ازدواج به شیوه قرون وسطی در درون فرقه رجوی

بعد از مدتی فرصتی پیش آمد تا با دوستانی که از فرقه جدا شدیم کنار هم باشیم و از خاطراتی که در اشرف داشتیم برای همدیگر بازگو کنیم و در این رابطه هم کلی خندیدیم و جوک گفتیم که مثلا فلان مسئول در آنجا آنگونه رفتار می کرده و…
بعد به مسئله ازدواج در درون فرقه و کارهای کثیفی که در مناسبات شاهد بودیم رسیدیم لذا در این باره لازم دیدم مسئله پیشنهاد ازدواج که مسئولین فرقه به من دادند مقداری توضیح بدهم تا همگان دریابند که رابطه زن و مرد و مسئله ازدواج در آنجا چگونه بوده و با چه شیوه قرون وسطی انجام می گرفت.
در جریان عملیات دروغ جاویدان در منطقه دشت حسن آباد مجروح و به بغداد منتقل شدم بعد از حدودا سه ماه که هنوز بیمار بودم به اشرف انتقال داده شدم و به درمان بیماری خود که از ناحیه شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودم بپردازم.
حدودا فکر می کنم ماه آبان سال 67 بود که فردی به نام هادی افشار با نام مستعار نادر که بعدا معدوم شد معاون لشکر 91 بود مرا صدا زد. بعد از کلی فلسفه بافی در مورد من که بله سازمان از کار تو رضایت دارد و می خواهد به تو مسئولیت بیشتری بدهد و اراجیفی از این قبیل… در این لحظه به ذهنم زد که چه چیزی از من می خواهد که اینگونه به تعریف کردن از من و اینکه سازمان از من راضی می باشد پرداخته است.
نامبرده بعد از کشوی میزش عکس خانمی را در آورده و به من نشان داد که همسر وی در عملیات دروغ جاویدان کشته شده و یک فرزند دارد و برای اینکه روحیه او خوب شود و بتواند در سازمان خودش را سرپا نگهدارد تصمیم گرفته شد که تو با او ازدواج کنی تا مسئله او حل شود و می دانم که به این درخواست سازمان جواب رد نمی دهی این یک کار ایدئولوژیک است.
درهمانجا به او توضیح دادم که من برای جنگ آمدم و در ثانی وضعیت جسمی من مناسب نیست و زن در این مرحله چه به درد من می خورد آیا می خواهید فقط نامی باشد یا می خواهید مسئله او را حل کنید که متوجه شدم خیلی راحت معدوم نادر افشار توضیح داد که ما مسئله مان حل مشکل او می باشد و می خواهیم که بالای سر او باشی.
با گفتن این حرف تا ته قضیه را متوجه شدم که داستان از مسئله داری این خانم و اینکه شوهرش در عملیات کشته شده شروع می شود. قبلا هم دوستانم در مناسبات در مورد نحوه ازدواج شان برایم تعریف کرده بودند که فقط با دیدن یک عکس و تصمیم سازمان مجبور شدند ازدواج کنند که بعد از ازدواج داستان دیگری دارد که از نفرات متاهل شنیده بودم. در یک کلام از او اصرار ولی من قبول نکردم و در نهایت گفت که برو و فکرهایت را بکن و بعد از دو روز دوباره صدایم کرد تا جواب بگیرد که جواب من منفی بود.
سازمانی که خود را به اصطلاح مترقی می داند شیوه ازدواجش این گونه است هیچ کسی حق اظهار نظری ندارد و نمی تواند در انتخاب همسر خود تصمیم بگیرد. فقط رجوی است که قدرت انتخاب دارد این هم جنبه دیگری از فرقه گرایی سازمان می باشد. در زمانی که همه قدرت انتخاب برای شریک آینده زندگی خود می باشند در درون فرقه این گونه نیست و انسانها هیچ اراده ای ندارند و نباید حتی فکر کنند.
رجوی زن باره فکر می کرد که همه نفرات مشکل شان نداشتن زن می باشد با این شیوه سعی نمود افراد را درگیر زن کند و بعدا هم شاهد بودیم که چگونه با آوردن انقلاب طلاق زیر آب همه چیز را زد.
از جنبه دیگر فشار بیشتری روی افراد خصوصا زنانی که شوهرشان را در عملیات از دست دادن بود. رجوی سعی نمود با شوهر دادن شان باز هم آنان را در فرقه نگهدارد و انگیزه ای برای باقی ماندن در عراق به آنها بدهد که البته این کار زیاد جواب ندارد و شاهد بودیم که بعد از عملیات تعداد زیادی از فرقه جدا شدند.
در مناسبات فرقه این رهبران هستند که در این زمینه تصمیم می گیرند و افراد فقط بازیچه دست آنان می باشند.
رهبران فرقه سعی نمودند به صورت صوری و با سس ایدئولوژیک به مسئله زن و ازدواج در فرقه می خواستند آن را حل کنند ولی در این کار شکست خورده و شاهد انحرافاتی در درون مناسبات بودیم که البته در مسئولین این مسئله ضریب می خورد.
رجوی شیاد همیشه در نشست ها عنوان می کرد که تمام گروههای مبارز در دنیا وقتی مسئله زن را نتوانستند حل کنند به این روز افتادو از هم پاشیده شدند و تنها سازمان می باشد که توانست مسئله زن و ازدواج را حل کند. می توان به این نکته اشاره نمود که تمام رهبران گروهای مبارزاتی زنی را برای خود نخواستند ولی رجوی زن باره سطح خواستن خود را بالا برده و خواستار به خدمت گرفتن تمام زنان دنیا بوده است کار کثیفی که هیچ کدام ا رهبران دنیا نتوانستد این گونه درخواستی داشته باشند.
داشتن این دستگاه در مورد زنان دقیقا راه به ایدئولوژی کثیف رجوی می برد و هنوز هم نتوانسته آنرا حل کند و روزی را شاهد خواهیم بود که همین زنان به اصطلاح شورای رهبری لب به سخن بگشایند و آن وقت خواهیم دید که بوی گند ایدئولوژی رجوی تمام دنیا را خواهد کرد.
هادی شبانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.