چرا مریم رجوی به آلبانی نقل مکان کرده؟!

طبق خبرهای دریافتی مریم رجوی مدتی است که در کشور آلبانی مستقر و عمده تمرکزش را بر حل وفصل معضلات تشکیلاتی و رفع جریان مسئله داری نیروهایش گذاشته است. درشرایطی که دستگاه تبلیغاتی فرقه مجاهدین خلق بیشترین وقت و توان و انرژی خود را به تضادها و تشنج بوجود آمده در روابط ایران وامریکا معطوف کرده و بصورت هیستریک برطبل جنگ وحمله نظامی امریکا به ایران میکوبد و از بابت افزایش مسئله تحریم ها واعمال فشار اقتصادی برعلیه مردم ایران اب از لب ولوچه شان آویزان است، حضور مریم قجر در این شرایط در خاک البانی قدری عجیب بنظر می رسد!
سیاست معقولانه این بود که درچنین شرایطی مریم رجوی در فرانسه و مقر اوور می بود تا بعنوان رییس جمهور برگزیده به رایزنی های سیاسی و اقدامات دیپلماتیک با کشورهای اروپایی و هماهنگ کردن مواضع انها باسیاست های جنگ طلبانه دولت ترامپ می پرداخت.
مسعود رجوی درتوجیه اعزام مریم به فرانسه که از آن به عنوان بندر و شلیک موشک استراتژیک به قلب بورژوازی نام برد. این بود که ما درشرایط فعلی به یک بال و سخنگو دراروپا نیاز داریم تا درمعادلات و زد و بندهای سیاسی سر ما را نبرند. حضور مریم در فرانسه به خاطر این است که صدای رسای عملیات نظامی ما باشد ومواضع دولت ها واحزاب سیاسی اروپا را دراین شرایط حساس با ما هماهنگ سازد، چه بسا حضورمریم دراین مقطع خیلی ضروری تراز وجودش درخاک عراق وقرارگاه اشرف است. او می رود تا به رسمیت شناختن ریاست جمهوریش را به رهبران کشورهای اروپایی تحمیل کند وگرنه انها حرف ما را جدی نمی گیرند.
دران سرفصل تعداد زیادی از اعضا به همراه مریم برای این ماموریت خطیرعازم فرانسه شدند. حال اگر سخنان رجوی را ملاک قرار دهیم وبپذیریم که فرقه درسرفصل تعیین کننده ای بسر می برد وشرایط به گفته خودشان وعطف به افزایش تنش درروابط امریکا با ایران چشم انداز یک درگیری نظامی را به دنبال دارد، مریم رجوی اکنون می بایست درخاک فرانسه و اوور باشد تا نظرمناسب رهبران اروپایی را جهت به رسمیت شناختن انها بعنوان تنها الترناتیو جلب نماید. ولی چه پارامترهای مهم تری باید وجود داشته باشد که الزامات دوران اماده باش برای سرنگونی را تحت تاثیرخود قرار داده است. واین چیزی جز اوضاع وخیم تشکیلات وافزایش مسئله داری اعضا درمقراشرف سه نیست.
جدایی تعدادی از اعضا درطی هفته های اخیر، آن هم درشرایطی که مریم درمقراشرف سه حضور دارد بخوبی اثبات می کند که تابوی تقدس گرایانه مریم دراذهان نیروها شکسته است. درگذشته وقتی مسئولین تشکیلاتی با مسئله دار شدن اعضا مواجه می شدند تلاش می کردند با کشاندن موضع اعضای مسئله دار به نشست های مسعود ومریم با آن مقابله نمایند ولی درشرایط فعلی اوضاع تشکیلات چندان خراب شده که دربیخ گوش مریم اعضا درخواست جدایی می کنند وبرای وی تره هم خرد نمی کنند. تحت تاثیراین شرایط مریم رجوی ترجیح می دهد علیرغم زدن لاف سرفصل سرنگونی وبزرگ نمایی مواضع مسئولین سیاسی ونظامی امریکا و القاء شبهه جنگ الویت اولش حفظ نیروهایش باشد.
انتشار اخباری مبنی برانعقاد قراردادهای اقتصادی وتجاری بین ایران ودولت البانی بیش از هرچیز بر مسئله داری نیروها وترس و وحشت سران فرقه افزوده است به همین دلیل فعلا مریم قجر تلاش دارد تا دو دستی کلاهش را بچسبد تا باد ان را نبرد. تا پرداختن به بحث سرنگونی؟ واقعیت این است که روند اتفاقات اثبات کننده این است که چشم انداز فروپاشی مریم رجوی را درخاک البانی زمین گیر کرده است.
اکرامی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.