اعضاء جداشده از فرقه رجوی

نشست صمیمی جداشده ها با دانشجویان با موضوع فرقه ها و تروریسم – قسمت دوم

هیچ کس از تهدیدهای فرقه گرایی و تروریسم در امان نیست
همانطور که در قسمت قبلی اشاره شد روز دوشنبه 22/8/91 دو نفر از اعضای سابق فرقه رجوی آقایان صمد نظری و علی اکرامی درسالن همایش دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز برای جمع کثیری از دانشجویان و اساتید این دانشگاه در رابطه با فرقه ها و تروریسم وعملکرد فرقه تروریستی رجوی به سخنرانی پرداختند که در این مجال به قسمت دوم آن خواهیم پرداخت.
صمد نظری: در سال 64 رجوی که به دنبال شکست مفتضحانه در داخل کشور عمده نیروهایش را از دست داده بود و هیچ حرفی برای گفتن نداشت با بحث انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به قول خودش خواست انگیزه و روح جدیدی درکالبد مرده سازمانش بدمد. او شیادانه و در منتهای دجالیت با عنوان کردن بحث نفی ستم جنسی و آزادی زنان سعی کرد که تمامی قدرت را دردست خودش قبضه کند. دفتر حزب سیاسی رامنحل کرد و رهبری خود و مریم (همسر سابق مهدی ابریشمچی) بود و بعد ازبحث طلاق به ازدواج خود درآورده بود را جایگزین نمود و در حقیقت در منتهای فرصت طلبی از بحث آزادی زنان به نفع تثبیت پایه های قدرت مطلقه و خود کامه خود سوء استفاده کرد. و بدین ترتیب سازمان را وارد مناسبات فرقه ای نمود. با ایجاد استبداد و کیش شخصیت خود را به مثابه رهبری معصوم و عاری ازهرگونه خطا در اذهان نیروها جا انداخت. و از آن به بعد اعضا حتی در ذهن هم نمی توانستند تصور کنند که رجوی ممکن است اشتباه و یا خطا کند. درجریان انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک با بحث طلاق زنان و مردان به اجبار از یکدیگر جدا شدند و کانون خانواده ازهم پاشید. احساس،عاطفه و بروز هرگونه علاقه دو جانبه جرم و گناه محسوب شد و افراد تنها مسعود و مریم را می پرستیدند و ستایش می کردند. فرزندان با طلاق پدر و مادران آواره و به خارج از کشور اعزام شدند تا دیگر خانواده ای باقی نماند.
اکرامی: با شکل گیری انقلاب ایدئولوژیک،بزرگترین انحراف و انحطاط درسازمان بوجود آمد. و یکی از مخوف ترین فرقه های تاریخ معاصر شکل گرفت. استبداد و تک صدایی در مناسبات تشکیلاتی جایگزین سانترالیزم(مرکزیت) دموکراتیک شد،که روزی سازمان شعار آن را میداد. اما اجازه بدهید قبل ازاینکه به فضای حاکم برمناسبات و روابط درون تشکیلات بعد از بروز انقلاب ایدئولوژیک بپردازم به این سئوال جواب بدهم که انقلاب ایدئولوژیکی درون سازمان چگونه وچرا شکل گرفت؟ وسازمان تحت چه شرایطی وارد این مبحث شد؟
سازمان بدلیل تحلیل های غلط رجوی و عدم شناخت شرایط عینی جامعه ودر حقیقت، نداشتن یک تحلیل مشخص از اوضاع مشخص جامعه و بدلیل قدرت طلبی محض رجوی دست به یک جنگ مسلحانه ای زد که شکست آن پیشاپیش برای هر فرد سیاسی که مختصرشناختی از اوضاع سیاسی وتعادل قوا درآن مقطع داشت محرز بود. ولی رجوی بدلیل همان خود بزرگ بینی وجاه طلبی به این اشتباه بزرگ سیاسی واستراتژیک متوسل شد. اشتباهی که هیچگاه نخواست به آن اذعان کند. بعدازشکست درفاز نظامی و دستگیری اکثراعضا وهواداران لاجرم به خارج گریخت. درآنجا بدلیل آنکه دربن بست مطلق سیاسی و نظامی گرفتارشده بود واز طرف دیگر هیچ حرفی برای گفتن توجیه شکستش نداشت به جای انتقاد ازخود وتصحیح خطوط غلط گذشته به توجیه درستی خط وخطوط گذشته پرداخت وعلت شکست ها را نه تحلیل های غلط وی بلکه دیدگاه و طرز تفکر غلط اعضا دانست و درمنتهای شیادی وحقه بازی بحث انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان وضرورت رهایی زنان را مطرح نمود تا بدین ترتیب چند صباح دیگربا فریب اذهان اعضا بتوانند به حاکمیت ننگین خود براین فرقه ادامه دهد. رجوی که درسال 61 ضمن ملاقات با طارق عزیز معاون نخست وزیرامورخارجه وقت عراق دست به خیانت آشکاری برعلیه مردم ایران زده بود و با اعلام انقلاب در ساختار نظامی سازمان دستور اعزام نیروها به خاک عراق را صادرنمود.درحقیقت هدف اصلی رجوی درشکل گیری انقلاب ایدئولوژیک منحرف کردن اذهان نیروها ازبن بست خطی واستراتژیک سازمان وسرگرم کردن وادامه اسارت آنها بود.
آقای نظری: مورد دیگری که باید به عنوان نقطه انحراف وانحطاط سازمان به آن اشاره کنم مواضع استکبارستیزی دیروز واستکبارپناهی امروزسران این فرقه و شخص رجوی است.فرقه تروریستی رجوی همیشه به ترور مستشاران امریکایی درزمان شاه وشعارهای ضد امریکایی افتخارمیکرد وبعد ازپیروزی انقلاب دولت مرحوم بازرگان را لیبرال وپایگاه امریکایی ها تحلیل میکرد.حتی تا قبل ازسقوط صدام دیکتاتورعراق،رجوی درنشست با اعضا گفته بود،درصورت حمله امریکا به عراق در کنار ارتش ودولت عراق خواهد ایستاد. ولی بعد ازسقوط صدام عملا دیدیم که دوشادوش ارتش امریکا برای دستگیری سران دولت سابق عراق اقدام میکرد. یا شرکت کردن نمایندگان هارترین جناح راست امریکایی در میتینگ های این فرقه واعللام حمایت آنها ازسران این فرقه را چگونه میشود توجیه کرد؟ با توجه به کمبود وقت وبا توجه به اینکه آقای اکرامی درسالهای اخیر از سازمان جدا شده ازایشان درخواست میکنم دررابطه با چگونگی و شیوه های کنترل ذهن وشستشوی مغزی وتروردراین فرقه راتوضیح دهد.
آقای اکرامی: بعد ازانقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان وجدایی زنان ازمردان یک استبداد وخفقان مطلق برمناسبات حاکم شد. اعضا از بدیهی ترین حق و اصول اساسی حقوق انسانی یعنی آزادی بیان وعقیده محروم گشتند. درحقیقت این رجوی بود که با تکیه بر اهرم نشست های موسوم به عملیات جاری وتفتیش عقاید وگماردن اعضا به مراقبت از یکدیگر و دادن راپورت روزانه،این اسارتگاه را بوجود آورد.اعضا طی سالیان از حق نامه نگاری تماس تلفنی و کوچکترین خبری ازخانواده های خود محروم بودند. رادیو،تلویزیون، اینترنت وروزنامه وجود نداشت وافراد مستمرا درطی روز وساعت ها تحت شستشوی مغزی وفشارهای هیستریک روحی قرارمیگرفتند. اعضا بعنوان یک وظیفه ایدئولوژیکی می بایست روزانه ولحظه لحظه تناقضات وآنچه که به ذهنشان خطور میکرد را به تشکیلات گزارش میکردند. ومتاسفانه حتی دربعد تمایلات جنسی هم اعضا مجبورمیشدند خصوصی ترین احساسات وتمایلات عاطفی درون خود را که درجامعه حریم خصوصی ومقدس انسانها قلمداد میشد را به سازمان و در حضور دیگر اعضا گزارش میکردند.
بدین ترتیب رجوی انسانها را بلحاظ ارزشی از درون تهی وخرد میکرد. وبلحاظ شخصیتی تحقیر میکرد. اعضا آنقدرشکننده شده بودند که با دیدن تصویر جنس مخالف و یا صحبت با او احساس گناه به آنها دست میداد.درزمینه مسائل سیاسی نیز اعضا بدلیل اینکه طی سالیان پشت حصارها وسیاج های پادگان اشرف به سربرده وحق خروج به دنیای آزاد را نداشتند و ازطرف دیگربه رسانه های مستقل نیز دسترسی نبود به آنها تلقین میشد که تمامی واقعیتها همان چیزی است که سران این فرقه شبانه روزبه آنها تحمیل میکنند. رجوی ازاین قطع ارتباط اعضا با دنیای آزاد بیشترین سوء استفاده ها را می نمود.اذهان نیروها را منجمد ودرسالهای 60 متوقف میکرد. وازطرف دیگراعضا درنشست های مختلف تحت شدیدترین بمباران های روحی وذهنی قرار داشتند. دراین فضا و جو اختناق ایجاد شده یا باید تسلیم شد یا همانند صدها نفر دستگیر و به زندان های مخوف اطلاعات عراق یا زندان ابوغریب تحویل داده شوند. بسیاری ازاعضای ناراضی وازجمله علی زرکش مرد شماره 2 سازمان بدلیل مخالفت با مبارزه مسلحانه ترورشدند.و یا مجبوربه خودکشی وخودسوزی گردیدند دراین میان میتوان به رحیم قاسمی نژاد و مجتبی میرمیران شاعر اشاره کرد. البته بررسی جنایات سران این فرقه وآنچه طی سالیان براعضا گذشته مستلزم زمان بندی مفصل است. که دروقت این جلسه نمی گنجد.پس اجازه دهید با توجه به کمبود وقت وانبوه سئوالاتی که ازطرف شما برایمان ارسال شده زمان باقی مانده را به پاسخگویی به سئوالات شما اختصاص دهیم.
آقای نظری:سئوالات زیادی دررابطه با مناسبات سازمان وماهیت این فرقه تروریستی پرسیده شده که ما سعی میکنیم متناسب با وقتی که دراختیارداریم به اختصاربه آن بپردازیم. بعد از اتمام جلسه هم بصورت حضوری درخدمت شما خواهیم بود تا به سئوالات شفاهی شما پاسخ دهیم.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا