مرور

میترا یوسفی

مارمولک دوانی رجوی در « به عبارت دیگر» وهمچنین نظری بر عبارت نغز « طوطی ایوان »

مارمولک مورد بحث، حتی از مارمولک بازی، به اصطلاح فارسی شکرشکن، عاجزبود که غالبا پاسخ هایش در افتضاح « نمی دانم» و« نمی خواهم بدانم» سبب بی آبرویی بیشتر رجوی شد. این مستوره ی پرسروصدا براستی نمونه ی مشتی از حمایت کنندگان سینه چاک رجوی است.…

« بینه » ی مریم رجوی در ملبورن

درحقیقت رجوی جهت همکاری، بر نقطه ضعف افراد دقیق می شود و همواره ضعیف ترین ها را انتخاب می کند تا با متورم کردن عقده ی « جاه طلبی» و آماس « خودشیفتگی» شان، معتاد آنچه رجوی از کیسه ی خلق محروم عراق وزیر سرنیزه ی صدام حسین به حلقوم شان ریخته،…

از اوج شرف تا حضیض ذلت

باری این روزها رجوی ها روبه صفت و گرگ خوی، در رنج ملت فلسطین با دم شان گردو می شکنند، غافل که گردوها چون کله خالی از عقل راهنما و قلب تهی از عاطفه ی بشری شان، پوچ و خالی ست! وجز ننگ و رسوایی بالاوپایین پریدن، نصیب نخواهند برد. آری، بر…

گذر پوست به دباغ خانه

خواچه گان و مزدوران فرقه رجوی، هریک بدتر از دیگری، به منزله ی شیاطین رهبری به سوی تاریکی، همگی در« بسیج » های مرسوم، گماشته شده اند تا به زمزمه و وسوسه های مشئوم، جان اسرای فرقه را « هیزم» گیرند و آنها را به آتش شهوات ارباب شان بیافکنند.

ستارگان تابناک راهنما فراترازهجوم ابرهای توطئه

در دقیق ترین نقطه ی تضاد باید بگویم طی پست ترین مرحله ی زندگی و دوره ی سخیف گرفتاری در فرقه، کمترین شباهت و همراهی بین زنان فرقه رجوی و راهنمایی های حضرت زینب نیافتم، اگرچه همواره منافقانه کوشیده اند دست های نجس خود را به دامان پاک حضرتش…

دوزخیان

باید بگویم و شهادت دهم که چنین بازی زشتی با خانواده ما هم رفت. رجاله مذکری به پسرم تلفن کرده بود تا به تهمت های رجوی گونه بر مادرش روند. جوانی که مجرب از حوادث تلخ رجوی ها، اساسا از سیاست دوری می جوید و با زندگی در جامعه ی آزاد سوئد، رشته ی…

جهنم روی زمین

با گذشت زمان و بازشدن دست رجوی وسازمانش که اشتباه پشت اشتباه و غلط اندر غلط ماهیت فرقه ی خونخوار مافیایی اش آشکار گشت. همراه با امواج سرکش رویگردانی و گسستن ها، حربه ی لئیمانه ی رجوی هم صیقل داده شد و قلب های بیشتری درید. تهمت زدن و توهین…

کاروان نوروزی

مستِ می فروش، چشم های خواب آلوده نرگسی دل داغدارخویشتن چون لاله را، جگرسوخته شقایقی به دانه های اشک، خنکای ژاله داده اند

« زنده زاده، بیدار و آگاه »

« مسعود» بنده نیک خدا که زمانی به خطا، خدمت برده داران کرد تا به وقت بیداری و آگاهی و هشیاری، در گذر از تاریکی به نور و روشنایی، از بندگی به رهایی، بی واهمه ازهمهمه ی جنگ و ناامنی وخطر، وحیله ی وحوش درکمین، به همت یاری آزاده گان شتافته و…

« پیروان شیطان » و دستیاران

هرکس از شرارتی که مرتکب شده است سخن گوید و بدان واکنش نشان دهد، به زشتکاری که از وی سرزده است می اندیشد وبا تمام روح یکسره اسیر هرآنچه بدان می اندیشد، می شود و بدین ترتیب اسیر زشتکاری می ماند و یقینا قادر به بازگشت نخواهد بود، زیرا روح او…