مجاهدین خلق

مجاهدین، اعدام و حقوق بشر

مجاهدین، اعدام و حقوق بشر


ایران و دیدبان
هواداران گروه تروریستی مجاهدین در چند شهر اروپا ، کانادا و استرالیا ، تجمعاتی را در اعتراض به مجازات اعدام و در حاشیه کنگره جهانی لغو مجازات اعدام برگزار کردند.
رویکرد سیاسی هواداران این گروه که از خشونت عریان حمایت می کنند و کشتار انسانها را راهی برای رسیدن به قدرت می دانند ، برای شرکت در چنین آکسیونهایی ، دربردارنده یک تناقض آشکار و غیر قابل هضم می باشد و تنها نشان دهنده این امر است که بقایای این گروه تصمیم دارند تا از هر پارامتری ، بهره برداری خاص خود را به عمل آورند و بنوعی گروه خود را از زیر ضرب انتقادات جدی که نسبت به آن وجود دارد ، در ببرند.
شرکت اعضای این گروه که زیر عنوان گروههایی با اسامی پوششی مانند کمیته دفاع از حقوق بشر ، انجمن زنان و یا انجمن ایرانیان صورت گرفت ، در حالی است که هیچگاه مجاهدین در یک موضعگیری رسمی و علنی اعدام را محکوم نکرده و مواضع گذشته خود پیرامون این موضوع را اصلاح ننموده اند ، بلکه بطور دائم اخباری پیرامون بد رفتاری و صدور حکم اعدام برای اعضای معترض این گروه از سوی رجوی و هم چنین مرگهای مشکوک آنان می رسد.
نظر به رویکرد کاملآ سیاسی بقایای مجاهدین نسبت به مسئله اعدام که صرفآ به دلیل مطرح کردن این گروه انجام می شود ، شمه ای کوتاه از مواضع و اعتقادات این گروه نسبت به اعدام و حقوق بشر را در پی می آوریم :
نشریه مجاهد شماره 3 تحت عنوان دادگاه خلق ، قدمی در راه حاکمیت مردم بر سرنوشت خود ، دیدگاه مجاهدین را پیرامون مسئله اعدام و برگزاری دادگاه و دادرسی ارائه داده و طرح تشکیل دادگاههای خلق را اینگونه بیان می کند :
دادگاه خلق چنانکه از اسمش بر می آید ،دادگاهی است که قضات آن نمایندگان اقشار مختلف خلق اند ، و مسائلی که در آن مطرح می شود به همه ی خلق و به سرنوشت ایشان مربوط است.
عملکرد این دادگاهها قبل از این که به قوانین مدون حقوقی و جزایی استوار باشد ،بر وجدان انقلابی و داوری توده های مردم تکیه دارد.به همین جهت قضات این دادگاهها را نه فقط متخصصین امور حقوقی و جزایی ،بلکه ترکیبی از نمایندگان مردم تشکیل می دهند که حتی برخی از آنها فاقد تبحر و تخصص در امر قضا هستند.چون در این دادگاهها پیش از آن که محاکمه متهم از نظر جزایی مورد نظر باشد ، رسیدگی به مسئولیت سیاسی و اجتماعی ، ومحاکمه جریانی که متهم بدان وابسته است طرف توجه می باشد.احکامی هم که این دادگاهها صادر می کنند ،منافع انقلابی جامعه را مد نظر قرار می دهد، و ممکن است با قوانین حقوقی و جزایی مرسوم و مدون هم نخواند.چه بسا یک دادگاه خلق متهمی را محکوم به اعدام کند ،در حالی که از نظر حقوق کلاسیک جزای آن جرم اعدام نباشد.
…در دادگاه خلق آنچه مورد توجه قرار می گیرد جنبه سیاسی ،اجتماعی جرائم است و کمتر به جنبه حقوقی و جزایی پرداخته می شود.جزا در حقوق و قانون کیفری ناظر به موارد از پیش تعیین شده است.و در برخورد با مصداقهای گوناگون یک جرم ،واکنش یکسان نشان می دهد ،رویه محاکم عمومی هم عینآ منطبق بر یک جریان پیش ساخته است.در صورتی که وجهه نظر دادگاه خلق حفظ و ضمانت منافع خلق است.و در این مقصود دینامیسم و انعطاف بسیار از خود نشان می دهد.
در ادامه تشریح ویژگیهای دادگاه خلق ، صراحتآ تفتیش عقاید را مطرح نموده و ایدئولوژی فرد متهم را از جمله جرائمی می داند که باید در این دادگاه بدان پرداخته شود :
جرائم مورد رسیدگی این دادگاه ،بسته به ویژگیهای آن مرحله از انقلاب ،گوناگون است ،ولی وجه مشترک همه آنها جنبه سیاسی –اجتماعی عمل ارتکابی است که باعث خدشه دار شدن شرافت و حیثیت سیاسی جامعه ی انقلابی شده است.صرفنظر از این که عمل مذکور در حقوق مدون عنوان بزه یا جرم دارد یا نه…به همین ترتیب کسی که از نظر ایدئولوژیک سبب ایجاد یک جریان انحرافی در جامعه گردد ، و سیر و جریان اصیل و حرکت طبیعی جامعه را سد کند ، یا سبب کندی آن شود ،مورد محاکمه دادگاه خلق قرار می گیرد.
در همین مقاله به وضعیت دادرسی پرونده ها در دادگاههای انقلاب و طولانی شدن بررسی آن شدیدآ انتقاد کرده و می نویسد:
پس از قیام قهرمانانه خلق ما ،دادگاههایی به نام انقلاب اسلامی تشکیل شد.این دادگاهها به جرائم کسانی رسیدگی می کرد که به قول اما نه متهم ،بلکه مجرم بودند.جرائم و جنایاتشان برای همه مردم روشن بود و آنها از مدتها پیش در پیشگاه خلق به (دلیل) جرم و جنایتهای بیشمار به مرگ محکوم شده بودند.بنا بر این صرف محرز شدن هویت آنان برای به جوخه ی آتش سپردنشان کفایت می کرد.لازم بود به کیفر رساندن این جانیان با سرعت و قاطعیت تمام انجام گیرد.
تا ضد انقلاب را که هنوز امید خود را کاملآ از دست نداده بود ،از خیره سری منصرف سازد و فرصت سر بلند کردن به وی ندهد.
…بارزترین آن محاکمه تهرانی بود ،صرف نظر از همه مسائلی که جریان محاکمه ،برای مردم پیرامون دادگاه مطرح می کرد ،این مسئله بود که چرا کار شور سه روز به درازا کشید ؟ سه روز شور آن هم برای خیم و شکنجه گری که جنایتهایش محرز و مسلم بود ؟
در همین شماره از نشریه مجاهد ، علاوه بر انتقادی که نسبت به طولانی شدن جریان محاکمه تهرانی دارد ، در مقاله ای دیگر از دادن حکم حبس ابد برای دکتر شیخ الاسلام زاده ابراز تاسف نموده و دادگاههای انقلاب را متهم به سازشکاری می نماید و چنین وضعیت غیر قابل تحملی را نتیجه حاکمیت مرتجعین می داند :
دادرسی ،دادگاه انقلاب اسلامی ایران ،محاکمه شیخ الاسلام زاده را پایان داد، و او را به حبس ابد محکوم کرد.به این ترتیب او از چنگال عدالت گریخت.در حالی که کمتر کسی انتظار داشت که این عنصر فاسد و منفور زندگی کثیف اش را دوباره باز یابد.
این زمزمه که دیگر دستگاه دادگاه انقلاب اسلامی ایران نقش و رسالت خود را از دست داده است ،کم کم آشکارتر می شود و پرده از بسیاری از ریاکاریها کنار می رود و نتیجتآ مردم در مورد برخی کارها و عملکردهای سیستم موجود دچار ابهام و تردید می شوند.البته این تازه ابتدای کار است ، با گذشت زمان خلق ما این حقیقت را بیشتر درک می کند که جریان حاکم از امید و اعتماد و خلوصش سوء استفاده می کند.
در ادامه به کنار گذاشتن قضات انقلابی اشاره کرده و معترضانه ، این پاکسازی را نتیجه اعمال نفوذ ساواک و سیا می داند ، قضات انقلابی که بی درنگ می توانستند ، طومار همکاران و دولتمردان شاه را بپیچند!
در نشریه مجاهد شماره 5 ،آب پاکی را بر روی تمامی شعارهای حقوق بشری ریخته و با درج مقاله ای با عنوان فراماسونری جدید راه خروج امپریالیسم آمریکا از بحران را ارائه می کند
به تحلیل سیاست حقوق بشر پرداخته و می نویسد(1) :
سیاست حقوق بشر می خواهد چهره کریه امپریالیسم را پنهان سازد.. ونیز :سیاست حقوق بشر ، چهره به ظاهر مردمی فرماسونری جدید و در توضیح این ادعا می گوید :
فرماسونری جدید با طرح مسئله حقوق بشر و دفاع از آن در سطح جهانی طرح تازه ای را آغاز می کند.در پناه این سیاست می خواهد چهره ضد مردمی خود را مجددآ و با شیوه ای نو بپوشاند و ماسک جدید بر چهره خود بزند.در این رابطه تاکید مشخصی بر روی مسائلی از قبیل آزادی ،اخلاق و مذهب دارند.در نتیجه با استخدام این روش نو می کوشند آثار سوء تجاوزهای گذشته را خنثی کنند…همانطور که می دانیم امپریالیسم آمریکا پس از جنگ جهانی برای پر کردن جای خالی امپریالیستهای قبل از خودش سعی داشت حتی الامکان از طریق حمایت از جریانهای ملی وارد صحنه شود ودر این رابطه چهره ای بشر دوستانه و طرفدار آزادی و استقلال به خود بگیرد و در در این راه تمامی سعی و کوشش خود را مبذول می داشت ، به ظاهر به جنبشهای کمک می کرد و آنها را در تار وپود حمایتهای خود گرفتار می ساخت ، آنگاه در شرایط مناسب ضربه کاری بر جنبشها وارد ساخته و آنها را در جهت منافع خود منحرف می ساخت… مسئله ی حقوق بشر و یا تاکید روی مسائل اخلاقی و مذهبی ،در نهایت چیزی جز یک پوشش تازه برای توجیه سلطه استثمارگرانه و ضد خلقی انحصارگران امپریالیستی نیست!
_________________________________________
(1) نشریه مجاهد شماره 3 -15 مرداد 1358 صفحه 7
(2) نشریه مجاهد شماره 5 -29 مرداد 1358 صفحه 12
 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا