فرقه تروریستی رجوی این روزها با شور و شوق زیاد در حال برگزاری مراسم آغاز شصت و دومین سال حیات خائنانه خود می باشد. این گروه تروریستی در تبلیغاتش خود را یک سازمان ضد استبدادی، ضد استعماری و ضد استثماری عنوان کرده است! اما قبل از هر چیز باید گفت تشکیلات تروریستی رجوی بجای نقد […]
فرقه تروریستی رجوی این روزها با شور و شوق زیاد در حال برگزاری مراسم آغاز شصت و دومین سال حیات خائنانه خود می باشد. این گروه تروریستی در تبلیغاتش خود را یک سازمان ضد استبدادی، ضد استعماری و ضد استثماری عنوان کرده است! اما قبل از هر چیز باید گفت تشکیلات تروریستی رجوی بجای نقد گذشته خیانت بارش، روایتی غیر واقعی از تاریخچه خود ارائه نموده و به منظور فریب افکارعمومی آن بخش از خیانت و جنایت هایی که در طول حیات خفت بارش بخصوص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 مرتکب شده را سانسور کرده است. از جمله ضربه زدن به انقلاب نوپای سال 57 با انجام اقدامات تروریستی، همکاری علنی با دشمن متجاوز در جنگ تحمیلی و کشتن مدافعان کشور، همدستی با آمریکا در جریان تجاوز به عراق با هدف ترغیب این کشور برای حمله به ایران، لو دادن اطلاعات دانشمندان هسته ای کشورمان به منظور ترورشان توسط اسرائیل ، لو دادن مکان های هسته ای ایران، تلاش برای تحریم مردم ایران توسط آمریکا و اروپا، همکاری با آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ 12 روزه و رمضان، فریب دادن کاربران بی اطلاع به منظور سوء استفاده از آنها و دهها موارد دیگر از خیانت هایی که این تشکیلات در حق مردم ایران روا داشته است.
اما در مورد سه خصیصه ای که گوبلزهای رجوی با آب و تاب مطرح می کنند، آیا واقعا مجاهدین یک سازمان سازمان ضد استبدادی، ضد استعماری و ضد استثماری است؟ در مورد اول کسانی که در تشکیلات این فرقه تروریستی بودند می توانند گواهی دهند چنین ادعایی دروغ محض است چون در مناسبات درونی این تشکیلات هیچ فردی حق آزادی فکر کردن نداشت، همه می بایست تابع دستورات بالا باشند و هرآنچه در طی روز از ذهنشان می گذرد اعم از فکر به خانواده ، عدم تمایل به ماندن در تشکیلات و یا سئوال در مورد چرایی اقدامات مجاهدین داشت، مورد بازخواست قرار می گرفت. رجوی از همه اعضا به زور امضای خون و نفس می گرفت تا اختیاری از خود نداشته باشند. اما در مورد ادعای دوم رجوی، وی طی سالیان آمریکا را ببر کاغذی می نامید و مدعی بود که هیچگاه با امیریالیسم آبش در یک جوی نمی رود و حتی سرودهای حماسی نبرد با آمریکا ساخته بود. اما همین شیاد وقتی صدام سقوط کرد و خطر فروپاشی تشکیلاتش را حس کرد، سراسیمه به دامن آمریکای استعمارگر غلطید وعلاوه بر نابود کردن سرودهایش، تمامی سلاح ها را که ناموس خود می نامید تحویل آمریکا داد و با شیادی به نیروهایش اعلام کرد که ازاین به بعد درراستای خط سرنگونی می خواهیم با آمریکا خط موازی پیش ببریم. علاوه براین برای بقا حیات خائنانه اش در کشورهای اروپایی و آمریکا دست به دامن اشخاصی که خود تفکر و نماد استعماری دارند شد و درعمل برای خشنودی استعمارگران ازهیچ خیانتی در حق مردم و کشورش دریغ نکرد.
اما در مورد ادعای سوم یعنی ضد استثمار بودن باید گفت رجوی در درون تشکیلاتش با متد مجاب سازی ذهن، اعضای اسیر در تشکیلاتش را با قطع از دنیای آزاد مورد استثمار جسمی و روحی قرار می داد واغلب آنها که در حال گذر از دهه شصت عمر خود هستند را به بیگاری شبانه روزی گماشته است .
بنابراین درمورد سه خصیصه ذکر شده مورد ادعای رجوی آنهایی که سالیان در تشکیلات قرون وسطایی او اسیر بوده و هستند دروغ بودن آن را با گوشت و پوست خود لمس کردند.
داریوش قنواتی

