مارمولک دوانی رجوی در « به عبارت دیگر» وهمچنین نظری بر عبارت نغز « طوطی ایوان »

علیرغم جاه طلبی جنون آمیز مریم رجوی، که در ره آن مرتکب جنایات نابخشودنی وگناهان کبیره شده است! با چنته خالی وازترس رسوایی بیشتر، جرات حضور در برنامه های پرسش و پاسخ ندارد ولاجرم مزدوران فرقه را به این فرصت ها گسیل می دارد که این بار در رمل استرلاب شان، قرعه بنام « رابین کوربت » افتاد که شکل ظاهر و زبان و وجناتش در رابطه با رجوی ها، ما ساکنین پیشین و رها از قلعه اشرف، را بیاد مارمولک های بدمنظری می اندازد که از درودیوار خوابگاه بالا وپایین می رفتند و خواهران شجاع! مجاهد را می ترساندند. ویا در محاوره ی رجوی گونه، کوربت دقیقا « استعمار فرتوت » را نمایندگی می کرد که به عادت معهود منافقی، حتما پیش خودشان و پشت سراو، مسخره اش می کنند وشیطان صفت، درقبال بیماری مزمن سادیسم مردم آزاری وخصلت دورویی و منافقی که از ذهن فاسد و قلب سیاه رهبری به کل اعضا سرایت کرده ونخ نماترین پرده های حیا پاره کرده است، می خندند. درهمان فرانسه و انزوای فرقه گونه شان دور از تفریحات سالم و شادمانی های ساده، کارشان این بود که پشت تنی چند فرانسوی فریب خورده (غالبا مغازه دارهای دهکده « اور- سور- اوآز» ودهات اطراف، یا صاحب املاک در اجاره رجوی) اعمال و حتی کمک هایشان را به مسخرگی بگیرند و بخندند. وهمچنین بود شیوه ی پلیدشان درمورد مزدوران معلوم الحال که درمجالس رجوی به رقص گرفته می شدند. آنهم در میهمانی و جشن های منافقانه نوروزی که اعضای رجوی از تجربه ی آن محروم بودند. باری، مارمولک مورد بحث، حتی از مارمولک بازی، به اصطلاح فارسی شکرشکن، عاجزبود که غالبا پاسخ هایش در افتضاح « نمی دانم» و« نمی خواهم بدانم» سبب بی آبرویی بیشتر رجوی شد. این مستوره ی پرسروصدا براستی نمونه ی مشتی از حمایت کنندگان سینه چاک رجوی است. ادعای « رابین کوربت » که درمورد خودش به دائره المعارف « ویکی پدیا» بچاب زده است، چیزی بیشتر از شرح حال آدمی نیست که ناموفق از گذراندن دوره های دانشگاهی، خود را به درودیوار می زند تاچیزی شود. صفحات مطبوعات وروزنامه نویسی را هم به جهت عدم پذیرش رها می کند و ناگزیر دست بدامان سیاست منافقی وبزمچه گونه می شود. ازآن سیاستمداری های استعمارفرتوت! که همین راه راهم باید مثل مارمولک از درودیوار زدوبند بگذرد. نمونه اش سقوط درمنجلاب رجوی! کسی که ازرجوی حمایت می کند، حق هیچ اعتراضی به رژیم ایران ندارد و نه فرصت ادعای حقوق بشری! زشت ترین عمل رابین کوربت وبدون تردید بی آبروترین خزیدن مارمولکی اش! پنهان شدن درپشت « حقوق کودکان » بنا بر ادعانامه « ویکی پدیا» یی خودش، است. وای برچنین مدعی وزهی جبن وخفت که دررویارویی آنچه برکودکان، فرزندان اعضای نگونبخت رجوی گذشت، خفقان می گیرد. « ظلم برعلیه کودکان» ظاهرا جنایتی غیرقابل گذشت در حقوق اروپایی منظورشده که این قانون به لحاظ سیاست آنچنانی و برای پیشگیری مصلحتی ازتمام سوزی رجوی، فرقه رجوی را دریغا دور می زند و می رود. اما صبح موعود خواهد دمید. اضافه بر رابین کوربت، مزدور وطنی رجوی که با ازدست دادن صحنه کمدی گری هایش درایران، گرداننده ی معرکه های هولناک رجوی گشته، طی مطلبی در سایت « بی.بی.سی فارسی» راجع به « شاپور بختیار»، آخرین نخست وزیر رژیم شاهی را« مرغ طوفان » نامیده وخویشتن را«طوطی ایوان»!
درحقیقت ناخواسته با نغزگویی خاصی، « هادی خرسندی » عاقبت جایی ما را خنداند، بی آن که نیازی به خواندن مطلب باشد. آری، ما طوطی گری و حرافی های فرموده از رجوی را، در ایوان رجوی شنیده و دستکم به این خودشناسی! واعتراف نغز، آفرین های لارم می گوییم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا