مجاهدین خلق

نامه سرگشاده به نخست وزیر سوئد آقای یوران پرشون

نامه سرگشاده به نخست وزیر سوئد آقای یوران پرشون
فرزاد فرزین فر، پنجم فوریه
موضوع : هشدار نسبت به رشد آشکار و روزافزون تروریسم در جامعه سوئد و اروپا!!! ( هشدار و هوشیاری عمومی )
با سلام!
رادیکالیسم و تروریسم دو پدیده مخرب هستند که اجزاء و عناصر تشکیل دهنده جامعه را از همبستگی و همپیوستگی باز داشته زمینه های رشد عمومی را از بین برده و ساختار جامعه مدنی را هدف قرار داده و مسیر تحولات جامعه را سد میکند تروریسم اساسا در بستر راسیسم حرکت میکند و هدفش نابودی دمکراسی است و بطور بنیادی و ساختاری مفهوم و معنی آزادی را نمیتواند درک کند و تروریستها اساسا توان همزیستی با لایه های مختلف اجتماعی در چوامع چند فرهنگی کنونی را ندارند و تمامیت ارزشهای تمدن بشری را جهت نابودی بیشرمانه هدف قرار داده اند پایه های وجودی حیات تروریسم چیزی جزء ایجاد رعب و وحشت در عموم ، باج خواهی ، گسترش استبداد در نفی آزادی بیان و اندیشه ، و ترور و کشتار عمومی
نمیتواند باشد که نمونه های این رفتار بیشرمانه تروریستها را در مادرید و لندن و نیویورک ناباورانه دیدیم و هنوز اکثریت مردم ، و منجمله شهروندان پایتختهای اروپایی نگران رفتار و عملیات مخرب تروریستی هستند و وظیفه عمومی هست که در قبال این نگرانیها ، حساسیت و جدیت لازم را داشته باشیم و قبل از اینکه باورهای مبتنی بر تروریسم و تروریستها به فعلیت برسد جلوی آن ایستاده و متقابلا درس فراموش نشدنی به آن بدهیم و ظرفیت جامعه را در تغییر پذیری مستمر در عدم هر گونه رویکرد تقویت کنیم!. سکوت در قبال تروریسم یعنی تائید و تقویت آن ودر تعریف علمی داشتن ویژگیها و مشخصات شخصیتی و روانی مشترک و در تحلیل نهائی همانا همسو شدن و هم جبهه شدن با تروریستها بدلیل زیرساختهای فکری میباشد!.
آقای نخست وزیر!
آیا عجیب نیست تروریستها از حقوق بیشتری نسبت به قربانیان ترور و شکنجه و زندان و اعدام برخوردار هستند ؟ آیا تعجب آور نیست تروریستها نمایندگان یک ملت آگاه و فرهیخته معرفی میشوند و تعجب آورتر اینکه طرف حساب برای مشورت جهت راهگشائی در سرنوشت مردم ایران!؟ با توجه به این نگرانی ها ، و از موضع یک شاعر ایرانی تبار و از جایگاه مسولیت و منزلت انسانی ام شما را مورد خطاب قرار داده و با احترام کامل از شما در موضع یکی از مسولین اجرائی و سیاسی اتحادیه اروپا طلب یاری و استمداد برای جان انسانهای بیگناه و بیدفاع میکنم و بنا به وظیفه شهروندی مسولیت شما را در این مرحله حاد و بحرانی یادآور میشوم!.
آقای نخست وزیر!
من یکی از امضاکنندگان نامه بسیار مهم و هشداردهنده 26 سپتامبر 2006 هستم که خطاب به مسولین بین المللی منجمله وزرای کشور و خارجه سوئد و همچنین آقای کوفی عنان و آقای خاویر سلانا ارسال گردید که در سیزده محور شیوه های تعقیب ، کنترل ،جاسوسی ، تخریب و ترور فیزیکی توسط سازمان تروریستی مجاهدین خلق و وجود یک شبکه عملیاتی تروریستی در خاک سوئد به اطلاع وزارتخانه های مربوطه رسید ولی با کمال تاسف و ناباوری هیچگونه واکنش و موضعگیری و عکس العمل مشاهده نشد و این بزرگترین پیروزی برای تروریستهای اعزامی صدام حسین در خلاء سازمانهای ضد تروریستی موثر میباشد و تروریستها دقیقا اتحادیه اروپا را بخاطر بی عملی اش چک کرده و محک زدند ودر کمال وقاحت و شقاوت و درنده خوئی ضد انسانی ، نیروهایشان را از عراق تا اروپا و آمریکا به میدان آورده تا با طراحی های از پیش تعیین شده و با تبلیغات فاشیستی و روانی ، فحاشی ، دروغ ، شانتاژ ، چماقداری ( کتک زدن خبرنگاررادیو صدای آمریکا در لندن ) ، پرونده سازی و تهدیدهای تروریستی زمینه سازیهای لازم را برای انجام عملیات تخریب و ترور گسترده در کشورهای اروپائی فراهم کنند!.
آقای نخست وزیر!
عمیقا متاسفم که باطلاع برسانم پوشش دهنده این سازمان تروریستی برای تحقق رویاهای بیمارگونه تروریستی اش ، تعدادی از شخصیتهای سیاسی نا آگاه و متوهم و مغرض در اروپا و منجمله کشور سوئد هستند که با وجود اعلام یک سازمان مخرب تروریستی در لیست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا ، چتر لازم را جهت مشروعیت بخشیدن برای ادامه فعالیتهایشان را فراهم کرده اند و این در حالی است که یکی از اصلی ترین سناریوگردان اعلام ترور مخالفان این سازمان تروریستی فردی است به اسم پرویز خزائی که رسما بعنوان نماینده تروریستها با اسم مستعار و جعلی شورای ملی مقاومت در اسکاندیناوی معرفی شده است واین فرد با تحریف بخشی از تاریخ مشترک دو ملت متمدن نروز و سوئد ، با ادبیات مشمئزکننده ایدئولوژیک فرقه تروریستی مجاهدین – به رهبری رجوی جنایتکار و همدست صدام حسین در کشتار کردها و عربهای جنوب عراق- سعی در قانونی کردن و اخلاقی بودن ترور ایرانیان مخالف و منتقد به لحاظ سیاسی نموده است و همزمان یک آخوند جیره خوار تروریستها فتوای شرعی کشتار مخالفین را به لحاظ مذهبی داده و از نقطه نظر ایدئولوژیک ( روانی ) قبل ازسقوط صدام حسین ، رهبر فاشیست این جریان به اسم رجوی در آخرین فرمانش از نیروهای نظامیش در عراق – که بوسیله ارتش عراق آموزش دیده و با هدایت مستقیم سازان امنیت صدام حسین عمل کرده است- خواسته است که مخالفینش را در اروپا تارومار کرده وزندانهای اروپا برای آنها حکم هتل چهار ستاره را دارد! مایلم به اطلاع برسانم که ترور مخالفان درونی از بدو تاسیس این سازمان یک اصل و قانون تشکیلاتی و فتوای مذهبی بوده و از سال 1991 به بعد – که حدود 700 عضو این گروه بخاطر اعتراض به کشتار وحشیانه کردهای مخالف صدام حسین این فرقه را ترک کردند – به قانونی عام و همه گیر تبدیل شده است سابقه کشتارآمریکائیها و ایرانیها که جای خود دارد و بررسی مفصل دیگری را می طلبد!.
آقای نخست وزیر!
طبق قانون اساسی سوئد و کلیه قوانین مدنی جهان تهدید به قتل شهروندان امری است ضد انسانی و قابل پیگرد قانونی و به صرف تهدید میباست فرد تهدید کننده توسط پلیس دستگیر و پرونده به مقامات قضائی ارجاع شود اما چنین اتفاقی نیافتاد!چرا و به چه دلیل ؟ آیا مقامات سیاسی سوئد هیچگونه اشراف به جامعه ندارند ؟ آیا به مقامات و مسولین سیاسی اطلاع رسانی دقیق و مرتب نمیشود ؟ آیا گروههای کارشناسی و تخصصی و حرفه ای در کشور سوئد بطور اخص و کشورهای اسکاندیناوی بطور اعم وجود ندارد ؟ که این سازمان مافیائی تروریستی با خیال آسوده و در اوج پستی و رذالت فرد خود فروخته ای را از اینجا مامور اعلام حکم اعدام مخالفانشان در اروپا و آمریکا کرده است! این موضوع اساسا بیدلیل و بی ارتباط با همدیگر نمی تواند باشد!!!
