فاضل خان! با مقاله خودتان زیرآب خودتان را زده اید

در سایت های سراسر دروغ پراکن مجاهدین، مقاله ای از فردی به نام امیر توحید فاضل درج شده با عنوان :”جمهوری اسلامی و سراشیبی سقوط”
که چند نکته در آن قابل تامل است.
قدرت در ذات خود فساد به همراه دارد و این نکته را کمتر کسی انکار می کند. اما کسی که از گرد راه نرسیده ، در اروپا از خداوند پوزش خواسته و می گوید:” خداوند پوزش هر بنده ای را قبول می کند” و دو روز بعد سر از سایت های مجاهدین در می آورد. این ارتباط نمی تواند یک تصادف باشد!
این شعار نظام در سراشیبی سقوط! را بیش از 30 سال است که مجاهدین در سایت های خود درج می کنند ، اما این چه سراشیبی است که بیش از ربع قرن و نزدیک به نیم قرن است که به سقوط نمی انجامد! یا سراشیبی ، سراشیبی نیست ویا گوینده ها اصرار دارند که آنرا سراشیبی سقوط بنامند!
کسی که یک شبه ، برانداز می شود، از کجا معلوم که یک شبه، به منتقد و سپس به موافق تبدیل نشود؟
اوکه که هنوز دو ماه نشده که به فرنگ رسیده و با فرقه ای معلوم الحال هم کاسه شده ، ارتباطی دیرین با فرقه ی رجوی داشته و در بهترین حالت” طعمه” شده است. هنر مجاهدین طعمه سازی است و طی سالیان این کار را بخوبی از سرویس های امنیتی موساد و عربستان آموخته اند.
این نفر تازه کار در قسمتی از مقاله اش گفته :
” گروه‌های مرجع باید هدایت اعتراضات را بر عهده داشته باشند. این گروه‌های مرجع حداقل باید در میان اقشار مختلف دارای پایگاه‌های ثابت و تاثیرگذار و نفوذ کلامی باشند. مردم برای دست‌یابی به آنچه می‌خواهند چندان متحد نیستند و گروه‌های مرجع نیز آن اندازه مقبولیت ندارند تا بتوانند هدایت اعتراضات را برعهده گیرند.”
پس، از فرمایشات شما نتیجه می گیریم که مردم متحد نیستند و گروه های مرجع که از نظر شما سازمان مجاهدین است – چون مقاله تان آنجا چاپ شده است – آن اندازه مقبولیت ندارد تا بتوانند هدایت اعتراضات را برعهده بگیرند!!! و سرنگونی به این زودی ها محقق نخواهد شد؟
شما با مقاله ی خودتان زیرآب مقاله و تیتر خود را زده اید. آقای فاضل باید به این نکته توجه کند که نوشتن مقالات سیاسی باید از یک منشاء و یک آبشخور سیاسی نشات بگیرد و نمی توان با رسیدن به خارجه و زدن رنگ و لعاب سرنگونی به نوشته ها ، از سرنگونی صحبت کرد ، مگر اینکه شرایط کمپ پناهندگی فشار آورده و باید با این کارها از درج کنندگان آن نوشته ها ، پولی به جیب زد! که این حالت دوم محتمل تر است.
باز نوشتید:
” در شرایطی که گروه‌های مرجع سیاسی کارکرد خود را از دست داده و احزاب و فعالان سیاسی ، دیگر مقبولیتی میان مردم ندارند باید به قدرت نسل جوان اتکا کنیم.”
نسل جوان و آگاه ما، در دانشگاهها همواره خواستار تغییرات مثبت بوده و هستند و این البته حق نسل جوان است. اما همگان می دانند که فرصت طلبان خارجی وقتی از سرنگونی صحبت می کنند ، در سودای غارت ایران و ایرانی هستند و تصاحب منابع ملی ایران هدف غائی آنهاست و آزادی و آسایش مردم و دمکراسی ابدا در مخیله ی آنها گنجایش نداشته و نخواهد داشت…
فرید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.