مجاهدین خلق

دستهای آلوده

دستهای آلوده
امید پویا/ 13/12/1384/سایت مجاهدین
خبر اعدام حجت زمانی به واسطه ارتکاب جرائم تروریستی در ایران بازتاب گسترده ای در رسانه های وابسته به سازمان مجاهدین خلق به همراه داشت. جریان تبلیغاتی وسیعی که مجاهدین پیرامون مجازات او به راه انداخته اند اهمیت ابزاری این اتفاق را نشان می دهد. در این رابطه آنچه حایز اهمیت نشان می دهد تکیه صرف و یکسونگرانه سازمان مجاهدین خلق و اطلاع رسانی در این خصوص است. این رویکرد که تنها به انعکاس خبر اجرای حکم حجت زمانی و مابقی به بهره برداری تبلیغاتی و مظلوم نمایی از آن ختم می شد، بدون هیچگونه اشاره به جرائم و سوابق تروریستی وی و اینکه اساسا او به عنوان یک عضو عملیاتی سازمان چه ماموریتی در ایران داشته، همچنان ادامه دارد. مجاهدین در این رابطه صرفنظر از موارد تبلیغاتی و رسانه ای که به آن اشاره شد، هیچ اصراری به از کردن مسائل پیرامونی ندارند.
رقیه عباسی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در مراسمی به همین مناسبت در قرارگاه اشرف تلویحا به بخشی از سوابق و عملکرد حجت زمانی اشاره می کند. همین حداقل اطلاعات برای کسانی که با دایره واژگانی و ادبیات منحصر آنها آشنا هستند کفایت می کند تا از لابلای آنها کمی حقیقت امر روشن شود. عباسی در رابطه با سوابق تشکیلاتی حجت می گوید:
او از 17 سالگی در تکاپوی پیوستن به سازمان بود. تا سرانجام در سال 1367 دوران جدید زندگیش را با وصل به سازمان مجاهدین خلق و زندگی مبارزاتی آغاز کرد. به زودی به عنصری کارآمد تبدیل شد.(1)
در رابطه با فعالیتهای درون تشکیلاتی این عنصر کارآمد می گوید:
در سال 1379 او در ابتلائات بیشتری به آزمایش کشیده شد. (2)
و در نهایت در خصوص دستگیری او تنها به این نکته اشاره می کند که :
سرانجام آزمون اصلی به حجت روی می نماید. در تیر ماه 1380 حجت به هنگام تردد در میدان ونک تهران مورد شناسایی قرار گرفت و به اسارت پاسداران رژیم در آمد.(3)
مجاهدین خلق در خصوص سوابق تروریستی حجت زمانی غیر مستقیم به این موضوع اشاره دارند که او در معرض ابتلائات بسیاری قرار گرفته و تواناییهای خود را در این زمینه نشان داده است. اینکه این ابتلائات در واقع همان عملیات تروریستی است و اینکه این عملیات به قربانی شدن چند شهروند بی گناه منجر شده اشاره ای نمی کنند. در نهایت تنها با تاکید بر اینکه وی به چهار بار اعدام توسط دادگاه محکوم شده ناخودآگاه به این مهم که وی صرفا یک طرفدار ساده نبوده اعتراف می نماید.
در تیرماه 1383 حجت در یک محاکمه فرمایشی به چهار بار اعدام محکوم می شود.(4)
جالب اینکه این اطلاعات بسته و کمپوتی هم فقط در اشرف مطرح می شود، جایی که کمابیش همه یکدیگر را می شناسند و چیزی و کسی در حد و اندازه های حجت زمانی را نمی توانند استتار کنند. بر اساس همین اطلاعات اندک و سردستی که سازمان ارائه می دهد فهم اینکه حجت زمانی که بوده و به استناد چه جرائم و مدارکی محکوم و مجازات شده کار دشواری نیست. بر اساس همین اطلاعات اندکی که مجاهدین خلق ارائه می دهند می توان به صورت اصلی مسئله رسید. اینکه، حجت زمانی به دلیل ارتکاب عملیات تروریستی در ایران دستگیر ، محاکمه و بر اساس قوانین موجود در این کشور مجازات شده است. امروز همه می دانند که در ادبیات سازمان مجاهدین خلق واژه هایی از نوع عنصرکارآمد، آزمایش و ابتلاء، آزمون اصلی و… حاوی چه محتوا و بار معنایی است.
زمانی مجاهدین خلق از این نوع ادبیات سازمانی برای نشان دادن اقتدار و قدرت نظامی خود در اروپا هزینه می کردند. شرایط امروز ایجاب می کند سازمان فقط در حد و اندازه نشانه ها و کدها آنهم برای اعضای رسمی سازمان آن را به کار ببندد. سکوت عامدانه سازمان مجاهدین در رابطه با سوابق و بازخوانی زندگی تشکیلاتی حجت زمانی بر خلاف سنت رایج در این سازمان ( بزرگ نمایی عملیات به اصطلاح مسلحانه در ایران) حاکی ازاین معنی است که در این شرایط سازمان ادامه این روال و سنت را مغایر با اهداف کلان خود ارزیابی می کند. در حال حاضر موضوع حجت زمانی تبدیل به سناریوی شده است که سازمان با حذف بسیاری از حقایق مرتبط با آن و اضافه کردن بسیاری از مسائل بی ارتباط با آن از جمله مسئله هسته ای تلاش می کند با استفاده از ناآگاهی بسیاری از طرفداران اروپایی خود آن را به یک جریان روانی تبلیغاتی تبدیل کند.
در این شرایط برای کسانی که در اروپا از سازمان مجاهدین خلق حمایت می کنند، منصفانه ترین کار فهم حقیقت ماجرا است. دلایل کتمان حقیقت این ماجرا از سوی مجاهدین کاملا روشن است. به این دلیل که حجت زمانی بواسطه انجام عملیات تروریستی که منجر به قتل حداقل چهار شهروندان ایرانی شده محاکمه و مجازات شده است. پذیرش این مسئولیت در شرایطی که سازمان همه تلاش خود را معطوف به تبرئه رفتارهای تروریستی می نماید غیر ممکن است. فهم اینکه چرا حجت زمانی به چهار بار اعدام محکوم شده بسیار ساده است. و ساده تر اینکه اجرای حکم او در این شرایط در عرصه بین المللی الزاما هزینه هایی نیز برایران تحمیل می کند، اما علیرغم آن ایران مصمم به اجرای احکام خود بوده است. با این احتساب حکم حجت زمانی را باید در چار چوب قوانین جزایی ایران ارزیابی کرد و نه آنگونه که مجاهدین ادعا می کنند یک جرم سیاسی. در قوانین جاری هیچ کشوری ترور منجر به قتل شهروندان عادی در زمره جرائم سیاسی تعریف نشده است. صرفنظر از این، همه کشورها برای مقابله با تروریسم و عاملین آن تابع مقررات خاص خود هستند.
اگر مدعیان اروپایی مبارزه با تروریسم، محاکمه و مجازات عاملین آن را حق مشروع و قانونی خود می دانند ، باید بپذیرند این حق صرفنظر از اینکه چه تعاملاتی ممکن است با بخشی از این تروریستها داشته باشند، برای همه دولتها محفوظ است. اگر اتحادیه اروپا و وزارت امورخارجه امریکا و بسیاری دیگر از کشورها بر تروریست بودن سازمان مجاهدین خلق اجماع دارند، باید بپذیرند که مجازات حجت زمانی بخشی از این مبارزه دامنه دار بر علیه خشونت لجام گسیخته ای است که دربسیاری از موارد روی القائده را سفید کرده است. حامیان سازمان مجاهدین خلق که اتفاقا بر رعایت حقوق بشر و مبارزه با تروریسم تاکید دارند باید به جای هرگونه موضع گیری شتابزده در این خصوص، ابتدا به درک واقع بینانه ای از آنچه وی انجام داده برسند. در شرایطی که تعدادی از پارلمانترهای اروپایی اصرار بر حذف نام سازمان خلق از لیست گروههای تروریستی دارند، مورد حجت زمانی در این راستا می تواند بستر مناسبی باشد برای بازنگری و دوباره خوانی رفتارهای تروریستی سازمان مجاهدین و بررسی این که اساسا تا چه میزان در ادعاهای خود مبنی بر نفی خشونت و ترور صادق هستند.
همزمانی تلاش حامیان مجاهدین خلق در اروپا برای حذف نام این سازمان از لیست گروههای تروریستی با اجرای حکم حجت زمانی اتفاقا از جهات بسیاری می تواند حائز اهمیت باشد. از این جهت که اساسا اجرای حکم زمانی هیچ سنخیتی با اتهامات سیاسی ندارد. اگر بتوان جرائمی از نوع انفجارهای لندن و بارسلون را سیاسیی تعبیر و تعریف کرد، عجالتا می توان قتل شهروندان ایرانی بدست حجت زمانی را نیز در چارت جرائم سیاسی ارزیابی کرد. مجاهدین در حال حاضر با اشراف بر عواقب و پی آمدهای ناگزیر شفاف سازی و اطلاع رسانی در خصوص عملکرد و سوابق تروریستی حجت زمانی، خط مظلوم نمایی را در اروپا و امریکا دنبال می کنند. حامیان اروپایی مجاهدین در این مسیر ناگزیرند به چالشهای پیش رو پاسخ گویند. به این مهم که برای آنها مبارزه با موضوع تروریسم از اولویت برخوردار است یا دستاویز قرار دادن آن برای مناقشات سیاسی. و به اینکه در موضع گیری علیه تروریسم و خشونت تا چه میزان به فهم و اطلاعات مستقل و بی واسطه متکی و تا چه میزان تحت تاثیر شانتاژ و مناسبات سیاسی هستند.
منابع
(1) شماره 70 (4 اسفند 1384) روزنامه اینترنتی مجاهد.
(2) همان.
(3) همان.
(4) همان.
 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا