در سالهایی که در تشکیلات سازمان بسر می بردم بارها در نشست ها در مورد هزینه روزانه نفرات مانند سیگار، غذا، پوشاک و غیره صحبت میکردند و با عتاب و پرخاش اعلام مینمودند: سازمان در بحث مالی دچار مشکلات می باشد و هزینه های شما برای سازمان و رهبری سرسام آور است و این شخص […]
در سالهایی که در تشکیلات سازمان بسر می بردم بارها در نشست ها در مورد هزینه روزانه نفرات مانند سیگار، غذا، پوشاک و غیره صحبت میکردند و با عتاب و پرخاش اعلام مینمودند: سازمان در بحث مالی دچار مشکلات می باشد و هزینه های شما برای سازمان و رهبری سرسام آور است و این شخص مسعود رجوی است که با درایت و هوشیاری و رایزنی میتواند از نظر مالی سازمان را تامین نماید و خرج شما نماید .
بارها بر سر همین موضوع مالی نفرات دچار مشکل می شدند که موضوع آن به نشست های بزرگتر کشیده می شد و هر بار مسئولین سازمان با کمال پررویی و بی حیایی میگفتند مگر ارث پدرتان را از سازمان می خواهید ، شما برعکس همه جا فکر می کنید در سازمان های دیگر باید نفرات پول عضویت در تشکیلات را بپردازند و شماها در اینجا مفت می خورید و می پوشید و تمام امکانات صنفی در اختیارتان است و این همه ناسپاس می باشید و شماها قدر رهبری و سازمان را نمیدانید ؟
این خساست مسئولین در رابطه با خرج برای نفرات در داخل تشکیلات بخوبی نمایان و هرازگاهی با تلنگری خود را بیشتر نشان می داد و مسئولین نیز با عنوان ضربه چکشی برای نفرات آن را مطرح مینمودند که دیگر صدایی برای درخواست های مالی و روزانه نداشته باشند .
سازمان برای اینکه مسئله مالی در داخل تشکیلات را سرکوب نمایند وانمود میکردند که بار مالی بر دوش هواداران و خانواده های آنان و خارج نشینان است و لذا باید با این کمبود ها راضی و قدر امکانات موجود را دانسته و بیخودی ناراضی نباشند.
از طرف دیگر در ایامی خاص در طول هر سال، شاهد شویی بودیم که از سیمای مقاومت سازمان پخش میگردید و در آن با نام گلریزان از هواداران و خانواده ها در داخل یا خارج کشور مبالغی اهدا و اخذ میگردید و گاها دیده می شد که نفرات اهدا کننده در روزهای مختلف تکراری بودند. و در آخر که حساب میکردیم پول های جمع آوری شده بقول خودشان هزینه یک ماه کرایه ماهواره پخش سیمای آزادی نمی شد و حال باید در کنار آن به هزینه های همایش ها و نشست های خارجی سازمان با سناتورهای بازنشسته و ژنرال های سالخورده آمریکایی بپردازیم که بقول مسعود رجوی مانند ژنرال شلتون که اگر صبح زود 20 هزار دلار روی میزش نباشد از جایش بلند نمی شود و یا نمونه دیگر که مسعود رجوی بیان میکرد یک وکیل یا سناتور که به لیبرتی آمده بود هزینه او از آمریکا تا رسیدن به درب لیبرتی 250 هزار دلار آب میخورد و این هزینه ها بجز هزینه هتل ، بادیگارد و پذیرایی و غیره می بود.
حالا اگر این همه بار مالی و هزینه های سر سام آور که در نشست های مریم رجوی با پیر و پاتال های ژنرال و سناتور می شد را در کنارعدد اندک پول های جمع آوری شده در همیاری و گلریزان سازمان کنار هم قرار بدهیم و تطبیق دهیم متوجه شامورتی بازی این جماعت شده و می فهمیم این شوی گلریزان فقط برای فریب نفرات داخل تشکیلات و هوادارن ساده می باشد و مطمئنا این هزینه ها از جایی دیگر بدست می آید. از سرمایه گذاری های کلان در شرکت ها و تراست های چند ملیتی با پول های صدام از فروش نفت عراق و طلا های اهدایی شیوخ عرب بخصوص سران سعودی و همچنین از پول شویی های غیر قانونی در دارو و قاچاق ارز و کالا در اروپا .
این چنین است که در تشکیلات ، نفرات در بی پولی و کمبود امکانات رفاهی و نبود دارو باید بسر ببرند و هر از گاهی خبر فوت یکی از اعضا بخاطر موارد فوق شنیده شود و در طرف مقابل مریم رجوی و دیگر مسئولین در بهترین هتل ها با بهترین امکانات رفاهی مشغول به زندگی باشند و ما کمتر در طول این سالهای اخیر خبر به درک واصل شدن یک مسئول را شنیده ایم.
غلامعلی میرزایی

