نامه گروهی از اعضای پیشین مجاهدین به دیوان عالی عدالت اروپا

جمعی از اعضای پیشین مجاهدین طی نامه ای به دیوان عالی عدالت اروپا، ضمن بیان شرح مبسوطی از وضعیت فرقۀ رجوی و اقداماتی که رهبری این فرقه طی سه دهه به انجام رسانیده و طی آن انبوهی نقض حقوق بشر و نقض قوانین بین المللی را مرتکب شده است، از قضات این دیوان درخواست نمودند تا بررسی و پژوهش بیشتری حول این فرقۀ و سران آن داشته باشند و اعلام نمودند در صورت نیاز آمادگی هرگونه همکاری با آنان جهت شناخت هویت درونی این فرقه و شهادت در مورد تمامی اقدامات ضد انسانی و نقض کنندۀ حقوق بشر توسط سران فرقه را خواهند داشت. ترجمۀ این نامه در زیر آمده است: قضات محترم دیوان عدالت اروپا با احترام ما جمعی از اعضای پیشین سازمان مجاهدین خلق می باشیم که سالهای طولانی در قرارگاه اشرف و سایر قرارگاههای این سازمان در عراق حضور داشته ایم و طی این سالیان شاهد حوادث بسیار ناگواری چه به لحاظ حقوق بشری و چه به لحاظ انسانی و عاطفی و تشکیلاتی و سایر موارد بوده ایم. کمتر از دوهفته پیش به تاریخ 21 دسامبر 2011، شما فرجام خواهی دولت فرانسه از حکم 4 دسامبر 2008 اتحادیۀ اروپا مبنی بر لغو برچسب تروریستی علیه سازمان مجاهدین را رد کرده و بر خروج این تشکل از لیست تروریستی تأکید نمودید و آنرا فاقد اعتبار خواندید. در صدور این حکم، نقش خانم شارپستون به عنوان دادستان این پرونده غیر قابل چشم پوشی بوده است. البته ما بخوبی می دانیم که تمامی مسائل حقوق بشری و انسانی و حقوقی در هرکجای جهان آلوده به سیاستهای مالی و اقتصادی و پولی شده است و هر گونه اصول انسانی براحتی به خاطر منافع سیاسی و اقتصادی زیر پا گذاشته می شود و تنها چیزی که بی ارزش شده است، ارزشهای انسانی و حقوق بشری است… ما همچنین می دانیم که شروع و پایان نامگذاری لیست تروریستی نیز هرگز جدا از سیاستهای آلوده به پول و معاملات اقتصادی و سیاسی نبوده و نیست. و اگر همه چیز بر مبنای حق سیاستگزاری می شد، نیازی نبود برای گذاشتن این سازمان در لیست تروریستی اروپا و آمریکا اینهمه سال فاصلۀ زمانی وجود داشته باشد چون عملکردهای این سازمان در 30 سال گذشته بر کسی پوشیده نبوده است. قضات محترم شما با سازمانی مواجه بوده اید که طی چندین سال اول شروع مبارزۀ مسلحانه صدها ترور خیابانی به اسم «اعدام انقلابی» انجام داده است و بیش از صدها نفر را به بهانۀ همکاری با ارگانهای مختلف جمهوری اسلامی با بمب و یا با مسلسل در خیابانها و مساجد ترور نموده است. شما با سازمانی مواجه بوده اید که از سال 1981 تا چند سال بعد از جنگ کویت دهها بمبگذاری در ساختمانهای دولتی و در لوله های نفتی و دیگر نقاط انجام داده است و طی آن بسیاری را به قتل رسانده است. شما با سازمانی طرف بوده اید که طی چند سال پیش از سقوط صدام حسین، صدها عملیات خمپاره ای و موشکی در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران به انجام رسانیده و ساختمانهایی را هدف قرار داده که در آن فقط افراد نظامی نبوده اند بلکه زنان و کودکان هم تردد داشته اند. شما با سازمانی طرف بوده اید که در ترور چند مستشار نظامی آمریکایی دست داشته و در گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران نیز نقش ایفا نموده و کلیپ هایی از آن در یوتیوب موجود است. شما با سازمانی مواجه بوده اید که رهبری آن علناً در نشست رسمی خود اعلام نموده که افراد جداشده از فرقه اش را در صورت شکست خوردن، در خیابانهای اروپا ترور خواهد نمود… قضات محترم شما در مقام قضاوت قرار دارید و چشمهای بسیاری به شما نگاه می کند. آیا اگر حتا یکی از این نوع اقدامات جنگی-تروریستی در شهرهای اروپا اتفاق می افتاد، شما ساکت می نشستید؟ آیا آنرا به عنوان یک عمل تروریستی محکوم نمی کردید؟ آیا رهبر همین سازمان یعنی خانم مریم رجوی فرمان خودسوزی در قلب اروپا را برای اعضای خود اعلام نکرد و طی آن دهها نفر خود را برای آزادی او به آتش نکشیدند؟ آیا خبر دارید که در همان زمان در قرارگاه اشرف نیز برای انجام خودسوزی عضوگیری می کردند؟ آیا این اقدامات یک خطر تروریستی برای آیندۀ اروپا نیست؟ قضات محترم هر کدام از ما یک یا چندین تن از اعضای خانواده و یا اقوام خود را در این سی سال از دست داده ایم و خود نیز بخش عمدۀ عمر خود را در سازمان مجاهدین علیه جمهوری اسلامی صرف نموده ایم… ما می دانیم که سیاستهای خونبار مسعود رجوی در سی سال گذشته دقیقاً به زیان مبارزات مسالمت آمیز و دمکراسی خواهانه مردم ایران تمام شده است. اما اینرا هم بخوبی فهمیده ایم که هر انسانی هرچقدر هم جنایت انجام داده باشد نمی تواند با خواست و ارادۀ یک فرد دیگر در کوچه و خیابان بدون محاکمه ترور شود و این عمل «اعدام انقلابی» نام بگیرد و گفته شود که این یک «محاکمۀ خیابانی» بوده است. شما به عنوان کسانی که در امور قضایی و حقوقی متخصص هستید بخوبی و بیش از همۀ ما می دانید که چنین اعمالی نقض آشکار قوانین حقوق بشری است. هیچ کسی بدون محاکمه و بدون اثبات جرم نمی تواند مجازات شود. اما رهبران مجاهدین به چنین میثاق بین المللی پایبند نیستند و در هیچ کجا از اعمال گذشته خود ابراز پشیمانی نکرده اند. شما قضات محترم می دانید که ما خود اعضای این فرقه بوده ایم و به ناچار چنین اعمالی را (بخصوص در دوران جنگ سرد که دوران مبارزات مسلحانه بود) به عنوان یک عمل مشروع و قانونی می دانستیم چون اشرافی به مسائل حقوق بشری و قانونی و حقوقی نداشتیم و افکار ما همان چیزی بود که رهبران فرقه به ما می گفتند، اما شما در دنیای آزاد و دمکراتیک می دانستید که چنین اعمالی مشروعیت قانونی و حقوقی ندارد، و امروز از شما انتظار می رود که بسیار بهتر به گذشته بنگرید. آیا شما می دانید که سرهنگ صیاد شیرازی بدستور مسعود رجوی جلوی چشمان فرزند خردسالش در خیابان ترور شد؟ آیا چنین موضوعی در حکم نهایی شما لحاظ شده است؟ چه کسی این سرهنگ را با هرجنایتی که مرتکب شده باشد محاکمه کرد و دستور اعدام او را صادر نمود، و در کدام دادگاه؟ آیا شما می پذیرید یک جنایتکار جلوی چشمان هراسناک فرزندش ترور شود؟ این تنها یک نمونه است. بسیاری از ترورها در خیابان و در مسجد انجام گرفته است. ما راجع به جنایتهای انجام گرفته شده توسط کسانی که ترور شده اند قضاوت نمی کنیم، ما به شکل انجام محاکمه و مجازاتها کار داریم که شاید روزی مورد تأیید خود ما نیز بوده باشد، به همین خاطر، آیا شما می دانید که در مسجدها زنان و کودکان نیز حضور داشته اند؟ برخی از این افراد به همراه تعدادی دیگر کشته شده اند، آیا آن افراد نیز مورد محاکمه قرار گرفته بودند؟ تعدادی از ما در جریان درگیریهای بعد از جنگ کویت در عراق حضور داشته ایم. بارها به سوی خانه های شهروندان عراقی در شهرهای طوزخورماتو و سلیمان بک و کفری شلیک شد و زنان و کودکان و دیگر افراد کهنسال در معرض آسیب قرار گرفتند و با گریه و زاری از مسئولین مجاهدین می خواستند به خانه هایشان شلیک نکنند. آیا چنین کارهایی از نظر شما ترور و جنایت محسوب نمی شود؟ قضات محترم آیا رهبران این سازمان تغییر استراتژی داده اند؟ اگر چنین است، در کجا اینرا به طور رسمی اعلام نموده اند؟ آیا خلع سلاح اجباری آنان شاخص تغییر است؟ اگر چنین است در دوسال گذشته چرا به دستور مسعود رجوی صدها تن از اعضای مجاهدین در اشرف با چماق و تیرکمان و سپرهای چوبی به جنگ سربازان عراقی فرستاده شدند؟ چرا به دستور مسعود رجوی همین افراد به سوی پدران و مادران پیر ساکنان اشرف سنگ و آهن و آتش پرتاب می کنند؟ آیا شما قضات محترم شناخت کافی از رهبران این فرقۀ خطرناک مذهبی دارید؟ آیا تاکنون با صدها تن از اعضای جداشده از این فرقه به گفتگو نشسته اید تا از حقایق درون مناسبات مجاهدین مطلع شوید؟ آیا قضاوت شما واقعاً بدور از سیاستهای رایج زمانه که آلوده به معاملات اقتصادی-مالی است بوده است؟ ما می دانیم که دهها تن از سیاستمداران و نظامیان بازنشستۀ اروپایی و آمریکایی با گرفتن دستمزدهای کلان به حمایت از رهبران فرقۀ رجوی پرداخته اند و خود نیز در خبرگزاری های معتبر جهان از جمله بی بی سی و صدای آمریکا به این اعتراف کرده اند… در این تردیدی نیست که سیاست آلوده به فساد است، امیدواریم که دادگاههای اروپا و بویژه «دیوان عدالت اروپا» همیشه از هر سیاستی بدور باشند، اما سوآلی که برای ما مطرح است اینکه بر چه مبنایی فرجام خواهی دولت فرانسه رد شده است؟ اگر رهبران این فرقه از دید شما تروریست نبوده اند، پس اینهمه اقدامات تروریستی طی 30 سال گذشته را چه نام می نهید؟ و اگر از نظر شما رهبری این فرقۀ تغییر مشی داده است، با چه شاخصی اینرا تأیید می کنید؟ آیا رجوی حاضر است در مطبوعات و رسانه ها صراحتاً از اقدامات تروریستی قبلی خود ابراز پشیمانی کند و رسماً بگوید که اشتباه کرده است؟ اگر چنین سخنی را حاضر نیستند بر زبان بیاورند، پس با چه شاخصی می توان اطمینان داشت که بعد از گذار از این دوران حساس و خطرناک و مستقر شدن دوبارۀ مسعود رجوی (و بخشی از سران مجاهدین که رهبری تمامی اقدامات تروریستی را برعهده داشته اند) در خاک اروپا، دوباره همان اقدامات تروریستی و تهدیدآمیز را در اروپا علیه مخالفان و منتقدین خودآغاز نکنند؟ قضات محترم دیوان عدالت اروپا ما اعضای پیشین این فرقۀ مخوف مذهبی، هرکدام شاهد بسیاری از اعمال تروریستی و یا جنایتکارانه که توسط مسعود و مریم رجوی طراحی و فرماندهی می شده است بوده ایم و می توانیم به عنوان شاهد در هر دادگاهی که شما بخواهید شرکت کنیم و گواهی بدهیم. بسیاری از این جنایتها علیه اعضای منتقد فرقه صورت گرفته است و از چشم جهانیان بدور مانده است. دهها نفر در درون قرارگاههای مجاهدین در خاک عراق زیر شکنجه و یا با اقدام به خودکشی و خودسوزی جان باخته اند و صدها نفر نیز به جرم مخالفت با انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین به زندان افتاده و یا نهایتاً به استخبارات عراق تحویل داده شده اند و به زندان ابوغریب رفته اند. بسیاری از این افراد به عنوان اسیر جنگی با جمهور اسلامی تبادل شده اند. تمام خودکشی ها بخاطر فشارهای ضدانسانی و ضدحقوق بشری بوده که رهبری سازمان علیه افراد خود اعمال می نموده است. پس، چگونه می توان راحت از همه چیز گذشت و بدون تحقیق و صرفاً بخاطر ادعای دروغین چند تن از سران همین سازمان حکم صادر کرد؟ آیا قربانیان اصلی این جنایتهای تروریستی و ضدانسانی در هیچ کجای این حکم و قضاوت شما نمی گنجیده اند؟ آیا عدالت حکم نمی کرد که با تعدادی از قربانیان فرقه هم به گفتگو بنشینید و نظرات آنها را هم جویا شوید؟ آیا اطلاع داشتید که در طی همین سال جاری که شما مشغول رایزنی بودید، دهها تن از اعضای همین سازمان از اشرف فرار کرده و به سازمان ملل پناه آورده اند که در بین آنان زنانی از شورای رهبری مجاهدین نیز حضور دارند؟ آیا اینها که بهترین و جدیدترین شاهدان مسائل داخلی اشرف هستند مستحق گفتگو با شما برای تأثیرگذاری در تصمیم نهایی شما نبودند؟ ما مشتاق هستیم ببینیم «عدالت» تا چه اندازه در «دیوان عالی عدالت و دیگر دادگاههای اروپا» حرف اول را می زند؟ امیدوار هستیم با چنین حکمهایی که تنها به سود رهبران این فرقۀ خطرناک است و دست آنان را در جذب جوانان اروپایی باز می کند (و هیچ مشکلی از ساکنان اشرف که قربانیان همان سیاستهای تروریستی و ضدبشری سران سازمان هستند حل نخواهد کرد)، آیندۀ اروپا دستخوش فرقه گرایی جوانان و اقدامات خطرناک تروریستی که پیامد ظهور فرقه های مذهبی است، نشود. درهر صورت، ما جداشدگان از این فرقۀ خطرناک مذهبی آمادۀ هرگونه همکاری با شما برای شناخت هرچه بیشتر اینگونه فرقه های خطرناک هستیم چرا که نمی خواهیم جوانان اروپا نیز مثل ما گرفتار فرقه هایی شوند که به راحتی می توانند دست به مغزشویی افراد زده و آنان را وادار به خودسوزی و عمل انتحاری نمایند. خوشبختانه دختران و پسران آگاه ایرانی در سالهای اخیر به خوبی نشان داده اند که چنین فرقه هایی را شناخته و هرگز در دام آنان نخواهند افتاد، و برای همین رجوی روی جوانان اروپایی حساب زیادی باز نموده است. با احترام جمعی از اعضای پیشین سازمان مجاهدین خلق. ساکن اروپا
محمد رزاقی
جعفر ابراهیمی
حامد صرافپور
بتول سلطانی
محمد کرمی
حسن پیرانسر
بهزاد علیشاهی
مجید روحی
نادر نادری
علی اکبر راستگو
محسن عباسلو
علیرضا میرعسکری
بتول ملکی
محمد حسین سبحانی
نسرین ابراهیمی
علیرضا نصراللهی
غفور فتاحیان
محمود سپاهی
سعید ناصری
همایون کهزادی
مهدی خوشحال
میلاد آریایی
روح الله تاجبخش
مهدی سجودی
کریم غلامی
علی جهانی
مسعود خدابنده
مهرداد ساغرچی
آن سینگلتون
علی قشقاوی
امیر موثقی
هادی شمس حائری
ادوارد ترمادو
عباس صادقی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.