همایش و نمایشگاه”دگردیسی درفرقه تروریستی رجوی” درلاهیجان

همچنانکه پیشتر به اطلاع رسید در تواریخ ششم و هفتم و هشتم اسفندماه 1391 در راستای روشنگری نسل جوان خصوصا اساتید و دانشجویان میهنمان حول تهدید فرقه ها مشخصا تهدید فرقه تبهکار رجوی نمایشگاهی با عنوان "دگردیسی در فرقه تروریستی رجوی" برگزار شد که با استقبال شدید مدعوین محترم قرار گرفت.

در تاریخ ششم اسفند در افتتاحیه همایش مذکور با حضور شماری از مسولین استانی و با حضور چشمگیر قشر دانشگاهی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان، متعاقب قرائت آیاتی ازقرآن مجید و پخش سرود رسمی جمهوری اسلامی ایران، رئیس دانشگاه؛ استاد دانشیان پشت تریبون قرار گرفت و ضمن سلام و خیرمقدم به حضار در تاکید به ضرورت چنین نمایشگاه و همایش روشنگرایانه ای اشاره کردند که هر چند به یمن وفاداری امت به امام و انقلاب و به پاس جانبازی شهیدان و پاسداری سلحشوران از ارزشهای انقلاب، خوشبختانه اثری از گروهکهای ضدانقلاب خصوصا مجاهدین در داخل کشور نمانده و جملگی فرار را برقرار و آویختن به دامن بیگانگان را ترجیح دادند ولیکن در تلاش به ادامه حیات خفیفانه شان کماکان سعی دارند ولو دردنیای مجازی اندک جوانان بی اطلاع کشورمان خصوصا قشر دانشجویان در حال تحصیل و جستجو را بفریبند و سوء استفاده هایی بنمایند برآن شدیم که با دعوت از شماری از جداشدگان از فرقه رجوی از تجارب این عزیزان در راستای روشنگری و افشای ماهیت فرقه رجوی و دسیسه های شیطانی شان استفاده بنماییم چونکه رجوی خائن سالیان عمر این عزیزان را در راستای مقاصد جاه طلبانه خویش به تباهی کشاند و این عزیزان از تجاربی صحبت میکنند که با پوست و گوشت خود لمس کرده اند و طبعا در جداشدن از این فرقه مافیایی قیمت دادند و خوبست که دانشجویان عزیز بتوانند نهایت بهره وری را از این همایش داشته باشند.
درادامه به دعوت مجری توانمند جلسه جداشدگان از فرقه رجوی آقایان علی مرادی، صمد نظری و علی پوراحمد به بالای سن رفتند و در جایگاه سخنرانان نشستند.
قبل ازشروع پاسخگویی به سوالات حضار سخنران جلسه آقای مرادی در معرفی خود گفتند:
بنده علی مرادی هستم از استان لرستان و از شهر خرم آباد در خدمت شماعزیزان هستم. بالغ بر15 سال ازعمر و جوانیم قربانی فرقه ظاله رجوی بودم و روح و روانم و سایر جداشدگان زیرپای رجوی خائن له شد به همین خاطر صحبتهایم شنیدنی است و عبرت آموز. انشاءالله که بتوانم در خدمت و روشنگری به همنوعان خویش در افشای چهره کثیف و مافیایی رجوی مثمرالثمر باشم.
بنده سابقا عضو پرسنل نیروهای مسلح ایران و استخدام ژاندارمری بودم و با شروع جنگ تحمیلی صدام علیه میهنم در جبهه های جنگ مشارکت داشتم و در همان اوان خدمتم به اسارت نیروهای متجاوز صدام درآمدم و 9 سال را در اردوگاههای صدام دراسارت بودم که متاسفانه دراثر سختیها و شداید اردوگاه و همچنین شگرد و مغزشویی دستگاه فریبنده رجوی که به توافق صدام در اردوگاه حضور فعال داشتند در سال 1368 متعاقب شکست مجاهدین درعملیات مرصاد به دام تشکیلات رجوی افتادم و بالغ بر 15 سال از عمرم را نیز در اردوگاه کاراجباری رجوی دراسارتگاه اشرف بسربردم و خوشبختانه سال 1383 موفق به جدایی از فرقه رجوی شدم و توانستم به خاک وطن و کانون گرم خانواده بپیوندم.
در ادامه جلسه به اتفاق دوستانم آقایان نظری و پوراحمد حول کارکرد فرقه ها در جذب نیرو و شگردهایشان بیشتر توضیح خواهیم داد ولیکن مقدمتا بگویم که فرفه رجوی در جذب نیرو روی نقطه ضعف و پاشنه آشیل سوژه مورد نظر انگشت میگذارند فی المثل در جذب نیرو در اردوگاه صدام روی سختی و مرارتهای اردوگاه صدام و همچنین روی نقطه ضعف خلاء عاطفی اسرا با خانواده هایشان متمرکز شدند و کار کردند. نمونه عینی شگرد و کارکردشان روی اینجانب بدین قراربود که روی قطع ارتباطم با خانواده ام زوم کردند و انرژی گذاشتند. در یک مقطع چندین نامه جعلی ازجانب خانواده ام به من رساندند ومدعی شدند که همسرم در اثر فعالیت سیاسی در داخل کشور توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده است و برادرم نیز درهمین راستا مورد اصابت گلوله پاسداران ایران قرارگرفته است و خلاصه اینکه جان وزندگی کلیت خانواده ام  درمعرض خطر و شکنجه واعدام است. خواهش دارم پا به پای من قضیه را دنبال کنید وخودتان را جای من بگذارید که با این اخبار دروغ چه حال وهوایی خواهید داشت… طبعا چون درقطع ارتباط با خانواده ام بودم وهمچنین درقطع ارتباط با دنیای بیرون وصرفا ازکانال تشکیلات فرقه رجوی تغذیه میشدیم همه لاطائلات رجوی را باورکرده بودم ولیکن وقتی پس از15 سال دوری وبی خبری به داخل کشوربازگشتم و خانواده ام را ملاقات کردم آنچه که دیدم خلاف اطلاعاتی بود که رجوی به من داده بود ودیدم خانواده ام همگان دارند زندگی عادی شان را میکنند وهمسرم اصلا عنصر سیاسی نبوده است و ایضا برادرم.درعوض این من بودم که متاسفانه دیگرخانواده ام را ازدست داده بودم وهمسرم مسیرزندگی اش یک جورهایی عوض شده بود که دراثبات خیانت رجوی به اعضای ناراضی خود و خانواده هایشان درادامه بیشتر توضیح خواهم داد و بازش خواهم کرد که شما عزیزان با درس گرفتن ازاین تجارب تلخ وسنگین من و امثالهم در دام چنین فرفه های تبهکاری نیفتید وبتوانید زندگی شرافتمندانه ای داشته باشید.

آقای مرادی متعاقب معرفی هرچند مختصر خودشان در سخنرانی خویش به اختصار پیرامون تاریخچه فرقه تروریستی رجوی موسوم به سازمان مجاهدین قبل و بعد از انقلاب و آخرین شگردشان درفضای مجازی روشنگری داشتند وافزودند که به اقتضای ذیقوقت تمایل دارم بیشتر به سوالات شمایان بپردازیم و پاسخ بدهیم و لیکن باید بگویم که سازمان مجاهدین سال 1344 بتوسط سه تن ازشاگردان مهندس بازرگان وازجماعت نهضت آزادی به اسامی حنیف نژاد، بدیعزادگان و سعیدمحسن با اعتقاد به مشی مبارزه مسلحانه با دید ملی و مذهبی و مارکسیتی تشکیل شد واعتقاد داشتند که مشی مسالمت آمیز کاربه جایی نخواهد برد. چند سال کار منسجم تشکیلاتی داشتند و اعضایی را عضوگیری کردند شخص مسعود رجوی نیز بتوسط حسین روحانی در سال 1346 عضوگیری شد. دراین وانفسا سلاحهایی جمع آوری کردند و آینده نگری داشتند که به حکومت برسند. سال 1350 شماری بتوسط ساواک دستگیر شدند و ضربه مهلکی داشتند و بنیانگذاران وشماری دیگر به اعدام محکوم شدند مسعود رجوی نیز از جمله محکومین به اعدام بود که برای حفظ جان خودش دوستان خودش را لو داد و ارتشبد نصیری که مدارکش موجود است درگزارش محرمانه ای گفت که رجوی درهمکاری با ساواک کوتاهی نکرده است ولذا ازمرگ حتمی نجات پیداکرد وبه حبس ابد حکمش تقلیل یافت وبدین صورت در زندان دنبال کسب رهبری سازمان بود که بتواند به جاه و مقام برسد. در جریان قیام از زندان آزاد شد و بدنبال شورش واخلال در انقلاب نوپای ما بود که به قانون اساسی رای نداد و درعین حال منافقانه در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری خودش را کاندید کرد وقتی مورد قبول واقع نشد وطرد شد نسبت به انقلاب و امام کینه ورزی داشت وبا جمع آوری سلاح وبا عملیات ترور کور با امام و انقلاب سرشاخ شد. دراین وانفسا شمار زیادی از اعضای خودش را به قربانگاه فرستاد و شمار کثیری از اقشار مومن و متعهد جامعه را نیز به شهادت رسانید.
متعاقب آن همه جنایت چون دیگر در جامعه مطرود و منزوی بود با اغفال بنی صدر به شکل خفتباری که درجریان هستید از کشور متواری شد و به خاک فرانسه پناهنده شد.
همزمان با اعزام نیروهایش به خاک عراق وطن فروشی را پیشه کرد و بسا خیانت به وطن و ملت ایران مرتکب شد تا بتواند حمایت صدام را متوجه خودش بسازد. سال 1365 با خفت وخواری که دیگرحضورش درفرانسه امکان پذیرنبود و تاریخ انقضایش تمام شده بود به عراق بقول خودش عزیمت تاریخساز!! داشت و تمام عیاربه عنوان ستون پنجم درخدمت صدام ملعون قرارگرفت. باحمایت صدام ارتش تشکیل داد و درمرزها دست به عملیات تروریستی زد و خیلی ازسربازان مرزبان این ممکلت را به شهادت رسانید و درعوض درفیلمی که مشاهده کردید مبالغ هنگفت از صدام هدیه گرفت و درحق ملت ایران بسا جنایت و خیانت کرد که بیانش در این فرصت نمی گنجد.
نه اینکه مشی درپیش گرفته شده اش به شکست انجامید در درون سازمان و در میان اعضایش بحث به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک را در پیش کشید که هم خودش را به عنوان رهبربلامنازع تثبیت کند وهم اینکه رقیبانش را در درون فرقه از سر راه بردارد و سربه نیست کند و مقاصد کثیف دیگر که در ادامه به جزئیات آن خواهیم پرداخت. صرفا بدانید که رجوی در جلسه ای در میان اعضای مرد گفت که زنان شما از این پس برشما حرام است و بر من حلال است و لذا همه وادارشدند حلقه های خود را به رجوی تحویل بدهند! خیلی ها تن به این کار ضداخلاقی و ضد خانواده رجوی ندادند و از تشکیلات جدا شدند خیلی ها در این دوران به زندان رجوی افتادند وخیلی ها تحویل صدام داده شدند و در زندان ابوغریب گرفتار شدند………میدانم خیلی دارم خلاصه میگویم و برایتان سوالاتی ایجاد میشود خوب است که سوالاتتان را یادداشت کنید ودر زمان خودش حتما پاسخ خواهیم داد.
درحال حاضر نیز نیروهایش به کمپ لیبرتی انتقال داده شدند چونکه از خانم کلینتون قول گرفته بودند که از لیست تروریستی خارج شوند و رجوی گمان میکرد از امریکا آبی برایش گرم خواهد شد. برغم اینکه شمار زیادی از این اسرا با صلیب سرخ و کمیساریای عالی پناهندگان مصاحبه شدند که برای آینده شان تصمیم بگیرند ولیکن رجوی اجازه خروج به اعضای ناراضی را نمیدهد و خود داستانهایی دارد که در ادامه توضیحات بیشتری خواهیم داد.
همچنانکه رئیس دانشگاه اشاره نمودند مجاهدین درداخل کشور و بطور حقیقی حضور ندارند ولیکن تلاش دارند در فضای مجازی شیطنتهایی داشته باشند و در ارتباط با نسل جوان و خام و بی اطلاع از مسایل، امورات فرقه ای خود را پیش ببرند. دراین رابطه اصلا با نام ونشان و پرچم وارد کار نمیشوند و با القاب مختلف با طرف حساب خود ارتباط برقرار میکنند و درابتدا مثلا قیمت یکسری مواد مصرفی و…. را می پرسند ودرادامه دنبال مقاصد تروریستی خود هستند که اساسا هم با هشیاری مخاطبین خود شگردهایشان شکست میخورد.
نمونه اش را درهمایش بوشهر که شرکت داشتم دانشجویان وقتی صحبتهایم حول فعالیت مذبوحانه فرفه رجوی را شنیدند دورم جمع شدند و گفتند که آقای مرادی ما چند دانشجوی دختر بودیم که با هم دوست هستیم در فیس بوک با هم ارتباط دوستانه ای داشتیم که پیام دوستی از ناشناس دریافت کردیم وقتی وارد قضیه شدیم بتدریج دیدیم که از ما اخبار و اطلاعات کشورمان را میخواهد و یک جورهایی مشکوک میزد که سریعا ارتباطمان را قطع کردیم.
دراین زمان مجری محترم جلسه ضمن تشکر از روشنگری آقای مرادی اشاره کردند که حجم سوالات دانشجویان خیلی زیاد شده است و خوبست که درفرصت باقیمانده به بخشی از سوالات دانشجویان پاسخ داده شود و الباقی سوالات دربرنامه فردا توسط مهمانان جداشده از فرقه رجوی پاسخ  داده خواهد شد.
ادامه دارد…
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.