تلاش باند رجوی برای پوشاندن چهره جنگ طلبان واقعی

دکتر سنا برق زاهدی ، سیمای دیگری از باند رجوی است که باحضور در یک مصاحبه با تلویزیون " اورینت نت " ماموریت ماله کشی برچهره ی جنگ طلبان واقعی جهان ومنطقه را بعهده گرفته است!
او البته که حرف تازه ای که اهمیت توجه خاصی را داشته باشد، مطرح نکرده ودرحالی که سال ها از مریم رجوی بزرگتر ودارای مدارک دانشگاهی بالاتر است ، کوشیده که با مجیز گویی ازاین خانم ، ارادت وبندگی خود را دربرابر فرقه ی رجوی بنمایش گذاشته و سلطه گران و مرتجعین منطقه را ازخودش راضی نگهدارد!
نامی که به متن این مصاحبه ی نسبتا طولانی با سئوال های کشدار بیمورد داده شده " با قاطعيت در مقابل رژيم ملايان است كه جنگ پايان ميابد". است.
به معرفی نامه ی بلند بالای او توجهی نکرده ولب کلام بصورت زیر نقل میگردد:
" دكتر سنا برق زاهدي يكى از برجسته ترين چهره هاى اپوزيسيون ايران از زمان محمد رضا شاه پهلوى است وى بخاطر جانبدارى از سازمان مجاهدين خلق به زندان رفته و … بعد از سقوط شاه و روى كارآمدن جمهورى اسلامى ايران مخالفت خود را با رژيم خمينى دنبال كرد و در سال 1981 عضو دبيرخانه ى شوراى ملى مقاومت شد بعد بعنوان مسئول ل كميسيون قضايي شوراى ملى مقاومت ايران تعيين شد دكتر زاهدي مقالات و مشاركتهاى زيادى در روزنامه هاى عربي دارد " .
همین معرفی مختصر کافی است که انسان را بخاطر اینکه یک تحصیلکرده و زندانی سیاسی دوران شاه مجبور به اطاعت از یک مناسبات فرقوی مهجور کرده وبه دستبوس ملوک عرب مشغول شود، دچار بی خوابی های شبانه کند!
این حقوقدان فرقوی میگوید:
" از سالها قبل و بعد از دخالتهاى وسيع رژيم ولايت فقيه در امور كشورهاى منطقه و برافروختن آتش جنگ در عراق وسوريه ويمن وغيره كه مردمان اين كشورها بهاى آنرا با كشته شدن ده ها هزار و ميليونها آواره پرداختند ، ديديم كه كشورهاى عربى به رهبرى عربستان به دفاع از سرزمين و كرامت و امنيت و آسايش خود و مردمشان شتافتند ، اين اقدام مبارك و شايان تقدير و تأييد است … ".
اینکه هر شهروند ایرانی میتواند انتقاد های فراوانی به کارهایی ازجمهوری اسلامی بکند، شکی درآن نیست ولی دور ازشرافت انسانی ووجدان علمی دربررسی حوادث سیاسی و … است که طی آن مانند دکتر زاهدی کوشیده شود که ویرانی ومشکلات عراق را که صرفا وصرفا ناشی ازحمله ی نظامی مهیب آمریکادرسال 2003است، بپای جمهوری اسلامی ایران که ابدا قدرت اقتصادی ونظامی چنین حمله ای را هرگز نداشته وندارد، نوشت.
به سوریه که می رسیم، بدون ندیدن اشتباهات اولیه ی رژیم بشار اسد، باید گفت که این مردم بلادیده ی آن بودند که چند سالی بیش برای بهبود وضعیت عمومی شان دست به تحرکات مدنی ومسالمت آمیز زدند که با داخالت غرب وتکفیری ها ، اجازه ی تداوم این اعتراضات مدنی بدانها داده نشد و قدرت طلبان وافراطیونی که کاملا ازطرف دنیای تجاوزگر وشیوخ منطقه حمایت شدند ومیشوند، این حرکت مردم را به درگیری های کور ومسلحانه کشیدند که نتیجه اش وضع اسفبار کنونی سوریه است و طبیعی است که جمهوری اسلامی بخاطر قراردادهای استراتژیک اش با سوریه که به دهه ها پیش بازمیگردد ونیز هراس از پاشیده شدن کامل سوریه و افتادن امور بدست انواع تکفیری ها ، کمک هایی به حکومت این کشور که عملکردش بر علیه گسترش بنیادگرایی است، بکند واین عمل که درمقابل دخالت های دیگر همسایگان و جهان متجاوز غرب عددی بحساب نمیآید، ابدا نکوهیده نیست!
آقای زاهدی میگوید
" حوثى ها از نظر عقيدتى و مالى و آموزشى و تسليحاتى بنده و برده ى آخوندها هستند اين واقعيت از طريق بررسى اخبار و مواضع اعلام شده در رسانه هاى خبرى قابل درك است و نيز اطلاعات رسيده از درون اركان رژيم اين واقعيت را تأييد مى كنند ".
ضمن اینکه کسی دراینجا عاشق چشم و روی حوثی ها نیست ، اما بی انصافی هم هست که به مبارزات آنان در200 سال پیش برعلیه اشغالگری های بریتانیای کبیر ، توجهی نکرده و بدون رعایت مروت وحقایق تاریخی اظهار نظر کرد که این زیدی ها که چندان هم وحدت ایدئولوژیک با جمهوری اسلامی ندارند، درعرض این چند سال و بطور خلق الساعه بوجود آمده اند و جمهوری اسلامی با گرفتن بال وپر آنها، به نیروی تعیین کننده ای دریمن تبدیل اش کرده است!!
آیا این نحوه برخورد با مسائل نشانی ازصداقت انسانی دارد؟؟
چرا در نظر گرفته نمیشود وبه مردم رسانده نمی شود که عربستان نفوذ بمراتب قوی تری نسبت به ایران دراین منطقه داشته وبارها موفق به تغییر حکومت دریمن شده ، نتوانسته کاری درحد کار ایران بکند؟!
آیا ازوضع یمنی که کلا ویا عمدتا درتیول عربستان بود نباید نتیجه گرفت که این دخالت های زورگویانه ی عربستان بوده که کارد را به استخوان مردم رسانده وآنها پس از سال ها مبارزات مدنی، چاره ای جز توسل به سلاح را پیدا نکرده اند؟!
وانگهی، آیا این تنها حوثی ها هستند که حکومت دست نشانده ی عربستان را ساقط کرده وبلافاصله تقاضای تشکیل دولت آشتی ملی را نموده اند که نشان دهند که نه آمادگی تشکیل دولت انحصاری خود را دارند ونه آنرا بصلاح کشور خود ارزیابی میکنند؟!
کجا ودرچه زمانی جمهوری اسلامی برعلیه دولت آشتی ملی یمن عمل کرده و خواسته است که حوثی ها را به کسب قدرت انحصاری دریمن وادار سازد؟!
آیا شما واقعا نمی دانید که تعداد قابل توجهی از مردم جنوب یمن که زمانی حکومت نسبتا مترقی داشته واینک جدایی جنوب یمن از شمال آن میباشند تا باین نتیجه برسید که درد یمن با آمدن ورفتن حوثی ها حل نمی شود وپارامتر های دیگری درکارند؟!
تحلیل آقای زاهدی چنین ادامه مییابد:
" … معناى اين مواضع اين است كه رژيم ايران نمي تواند از مواضع خودش در زمينه صدور تروريسم و جنگ هايش كه تا يمن رسيده، دست بكشد زيرا عقب نشينى از يمن بمعناى عقب نشينى از سوريه و بعد لبنان و بالاخره عراق است و قبول عقب نشينى بمعناى سقوطش در تهران است…".
هرانسان منصف وعاقلی میداند که بهترین راه غلبه برمشکلات ایران، وجود ثبات درداخل وخارج کشور است تا بموجب آن اولیای امور بتوانند با استفاده از امکانات وثروت های طبیعی وانسانی قابل توجه بالقوه وبالفعل کشور ، راه توسعه ورفاه وآزادی بعدی را بازکند.
اما قواعد دیپلماتیک وکشورداری هم ورای اندیشه های شخصی من وشما عمل کرده و به ایران میآموزد که مواظب تغییرات وحوادث پیرامون خود باشد که ابدا نمیتواند با اتخاذ سیاست بیعملی مطلق، سکان امور را درتلاطم های موجود دردست داشته باشد.
اظهار نظر وتحلیل هرآنچه که در منطقه وحتی جهان میگذرد و سعی در اثر گذاری برآنها درراستای حفظ امنیت ملیبا قید برهم نزدن امنیت دیگران ، ازحقوق دیپلماتیک و شناخته شده ی سران هرکشور است وشما کشوری را پیدا نخواهید کرد که این پرنسیب ها را با الکی خوش بودن به کناری نهد!
آقای زاهدی با نیت تغییر جای ظالم ومظلوم چنین اظهار میدارد:
" بدون شك رفتارهاى رژيم ولايت فقيه بسيارى از معدلات منطقه اى را دگرگون ساخته است و براى درك اين موضوع كافى است نظرى بيفكنيم بر خونهاى 250 هزار سوريه اى در طى 4 سال گذشته كه بر زمين ريخته و ميليونها آواره از فرزندان اين كشور ، موج آواره هاى كه سازمان ملل مى گويد بزرگترين موج آواره كى بعد از جنگ جهانى دوم است و همينطورنكاه كنيم به وضعيت زندگى اسفبار فرزندان عراق و نيز وضعيت لبنان كه شاخه اى از نيروى قدس " منظورم حزب شيطان" سرنوشت ملت دوست وبرادر لبنان را به مقاصد ولى فقيه حاكم بر ايران مشروط ومنوط كرده است ".
درمورد سوریه وعراق ودروغ بودن اظهارات این حقوقدان فرقه ای ،  فوقا مسائلی مطرح کردم اما به لبنان که می رسیم باید بگویم که طی سال های طولانی که نسل ما بچشم خود دیده است ، لبنان همواره محل تاخت وتاز گروههای مختلف مذهبی وسیاسی بود و ابدا آرامشی درآنجا وجود نداشت واتفاقا با قدرت گیری تدریجی حزب اله لبنان ، به صلح وثبات نسبی دست یافته وخاری شده درچشمان هیز اسرائیل وسنگری دربرابر تجاوزات آن!
طرف حساب بودن ایران با حزبی که عضو کابینه بوده ودارای پایگاه اجتماعی درخور درمیان مردم لبنان وحتی منطقه میباشد، ایرادی را متوجه دولت ایرانی نمیکند که نمیخواهد با لاقیدی شاهد سقوط لبنان و دیگران بدست اسرائیل و… بوده وجبرا با اسرائیل همسایه شود!
همسایه شدن با اسرائیل کار خردمندانه ای نیست که شما به جمهوری اسلامی توصیه میکنید!
به سخنان دیگر آقای زاهدی توجه کنید:
"… مدتى قبل و در نبردهاى جارى استان درعا و بعد از پيشروى نيروهاى انقلابى و آزادسازى اين مناطق از دست نيروهاى اسد ، رژيم ايران … دستور داد نيروهاى حزب الله و نيروهاى افغانى و عراقى و غيره براى مبارزه با نيروهاى انقلابى سوريه در آن منطقه حضور يابند و … " .
حرف من دراین مورد به قسمت آخر پاراگراف است که طی آن نیروهای درگیر با دولت سوریه انقلابی ؟؟؟!! معرفی شده اند واینجاست که خیانت باند رجوی در برهم زدن صف انقلاب وضدانقلاب ، محرز ومسلم میگردد!
انقلابی کسی است که ازوضع موجود و عواملی که سبب جلوگیری از رشد وتکامل جامعه میشود، ناراضی است وبا این عوامل مبارزه میکند!
آیا این نظام سلطه گر جهانی نیست که با رواج مصرف گرایی جنون آمیز، کشتار مردم جهان برای ثروتمند تر کردن حداکثر 5درصد ازمردم جهان، نابودی محیط زیست بخاطر کسب سود بیشتر برای این اقلیت برخوردار حافظ وضع موجود است و مورد تنفر انقلابیون؟!
دراین میان نیروهای مورد اشاره ی شما درسوریه، درکدام صف قرار دارند وایضا خودتان؟؟
باز ازآقای زاهدی میشنویم:
"  جهان در بى تفاوتى كامل بسر مى برد و مسلمانان در يك خواب عميق هستند و برادران عرب نيز اين وقايع را جدى نمى گيرند زيرا اين وقايع و حوادث نتا زشت بلكه شرم آورند و دردرون خود يك سلسله حوادث تلخ دارد كه به مرور زمان رخ خواهند داد " .
این بی تفاوتی جهانی ازچه قماشی است وبرادران اعراب شما ( شیوخ مرتجع وملک زادگان) چگونه است که آنرا جدی نمیگیرند وچه کار نمیکنند که شما ازآنها میخواهید؟؟
چرا یکبار صاف وپوست کنده به آنها نمیگویید که دست دردست هم وبا مدیریت نظام سلطه گر جهانی ، ایران رابین خود تقسیم کنند وسهمی هم دراین تالان گری بشما بدهند؟!
آنها خیلی مشتاق تر ازشما برای انجام این مهم هستند، طفلکی ها! اما توازن قوای موجود وشرایط خاص ایران، چنین اجازه ای به آنها نمیدهد، چرا با اصرار زیاد آنها را شرمنده میکنید؟!
دوباره توجه میکنیم:
" اول لازم است ياد آورى كنم كه خانم رجوى اعلام كرد ايران آينده ، ايران خالى از هسته اى است و اين همان موضع مقاومت ايران است .رژيم آخوندى ادعا مى كند كه هدف از پروژه ى هسته ايش توليد انرژى است ولى دلايل اثبات كننده ا ى هست كه اين ادعا را رد مى كنند… ".
 این خانم مشاطه گر ودلال محبت درمقام وموقعیتی نیست که تکلیف ایران آینده را روشن کند  ودیگر اینکه ایران التزام عملی خود به نداشتن سلاح های هسته ای را به ثبوت رسانیده وحرف های اضافی بیش ازاین ، مفت ودغلکارانه و منبعث از اغراض سوء سیاسی واقتصادی است!
البته این وظیفه ی ایران نخواهد بود که خود بخواب زدن های عمدی را که هرگز بیدار نمیشوند، بیدار کند!
آقای زاهدی میگوید:
" … آنچه كه امروز بين رژيم ايران و دولت اوباما و ديبلوماسي امريكا در جريان است بخاطر موضوع هسته اى ، امتيازاتى كه به رژيم ملاها داده كه در خواب هم نمى ديد و صد بار بيشتر از استحقاقش است …".
چه امتیازی آقا؟ کشورهایی مانند برزیل ده ها بار بیشتر ازما ازاین حقوق بهرمند شده اند!! مگر حقوق ما دست آمریکاست که بدهد یاندهد؟ ما برای اثبات حسن نیت خود درپای میز مذاکره حاضر شده ایم و درصدد اثبات این موضوع به افکار عمومی جهان هستیم که ملتی صلح طلب بوده و دولتی معتدل برسرکار آورده ایم وگرنه قدرت های مسلط جهانی بخوبی میدانند که ما چیزی بنام سلاح اتمی نداشته ونداریم!
دراینجا وبرای پوشاندن جاسوسی های فرقه ی رجوی بنفع اسرائیل، گوبلز وار دست به فرافکنی زده میشود:
ما همواره به روابط رژيم با اسرائيل يقين داشته ايم كه امروزدر ميان مردم رواج يافته ، بر خلاف اراجيف تبليغاتى توخالى و احمقانه ى كه رژيم عليه اسرائيل تكرار مى كند، مثلا اظهار نظر احمدى نزاد كه گفت اسرائيل از روى نقشه بايد محو شود هيچ معنا ومفهومى ندارد جز بازارگرمى خبرى براى فريب افراد ساده لوح … در حقيقت آخوندها بمب هسته اى را براى زدن اسرائيل نمى خواهند زيرا مى دانند مى دانند كه در برابر كلوخ اندازهايشان با سنگ جواب داده خواهند شد … بله رژيم ملاها در وراى دستيابى به سلاح هسته اى جز به خاطر تغيير موازنه قوا به سود خودش در جهان اسلام و تحميل سلطه اش بر كشورهاى عربى مجاور، له له نمى كند…".
پاکستان که به این مهم دست یافته، چقدر اقتدار منطقه ای پیدا کرده  که ما سراغ نداریم؟
این کشور اتمی برای کشیدن خط گازایران به کشور خود ، ازدولت چین است که 46میلیارد دلار وام گرفته واگر سلاح های اتمی اش کارساز بود ، بصورت رایگان وازراه تهدید ازما می گرفت واحتیاج به زیربار قرض رفتن نداشت!
خوب گفته اند که کافر همه را به کیش خود پندارد و فرقه ی رجوی عاشق سلاح وحشونت، چون فکر میکند با سلاح همه کاری را میتوان انجام داد، قیاس بنفس کرده واین قاعده را تعمیم وتسری میدهد و چون سواد تئوریک وفلسفی هم ندارند که با تحلیل درست اوضاع، درک کنند که نمیشود همواره دست به تعمیم زد ، دچار این هذیان گویی ها میشود!
راست آنست که توسعه ی پایدار منتهی به ایجاد رضایت ورفاه نسبی  اکثریت مردم، اهمیتی بسیار بالاتر از حفظ امنیت کشور با سلاح ها دارد و من مطمئنم که ما دراکثر موارد، به " کمباین" نیاز بیشتری تا " تانک " داریم!
البته این حرف های اخیر من بدان معنا نیست که حقوق فلسطینی ها نباید اعاده شود و کسی نیستم که بگویم : " نه لبنان، نه غزه، جانم فدای اسرائیل"!
اما این خود مردم فلسطین هستند که درامر اعاده ی حقوق شان صلاحیت بیشتری نسبت بما دارند واگر دیوانگی یک درصدی های جهان، کره ی زمین را تبدیل به زمستان اتمی نکند، این مهم تحقق خواهد یافت!
صابر  
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.