مریم عضدانلو. این لش و لوش ها رو از کجا پیدا کردی؟

مریم عضدانلو. این لش و لوش ها رو از کجا پیدا کردی؟
مسعود خدابنده، اول اکتبر
مریم عضدانلو
نمی دانم هیچ وقت فکرش را کرده بودی که به این ذلت و خفت بیفتی؟ حرفم هم اصلا سیاسی و این ها نیست. یک نگاهی به دور و برت بکن این لش و لوش ها رو از کجا پیدا کردی؟ این ها رو بقول خانم الهه اگه دستی هم بدی به کلفتی قبول نمی کنم. این بود عنصر انقلاب کرده مجاهد خلقت؟ این بود تولیدات نسل مسعودت؟ به همان زبان فرقه ای خودت. واقعا که!!
زمانی که به همدستی مسعود رجوی سر افرادی مثل علی زرکش و مسعود عدل را زیر آب می کردید و زمانی که تک تک افراد بدرد بخور سازمان را که حلقه بگوش صد در صدی نبودند بقول خودت رژیم مال می کردی و بعد هم آنچه باقی مانده بود را تحت شدید ترین فشار های روانی به هویج تبدیل می کردی فکر امروزت را نکرده بودی؟
نگاهی به دور و برت بکن. این سخنان خفت بار چیست که تحت نام های مستعار از زبانت جاری است؟ بابا جان تو آخر خانواده ای داشتی، خودت دختر داری، پس فردا مردی این دختر باید روش بشه بیاد یک فاتحه برات بخونه یا نه؟
آمدند گفتند صدام سقوط کرده فعلا لقب انتصابی خودت را از رئیس جمهوری ایران به رئیس جمهوری منتخب شورا تقلیل بده ولی والله هیچ کس نگفت بیا لقب مهر تابان ت را هم تا سطح لقب قمر خانم پایین بیار.
ببینم راستی وقتی به این اراجیف افتادی و چنین فرهنگ سخیفی را شروع کردی از وادادگی و گیجی و عصبیتت بود یا واقعا فکر می کردی که نجات یافتگان از فرقه ات هم شروع به پاسخ به همین زبان خواهند کرد؟ فکر نکردی اگر قرار بود چنین باشند و چنین کنند که دیگر نیازی به فرار از قرارگاهت نبود؟
توی همین دنیای اجق وجق و تو همین کثافت هایی که داری میلولی، راستی فکر می کنی مثلا ساسان خان محمودیت می تواند جایگزین آقای سعید شاهسوندی بشه؟ به خدا قسم که می دانم حتی جربزه مقایسه سر انگشتی نوشته این دو را که یکی لنگر نشریه مجاهد و رادیو مجاهد بود این دیگری (ساسان خانت را می گویم) کنگر سایت های تا خرخره کثیف رسمی ات شده را نداری. و به خدا قسم که حتی جرئت نگاه کردن به عکس کسانی مثل شاهسوندی نداری چه رسد به رو در رو شدن.
آمدی بچه خرفت ضابطی را که یک روز در میون شست پاش میره توی چشمش و همین یکی دو تا افسار بدست باقیمانده در پارلمان را هم عاصی کرده در لندن گذاشته ای کار دکتر بهمن اعتماد را که از دستت فراری شد بکنه؟ آدم گیج و ویج تر از علی صفوی پیدا نکردی به جای دکتر بنی صدر در امریکا بگماری؟ (نمی دانم می دانی یا نه ولی از وقتی ایمیل هایش تحت نام دکتر صفوی لو رفته و بعد یکدفعه پوش و کمپانی و لقب و گذاشته کنار و به فحاشی و جیغ و داد افتاده، خیلی ها رو در امریکا روده بر کرده. خواهشن جلویش را نگیر قضیه تازه داره به جاهای خوبش می رسه)
از زاویه دید خودت فکر می کنی که اگر پاچه ورمالیدگی کنی شاید بخصوص زنانی که دست به افشای حقیقت زده اند دست بردارند ولی زاویه دید بیرون از تو چی؟ هر چه بیشتر فحاشی می کنی بیشتر به دلسوزی برای کسانی که اسیر این دیوانه ای که حال زنجیری هم شده می افتند. آخه این ها که نیامده اند با تو طرف بشن. آمده اند بقیه رو از دستت نجات بدن.
از زاویه دید خودت فکر می کنی اگر کار را به جر و بحث های چهارواداری (زیر نظر متخصصین و مشاورینت ابریشمچی و جابرزاده) بکشانی شاید آبی گل آلود کرده باشی ولی فکر نمی کنی که بیرون از فرقه ات نه علاقه ای به این کار هست و نه لزومی؟ بهتره به ابریشمچی و جابرزاده بگی عقده هایشان رو توی همان نشست های دیگ سر همدیگه و سر تو خالی کنند، ما کار داریم.
خانم عضدانلو.
خودت خوب می دانی که همانطور که بخشی از نوار های نشست های حوض و دیگ برادرانت را همراه با ضوابط خوابگاه برادران!! و افتضاحات مربوطه البته باز هم با سانسور بیرونی کردیم ، ویدئو های نشست های حوض و دیگ و غسل هفتگی و عملیات جاری خواهرانت را هم با حضور خودت داریم. و خوب می دانی که سخنان چهارواداری ات در سایت های رسمی ات به گرد آنچه خودت و دیگران در این نشست ها بقول خودت بالا آورده اند نمی رسد.
می دانم که ککت از این کار ها نمی گزه. سالها است که این مسئله ات را حل کرده ای. ولی باور کن که هر بار کسی خواسته حتی سانسور شده این فیلم هایت را بیرونی کند منصرف شده و نتوانسته خودش را به چنین سطحی نزول بدهد. می دانم که از گرفتن اقرار های آنچنانی از این زنان حرمسرای رفیق مسعودت نه هیچ گاه شرم کرده ای و نه هیچ گاه شرم خواهی کرد ولی جا نداشت وقتی از قرارگاه اشرف فرار می کردی لااقل فیلم هایش را از بین می بردی؟ این را هم از ولینعمتت و پسرانش یاد گرفته بودی که بعد از بیست سال لولیدن توی دست و بالشان الان نوارهایت را بیرونی کنند؟ البته ببخشید یادم نبود در مصاحبه با هرالد تریبیون گفته بودی که هیچ وقت برای این کارها از صدام پول نگرفته بودی.
تحت نامهای جعلی به زنان جدا شده و نجات یافته از سازمان مارک همسر خواهی می زنی که مثلا با همان فرهنگ خودت بجزانی یا بترسانی! ولی نوار نشست زنانی را که بیش از دو دهه و در تمام سالهای باروری جنسی شان از این طبیعی ترین غریضه زنانه محروم کرده ای را فراموش کرده ای؟ یادت هست که در مقابل اعترافات افراد به وسائلی که به آنها متوصل می گردند نعره می کشی که بس است. بس است!! و بعد مجبورشان می کردی که جمعا همان کلمات را بر علیه زنی که راست یا دروغ اقرار کرده بود استفاده کنند و تفش کنند و با… به نقاط حساس بدنش ضربه بزنند؟. راستی یادم رفت، به نظرت هنوز کسی به نقطه پایانی که در نوار وعده می دهی رسیده که با عشق به تو و با پای تو بر غریضه هایش غلبه کامل کند؟ اصلا یک بار به عمرت کج بشین و راست بگو. خودت این پنجاه و دوسال را چگونه گذراندی؟ بگذریم…
راستی قمر خانم، اگر به همان نوارها مراجعه کنم (که اگر نداری یک کپی هم برای خودت بفرستم که فکر نکنی می توانی تا به ابد زنانی که می خواهند خارج شوند ولی در این نوارها فیلمشان را گرفته ای را تهدید کرده و به هر کاری واداری) و افعالی که در آنها با جیغ و داد و گریه و شیون تشریح می گردد و بقدری رقت بار است که مو بر بدن من پنجاه ساله هم راست می کند، آیا این حرکات قمر خانمی جنابعالی و رفقای جدیدتان زاییده و منتج بلافصل آن حرکات غیر طبیعی و نتیجه عقده های بیست و اند ساله جنسی تان نیست؟ رنگ و لعاب هایی که بر بقیه فرقه حرام و بر جناب عالی حلال است چطور؟ سعی در انتخاب رنگ برای آن که رنگ آبی چشمانتان بهتر دیده شود (آنطور که در مصاحبه با هرالد تریبیون گفته ای)چی؟ آیا این ها همه بی رابطه با نکته ای است که در مصاحبه خانم الهه در مورد روابط درونی سران فرقه و از جمله مسعود رجوی و… آمده است؟
البته اگر با همان منطق خودت نگاه کنیم خیلی هم مشکلی نیست. از نظر ایران که شخص تو و ابریشمچی زن و شوهرید و فسخ هم نشده. از نظر فرانسه هم که مسعود رجوی بعد از طلاق از فیروزه با شما یا هیچ فرد دیگری ازدواج نکرده. از نظر عراق هم که رجوی مادام داشته و نه زن تازه توی دست وبال صدام و پسراش هم که این حرف ها نبوده. از نظر درون فرقه ای هم که خودت گفتی قبل از همه امضای معاصی به رهبری خاص الخاصت داده ای و اخیرا هم باز به خبرنگار گفتی که اصلا از اول هم سیاسی بوده و… از نظر…. ولش کن بابا این جاهایش را خودت بهتر می دانی. به من چه.
اما قمر خانم عزیز. این عقده ها را بین خودتان و در نشست های دیگ و حوضتان بر سر همدیگر خالی کنید. (البته نوبتی که نوبت به همه تان برسد. فیلم هم بگیرید خدا را چه دیدی شاید باز یک بخشی به ما هم رسید). ما نه وقتش را داریم و نه لزومی در آن می بینیم. کار ما با شما یکی بیش نیست و آن هم انشاالله از طریق مراجع قانونی و در دادگاه ها و در دیگر محیط های سالم کشورهای دموکراتیک حل و فصل خواهد شد.
به امید روز رهایی تک تک اسرای فرقه در عراق و به امید روز محکومیت مریم عضدانلو و مسعود رجوی به جرم جرائم ضد بشری و جنایات جنگی در دادگاه های بین المللی.
مسعود خدابنده
اول اکتبر دوهزار و پنج

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن