22 بهمن دیگری امد و باز رجوی نیامد

به تقویم که نگاه کردم دوشنبه 22 بهمن را نشان میداد، رجوی وعده داده بود که در چنین روزی به ایران خواهد آمد و حکومت را سرنگون و امپراطوری خود را بنا خواهد گذاشت. براساس تحلیل و محاسباتش کانون های شورشی باسازماندهی مردم شرایط را برای ورود او فراهم خواهند کرد. مردم فرش های قرمز در قدومش گسترده و شهرها را آذین بندی و چراغانی خواهند کرد. قرار بود قهرمانان ارتش فرتوت به اصطلاح ازادی با چنگ و دندان مهر تابانش را بردوش گرفته و با عبور از کشورهای مختلف اروپایی به قلب تهران بیاورند. قریب به 40سال است که رجوی این چنین اعضای تحت اسارت و نگون بخت را به بازی گرفته است. چندین نسل تحت تاثیر شیوه های فریبنده و دروغ های او سالیان از بهترین روزها و سال های خود را از دست دادند وجوانی انها به خزان گرایید.
رجوی این بار هم همانند گذشته که هیچگاه روی نیروی مردمی حساب باز نکرده و محاسباتش عمدتا روی شکاف عوامل و عناصر خارجی و تکیه به وعده ها و حمایت های انها بود تحت تاثیر موضع گیرهای سیاستمداران ورشکسته همانند جان بولتن و مک کین و اشتباه محاسبه درشناخت مردم و حرکت های اعتراضی انها در راستای مطالبات بحق شان دردیماه گذشته چنین تحلیل کرد که شرایط سرنگونی فرارسیده است و بار دیگر بوی کباب قدرت بمشامش رسید غافل از اینکه این بار هم همانند گذشته خر داغ می کنند.
از سر کنجکاوی و برای اینکه قضاوت زودرس نکرده باشم به خیابانها رفتم تا تظاهرات مردمی درحمایت از بازگشت رجوی و کانون های شورشی را ببینم. جمعیت موج می زد. زن و مرد و پیر و جوان همانند روزهای انقلاب بامشت های گره کرده مرگ امریکا ارباب رجوی را ارزو میکردند. مردم علیرغم تمامی مشکلات اقتصادی ونابسامانی های اجتماعی و یاداوری مطالبات بحق شان برای گرامیداشت انقلابشان امده بودند. انقلابی که تجسم و تبلور خواسته های برحق شان اعم از ازادی، استقلال وعدالت اجتماعی بود و اصولا باهمین هدف و نیت به ان گرویده بودند. فرقه رجوی که خود درتنگنای بن بست تشکیلاتی واوج مسئله داری نیروهایش دست و پا میزند و در ضعیف ترین دوران خود بسر می برد این بار فکر می کرد با اویزان کردن خود به ایادی شیطان بزرگ و امپریالیسم سابق و دم تکان دادن برای انها می تواند تکه استخوان پرتاب شده را نشخوار کند. البته برای رهبران فریبکار وناصادق فرقه بخوبی مشخص است که حنایش حتی برای جنایتکاران امریکایی هم رنگی ندارد و به انها بمثابه یک ابزار نگاه می کنند. ولی با شیادی و فرصت طلبی هرچه تمام تر این واقعیت را از اعضای تحت اسارت ونگون بخت خود پنهان می کنند و به انها واقعیت ها را نمی گویند. بعداز سخنرانی جان بولتن که گفت انقلاب ایران جشن چهل سالگی خود را نخواهد دید. سرکردگان فرقه توهم برشان داشت که شاید خبری باشد سریعا به نیروها اماده باش دادند که برای 22بهمن اماده باشند واین روز را بعنوان سرفصل وضرب الاجل سرنگونی دولت ایران اعلام کردند. و حتی به نیروهای معترض و خواهان جدایی گوشزد کردند که اگر تاسرفصل 22بهمن امسال نظام ایران سرنگون نشد می توانند بدنبال زندگی خود بروند. سران این فرقه هرچه به سرفصل 22بهمن نزدیک تر میشدند از این وعده عقب نشینی میکردند. ولی علیرغم دبه دراوردن مریم رجوی که “ما زمان سرنگونی اعلام نکردیم “.اعضا هرچه به 22بهمن نزدیک تر میشدند مسئله دارتر خود را نشان میدادند.
واقعیت این است که فرقه رجوی بخاطر عمق پرت افتادگی از توده های اجتماعی وعمق نفرت مردم بخاطر کارنامه سیاه وخیانت امیز گذشته هیچگاه درمیان مردم ایران جایگاهی نداشته و ندارند. حافظه قوی تاریخی مردم ایران جنایت وخیانت هایشان را فراموش نخواهند کرد. حضور و مشارکت مردم در تظاهرات 22بهمن امسال چنان گسترده و باشکوه بود که بهت و حیرت جهانیان را برانگیخت و رسانه های گروهی و شبکه های تلویزیونی و خبرگزاری های گاها مغرض هم ناچار به اعتراف به حضور گسترده مردم شدند. سردمداران جبهه استعمار و ضداستقلال مردم ایران هم به واقعیت ها اعتراف کردند.سرکردگان فرقه رجوی کماکان درخفقان مطلق بسر می برند.انها که از ماهها پیش سناریو بازگشت مریم ومسعود به تهران را به نیروهایشان وعده داده بودند باز همانند گذشته درصحنه حاضرنشدند وموجب تمسخرواستهزا قرار گرفتند. برخی می گفتند مریم به پرواز البانی تهران نرسید. برخی می گفتند مریم دارد از مرز بوسنی می اید ومحافل دیگر از تغییر برنامه و زمانبدی سرنگونی به 22بهمن سال اینده خبردادند. اما واقعیت این است که انها هیچگاه مردم ایران را نشناخته و نخواهند شناخت چون همیشه تکیه انها به قدرت های استعماری ودیکتاتورهای منطقه ای بوده است. بعداز تودهنی محکمی که رجوی از مردم ایران وبرای صدمین بار دریافت کرد می بایست درانتظار تاثیرات این شکست مفتضحانه دردرون تشکیلات فرقه ودر مقراشرف سه درالبانی بود تجربه نشان داده است که درشرایط کنونی نیروها دراوج تناقض ومسئله داری بسر می برند واحساس می کنند یک بار دیگر فریب خورده اند ودرچنین شرایطی باید قاطعانه گفت آلبانی آغازی برپایان پروسه نکبت بار وخیانت امیزشان خواهد بود بی شک بعد از 22بهمن امسال پروسه تلاشی و فروپاشی فرقه رجوی روند شتابان تری بخود خواهد داشت.
اکرامی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.