به یاد کشته شدگان 18 فروردین 92

که سران فرقه به خاطر حضور درعراق به سراغ مرگ شان فرستاد.
من امروز درسایت ایران افشاگر فرقه رجوی به مطلبی برخوردم که به یاد آن قربانیان اختصاص داشت.
همگی آنها آشنا هستند و خاطرات  مشترک پر درد با آنها دارم.
اکثریت آن قربانیان را از نزدیک درنشست ها دیده بودم ویا با آنها در یک مقر بودیم.
آنها انسانهای پاک بودند که رهبران فرقه مجاهدین از نیت پاک آنها سوء استفاده کرد وآنها را به سوی مرگی تلخ وبیهوده هدایت نمود.
 من با فریدون عینی ویا جعفر بارجی از نزدیک آشنا بودم وبقیه نفرات را هم به طریقی دیده بودم. آنها مثل من فریب خورده ودر شرایطی قرار گرفته بودند  که درآن شرایط مرگ را می پذیرند تا از آن  نوع زندگی راحت شوند. انسان دراین شرایط  ودریک نقطه سراب که متوجه می شود سراغ مرگ رفتن را بهتر ازهمه چیز میداند که ممکن است باخودکشی باشد و…
 درهر صورت ازما استفاده ابزاری کردند وما خوراک تبلیغاتی شدیم.
این تابلو برای ما جدا شده از فرقه آشنا است که من در کنار نام آن دوستان ازدست رفته دیدم وخیلی ناراحت شدم باینکه سران فرقه خودشان به این عمل نمی کنند ازدیگران میخواهند و…
دراین تابلو شعار نوشته که درس ماندگار، پایداری، وفا وایمان.
اول من سوالهای خودم را بیان می کنم که سران به این جواب دهند وبعداً برخورد سران به این موضوع را بیان خواهم کرد تا قضاوت با شما خواننده ها باشد.
1- خانم مریم رجوی چرا درزمان پایداری که قراربود ماوشما در آن زمان همگی باهم درحال سقط صاحب خانه (صدام) به ایران حمله کنیم وپایداری خودمان را به سران رژیم نشان دهیم وحماسه ماندگار دردنیا خلق کنیم، چه شد که همسرتان وشخص خودتان با بقیه  سران فرار کردند واعضا را دراطراف کوه های دریاچه احمر رها نمودید؟
همه را منتظر خبر از بالا نمودید که تنها دوروز بعداز سقوط صدام ستون ها را فرمان جابجای دادید؟ این کار هم جز پایداری وحماسه شما است یا اینکه ترس وبزدلی شما را می رساند؟
 ما به سراغ مرک می رفتیم شاید اگر دستور حمله می دادید الان همگی ما کشته شده بودیم ولی چرا شما راه فرار را انتخاب کردید وبما که رسید تابلو حماسه وپایداری را نشانمان دادید. شما که لالایی بلد بودید چرا خودتان نمی خوابیدید؟؟
2- خانم مریم رجوی اگربه وفا وایمان پایبند بودید چرا آن موقع  بطورصادقانه اعلام نکردید که من از کنار شما می روم به فرانسه تا زنده بمانم وبرای مرگ شما درآن کشور اشک تمساح جاری کنم. بی خبر به فرانسه رفته وموقع دستگیری آن هم دو روز بعد ازاینکه همه خبرگزاری ها اعلام کرده بودند، ناچار شدند به نفرات بگویند که دولت وقت فرانسه با رژیم مماشات کرده وما باید برای رهایی (خواهر مریم) در جلو دیدگان خودسوزی کنیم و ما باید ازسر ترس یک تعهد خود سوزی را می نوشتیم آیا این بود درس وفا وایمان شما؟!
3- خواهر مریم!!!! معنی شما از بیان ایستادگی چه بود؟ مگر نفرات در زنجیر شما به این پایبند نبودند که شما آنها را در میدان نبرد رها کردید وبا همسر خود فرار کردید وبقیه در مسیر حوادث ماندند وامروز هم  به آن دسته فریب خورده ها که قیمت ایستادگی خودشان را به شما نشان داده ومی دهند چه کردید ومی کنید؟
 آیا حق آنها این بود ویا آیا حق افراد جدا شده ویا منتظر، تا شما آنها را به یک کشور ثالث ببرید.
آیا این قمیت ایستادگی آنها است که به سراغ مرگ بروند وشما هم به آنها منت بگذارید که شما بودید که باعث شدید اشرف را نتوانستیم حفظ کنیم!
مگر خود شما نبودید که قبل از سقوط صدام اشرف راها کردید؟
4- خانم رجوی (رئیس جهموری خودساخته و مسعود پرداخته)!
 آیا اوج شرف این بود که درمقابل آمریکایی ها دختران وپسران مردم را به رقص درآوردید؟!
درجلو دوربین های آنها به عنوان زندانی عکس گرفتیم وبه بازجوی آنها جواب دادیم که ما چیزی بجز کلاش بلد نیستیم چون ترس داشتید آنها بگویند اینها تروریست هستند!
ویا موقع خلع سلاح شما اوج شرف را به ما یاد دادید و گفتید که عیب ندارد در مقابل این ها ما از خودآمریکایی ها سلاح می گیریم فقط چند ماه به ما مهلت بدهید؟!
5- وقتی به پنج ضلع تابلو شما نگاه می کنم به یک سوال هم می رسم که این تابلو همان تابلو پنج ضلع شروع نشست های انقلاب شما نبود که مسعود می گفت من این تابلو آوردم که اگر شما انقلاب کنید وبه من تعهد بدهید من برای محقق کردن آن خواهم رفت که ایشان در مدت 12 سال دربهترین شرایط که به گفته خود پشتش به کوه بود (صدام) نتوانست حتی یکی از آنها را محقق سازد و امروز شما به این بنده خدا های اسیردوباره این تابلو را خرج می کنید؟
خانم مریم رجوی!
 من که درآن تشکیلات شما بودم واز نزدیک آشنایی دارم این تابلو را نقد می کنم که بدانید چقدر شما وما مقصر بودیم.
1- ما سر این کلمه پایداری و… چقدر ضربه خوردیم آنقدر که شاید به سراغ مرگ هم می رفتیم واین هم شعار نبود و درعمل هم نشان دادیم که ما به آن پایبند هستیم ودرتمام صحنه ها بودیم وعمل کردیم اما چه نتیجه بدست ما رسید؟
ما پایداری کردیم ودرمقابل شما به ما مارک خائن زدید و چیزی نگفتیم.
ما پایداری کردیم شما به خانواده ما توهین کردید و به خاطر مبارزه بازهم چیزی بیان نکردیم! ما پایداری کردیم شما ما را برعلیه همدیگر زندان بان کردید باز چیزی نگفتم و با این گمان ادامه دادیم که شاید اشتباه از ما است  وبرداشت ما غلط است. ما پایداری کردیم شما به ما مارک زندگی زدگی روزمره را زدید. ما پایداری کردیم شما ما را در کوه های احمر رها کردید وفرار نمودید. ما قیمت پایداری را پرداختیم ولی شما در بهترین شرایط زندگی را ادامه دادید وامروزهم می دهید ولی اعضا در لیبرتی به گفته خودتان دسترسی به چیزی ندارند…
2- وفا وایمان، چه کلمه خوبی بود که یک زمان برای ما بیان می کردند و ما به آن ارزش قایل بودیم ولی درطول زمان ما هم وفا وهم ایمان شما را دیدیم که بطور باورنکردنی اجازه ندادید به خانواده خود یک نامه بنویسیم ویا از وضعیت آنها باخبر باشیم! الان هم آنها که اسیرشما هستند واقعا خبر ندارند که الان پدر ومادرشان زنده است ویا فوت کردند اما شما خودتان به خانواده خود آن خدمت ها را کردید وگاه آنها را به بهترین مکان برای زندگی بردید ودرعوض برای رفتن به یک پزشک روزها وساعت ها بما توهین کردند اما شما به بهترین دکتر ها برای جراحی زیبایی رفتید وبچه هایی که نمی توانستند پوتین بپوشند شما چقدربه آنها توهین کردید واین درحالی بود که شما بهترین کفش را پوشیدید.
 ما در حسرت پوشیدن لباس خواب دریک آسایشگاه 40 نفره بودیم اما شما ها را به آن مقرهای ویلائی مجلل رساندیم ما رنگ پول را ندیدیم ولی شما ها آن پولها را صرف هوس بازی های خود کردید واین هم عاقبت ما وآنها که امروز کماکان اسیر چنبره ی شما هستند!
3- ما بنوبه خود ایستادگی کرده و گرمای 60و70 درجه عراق را به تن مالیدیم وچهره سوخته در جلو آفتاب را به تن خریدیم.
زندگی را رها کردیم با شما ماندیم به هرنوع که شما خواستید عمل کردیم.
ما همواره تحت امر ودر درکنارشما بودیم. شب ها در میدانهای مین بودیم، راه بازکردیم واها از دست دادیم ولی شما چه درآن زمان برای هوس بازی های همسر خود انقلاب به پا کردید همه را از زندگی محروم کرده و به خود و همسرت زندگی هزارو یک شب گونه درست کردید!
 به همسران آن دسته که رزمنده بودهم رحم نکردید واز آنها سوئ استفاده نمودید وبا نام رهایی آنها را به رقص جنسی درمقابل مسعود سوق دادید!
هزینه ی ایستادگی از ما وخوش گذرانی برای شما شد وهنوز هم آن دسته که دوست دارند به یک کشور ثالث بروند شما  درعوض اش به سمت مرگ می برید!
این را هم اضافه کنیم آقای مسعود رجوی همیشه قیمت ایستادگی را از جیب نفرات پرداخت کردند ودر شرایط های مناسب بدون دردسر آنها را به سمت مرگ برده والان هم می برد.
 به عنوان مثل موقع رفتن به فرانسه موسی خیابانی را خرج کرد که درآینده موی دماغ اش نباشد، درپایان شکست ها درعملیات فروغ جایدان علی زرکش را سربه نیست کرد تا بعدها موردانتقاد واعتراض ایشان نشود والان هم کل اعضاء را می خواهد به کشتن بدهد تا آنها افشاگری نکنند واین است دستآورد ایستادگی از آنها ودستمزد شما خانم رجوی ازاین ایستادگی!
4- ما  اعضای ساده، اوج شرف را درزمان جنگ ها نشان دادیم وآن روز که آمریکایی ها به اشرف آمدند اوج شرف شما را هم دیدیم که برای آنها رقص ترتیب دادید وقتی که تناقض را بیان کردیم به ما توهین شد اما قبل از آن شما درداستان 11 سپتامبر می گفتید آن برج ها را نیروهای اسلام ارتجاعی انجام داد و اگر نیروهای انقلاب کرده وارد می شدند وای به روزگار آمریکا بود وآن سرودهای گذاشته شده وجشن شادی به پا شده که ما بیان کردیم که با مردم آمریکا دشمن نیستیم بلکه با  ایدئولوژی سرمایه داری مخالف ایم، به ما توهین شد واوج شرف را ازطرف شما دیدیم وحالا دعوت از همان نیروهای آمریکا برای بمباران ملت ایران روی دیگر اوج شرف شما رهبران سازمان را نشان میدهد!!!
سیروس  غضنفری
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.