منافع مشترک

منافع مشترک
سایت پرونده سیاه
گره خوردن سر نوشت واستراتژی مجاهدین خلق ورژیم صدام حسین طی چند دهه آنچنان در هم آمیخته شد که فی الواقع برای طرفین مرز های ایدئو لوژیک هم مخدوش شده بود.
ضرورت ها این دو را به هم وابسته ونیازمند هم نمود تا جایی که مجاهدین خلق از طرفی برای حفظ صدام هم عراقی می کشتند وهم ایرانی در مقابل صدام هم از خون ومنافع مادی ملت خود برای مجاهدین می گذشت این نوع رابطه را منافع مشترک و وحدت استراتژیک نام گذاری کردند.
از سال های ورود مجاهدین به عراق ومستقر شدن رهبری این فرقه در جوار صدام دیگر در هیچ زمینه ای نمی شد مناسبات تفکیک شده ای را تحت عنوان استقلال دید، همه چیز متناسب با نیاز صدام برنامه ریزی میشد به گونه ای که تمام اصول واستراتژی رجوی تحت الشعاع کمترین منافع دیکتاتور سابق بغداد قرار داشت.
نظامی: ارتش رجوی که بعد ها ( ارتش رهایی و سپس آزادیبخش لقب گرفت) به هیچ وجه رجوی بنا به سیر تکامل به ضرورت تشکیل آن نرسید بلکه این ضرورت وکمبود را شورای فرماندهی عراق در جنگ با ایران درک کرد وبرای محقق نمودنش صدام از طریق امضای قرار داد صلح رجوی را گول زد ورجوی هم با توجه به قدرت طلبی اش تن به آن داد.
اگر کسی ذره ای فکر کند تاسیس ارتش خصوصی صدام در سال 66 توسط رجوی نقطه بلوغ مبارزه وجنگ آزادیبخش بوده سخت در اشتباه هست چون که رجوی مدت یک سال ونیم بعد از حضورش در عراق کماکان به ادامه جنگ چریکی اصرار داشت اما از جانب صدام تحت فشار قرار گرفت تا نیرو های خود را از مناطق کردی به سایر جبهه ها منتقل کند وآنها را تحت فرماندهی ارتش عراق در بیاورد.
در ادامه مجاهدین در گردان وتیپ ها سازماندهی شدند وتحت آموزش کلاسیک افسران ارشد صدام قرار گرفته وبه جبهه ها اعزام وضمیمه واحد های عراق شدند در تمامی عملیات های عراق علیه ایران مجاهدین چند نقش را به عهده می گرفتند.
nشناسای اولیه وبروز نمودن اطلاعات جبهه ای
nپشتیبانی وتدارکات
nمساعدت در تحقیق واعتراف گیری اسرا وتخلیه اطلاعات
nتخلیه غنائم
مجاهدین بعد تشکیل ارتش سه عملیات کلاسیک جبهه ای انجام دادند دقیقا در هر سه عملیات تمام کنترل فرماندهی وآموزش تا مرحله اعزام به عهده ستاد کل عراق بود به گونه ای که حتی منطقه عملیات با توجه به نیاز صدام انتخاب می شد ، مثلا عملیاتی با نام آفتاب در مرز فکه انجام شد بعد از تثبیت نیروی دفاعی صدام مجاهدین تماما به عمق 200 کیلومتری عراق بر می گردند.
در عملیات دیگر عراق شهر مهران را تسخیر می کند ونیرو های مجاهدین در آن مستقر می شوند تا از طریق دعوت از خبر نگاران قدرت مجاهدین را برای مردم ایران تبلیغ نمایند این مانور تبلیغی هم در راستای استراتژی صدام مبنی بر تحریک ایرانیان علیه رژیم بود که در آن منافع مشترک نهفته بود.
در عملیات فروغ هم دقیقا سناریو و صحنه گردان صدام بود وهم رجوی وهم ارتش او ابزاری در اختیار دولت بعث بودند.
سلاح وتجهیزات: مجاهدین تا یک سال از حضور رجوی در عراق دارای تعدادی سلاح سبک ونیمه سنگین بودند بطوریکه به تعداد نیرو سلاح نداشتند اما بعد از ضمیمه به ارتش عراق.
در یک نوبت حدودا دهها فروند نفر بر،تانک،انواع توپ،خمپاره انداز و… به همراه اختصاص تعدادی مربی از افسران ارشد مامور تقویت وآموزش مجاهدین شدند ،در ادامه در سال 68 تعداد زیادی سلاح وجنگ افزار و مهمات نا محدود در اختیار مجاهدین قرار گرفت.صدام مجاهدین را در سپاه دوم خود در جایگاه لشگر ویژه سازماندهی نمود ودر همین راستا آنها را مجهز به هوانیروز کرد وتماما آموزش های لازم را به آنها منتقل کرد.
مجاهدین با فرمان صدام مجاز بودند بدون هیچ گونه کنترلی به داخل تمامی پادگانها وزاغه های مهمات تردد نمایند.
رابطین اصلی مجاهدین در معامله سلاح وتجهیزات بعد از هماهنگی ها توسط مسعود ومریم با ستاد کل صدام به شرح زیر بودند.
– مهدی ابریشم چی وعباس داوری مسئول حل وفصل مسائل روابطی کار.
– زهرا بخشایی-سیما دادجو- حمیده شاهرخی و… از افسران ومعاونت های تسلیحات
مالی وامکاناتی:مجاهدین با توجه به ثبت در ارتش عراق جدا از سلاح وسایر امکانات نظامی از لحاظ تدارکات ،کالا،ووجه نقد در کد وردیف بسیار ویژه ای قرار داشتند این اختصاص مالی در قبال وابستگی تمام عیار بود مجاهدین با دست باز به انبار های تدارکات ارتش عراق وارد می شدند ونیاز ماهانه را به چند برابر دریافت کرده وپس از ذخیره مازاد آنرا به طور آزاد در بازار به فروش می رساندند،آنها به میدان بار ها وانبار های غذایی شخصی عراق مراجعه وبدون پرداخت پول هر مقدار می خواستند می بردند وصرفا فاکتور را به ستاد ارتش صدام ارائه می کردند.
مجاهدین در پروژه های سیاسی خارج کشور هزینه های هنگفتی می کردند وبا ارائه فاکتور از کیسه ملت عراق تحویل می گرفتند وسپس با تبلیغ رسوا کننده ای آنرا به کمک مالی ربط می دادند.
سرویس اطلاعاتی مجاهدین به صدام:مجاهدین بعد از اراعه اطلاعات در زمان جنگ خصوصا در هدایت وکنترل بمبارانها و…که همه به چند وچون آن اشراف دارند در شرایط بعد از جنگ هم این سرویس ادامه داشت.
ابتدا مجاهدین افسرانی را به اسامی زیر در اختیار ارتش عراق گذاشت تا در جدار مرز ها مستقر شوند وبطور روزانه وهفتگی وماهانه تمامی اطلاعات مرزی وجبهه ای ایران را بروز کرده وتحویل دهند محل استقرار این اکیپ ها بطور ثابت در جوار پاس گاههای مرزی عراق بود.با نفوذ به پشت جبهه ایران اقدام به جمع آوری اطلاعات مستمر می نمودند.
-مهدی برائی (احمد واقف) مسئول اصلی کار
– مسعود معروف به مسعود اطلاعات
– جلال منتظمی (کاک جلال)
– باقر
– حسین شهید زاده (کاک حسام)
– علی فاتحی
– محسن تاج الدین
و دهها تن دیگر از افسران امنیت واطلاعات رجوی.
مجاهدین برای کنترل جو داخلی عراق در استانهای محل استقرار خود اقدام به تشکیل شبکه محلی نموده وبا دادن امتیاز مالی به افرادی در هر روستا وده روزانه از آنها اخبار واطلاعات را می گرفت وبه صدام می فروخت.
مجاهدین قبل از سقوط کردستان عراق در آنجا پایگاههای دائر نمود و به صورت پریود روزانه اطلاعات احزاب کردی وفضای منطقه را به صدام می رساند.سپس در شرایط سقوط کردستان وایجاد منطقه پرواز ممنوع مجاهدین افراد کرد خود را با ملبس کردن به لباس محلی به آنجا اعزام ودست به جمع آوری اطلاعات کرده وبه صدام می رساند.در یک مقطع هم به عنوان رابط بین صدام با حزب بارزانی به بهانه میانجی ورابط اقدام به جاسوسی برای صدام می کردند.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا