یک بستر و یک رویای رجوی فاجعه آمیز بود وپند گرفتنی!
اگر این دستجات اپوزیسیون موهوم و مورد خطاب باند رجوی، واقعا هم گفته اند که درشرایط فعلی، جمهوری اسلامی آلترناتیو ندارد واگر سقوط کند، بدست نیروهای خارجی انجام خواهد شد و نتیجه ای مانند لیبی، عراق و… حاصل خواهد شد، پیر بیراهه که نرفته اند و بلکه حق با آنهاست.
دنبال شنیدن خبر از دوستان برادرم که از فرقه جدا شده، هستم!
من می دانم که مسعود رجوی درآن زمان هم برادر من را هم مثل این بچه ها که برای کار یا تحصیل به خارج رفته بودند فریب داده واز احساسات او سواستفاده نموده والان دیگر گرفتار آن گروه کرده است. برای من از همه جهات تعجب آور است که برادرم را چرا لااقل به آلبانی منتقل نمی کنند؟!
از وضع برادر اسیرم در فرقه ی رجوی بی اطلاعم!
رجوی، برادرم و هم زنجیران اورا با وعده های دروغ زندگی بهتر دراروپا و یا برقراری آزادی وعدالت درایران به دام انداخته وآنها بعد ازحضور درتشکیلات این باند تبهکار، با درک واقعیات وگیر کردن درروابط بسته ومطلفا استبدادی رجوی، امید به رهائی وزندگی مستقل وآزاد را ازدست داده اند وما هستیم که باید با فشار آوردن به رجوی، امید به زندگی را درآنها زنده کنیم واین کار را با لحاظ” یک دست صدا ندارد”، باید با حضور در همایش خانواده ها و تهیه ی طومارها وبیانیه ها واقعی تر کنیم!
تنها امیدم برادرم محمدرضا، گروگان رجوی است!
همه ی انسان ها دنبال گم شده ی خود هستند و من هم که یک انسانم، دنبال برادرم محمد رضا میباشم. اودرسال 1367خانه را ترک کرد ومدتی بعد با حیرت وتاسف فهمیدیم که به خیل گروگان های رجوی پیوسته است! من خبر حضور او و سلامتی اش در تشکیلات رجوی را از زبان مهندس محمد رضا مبین شنیدم که زمانی گروگان رجوی بوده وموفق به خروج شده وبه تبریز برگشته بود. دیگر چیز بیشتری از برادرم نمیدانم.
باند رجوی ده ها بار نگران تر از رژیم است!
فرقه ی رجوی بیش از سه دهه است که درارزیابی های سیاسی خود دچار اشتباه محاسبه شده و نتیجه ی این تراوشات کله گنجشکی رجوی، ضربات مداومی است که به تشکیلات آن وارد میشود، با این وجود، بازهم دست به آزمودن مکرر خطای خود میزند! این گروه با این نظریه پردازان حقیر وبی بضاعت خود، باوجود اینکه درتحلیل اوضاع یک کمپ ساده وبسته ی لیبرتی و… دچار مشکل است، بدون لحاظ این نقیصه ی مهم، به روی خودش نیآورده ودست به تحلیل اوضاع پیچیده ی جهانی ومنطقه ای هم میزند که نوشته ی” چرا رژیم از تحولات پرشتاب منطقه، نگران است”؟، دراین راستاست.
به دید این مرید رجوی، خیانت عین خدمت است!
آیا این حرف که پیروزی برجام یک جام زهر است با اقدامات شما در جهت شکست خوردن آن تناقضی ندارد؟ اگر به نتیجه رسیدن این توافق برای حکومت ایران جام زهر بود، چگونه شما خود را به آب وآتش میزدید که این توافق انجام نگیرد ولابد رژیم هم جام زهر را برسر نکشد؟؟!!
مهدی خدایی صفت، انقلاب 57 را بسود رجوی مصادره کرد!
خدایی صفت بدون توجه به این مسائل ومخصوصا درک اینکه انقلاب بهمن ماحصل مبارزات چریکی نبوده و سازمان او هم نقش درجه اولی درنهضت چریکی نداشته، در یک نوشته ی 9صفحه ای، به نقل حوادثی ازانقلاب پرداخته وبدون آنکه درک واعلام کند که چرا این حوادث به میل رجوی پیش نرفت، یکباره مدعی مصادره شدن انقلاب ازطرف دیگران شد!
اسیری برادرم بدست رجوی، مرا دراسارت یک خبر نگهداشته!
من درهمایش اخیر خانواده های اسرا وفریب خوردگان رجوی درتبریز شرکت کردم که متوجه شدم کسان دیگری هم هستند که باوجود آگاهی ازحضور عزیز یا عزیزانشان درتشکیلات رجوی، موفق به تماس با آنها نشده اند. بعضا هم سرنوشتی نظیر مرا دارند. کسانی که با این سازمان نشست وبرخاستی داشته اند همه به نوعی گرفتارند با شدت وضعف هایی که دراین مورد وجود دارد!
این نوع تحلیل ها بود که مجاهدین را به خاک سیاه نشاند!
این شخصیت ماکیاول گونه، مدعی بود که دروغ هرچه بزرگتر باشد وبیشتر تکرار گردد، مردم بهتر باورش خواهند کرد!رجوی درس گرفته ازاین جنایتکار تاریخی وآن نظریه پرداز ضد مردمی، چهار دهه ایست که براین راه میرود و باوجود اینکه این روش ضربات خردکننده ای بر سازمان داشت، اما ظاهرا برای خودش خوب بوده است!البته دراین میان، رجوی شرایط زمانی ومکانی رادرنظر نگرفته…
بیانیه ی همایش خانواده های اسیر رجوی در آلبانی
مقامات وقت این کشور، علاوه بر قبول این اسرای رجوی، تعهدات دیگری سپردند که سخت امیدوار کننده و ازچنین مفهومی برخوردار بود:1. این افراد درکمپ های آلبانی تحت نظارت دائمی روانپزشکان خواهند بود که رسوبات عمیق فرقه ای با استفاده از متدهای روانشناسی ازمغز آنها خارج شده وبه انسان های عادی وکسانی که قادر باشند سررشته ی زندگی خود را رسما به دست گیرند، تبدیل شوند.2. آموزش حرفه ومهارت وزبان خارجی به این افراد دراولویت دولت آلبانی قرار می گیرد که بتوانند…
صالح کهندل، مرید رجوی درهمسویی کامل با اسرائیل وعربستان
نامبرده که به یک سرباز جمع کن برای رجوی اشتهار دارد وچندین نفر از نزدیک ترین اعضای فامیل خود را با اعزام به عراق به کام مرگ فرستاده واکنون درزندان گوهر دشت خود را یک زندانی سیاسی به حساب می آورد، خواسته است به مناسبت سالگرد انقلاب بهمن1357مثلا تحلیلی ارائه داده وضمن برشمردن گناهان حاکمیت ازنقطه نظر خود، ثابت کند که اگر حکومت در ده مورد مشکل اساسی داشته وتمامی احزاب و جریان های حاکم و اپوزیسیون هم درخدمت این اشتباه…
فرقه ای که 34 سال است که نگذاشته خبری ازبرادرم داشته باشم!
ما رهبران سازمان با القا کردن این مسئله که تو بدون سازمان نخواهی توانست زندگی کنی واگر به ایران هم برگردی اعدام میشوی، موفق به ترساندن ونگهداری برادرم درتشکیلات مافیایی خود شد.دراین 34 سال گذشته ما ابدا نامه ای ازاو دریافت نکرده وحتی یکبار هم صدای او را ازتلفن نشنیده ایم واین درحالی است که رجوی که اطرافیانش را اینقدر محصور کرده، ادعای آزاد کردن ما مردم ایران را دارد!!