آقای نخست وزیر!
به حکم قانون و بنا به وظیفه قانونی تان از شما میخواهم یک دادگاه علنی با حضور رسانه های ارتباط جمعی بین من ( قربانی ، شکنجه شده ، زندانی و مورد تهدید شده به قتل ) و نماینده تروریستها و قاتل بالقوه یعنی پرویز خزائی هر چه سریعتر تشکیل شود تا افکار عمومی در جریان حقایق قرار گیرند! مایلم باطلاع برسانم که این فرد با اسکورت ویژه صدام حسین در عراق تحت محافظت قرار میگرفته و در یکی از کاخهای صدام حسین در جلسات تشکیلاتی به رهبری رجوی تروریست موسوم به شورا!؟ مکررا حضور داشته ، و همچنان تمام مخارخ و اجرت این فرد و این سازمان تروریستی از دلارهای اهدائی صدام حسین از فروش نفت برنامه سازمان ملل متحد یعنی فروش نفت در برابر غذای کودکان محروم عراقی تامین میشود! آیا تعجب آور نیست پرویز خزائی نماینده تروریستها جرائت و شهامت ندارد حتی یک بار صدام حسین را محکوم کند و حتی یک کلمه نظر بدهد و تنها دو گروه در قبال صدام حسین تا حالا سکوت کرده و موضعگیری نکرده و با گذشت سه سال از سقوطش آنرا تائید میکنند یعنی سازمان تروریستی مجاهدین خلق به رهبری رجوی قاتل- و همدستش پرویز خزائی – و سازمان القاعده!
خواهشمندم به شخصیت پرویز خزائی در همان برنامه تلویزیونی تروریستها نگاه کنید فردی هست با مشخصات روان پریش ، همه چیز از قبل دیکته شده و تکلیف اجباری از بر شده و حفظ شده ، تناقض گوئی ، به چیزی که میگوید هیچ اعتـقاد ندارد! وفقط بدلیل اجرت دلارهای اهدائی صدام حسین به این کار تن داده است! پرویز خزائی آنقدر بیمار و روان پریش است که لبش بی اختیار حرکت میکند و حین صحبت کردن بدنش آرامش ندارد و از کنترل خارج شده و به هر طرف میچرخد کلمات همه چیز تـقلیدی ، اجباری ، بی محتوا و بزور وادار به اجرای این سناریو شده و وضعیت این فرد کاملا مشکوک است!!! به چه دلیل مجبورش کرده اند و این فرد بیمار قبول کرده این چنین مثل برده ها به میدان کشید ه شود ؟ با شناختی که از این فرقه تبهکار دارم خبر از مسائل درونی حکایت میکند که این فرد مجبور به کارهای اجباری میشود!!!
آقای نخست وزیر!
من یک پناهنده سیاسی هستم و هم اکنون سیتی زن ( دارای تابعیت ) سوئد هستم که در سپتامبر 1996 به کمک دولت سوئد و سازمان ملل متحد به کشور سوئد آمدم و مورد لطف مردم خوب سوئد قرار گرفته ام اما این فرقه تروریستی زندکی من را اینجا تباه کرده از دزدی ، حمله به خانه گرفته تا حذف فیزیکی و صدها عمل کثیف! و چون فکر میکنند سندی از خود بجا نگذاشته اند ، میتوانند به رفتار ضد انسانی شان ادامه بدهند که فقط پلیس امنیتی سوئد در جریان یک مورد کوچک آن قرار گرفته ،و چون فکر کرده اند که توانسته اند پلیس امنیتیسوئد را خنثی کنند همچنان میتوانند به رفتار رذیلانه شان ادامه بدهند و بخاطر یک دادخواهی ساده از پلیس امنیتی سوئد کثیف ترین و بیشرمانه ترین رفتار را علیه من انجام دادند! چرا و به چه دلیل ؟؟ چون میترسیدند غیر از کانالهای خودشان – که برای پلیس امنیتی سوئد نا شناخته است و پلیس سوئد از نحوه عضوگیری مخفی این فرقه تبهکار بمنظور نفوذ در ارگانهای امنیتی و سیاسی هیچگونه اطلاعی ندارد!!!!! – هیچکس نباید با پلیس امنیتی سوئد ارتباط ارگانیک و تنگاتنگ داشته باشد تا افرادشان و خطوطشان شناسائی نشود و پلیس امنیتی بلحاظ امنیتی کور و خنثی شود تا تمام توطئه شان بدرستی انجام شود و پلیس امنیتی پوشش امنیتی باشد برای حفظ تشکیلاتشان و فعالیتهایشان و منبع در آمد مالی مطمئن برای اخبار کانالیزه شده و هدایت شده و از طرف تشکیلات طراحی شده و فریب دادن و خیانت به پلیس امنیتی سوئد که حافظ جان و مال مردم بیدفاع است! خیانت به مردم ایران کم بود حال نوبت به مردم و دولت سوئد رسیده! تف بر شما خائنین مردم فروش و ضد بشر! تاکیدا تاکید کنم تماس من با مشاور بخش فارسی پلیس امنیتی سوئد بخاطر دادخواهی از رفتار بیشرمانه و تروریستی این باند تبهکار بوده که مشاور مذکور میتواند بدرستی شهادت بدهد و حتی یک نفر نداشتم که تماس را برای دیگران شرح بدهم اما بلافاصله مورد بیشرمانه ترین رفتار گروهی سازماندهی شده تشکیلات مخفی این باند مخوف قرار گرفتم! نه یکبار ، بلکه بارها! ساده ترین بررسی قضائی و تحقیق پلیس جنائی و پلیس امنیتی این گفته ها را تائید میکند! چرا و به چه دلیل بهای یک تماس که حق شهروندی هر کس هست آنهم بمنظور دادخواهی ، تروریستها بر میآشوبند ؟! بله حقیقت تلخ و تراژیک اینست که نه تنها در سوئد بلکه در دیگر کشورهای اروپائی این باند مافیائی تبهکار : 1- بدلیل فقدان پیچیدگیهای جامعه و پلیس امنیتی کشورهائی اروپائی ، 2- بدلیل عدم حساسیت سیستم های مربوطه بدلیل ساختار شخصیتی و روانی اجزای آن در تحلیل نهائی جامعه شناسی 3- بدلیل عدم قوانین منسجسم بدلیل ضعف در ساختار فکری 4- خلاء و کمبود در قوانین بلیل نداشتن دیدگاه منسجم و تعریف شده و هدفدارو…،با توجه به داشتن سیستم متمرکز تشکیلاتی طی سالها بعنوان کارشناس و کارمند و مترجم ، دقیقا با شعار امنیت و ترورسم خود را وارد کلیه سیستم های پلیس امنیتی کشورهای اروپایی کرده است!
(( هشدار و هوشیاری عمومی : با توجه به صدها فاکت مستند ریزترین اطلاعات همه ایرانیان ، با تمام اقوامشان با ریزترین مسائل خانوادگی شان در دست باند مافیای تبهکار رجوی هست و هیچکس در امان نیست – بلاخص آزادیخواهانی که مورد تهدید به اعدام علنی در اروپا قرار گرفته اند از همین جا ملتمسانه از این عزیزان میخواهم بطور جمعی تحت حفاظت پلیس انتظامی قرار گیرند شرایط تغییر کرده است شرایط را در یابند ساده لوح و ساده دل نباشند به بچه های معصوم فکر کنند به خانواده های بیگناه فکر کنند! تا این حد ساده لوح نباشید ، دنبال مانوردادنهای فریبکارانه شان را نگیرید از استدلال و تجربه دوری گزینید وقت آکسیون، مصاحبه ، ملاقات ، تماس با مقامات ،مقاله نویسی و کارسیاسی و فرهنگی نیست همه با هم سریعا منسجم شویم وقت خرد و ریزهای مسخره که نفوذیهای جاسوس و خائن مجاهد به آن دامن زده اند ( هر چند واقعی است )هم نیست باید سریعا اقدام کنیم به امکانات مادی نچسبیم و تاکیدا میگویم هر کس در مقابل این تصمیم مقاومت کرد هر چند با استدلال واقعی ، او را مجاهد خائن تلقی کنید ، هر چند قبلا عضو جدا شده بوده و یا به این باند بلاخص مریم قجر فحش جنسی میدهند در هر شکل حتی در خاطرات حتی باز تعریف مسائل اجتماعی ، ایتها همه جزء مسائل خطی تشکیلاتی است که این مزدوران به آن دلخوش کرده اند ، تعدادی عضو جدا شده که کتاب هم نوشته اند و یا قبلا مخالفت نمائی کرده اند ولی امروز نیستند ولی بمنظور نفوذ و کنترل و تخریب مخالف نمائی و لب گردانی میکنند از اینها فاصله بگیرید اصل را روی همین 60 الی 80 نفر بگیرید باید و باید و باید برویم جلوی سازمان ملل و یا پارلمان یک کشور معتبر و اعتصاب کنیم تا تحت حفاظت جمعی در یک محل مشخص قرار بگیریم بحث نکنید جدل نکنید دلیل نفی و اثباتی هم برایم نیاورید من در این سالها خون جگر خورده ام بخاطر شما بارها به بیمارستان منتقل شده ام! عزیزانم! برادران و خواهرانم! شما را سوگند به خداوند! شما را به عظمت خداوند! خواهش میکنم به ندایم پاسخ بدهید!بخدا سوگند بخاطر شما پر درد و رنجم و مدام پر ازاشکم! مدام در درون میگریم! به این برادر کوچکتان منت بگذارید! دیگر بس است از پیکر ایرانی – مثل هر انسانی از ملل دیگر – خون ریختن! باید اقدام جدی بکنیم! خواهش میکنم یک لحظه صرفا انسانی فکر کنید و از همه چیز خود را رها کنید ما برای دولت های اروپایی ذره ای ارزش نداریم بخدا اینها به ما کمک نخواهند کرد هر کس اگر یک ماه در اروپا زندگی کند واز عنصر دگرشیفتگی رها شود به سادگی میتوانید به روانشناسی فردی و اجتماعی اینها پی ببرید! غیر از ما هیچکس به ما کمک نمیکند! اگر ما بمیریم فقط نان سیاسی برای دیگران هستیم مگر غیر از این است که در هر جا اول کشتار میشود بعد همین دولتها پشت سرهم کنفرانسهای پر زرق و برق و پر هیاهو میگذارند و پلیس شان را به میدان میآورند تا قدرت نمایی کنند! پلیس امنیتی کشورهای اروپایی ویروس زده و بیمار است و امنیت خودشان را نمی تواند تامین کند! باند تبهکار رجوی در حال تعیین تکلیف است اینها در این مدت سازماندهی شده و مسلح هستند تاکید میکنم 95درصد از تشکیلات مخفی هست و پلیس امنیتی بیمار کشورهای اروپائی کوچکترین ردی از اینها ندارد اینها در پی دستور مخفی تشکیلاتی قتل عام را حتی در نیرو های خودشان راه میآندازند وظیفه انسانی ام ایجاب میکند که تاکبد کنم کلیه اعضای سابق و کارمندان کنسول گریها و مخالفان و منتقدان و شهروندان منتقد از کشورهای اروپایی و بخش اعظم نیروی ناسازگار درون تشکیلات مخفی در دقایق اولیه اقدام از بین خواهند رفت! بنابر این یک بار برای همیشه در پیشگاه خداوند عزیز از همه شما می خواهم بخاطر خودتان و بچه های معصوم این تنها اقدام عاجل را انجام دهید! شما را به خدا سوکند میدهم بخاطر هزاران شب تا سحر و طلوع صبح بخاطر همه شما عزیزانم نخوابیده ام و اشک ریخته ام و رنج کشیده ام! شما را سوگند میدهم به « وجود » بچه هایتان و خودتان و هر ایرانی و تمام بشریت ، که « جایگاه خدا » هست به این برادرتان منت بگذارید و اقدام کنید! واز هر گونه برخورد عاطفی و احساسی با من و خودتان تاکیدا پرهیز کنید! بخدا سوکند حاضر نیستم قطره خونی از هیچکس بریزد حتی قاتل و تروریسم! این کار دولتها است که آنها را کنترل کنند و از عمل جنایتکارانه باز بدارند و درمان کنند و به زندگی مسالمت آمیز بر گردانند! اما راستی کدام دولت! که اکثرشان مریضند! ))
آقای نخست وزیر!
