مجاهدین خلق

کودتای سیاه یا فریب افکار عمومی

کودتای سیاه یا فریب افکار عمومی

جعفر خوئی، شانزدهم ژوئن 2006
سازمان مجاهدین درطی چند دهه ازعمرننگین اش، درعوامفریبی، شیادی و شب را روز نشان دادن مهارت پیدا کرده است که بدون اغراق می توان این جنایتکاران را فریبکارترین فرقه روی زمین لقب داد. هرچه ازعمر ننگین این جریان منحت سپری می شود استفاده از شیوه های تبهکارانه اش پیچیده ترمی شود و چنان در این امر مهارت پیدا کرده که این سازمان توانسته چند ده هزارانسان کم تجربه را بدام انداخته وهزاران تن از آنها را در مسلخ قدرت پرستی، آنهم به هرقیمتی، نابود کرده و هزاران خانواده را نیزازهم بپاشد. این هزاران انسان قربانی که همه هستی خودشان را درجهت بهروزی انسانهای دیگر، اما دراثرکم تجربگی درظرفی زهرآگین گذاشتند، قربانی این فرقه تبهکار شدند ومتاسفانه این تبهکاران به قربانی کردن انسانهای دیگرادامه می دهند.
آیا راهی برای جلوگیری این جنایت وجود ندارد ؟
به باورمن یکی ازراه های جلوگیری ازافتادن جوانان به دام این قبیل جنایتکاران، افشاکردن چهره واقعی این تبهکاران است زیرا سازمان تروریستی مجاهدین به دلیل داشتن توان مالی بی پایان به یمن وطنفروشی وجاسوسی اش برای بیگانگان و تجربه دو دهه زیستن درجوامع غربی واروپائی وآشنائی با پیچ و خم سیاست بازی و آگاهی ازساده لوحی بعضی ازسیاستمداران، وهمچنین پرداخت میلیونها دلاربه برخی ازسیاستمداران! (1)، آنها را در جهت اهداف پلید خو بکار بگیرد.
آشنائی با جنایات مجاهدین
– وقتیکه رجوی جنایتکارعملیات تروریستی 30 خرداد 60 آغازکرد وشعارابلهانه این ماه، ماه خون است – خمینی سرنگون است را سر داد و به کشته شدن صدها تن منجر شد و وقتی که این شعاربا از دست دادن صدها تن عملی نشد، آیا از رجوی و کلا از سازمان پرسیده شد که با توجه به کدام اطلاعات و تحلیلها آن شعاربه خیابانها برده شد.
– زمانیکه در5 مهرسال60 جوانان ناآگاه، ناآگاه ازنظردامی که توسط رجوی خیانتکاردرمقابل آنها پهن شده بود، با اسلحه به خیابانها ریختند و همگی کشته شدند و بعدا، رجوی خیانتکارآن جنایت را عمل فدائی (2) نامگذاری کرد و هیچ کس دررابطه با این جنایت، رجوی و سازمان خیانتکار او را مورد سئوال قرار نداد.
– بعد ازانقلاب، سران تبهکارمجاهدین با شعارهای فریبکارانه جوانان پاک سرشت ولی کم تجربه را به دام انداخته بودند و به دلیل فضای باز آن موقع، اکثر آنها بصورت علنی فعالیت می کردند ودرنتیجه همگی آنها مورد شناسائی کمیته ها قرارگرفته بودند. وقتی رجوی ودیگرجنایتکاران سازمان تصمیم به مبارزه مسلحانه گرفتند وبلافاصله اکثریت غالب آنها از کشورخارج شدند وصدها هزارهوادارو حتا اعضاء رده پایین را به امان خدا رها کردند که درنتیجه به دلیل شناخته شدگی شان، گروه گروه دستگیر شده و روانه زندانها شدند و رجوی خیانتکاردر پاریس گفتند: ما تصور نمی کردیم که این چنین توسط رژیم سرکوب شویم. (3) آیا کسی از این سازمان تبهکار سئوال کرد، سازمانی که دارای صدها هزارهوادارعلنی در ایران است چگونه می تواند بدون اینکه آنها را درجریان شرایط فوق العاده بگذارد، دست به میارزه مسلحانه بزند وجان آنان را در معرض خطر قراربدهند ولی تصمیم گیرندکان این چنین امر خطیری پا به فرار بگذارند و نام آنرا پروازتاریخسازاول بگذارند.
– آیا کسی ازسازمان پرسیده است چرا ازهمان لحظه ورود به پاریس (نیمه اول سال 60) تا به امروز (نیمه اول سال 85) دهها هزاربارتحت عناوین مختلف به دروغ گفته اند و نوشته اند که رژیم در حال سرنگونی یا در سراشیب سقوط قرار دارد ؟.
– آیا کسی ازاین فریبکاران سئوال کرد چرا تمامی اطلاعیه ها، کتب و نشریات بعد از انقلاب تا مقطع فرار به فرانسه مملو ازشعار مرگ بر امپریالیسم جنایتکار بودند و سازمان تصمیم داشت ایران را قبرستان امپریالیسم بکند و یا ایران را ویتنام دیگری برای آمریکائی های خونخوارتبدیل خواهد کرد.
– آیا کسی پرسید چرا سازمان دائما درتمام اطلاعیه ها، کتب و نشریات سازمان از خمینی با عنوان پدر، رهبر ضدامپریالست، رهبر انقلاب، حضرت آیت الله خمینی، بت شکن، امام خمینی، ادامه دهنده راه انبیاء و… یاد می کرد و مجاهدین را فرزندان ناچیز آیت الله می دانستند ؟ ولی درست از روز 30 خرداد 60 تبدیل شد به جلاد، خونخوار، دجال و…
– آیا کسی از سازمان سئوال کرده است که چرا مجاهدین از تسخیر سفارت آمریکا نه تنها استقبال کردند بلکه در چند شهر دیگر به کنسولگریهای آمریکا به همراه دانشجویان حمله کردند و حتا در این را زخمی هایی نیزدرپیشبرد اهداف ضدامپریالیستی دانشجویان پیروخط امام تقدیم کردند. آیا این تیمهای سازمان نبود که شبانه روز در مقابل به قول مجاهدین جاسوسخانه آمریکای جهانخوار به حفاظت مشغول بودند و این اعضاء و هواداران سازمان نبودند که، بمدت 5 روز، روزه سیاسی بخاطر اشغال جاسوسخانه آمریکا گرفتند. آیا این سعادتی نبود که با صدور اطلاعیه ای این عمل دانشجویان را تبریک گفته و به حمایت از عمل ضدامپریالیستی آنها در زندان 5 روز، روزه سیاسی گرفت. آیا این سازمان نبود که مکررا ازامام خمینی درخواست داشتند جاسوسخانه آمریکا را به موزه جنایات آمریکا و شهدای انقلاب تبدیل کنند ؟
– آیا این تیمهای ترورسازمان مجاهدین نبود که پیش از انقلاب مستشاران آمریکا را ترور می کردند ولی بعد از فرارشان به خارج از کشور بزدلانه اعلام کردند که این سازمان پیکاربود که ترورها را انجام می داد است و به سازمان مجاهدین مربوط نمی شود. آیا کسی از این تبهکاران سئوال کرد اگر آن مستشاران را پیکاریها ترور کرده بودند پس چرا شما به عهده می گرفتید و با افتخار اطلاعیه های آن ترورها را درنشریات سازمان حتا بعد از انقلاب در دفعات متعدد برای تحمیق توده ها بچاپ رساندید ؟
– آیا این سازمان نبود دائما از دولت بازرگان درخواست می کرد که برای نابودی صهیونیستهای غاصب وفرزند نامشروع امپریالیسم آمریکا، کمک مالی و سلاح به فلسطینی ها ارسال کنند.
– اگر بخواهم ازاین نوع سئوالات طرح کنم باید ساعتها بنویسم. آیا می شود این سئوالات را با سازمان درمیان گذاشت بدون اینکه متهم به مزدور رژیم یا مامور وزارت اطلاعات نشد ؟
همانطور که اشاره کردم این سازمان روز را بدون فریبکاری در جهت اهداف پلیدش به شب نمی رساند. دراین روزها درتلویزیون مجاهدین به مناسبت سومین سالگرد دستگیری مریم قجرتبلیغات مشمئزکننده ای می شود تحت این عنوان که این حمله و دستگیریکودتای سیاه بود و با این ترفند جدید سعی برلاپوشانی فریب وحقه بازی دیگری دارند.
همانطورکه همگان می دانند رجوی خیانتکار هزاران بار از امام حسین در جهت اهداف خیانتکارانه اش سوءاستفاده کرده است مبنی براینکه امام حسین درشب عاشورا، راه را برای یارانش باز گذاشت تا هرکسی خواست برود حتا شب عاشورا دستور داد صحنه آنجا را تاریک بکنند تا مبادا کسی ازرفتن شرم بکند و نرود.
حال شما این مسئله را مقایسه بکنید به هنگام حمله آمریکا به عراق برای سرنگون کردن صدام دیکتاتورو همچنین صدور دمکراسی به خاورمیانه!. چند ماه قبل ازاین حمله، مریم به اتفاق دانه درشتهای سازمان به همراهی جغد پیر(مرضیه) ازعراق فرارکردند البته قرار بود چراغها را خاموش بکنند تا هرکسی مایل بود برود ولی وقتی چراغها روشن شد دیدند مریم به همراه دیگرجنایتکاران فرارکرده اند. ولی این فرار را تا چندین ماه از هواداران پنهان نگه داشتند دراین چند ماه حتا یک کلمه درباره (پرواز تاریخسازمریم) با هواداران خودشان درمیان نگذاشتند. و حتا چندین بار در برنامه های ارتباط مستقیم، هواداران سازمان با فحاشی به مخالفین اظهار داشتند، مزدوران رژیم ابلهانه می گویند مریم ازعراق فرارکرده ولی از سوی مجریان برنامه و همچنین میهمانان که همگی از سران مجاهدین بودند، عکس العملی دربرابر این سئوال دیده نشد و همچنین جغد پیر(مرضیه) بعد از فرارش از عراق در مصاحبه ای با رادیو پژواک وانمود کرد که همچنان درعراق به سر می برد و از آنجا تماس می گیرد ولی درهمین مصاحبه کوتاه بند را آب داد و معلوم شد ایشان نیز برخلاف امام حسین از خاموشی چراغ استفاده کرده و پا به فرار گذاشته است.
حال شما تصورکنید اگر پلیس فرانسه به مرکز توطئه در اورسوراواز حمله نمی کرد تا چند مدت دیگر تصمیم داشتند فرارمریم از عراق را پنهان بکنند. ولی مشکل این پنهانکاری در اینجا بود که اگر بصورت عادی فرار مریم و دیگر جنایتکاران سازمان را اعلام می کردند یک افت هولناکی در میان هواداران و سردرگمی بوجود می آمد که چرا رجوی آن صحنه شب عاشورا را هزاران بار تکرار می کرد و اصولا کاربرد این صحنه عاشورا در چه زمانی برای رجوی و سران جنایتکارش میسر است.
البته رجوی با شم ضد انقلابی خودش پیش از این نیزدرسرفصلهای تایین کننده ای توانست انوع فیلی هائی را هوا بکند.
لذا این باربرای سرپوش گذاشتن در رابطه با فرار مریم با دسیسه امپریالیستها فیل دیگری را هوا کردند و این فیل جدیدهمانا حمله به منازل مجاهدین بود و دقیقا در این مقطع هواداران را در چنیدن کشور به تحصن درمقابل سفارتهای آمریکا وادار کرده بودند ودرخواستشان هم این بود که اسم سازمان را از لیست تروریستها خارج کنند و دراینجا جای سئوال بود که چرا درست در این موقع و با گذشت چندین سال به یکباره یاد این افتاده اند که اسم سازمان در لیست تروریستی قرار دارد و بویژه اینکه، بیش از40 روز ازتحصن هواداران گذشته بود و همه هواداران به استیصال مطلق رسیده بودند ولی آنها را وادار می کردند درمصاحبه ها بگویند که تا برداشتن اسم سازمان از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا، به تحصن خودشان ادامه خواهند داد و این استیصال پیش از شوک اصلی برای هواداران لازم بود. لازم به ذکر است گفته شود مریم رجوی برای هرموضوعی که مربوط به مجاهدین می شود اطلاعیه یا پیامی صادر می کند ولی دراین 40 روز تحصن هواداران در حمایت از مجاهدین، عکس العملی از خود نشان نداد.
ناگهان یک روز همه هواداران شنیدند که مریم و بیش از 150 تروریست دیگر دستگیر شده اند و این نقشه ای بود که پلیس فرانسه نیز فریب آنرا خورد.
اکنون با این شوک بر آدمهای مستعصل فائق آمده اند و هواداران نه تنها سئوالی به ذهنشان خطور نمی کند بلکه اینک مریم تبدیل شده است به یک قهرمان و با دستور تشکیلاتی، این شعبده بازی را به اوج خودش رساندند و این شوک، دستور خودسوزی های جنون آمیزی بود که باید در مقابل چشمان مردم و دروسط خیابانها صورت می گرفت تا این شوک اثر قطعی خود را برهواداران بگذارد و همانطور که همگان دیدند در مقابل مقر آن جنایتکار گریه ها راه افتاد و آن غش کردنهای تشکیلاتی. وبه عقیده من باید به این تبهکاران نمره 20 تبهکاری داد شود چرا که خوب آموخته اند چگونه وبا توسل به چه نوع شیوه های مافیائی از راه نقاط ضعف انسانها برآنها چیره شوند و بتوانند اززن تبهکاری بنام مریم، فرشته نجات به مردم قالب کنند. و این ترفند و شارلاتانسیم کودتای سیاهی بود بر علیه هواداران و شعور مردم.
توضیحات:
(1)- ریموند تنتر، کازاکای پرتقالی و انواع و اقسام فرانسوی و انگلیسی نروژی و… از این قبیل رذالت پیشگان هستند.
(2)-… دومین هدف تظاهرات مسلحانه، تست کردن امکان به میدان کشیدن عنصراجتماعی بود… که به دلیل دیکتاتوری و خفقان مطلق، به میدان آوردن عنصراجتماعی- توده ای، اساسا پاسخ مثبت نداشته. کتاب گزارش داخلی (جمعبندی یکساله مقاومت مسلحانه) صفحات 72 و 132
(3)- همان کتاب

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا