مجاهدین خلق

اخلاق و پرنسیپ های مجاهدین خلق

اخلاق و پرنسیپ های مجاهدین خلق
حبیب خرمی، هلند، ششم مارس
جهت مطالعه یک شخص و یا جریان لازم است که در مورد خلق و خوی آن مطالعه نمائیم و میتوان گفت که اخلاق مبین شخصیت و ماهیت فرد و یا گروهی است که جریانی را نمایندگی میکنند.
رهبر مجاهدین خلق اقای مسعود رجوی در یکی از نشستهای جمعی اهمیت موضوع اخلاق را در قالب طرح استراتژی پیروزی و یا شکست در آنچه به عنوان مبارزه علیه جمهوری اسلامی پیش میبرد این شعار را عنوان کرد: یا همه چیز یا هیچ چیز و افزود:
همه چیز یعنی همه ایران. یعنی آن را با هیچ کس شریک نمیشویم. همه اش را میخوام و خوب هم میخوام
ا و با اشاره به نقشه ایران که بر تابلوی در نشست جمعی نصب بود, ایده”همه چیز” و تمامیت خواهی را در اذهان سرسپردگانش حک مینمود.
هیچ چیز یعنی شکست. و شکست هم نه تنها شکست نظامی بلکه شکست سیاسی, شکست ایدئولوژیک و شکست اخلاقی خواهد بود. او در اینجا مثال آورد که” امام حسین هر چند که از نظر نظامی شکست خورد ولی درصحنه سیاسی و ایدئولوژیک و اخلاقی شکست نخورد”. در این بیان چند نکته قابل بررسی وجود دارد.
اولاً باید دید که چرا شکست نظامی برای امام حسین شکست اخلاقی در پی نداشت و برای مجاهدین خلق الزاماً شکست اخلاقی را در بر دارد؟
اختلاف در کجاست؟
آیا تفاوت در نفس عمل بوده است؟
آیا روشهای مبارزاتی مجاهدین در برگیرنده شکست اخلاقی بوده و بالقوه شکست اخلاقی را در پی دارند؟
خوب این تفاوت را نمیشود نادیده گرفت و با چشمبندی از آن گذشت.
چرا حاصل کار آنها با اساسی ترین شئونات راه امام حسین در تناقض بوده است؟
حال که راه و روش مجاهدین خلق و مسیر مبارزاتی انها طبق بیان رجوی با حرکت و مرام امام حسین تفاوت و بلکه اختلاف اساسی دارد, باید دید پس چرا آنها همواره به امامان شیعه تمسک میجویند؟
چرا آنها خود را پیروان اسلام ناب محمدی مینامند؟
درجواب باید گفت که, تاکتیک ناصادقانه ای برای استفاده از توده های مذهبی و به عبارتی سوء استفاده از ایمان مردم نسبت به اسلام و تشیع بوده است و همین عدم صداقت از قضا خود در انتهای راه و در کنار دیگر عوامل به شکست همه جانبه منجر میشود. با این تفکر راه و روش مجاهدین خلق هیچ سنخیتی با راه امام شیعیان ندارد.
کما آنکه پندار رجوی طیفی از دو سوی نامحدود, افراطی, غیر قابل کنترل و از هر سو نامتعادل است که بر مبنای جهانبینی بی پایه قراردارد.
راستی در چه صورتی شکست نظامی برای یک گروه شکست اخلاقی را به بار می آورد؟
و اگر مبارزه نظامی یک گروه عادلانه باشد چرا باید شکست اخلاقی در پی داشته باشد؟
ایا به جز آقای رجوی دیگر مسئولین مجاهدین به این موضوع اندیشیده اند؟
ایا انان حق اندیشیدن را برای خود قائلند؟ اعضای شورای وابسته به مجاهدین چگونه؟
چرا شکست نظامی مجاهدین بنا به گفته مسئول شورا, بر خلاف شکست امام حسین شکست سیاسی, ایدئولوژیک و اخلاقی خواهد بود؟
راه این کوردلان ابتر کدام است که فرجامی سیاه دارد؟
ثانیاً روحیه توتالیتر و تمامیت خواهی که همه چیز را بدون کم و کاست در انحصار گروه خود و در آن میان شخص خود میخواست, روشی رسوا و قهقرائی است که حاکی از ضعف و انحطاط میباشد. شعار همه چیز به معنی تمام ایران را تیول شخصی خود دانستن و همگان را ازچپ تا راست در انقیاد خود در اوردن است که اگر چنین نیست خوب است آنها منظوررهبر سابق خود را توضیح دهند.
از قضا دو سر طیف بر روی خط” یا همه چیز یا هیچ چیز” تاریک و دهشتناک است. نه تنها شکست بلکه پیروزی فرضی نیز شکست وادبار در دستگاه مجاهدین خلق است! در تعریف همه چیز رهبر سابق مجاهدین میگفت, همه چیز یعنی همه ایران, یعنی آن را با هیچ کس شریک نمیشوم, همه اش را میخوام و خوب هم میخوام مسعود رجوی (نشست جمعی1369 سالن اجتماعات و در اینجا است که این تفکر علیل هیچ حزب, سازمان, گروه ویا فردی را به رسمیت نمیشناسد. و خود اگر لازم آید تا میتواند شورا, حزب و گروه وابسته اختراع میکند. شکست چنین فرجامی نیز از آنجا است که بر مینیمم پایه های اخلاقی استوار نیست.
یک پله پائئن تر از شکست اخلاقی چنانکه در فرمول رهبر سابق مجاهدین پیداست, شکست ایدئولوژیک است. و چون آقای رجوی به بی پایگی و بی مایگی ایدئولوژی خویش واقف است, نه تنها مطمئن نیست که در آینده و در صورت شکست نظامی و سیاسی پایدار باشد بلکه مرگ ایدئولوژیک خود را به عیان میبیند و اذعان, دارد! کما آنکه ایدئولوژی مجاهدین خلق حاصل جمعبندیهای مغرور انه چند جوان عصیانگردر سنین کمتر از 25 سال مانند مرحوم حنیف نژاد و دیگران است و در سیر تکوین خویش به شدت متأ ثر از افکار سخیف رهبر سابق مجاهدین خلق, مسعود رجوی گردید.
انقلابات ایدئولوژیک و تبعات اخلاقی آن یک قلم ناچیزاز مکانیزمهای این دستگاه فکری است و لاجرم در ارتباط دیالکتیک با آن است. ونیز از اجزاء آن همین فرمول کذائی میباشد که ما در این مبحث مورد مطالعه قرار میدهیم,یا همه چیز یا هیچ چیز.
در تحلیل بیان مزبور به پله دوم میرسیم که طبق گفته رجوی در فرمول یا همه چیز یا هیچ چیز, شکست سیاسی نتیجه بلافصل شکست نظامی برای سازمانش خواهد بود. میتوان نتیجه گرفت که خلع سلاح نظامی مساوی خواهد بود با خلع سلاح سیاسی این گروه.
شگفت انگیز نیست که مجموعه سیاستهای خائنانه مجاهدین مورد تنفر تمامی لایه های اپوزسیون ترقیخواه است که برای ازادی, دموکراسی بدون قید و شرط و برای حقوق بشر مبارزه میکنند.
در فرصتی دیگر به مواردی از رویدادهای اخلاقی و ایدئولوژیک در درون مجاهدین خلق خواهم پرداخت.
حبیبُ الٌلۀ خُرمی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا