهند، شکنجه می‌کنند، بمب‌گذاری می‌کنند، به خانه مردم حمله می‌کنند، چه بنامیم؟ این افراد که این جنایت‌ها را انجام می‌دهند و به این جنایت‌ها افتخار می‌کنند، چه بنامیم؟ صراحتا در سایت رسمی سازمان منافقین اعلام می‌کنند که بله، ما کشتیم؛ اگر باز هم دستمان برسد، از مردم ایران می‌کشیم.</p>
<p>وی گفت: انتساب بزه بغی، محاربه، افساد فی‌الارض به تمام کادر مرکزی و متهمین این پرونده وارد است، زیرا همگی در ارکان مادی بزه مشارکت و مباشرت داشته‌اند؛ مسعود رجوی شخصا طرح‌ریزی عملیات، تقسیم ماموریت‌ها، تعیین افراد، اخذ بودجه و حمایت از رژیم بعث عراق را انجام می‌داد و نقش مستقیم در جنایت‌ها داشت؛ رجوی پیش از عملیات فروغ جاویدان اعلام می‌کند که اگر وارد جنگ نشوند، سازمان منافقین نابود می‌شود، زیرا حیات این سازمان در کشتار، خونریزی و بمب‌گذاری است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح ادامه داد: او دستور می‌دهد که هر کس نظامی یا غیرنظامی در برابرشان ایستاد، کشته شود؛ نتیجه این دستور، حمله به بیمارستان اسلام‌آباد غرب بود که طبق مستندات، هزار و ۳۲۵ نفر در آن حضور داشتند؛ بیماران را در بیمارستان یا بیرون آن به رگبار بستند و ۱۳ نفر از اعضای جهاد سازندگی نیز اعدام و اجسادشان در خیابان آویزان شد؛ شاهد عینی در جلسه نیز یکی از این جنایت‌ها را توضیح داد؛ به استناد مواد ۱۲۳ تا ۱۲۸ آیین دادرسی کیفری، درخواست تحقیق محلی برای تکمیل پرونده ارائه شد.</p>
<p>وی گفت: رجوی در سخنانش قبل از عملیات می‌گوید: زمان رفتن به ایران رسیده است؛ طرح عملیاتی را کشیده‌ایم که در نهایت منجر به فتح تهران و سقوط رژیم می‌شود؛ این عملیات باید در ۲ یا ۳ روز انجام شود تا رژیم فرصت بسیج پیدا نکند؛ او در جای دیگری مسیر کرمانشاه را بهترین راه دانسته و توضیح می‌دهد که با هماهنگی رژیم بعث، شهر‌های ایران با نیروی هوایی، توپخانه و حتی بمباران شیمیایی هدف قرار خواهند گرفت؛ اسناد مربوط به نقش منافقین در این بمباران‌ها قرار است در جلسه آینده ارائه شود و تمام جانبازان شیمیایی در طول دفاع مقدس می‌توانند شاکی این پرونده باشند.</p>
<p>وکیل شکات گفت: رجوی ادامه می‌دهد که اگر عملیات انجام نشود و پس از صلح ایران و عراق فرصتی باقی نماند، سازمان از نظر سیاسی «فسیل» خواهد شد؛ چرا که صلح، حیات گروه تروریستی را نابود می‌کند؛ این گروه با اسناد بین‌المللی، پذیرش قطعنامه و با پایان جنگ مخالف بود.</p>
<p>حجت الاسلام والمسلمین مداح با بیان اینکه منافقین ادعایشان از عملیات‌های تروریستی این بوده که ما برای اینکه جنگ تمام شود، اقدام به عملیات جنگی آفتاب و چلچراغ کردیم، گفت: سوال می‌پرسم اگر شما اسمتان را ارتش آزادی‌بخش گذاشتید، ادعایتان این بوده که ما برای آزادی مردم ایران عملیات انجام دادیم، چرا بعد از قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل در ۲۷ تیر سال ۱۳۶۷ که دیگر عراق آتش‌بس را می‌پذیرد، بنا به گواهی تاریخ ۳ روز مکرر مسعود رجوی، سرکرده این گروهک تقاضای ملاقات با صدام را دارد و ۳ روز مسئولان استخبارات و دیگر مسئولان رژیم وقت عراق را ملاقات می‌کند تا آنها را راضی کند که به ایران حمله کنند.</p>
<p>وی افزود: چرا این اتفاق افتاده است؟ شما که ادعایتان این است که برای صلح جنگیدید، چرا بعد از اینکه مردم ایران صلح کردند و بعد از اینکه آتش‌بس را پذیرفتند، به خاک کشور حمله کردید؟ صدام ملعون هم در اینجا راضی به حمله نیست، اما مسعود رجوی، صدام را برای حمله علیه مردم ایران راضی می‌کند؛ آلبانی‌نشین‌ها و افراد فریب‌خورده‌ای که فریب رجوی و مریم قجر عضدانلو را خوردند، باید پاسخ این تناقض آشکار را بدهند که نتیجه آن جنگ و خونریزی و آدمکشی می‌شود و بنا به اذعان خودشان در عملیات فروغ جاویدان موجب کشته و زخمی شدن ۵۵ هزار نفر، یعنی ۵۵ هزار ایرانی شدند.</p>
<p>قاضی گفت: تاریخ نشریه، همین سند را قرائت کنید.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: نشریه اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مسلمان خارج از کشور جمعه ۱۸ شهریور ۱۳۶۷ منتشر شده است.</p>
<p>قاضی گفت: متن آن را قرائت کنید.</p>
<p>وکیل شکات گفت: گزارش نهایی ستاد فرماندهی ارتش آزادیبخش ملت ایران درباره عملیات بزرگ فروغ جاویدان، پیشروی بی‌سابقه و نبرد‌های حماسی در عمق ۱۵۰ کیلومتری خاک میهن، تسخیر ۲ شهر با حمایت پرشور خلق و کشته و زخمی شدن ۵۵ هزار تن؛ شما می‌دانید در جای جای این نشریه با افتخار از این عملیات تروریستی نام می‌برند.</p>
<p>قاضی گفت: ادعا می‌کنند که ۵۵ هزار ایرانی را کشته و یا زخمی کردند؟</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: بله این ادعا را با افتخار مطرح می‌کنند؛ این نشریه خود مجاهدین است و در یازدهمین سالگرد عملیات فروغ جاویدان این نشریه را به چاپ رساندند و اعلام می‌کنند فروغ جاویدان بزرگ‌ترین حماسه تاریخ مقاومت است؛ بزرگ‌ترین حماسه‌ای که اینها خلق کردند، این است که ۵۵ هزار ایرانی را یا کشته و یا زخمی کرده‌اند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: چرا اینها اقدام به این جنگ می‌کنند؟ زیرا یک گروه تروریستی به نام سازمان منافقین حیات و مماتش در جنگ است؛ بنا به اذعان ادله و اسنادی که وجود دارد، مسعود رجوی از رژیم بعث عراق سهمیه ۱۸ میلیون بشکه نفت داشته است و از اینکه جنگ تمام شود کاملا به ضرر رجوی بوده و اینکه ماشین کشتار و جنگ متوقف شود به ضرر یک گروه تروریستی است؛ توصیه می‌کنم افراد فریب‌خورده‌ای که هنوز مرید این افراد هستند و در قرارگاه اینها حضور دارند زودتر از تابوت سازمان منافقین پیاده شده و توبه کنند و دست از دشمنی با خواهران و برادران خود در کشور بردارند، چراکه به زودی این تابوت دفن می‌شود.</p>
<p>وکیل شکات در ادامه در مورد موضوع طلاق اجباری گفت: به‌عنوان مثال، زهرا معینی از اعضای جداشده اعلام می‌کند که رجوی در نشست گفت‌: ای تو‌ ای زن،‌ ای تو‌ ای مرد، دلیل اینکه در تنگه گیر کردی، این است که حواست به جنس مخالف بوده است؛ فکرت پیش شوهرت بوده است؛ حالا باید طلاق بگیری و از بچه‌ات جدا شوی.</p>
<p>وی گفت: نسرین ابراهیمی، یکی دیگر از زنانِ عضو و سپس جداشده از سازمان، بیان می‌کند که کار سازمان به جایی رسید که حتی در نشست‌ها مرد‌ها را نمی‌دیدیم؛ چون اگر چشم ما به مردی می‌افتاد، خیال می‌شد، حتما منظوری داریم؛ مریم رجوی برای ما جلسه می‌گذاشت و می‌گفت: همه ما زنان یک شوهر داریم و آن هم مسعود رجوی است؛ جای تعجب دارد؛ به‌جای اینکه بحث شود چرا افرادی که هیچ آشنایی با سلاح نداشته و در نبرد وارد شدند و این‌طور تلفات سنگین دادند و اینکه چه اعضایی از کادر مرکزی در این خصوص مسئولیت دارند، مسعود رجوی فقط برای اینکه اذهان را منحرف کند و دوباره جایگاه خود را بازیابد، مسئولیت شکست را بر دوش اعضا می‌گذارد و با پمپاژ توهمات و خرافات در ذهن خود، اعضا را فریب می‌دهد و این اتفاقات را رقم می‌زند.</p>
<p>وکیل شکات گفت: طلاق اجباری، عقیم‌کردن زنان، جداکردن کودکان از پدر و مادر، اموری است که طبق اعلامیه‌های حقوق بشر مخالف نص کنوانسیون‌های بین‌المللی است؛ جداکردن کودکان از پدر و مادر در تعارض با مواد ۱۶ و ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب ۱۹۴۸ است؛ عقیم‌کردن زنان در تعارض صریح با ماده ۱۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر است؛ طلاق اجباری در تعارض با مواد ۳ و ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸ است؛ اقدام‌های این گروه تروریستی، علی‌القاعده مخالف نص مواد ۷، ۱۷، ۲۳ و ۲۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۶ است؛ همچنین مخالف نص صریح مواد ۱۰ و ۱۲ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است، مخالف مواد ۱۲ و ۱۶ کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان مصوب ۱۹۷۹ و نهایتا مخالف نص صریح مواد ۹، ۱۹ و ۳۵ کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۱۹۸۹ است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح افزود: درباره عقیم‌سازی بانوان، چند تن از شهود نیز در همین تریبون اعلام کردند زنانی که برای معالجه به پزشک در کمپ مراجعه می‌کردند، بستری و احیانا بیهوش می‌شدند و بعدا متوجه می‌شدند که رحم آنها مورد جراحی قرار گرفته و نهایتا عقیم‌سازی شده‌اند؛ اینها جنایت‌هایی است که این گروه تروریستی علیه اعضای خود مرتکب می‌شود؛ کسی که به اعضای خودش رحم ندارد، چگونه می‌تواند به دیگران رحم داشته باشد؟</p>
<p>وی گفت: مسعود رجوی، زن داشتن را برای اعضای خودش حرام می‌کند؛ جالب است که مریم رجوی نیز این موضوع را تئوریزه کرده و می‌گوید: ما فقط یک شوهر داریم و آن هم مسعود رجوی است؛ سوال من این است: آقای رجوی، اگر شما برای خود حرم‌سرا داشته باشید، اینجا شما شکست نخورده‌اید؟ شما در تنگه چهار زبر گیر نکردید؟ ولی اعضا اگر شکست خوردند، به فکر زن و جنس مخالف بودند؟</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: خانم بتول سلطانی، از دیگر اعضای جداشده که در این نشست‌ها حضور داشته، صراحتا اعلام می‌کند که مسعود رجوی خطبه عقد می‌خواند و همه زنان باید یکی‌یکی بلند می‌شدند و بله می‌گفتند؛ در راستای همین موضوع، تقاضا کردم که ارجاع شود به کارشناس حقوق زنان که در این جلسه حاضر هستند و نظریه کارشناسی خود را، اگر اجازه بفرمایید، بیان می‌کنند.</p>
<p>فرخانی، نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران، گفت: در ادامه مطالبی که در جلسات قبل در ارتباط با عملیات فروغ جاویدان و در مقابل در عملیات مرصاد بیان شد، به‌ویژه از دید تخصصی نظامی بیان خواهم کرد؛ سازمان مجاهدین خلق در نشستی مشترک با رژیم بعث عراق به این نتیجه رسید که با یک عملیات نظامی با حمایت ارتش صدام و به‌ویژه نیروی هوایی می‌توان حکومت مرکزی ایران را نابود کرد؛ این عملیات فروغ جاویدان نامیده شد.</p>
<p>وی افزود: در این عملیات نیروی هوایی ارتش عراق حمایت هوایی و رفع موانع زمینی را از طریق هواپیما‌های خود برعهده داشت و به این‌صورت نبوده که این‌طور تلقی شود که این گروهک به‌اصطلاح سر خود را پایین انداخته و برای انجام عملیات به میدان آمده است؛ حمایت هوایی وعده داده شده بود که در عمل هم اتفاق افتاد، اما در نقطه مقابل رشادت و دفاع جانانه‌ای که پدافند هوایی ارتش ایران و به‌ویژه رادار سوباشی در همدان انجام داد که در آخرین روز جنگ هم این رادار از سوی نیروی هوایی عراق منهدم شد و همین موضوع باعث شد تا آنها از منظر هوایی نتوانند آن حمایت وعده داده‌شده را انجام دهند.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران، گفت: مبنای این عملیات را می‌توان در توهم ناشی از ۲ عملیات آفتاب و چلچراغ و تصور و تحلیل نادرست گروهک منافقین از اوضاع سیاسی، نظامی ایران جست؛ تحلیل‌شان بر این بود که پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران با توجه به موفقیت نیرو‌های عراقی در برخی جبهه‌ها، نشان از ضعف و عقب‌نشینی رزمندگان ایران و سرخوردگی مردم از جنگ بوده است؛ به عقیده آنها اقدام به پذیرش قطعنامه از سوی ایران به معنای فروپاشی نظام خواهد بود و با سرنگونی قطعی حکومت ایران زمینه برای انتقال قدرت به سازمان آنها فراهم می‌شود.</p>
<p>وی افزود: ستون نظامی منافقین در ساعت ۱۵:۳۰ روز ۳ مرداد ۱۳۶۷ در حمایت کامل ارتش عراق با عبور از مرز در محور سرپل ذهاب حمله خود را از گردنه پاتاق به سوی کرند آغاز کرده و با پیشروی به سمت اسلام‌آباد، این شهر را نیز به تصرف درآوردند؛ آنگاه تا گردنه حسن‌آباد در شرق شهر اسلام‌آباد پیش رفتند و برای تجهیز سازمان در آنجا مستقر شدند و منتظر شکست مقاومت بازدارنده نیرو‌های ایرانی در تنگه چهارزبر که هم اکنون به تنگه مرصاد معروف شده است، بودند تا به سوی کرمانشاه پیشروی کنند.</p>
<p>فرخانی گفت: لذا تمام امکانات خود را در پشت این تنگه جمع کردند و آماده شدند تا به محض باز شدن راه، در مدت کوتاهی شهر کرمانشاه را تصرف کنند؛ اگر اینها به کرمانشاه می‌رسیدند و در تنگه گیر نمی‌کردند، امکان درگیری شهری و بروز مشکلاتی می‌شد که سربازان ایرانی با شجاعت مانع رسیدن آنها به این کرمانشاه شدند.</p>
<p>فرخانی، گفت: منافقین در پیشروی به شهر‌ها و روستا‌ها مرتکب جنایت‌های متعددی شدند و برای تامین مایحتاج خود، به غارت، سرقت، آتش‌زدن اماکن غیرنظامی، باغات و مزارع پرداختند؛ عملیات آنها باید در ۳۳ ساعت از مرز ایران تا تهران انجام می‌شد و هرگونه مقاومت مردم با خشونت سرکوب می‌شد؛ در مسیر کرمانشاه، با تانک خودرو‌ها را له می‌کردند و کوچک‌ترین عدم همراهی مردم منجر به مرگ می‌شد.</p>
<p>وی گفت: شهدای این عملیات شامل اقشار مختلف مردم بودند: کارگر، دانش‌آموز، نظامی، معلم، جهادگر، کشاورز، فروشنده و… که نشان می‌دهد جنگ آنها با کل مردم ایران بود، نه صرفا با نیرو‌های نظامی؛ منافقین اصول حقوق جنگ و بشردوستانه ازجمله تفکیک نیرو‌های نظامی و غیرنظامی و منع رنج بیهوده را رعایت نکردند.</p>
<p>فرخانی گفت: در اسلام‌آباد، منافقین فرمانده پادگان سرگرد برزو سلیمی را اعدام و پیکرش را در ورودی پادگان آویزان کردند؛ پیشروی آنها تا تنگه چهار زبر ادامه یافت، اما با مقاومت رزمندگان سپاه و ارتش متوقف شد؛ ساختار نیروی انسانی منافقین شامل سه گروه بود، نیرو‌های اصلی و فرماندهانی با تجربه و تخصص نظامی بود که آموزش دیده و تا آخرین لحظه می‌جنگیدند و در صورت اتمام مهمات، با نارنجک یا سیانور خودکشی می‌کردند و حاضر به تسلیم نبودند.</p>
<p>نماینده حقوقی ارتش جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: با حمایت و هدایت پدافند هوایی، آتش سنگین بالگرد‌های کبرای هوانیروز و هواپیما‌های فانتوم نیروی هوایی، جنگ در ایران با اقدام نیروی هوایی آغاز و به کمک همین نیرو‌ها پایان یافت؛ در عملیات مرصاد نیز نیروی هوایی با حمله‌های خود ستون تدارکاتی گروهک منافقین را منهدم کرد و صحنه‌ای از دلاوری رزمندگان ارتش، سپاه و بسیج و مردمی ایران رقم زد؛ برنامه‌ریزی منافقین برای بهشت‌سازی بر اثر این عملیات کاملا خنثی شد.</p>
<p>فرخانی گفت: در این عملیات هوانیروز، ۵۶ فروند بالگرد، ۴۲۵ ساعت پرواز انجام دادند و ۳۸۸ نفر رزمنده را جابجا کردند؛ همچنین ۱۰۸ دستگاه تانک و نفربر، ۳۹ دستگاه خودرو و ده‌ها کامیون مهمات و تجهیزات منهدم شد و بیش از هزار و ۶۰۰ نفر از نیرو‌های منافقین به هلاکت رسید؛ در این میان ۳ فروند بالگرد هوانیروز مورد اصابت گلوله قرار گرفت و ستوان یار حسین فرزانه به فیض شهادت نائل آمد.</p>
<p>وی ادامه داد: حضرت امام خمینی (ره) پس از عملیات مرصاد پیامی صادر کردند که در آن از زحمات و شجاعت خلبانان نیروی هوایی و هوانیروز و تمامی افراد متعهد تقدیر و تشکر کرده و اظهار داشتند که رزمندگان با دفاع جانانه، خیال تعرض دشمنان به میهن اسلامی را بر باد داده‌اند؛ از سوی دیگر، گروهک منافقین در شهر اسلام‌آباد با جنایت‌های بی‌رحمانه و غیرانسانی مردم بی‌دفاع را هدف قرار دادند؛ بیمارستان امام خمینی و بخش کودکان آن به آتش کشیده شد و نوزادان تازه متولد شده و مادران در کنار آنها را از بین بردند؛ این اقدام‌ها نشان‌دهنده فقدان کامل انسانیت در این گروهک بود؛ شعار‌هایی مانند «آزادی خلق» یا «نجات ایران» که توسط آنها مطرح می‌شد، تنها ناشی از توهم و برداشت‌های مغایر آنان از انسان و آزادی بود.</p>
<p>ایرج رادمهر، سرهنگ بازنشسته جانباز و فرمانده گردان ۷۹۶ تکاور در عملیات مرصاد در جایگاه قرار گرفت و گفت: منافقین از پیش تصمیم‌هایی گرفته و تدارکات گسترده‌ای برای جنگ با ایران در نظر گرفته بودند و این‌طور نبود که ظرف مدت ۳ تا ۴ روز بعد از پذیرش قطعنامه از سوی عراق آماده نبرد نظامی با ایران شوند؛ تدارکاتشان برای رفتن تا تهران پیش بینی شده بود.</p>
<p>قاضی گفت: شما در این عملیات چند سال داشته و سِمت‌تان چه بود؟</p>
<p>رادمهر گفت: فرمانده گردان تکاور تیپ ۳۵ بودم و در گردنه قلاجه مستقر بودیم و شهروندان زیادی به خاطر جنگ در این گردنه و نواحی اطراف مستقر شده بودند و همین حضورشان باعث کم شدن سرعت نفوذ و حرکت منافقین از این گردنه به سمت اسلام‌آباد شده بود.</p>
<p>قاضی گفت: نیرو‌های منافقین آرایش نظامی نداشتند؟</p>
<p>رادمهر گفت: خیر به هیچ عنوان؛ فکر می‌کردند به سرعت به جلو می‌روند و هیچ مقاومتی در پیش رویشان نیست؛ آنها روی گردنه مرصاد، با ماشین و نفربر و به هر طریقی که می‌توانستند مردمی را که در مسیر حضور داشتند، کنار می‌زدند تا بتوانند عبور کنند؛ تا شب تلاش می‌کردند که از گردنه بالا بروند که خوشبختانه نیرو‌های پشتیبانی ما رسیدند و جلوی پیشروی‌شان گرفته شد.</p>
<p>سرهنگ بازنشسته جانباز فرمانده گردان ۷۹۶ تکاور در عملیات مرصاد، گفت: در مسیر پیشروی گروهک منافقین به سمت سومار و ایلام، نیرو‌های ما در محاصره قرار گرفتند، زیرا دشمن توانسته بود ما را دور بزند؛ منافقین با سرعت و برای باز کردن مسیر، از هیچ جنایتی کوتاهی نکردند؛ از پرت کردن خودرو و اجساد انسان‌ها گرفته تا تیراندازی به مردم؛ آنها به مردم بی‌دفاع شلیک می‌کردند.</p>
<p>وی گفت: نیرو‌های ما با مدیریت تیمسار علی‌یاری و فرماندهی من، همراه با برادری از سپاه به نام حمیدنیا، توانستند یگان‌ها را از گردنه تا محل اصلی مستقر کنند؛ توانستیم جریان پیشروی آنها را مهار کنیم و به عقبه‌های نیرو‌های دشمن دسترسی پیدا کنیم نیروی هوایی عراق با بمباران هوایی شدید از طریق تپه‌ها و مناطق اطراف، نیرو‌های ما را مورد حمله قرار داد و تعداد زیادی از بسیجیان و سربازان ما زخمی شدند؛ با این حال، به دلیل حضور پایگاه و پدافند هوایی همدان، توانایی نیرو‌های دشمن برای پیشروی هوایی محدود شد و نتوانستند به اهداف خود برسند.</p>
<p>رادمهر در ادامه اظهار کرد: آنها به خاطر اینکه قصد پیشروی سریع داشتند، نمی‌توانستند اسیران را با خود ببرند؛ لذا برای اینکه به نوعی از دست این اسرا که از نیرو‌های نظامی و مردم بودند، خلاص شوند همه آنها را به شهادت می‌رساندند؛ در روز پنجم عملیات پیش‌بینی‌هایی صورت گرفت و شهید صیاد و نیرو‌های هوایی به کمک آمدند؛ روز ششم نیز از سوی نیروی هوایی بمباران شدند.</p>
<p>وی افزود: شب پنجم عملیات، تیمسار حسن سعدی و تیمسار عبادت و دیگران بودند که دفترچه‌ای را که آقای مهدی‌زاده (فرمانده گروهان من در عملیات در پادگان الله اکبر) گرفته بود، به فرمانده نیروی زمینی دادیم که در آن تمام مسیر‌ها و برنامه‌هایشان نوشته شده بود که وی هم دفترچه را به مرحوم رفسنجانی داده بودند که بعد‌ها عنوان شد از این دفترچه اطلاعات زیادی استخراج شده بود.</p>
<p>قاضی گفت: دفترچه را خودتان دیدید؟ چه در آن نوشته شده بود؟</p>
<p>رادمهر گفت: بله دیدم؛ تمام طرح‌ها و نقشه‌هایشان در آن یاد شده بود؛ وقتی مهدی‌زاده این دفترچه را به من داد، فرمانده عملیاتی سرتیپ مرحوم علی‌یاری در کنارم بود، وی بررسی‌های کامل را انجام داده و دفترچه را به فرمانده نیروی زمینی دادیم.</p>
<p>قاضی گفت: شما دیدید در دفترچه چه مطالبی نوشته شده بود؟</p>
<p>رادمهر گفت: طرح حمله به صداوسیما و جماران و پادگان‌های همدان و کرمانشاه توضیح داده شده بود؛ اینها فکر می‌کردند نیرو‌های مردمی با آنها هستند؛ مانند همین جنگ ۱۲ روزه که فکر می‌کردند اگر تعدادی از فرماندهان را به شهادت برسانند، مردم با آنها همکاری می‌کنند؛ فردای عملیات که صبح ساعت ۴ از دفتر فرمانده نیروی زمینی بیرون آمدم، آسمان پر از هواپیما‌های عراقی بود که به بمباران نیرو‌های نظامی کشور در چهارزبر پرداختند.</p>
<p>وی گفت: در جریان پیشروی گروهک منافقین به سمت اسلام‌آباد، افراد این گروهک جنایت‌های گسترده‌ای علیه مردم بی‌دفاع انجام دادند؛ هم زنان و کودکان و هم مجروحین بیمارستان، هدف مستقیم خشونت و رگبار نیرو‌های منافقین قرار گرفتند؛ من پشت بیسیم بودم و آقای مهدی‌زاده به من گفت، بیمارستان اسلام‌آباد محل نگهداری مجروحین و زخمی‌ها بود، مورد هجوم آنها قرار گرفت و تلاش شد که همه بیماران و همراهانشان کشته یا تخلیه شوند تا مسیر پیشروی دشمن باز شود؛ شهیدان و کشته‌شدگان شامل نیرو‌های پادگان، مردم عادی، مجروحین و حتی همراهان بیمار بودند؛ گروهک منافقین به سرعت و بدون توقف از شهر عبور کردند، اما نیرو‌های ما توانستند پیشروی آنها را در گردنه و مسیر‌های اصلی متوقف کنند.</p>
<p>رادمهر گفت: همچنین برخی از اعضای این گروهک، زنان ملبس به لباس نظامی که ظاهرشان را شبیه مردان می‌کرد، بودند که برای عملیات نظامی و حمله به مردم وارد عمل شدند؛ این اقدام‌ها نشان می‌دهند که جنایت‌های منافقین قابل انکار نیست؛ به کسانی که در زمین دشمن بازی کند و در کنار صدام جنایت‌کار قرار بگیرند، جز خائن نمی‌توان گفت.</p>
<p>رادمهر گفت: ما در گردنه قلاجه بودیم و آنها در اسلام آباد بودند؛ صدای بیسیم‌هایشان را در این فاصله ۲۵ کیلومتری شنود می‌کردیم که یکی از فرماندهانشان به دیگر نیرو‌ها می‌گفت که به مریم بگویید که ما را به قتلگاه فرستادند؛ بعد از آن یکی از افسر‌های اطلاعاتی به آنها گفت، فشار خیلی زیاد است، بیایید و به ما ملحق شوید.</p>
<p>وی گفت: آنها آمده و در این تنگه گیر کرده بودند و از زمین و هوا بمباران می‌شدند که تنها راه خود را فرار دیدند؛ خیلی از آنها در کوه‌های اطراف فوت شدند؛ یک ماه بعد از عملیات به این منطقه رفتیم و جنازه ۳ نفر را دیدیم که یک خانم و ۲ آقا بودند که در مسیر گیر کرده و مرده بودند؛ آنها اصلا در حدی نبودند که جلوی نیرو‌های نظامی ایران بایستند و شکستشان از پیش مشخص بود.</p>
<p>قاضی گفت: آشنایی منافقینی که در این نبرد حضور داشتند با وسایل نظامی و تکنیک‌های جنگ چطور بود؟</p>
<p>رادمهر گفت: تلاش کرده بودند همه نیروهایشان در این عملیات حضور داشته باشد، حال چه آموزش دیده یا ندیده باشند؛ اکثریتشان آموزش دیده بودند؛ نیروی هوایی ارتش عراق نیز به پشتیبانی آنها نیرو‌های نظامی ایرانی را بمباران می‌کردند.</p>
<p>قاضی گفت: شما به چشم خود دیدید که مزارع و خانه غیرنظامیان توسط نیرو‌های عراقی بمباران شوند؟</p>
<p>رادمهر گفت: من آنجا بودم، شهر اسلام‌آباد را بمباران نکردند، ولی جایی را که نیرو‌های نظامی ما بودند، بمباران کردند.</p>
<p>سرتیپ دوم بازنشسته نبی‌الله تاجیک در جایگاه حاضر شد و سوگند یاد کرد که جز حقیقت چیزی نگوید و ادامه داد: سازمان مجاهدین خلق که بعد‌ها به نام منافقین شناخته شدند، از ابتدای انقلاب در اندیشه رویارویی مسلحانه با نظام بود؛ دلیل این امر نیز نفوذ در ارگان‌ها، جمع‌آوری سلاح و ایجاد شبکه‌های مخفی بود؛ نهایتا در خرداد ۱۳۶۰ اعلام جنگ مسلحانه کردند و با تشکیل خانه‌های تیمی، موج ترور شخصیت‌های برجسته، ازجمله حادثه هفتم تیر و شهادت شهید بهشتی و یارانش را رقم زدند.</p>
<p>وی افزود: پس از ناکامی در داخل کشور و مقابله مردم و نهاد‌های امنیتی، ناچار از کشور خارج شدند و بدترین مسیر یعنی همکاری با رژیم بعثی عراق را انتخاب کردند؛ نقش آنها در جنگ تحمیلی بسیار روشن است؛ از سال ۱۳۶۵ تخلیه اطلاعاتی نیرو‌های ما را آغاز کردند؛ با تماس‌های تلفنی با فرماندهان و حتی نیرو‌های ساده که بعضا توجیه نبودند، تلاش می‌کردند اطلاعات دقیق از یگان‌ها، تعداد نیرو‌ها و وضعیت عملیاتی به‌دست آورند و آن را مستقیم در اختیار صدام قرار دهند؛ نمونه روشن آن تماس با یکی از لشکر‌های ما بود که خود را مسئول عقیدتی معرفی کرده و تعداد نیرو‌های حاضر را پرسیده بودند.</p>
<p>تاجیک گفت: اقدام دیگر آنان حضور در صحنه نبرد بود؛ ابتدا در کردستان و سپس در عملیات‌های مختلف ازجمله عملیات آفتاب، عملیات چلچراغ و نهایتا عملیات فروغ جاویدان پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ حضور یافتند؛ آنها تصور کردند پایان جنگ فرصتی برای ضربه‌زدن به نظام است و این عملیات را آغاز کردند؛ بنده در زمان شروع عملیات فروغ در حال انجام ماموریتی در رده عقبه قرارگاه غرب بودم؛ پس از پایان کار، هنگام بازگشت به کرمانشاه متوجه شلوغی و نگرانی مردم شدم؛ گروه‌هایی چند نفره در شهر جمع شده بودند و وقتی از مردم پرس‌وجو کردیم، گفتند افرادی وارد شهر شده‌اند و با سلاح سرد مردم را تعقیب می‌کنند؛ در واقع مقدمات ورود منافقین را فراهم می‌کردند.</p>
<p>وی ادامه داد: مسیر را ادامه دادیم و به سومار رسیدیم؛ ساعت حدود ۱۰ شب بود که یکی از نیرو‌ها خبر داد که شهر سقوط کرده است؛ این در حالی بود که من عصر همان روز از شهر عبور کرده بودم و نشانی از حضور نیروی مسلح یا سقوط شهر ندیده بودم و شهر کاملا در اختیار خودمان بود؛ وقتی پرسیدم چه ساعتی اعلام کردند شهر سقوط کرده است، متوجه شدم فاصله میان عبور ما از شهر تا گزارش سقوط بسیار کم بوده است و این نشان می‌داد منافقین با سرعت و هم‌زمان با سامان‌دهی اغتشاشات داخلی وارد عمل شده‌اند.</p>
<p>سرتیپ دوم بازنشسته تاجیک گفت: ۲ تا ۳ روز شهر اسلام‌آباد در اختیار منافقین بود که در روز سوم عملیات اصلی انجام و اسلام‌آباد آزاد شد و منافقین با کشتار و اسیر زیاد شکست خوردند.</p>
<p>قاضی گفت: این تاکتیک بود که اسلام‌آباد در اختیار منافقین قرار بگیرد یا اینکه منافقین جدی گرفته نشده بودند؟</p>
<p>تاجیک گفت: جدی گرفته نشده بودند؛ در آن زمان به حدی درگیر مبارزه با عراق بودیم که فکر نمی‌کردیم چنین حادثه‌ای اتفاق بیفتد؛ به نظرم می‌رسد سران این سازمان به نوعی می‌خواستند از دست نیرو‌های خود خلاص شوند؛ ماشین‌هایشان در جنگ همگی چرخدار لاستیکی بود؛ به این ترتیب خیلی آسیب‌پذیر شده بودند.</p>
<p>وی افزود: روز سوم عملیات به خاطر پشتیبانی هوایی ارتش عراق، تعداد زیادی از نیرو‌های نظامی ما که در ارتفاعات تنگه قرار داشتند، شهید شدند.</p>
<p>قاضی گفت: علت استفاده آنها از تانک‌های چرخ‌دار چه بود؟ تصور داشتند چند روز دیگر در تهران هستند و یا به جهت اینکه کنترل‌شان راحت بود از این تانک‌ها استفاده می‌کردند؟</p>
<p>تاجیک گفت: کسانی که متولی این موضوع بودند شاید دانش نظامی نداشتند. تحلیل بنده در آن زمان این بود که می‌خواهند از دست این نیرو‌ها خلاص شوند؛ لذا آنها را به مهلکه‌ای فرستادند که خیلی زود از دستشان راحت شوند؛ بالاخره ایران کشوری بود که نیروی نظامی و تجهیزات جنگی داشت و آنها به مقابله با ما آمده بودند؛ مردم هم با شور و علاقه خاصی پای دفاع از کیان کشور ایستاده بودند.</p>
<p>تاجیک ادامه داد: سازمان مجاهدین خلق را می‌توان جزء نزدیک‌ترین گروه‌ها به داعش دانست؛ به یاد دارم در عملیات‌های مرصاد، چلچراغ و آفتاب ۳ تیم داشتند که اولی برای کشتار، دومی برای تخلیه اسناد و مدارک و تجهیزات و سومی نیز به آتش‌سوزی مشغول می‌شد و هرچه را به دستشان می‌رسید، آتش می‌زدند.</p>
<p>وی افزود: آنها در اروپا توانستند در جمع‌آوری کمک‌های مالی اقدام‌های زیادی داشته باشند؛ به‌صورت گدایی افراد خود را در شهر‌های مختلف سر چهارراه‌های شهر‌های مختلف فرانسه و انگلیس می‌گذاشتند تا پول جمع‌آوری کنند و این پول‌ها را در کار‌های مختلف سرمایه‌گذاری می‌کردند.</p>
<p>تاجیک ادامه داد: کاش دادگاه ۱۰-۲۰ سال قبل برگزار می‌شد؛ برخی شهود شهید شدند یا دیگر در دسترس نیستند.</p>
<p>قاضی گفت: از حمله منافقین به بیمارستان اسلام‌آباد و کادر درمانی آن چیزی دیده و یا شنیدید؟</p>
<p>تاجیک گفت: من از برخی دوستان شنیدم؛ از آنجایی که کار‌های جمع‌آوری اطلاعات را انجام می‌دادیم، وارد عملیات نمی‌شدیم، اما از چندین نفر درباره حمله منافقین به بیمارستان اسلام‌آباد برای تصرف آن شنیده‌ام؛ اگر مریض‌ها در برابر بیرون کردن آنها مقاومت می‌کردند، منافقین آنها را به شهادت می‌رساندند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: در نشستی که قبل از عملیات فروغ جاویدان توسط رجوی برگزار می‌شود، او در جمع اعضای گروه بیان می‌کند که ما در این عملیات می‌خواهیم تمام سازمان و ارتش آزادیبخش را به میدان جنگ ببریم؛ این خودش ریسک بالایی دارد، زیرا جنگ ۲ وجه دارد یا شکست و یا پیروزی؛ در صورتی که شکست باشد، موجودیت سازمان به خطر می‌افتد.</p>
<p>وی اضافه کرد: ایشان در ادامه تقسیم کار می‌کند، مثلا به ثریا شهری که اسم مستعار طاهره دارد، می‌گوید: طاهره چه کار‌هایی انجام دادید، اوضاع روبه‌راه است و دیگر فشنگ کم نمی‌آوریم؟ کنسرو آب و میوه داریم؟ این فرد در جواب به رجوی می‌گوید: مهمات کافی است و حتی بیشتر از آنچه را نیاز داشتیم، برداشتیم؛ هزار تفنگ اضافی و تانک‌ها و خودرو‌ها نیز اکثرا رسیده‌اند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح گفت: به محمود عضدانلو که مسئول ترابری وقت سازمان بود، می‌گوید: وضعیت به لحاظ امکانات چطور است؟ کم و کسری در خودرو و تجهیزات داریم؟ او می‌گوید: همه تجهیزات تا فردا ظهر می‌رسد؛ همینطور از دیگر افراد نیز سوال می‌پرسد و ستاد‌های متعددی را مشخص می‌کند؛ ستاد‌های سیاسی و تبلیغات و دفتر فرماندهی و تدارکات که مسئول تدارکات ثریا شهری بوده است و ستاد سیاسی به فرماندهی محمد سیدالمحدثین بوده است.</p>
<p>وکیل شکات ادامه داد: به‌طور مثال باید بگویم کسی که قرار بوده تهران را فتح کند و بعد از آن طبق توهمی که سردسته این گروه داشت، خانه سابق مسعود رجوی را آزاد کرده و محل اقامت وی شود، مهدی ابریشمچی متهم ردیف ۴ پرونده بوده و صادق سادات دربندی مسئول قرارگاه اسرا بوده است؛ مسئول هوانیروز و ارتباط آن با هوانیروز عراق با حسن نظام‌الملکی بوده و مسئول ترابری و تجهیزات زرهی که باید اینها را از رژیم بعث عراق تحویل می‌گرفت و در اختیار نیرو‌ها قرار می‌داد و بعد نیز در حین مسیر اگر نیاز داشتند، آنها را تعمیر می‌کرد.</p>
<p>وی گفت: دفتر ستاد نظامی به مسئولیت سهیلا صادق متهم ردیف ۸۵ پرونده است و مهدی براعی، متهم ردیف ۷ مسئول تسخیر شهر اسلام‌آباد بوده است، فرمانده محوری بوده که جنایت‌ها را در اسلام‌آباد صورت داده است؛ محمود عطایی، متهم ردیف ۲۶ مسئول محور ۵ بوده که معاون مهدی ابریشمچی بوده و قرار بود بعد از قزوین به ترتیب کرج و بعد نیز تهران را فتح کنند؛ اظهاراتم را مستند می‌کنم به مواد ۲۷۹ و ۲۸۶ و ۲۸۷ با توجه به اینکه ارکان مادی و معنوی بزه بغی، محاربه و افساد فی‌الارض نسبت به تک تک سردستگان و کادر مرکزی سازمان که جزء متهمین پرونده هستند، منتسب است و صدق می‌کند از جانب موکلین خودم انتساب ۳ بزه را به همه این اعضا از جانب دادگاه تقاضا دارم و نهایتا اشد مجازات نسبت به اینها اجرا شود.</p>
<p>ایرج صالحی، از اعضای جداشده مجاهدین در ادامه در جایگاه حاضر شد و سوگند یاد کرد که جز حقیقت چیزی نگوید؛ وی پس از ادای سوگند ادامه داد: بعد از انقلاب جذب سازمان مجاهدین خلق شدم و در سال ۱۳۶۴ از کشور خارج و به عراق رفتم؛ در عراق در بخش‌های مختلف این تشکیلات بودم و پس از آن که واقعیت‌های آن را فهمیدم؛ شرایط طوری بود که امکان خروج نبود تا اینکه در سال ۱۳۸۳، بعد از سقوط صدام، همراه با چند صد نفر دیگر توانستیم از این تشکیلات جدا شویم؛ از سال ۱۳۸۴ هم به کشور بازگشتم.</p>
<p>وی ادامه داد: در عملیات فروغ جاویدان، در قسمت پشتیبانی یکی از گردان‌های تیپ احمد شکرانی با نام مستعار فرشید حاضر بودیم؛ بعد از اینکه ایران اعلام کرد قطعنامه را قبول کرده است، سیستم رجوی از هم پاشید؛ به نظر من ایران با این حرکت هم از لحاظ استراتژی و هم از لحاظ سیاسی برتری پیدا کرد؛ رجوی مدعی بود ایران جنگ‌طلب است و ما خواهان صلح، در حالی که ایران دنبال آتش‌بس بود؛ رجوی با صدام همکاری می‌کرد تا جنگ ادامه پیدا کند، زیرا ارتش آزادیبخش تحت نظر او بدون جنگ از بین می‌رفت.</p>
<p>صالحی گفت: رجوی قصد داشت عملیاتی انجام دهد که بدون توجه به کشته شدن اعضا، مانع برقراری صلح شود؛ او گفته بود پیش صدام رفته و پیشنهاد رسمی داده است؛ سازمان ملل و عراق تعطیل بودند و حدود یک هفته فرصت داشتند؛ در این مدت، سلاح و مهمات از عراق وارد قرارگاه اشرف می‌شد، ماشین‌ها و تجهیزات آماده می‌شد و نیرو‌ها آموزش می‌دیدند؛ بسیاری از افراد حتی تجربه نظامی نداشتند و برخی دچار آسیب شده بودند، مانند سوختگی دست‌ها هنگام شلیک.</p>
<p>وی ادامه داد: رجوی چند روز قبل از عملیات، جلسه‌ای برگزار و اعلام کرد قصد دارد به ایران حمله کند و تهران را بگیرد؛ سازماندهی عملیات به این‌گونه بود، محور اول: مسئول کرند و اسلام‌آباد با فرماندهی مهدی براعی، ابراهیم ذاکری، محور دوم و مسئول کرمانشاه بود، محور سوم همدان بود که مهدی افتخاری مسئول آن بود و محور چهارم مسجد قزوین که محمود مهدوی مسئول آن بود.</p>
<p>صالحی در ادامه گفت: در یک نشست، گزارش دادند که تمام هماهنگی‌ها با عراقی‌ها و نیروی هوایی انجام شده و پشتیبانی کامل فراهم است؛ یک خانم شرکت‌کننده تاکید کرد که وضعیت واقعی ایران با تصورات سازمان متفاوت است و مردم مخالف جمهوری اسلامی نیستند.</p>
<p>وی ادامه داد: در نشست مسیر قصر شیرین، اسلام‌آباد و کرمانشاه اعلام شد و روز عملیات همه در پایگاه پشتیبانی مستقر شدند؛ عملیات روز سوم مرداد با فرمان پیشروی و آتش مریم رجوی شروع شد؛ محور‌های اول تا پنجم به ترتیب حرکت کردند؛ سرعت حرکت در ابتدا بسیار زیاد بود و قرار بود توقف نکنند تا شب به سرپل برسند؛ هنگام حرکت از اسلام‌آباد، آتش شدیدی بر مزارع زده شد؛ ستون منافقین را ۲ عامل مقاومت در تنگه چهار زبر و خروج مردم اسلام‌آباد از وحشت حمله و مسدود شدن جاده متوقف کرد؛ این عوامل باعث توقف ستون در آن شب شد و امکان پیشروی از بین رفت؛ فردای آن روز، نزدیک گردنه حسن‌آباد آماده حرکت شدند، اما اوضاع به هم ریخته بود و فرماندهی ضعیف شده بود؛ بعد از چند ساعت گفتند پیاده شوید، سپس برخی دوباره سوار ماشین‌ها شدند و حرکت ادامه یافت؛ در مسیر، نیرو‌های ایران آشکارا حمله کردند و سرعت ستون کاهش یافت؛ بسیاری از خودرو‌ها هدف قرار گرفتند و خمپاره به محل استقرار خورد.</p>
<p>صالحی گفت: روز اول، برخی کشته‌ها به عراق منتقل شدند، اما از روز دوم دیگر حتی کشته‌های خودشان را هم رها کردند، زیرا امکانات کافی نداشتند؛ روز دوم و سوم، با وجود ضربه شدید به ستون و آمار تلفات بالا، دستور عقب‌نشینی تا ۳ روز صادر نشد؛ در روز سوم، عقب‌نشینی انجام شد، اما نیرو‌های سازمان ضربه سنگینی خورده بودند، بسیاری کشته و مجروح شدند و تجهیزات نیز آسیب دید.</p>
<p>وی ادامه داد: تعداد بسیار زیادی از نفرات سازمان و بسیاری از فرماندهان تیپ کشته شدند، وقتی ما به اشرف برگشتیم، دیدیم که تعداد مجروحان آن‌قدر زیاد بود که یکی از آسایشگاه‌ها، با ابعاد حدود ۳۰ در ۱۰ متر، به آنها اختصاص داده شده بود؛ ضربه عملیات بسیار سنگین بود و بسیاری از کسانی که از خارج آمده بودند، هنوز برای ما ناشناس بودند؛ به همین دلیل اسامی‌شان اعلام نشد؛ خود سازمان اعلام کرد که حدود هزار و ۲۰۰ تا هزار و ۳۰۰ نفر کشته شده‌اند، اما به نظر من تعداد واقعی بیشتر بوده و بیش از ۹۰ درصد شرکت‌کنندگان کشته یا مجروح شده بودند؛ در نشست جمع‌بندی چند هفته بعد، مشخص شد که آسیب‌پذیری ستون‌ها بسیار بالا بود؛ مسیر‌ها به شکل مناسب طراحی نشده بود و هیچ مسیر جایگزین برای عقب‌نشینی وجود نداشت.</p>
<p>صالحی در پاسخ به این سوال قاضی که آیا با مردم عادی و غیرنظامیان هم برخورد داشتید یا خیر، گفت: با ستونی از مردم مواجه شدیم با توجه به اینکه مسلح بودیم واکنشی نمی‌توانستند داشته باشند؛ رجوی بعدا در یکی از نشست‌ها گفت: آنجا باید با تانک از روی خودرو‌ها رد می‌شدید تا آنها حساب کار دستشان بیاید؛ او مسئولیت شکست را به عهده اعضا گذاشتند و به آنها گفته شد که اگر زن و شوهر بودند، طلاق بگیرند؛ آنجا بحث انقلاب طلاق و ایدئولوژیک آغاز شد، مرحله بعد کودکان نیز از والدین جدا شدند؛ این سیاست برای بهره‌برداری از کودکان ادامه یافت و بسیاری از آنها سال‌ها به خانواده‌های خود بازگردانده نشدند، مگر چند نفر که فریب داده شدند و به‌عنوان کودک‌سرباز دوباره مورد استفاده قرار گرفتند.</p>
<p>ایرج صالحی یکی از اعضای جداشده منافقین، گفت: تمام طراحی عملیات مرصاد توسط مسعود رجوی انجام شد؛ فرمان آتش و پیشروی آن از سوی مریم رجوی داده شده بود؛ تمام هدفش این بود که آتش‌بس و صلحی صورت نگیرد، چراکه خودش زاییده جنگ این بود و شعارش هم این بود که جمهوری اسلامی جنگ‌طلب است؛ با این حرف‌ها و اقدام‌های به موجود مرده درحال از بین رفتن تبدیل شدند که بعد‌ها از عراق نیز به آلبانی بیرون رانده شدند.</p>
<p>حمیدرضا محمدی، وکیل برخی متهمین در جایگاه قرار گرفت و گفت: ایشان گفتند جلسه‌ای با حضور مسعود رجوی و فرماندهان بوده که او دستوراتی را به آنها داده است؛ می‌خواهم بپرسم ایشان خود در این جلسه بودند؟</p>
<p>ایرج صالحی: بله در جلسه حاضر بودم؛ این جلسه توجیه عمومی بود؛ حتی افراد بیمار و مریض را نیز با تخت به جلسه آورده بودند.</p>
<p>محمدی گفت: ایشان با سمت پشتیبانی دقیقا چه اقدام‌هایی می‌کرده است؟</p>
<p>ایرج صالحی گفت: ماشین‌های حامل مهمات و غذا‌های جیره‌بندی را می‌رساندیم؛ تسلیحات مهمات و غذا برای نیرو‌ها می‌فرستادیم.</p>
<p>قاضی در ادامه در مورد عدالت شهود گفت: با توجه به اینکه امروزه در بسیاری از نظام‌های قضایی، اساسا سیستم حفاظت از شهود تعریف شده است و برای اعضای جداشده یا اعضای حاضر و همکاری با سیستم‌های پلیسی و قضایی و امنیتی درباره افشای اطلاعات و اسرار مرتبط با گروه‌های مجرمانه یا تحت تعقیب یا متهمین تحت تعقیب انجام می‌دهند، در نظام‌های قضایی این شهادت یک شهادت کاملا پذیرفته شده است؛ آنچه درباره نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر فقه اسلام و فقه امامیه استوار شده و عدالت شرط آن است، نکته‌ای که باید به آن تاکید شود این است: این اعضای جداشده آیا عدالتشان پذیرفته است یا نه و آیا ارتکاب جرایم قضایی و بعد توبه آنها مخل عدالت است یا نه؟</p>
<p>وی ادامه داد: علامه حلی و شیخ انصاری و فقهای بسیاری بیان می‌کنند که توبه باعث بازگشت عدالت می‌شود؛ یعنی شهادت صحیح نیست، مگر از شخص عادل و عدالت با بازگشت از فسق با توبه باز می‌گردد؛ منابع اهل تسنن نیز همین را گفته‌اند؛ در روایت هم داریم کسی که توبه کند، مانند کسی است که گناه نکرده است و عدالت او باز می‌گردد؛ بله، شبیه کسی که گناه نکرده است؛ پس نکته‌ای که وجود دارد این است که عدالت پس از توبه باز می‌گردد؛ هم منابع شیعه و هم منابع اهل تسنن و هم خود قرآن، آیات متعدد داریم آیه ۳۰ سوره هود می‌گوید توبه موجب تبدیل گناهان به حسنات می‌شود و زمینه بازگشت عدالت را فراهم می‌کند؛ ارزش شهادت واقعی پس از توبه موجب اعتبار کامل شهادت است.</p>
<p>قاضی گفت: در اهل تسنن نیز شهادت شخص تائب از گناهی که موجب فسق شده، با توجه به احراز توبه توسط قاضی یا مرجع ذی‌صلاح پذیرفته است؛ اینهایی که امروز در دادگاه شهادت می‌دهند، احراز توبه‌شان توسط مقام قضایی انجام می‌شود؛ پس باید از آن گناه، از آن جرم یا فسق توبه شود؛ توبه هم به این معناست که ظاهرش به نحوی باشد که بازگشت به آن عمل از او رخ ندهد؛ این معنای متعلق عدالت در رفتار خارجی شخص است؛ در ذهن برخی این بوده است که، چون در مجازات حدی توبه با تشریفاتی موجب سقوط حد است، در شهادت هم باید پرونده تشکیل شود، کیفرخواست صادر شود، حکم صادر شود و احراز عدالت شود؛ در حالی که برای شهادت چنین تشریفاتی لازم نیست.</p>
<p>قاضی گفت: قاضی در پذیرش توبه اختیارات زیادی دارد؛ آیه ۳۳ و ۳۴ سوره مائده به احراز توبه و پذیرش آن اشاره دارد و به صراحت در مورد آن بحث شده است؛ در سوره نسا نیز به این موضوع اشاره شده است.</p>
<p>وی گفت: دادگاه در پذیرش صحبت‌های شاهدان دادگاه به مدت جدایی آنها از سازمان هم توجه کرده است؛ در نظام قضایی کشور‌های دیگر نیز این موضوع وجود دارد که بررسی شده است؛ در نظام قضایی انگلیس به‌صراحت در مورد شهادت فردی که سابقا عضو گروه‌های مافیایی بوده و حاضر به همکاری شده، صحبت شده است و در نظام‌های قضایی اظهارات اعضای جداشده بسیار مهم است و از آنها حمایت می‌کنند؛ در آمریکا حفاظت از شهود را برای استماع شهادت آنها در نظر می‌گیرند.</p>
<p>قاضی دهقانی در ادامه از وکیل شکات خواست تا در جایگاه قرار بگیرد.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح در جایگاه قرار گرفت و گفت: شهود در جایگاه قرار می‌گیرند تا نسبت به مشاهدات عینی خود مطالبی را بیان کند.</p>
<p>در ادامه محمدی، وکیل متهمان گفت: وکیل شکات در این جلسه و جلسه قبل به بنده تذکر داده که چرا از شهود سوال می‌پرسم.</p>
<p>قاضی بیان کرد: اگر شهادت یک شاهد با شاهد دیگر تناقض داشته باشد به معنای کذب بودن شهادت نیست؛ هر شاهد مشاهداتی را که داشته است، بیان می‌کند.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین مداح در ادامه گفت: طبق گفته شاهدان مسعود رجوی به‌عنوان سردسته منافقین خودش دستور حمله را به نیرو‌ها می‌دهد، خودش مسلح بوده و در عملیات شخصا شرکت کرده است؛ نسبت به جرم بغی و افساد فی‌الارض می‌توانیم بگویم مسعود رجوی مباشرت داشته است؛ مسعود رجوی کار‌ها را به افراد مختلف سپرده است که همه از متهمان هستند و مشمول همه افراد می‌شود.</p>
<p>وکیل شکات ادامه داد: حدود ۱۵۰ تیپ در عملیات تعریف می‌کند؛ هر تیپ حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر هستند؛ منافقین حدود ۴ تا ۵ هزار نفر را از کشور‌های مختلف جمع می‌کنند و اقدام تروریستی انجام می‌دهند؛ مسعود رجوی در جلسه‌ای گفته است اگر صلح اتفاق بیفتد و ما عملیات انجام ندهیم، کار سازمان تمام می‌شود.</p>
<p>در ادامه تنهایی، وکیل تسخیری متهمان گفت: وکیل شکات در جلسه گفت که تقسیم کار از سوی متهم ردیف دوم پرونده انجام شده است؛ مستندات این صحبت‌ها کجاست؟</p>
<p>وکیل شکات پاسخ داد: این موضوع را از کتابی که به‌عنوان سند به دادگاه ارائه شده است، مطرح کردم.</p>
<p>در ادامه خانواده ۶ نفر از شکات از استان کرمانشاه به‌صورت ویدیوکنفرانس شکایت خود را مطرح کردند.</p>
<p>پروین سلیحی، کارشناس مسائل زنان و خانواده و همسر شهید لبافی‌نژاد گفت: سازمان مجاهدین با سابقه طولانی در مبارزه سیاسی همواره به ارتکاب جدی جرایم در زمینه نقض سیستماتیک حقوق بشر به‌ویژه حقوق زنان رو‌به‌رو بوده است.</p>
<p>وی افزود: متاسفانه امروزه سازمان‌های بین‌المللی نیز امروزه بی‌اهمیتی و بی‌ثمر بودن خود را به اشکال مختلف نشان دادند.</p>
<p>سلیحی گفت: یکی از بحث‌برانگیزترین رفتار‌های این فرقه رفتار آنان با اعضای زن خود است که با گزارش‌های فراوان بیدارشدگان و نهاد‌های حقوق بشری همراه بوده است؛ این گزارش‌‎ها حاکی از یک سیستم تمامیت‌خواه و فرقه‌گونه است که در آن تمام آزادی‌های فردی قربانی ایدئولوژی سازمان می‌شود.</p>
<p>کارشناس مسائل زنان و خانواده گفت: نقص عضو عمدی و نابودی حق باروری زنان، بر پایه مجموعه‌ای از شهادت‌های مستقیم که از سوی شماری از بازماندگان ارائه شده است، یکی از جدی‌ترین و نقض‌آمیزترین اشکال کنترل بر تمامیت جسمانی و حیات شخصی زنان در این تشکیلات بوده است؛ تحمیل‌سازی‌ها بر اساس شهادت‌های اعضای سابق و گزارش‌های حقوق بشری، نشان می‌دهد که رحم برخی از زنان عضو بدون رضایت یا اطلاع آنها خارج شده است؛ اقدامی که در چارچوب ساختار تشکیلاتی منافقین صورت گرفته و نمونه آشکار از سلب اختیارات کامل، نقض کرامت انسانی و بهره‌برداری سیستماتیک از زنان است.</p>
