پیام تسلیت به خانواده یعقوبی

ایشان که از داغ دوری از عزیزان کمر خم کرده و سالها در بستر بیماری بود مستمرا از خدای خود میخواست که قبل از پیوستن به لقاالله، چشمش به دیدار عزیزانش بویژه دخترش هاجر روشن شود ولی افسوس که فرشته مرگ، مامور حکم الهی و معذور از خواسته انسانی است.و مجال را تمام و دیدار را به قیامت سپرد.تا در آن” روز آشکار”اربابان این ظلم و ستم (مسعود و مریم) در نزد خدا و خلق به رو سیاهی بنشینند.

انا لله و انا اليه راجعون
مطلع شديم كه در روز ششم خرداد هشتاد و هفت پدر پيرو دل سوخته ديگري از خانواده بزرگ انجمن نجات آقاي سيد حسين يعقوبي پس از سالها چشم انتظاري جگر گوشه شان كه اسير فرقه رجوي در عراقند ، جان به جان آفرين تسليم نموده است.
ايشان كه از داغ دوري از عزيزان كمر خم كرده و سالها در بستر بيماري بود مستمرا از خداي خود ميخواست كه قبل از پيوستن به لقاالله ، چشمش به ديدار عزيزانش بويژه دخترش هاجر روشن شود ولي افسوس كه فرشته مرگ ، مامور حكم الهي و معذور از خواسته انساني است.و مجال را تمام و ديدار را به قيامت سپرد.تا در آن روز آشكار اربابان اين ظلم و ستم ( مسعود و مريم ) در نزد خدا و خلق به رو سياهي بنشينند.

blank

انجمن نجات ، مصيبت وارده را به فرزندان خانواده محترم يعقوبي و يونسي و بويژه عزيزان در بند فرقه رجوي در عراق ، خانم هاجر يعقوبي و آقاي مراد يونسي ، تسليت عرض نموده و از خداي بزرگ براي آن فقيد مرحوم طلب آمرزش و مغفرت و براي بازماندگان صبر جميل طلب مي نمايد
ما هم آرزومنديم با شكستن طلسم ظلم و اختناق قلعه اشرف در عراق اين عزيزان از خفقان ذهني و فيزيكي فرقه رها شده و از اين پس شاهد شادي ها و چشم روشني خانواده باشيم
به اميد آن روز.

انجمن نجات – دفتر استان مازندران 7/3/87