مجاهدین خلق

سازمان مجاهدین ونفی استراتژی مبارزه مسلحانه

سازمان مجاهدین ونفی استراتژی مبارزه مسلحانه
هادی شمس حائری، سوم فوریه
طبق نقل قول یکی از اعضای شورای ملی مقاومت به شرط ناشناخته ماندن نام وی، سازمان مجاهدین خلق مبارزه مسلحانه را در تمامیت آن نفی کرده و از این به بعد خود را تنها به روش های غیر خشونت آمیز مبارزاتی متعهد می داند.
همچنین در خبر دیگر، سازمان مجاهدین دادخواستی را به دادگاه لوکزامبورگ تسلیم نموده و از قرار گرفتن نام این سازمان در لیست گروه های تروریستی اتحادیه اروپا شکایت نموده و به دادگاه اعلام کرده که از مبارزه مسلحانه فاصله گرفته و آن را کنار نهاده است.
به نظر می رسد کنار نهادن مبارزه مسلحانه توسط مجاهدین هم درست است و هم غلط. درست از این جهت که سازمان مجاهدین تلاش می کند برای بزک کردن چهره خشونت آمیز خود در مجامع اروپائی و بیرون آمدن از لیست گروه های تروریستی خشونت را نفی نماید و از خود چهره ای صلح دوست و دمکراتیک و مسالمت جوبسازد. در کنار این دلیل ، سازمان مجاهدین از زمان سقوط صدام حسین به خاطر قطع حمایت و کمک های مالی و نظامی دولت صدام حسین ونیز خلع سلاح مجاهدین توسط امریکاهیچ اقدام مسلحانه در خاک ایران انجام نداده است.
اما غلط از این بایت که هنوز نیروها و اعضای خود را در عراق علی رغم خلع سلاح در آرایش و روابط نظامی نگه داشته و قلعه اشرف را حفظ نموده است و نیز در پای نشریه مجاهد شعارارتش ازادی بخش بازوی پر توان خلق قهرمان ایران را تکرار می کند. بنا بر این هنوز نمی توان مطمئن بود که سازمان مجاهدین در گفتار خود صادق است و در این مورد، مانند موارد دیگر چهره ای دوگانه از خود به نمایش می گذارد.
نفی مبارزه مسلحانه تنها در شعار میسر نیست باید در عمل آن را اجراء کرد و بهای آن را پرداخت.
همچنین تصمیم به این مهمی و سرنوشت سازکه به عنوان استراتژی 40 ساله مجاهدین تار و پود مناسبات و روابط سازمان را تشکیل داده نمی تواند یکشبه عوض شود و آب از آب تکان نخورد.
اگر سازمان مجاهدین در ادعای خود صادق است باید طی یک بیانیه رسمی و تحلیلی علت عدول از مبارزه مسلحانه و روی آوردن به مبارزات مسالمت آمیز و سیاسی را برای مردم و هواداران و بویژه برای اعضای مستقر در عراق (کمپ اشرف) تشریح و تبیین نماید.
رهبری مجاهدین باید بگوید که آیا مشی مبارزه مسلحانه از ابتداء نادرست بوده یا اینکه تا امروز درست بوده و از امروز به بعد نا درست می باشد و چرا؟ آیا این تغییر مشی تحت شرایط خاصی به رهبری تحمیل شده و یا اینکه یک انتخاب آگاهانه و آزادانه می باشد؟
سازمان مجاهدین عامدانه از طرح علنی نفی مبارزه مسلحانه طفره می رود، زیرا می داند که مسئله به همین جا ختم نمی شود و قدم به قدم به عقب باز می گردد وهر یک از مراحل قبل زیر علامت سؤال می رود و همین طور ادامه پیدا می کند تا به 30 خرداد، یعنی نقطه آغاز مبارزه مسلحانه می رسد و کل سازمان و رهبری ان را زیر علامت سؤال می برد.
سازمان خوب می داند، نفی مبارزه مسلحانه به نفی مبارزات حرفه ای و مخفی منتهی می شود واز نفی مبارزه حرفه ای به نفی زندگی تشکیلاتی می رسیم، از نفی زندگی تشکیلاتی به نفی اتوریته سازمان می رسیم. از نفی زندگی و فعالیت مخفی، به روابط علنی وآزاد حزبی خواهیم رسید و این چیزی است که سازمان آن را بر نمی تابد و اتوریته رهبری را خدشه دار می کند
به نظر من سازمان مجاهدین هرگز و هیچگاه در شرایط عادی مبارزه مسلحانه را ترک نخواهد کرد زیرا مساویست با مرگ سیاسی و ایدئولوژیک این جریان، مبارزه مسلحانه یک استنتاج ایدئولوژیکی و از افتخارات سازمان و جزو اصول بدیهی و اولیه بنیانگزاران سازمان است. سازمان مجاهدین تا بحال مخالفین مشی مبارزه مسلحانه را با حربه رفرمیسم های راحت طلب و میانه باز و قائدین کوبیده و مشی مسلحانه را به عنوان انقلابی ترین راه حل قلمداد کرده است و راه حل های دیگر را عافیت جویانه و ذلت بارمی داند لذا نمی تواند به راحتی آن را کنار بگذارد. تنها زمانی تن به تغییر مشی مبارزاتی خود خواهد داد که در اوج ضعف و ذلت و در یکقدمی مرگ سیاسی – ایدئولوژیک خود باشد.
سازمان مجاهدین از نظر ناظرین بیرونی مدت ها است که به این مرگ سیاسی رسیده است اما هنوزبا تلقینات و تبلیغات و ایجاد محیطی بسته در درون مناسبات برای اعضا و مسؤلین، صورت خود را سرخ نگه داشته و با بزرگنمائی و قدر قدرتی خود را سازمانی سرزنده و سر پا جا زده است. هنگامی که رهبری بطور رسمی و علنی مبارزه مسلحانه را نفی کند و خبر آن به گوش نیروهای درونی کمپ اشرف برسد آنوقت سنگ روی سنگ بند نمی شود و اوضاع به حدی از هم می پاشد که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان.
به نظر من اگر سازمان مجاهدین چنین قصدی دارد که مبارزه مسلحانه را ترک نماید و به مبارزات غیر خشونت آمیز روی آورد باید:
1- صدمات و لطمات این خط مشی را از 30 خرداد تا به امروز،  و به تعویق انداختن جنبش دمکراتیک در ایران شده است را بطور کامل شرح دهد و مسؤلیت خونهائی را که در این راه ریخته شده بعهده بگیرد.
2- باید حرکت 30 خرداد و تظاهرات مسلحانه 5 مهر را محکوم کند.
3- سازمان باید از تمامی اعضای زنده که بدون نظر واطلاع آنها 30خرداد را خلق کرد و آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار داد وبه تور نیروهای رژیم انداخت رسما عذرخواهی کند.
4- همچنین باید از کسانی که مبارزه مسلحانه را از ابتداء رد کرده بودند و مورد انواع و اقسام اتهامات از سوی مجاهدین و رهبری آن واقع شدند تقاضای بخشش کند.
5- از خانواده های مجاهد که فرزندان خود را در این راه از دست دادند طلب آمرزش کند.
6- از بازماندگان عملیات تروریستی، عذر خواهی نموده وبه فرزندان آنها پرداخت غرامت کند.
7- باید کوچ کردن به عراق و همکاری با صدام در عملیات جنگی را محکوم نماید.
8- با نفی مبارزه مسلحانه حضور مجاهدین در عراق بیهوده و بی مصرف است. زیرا اگر سازمان می خواهد مبارزه سیاسی و غیر مسلحانه را در دستور کار قرار دهد عراق محل مناسبی برای این کار نیست اصرار به ماندن در عراق دم خروس این ادعا است.
9- لازمه تغییر مشی از مسلحانه به سیاسی، برچیده شدن روابط فرقه ای و برقراری روابط دمکراتیک و آزاد و نظام رأی گیری در مناسبات داخلی سازمان می باشد.
10- برسمیت شناختن حق تعیین محل زندگی برای افراد مستقر در کمپ اشرف و اعلام آن به کلیه افراد و آزاد گذاشتن آنها برای ماندن یا خروج از عراق.
11- برچیده شدن زندگی جمعی و برسمیت شناختن هویت فردی اعضاء.
12- برچیده شدن روابط فرماندهی و ضوابط و انضباط نظامی، مانند صبگاه و شامگاه و لباس فرم در کمپ اشرف.
13- برکناری رهبری قدیم به خاطر خطای استراتژیک و پر هزینه تا کنونی و انتخاب رهبری جدید برای ادامه مبارزه بشکل مسالمت آمیز.
14- تعطیل کلیه نشست های عملیات جاری و فشار های روانی و اجبار در نوشتن گزارش علیه خود.
15- باز گرداندن همسران و کودکان به مناسبات خانوادگی و الغای طلاق های تشکیلاتی.
16- ازادی کامل افراد در بیان نظرات سیاسی و بحث و گفتگو های جمعی در کمپ اشرف و آزادی بر قراری ارتباط اعضاء با دوستان و اقوام خود در روابط داخلی و طرد اصطلاح محفل.
17- ورود آزاد نشریات سازمانها و احزاب اپوزیسیون بداخل کمپ و آزادی کسب خبر از منابع متفاوت.
18- آزادی سؤال و انتقاد از سازمان در روابط درونی و در نشست های جمعی و ترک اتهامات مرسوم به سؤال کنندگان و منتقدین.
اگر مجموعه موارد فوق الذکر اجراء وعملی گردد می توان به صحت و صداقت سازمان مجاهدین مبنی بر نفی مبارزه مسلحانه ایمان آورد وگرنه این یک ترفند و گریزگاهی برای بیرون آمدن از بن بست های پیش روی و اغفال مجامع حقوقی بین المللی و دادگاه های رسیدگی به پرونده گروه های تروریسیتی می باشد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا