مطالب

فرقه تروريستي مجاهدين خلق و پرونده اتمي ايران

محسن عباسلو، کانون آوا، هفتم نوامبر 2007
اينروزها بحران اتمي جمهوري اسلامي ايران در صدر توجهات محافل سياسي، رسانه ها و دولت هاي بزرگ جهان قرار دارد. اكنون نزديك به چندين سال است كه اين بحران شروع شده به طوري كه از اواسط سال 2003 ميلادي اين قضيه وارد مرحله جدي تر و حساس تري شده است.
پس از بي نتيجه ماندن مذاكرات هيئت مذاكره كننده ايراني در زمان رياست جمهوري محمد خاتمي و هيئت مذاكره كننده اروپائي و روي كار آمدن دولت تند روي محمود احمدي نژاد بر شدت اين بحران افزوده شده است.
در اين راستا شوراي امنيت سازمان ملل متحد تا كنون اقدام به صدور دو قطعنامه1737 در تاريخ دوم دي ماه 1385 شمسي وقطعنامه 1747 در تاريخ 5 فروردين 1386 شمسي نموده است. در اين قطعنامه ها از جمهوري اسلامي ايران خواسته شده كه غني سازي اورانيوم و ساير فعاليت ها حساس هسته اي خويش را به حالت تعليق در آورد. علاوه بر اين، طبق قطعنامه 1747 تجارت هرنوع اسلحه و انتقال فن آوري هاي حساس كه مربوط به توليد سلاح اتمي و موشك هاي دور برد باشد به ايران ممنوع ميباشد. هم چنين طبق اين قطعنامه دارائي ها ي برخي از شركت ها و اشخاص مرتبط با برنامه هاي موشكي و اتمي حكومت ايران مسدود و سفر آنان به كشور هاي خارجي نيز ممنوع شده است.
در اين ميان همزمان پس از صدور اولين قطعنامه درتاريخ 2 دي ماه 1385 فعاليت ها و رايزني هاي دول در گير با اين قضيه نيز ادامه داشته است. مذاكرات علي لاريجاني،‌ سرپرست سابق تيم مذاكره كننده ايراني وخاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در اين مدت زمان چندين بار صورت پذيرفت. دولت آمريكا ،‌فرانسه و انگلستان نيز در اين مدت تلاشهاي زيادي در جهت افزايش ميزان تحريم ها بر حكومت جمهوري اسلامي انجام دادند. كه اين امر تا كنون با مخالفت دو دولت چين و روسيه كه از شركاي بزرگ تجاري و اقتصادي جمهوري اسلامي ميباشند مواجه شده است هر چند كه تحريم هاي وضع شده در همين دو قطعنامه نيز به طور كامل به مرحله اجرا در نيامده است.
لازم به ذكر است كه دولت آلمان به عنوان يكي از كشورهاي عضو گروه پنج به اضافه يك در اين ميان نقشي نسبتاً متعادل داشته است.
در روزهاي گذشته شاهد استعفاي علي لاريجاني دبير شوراي امنيت ملي و مذاكره كننده ارشد برنامه اتمي جنجالي حكومت ايران بوديم. پس از استعفاي علي لاريجاني سعيد جليلي از ياران نزديك محمود احمدي نژاد به جاي ايشان به اين سمت برگزيده شد.
با توجه به پيچيده گي اين پرونده پيش بيني سرانجام اين قضيه كاري سخت و دشوار ميباشد. اما بازيگران اين پرونده به دنبال چه هستند ؟
جمهوري اسلامي ايران تقويت و ثبات خويش را در گرو هسته اي شدن ميداند. همسايه شرقي ايران يعني پاكستان ودر شمال ايران روسيه و در منطقه خاوير ميانه نيز اسرائيل داراي بمب اتمي ميباشند.
پس ملاهاي حاكم بر ايران نيز اگر خواستار نقشي قدرتمند در آينده تحولات منطقه استراتژيك خاور ميانه (قلب انرژي جهان) وهم چنين در عرصه تحولات جهاني ميباشند راهي جز دست يابي به فن آوري كامل اتمي ندارند.
هسته اي بودن ايران جايگاه و نقش حكومت ايران را در تحولات منطقه و جهان به طور چشمگيري افزايش ميدهد.
تنگه هرمز محل عبور و انتقال نفت از خليج فارس به ساير نقاط جهان در حوزه دريائي كشور ايران قرار دارد. يك ايران اتمي تهديدي جدي براي منافع آمريكا، اسرائيل و ساير دول غربي در منطقه ميباشد. هرچند كه در اين ميان ايران اتمي ضرر زيادي به منافع دول قدرتمندي مثل چين، ژاپن و حتي روسيه وارد نخواهد كرد. زيرا اين كشورها داراي مناسبات تجاري گسترده اي با ايران ميباشند و مهم تر از اين روابط در عرصه سياسي نيز مشكل چنداني با حكومت ايران ندارند.
در حال حاضر افزايش تحريم هاي اقتصادي، مالي و تسليحاتي برحكومت ايران در دستور كار دولت آمريكا ، فرانسه و انگليس به عنوان سه عضو ثابت شوراي امنيت قرار دارد كه اين امر با مخالفت دو عضو ثابت ديگر شوراي امنيت يعني چين و روسيه روبرو ميباشد.
شايد در آينده دولت آمريكا و اسرائيل نيز نيم نگاهي به برخورد محدود نظامي با حكومت ايران داشته باشند كه دست زدن به چنين عملي براي آمريكا با توجه به اين كه نيروهاي نظامي اين كشور شديداً در افغانستان و عراق در گير ميباشند كاري بسيار سخت، ‌خطرناك و با ريسك بالاست و دست زدن به چنين عمل احمقانه اي ميتواند ساير منافع دولت آمريكا را نيز در منطقه با خطر جدي مواجه كند. اسرائيل هم حتماً فراموش نكرده است كه نيروهاي حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامي كه از حمايت حكومت ايران بر خور دار ميباشند در چند قدمي كشور اسرائيل قرار دارند و داراي اين آمادگي ميباشند كه در شرايط بحراني دست به هر كاري بزند.
در ضمن حكومت ايران در منطقه برگهاي ديگري نيز براي بازي كردن دارد.هرچند كه استفاده كردن از اين برگها براي حكومت ايران نيز ميتواند خطرات بيشتري را به دنبال داشته باشد.
اما از همه اين مباحث كه بگذريم امروز افكار عمومي جهان با توجه به پيشينه دول درگير در اين قضيه، بخوبي ميدانند كه دول غربي و اسرائيل نگران از دست دادن منافع و جايگاهشان در منطقه خاور ميانه ميباشند پس بحث منافع است نه جلوگيري از توليد و تكثير سلاحهاي كشتار جمعي و بمب اتمي.
و اما در اين ميان فرقه تروريستي مجاهدين خلق ايران كه خود را عامل بوجود آورنده اين بحران ميدانند در تلاش هستند كه به اين بحران دامن بزنند و بر شدت اين بحران بيفزايند. در اين جهت هر از گاهي مسئولين فرقه با برگزاري نشست هائي در كشورهاي مختلف مدعي ميشوند كه به اطلاعات جديدي از برنامه اتمي حكومت ايران دست يافته اند و به اصطلاح خودشان آنرا افشا ميكنند. لازم به يادآوري است كه در اكثر اين موارد آژانس بين المللي انرژي اتمي اين اطلاعات را غلط و نادرست و غير قابل اتكاء معرفي كرده است.
رهبر خيانت پيشه و مسئولين جنايتكار فرقه تروريستي مجاهدين خلق، با كمال افتخار در عين حال با بي شرمي اعلام ميكنند كه براي اولين بار آنان بودند كه به اطلاعات برنامه مخفي اتمي رژيم ايران دست پيدا كرده و آنراافشاء نمودند. در مورد دست يابي فرقه مجاهدين به اين اطلاعات بايد شك بزرگ كرد.
بازيگران بزرگ جهاني فقط از اين فرقه به عنوان طعمه استفاده كردند وننگ بسيار بزرگ و فراموش نشدني خيانت به وطن رابه اين فرقه هديه دادند. تنها دستاورد فرقه مجاهدين خلق از اين ماجرا افزوده شدن برگي ديگر به افتضاحاتشان بوده هر چند كه كارنامه فرقه تروريستي مجاهدين مملو از موارد بسيار زياد و مستند وطن فروشی است و رهبر اين فرقه در وطن فروشي يدي طولاني و بي مثال دارد.
رهبر و مسئولين فرقه كه ادامه حياتشان به طور جدي به خطر افتاده و خويشتن را در لبه پرتگاه نابودي ميبينند اميدوارند كه با افزايش اين تنشها ميان ايران وغرب سرانجام جنگي ميان دو طرف رخ دهد و در اين ميان آنان نيز بتوانند از آب گل آلود ماهي بگيرند و به اهداف قدرت طلبانه خويش برسند. اما زهي خيال باطل. بزك نمير بهار مياد……..
شكل گيري يك جنگ تمام عيار مابين حكومت ايران و غرب ( بويژه آمريكا و اسرائيل)كه منجر به سرنگوني آخوندها شود غير ممكن و غير عملي است. حتي در صورتي كه آمريكا واسرائيل نيز بخواهند به ايران حمله كنند تنها اقدام به بمباران مراكز حساس اتمي ومقر هاي اصلي سپاه پاسداران خواهند كرد. البته با توجه به شرايط منطقه انجام چنين عملي نيز بسيار دشوار به نظر ميرسد.
حتي در صورت بروز چنين حادثه اي صورت حساب مسئله عوض نخواهد شد و جمهوري اسلامي از آن ضرر نخواهد كرد واين امر منجر به افزايش احساسات ناسيوناليستي ايرانيان و نزديكي گروههاي ناسيوناليست ايراني به حكومت ملاها و باعث تقويت حكومت جمهوري اسلامي خواهد شد وبه ملاها بهانه خوبي در جهت بيشتر بسته كردن فضاي جامعه را خواهد داد و در نهايت اين مردم بيگناه و مظلوم ايران هستند كه در صورت وضع تحريم هاي بيشتر يا بروز جنگ ضرر خواهند كرد.
فراموش نكنيم كه تا به حال نيز ساير امور مربوط به ايران نظير مبحث حقوق بشر و آزادي هاي مدني نيز تحت الشعاع پرونده اتمي به فراموشي سپرده شده است.
با نگاهي جامع به تمامي ابعاد اين قضيه ميتوان به اين نكته پي برد كه در نهايت و پس از اين كش و قوس ها و شاخ وشانه كشيدن ها، دولت هاي غربي مجبور خواهند بود كه به نوعي با حكومت ايران كنار آيند و يك ايران اتمي را بپذيرند و نهايتاً اين مسئله منجر به شكل گيري معامله اي بزرگ ميان حكومت ايران و غرب خواهد شد.
در اين ميان نه تنها چيزي نصيب رهبر و مسئولين فرقه تروريستي مجاهدين خلق نخواهد شد بلكه بهتر است كه آنان خود را براي معامله بزرگي كه بين حكومت ايران و غرب روي خواهد داد آماده كنند چون كه در اين ميان از فرقه تروريستي مجاهدين خلق به عنوان يكي از عوامل وجه المصالحه بين غرب و ايران استفاده خواهد شد.
محسن عباسلو

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا