مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت هشتم

خیانت و جنایت رجوی درحق ملت ایران واعضای اغفال شده اش گستره و پهنای زیادی دارد که زبان وقلم ازبیان تمام عیار آن قاصروناتوان است. دراین میان خانواده های اعضای گرفتاردرفرقه بدنام رجوی خاصه مادران ازقربانیان اصلی خباثت رجویها محسوب می شوند که دراین نوشتار به شرح زندگانی مادرانی پرداخته میشود که دراثرناجوانمردی وظلم وجوررجویها بی آنکه عزیزان شان را درآغوش بکشند ؛ ناکام وچشم انتظاردارفانی را وداع گفتند وبه دیاراعلاء شتافتند وبه آرامش رسیدند.

 

متوفی: مرحومه مغفوره زهرا علیپور

مادراسماعیل واحد خوش چهره ازاعضای گرفتاردرفرقه بدنام رجوی

اسماعیل واحد خوش چهره ازاسرای گرفتاردرفرقه بدنام رجوی است که بالغ بر28 سال است که ازدنیای آزاد و خانه وخانواده خاصه پدرومادرش بدور بوده است. 5 سال تمام پدرومادرسالمند درارتباط با انجمن نجات گیلان مصرانه پیگیررهایی جگرگوشه شان اسماعیل ازچنگال رجوی بودند وهربارحرف ثابت شان این بوده که فرزندمان درحین انجام خدمت سربازی ودردفاع ازمیهن مقابل صدامیان به اسارت درآمد وگناهی ندارد که بخواهد اینهمه دررنج واسارت بماند وما را هم چشم انتظاربگذارد وآسیب برساند وماهم ازاین بابت علیه رجوی بی دین همه جا شکایت داریم وازخدا میخواهیم که نیست ونابودش کند.

 

آقای محمود واحد خوش چهره پدردردمند اسماعیل دریکی ازروزهای کاری انجمن  مورخه مهر1387مراجعه میکند وطی نامه ای خطاب به اسماعیل مینویسد" نورچشم عزیزم سربازوظیفه اسماعیل جان

سلام. الهی به سلامت بوده باشید. چنانچه ازاحوالات ما بخواهید همگی سلامت بوده وبه جزدوری شما، امید از خداوند بزرگ دارم که دیدارها تازه گردد.

مدت 20 سال است شما را ندیده وعمرمان به پایان رسیده وروزگارما روزبه روزبه تیرگی و آشفتگی میرود وبرادرشما حمید واحد خوش چهره 8 ماه پیش فوت نموده ومن به اتفاق مادرت به آرامگاه مرحوم میرویم ودعا می کنیم که شاید توبرگردی وما را ازنگرانی کشنده دراوری.

مادرت ازدوری شما بشدت بیماراست ونمی دانم اخرکاربه کجا خواهد کشید.

قربانت. سربازبودی گناهی ندارید. انشاءالله به وطن خود بازخواهی گشت وبدین صورت یک تو دهنی محکم وکوبنده به سازمان سراپا فریب ونیرنگ خواهی زد وخودرا ازوجود انها پاک خواهی کرد. اگرتونیایی خودم با مادرت خواهم آمد وتورا تحویل خواهیم گرفت وبه کانون گرم خانواده بازخواهیم گرداند. درخاتمه ارزوی دیدارشما را داریم وسلامتی شما را ازخداوند بزرگ خواستاری."

 

مرحومه زهرا علیپورمادردردمند وچشم انتظاراسماعیل مدام به دفترانجمن مراجعه میکرد ومیگفت " همسرم ازخانه بیرون رفت ومن توانستم به انجمن بیایم وخبری ازپسرم بگیرم.  چون بیمارهستم همسرم اجازه نمیدهد تنهایی به خارج ازخانه بروم. ازشما مسول انجمن خواهش دارم هرطورشده صدای مظلومیت من مادررا به گوش وجدانهای بیداربرسانید وبگویید که من مادریک آرزوبیشترندارم وآن دیدارودرآغوش کشیدن فرزند اسیرم هستم همین وبس."

مدت زمانی بعد آقای محمود واحد خوش چهره ضمن مراجعه به دفترانجمن خبردرگذشت همسرخود ومادراسماعیل را داد و گفت " خدا رجوی را لعنت کند که اجازه نداد همسرم درآخرین لحظات حیاتش حتی صدای فرزندش را بشنود واین من بودم که دربستربیماری شاهد عذاب کشیدن همسرم درفراغ اسماعیل بودم."

متعاقب درگذشت خانم زهرا علیپورآقای محمود واحد خوش چهره نیزمریض احوال شد و اندک مدتی بعدنیزچشم انتظاردارفانی را وداع گفت و درکنارهمسرش درخاک ابدیت آرمید.

 

آقای حسین (فرزاد) واحد خوش چهره ازدیگرفرزندان این خانواده بزرگواردرراستای پیگیری رهایی برادراسیرش اسماعیل طی نامه ای مینویسد:

 "با سلام خدمت برادر عزیزم، امیدوارم که حالت خوب بوده باشد. راستش نمیدانم بعد از گذشت سالها دوری و فاصله در دلت چه می گذرد و چگونه توانستی این فاصله و اندوه چندین ساله را تحمل کنی؟ برادر عزیزم الآن در حدود 25 سال  واندی است که از خانواده دور هستی و نمی دانم خبرداری که چه بر سر خانواده ات آمده است. مرگ برادرمان حمید و متعاقب آن پدر و مادرمان همه و همه اتفاقاتی بوده که در این چند سال بوقوع پیوسته است و اینها بزرگترین فاجعه خانوادگی در طول این سالها بوده است. اسماعیل جان پدر و مادرت قبل از مرگ سالها انتظار دیدنت را داشتند و همیشه و در همه حال صحبت از آمدنت و اینکه چرا هیچگونه خبری از تو نیست سپری شده است و می دانم که دلت گرفته است و من مطمئن هستم ماندن تو چه در اوایل اسارت و چه الآن بصورت ناخواسته و اجباری بوده است و شما بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کردید و می دانم افکار و تفکر شما و آن چیزهای که به شما دیکته کرده اند به چه صورت بوده است ولی واقعیت ها و گفته ها را باید در جامعه کنونی از نزدیک دید. افرادی که دستشان برای ملت و مردم ایران رو شده است و بی شک آنان کسانی هستند و بودند که دست نشانده قدرتهای بزرگ چون کشور آمریکا و فرانسه می باشند و خودشان در خانه های مجلل زندگی می کنند و شماها را بعنوان سپر اهداف سیاسی و مالی  خود قرار دادند و از احساسات پاک انسانی شما سود برده اند. اسماعیل جان وضعیت سیاسی و اجتماعی درایران مخصوصاً برای شماها که هیچ هدفی جز خدمت برای کشور نداشته اید و فریب و حیله این افراد مزدور را خورده اید کاملاً عادی است و من به تو بعنوان یک برادر قول می دهم که در صورت تمایل و برگشت به ایران و خانواده کسی و چیزی تو را تهدید نکند و مشکلی برایت پیش نخواهد آمد و این شرایط مثبت برای افرادی مثل شما که هدفی جز خدمت به کشور و مردم نداشته اید مهیا می باشد. خواهشمندم حرف های من را جدی بگیرید و به آغوش خانواده ات برگرد. مطمئن باش من بعنوان یک برادر به شرفم قسم می خورم هرگز نمی گذارم تعهدات و حق و حقوقی که پدر و مادرت به امانت نزد من گذاشتند ذره ای پایمال شود و تا آخر عمرم بنا به احترام پدر و مادرم به این حق و حقوق پایبند خواهم بود و هر کمکی برای ساختن مجدد زندگیت لازم باشد انجام می دهم. "

خانواده محترم واحد خوش چهره به نمایندگی ازآقای حسین واحد خوش چهره برای استمداد ازمجامع بین المللی بمنظور کمک در رهایی عزیزشان بارها نامه نوشتند وازجمله درنامه ای خطاب به ناوی پیلای کمیسرحقوق بشرملل متحد یادآور شدند: " با سلام و احترام اینجانب حسین واحد خوشچهره برادر اسماعیل واحد خوشچهره می باشم. راستش همانطور که جنابعالی در جریان روند امورات مربوط به اسیران دربند سازمان به اصطلاح مجاهدین می باشید، برادرم اسماعیل واحدخوشچهره الآن نزدیک به 25 سال و اندی است که دربند افراد خودفروخته این سازمان اسیر می باشد و در طول این سالها دوری و دلتنگی چیزی جز از دست دادن پدر و مادرم و برادرم که با هزاران امید و آرزو منتظر خبرآمدن فرزندشان بودند حاصل نشد و پایان این دوری و حسرت چیزی جز مرگ عاید آنها نشد. راستی تاوان این آسیبهای بزرگ عاطفی و جبران ناپذیر را چه کسانی باید بدهند؟ سازمان منافقین! این لقبی است که ما درایران به مجاهدین میگوییم.

افرادی که بنام حمایت از خلق ظاهر شدند ولی به مرور زمان چهره پلید و ماهیت درونی آنها روشن شد و چیزی جز بدنامی برای خود نیاوردند و الان خودشان دربهترین شرایط با کمک های مالی کشورهای دیگر به ریش خانواده هایی مثل ما خنده می کنند که امیدوارم روزی تاوان این ترفند و حیله خود را بدهند.

 سرکار خانم ناوی پیلای صحبت ها در این باره بسیار زیاد است. بنده به عنوان یکی از اعضای خانواده برادرم اسماعیل واحد خوش چهره خواهشمندم با توجه به نامه انفرادی که برای برادرم نوشته ام که بپیوست می باشد از جنابعالی بعنوان یک شخص دلسوز و پیگیر دراین خصوص تقاضا دارم نسبت به بازگشت برادرم که مدت 25 سال و اندی است که در اسارت این مدعیان دروغین است تلاش کنید و امیدوارم که در زندگی شخصی خود همیشه موفق و موید بوده باشید. در پایان هر کمکی که در این خصوص لازم باشد، بنده میتوانم با کمال میل همکاری لازم را بنمایم.

 

خانواده  چشم انتظارواحد خوش  چهره اکنون پس از3 سال ازنگارش نامه فوق الذکرهیچ خبری ازصحت وسلامتی عضواسیراسماعیل واحد خوش چهره درتشکیلات سیاه رجوی ندارند وتنها به این خبرخوشحال هستند که لابد عزیزشان به اتفاق سایراسرای نگون بخت به آلبانی انتقال یافته است ودرانتظارروزی که شاید گوشی تلفن شان به صدا درآید وبتوانند صدای دلبندشان را بشنوند.

روح مرحومه مغفوره زهراعلیپورشاد

روح مرحوم محمود واحد خوش چهره شاد

لعنت بررجوی شیاد ودروغگو وظالم

پوراحمد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.