از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت پانزدهم

اعمال ننگین مسعود رجوی هرگز ازخاطرم نمیرود!
بند "د": تداوم وتشدید سرکوب نفرات با مارک نفوذی  سال 72  
رجوی بعد از مدتی مجدداً یك انقلاب درونی دیگری را مطرح كرد به نام بند "د "
به گفته خود مسعود بند "د" از آببندی می آید وآببندی هر فرد در مناسبات زن بالا سرش (مسئولش) می باشد و برای آببندی انقلاب مریم ، زنان مسئول هرفرد تشکیلاتی می شد .
به زبان ساده برای ماندن در مناسبات رجوی شگرد تازه ای داشت , بعضی ها فكر می كردند واقعاً با این کارآببندی می شوند ولی رجوی یک هدف دیگری داشت ومی خواست زن ها نفرات را تحریک کند و  این سبك فرقه ها است که می خواهند نفرات را غرق فساد كند و سازمان هم مستثنی ازاین قاعده نبود و از مسئله برای مچ گیری استفاده میکرد .هم سرزنش و هم غرق در یك كاسه بنام بند "آببندی" !
ولی رجوی چون خودش غرق فساد بود و فكر می كرد با مسئول شدن "زنها" نفرات دیگر هم غرق می شوند.
 اما افراد اندکی وجود داشت كه همیشه عربده كشان مثل رجوی غرق می شدند و با دید خودشان همه نفرات را زیر سوال می بردند و اثبات می كردند كه الان با  وجود زنی كه بالاسرشان است فشار جنسی را احساس نمی كنند و اگر هم می كنند مثل رجوی كه در جلو زنها لوس می شد و عربده كشان هم با لوس شدن در مقابل زن مسئول مسئله خود را حل می كردند .
اما بعضی ها اینطور نبودند و آنها زیر سركوب و فشار روحی بودند كه نه فشار جنسی به یادشان می آمد و نه مسائل دیگر و اساسا كسی كه مشكلات  زیادی دارد اساساً به فكر مسائل جنسی نیست و رجوی برای همین خودش تیر و تپانچه را شعار قرار داد كه اگر كسی به زن محل نمی گذارد به آن" زن" تیر بزند و اگر كسی محل گذاشت تپانچه . اگر كه تپانچه می زد مچگیری صورت می گرفت و به نفر می گفتند دیدی اینكاره هستی و فقط با تپانچه مسئله تو حل می شود باید روسیاه شوی مثل مریم و اگر محل نمی گذاشت زنها تیر می زدند و سعی بر این داشتند فرد را به طرف خودشان هدایت كنند و این را مریم به آنها گفته بود كه شما زنها می تونید با شگردهای خاص نفرات را به سازمان نزدیك كنید و همینطور هم می كردند . البته خیلی ها به خاطر آن از مسئول شدن بر مردها ok نبودند .
اوج این انقلاب زمانی شد كه رجوی دید همه مثل خودش غرق مسائل جنسی نیستند و برای اثبات خود دست به مارك زدن كرد و صحنه های جداسازی با نام ماموریت و یا همان وارد شدن تمام نفرات به انقلاب با شعار خنثی سازی شعبه سپاه پاسداران در درون تشكیلات شروع شد . و این بحث برای كسانی كه زندانی سیاسی و هوادار بودند خیلی خوب وخوشایند بود . اول نفراتی راكه بعد از سی خرداد دستگیر شده بودند ولی چندان شناخته و یا لو نرفته بوده و سریع آزاد شده بودند، دچار دردسر شدند!
رجوی می گفت شما نفوذی سپاه پاسداران هستید چراجمهوری اسلامی شما را اعدام نكرده و آزاد نموده است , اگر نفوذی نیستید چرا انقلاب نمی كنید.
این نفرات هم كه تا آن روز فكر می كردند كه یك انقلابی هستند و یك روز مجدداً راه باز خواهد شد و به زبان ما عربده كش نبودند و خودشان را واقعاً بچه سازمان می دانستند چرا كه تا آن زمان حداقل 14 الی 15 سال سابقه در تشكیلات و عملیات برای خود یك چیزهایی ساخته بودند كه رجوی با یك جمله همه را باد هوا كرد وگفت در گام اول تو نفوذی هستی .
بعدی ها آن دسته از نفرات بودند كه از روی ترس از اینكه یك روز هوادار بودند ودر فاز نظامی قبل در تظاهرات شركت نموده و از ایران خارج شده بودند و امروزدر مناسبات به آنها ایادی شعبه سپاه پاسداران می گفتند چون آنها هم فكر می كردند كه در این چند سال برای سازمان كار كرده اند و اگر سازمان قبول نمی كرد در مناسبات نبودند ولی رجوی به اینها گفت آری اما مریم آمده و می گوید باید كه انقلاب كنید نه اینكه شعبه سپاه پاسداران را گسترش بدهید.
چرا این مارك ها؟ چون این دو دسته واقعاً در زمان انقلاب بودند و آگاه بودند و چون سابقه سیاسی آنها خیلی زیاد بود  واینک نگرش آنها با دیدگاه رجوی كه دیگر غرق در فساد اخلاقی شده بود نمی خواند و برای سركوب آنها باید مارك می زد و ….. و از آنها اعتراف می گرفت و بعداً آنها را خلع سلاح می كرد تا بتواند آنها را خاموش نگه دارد .
نفرات بعدی آن دسته بودند كه بعد از آزادی اززندان به خارجه رفته بودند و هوادار بودند كه بعد از چند سال به مناسبات آمده بودند و اینها خواسته شان چیزی نبود كه رجوی به آنها داد . این دسته نفرات فكر می كردند بعد از فرار و آزادی در خارجه هستند و سازمان در آن كشورها هر چه از اینها خواسته بود بدون چون و چرا انجام داده بودند ولی چه فكر می كردند و چه شد؟!
بعد از مارك رجوی تازه فهمیدند كه زمان حضور در خارجه وابسته به بورژوا و غرق در بورژوا شده اند  ( رجوی حرفی ازاینکه زندگی بالاتر ازسطح بورژواها دارد و مانند خوانین مقتدر همه کاره است نمیزد ) و چون در آن غرق بودند انقلاب را درك نكردند و امروز با مارك و شكنجه انقلاب مریم را درك می كنند . این 3 دسته در مدت 6 ماه شكنجه و ….. كه روی آنها انجام شده بود و از ترس صحبت های (كاك صالح) ذاكر كه با هدف تیر به سرشان می گذاشت كه می كشم و یك مجوز برای دفن از عراقیها می گیریم و در اشرف دفن می كنیم نیاز به پزشك قانونی هم نیست. چه باید می كردند . توجه كنید رهبر تشكیلات می خواهد نفرات را در فساد اخلاقی غرق كند و رهبران غرق شده هم می خواهند با ترساندن نفرات خط رهبری تشكیلات را پیش ببرند , به همان خاطر رجوی در نشست رهبران سازمان گفت برای شما چه فرقی می كند كه(زن ) را طلاق داده اید الان زیردست و كنارتان زنها وجود دارد.
اینجاست كه غرق شدن در فساد اخلاقی در شروع انقلاب، حرف اول را می زند و ریشه اصلی انقلاب كه از طلاق و ازدواج مریم شروع شد دراصل به خاطرقرارگرفتن تشکیلات در بن بست سیاسی و نظامی رو به اینکار آورده و می خواهد با غرق در فساد شدن جلوی ریزش ها را بگیرد . چطوری؟ آن كسی كه از زنش طلاق گرفته دیگر رابطه ای ندارد كه با هم برای خارج شدن از تشكیلات همفكری كند و ناچار است چه مرد و چه زن در مناسبات بماند تا روزی تاریخ انقضاء فرقه تمام شود و یا بعضی ها كه جدا شده اند چطور هستند , الان خیلی ها هستند كه همسرش جدا و خودش در مناسبات است , در این بند به او مارك می زنند كه تو با انقلاب محرمیت نداشتی و زن از تو جدا شد وتو غرق مسائل جنسی بودی و زنت از دست تو رفت و به زن چه می گویند , تو انقلاب را درك نكردی اما پای همسرت را نتوانستی به انقلاب باز كنی روسیاه كردن را بلد نبودی و الان باید روی دیگر نفرات روسیاهی را مثل مریم انجام دهی .خودتان دریابید كه روسیاهی مریم چه بوده است .
اما  تکلیف نفرات باقی مانده چه بود؟
 اگر كسی می گفت می روم اولین مارك برعلیه او این بود كه تو غرق دوران هستی و چاره تو انقلاب است و انقلاب تو را از جنسیت رها می كند . مارك های خود ساخته و گزارش هایی برای او می خواندند كه می دید در مناسبات فقط یك چیز مانده بود انجام نداده و آن هم  حل امیال جنسی بود که درنهایت طرف سرزنش شده تشكیلات را قبول می كرد و محرم انقلاب شمرده میشد و شکر میکرد كه او را در مناسبات اعدام نكردند چون به همه ناموس ها حریص شده بود و اینطوری جلو ریزش ها گرفته شد و این ثمره انقلاب مریم بوده كه رجوی با مزدوری خاص خودش به دولت صدام درب را بسته و كسی  امکان خارج شدن نداشت و همه هم قبول كرده بودند كه واقعاً كسی خارج نمی شود . اما به چه قیمت؟
مثلا می شود زندگی را دوباره شروع كرد ، می شود شكنجه ها را از یاد برد، می شود چشم انتظاری ها را به فراموشی سپرد اما نمی شود عمر از دست رفته را مجدداً احیا كرد .
رجوی جوانی وانرژی یك سری را از دستشان گرفت و برای پوشش گذاشتن به مزدوری و كارهای غیر معقول خود دست به انقلاب ؟! نوین زد!
به همین خاطر است كه افشاگری های کاملا مستند ومتنوع جدا شدگان نمیگذارد که رجوی وجهه سیاسی داشته باشد .
بلی بعد از شكنجه های فراوان و بعد از 16 سال یك مرتبه رهبران فرقه بگویند بریده باشید اما در كنار خودمان زندگی كنید اما فرار نداریم , رزمنده نداریم ولی مجاهد داریم رزمنده به كسانی می گفتند كه آنها اعلام كرده بودند که مجاهد خلق نیستند.و رزمنده ارتش هستند  وقصد ندارند به سازمان وابسته شوند .
 رهبران فرقه با نام انقلاب توام با شكنجه، آنها را به سوی وابسته كردن به سازمان کشیدند و كسی نمی توانست بگوید "نه"!
 (كاك صالح) ذاكر , ایشان را اعدام می كرد ولی امروز همان ذاكرها می گویند رزمنده باش ، بریده باش ،هر چه دوست داری انجام بده و هزار بار به ما و رهبر ما كه یك زمان بت ما بود فحش بده اما فرار نكن.
هنوز تصور آن روزها برایم مشکل است که چی گذشت و بدلیل هزار تو بودن این زندان ها کسی بخوبی از این جنایت با خبر نشد.
وقتی افراد از بازجویی بر می گشتند تشخیص دادن اینکه  این قربانی چه کسی است مشکل بود!
آنها دیگر در گوشه سلول کز می کردند و باکسی حرف نمی زدند و بدلیل عدم وجود بهداشت و درمان، زخم های آنها عفونت می کرد که آنهم خودش بنوبه خود یک شکنجه دیگر بود. از همه بدتر شکنجه های روحی که با تحقیر کردن افراد توام میشد. کسی از این جنایات با خبر نشد تا زمانی که تعدادی از این افراد از سازمان فرار کردند ، دنیا نمی دانست که در آن روز ها چی گذشت و پشت تمام این جنایات خانم مریم رجوی و مسعود رجوی بود چون غیر ممکن بود که آنها بی خبر بمانند چون بدلیل وجود تشکیلات حتی آب خوردن افراد زیر نظر تشکیلات بود و حتی یک صندلی بدون اجازه تشکیلاتی جابجا نمی شد . جنایت سال 73 مستقیما زیر نظر مریم رجوی بود البته از زمانی که مریم رجوی در راس امور قرار گرفت داغ و درفش هم در سازمان پایه ریزی شد. قبلا بدلیل وجود هیئت اجرائی که متشکل بود از زنها و آقایان و در راس آنها افرادی مثل مهدی افتخاری .علی زرکش . پرویز یعقوبی و…. بودند مریم و مسعود جرئت انجام این طور جنایات را نداشتند.
انحلال هیئت اجرائی هم دسیسه مریم رجوی بود که یک سری را به سبک اجدادش قاجارها با قهوه قجری از میان برداشت بعد هم در راس امور با دست باز هر جنایتی برای کسب قدرت بیشتر انجام داد .
در دوران اجرای همین بند بود که برای ما هم یك نفر زن به عنوان مسئول داده بودند . آنقدر بد دهان بود كه یك روز من و دوستم كه الان در بند آنهاست بعد از افطار ناله كرده وگفتیم که خدایا تو شاهد هستی، بس كاری كن كارهای این زن نزد همه افشا شود و همانطور هم شد بعد از 6 سال و این ناله ها در زمین نماند. یك روزهم، ناله های ما و تلاشهای ما رجوی و مریم و رهبران این فرقه را به دادگاه ها می كشاند و آن موقع جواب كارهای غلط و شكنجه ها را خواهند داد و آن روز دور نیست كه مزدوری مثل مسعود و هوس بازی مثل مریم كه دیدگاهی آكنده از فساد و …… داشت و همه را مثل خود می خواست و تمام زنها را در مناسبات برای پوشش كار خودش به سوی فساد و … سوق می داد بر ملا خواهد شد وداد آنها را خواهند ستاند . نفرین خدا بر شما باشد كه انسانها را اسیر بوالهوسی و جاه طلبی خود كرده اید.
ادامه دارد…
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.