<p>وی ادامه داد: سازمان منافقین با بهره‌گیری از شیوه‌های پیچیده، یک سیستم کنترل ایدئولوژیک ایجاد کرده که هدف آن شکل‌دهی به وابستگی ایدئولوژیک عمیق و کنترل‌شده در میان اعضاست؛ این روش‌ها مطابق با اظهارات ثبت‌شده و در قالب سازوکاری سازمان‌یافته اعمال می‌شده است؛ براساس گزارش‌ها و شهادت‌های ارائه‌شده توسط افراد جداشده، زنان حاضر در اردوگاه‌های متعلق به تشکیلات، ازجمله اردوگاه‌های اشرف و لیبرتی، ملزم به انجام کار‌های طاقت‌فرسا و شدیدا سخت‌گیرانه بوده‌اند، بدون آن که هیچ دستمزدی یا جبران خسارتی دریافت کنند؛ شرایط ثبت‌شده نشان می‌دهد که زنان از حداقل امکانات رفاهی و بهداشتی محروم و محیط زندگی آنان فاقد استاندارد‌های اولیه بهداشتی و ایمنی بوده است.</p>
<p>سلیحی گفت: افرادی که قصد ترک سازمان را داشتند یا از قوانین داخلی تخطی می‌کردند، با مجازات‌های شدید و سیستماتیک مواجه می‌شدند؛ این مجازات‌ها شامل بازداشت در زندان‌های درون‌سازمانی، اعمال شکنجه و تحمیل فشار‌های روانی مداوم بوده است؛ زنان در این سازمان تحت سیستم کنترل و نظارت همه‌جانبه‌ای زندگی می‌کردند؛ سیستمی که تقریبا تمامی جنبه‌های زندگی شخصی و اجتماعی آنها را تحت سلطه خود قرار می‌داد؛ این کنترل‌ها شامل کنترل ارتباطات، نظارت دائمی توسط ماموران امنیت داخلی، محرومیت از حق مالکیت شخصی، محدودیت شدید در آزادی رفت‌وآمد و … بود.</p>
<p>وی گفت: این اقدام‌ها فراتر از محدودسازی آزادی‌های فردی بوده و از مکانیزم‌های فیزیکی و روانی مستقیم برای شکستن هویت و اراده زنان استفاده می‌کردند؛ اقدام‌ها شامل کار اجباری، بیکاری، اعمال تبعیض با هدف تحقیر، تخریب عزت نفس و قطع هرگونه امید زنان به زندگی عادی خارج از سازمان طراحی شده بود؛ چنین رفتار‌هایی نه تنها نقض آشکار حقوق بشر و کرامت انسانی است، بلکه سلب اختیار و کنترل کامل بر زنان در یک ساختار فرقه‌ای محسوب می‌شود؛ تمرینات طاقت‌فرسا و اجبار سازمان‌یافته نمونه‌ای از بیگاری و نقض حقوق زنان بوده است.</p>
<p>سلیحی ادامه داد: زنان عضو براساس شهادت‌ها مجبور به پوشیدن یونیفرم صرفا در ۲ رنگ مشخص بودند و استفاده از هرگونه لوازم آرایشی، کرم ضدآفتاب و… ممنوع بود، در حالی که مریم رجوی و حلقه نزدیکانش با پوشش‌های گران‌قیمت و آرایش‌های آنچنانی ظاهر می‌شدند؛ این سیاست‌ها و اقدامات به‌وضوح با حقوق بین‌المللی در تضادند، ازجمله با مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان؛ اگرچه ما این کنوانسیون را به دلیل برخی مواد مغایر با احکام اسلامی و مبانی فرهنگی خود نمی‌پذیریم، اما رفتار‌های این سازمان تماما مغایر با همین معیار‌های بین‌المللی نیز است.</p>
<p>طاهری، نماینده انجمن بین‌المللی حمایت از خانواده‌های قربانیان تروریسم در ادامه گفت: بعد از دفاع مقدس، یعنی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴، هنوز اینها در مقابل ملت ایران قرار دارند و کماکان به جاسوسی و ترور علیه منافع و استقلال کشور مشغولند؛ همکاری آشکار و پنهان آنها با آمریکا و اسرائیل گرفته تا عربستان برای براندازی نظام مشهود است؛ آنها نقش مهمی در تحریم‌ها علیه ملت ایران داشتند، به‌ویژه تحریم‌های دارویی که آمار آنان در وزارت بهداشت موجود است؛ همچنین نقش آنها در رایزنی با مسئولان کشور‌ها جهت حمله به ایران و نیز نقش آنها در اغتشاشات داخلی، تفرقه قومی و مذهبی در خارج از کشور، حمله به سفارتخانه‌ها و شرکت‌های هواپیمایی و نمایندگی‌های هواپیمایی در کشور‌های مختلف قابل توجه است.</p>
<p>طاهری افزود: امیدوارم این دادگاه مقدمه‌ای برای درخواست شکایت در دادگاه‌های بین‌المللی باشد؛ از آنجایی که سازمان مردم‌نهاد «انجمن بین‌المللی حمایت از خانواده‌های قربانیان تروریست» وظیفه خود می‌داند که نه‌تنها در دفاع از شهروندان و امنیت شهروندان و ملت بزرگ ایران فعال باشد، بلکه با جهاد تبیین برای روشنگری ملت‌های جهان هم تلاش کند، چنانچه در جریان‌های اخیر غزه ملت‌های جهان نشان دادند که هنوز قدرت‌های پاک و بیدار در جهان هستند که از مظلومان جهان برابر ظالمان ایستادگی کنند.</p>
<p>وی خطاب به ملت‌های جهان گفت: آیا شما می‌دانید مسئولان کشور شما، به‌ویژه انگلیس، آلمان و فرانسه، با پول‌هایی که شما برای مالیات می‌پردازید جهت حمایت از تروریست‌های جنایت‌کار در کشور خودتان استفاده می‌کنند؟ در کجای دنیا جاسوس و خائن به کشور، در زمان جنگ، مدال افتخار و قهرمانی می‌دهند؟ آیا اگر نظام جمهوری اسلامی به جاسوس کشور شما که علیه شما و منافع کشور شما اقدام کرده بود مدال افتخار می‌داد، شما سکوت می‌کردید؟ من از طرف ملت حکیم و صبور ایران از شما درخواست می‌کنم از مسئولان خود مطالبه فرمایید که به چه دلیل این جنایت‌کاران و قاتلین زنان و کودکان را به کشور شما راه دادند؟ آیا حضور آنها موجب ناامنی در کشور خود شما نمی‌شود؟ تقاضای اشد مجازات این افراد تروریست و حمایت‌های کشور‌های حامی آنها را از دادگاه دارم.</p>
<p>نماینده انجمن بین‌المللی حمایت از خانواده‌های قربانی تروریسم گفت: در راستای اجرای مفاد مندرج در ماده ۶۶ آیین دادرسی کیفری در زمینه حمایت از حقوق شهروندی، زنان و کودکان قربانی اقدام‌های تروریستی علیه گروهک تروریستی مجاهدین خلق، منافقین اعلام جرم می‌کنم.</p>
<p>وی افزود: گروهک تروریستی منافقین از تابستان ۱۳۶۰ با اعلام علنی ورود به اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی داشته و با انجام اقدام‌های تروریستی علیه شهروندان عادی، زنان و کودکان و بمب‌گذاری در مکان‌های عمومی ایستگاه‌های اتوبوس و قطار و ربودن هواپیما آدم‌ربایی و اسیدپاشی باعث رعب و وحشت در بین هموطنان شدند.</p>
<p>طاهری اظهار کرد: جنایت‌های گروهک تروریستی منافقین به چند دسته قابل تقسیم است؛ یکی از این جنایت‌های ضد بشری هستند؛ بعد از انقلاب ترور کودکان و زنان و افراد عادی و مسئولان کشوری را شامل شده و همه این اتفاق‌ها موجب رعب و وحشت شهروندان شده است.</p>
<p>قاضی در ادامه گفت: با توجه به شکایات و اعلام جرم برخی خانواده‌های شاکی و ۲ سازمان مردم‌نهاد، دادگاه اعلام می‌کند که طبق مکاتبات با دادستان کل کشور و دفتر حقوق بین‌الملل قوه قضاییه، این سازمان‌ها براساس قوانین کشور‌های آلبانی، فرانسه و انگلستان و با استناد به معاهدات داخلی و بین‌المللی، پیگیری خواهند کرد که چرا پس از تشکیل دادگاه رسیدگی به اتهام‌های تروریستی، این کشور‌ها مکلف به استرداد متهمان یا لغو پناهندگی آنها بوده است، اما به آن عمل نکرده‌اند.</p>
<p>وی گفت: نکته مهم از نظر دادگاه این است که زنان پس از کودکان آسیب‌پذیرترین گروه در مواقع بروز خشونت‌ها و اقدام‌های تروریستی هستند؛ اتهام‌های این پرونده، به‌ویژه علیه زنان و کودکان، از جدی‌ترین موارد تهدید امنیتی در کشور ما محسوب می‌شود؛ به‌عنوان رئیس دادگاه خطاب به دولت آلبانی، با توجه به لوایح رسیده از سازمان‌های مردم‌نهاد و شکات، اعلام می‌کند که نحوه تعیین وضعیت پناهندگی متهمین در این کشور حتی از سوی حقوقدانان آلبانی مورد اعتراض قرار گرفته است؛ در آثار حقوقی این کشور، ازجمله کتاب تعیین وضعیت پناهجویی و اعطای پناهندگی (۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱)، اعطای پناهندگی به متهمان خلاف قوانین داخلی آلبانی دانسته شده است؛ پس از نامزدی آلبانی برای ورود به اتحادیه اروپا (ژوئن ۲۰۱۴)، قوانین پناهندگی این کشور اصلاح و قوانین ۲۰۱۴ جایگزین قوانین ۱۹۹۸ شده‌اند.</p>
<p>قاضی افزود: مطابق مواد ۴ و ۵ قانون پناهندگی آلبانی و به استناد ماده ۵ قانون اساسی این کشور که اعلام می‌کند قوانین بین‌المللی را رعایت و اجرای قوانین بین‌المللی را الزامی می‌داند و آلبانی باید متهمان را طبق معاهدات اروپایی و پس از تشکیل دادگاه، به کشور رسیدگی‌کننده مسترد کند؛ همچنین طبق ماده ۲۳۰ و ۲۳۱ قانون کیفری آلبانی، هرگونه تسهیل برای متهمان تروریستی ممنوع است؛ طبق توافق سال ۲۰۱۳ میان هیلاری کلینتون و نخست‌وزیر وقت آلبانی، ۲۰۰ نفر از اعضای گروه از کمپ لیبرتی به آلبانی منتقل شدند، اما انتقاد‌های حقوقدانان آلبانی نسبت به توافقنامه ثبات و همکاری با اتحادیه اروپا (ژوئن ۲۰۱۶) تاکید می‌کند که این کشور باید از اعطای پناهندگی به افراد متهم به بمب‌گذاری، هواپیماربایی و شکنجه خودداری کند؛ براساس اعلام جرم سازمان‌های مردم‌نهاد و ماده ۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری جمهوری اسلامی ایران، دادگاه پیگیری استرداد متهمان را برای رسیدگی حضوری، عادلانه با حضور وکلا به صورت علنی ادامه خواهد داد.</p>
<p>وی در نهایت گفت: توصیه رئیس دادگاه به مسئولان آلبانی این است که طبق مصوبات اتحادیه اروپا، هیچ کشور عضو حق ندارد به متهمان اقدام‌های تروریستی پناهندگی اعطا کند و پس از تشکیل دادگاه، ملزم است آنها را مسترد کند.</p>
<p>در ادامه فریده احمدیان، عضو کانون تکریم حقوق زن و خانواده در جایگاه قرار گرفت و گفت: به منظور حقوق شهروندی زنان و کودکان قربانی اقدام‌های تروریستی گروهک منافقین درخواست اعلام جرم علیه این گروهک را دارم؛ نوع و شیوه اقدام‌های تروریستی گروهک منافقین، سوزاندن و یا خفه کردن کودکان و ربایش آنها اگر وحشیانه‌تر از اقدام‌های گروه داعش نباشد، کمتر نیست؛ این گروهک زنان و کودکان زیادی را بی‌سرپرست کرده و امنیت اجتماعی آنها را به خطر انداخته است.</p>
<p>احمدیان بیان کرد: کانون تکریم حقوق زن و خانواده به‌عنوان یک سازمان مردم‌نهاد، خواستار اشد مجازات برای متهمان پرونده است.</p>
<p>حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحسن قائمی، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی در جایگاه قرار گرفت و گفت: خانواده یک بنیاد اساسی است و اولین حقی که توسط گروهک منافقین نقض شده، جدا کردن کودکان از مادران است؛ در اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب سال ۱۹۴۸ ماده ۱۶ بند ۳ خانواده یک واحد بنیادی جامعه معرفی می‌شود که باید از آن حمایت کرد؛ هیچ نهاد و قدرتی حق ندارند پیوند مادر و کودک را قطع کند.</p>
<p>وی افزود: همچنین در اعلامیه حقوق کودک مصوب سال ۱۹۵۹ گفته شده است که کودک برای رشد نیاز به عشق و محبت دارد و باید در کنار والدین خود زندگی کند.</p>
<p>پرویز حیدرزاده یکی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق در جایگاه حاضر شد.</p>
<p>وی افزود: سرباز بودم که منافقین به ما حمله کردند و، چون فارسی صحبت می‌کردند غافل‌گیر شدیم و نمی‌دانستیم دشمن به ما حمله کرده یا نیرو‌های خودی هستند. یک نارنجک پرتاب کردند که یکی دیگر از سربازان به نام احمدی مجروح شد و منافقین من را اسیر کردند و دوستم را که مجروح شده بود، تیر خلاص زدند. ما را فریب دادند که عضو آنها شویم.</p>
<p>وی گفت: در عملیات مرصاد تا اسلام آباد آمدیم. در اسلام آباد یک ماشین در حال تردد بود که آن را متوقف کردیم و اعضای گروهک از او کارت شناسایی خواستند و، چون کارت پایان خدمت ارائه کرد که سرباز ارتش بود این فرد را با خودشان بردند و سرنوشت این فرد مشخص نشد.</p>
<p>حیدرزاده گفت: مسعود رجوی علت شکست را گردن نیرو‌ها انداخت. خیلی از افرادی که در عملیات مرصاد حضور داشتند، حتی لباس نظامی نداشتند.</p>
<p>وی افزود: زمانی که عضو سازمان بودم هیچ چیزی جز دروغ نشنیدم و همین موضوع باعث شد تصمیم بگیرم از سازمان جدا شوم. ۳۰ سال عضو سازمان بودم. بعد از عملیات مرصاد سازمان تبلیغات گسترده‌ای می‌کرد که در ایران روزانه افراد زیادی کشته می‌شوند و می‌گفتند تمام اعضای خانواده ما در ایران اطلاعاتی هستند.</p>
<p>قاضی پرسید: آیا قبلا زمینه آشنایی با سازمان را داشتید؟</p>
<p>حیدرزاده گفت: خیر. به ما وعده آزادی دادند و فریب خوردیم. ما بین مرگ و زندگی گیر کرده بودیم. برخی از اعضا که بچه همان منطقه بودند و به منطقه آشنا بودند زمانی که به اسلام آباد رسیدیم، فرار کردند. زمانی که از سازمان جدا شدم، خودم را به سفارت ایران در آلبانی معرفی کردم و با من رفتار خوبی داشتند. دی سال ۱۴۰۰ به کشور بازگشتم.</p>
<p>قاضی در پایان ختم جلسه را اعلام کرد و گفت: جلسه بعدی ۱۱ آذر ماه برگزار می‌شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67252">گزارش ۴۴ و ۴۵ مین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سرکردگان گروه تروریستی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67252/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود رجوی با تروریست‌های شکست‌خورده در عملیات فروغ جاویدان چه برخوردی کرد؟!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67135</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67135#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 09 Nov 2025 08:14:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67135</guid>

					<description><![CDATA[<p>در چهل و دومین جلسه دادگاه محاکمه سران مجاهدین سرهنگ اسماعیلی شاهد عملیات مرصاد با گله از رئیس دادگاه گفت: چرا این دادگاه بعد از 37 سال برگزار می شود. این 37 سال هیچوقت داغش در دل ما پاک نشد و همه این سالها ما همیشه منتظر بودیم که به خیانتها و جنایتهایی که به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67135">مسعود رجوی با تروریست‌های شکست‌خورده در عملیات فروغ جاویدان چه برخوردی کرد؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در چهل و دومین جلسه دادگاه محاکمه سران مجاهدین سرهنگ اسماعیلی شاهد عملیات مرصاد با گله از رئیس دادگاه گفت: چرا این دادگاه بعد از 37 سال برگزار می شود. این 37 سال هیچوقت داغش در دل ما پاک نشد و همه این سالها ما همیشه منتظر بودیم که به خیانتها و جنایتهایی که به این مملکت شد رسیدگی شود .</p>
<p>همچنین هادی شعبانی از جدا شده های سازمان مجاهدین خلق در رابطه با یرخورد مجاهدین خلق پس از عملیات فروغ جاویدان گفت: رجوی به ما میگفت که شما مقصر عملیات هستید و در نشست تنگه و توحید 5 روزه هم می گفت که شما به فکر زن و بچه بودید. و شما صد در صد برای رهبری نبودید .و خودش را مبرا از هر گناهی میدید.</p>
<p>حجه الاسلام صداقت کارشناس مسائل اعتقادی گفت: بعد از عملیات فروغ جاویدان مسعود رجوی  میگه اشتباهی که رخ داده توسط شماهاست چون شما به فکر زن و بچتون بودید، به فکر مسائل جنسی بودید .در عملیات فروغ جاویدان به همین دلیل شکست خوردید و بعد می آید و دستور طلاقهای اجباری رو میده و بعد از این طلاقها همه زنها رو به نکاح خودش در می آورد که این از عجائب روزگار است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67135">مسعود رجوی با تروریست‌های شکست‌خورده در عملیات فروغ جاویدان چه برخوردی کرد؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67135/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
