جدا شدگان استان مازندران انتقال نفرات به اشرف 3 را محکوم می کنند – قسمت دوم

در ادامه آقای اصغر باباپور که به کوری چشم رجوی زندگی جدیدی را آغاز نمود عنوان داشت که از اول هم قابل پیش بینی بود انتقال به آلبانی یعنی فروپاشی چفت وبست های تشکیلاتی. دیگر آن تشکیلاتی که رجوی به آن آهنین می گفت خبری نیست. البته باید به مسئله تاثیر اجتماعی جامعه آلبانی هم روی نفرات انگشت گذاشت که چگونه می تواند این تشکیلات را از هم بدرد. فرقه رجوی در آلبانی هم سعی نمود اجازه تماس به نیروهایش را نداد و هم چنان خانواده را دشمن تشکیلات معرفی نمود و برای اعضای خود ارتباط با خانواده را مرز سرخ اعلام کرده تا بتواند هر چه بیشتر افراد را در ایزوله نگهدارد.


رجوی و تشکیلات قرون وسطایی اش به دنبال این کار بودند ولی از آنجائیکه دیگر شرایط فرق کرده بود و دیگر آلبانی، عراق نبود به همین خاطر تعداد بیشتری از افراد فرقه به ماهیت رجوی پی بردند و فرصت را مغتنم شمرده و از تشکیلات جدا شدند.
اکنون بردن افراد به مقر جدید که دیگر راه بازگشتی برایشان متصور نیست می تواند تاثیر بسیار بدی روی افراد داشته باشد شاید مریم قجر فکر کند که با بردن افراد به مقر جدید و به بند کشیدن شان تا مدتی آنان را در بند نگهدارد ولی این تمام مسئله نیست و روزی همین افراد سر به شورش زده و خواهان بیرون رفتن از تشکیلات بکنند.
مریم قجر برای سفت کردن پای افراد و ماندگار کردنشان در بند تشکیلات باز هم به شیوه مسخره و هزار بار تکرار شده گذشته به نام تعهد اقدام نمودند چیزی که همیشه توی فرقه رجوی تکرار می شد و این خام خیالی برای رجوی بود چرا که فکر می کرد گرفتن تعهد و سوء استفاده از کلمات قرآن و ایجاد محذوریت برای افراد و ایجاد عذاب وجدان با استناد به کلمات به ظاهر انقلابی افراد را در تشکیلات ماندگار کند این در حالی است که طی سالیان گذشته نفراتی که جدا شدند به وفور این گونه تعهد نامه دادند ولی همان فرد وقتی متوجه می شود که این گونه تعهد نامه ارزشی نداشته و اولین کسی که ناقض این گونه تعهد نامه خود رجوی تروریست می باشد دیگر برایش مهم نیست و از تشکیلات پوسیده رجوی جدا می شود.
آقای مسعود دریاباری در رابطه با عملکرد فرقه تروریستی رجوی عنوان داشت که این خانواده ها بودند که باعث فرار رجوی از عراق شدند و اکنون با توجه به ریزشی که فرقه تروریستی رجوی با آن مواجه شده باید این گونه و با فریبکاری افراد ناآگاه اش را در جای دیگری به بند بکشد و باید به افرادی که به این کار رجوی گردن می گذارند تاسف خورد که چگونه هنوز به دروغ های رجوی باور دارند و فکر می کنند در اروپا می‌توانند به شعارهای توخالی مریم قجر جامعه عمل بپوشانند.
در ادامه آقای ایرج صالحی عنوان داشت که از وقتی اعضای فرقه به کشور آلبانی رفتند تاکنون 250 نفر از تشکیلات پوسیده رجوی جدا شدند و گفته می شود که بین 200 تا 250 نفر هم که خواهان جدایی هستند در فرنطینه فرقه هستند این آمار یعنی یک ششم اعضا تاکنون جدا شدند. وضعیت فرقه بسیار بحرانی است دیگر موقعیت اشرف نیست که بخواهند سرکوب کنند و صدایی از اشرف بیرون نرود. اکنون خانواده ها حضور دارند و صدایشان را می توانند به همه جا برسانند. باید دست به افشاگری زد و در مجامع بین المللی ماهیت رجوی را افشا نمود. اگر حضور مستمر خانواده ها در اشرف نبود رجوی به هیچ قیمت حاضر نبود اشرف را ترک کند.
باید نسبت به فریبکاری که اکنون مریم قجر سعی دارد با آن نفراتش را به محل جدید موسوم به اشرف سه ببرد آگاه بود. او سعی دارد با کلمه جنگ و جهاد و اینکه نباید میدان به اصطلاح نبرد را خالی کرد و یا ترک مناسبات به معنی خیانت به دوستان کشته شده شما می باشد افراد را ناچار به ماندن در تشکیلات پوسیده فرقه نماید این در حالی است که رجوی و مریم قجر همیشه از خطر در رفته و فرار کرده اند. رجوی در سال 60 برای حفظ جانش به فرانسه گریخت و در سال 1370 در جریان حمله آمریکا به عراق او به همراه مریم قجر به اردن گریخت و در حمله دوم آمریکا در سال 1382 که منجر به سرنگونی صدام شد خودش در جای امن مخفی شده و مریم قجر را به کشور فرانسه فرستاد. رجوی در اشرف برای خودش سنگر زیر زمینی ضد بمب شیمیایی و… ساخت تا بتواند جان کثیفش را در ببرد و بقیه در خطر بمانند.
آقای مجید قرائتی یکی دیگر از دوستان جدا شده عنوان داشت خودم در اروپا بودم و نمونه های زیادی وجود داشت که فرقه رجوی روی افراد کار می کرد و به آنان می قبولاند که باید به عراق بروند ولی وقتی نفرات به عراق می رفتند و مناسبات فرقه رجوی را از نزدیک می دیدند متوجه می شدند که آنان در چه چاهی افتادند و به این باور می رسیدند که تمام حرف های سرکردگان فرقه تروریستی رجوی دروغ بوده است و بعد از مدتی خودشان را از فرقه جدا می کردند اکنون با توجه به بالا بودن سن نفرات فرقه دیگر نباید انتظار بیشتری از آنان داشت چون طی سالهای تحت سیستم مغز شویی تشکیلات رجوی قرار داشتند و اکنون نیز بعد از سرنگونی صدام شیوخ عربستان و جناح جنگ طلب آمریکا می خواهند از آنان سوء استفاده نمایند و اکنون نیز شاهد هستیم که مریم قجر تماماً به دنبال سیاست های خصمانه آنان حرکت می کند چون وی همیشه به یک ارباب مانند صدام نیاز دارد و ماهیت فرقه تروریستی رجوی این گونه بنا نهاده شده است.
در ضمن مریم قجر در تعهد نامه جدیدی که اکنون از نفرات فرقه گرفته است از مسئله عذاب وجدان و مزدور بودن و… حرف زده است که این می تواند عامل مهمی در ماندگاری افراد در تشکیلات پوسیده فرقه باشد. افراد فرقه رجوی باید به آن درجه از آگاهی برسند تا بتوانند غل و زنجیرهایی که رجوی طی سالیان گذشته به پای شان بسته را باز کنند به همین خاطر تعداد زیادی زودتر به این اشراف و آگاهی رسیدند و تصمیم گرفتند که زندگی جدیدی را آغاز کنند و البته دور نیست که شاهد کامل فروپاشی فرقه تروریستی رجوی در کشور آلبانی باشیم.
ادامه دارد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.