مطالب

بقایای رجوی؛ از ابتكار عمل خبیثانه تا انزوای ذلیلانه

ایراندیدبان، دهم نوامبر 2007
در رویهی سیاسی گروه تروریستی مجاهدین، بنا به دلایلی كه مهمترین آن فقدان توانایی و وزن لازم برای اثرگذاری در فضای سیاسی – اجتماعی میباشد، مجموع انرژیها صرف كار كردن بر روی تضادها میشود.
كار كردن بر روی تضادها، در یك كلام ساده بهمعنی یقهدرانی برای كسی است كه با پیروزیاش ممكن است منافع تشكیلاتی مجاهدین نیز تأمین گردد. اقدامات آشكار مجاهدین در این زمینه كه محصول توافقات پنهانی با محافل گوناگون قدرت میباشد، عموماً بسیار ناشیانه طراحی و اجرا میشود و تا آنجا كه تاریخچهی این رفتار نشان میدهد، فقط به گذران امورات زندگی مجاهدین خلاصه شده و اهداف استراتژیك و تاكتیكی آنان را برآورده نساخته است.
در یك نمونه، چندی قبل و در آستانهی گردهمآیی كشورهای 1+5 در واشنگتن برای بحث پیرامون موضوع فعالیتهای هستهای ایران، بقایای رجوی با فرستادن مهدی ابریشمچی به صحنهی اجرای نمایشی مضحك و بهاصطلاح افشاگرانه در مورد سایتهای جدید هستهای ایران، ‌قصد داشتند ابتكار عمل برای منحرف كردن این نشست به سمت رادیكالیزه شدن را بهدست بگیرند كه عملاً نتیجهای برای آنها در بر نداشت.
بقایای رجوی از شدت دستپاچگی و عقبماندگی، بدون ارزیابی صحیح از اوضاع و شرایط، بهاصطلاح برگ برندهای را كه در آستین نگه داشته بودند تا در زمان مقتضی رو كنند، در بدترین زمان ممكن رو كردند، چرا كه از پیش روشن بود نشست واشنگتن پس از سفر ولادیمیر پوتین به ایران، متشتتترین نشست این كشورها خواهد بود و در حالیكه چین بهدلیل سفر دالایی لاما به امریکا، از شركت در این نشست خودداری ورزید، عملاً امریکا به تكگویی در آن پرداخت…
بههرحال بیصبری رهبری مجاهدین در اینگونه مواقع همواره باعث شده تا ابتكار عملهایی كه در فرهنگ لمپن تروریستی باند رجوی با كلماتی مانند برهم زدن میز و بههم ریختن كافه توصیف و شناسانده میشود، منجر به بهگل نشستن ِ فزایندهتر آنان شود.
بیصبری رهبری مجاهدین هم بیعلت نیست. از جهتی سمت و سوی تحولات سیاسی را به زیان خود میبیند و بنا بر ذات فرصتطلب و سوءاستفادهچیاش تلاش دارد تا به هر وسیلهی ممكن فضای دیپلماسی و گفتوگو را بههم بریزد و از آب گل ماهی بگیرد، و از جهت دیگر تحت فشار افسارگسیخته و غیرقابل كنترل از درون قرار دارد و در صورتیكه معادلات جاری با توافق بین ایران، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و كشورهای 1+5 پایان یابد، ‌به هیچ روی نمیتواند توقعاتی كه بین نیروها بهوجود آورده است را برآورده سازد و از این منظر نیز تلاش دارد تا آخرین فرصت ِ حفظ شیرازهی تشكیلاتاش را از دست ندهد.
اما از آن بهاصطلاح ابتكار عمل تا پاپوش ساختن برای البرادعی و سولانا و در نهایتاً درخواست برای بركناری البرادعی (كه توسط وزیر دفاع رژیم صهیونیستی اعلام شد) میتوان افزایش انزوا و بیاعتباری هرچه بیشتر دار و دستهی رجوی را ملاحظه كرد كه چگونه آنها را به گردش دورانی بر گرد خود و در خود واداشته است.
یك نمونهی دیگر، تلاشهای شبانهروزی مجاهدین طی 4 سال گذشته برای رودررو قرار دادن امریکا با ایران در عراق بود كه با انواع و اقسام سناریوهای خیالی و منتسب كردن بیش از سه چهارم دولتمردان عراق به ایران و پروندهسازی علیه كلیهی نمایندگان شیعهی پارلمان این كشور، عاقبت ناكام ماند.
تمام محاسبات رجوی بر این فرض استوار بود كه اگر نیروهای شیعه و كسانی كه مخالف بازگشت عراق به دوران صدام هستند را وابسته به ایران معرفی كند و مسؤولیت قتل سربازان امریکایی را برعهدهی ایران بگذارد، با توجه به تمایل جنگطلبان، حملهی نظامی به ایران محقق خواهد شد و نه تنها مخالفان آنها در عراق تضعیف،‌ بلكه در راستای حملهی نظامی به ایران، ‌گروه تروریستی مجاهدین بهكار گرفته خواهد شد و از بنبست 20 ساله خارج و به نان و نوایی خواهند رسید.
اما اكنون كارشناسان اطلاعاتی به این نتیجه رسیدهاند كه اطلاعات مجاهدین جعلی و دامی برای فریب امریکا در عراق بوده است. اگر چه پیش از این كلیهی اطلاعات نظامی حاكی از این واقعیت بود كه گروههای تروریست در عراق عموماً از بعثیها و تبعهی كشورهای عربی هستند كه از مرزهای كشورهای عربی همسایهی عراق وارد این كشور میشوند و جمعبندی اطلاعات سیاسی نیز گواهی میداد كه ایران و امریکا منافع مشتركی در عراق دارند و امریکا میبایست بهخاطر تحقق آنها، از ایران كمك بگیرد، لیكن چند اقدام نسنجیده و یا شاید حساب شدهی ارتش امریکا باعث بهوجود آمدن فضایی برای جولان دادن گروههای ضدایرانی و بهویژه مجاهدین شد.
مجموع اقدامات اخیر امریکا در عراق و رویكرد جدید دولت این كشور دربارهی ایران، انزوای بیشتر باند رجوی را در پی داشته است و نشانگر آن است كه این گروه و جعلیاتاش تا چه اندازه بیوزن و بیاعتبار است.
اكنون عوامل و اذناب باند رجوی در چند كشور اروپایی، ‌بههمراه چند تن از كهنه حامیان خود، ‌به بیان اراجیف تكراری و هزاران بار گفته شده مشغولاند. خزعبلاتی كه نه تنها در صحنهی سیاسی تأثیری نداشته بلكه حتی منجر به خروج بقایای رجوی از انزوا و بهگل نشستگی نیز نشده است.
باند رجوی با از دست دادن فرصت هر نوع ابتكار عمل! در انزوای خرد كنندهای در انتظار فروپاشی و اضمحلال كامل تشكیلاتی نشسته و رهبری مجاهدین خود را برای چنین شرایطی آماده ساخته است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا