ادبیات و فرهنگ سیاسی مجاهدین خلق

ادبیات و فرهنگ سیاسی مجاهدین خلق
کانون آوا، چهارم سپتامبر 2006
بنا بر نظر کارشناسان سیاسی و اجتماعی معیار و محک اعتقاد یک فرد به آزادی نوع برخوردش با عقاید دیگران است. در ادبیات سیاسی ایران، سازمان مجاهدین مبتکر سبک جدیدی است که در تاریخ نیروهای سیاسی تاکنون سابقه نداشته است.
این ادبیات زمانی بیشتر بارز میگردد که آنان در پهنه سیاسی با مخالفین و منتقدین خود روبرو میشوند. برخورد مجاهدین در این رابطه سرشار از مولفه ها و واژه هایی است که بیشتر نفی دیگران و اثبات تمام و کمال خود اصرار دارند.
ما جداشدگان از این جریان از جمله نیروهای مخالف و منتقد سازمان مجاهدین هستیم. جای خوشبختی است که سازمان مجاهدین امروزه علی رغم توصیه رهبر آن ، مسعود رجوی که در یک نشست عمومی برای همه جداشدگان حکم اعدام صادر کرده بود ، به جای اعدام فعلا به فحش و ناسزا بسنده کرده است که به نظر ما این امر برای سازمان مجاهدین یک گام به جلو محسوب میشود.
کانون آوا تصمیم دارد در راستای افشای بیشترفرهنگ سازمان مجاهدین ، مقالات اعضا وبخصوص مسئولین فعلی آن مانند محمد علی جابر زاده ، سید محمد سید المحدثین ، محسن رضایی بفرو، نادر ثانی و…. که با اسامی جعلی مانند ( ا.ج… آ. سلیمی…) علیه منتقدین و جدا شدگان انتشار می یابد را عینا درسایت خود درج نماید و قضاوت این امر به عهده خوانندگان میگذارد.
باید بپذیریم که به قول یکی از مشاهیرحقیقت آیینه شکسته ای است که هر تکه آن در دست کسی است این گونه اندیشیدن و نگرش به مسایل عملا در انسان ظرفیتی را پدید می اورد که بتوان نظرات مخالف را شنیده و کمی ها و نقصان اندیشه خود را به فراموشی نسپارد و این توان را در خود بوجود آورد تا با شنیدن نظرات و عقاید دیگران راه خود را برای شناخت پدیده های به غایت پیچیده جهان سیاست بگشاید.
لازم به یادآوری است اگر سازمان مجاهدین از اینگونه و نامه ها در آرشیوخود دارد بسیار بجاست که یک نسخه از آن را برای ما ارسال نماید تا این مجموعه بشکل کامل تری برای قضاوت عموم در دسترس همگان قرار گیرد.
*******
نمونه هایی از ادبیات سیاسی مجاهدین
نگارش 13-6-1385
ما و روشنفکران سفسطه باز دولتي – از: ميترا محمودي
خانم ميلاني؛ هنرمندان دولتي براي احساس شان فيلم نمي سازند، اين کار فقط و فقط از هنرمندان مردمي وآزاد جامعه برميآيد که نه نامي از آنها در فستيوالها هست نه جزو دعوتي هاي آقاي خامنه اي هستند. امثال شما هنرمنداني که شش دانگ در خدمت رژيم هستيد بسيارند، هنرمندان دولتي هرگز در دل مردم جاي نمي گيرند. شايد مهمترين عامل دعوت پابوسان ولايت فقيه به عنوان هنرمند به خارج کشور نداشتن شناخت تدارک بينندگان از ترفندهاي رژيم است ،آيا مي دانيد شکل گيري حکومتهاي خودکامه بدون حضور روشنفکران کوته بين و نادان ممکن نيست؟ اين روشنفکران در عمل به رژيمي خدمت مي کنند که مدعي مبارزه با آن هستند(3
متن کامل
http://www.iran-efshagar.com/common/details.aspx?id=3710
نگارش : 15.02.06
رژه ارتش آزاديبخش و وحشت آخوندها؟! از: آ.ج
ما گفتيم سوراخ موش درد شما را حل نخواهد کرد، آنهم از روي کمک و نجات خودتان از غرق شدن هر چه بيشتر در منجلاب خيانت و مزدوري براي رژيم ضد ايراني و ضد اسلامي آخوند ها مي باشد که دنيا يکپارچه آنرا در آخرين نمايش دجاليت و خونريزي و خشونت محکوم نموده است. از قديم و نديم گفته اند ياسين به گوش خر خواندن است ولي من شما را بلانسبت خر نمي دانم بلکه مزدور آخوندها مي دانم چون هر جا رژيم شکست خورده غم و اندوه در تمام نوشته هاي شما و عزاداري در سايتهايتان بيشتر مي شود و جيغهاي رنگي مي کشيد و هذيان مي گوئيد!
متن کامل
http://www.iran-efshagar.com/common/details.aspx?id=218
نگارش : مرداد1385
افلاس اطلاعات آخوندي و عَلَم كردن”جوخه هاي ترور مجاهدين”! در اروپا – از : احمد فروغی
براي آسودگي خاطر اين وحوش تأكيد ميكنم, آنكه”امام دجالان” و عصاره تمامي خونخواران, مرتجعين و رذالت پيشه گان تاريخ ايران بود, از منتسب كردن مجاهدين به بيگانگان, از شوروي, آمريكا, اسرائيل و عراق و يك دوجين كشورهاي ديگر طرفي نبست و چيزي جز لقب”منفور ترين چهره” جهان را با خود به گور نبرد, تا چه رسد به سفلگان بي مقدار و”كاسه ليسي” كه در منتهاي خودفروشي و عرضه خود به رژيمهاي ستمگر تاريخ ايران, دستمالهاي مصرف شده اي, بيشتر از امثال احسان نراقي كارگزار ساواك شاه و مستخدم دستگاه شكنجه آخوندي, نخواهند بود.
در دوران حاكميت سياهترين ديكتاتوري تاريخ اين ميهن, يعني نظام ولايت فقيه, مقاومت درخشان ايران به نور افشاني پرصلابت خود در مسير آزادي ملت ايران ادامه خواهد داد و هر مانعي را از سر راه برميدارد, حال بگذار وقتي مه نور ميافشاند,”سگان” تا دلشان ميخواهد”عوعوكنند”….
متن کامل
http://www.iran-efshagar.com/common/details.aspx?id=3458
نگارش : مرداد1385
5ميليون و200 هزار سيلي بر بناگوش آخوندها و دم و دنبالچه هايشان… از : بيژن قهرماني
واقعا بايستي به اين خائنين و عوامل رژيم پليد آخوندي گفت: بسوزيد و بيشتر بسوزيد كه دوران دجاليت و عوامفريبي به سر آمده است. بي شك, ايام پاسخگويي به تمام رذالتها وجنايتها و همدستي با دشمن ترين دشمنان مردم ايران در سياهترين دوران تاريخشان فرا خواهد رسيد. جنايات آخوندها و انبوه شکنجه و قتل و غارت و سنگسار و…که توسط همين رژيم انجام شده است به محاكمه كشيده خواهد شد. انگلهايي كه به پر و پاي رشيدترين, فداكارترين و پاكبازترين فرزندان اين خلق که با همه چيزشان کمر به سرنگوني اين رژيم بسته اند, پيچيده اند, در آن زمان روزگار بسيار بدي خواهند داشت. واقعيت اين است كه دوران اينگونه پشتک و وارونه زدنها در آستان خميني و خميني صفتان به سرآمده و درد بي درمان سرنگوني رژيم را دوا نخواهد کرد, روز حسابرسي نزديك است
متن کامل
http://www.iran-efshagar.com/common/details.aspx?id=3502
نگارش : خرداد1385
قتل هاي مشكوك در داخل و مرده خواري در خارج – از : محمد داودي
بنابرگفته اي تاريخي”دشمنان آزادي (بخوانيد دشمنان مردم و مقاومت خونبارشان) از ميان حُمَقا آفريده شده اند” حالا در اين ميان نيز تعدادي پيدا ميشوند كه از هزاران كيلومتر دورتر بوي كباب جمهوري ذلت به مشامشان ميرسد و با بهانة عشق به كباب خر داغ شده, دركسوت دشمنان مردم درآمده و خود را به آغوش اسلام عزيز يعني”پدرمعنوي” معتادين به خيانت و مزدوران ول ميكنند تا درآن غنوده و به آلاف و الوفي برسند و از خوان يغمائي كه ديوجماران بنيان گذارد بي نصيب نمانند.
متن کامل
http://www.iran-efshagar.com/common/details.aspx?id=3260
نگارش : خرداد1385
غيظ و كين آخوندها از پايداري پرشكوه در اشرف – از : خليل ودود
چندي قبل مطلبي در يكي از سايتهاي وزارت اطلاعات توجهم را جلب كرد. اگرچه آخوند دريده اژه اي همچنان غيظ وكين حيواني و سوزش عميق خود را با فرهنگ دجالگرانه و رذيلانه آخونديش عليه مجاهدين در اين مطلب بيان نموده ولي به رغم تمامي تلاش براي خالي كردن عقده ها و سوزش در برابر مجاهدين و دژ سرفراز و پايدار اشرف ناگزير از اعتراف به شكست خود در برابر عزم و اراده پولادين تك تك مجاهدين در اشرف شده است.
در قسمتي از اين لجن نامه مدعي شده است:”رجوي ظرف و مكان مناسب جاري كردن ايدئولوژيش را با نام… (اشرف) ثبت و با اين نام گذاري آن را در ذهن مريدان تهي شده اش مقدس كرد…”
متن کامل
http://www.iran-efshagar.com/common/details.aspx?id=3188
نگارش : مرداد1385
هويت فردي در فرهنگ اطلاعات آخوندي- از: راحله محسني
براي من خيلي جالب است که مزدوران خودفروخته اي از”هويتِ فردي” دم ميزنند كه مدتهاست هويت انساني خويش را در معرض تاراج ارتجاع ددمنش و وحشي حاكم بر ايران گذاشته اند. بايد پرسيد هويت فردي در فرهنگ وزارت اطلاعات براي اين مزدوران چه تعريفي شده است و آنچه تحت عنوان فاصله”دنياي تنگ مجاهدين با دنياي آزاد” بلغور ميكنند, آيا منظورشان”دنياي آزاد!” زير قباي آخوندهاست و يا دنياي آزاد بي هويتي انساني و خودفروشي سياسي؟! اينكه هر كس دست در خون مجاهدين كرده و آنرا بنام كلمه مقدس آزادي بيان كند, يكي از رذالت پيشه ترين اقداماتي است كه اين مزدوران به آن مشغول هستند و البته به يمن پايداري مجاهدين, اين اقدامات ضدانساني بر همگان آشكار شده است و اين حناي كهنه شده ديگر رنگي ندارد.
متن کامل
http://www.iran-efshagar.com/common/details.aspx?id=3486
نگارش : فروردین1385
طاق بالابلند و ظرفيت تاريخي كم نظير مجاهدين – از : محمود يونسي
بدون شك سفارشات اكيد برادر مسعود بود, كه اين مزدوران را برخلاف همه جنبشهاي انقلابي و ميهني كه خائنين را به سزاي خيانت و جناباتشان مي رساندند, مجاهدين به رغم بيش از 120000 شهيد, حتي يك مورد به مجازات مزدوران در خارج از خاك ايران مبادرت نكرده اند. همه را رها كردند تا دنبال زندگي خودشان بروند. بنا به نوشته هاي خودشان (1) هيج گاه اهانت و اذيت و آزاري در كار نبوده است. اين از افتخارات مقاومتي غرقه در خون است كه از رهبري پاكبازش”مسعود” سرچشمه گرفته و از يك چنين ظرفيت تاريخي كم نظيري برخوردار است.
 

خروج از نسخه موبایل