در میان ساز و کارهای درونتشکیلاتی سازمان تروریستی و خشونتمحور مجاهدین خلق، کمتر موضوعی به اندازه “نشست عملیات جاری” از سوی اعضای جداشده مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. بسیاری از افرادی که سالها در این تشکیلات حضور داشتهاند، عملیات جاری را نه یک جلسه عادی سازمانی، بلکه ابزاری برای کنترل ذهن، شکستن شخصیت […]
در میان ساز و کارهای درونتشکیلاتی سازمان تروریستی و خشونتمحور مجاهدین خلق، کمتر موضوعی به اندازه “نشست عملیات جاری” از سوی اعضای جداشده مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. بسیاری از افرادی که سالها در این تشکیلات حضور داشتهاند، عملیات جاری را نه یک جلسه عادی سازمانی، بلکه ابزاری برای کنترل ذهن، شکستن شخصیت فردی و تثبیت اطاعت مطلق از رهبری توصیف کردهاند. بررسی شهادتهای جداشدگان نشان میدهد که این نشستها نقش مهمی در حفظ انسجام اجباری تشکیلات و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل در میان اعضا ایفا میکرد.
اصطلاح “عملیات جاری” از ادبیات درونسازمانی مجاهدین خلق گرفته شده است. در ظاهر، هدف این نشستها بررسی عملکرد روزانه اعضا و رفع اشکالات تشکیلاتی عنوان میشد، اما روایتهای متعدد اعضای سابق تصویری متفاوت ارائه میدهد. بر اساس این روایتها، هر عضو موظف بود کوچکترین افکار، احساسات، تردیدها، انتقادها یا حتی خاطرات شخصی خود را در برابر جمع بیان کند. سپس سایر اعضا موظف بودند او را مورد انتقاد شدید قرار دهند و گاهی با الفاظ تحقیرآمیز، شخصیت او را زیر سؤال ببرند.
یکی از ویژگیهای مهم عملیات جاری، تبدیل شدن آن به یک فرآیند دائمی خودانتقادی بود. برخلاف نقدهای رایج در سازمانهای سیاسی یا نظامی که بر عملکرد حرفهای افراد تمرکز دارند، در این نشستها مرز میان رفتار فرد و هویت شخصی او از بین میرفت. هرگونه دلبستگی خانوادگی، تمایل به زندگی شخصی، خستگی، ناراحتی یا حتی پرسش درباره تصمیمات رهبری، بهعنوان نشانهای از “ضعف ایدئولوژیک” یا “بریدگی” تلقی میشد و فرد باید در برابر جمع به آن اعتراف میکرد.
پژوهشگران حوزه فرقهها معتقدند که چنین سازوکاری با الگوهای شناختهشده کنترل روانی شباهت دارد. در این روش، فرد بهتدریج احساس امنیت روانی خود را از دست میدهد، زیرا میداند هر فکر یا رفتار او ممکن است در نشست بعدی موضوع حمله جمعی قرار گیرد. در نتیجه، اعضا به مرور زمان یاد میگیرند که پیش از هر تصمیم، خواستهها و افکار شخصی خود را سرکوب کرده و تنها مطابق انتظار تشکیلات رفتار کنند.
اظهارات جداشدگان نشان میدهد که عملیات جاری صرفاً به انتقاد محدود نبود. فضای این جلسات به گونهای طراحی شده بود که اعضا برای اثبات وفاداری خود، در انتقاد از دیگران نیز مشارکت فعال داشته باشند. به این ترتیب، فرد همزمان در دو نقش ظاهر میشد؛ یک روز متهم و روز دیگر منتقد دیگران. این چرخه باعث میشد روابط انسانی و اعتماد متقابل میان اعضا تضعیف شود و وابستگی آنان به ساختار تشکیلات افزایش یابد.
نکتهای که کمتر مورد توجه قرار گرفته، تأثیر عملیات جاری بر از بین رفتن حریم خصوصی اعضاست. جداشدگان بارها گفتهاند که در این نشستها حتی احساسات شخصی، روابط عاطفی، خاطرات خانوادگی و افکار درونی افراد نیز باید مطرح میشد. بدین ترتیب، مرزی میان زندگی فردی و زندگی تشکیلاتی باقی نمیماند و سازمان به همه ابعاد زندگی اعضا دسترسی پیدا میکرد. این وضعیت، امکان شکلگیری استقلال فکری یا تصمیمگیری آزاد را بیش از پیش کاهش میداد.
از منظر مدیریت تشکیلات نیز عملیات جاری ابزاری برای شناسایی افراد ناراضی محسوب میشد. کسانی که در بیان انتقاد از خود تردید داشتند یا از پذیرش اتهامات خودداری میکردند، معمولاً بهعنوان افراد «مسئلهدار» شناخته میشدند و تحت فشار بیشتری قرار میگرفتند. برخی از اعضای سابق گفتهاند که همین روند، بسیاری را به سکوت کامل وادار میکرد؛ زیرا هرگونه اعتراض میتوانست به جلسات طولانیتر، فشار روانی بیشتر یا محدودیتهای تشکیلاتی منجر شود.
در مجموع، عملیات جاری را نمیتوان صرفاً یک شیوه مدیریتی یا آموزشی دانست. روایتهای متعدد اعضای جداشده نشان میدهد که این نشستها بخشی از سازوکار گستردهتر کنترل درونی سازمان تروریستی و خشونتمحور مجاهدین خلق بوده است؛ سازوکاری که هدف آن نه فقط نظارت بر عملکرد اعضا، بلکه تغییر تدریجی شیوه اندیشیدن، تضعیف هویت فردی و ایجاد وابستگی کامل به رهبری تشکیلات بود. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران مطالعات فرقهای و نیز اعضای سابق، عملیات جاری را یکی از مهمترین ابزارهای حفظ ساختار بسته و اقتدارگرای این سازمان ارزیابی میکنند.
سالاری

