وارونه نمایی

آقای محسن سیاکلا! دعوت ترا در بررسی اجمالی عملکرد سازمان قبول کردم!

محسن سیاه کلاه هم ازجمله کسانی است که قلم بدست گرفته تا درباره ی 50 سالگی سازمان مجاهدینی که 34 سال است که به کناری انداخته شده وبرروی جسد جان باختگان وبنیانگذاران آن فرقه ای منحط و مستبد بامرشد اعظم تام الاختیاری بنام مسعود رجوی ساخته شود، مطالبی سرهم بندی کند.
او طی یک مقدمه ی طولانی که کوشیده درحد بضاعت خود بااستفاده از قوانین اجتماعی، اقتصادی وتاریخی بشریت، توضیحاتی درمورد " زیربنا " و "  رو بنا " بدهد که اتفاقا قلم را کج کرده و تلاش نموده که عنصر " نقش شخصیت درتاریخ " را پررنگ تراز آنچه که معمولا پذیرفته میشود، نموده وازاین مسئله، توجیهاتی برای عملکرد ننگین فرقه ی رجوی درست نماید.
نام مقاله ی تئوریک؟! او " بشارت آینده… " نام دارد که دررسانه های اینترنتی باند رجوی منتشر گردیده است.
بعد ازگذر ازمقدمه ی مقاله، درقسمتی ازآن میخوانیم:
" این دعوتی است که از همه می‌شود تا هر چه پروژکتور و ذره‌بین دارند به گذشته سازمان مجاهدین بیندازند و واقعیتهایی را که تحقق یافته و دیگر ادعا نیست، ببینند و مورد بررسی قرار بدهند. هرچه بیشتر و عمیق‌تر بهتر. البته این کاری است که خیلیها کرده‌اند و می‌کنند و باز هم خواهند کرد. ما مجاهدین نیز از همه آنها استقبال می‌کنیم و اطمینان می‌دهیم که بیشتر و دقیق‌تر از همه، تمام آنچه را که نوشته شده است با بیطرفی کامل و از سر مسئولیت سنگین پیش‌بردن انقلاب و مقاومت یک خلق و یک آرمان، به‌دقت بخوانیم و خوانده‌ایم. از مثبتات آن بهره برده‌ایم و درخفا و علن سپاسگذار بوده‌ایم و منفیها را نیز بنا‌ به همان مسئولیت تاریخی که بر دوش پذیرفته‌ایم، برای قضاوت تاریخ و خلق حفظ کرده‌ایم ".
درجواب باید گفت: لبیک یا محسن سیا کلا!
من این دعوت شما را پذیرفته و درمقابل ازشما می پرسم که، سازمان رجوی که شما هم درآن حضور دارید، کدام انتقادات را پذیرفته ودرمقابل این انتقادات، از اهدای لقب " مزدور " و… به منتقد، استفاده نکرده است؟!
ممکن است که درثبوت صحت گفتارتان، موارد معتبر ومستندی را ذکر کنید؟!
آنچه که من ازنوشته های شما دریافته ام،  مشاهده ی مکتب " مشهدی عباد –  نام فیلم طنز بسیار معروف ترکی " است که قهرمان داستان طی آن میگوید:
" من هرچه میگردم که عیب های خود را بیابم، تنها یک عیب را میبینم وآن نداشتن عیب دروجود من است"!
آیا تشکیلات شما قضاوتی جز شبیه قضاوت مشهدی عیاد درمورد خود دارد؟!
سیا کلاه مینویسد:
" گفتیم که تحولات تاریخ قانونمند و ترجمان ضرورتها است. به‌وجود آمدن سازمان مجاهدین، امروز خیلی روشن شده است که ترجمان ضرورت وجود یک نیروی انقلابی در برابر حضور مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران یعنی خمینی بود. اگر مجاهدین نبودند، خمینی یک دوران تاریخی و طولانی، ایران، منطقه و کل جهان را در محاق بنیادگرایی و ارتجاع فرو می‌برد. در همین حدی هم که توانسته است کارش را پیش ببرد، آثار فلاکت بارش را برای ایران و خلقهای منطقه و برای کل جهان می‌توانیم مشاهده کنیم. حال شما مجاهدین را از صحنه حذف کنید تا ببینید چه کسی توان مقابله با خمینی را داشته است. اگر امروز در صحنه کسی جز مجاهدین نیست، به‌سادگی می‌توان نتیجه گرفت که در صورت نبود مجاهدین هیچ هماورد دیگری وجود نداشت و خمینی(برطبق) مراد خودش برای سالیان طولانی میراند ".
خودتان ادعا دارید که 50 سال است که حضور دارید وآنگاه ادعا میکنید که به حکم تاریخ؟! دربرابر امام خمینی که آن زمان انقلاب تحت رهبری او هنوز مطرح نبود، ساخته شده اید وآیا این ادعای مسخره ای نیست؟!
من باوضع فعلی تشکیلات رجوی کاری ندارم ولی این را میدانم که بنیانگذاران آن، مشکل عمده ای با امام خمینی نداشتند ونظریات ارائه شده ی شما درمورد ایشان، درهیچ سند ومدرکی ازطرف بنیانگذاران اولیه ی سازمان مورد تایید قرار نگرفته که هیچ،حتی درسال های اولیه ی انقلاب ایشان را رهبر معنوی خود اعلام میکردید!
رهبری میلیشیای خود رادراختیار ایشان قرار میدادید که ایشان عدم احتیاج خود را اعلام کرد!
بنظر ما درحال حاضر مجاهدینی با طرز تفکر اولیه  وجود ندارند تا همآوردی برای دیگران ورژیم باشند وآنچه که هست، یک عقبگرد تاریخی وارتجاعی درهمه ی عرصه ها برعلیه مردم وبنیانگذاران مجاهدین است!
همچنین:
" اگر قرار است که تکامل ادامه داشته باشد و اگر قرار است که جامعه انسانی هم‌چنان به سوی رهایی و آزادی گام به جلو بردارد، پس این پاسخ باید بر آن جرثومه غلبه کند و در تئوری و عمل آن را پس بزند و به این ترتیب به ضرورت تاریخ پاسخ بگوید ".
البته برخورد سیا کلا با مسائل مطلق است وایشان قدرت تشخیص این موضوع را ندارند که خط سیر تکامل خطی نبوده وزیگزاکی است و ایشان به فراز وفرود نهضتها که واقعیتی است، توجهی ندارند!
این نظر من درمورد خیلی ازپدیده ها هم درست نباشد، درمورد سرنوشت سازمان مجاهدین خلق کاملا درست است وچرا؟
دراین مورد باید دید که ارتجاع چیست و تکامل کدام است.
چه کسانی مانع رشد جوامع میگردند؟
آنهایی که منافع شان درسلطه ی هرچه بیشتر برمردم بوده و امپریالیزم جهانی درراس این جماعت قرار دارد که با تلاش های بی وقفه برای برانداختن حکومت های ملی وانقلابی وبرسرکار آوردن نیروهایی که منافع شان با اربابان یاد شده گره خورده، مرتجع حساب شده ومانع تکامل اند وباند رجوی که با ایجاد جمود فکری در اعضای خود ودعوت ازاین جهانخواران برای حمله ی نظامی واقتصادی به کشور آبا واجدادی اش، دراین زمره قرار دارند!
این هموطن تکامل دوست؟!، بدون اینکه متوجه باشد، یک گام ارتجاعی برداشته است:
" ابعاد کارهای شناخته شده و بیان شده مسعود یک قسمت از این حقیقت است، اما ابعاد کارها و تلاشهای شناخته نشده و بیان ناشده‌اش – که رسم مجاهدین است که از خود سخن نمی‌گویند – دریایی است که به قول مولوی، برای چشیدن نیز نتوانسته‌ایم به مصداق «آب دریا را اگر نتوان کشید – هم به قدر تشنگی باید چشید»، تا امروز حتی کوزه‌ای از آن برداریم ".
آیا ایجاد سیستم ارتجاعی برده داری مدرن دردرون تشکیلات را که رجوی بانی آن بوده وبا ایجاد حرمسرا متکامل ترش کرد؟!، جزو کارهای شناخته وبیان شده ی مسعود رجوی قبول دارید؟
اگر دارید که باید نوع این تکامل بشری اتفاق افتاده وضرورت تاریخی آن را شرح دهید!
اگر نه! که خود را بعنوان یک دروغگو معرفی میکنید!
دیگر اینکه اگر قرار است که مجاهدین خود ستائی نکنند، باند رجوی که درخود ستائی شهره ی آفاق است، با تعریف شما " مجاهد " نیست!
وباز:
اما وقتی حنیف و مسعود، این زنگارها را زدودند، سرانجام جوهر و گوهر این اندیشه و آرمان در وجود مریم رجوی تلألؤ و درخشش خود را برای همه به نمایش گذاشت. چقدر زیباست وقتی چشم انسان می‌تواند ”حقیقت“ را ببیند. و چقدر زیباست ”حقیقت“ وقتی که انسان می‌تواند آن را دریابد. همه‌اش زیبایی در زیبایی است و نور است در نور ".
آدم باید پررویی ای درسطح آقای سیاه کلا داشته باشد که چهره ای اینچنینی ازمریمی که بعنوان منشی مسعود رجوی، سبب جدائی او ازهمسرش شده وخود بجای اونشست و در تکمیل پروسه ی مغز شویی و حرمسراسازی یار غار او شد، با خونخوارترین مرتجعین جهان نشست وبا سفیر عربستان نرد عشق باخت و… اینچنین چهره ی نورانی وغیر زمینی بسازد!
این تشبیهات بی جا خاص فرق مستبد ومرتجع است وبا تکامل همسازی ندارد!
راست این است که فرقه ی رجوی بعنوان تفاله های اپوزیسیون برسمیت شناخته شود  ونه چیز دیگر!
حمید تبریزی
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا