“کاه” نامۀ فرقه رجوی در مناسبات داخلی ازعراق تا آلبانی – قسمت اول

فرقه تروریستی رجوی که سالیان سال در عراق اقامت داشت تعدادی زیادی اسیر جنگی و افراد فریب خورده را با شیوه های مختلفی نگهداری میکند که با نام جذب نیرو و کنترل نیرو در تشکیلات خود نامگذاری میکردند و افرادی را در این تشکیلات تعیین و مشخص و به هسته درونی مناسبات بسته و محدود تزریق و تحویل داده می شدند و اعمال ذکر شده بر روی نیروها انجام میگردید:
1.حفظ افراد با تهدید و شکنجه، به این شکل که اعضاء را مدتی با نوارهای تاریخی درون کلاس با ساعت های طولانی همراه آنتراک کوتاه مدت سرگرم می نمودند و هر کس از ورود به کلاس ها ممانعت مینمود به عنوان فرد بی نظم تهدید و در فضای گرم بدون کولر باید دراتاقک فلزی که گرما در آنجا ضریب می خورد و تنها بدون تغذیه تا پایان ساعت آموزشی افراد منتظر بماند.
2.کاراجباری و محرومیت از خواب کافی، در قرارگاه های فرقه از جمله اقداماتی بود که سران برای نیروها معین نموده بودند و این کارها در گرمای طاقت فرسا و بدون هدف انجام میشد برای مثال به یاد دارم به صورت گروهی برای خراب کردن دیواری بلوکی در یک ساختمان مخروبه ما را می بردند و بعد از خرابی در طی روزهای متوالی، بدون هیچ گونه استفاده ای آن بلوک ها را رها میکردیم و هیچ استفاده ای هم نمی شد و به خاطر این بیگاری روزها معطل میشدیم وافراد خواب کافی نداشتیم.
3. مریض شدن ممنوع، طبق دستوردیکتاتور رجوی ملعون که به همه فرمانده ها دیکته شده بود “مجاهد مریض نداریم” در همین راستا اگر هر فردی به خاطر فشار کار و یا بیماری مزمن اسبق خود طلب معالجه و یا استراحت مینمود سریع با وی برخورد میکردند و میگفتند نشنیدی برادر مسعود چی گفته: ما مجاهد مریض نداریم و در صورت پافشاری فرد بیمار و عدم کار کردن،وی متهم به تمارض میگردید و با شکنجه روحی و ساعت ها حرف زدن مجبور به همراهی با جمع میشد.
4. فشار جمعی به صورت شدید و تحقیر کننده، دراین شیوه موذی وار به نام انتقاد از خود و دیگران در طی روز، نشستی اجباری به نام عملیات جاری دایر میگشت که هر فرد باید و باید از دیگران و از خود به خاطر کار زشتی که انجام داده انتقاد نماید در غیر اینصورت به خاطر حفظ چهرۀ خود وداشتن پل با دیگران مورد آزار و اذیت واقع میشد به این شکل که مسوول نشست فرد بیمار،به اتهام متمارض کننده را سوژه مینمود و با تحریک جمع که وی میخواهد از زیر کار فرارکند و فشار کار را روی دوش بقیه بیاندازد افراد را تحریک میکرد و با صداهای بلند و توهین آمیز و بعضآ کتک کاری فرد تحقیر و مجازات می گردید و چون رجوی این نشست های عملیات جاری را “جهاد اکبر” نامگذاری و آن را مرز سرخ تعیین نموده بود لذا هیچ عنصری در هر رده و مقامی که داشت باید آنرا اجرا مینمود و درصورت عدم ورود فرد به این نشست ها با مرگ و تبعید به زندان های بعث عراق روبرو میشد.
5.تعدی فیزیکی، زندانی کردن وعدم امکان خروج،به یاد دارم به خاطر فشارهای شدید نزد علیرضا خوشنویس فرمانده ارشد قرارگاه رفتم و بحث خروج و رفتن را مطرح کردم و بعد از ساعت ها و روزها کار توضیحی برای ماندن، پافشاری کردم که میخواهم بروم که من را نزد فهیمه اروانی سپس تحویل زندان دادند که در آنجا با شدیدترین کتک و فحش ها مواجه شدم و وقتی دیدم خروجی وجود ندارد و می خواهند مرا تحویل زندان های عراقی بدهند برای فرصتی مناسب جهت آزادی ام به قرارگاه خود برگشتم که بعدها فهمیدم شخص بازجو و شکنجه گرم سادات دربندی نام دارد و زندان بان نیز نریمان عزتی پدر یکی از هم یگانی ام است که او نیزمعترض و بعد از من به ایزوله و زندان رفت.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.