بررسی خیانت رجوی – قسمت اول

تعدادی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در مازندران در تاریخ 18 مرداد گردهم آمدند تا در مورد خیانت رجوی و اینکه خیانت برای این شخص هیچ قبح و زشتی ندارد به بحث بنشینند. خیانت در تشکیلات مجاهدین کار مشروحی جلوه داده می شود. خیانت رجوی را باید از زمانی جستجو کرد که […]

تعدادی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در مازندران در تاریخ 18 مرداد گردهم آمدند تا در مورد خیانت رجوی و اینکه خیانت برای این شخص هیچ قبح و زشتی ندارد به بحث بنشینند. خیانت در تشکیلات مجاهدین کار مشروحی جلوه داده می شود. خیانت رجوی را باید از زمانی جستجو کرد که رجوی دستگیر شد و در آن زمان محل بنیانگذاران سازمان را لو داد. هر چقدر که گذشت اعضای این گروه حساسیت شان را به کلمه خیانت از دست دادند.

با نهادینه شدن خیانت در سازمان مجاهدین خلق همه کارهای ضد میهنی، انقلابی جا زده می شود. شاهد بودیم که زمانی سازمان مجاهدین خلق پرچم مبارزه با امپریالیسم بلند می کرد. اما اکنون برای جناح جنگ طلب آمریکایی فرش سرخ پهن می کنند و برایشان هورا می کشند و مریم رجوی از حضور آنان در جلساتشان بعنوان یک پیروزی یاد می کنند.

اعضای انجمن نجات مازندران گرد هم آمدند تا با عنوان کردن نمونه هایی از خیانت رجوی برای آنان که هنوز در تشکیلات جنهمی رجوی گرفتار هستند پیام دهند که در چه جریانی حضور دارند. رجوی با عادیسازی خیانت نسبت به مردم ایران، حتی به اعضای خودش هم خیانت می کند و آنرا ترویج می کند.

از جمله خیانتهای رجوی می توان به انجام ترورهای کور در دهه 60 ، عملیات مرزی و کشتن سربازان ایران در جنگ عراق علیه ایران ، عملیات فروغ جاویدان، موضعگیری در مورد تحریم های بیشتر علیه ایران توسط غرب ، و دمیدن بر طبل جنگ طلبی علیه ایران و این که باید سر مار را در ایران زد اشاره کرد. مجاهدین سعی می کرد به غرب و اسرائیل کودک کش بگوید که باید با تهاجم نظامی کار حکومت ایران را یکسره کرد.

نفرات جدا شده استان مازندران

نفرات جدا شده استان مازندران

آقای مجید محمدی در این جلسه بعد از توضیحات مسئول نشست عنوان داشت: بیست سال در تشکیلات رجوی بطور مستمر حضور داشتم. من قبل از اسارت سرباز بودم. نیروهای رجوی در جبهه ها با لباس نیروهای نظامی ایران به ما حمله می کردند. من ابتدا اسیر نیروهای عراقی شدم و به کمپ آنان منتقل شدم ولی بعد از مدتی نیروهای مجاهدین با وعده و وعید ما را فریب دادند و از آنجایی که پسر عمویم از اعضای سازمان مجاهدین بود به آنان اعتماد کردم و در حالی که بیمار بودم به سازمان پیوستم .

فامیل دیگرمان فردی به نام رقیه عباسی که از مسئولین بالای سازمان بود به سراغم آمد و چون من قصد داشتم به ایران برگردم، او عنوان داشت پدر و مادرت را حکومت ایران اعدام کرده و از آنجایی که خبری از آنان نداشتم دروغ هایش را باور کردم و در مناسبات باقی ماندم تا وقتی که پدر و مادرم برای ملاقات به اشرف آمدند و آنجا بود که فهمیدم به خاطر یک دروغ بیست سال از عمرم تلف شد. این نمونه کوچکی از خیانت رجوی به اعضای خودش بود. یعنی به کلمه اعتماد هم خیانت کردند. بعد از آن دیگر اعتمادم به سازمان و رجوی سلب شد و تصمیم گرفتم از تشکیلات شان جدا بشوم و اکنون از تصمیمی که گرفتم بسیار خوشحال هستم .

آقای عین الله شبانی که او نیز اسیر ارتش عراق شده و با فریب مسئولین سازمان به اشرف برده شده، عنوان داشت: رجوی نه فقط به مردم ایران بلکه به کردهای عراقی نیز خیانت کرد. من به نمونه ای اشاره می کنم تا مشخص شود کلمه خیانت برای رجوی هیچ معنا و مفهومی ندارد. من در جریان عملیات مروارید شاهد بودم چگونه با توپ ضد هوایی به سرکوب شیعیان عراقی پرداختند و به این کار افتخار می کردند .

وی در ادامه عنوان داشت: رجوی حتی به اعضای خودش هم خیانت کرد. وقتی مسئولین سازمان مجاهدین به اردوگاه عراق می آمدند عنوان کردند اگر به ما بپیوندید شما را هر کجا که بخواهید می فرستیم، ولی وقتی وارد اشرف شدیم دیگر تمام درب ها را بستند و دیگر جرات حرف زدن هم نداشتیم و با گوش کردن به دروغهای مسئولین مدت 23 سال از عمرم تلف شد تا اینکه موفق به فرار شدم و خودم را نجات دادم .

ادامه دارد.