در فضای مجازی در یکی از صفحات مربوط به مجاهدین خلق جملاتی دیدم که حتی برای من که سال ها با آنها بودم و پستی و دنائت رجوی ها را مستقیماً لمس کردم هم مقداری عجیب بود. بخشی از متن ذکر شده چنین بود “ارده ای پولادین که تسلیم نمی شود! تصور می کردند بیماری […]
در فضای مجازی در یکی از صفحات مربوط به مجاهدین خلق جملاتی دیدم که حتی برای من که سال ها با آنها بودم و پستی و دنائت رجوی ها را مستقیماً لمس کردم هم مقداری عجیب بود. بخشی از متن ذکر شده چنین بود “ارده ای پولادین که تسلیم نمی شود! تصور می کردند بیماری می تواند صدای او را خاموش کند، گمان می کردند صندلی چرخ دار، پرواز روح بلندش را زمین گیر خواهد کرد.”
در ابتدا تصور کردم این جملات را در وصف یکی از اعضای نگون بخت مجاهدین خلق می گویند که بدلیل عدم رسیدگی های پزشکی در حال قربانی شدن است و بیماری اش شدت یافته است. اما وقتی بقیه جمله را خواندم برایم کمی عجیب بود. در ادامه آمده بود “اما شهردار رودی جولیانی بار دیگر به تمام جهان ثابت کرد که قلب یک مبارز، هیچ مرز و محدودیتی را نمی شناسد!” “رودی جولیانی معنای زنده “تاب آوری” و شجاعت است. اسطوره ای حقیقی که تا آخرین نفس برای آزادی می جنگد.”!!!
تعجم از این نبود که چرا رجوی ها برای جولیانی که زمانی وکیل ترامپ کودک کش هم بود و بارها بدلیل اتهامات گوناگون از تقلب، تا تهدید و دروغگویی متهم شد و حتی به زندان هم رفت و وثیقه بسیار سنگینی هم برای او گذاشتند. اینچنین تعریف و تمجید می کنند.

اسناد اتهامات جولیانی

اسناد اتهامات جولیانی
سایت دویچه وله فارسی نیز در تاریخ 25 / 209/ 1402 درباره او نوشته بود:

اسناد اتهامات جولیانی

اسناد اتهامات جولیانی
تعجبم از این بود که بهتر از این نمی شد به دیگران فهماند رجوی ها و تشکیلات مجاهدین خلق تا چه حد در فلاکت افتاده اند که ناچاراند برای اینکه بگویند معتبر هستند، به مجیزگویی از یک شیاد متقلب دروغگو بپردازند و حضور او را نشانی از اعتبار خود بدانند.
اما چرا رجوی ها چنین کاری کردند؟ به نظر شما آیا آنها معنای مجیزگویی از یک مجرم و افتخار به حضور او در برنامه خودشان را نمی فهمند یا آن که آنقدر در فلاکت افتاده اند که از سر ناچاری مانند کسی که در حال غرق شدن است به هر چیزی چنگ می زنند تا خود را نجات بدهند؟
جواب هرچه که باشد، بیانگر حرکت شتابان رجوی ها و تشکیلات شان به سوی فروپاشی است.
ایرج صالحی