من از شما برای حفظ جان خودم و خانواده ام و حدود 60 نفر از آزادیخواهان – و کلیه جامعه ایرانی بیدفاع – که نامه ذکر شده برای وزرای کشور و خارجه را امضاء کرد ه اند دوستانه و ملتمسانه و صمیمانه طلب یاری و استمداد میطلبم خواهشمندم به درخواست انسانی ام پاسخ مثبت در اسرع وقت بدهید که به امنیت جامعه شما و پلیس امنیتی شما کمک موثر میکند و دست تروریستها را برای همیشه از جامعه شما کوتاه میکند! باز هم مایلم به اطلاع برسانم وقتی یک بار نامه ای به مسولین ذیربط در پلیس نوشتم که فقط یک ارتباط گیری ساده بوده است و حاوی هیچ مطلب خاصی نبوده است مورد توهین و تهدید قرار گرفتم! چرا و به چه دلیل ؟ چرا این تروریستها اینهمه وحشت دارند ؟ ا ز طریق شما میپرسم چرا ؟ امنیت یک کشور بعهده تمام اقشار آن کشور است!!
من از آن جهت برای حفظ جان خودم کمک خواستم که : از حدود 3 سال پیش ، بطور مشخص مورد تعقیب یک فرد مشخص قرار میگیرم که در عراق بوده است و میتواند بطور یقین یک عضو عملیاتی واحد تروریستی باشد که مخفیانه در اینجا زندگی میکند و اسم مستعار دارد! از آنجا که من از ناحیه چشم « هندی کپ » هستم کاملا بیدفاع هستم و این تروریستهای وحشی این را میدانند و به همین خاطربراحتی میتوانند به من آسیب برسانند و شناسائی هم نشوند! و بخاطر هندی کپ بودن مدام مورد فحاشی و تحقیر و توهین از طرف این باند تبهکار قرار گرفته ام که حتی در عقب افتاده ترین جوامع مرسوم نیست!
اما برای ثبت در وجدان عمومی بشریت و تاریخ میگویم با اینکه اینها زندگی من را بارها نابود کردند و صدها عمل بیشرمانه انجام دادند حتی در بستر بیماری در بیمارسان در کشور سوئد! و با وجود اینکه من این تروریست را میشناسم بخاطر حفظ جان و مال و شغل تروریستها کوچکترین اقدامی نکردم اما از همین ویژگیهای انسانی ام سوء استفاده کردند و کثیف ترین کارها را انجام دادند اما وقتی به امنیت جامعه در خطر هست اقدام کرده و میکنم! و از حرمت زندگی و زندگان دفاع خواهم کرد حتی اگر دشمنان مجازی من باشند! مجاهد نه! تروریست نه!!!
با آرزوی موفقیت برای ملل جهان در پالایش خود از راسیسم و رادیکالیسم ، شاخصهای مبنایی تروریسم
در رسیدن به همپیوستگی بین المللی در سایه صلح و برابری!
با سلامهای دوستانه
5 فوریه 2006
استکهلم

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا