مجاهدین خلق

نقدی بر سخنرانی مریم رجوی در 11 تیرماه و تزهای پوشالی

نقدی بر سخنرانی مریم رجوی در 11 تیرماه و تزهای پوشالی
باز هم سرفصل بزرگ که زاییده ی پیشرفت زمین و زمان است و در این فصل خانم قجر در 11 تیرماه نقطه نظراتی را برای ایران فردا ایراد کردند که جای دارد، 14 بند آن را مورد بررسی قراردهیم.
مریم قجردر این سخنرانی هم مثل همیشه مطابق تربیت فرقه اش رویاگونه حرف زده و مانند افرادی که تب شان بالا رفته هذیان های عجیبق و غریب گفته است.
بند1 : حقوق بشر برای همه ی ایرانیان ، آزادی ، امنیت با هر جنس و نژاد، ما به بیانیه حقوق بشر متحدیم
درجه پای بندی شان به حقوق بشر زبان زد خاص و عام است، خصوصاً با آن بیانیه چند صفحه ای سازمان دیده بان حقوق بشر که افشای ماهیت ضد حقوق بشری فرقه است. فرقه ای که اعضایش حق زیست در محیط خارج از حصاری که رجوی برایشان ایجاد نموده، ندارند و کوچک ترین اعتراض به سیاست های تروریستی شان منجر به تهمت و هتک حرمت انسانی و خطاب مزدور و بریده شده و از سوی دیگر قرار داشتن نام فرقه در لیست های تروریستی دنیا میزان این پای بندی را واضح تر نشان می دهد که نتیجه بمب گذاری در خیابان ها و معابر و کشتن افراد بوده. البته خانم قجر از آن جا که خود همیشه لبخند بر لب دارد و خواهان چهره ی شادمان دیگران است ، این حرف ها از حقوق بشر را زده تا شاهد پوزخند دیگران باشد!!
بند 2: در این بند ایشان نظر دادند در ایران فردا جمیع حقوق فردی به رسمیت شناخته می شود، آزادی در بیان پوشش، ازدواج ، طلاق و… نحل اقامت. در مورد آزادی بیان و پوشش که فرقه بیان را آزاد گذاشته البته در بعد فحاشی و پرخاشگری و توهین به همه غیر از خودشان. در پوشش هم که با وجود ادعای مسلمانی داشتن هیچ تعهدی نسبت به آن نیست و در این قسمت اصل هم رنگ جماعت شدن و بودن در راستای هدف فرقه ملاک است.
اما، نکته جالب و قابل توجه در این بند آزادی های اجتماعی، مسئله ازدواج و طلاق است!! نه خیر، تعجب نکنید این حرف را خانم قجر زده ،که البته درست هم است ؛نمونه ی آن طلاق گرفتن از ابریشم چی و به عقد مسعود در آمدن مریم است!!!، یا انقلاب طلاق که پس از بن بست رسیدن در عملیات های تروریستی و به کشتن دادن اعضا و شکست، مانع را وجود خانواده و بودن در کنار زن و فرزند شمردند و دستور طلاق اجباری صادر کرد که ( مریم و مسعود). اول خودشان آزادی ازدواج را تجربه کردند و بعد این آزادی را بسط داده و به جدایی و تلاشی خانواده های اعضا حکم کردند تا آن ها هم از این آزادی بی بهره و نصیب نباشند!
بند 3- برقراری شوراها را خواسته و از شورا سخن به میان آورده. حتماً مانند شورای سراسر فریب خودشان که تصمیم گیرنده ی اصلی در آن سران فرقه هستند و 99 درصد اعضایش را هواداران فرقه تشکیل می دهند و اگر افرادی مثل بنی صدر و دیگران حرفی بر ضد سیاست های مزدورانه بزنند با هزاران تهمت مجبور به خروج شود. همان کسی که رجوی کلی روی او مانور داد و به همراهی او از کشور فرار کرد و دخترش را به عقد خود در آورد ( از نوع ازدواج های آزادی که خانم قجر همسر رجوی گفته) اما بعد که رجوی را به همراه متجاوزان خاک میهن می بیند، اعلام بیزاری می کند.
بند 4. جمهوری کثرت گرا و آزادی کامل احزاب و اجتماعات را در ایران مورد توجه قرارداده. کسی که کوچک ترین آزادی اظهار نظر به کس یا کسانی غیر از خود نمی دهد، چگونه می تواند چنین ادعایی کند. آیا عملکرد این بیش از دو دهه پس از فرار رجوی و سران فرقه ملاک کذب بودن این ادعا نیست؟ فرقه ای که غیر از حرف و وضع خود هیچ حرف و موضع دیگری را حتی قابل طرح و بحث هم نمی داند، چه طور می تواند برای یک کشور و مردم آن آزادی آرا و نظرات به ارمغان آورد؟؟ مگر نه این است که هر چه برای خود می پسندی باید برای دیگران هم بپسندی ،خوب فرقه هم سیاستش همین است، تنها و تنها او بر حق است ، بنابراین در اجتماع کلان هم چنین سیاستی را پی گیری خواهد کرد. کسانی که کوچک ترین انتقاد از سوی اعضای خود را نمی پذیرند، چگونه قادر خواهد بود، خواست و نظرات میلیون ها نفر با آرا مختلف را مدنظر قراردهد؟
بند 5-: لغو حکم اعدام و شکنجه و تحریم های بی رحمانه تحت عنوان مذهب.خدا را شکرکه خانم قجر در فرقه اش نه تحریم داشته و نه شکنجه های بی رحمانه تحت عنوان مذهب! فقط حق حیات معقول و طبیعی را از اعضا گرفته ، آن چنان که به دلیل نداشتن طاقت چند روز در زندان ماندن دستور خودسوزی می دهد و در دنیای متمدن و مهد تمدن به این عمل توحش آمیز امر می کند تا آزاد شود و و با پوشیدن لباس های رنگارنگ با پارلمانترهای دست چندم بگو و بخندش را ادامه دهد ،خوب باید همه فدای او شوند. این دستور و القایی است که طی نشست های متمادی به اعضا داده شده. شکنجه هم که کار او نیست، ابریشم چی و صدیقه حسینی و… این کار را می کردند و به وقت هر دهن کجی به مریم و مسعود این بله قربان گو ها چنان با مشت و لگد به سر و صورت و پهلوی معترض می کوبیدند که نفس کشیدن یادش برود و علاوه بر این شکنجه های جسمی ،با گرفتن تمام علائق موجود و ممکن اعضا آنان را مورد آزار و اذیت روحی قرار می دادند. حالا خانم پس از این همه رسوایی ها و افشاگری هایی که اعضای رده بالا و پایین برای شان به بار آوردند، آمده و طرح تحریم شکنجه می دهد. خانم فکرکرده سال 60 است و هیچ کس به ماهیت فرقه آشنا نیست که با این حرف ها بتواند، سرشان را شیره بمالد، غافل از آن که فقط به سرگرم کردن خود پرداخته.
بند 6. هیچ دینی از دیگر ادیان برتری ندارد . البته باید این حرف را بزند تا ادعای اسلامی بودنشان بیش تر زیر سئوال برود؛ چرا که خودشان می دانند ( البته اگر نگاهی به آیات قران کرده باشند) که در کتاب آسمانی عزت تمام ادیان بر شمرده شده و آیه شریفه ان الدین کله لله و و ان الدین عندالله الاسلام بیان گر این مطلب است. این که اسلام کامل ترین دین است و به همین دلیل برترین دین نزد خداوند هیچ تضادی با احترام گذاری به دیگر ادیان ندارد. اما چه کنیم که فرقه ی بدنام رجوی به هیچ دین و مذهبی اعتقاد ندارد و ان چه از نظر آنان برحق و درست است فقط وفقط مریم و مسعود است و لاغیر و تمامی مواضع بر اساس خوش آمدن این دو گرفته می شود. حکم طلاق جمعی و ازدواج اجباری، خودسوزاندن ، زنان را به گدایی فرستادن برای جمع کردن پول برای این دو نفر، توهین و افترا به هر منتقد فرقه ، مزدوری و جاسوسی برای دشمن خاک و مردم و… صدها نمونه ی دیگر از عملکردهای فرقه همه و همه خلاف نظر تمامی ادیان است؛ اما، فرقه ی دروغگو و دوروی رجوی مرتکب تمامی آن ها می شود. این چه دم زدنی از دین است، فقط خودشان می دانند که جز برای فریب افکار عمومی چیزی نیست. ضمن این که هر کشوری حتی مستکبرین آن ها یک دین رسمی برای خود دارند هر چند پای بندی به آن نداشته باشند ولی خانم قجر نگفتند بالاخره کدام دین را می خواهند، دین رسمی اعلام کنند و دلیل واضحش این است که فرقه اش به اساسی ترین اصول مشترک بین ادیان هیچ وقعی نگذاشته و نمی گذارد. از طرف دیگر در کشوری که او برای فردایش طرح می ریزد، دین اکثریت مردمش اسلام است که حتی شاه ستمگر هم حداقل برای تظاهر ، آ ن را به رسمیت می شناخت. از مهم ترین اصول مشترک بین ادیان الهی خداپرستی و رد شرک برای خداوند ، احترام به حقوق دیگران و محبت و عشق و عاطفه است. حال خانم قجر خود به این سئوال پاسخ دهند. او و رهبر آرمانی اش کدامیک از این ها را در عمل قبول دارند. کسانی که خود را حتی بالاتر از انبیا دانسته و در حد خدایی نزد اعضا معرفی می کنند و رجوی به اعضایش می گوید شما گناهان تان را به من واگذارید، من خودم با خدا معامله می کنم، آیا این نشان شرک و نفی اصول مشترک ادیان نیست. وقتی با تلاشی خانواده و حکم طلاق جمعی این نهاد مظهر عشق و عاطفه را منتفی اعلام می کند، نمایان گر زیرپا گذاشتن آن همه سفارشات دینی در این خصوص نیست؟!
بند 7: برای حقوق زن و مرد و شرکت آنان در رهبری سیاسی جامعه تلاش می کنیم. اگر این تساوی حقوق مثل همان است که فرقه برای زنان و مردان اعضا به ارمغان آورده، جای بسی تأسف است و کسی خواهان آن نیست و باید سئوال کرد که کدام تساوی حقوق زن و مرد در فرقه وجود دارد؟ جز این که زنان به جای بودن در کانون گرم خانواده باید دوش به دوش مردان و حتی سخت تر آموزش های نظامی بینند ( آن موقع که یال و کوپال ارتش زیر چتر صدام بود) و تساوی دیگرشان نادیده گرفتن تمامی حقوق طبیعی این دو جنس است و تفاوت آن ها در نوع ظلم هایی است که فرقه به آنان رواداشته و می دارد. زنان به جای بودن در محیط سفارش شده دینی که خانم قجر آن را به رسمیت نمی شناسد، باید سلاح به دست گرفته تا فیلش یاد هندوستان اصلی وجودش نکند. به گدایی در خیابان های فرانسه و آلمان و… بپردازد و در میتینگ ها مورد بازرسی بدنی مردان بیگانه قرار گیرد. آن گونه که گوشه ای از آن در فیلم خودسوزی به نمایش گذاشته شد که چگونه پلیس آن زن را مورد بازرسی بدنی قرارداد. زنان فرقه سال ها در هجر و دوری فرزندان اشک پنهان و درونی ریختند و از ترس تحقیر و حل نشدن تضادهای درونی که فرقه برایش معنا کرده ،چیزی نگفتند و در واقع نتوانستند بگریزند تابه عنوان سیاهی لشکر فرقه باقی بمانند و از زندان اشرف فرار نکند، چرا که فرزندشان گروگان است و مردان فرقه به انسان هایی زبون و خوار تبدیل شدند که اراده ای ماسوای اراده ی رهبری ندارند. آری این است تساوی حقوق زن و مرد در فرقه که جز ظلم به این دو معنای دیگر و نمودی برای
آن نمی توان پیدا نمود.
بند 8- از بهره کشی جنسی زنان به هر شکلی ممانعت می شود، چند همسری ممنوع و خشونت جسمی و جنسی جرم است. این ها تکرار همان پروسه و شعارهای بهره کشی از زنان است که سر لوحه ی کار فرقه ی رجوی است. و این را امثال مرضیه قرصی ها، مرجان ملک ها و بقیه زنانی که در فرقه مورد آزار و خشونت قرار گرفتند می گویند.
خانم قجر خیلی درمورد حقوق زنان حرف زده ، چون می داند ، باید چنین باشد وما هم می دانیم که در فرقه خبری از آن نیست. زنانی که سرگردان خیابان های فرانسه و مشغول برپا کردن میتینگ های چند نفره به دستور خانم هستند، معنای این بند را در فرقه نشان می دهند!! از سال 57 تا 60 همه ی مردم ایران شاهد بودند زنان و دختران جوان را چگونه نشریه و اعلامیه به دست راهی خیابان ها می کردند تا به واسطه ی آنان عواطف و احساسات دیگران را تحریک کنند. آیا کارهای پرمشقت و حمل سلاح های سنگین و القای خشونت و پرورش کینه در او به جای مهر و محبت همان معنای جرم بودن بهره کشی از زنان نیست؟! نگه داشتن او در محیطی که به جای بوسه زدن بر سرو و صورت فرزند باید بر لوله ی تفنگ و تانک بوسه زند، جرم نیست؟ آیا نثار عاطفه بر خانم و آقا که در نشست ها به او حکم شده جرم نیست؟! به جای اشک آشکار ریختن برای دوری از همسر و فرزند، ریختن اشک در هنگام دیدار مریم تا او بفهمد چه قدر دوستش دارند، کجایش اعطای حقوق زنان ست؟! اصلاً خانم بفرمایند حقوقی که برای زنان قائلند چه چیزهایی و در چه مواردی است؟ آیا حق او فقط همین است که کینه توزی کند و به چیزی غیر از آن چه مریم و مسعود می خواهند فکر نکند؟!
نکته ی دیگر در توضیح جرم بودن آزار جنسی و جسمی زنان؛ چه طور وقتی شخصی در ایران چندین دختر را مورد آزار قرار داده مجازات شده و طبق حکم دین سنگسارشده و یا شلاق می خورد فوری خانم ندای حقوق بشرش بلند می شود و تمامی دولت ها و سازمان های حقوق بین المللی را به مدد و یاری فرا می خواند که یک نفر در ایران فلان مجازات شد و آن مجازات را نقض حقوق بشر می داند؟!! این سیاست یک بام و دو هوا چیست که خانم قجر به آن صحه می گذارد و ایشان چه مجازاتی برای زانی و آزار رسان به زنان در نظر گرفته است؟! البته ایشان دین و مذهبی را که به آن پای بندند و می خواهند در فردای ایران به رسمیت بشناسند، انتخاب نکردند تا بتوانند، جواب صریح دهند!!!
بند 9- در ایران فردا ستم و تبعیض و بی حقوقی درمورد کودکان جایی ندارد و کارکردن کودکان ممنوع است. چه آرزوهای بلندی! این یکی از همه خنده دارتراست!!چرا که در فرقه ای که کودکان به اسیری برده می شوند و از پدرو مادر جدا می شوند و در کودکی مجبورند وضعیت اسف بار اردوگاه ها را تحمل کند و قربانی ماندن والدین خود در فرقه باشنداز چه حقوقی در فرقه برخوردارند؟! کودکانی که به جای به کار بردن کلمات مامان و بابا در حق والدین اصلی خود باید با عکس مریم و مسعود عشق بازی کنندو آنان را بابا و مامان صدا بزند. چه قدر ازحق و حقوق بهره مند هستند؟! آنان که باید دوران کودکی را به جای تفریح و بازی باهم سالان در صف ها و کلاس های سرود بگذرانند آن هم سرودهای کودکانه در وصف مریم و مسعود!!و بعدها این تصاویر به پدر یا مادرشان اگر زنده باشند نشان داده شود تا آنان حسرت به دل به آن نمایش ها و فیلم ها نگاه کنند وبه خاطر فرزندانشان تحریک به ماندن در فرقه شوند. چنین کودکانی که از همان ابتدا به دلیل نبودن در محیط طبیعی کودکانه و شاد زیر چتر پدرو مادر دچار عقده های روانی و روحی می شوند باید هم به واسطه ی مشکلات روحی و کمبودهای عاطفی دست به خودکشی بزنند. این ها نتیجه ی ی رعایت حقوق کودکان در فرقه است!!
بند 10- نظام قضایی واحد و حق دفاع و دادخواهی و محاکمه علنی و هیئت منصفه و…
البته حتماً منظور ایشان همان نظام قضایی واحدی است که به اتفاق شوهرش برای اعضای منتقد ترتیب می دادند و جلسات علنی که با حضور همان عده ی مسخ شده تشکیل می شد! کسانی که هیچ صدای مخالف خود را بر نمی تابند و در مقابل تصمیمات رهبری حق هیچ نظر خواهی به افراد نمی دهند و اگر معترضی بود او را با تحقیر مقابل دیگران و بستن به باد مشت و لگد محاکمه می کنند را چه به این ادعاها. آن ها افراد خواهان جدایی که فرقه نتوانسته آن ها را وادار به اطاعت نماید به گوشه ای برده و جناب ابریشم چی و صدیقه با دمپایی و لگد ناله اش را می آورند، چه قضاوت واحدی و چه محاکمه ای از این علنی تر وچه هیئت منصفه ای بهتر از برادر مسعود و خواهر مریم! محکومین فرقه نه وکیلی دارند و نه هیئت منصفه ای غیر از آن چه بر شمردیم. این دو خود هم وکلیند و هم موکل ( چون به جای او طلبکاری ها را گفته و محکوم می نمایند) و هم قاضی و هم هیئت منصفه این است معنای نظام قضایی واحدی که خانم رجوی عنوان نمودند!
بند 11: بازار آزاد و فرصت های اقتصادی عادلانه برای مردم و اشتغال آزاد و…
از آن جا که ایشان طی دو دهه ماندن درعراق و زیر سایه صدام هم بازار آزاد داشتند و هم فرصت های اقتصادی تجربه شان در این زمینه زیاد است!! اقتصاد عادلانه ای که سران فرقه با دست درازی به املاک کشاورزان عراقی برای خود ایجاد کردند نشان دهنده ی این امر است. قدرت در دست صدام بود و فرقه ی مزدور باید تأمین می شدند. بنابراین حق مردم را می گرفتند زمین های زراعتی شان را غصب می کردند و خودشان در آن کشت و زرع می کردند و به همان مردم بیچاره می فروختند. این هم بازار آزاد و فرصت های اقتصادی که از مردم مظلوم عراق می گرفتند و برای خود مهیا می کردند.
درمورد اشتغال آزاد هم که عملکرد فرقه نگفتنی است! شغل اعضای دور از وطن ، خانه و کاشانه در فرقه عبارت است از؛ شرکت در نشست ها و مانورها ( که سابقاً قبل از تسلیم بود) ، کف زدن برای رهبری و همسرش ،شعار دادن و لجن پراکنی در خارج از حصار اشرف، جمع کردن پول گدایی ، جمع امضا و جاسوسی برای دشمنان ایران و هوار کشیدن برای آنان ، راه انداختن میتینگ های چند نفره با اتباع کرایه ای ، خلاصه و در یک کلام، بله قربان گفتن به هر ان چه خانم و آقا می گویند!! این فرقه سال هاست که از پول گدایی و مزدوری و غصب حقوق مردم عراق اموراتشان را می گذرانندف چه شغل آزادی بهتر از این!!!
اما آن چه که در زمینه ی پیشرفت اقتصادی برای مردم ایران می خواهند؛ توافق با هر صدا و ندایی است که مخالف منافع ملت ایران حرف می زند، بنابراین جاسوسی هسته ای می کنند. دست به تحریک خشونت علیه ایران می زنند و خانم به بوش نامه می نویسد که قاطعیت خود را به آخوندها نشان دهید که ضربه ی اصلی را ملت ایران می خورند و فرقه ای ها این را خوب می دانند خواستار تحریم اقتصادی منافع ملی ایران در بانک ها می شوند و تازه تحریم را قدم اول علیه مردم می شمارند و قدم بعدی را شدت و سرعت عمل پیشنهاد می کند وفن آوری هسته ای را که در پیشرفت بسیاری ابعاد زندگی مردم نقش دارد برای دلخوشی اربابان غربی غیر ضروری می شمارند!!!
بند 12 -: افراد دسترسی کامل به تسهیلات اجتماعی و آموزشی و بهداشت و… داشته باشند.
می گویند مشت نمونه خروار است.وقتی برای چند هزار نفر آن هم در حصار، نتوان تسهیلات آموزشی و بهداشتی و اجتماعی فراهم آورد، چه طور می توان برای میلیون ها نفر برنامه ریزی کرد. به قول تبلیغات فرقه، اعضای محصور در اشرف 6 ماه از گاز و برق و سهمیه غذا محروم بودند. چه طور این خانم قادر نبود از این وضع جلوگیری کند، کسی که ادعا دارد، چند میلیون عراقی پشتیبان او هستند، اگر ادعا نیست پس چرا برایشان غذا و نفت نیاوردند؟! چه طور است که طبق گفته ی خودشان شیوخ عراقی در میتینگ ها و برنامه های جاری در اشرف آزادانه شرکت می کنند که اگر هر کدام یک نان می آوردند، شکم چند هزار نفر را سیر می کرد. ولی چه کنیم که همه اش مثل همین بیانی ها پوچ و واهی است و این خانم قادر به رفع نیازهای اعضای خود نیست چه به لحاظ اقتصادی و چه بهداشت روحی و جسمی چه رسد به دایره ی خارج از خودشان. البته ایشان در اورسورواز به یمن دینارهای ذخیره ای صدام و دلارهای اهدایی به سبب مزدوری و جاسوسی و پول های پس انداز شده از گدایی اعضای سرگردان خیابان ها در آسایش اقتصادی و دسترسی آسان به آن هستند و همسرش هم که در مرکوری تحت حمایت است و کم و کسری ندارد جز دوری ( که آن هم در دنیای باقی و در اسفل السافلین میسر خواهد شد) حالا هر چه می خواهد بر سر اعضا بیاید. اما از لحاظ بهداشت روحی و روانی است که نه خانم و آقا و نه هیچ کدام از اعضا نصیب و بهره ای از آن ندارند؛ چرا که بیش از دو دهه خودشان وعده های پوچ و بی پایه دادند و اعضا هم شنیدند و ا ز تحقق اش اثری ندیدند. در تمام این سال ها فقط خشونت و ترور بوده و اضطراب و تشویش و نگرانی آینده، خسته از دیدن فیلم های تکراری و برگزاری نشست ها و تعریف و تمجید از این زوج، در مورد تسهیلات هم که خبری ا ز آن نبوده و نیست دلخوشی خانم ها به چند گرم طلایی بود که هر چند سال یک بار به آن ها داده می باشد، آن هم صدقه سر صدام بود و تمام شد و به لحاظ اجتماعی هم که آن ها آزادند در قلعه ای که رجوی برایشان برپا کرده با نظارت کامل جاسوسان و بله قربان گوهای رجوی راه بروند و به پارک مریم بروند و جز چهره های تکراری کسی را نبینند و اصلاً معاشرت با غیر ممنوع است، نکند نیمچه خبری از عالم واقع به آن ها برسد. اگر هم کس یا کسانی که تعدادشان رو به فزونی است از این مناسبات خارج شدند، به باد دشنام و ناسزا گرفته می شوند.این ها نمونه ای بود از تسهیلات اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی حاکم بر فرقه.
بند 13-: حق خود مختاری مردم کردستان و…
عجب از مردم کردستان حرف زدی و بالاخره از یک قوم ایرانی سخنی به میان آوردی. اما، کرو؟؟؟؟ خواندی خانم، آن موقع که برای ایجاد وحشت و به خشونت کشاندن حرف از قوم گرایی می زدی، گذشته و سال هاست با خروج سران حزب دمکرات از شورا، کف گیر دامن زنندگان ناامنی و جنگ به ته دیگ خورد و نه تنها قوم کرد که اقوام دیگرحتی اگر هم معترض حکومت ایران باشند به شما یکی رو نخواهند آورد؛ چرا که پرونده خیانت فرقه به تمامی ملت ایران، خصوصاً کردها آن قدر عیان شده که جای هیچ امیدواری برای تان نیست. صفحات بی شمار خیانت در هنگام تجاوز به خاک میهن و جاسوسی بر علیه ملتی که کردها هم جزو آنان بودند.گویای این مطلب است. خیانتی که تا هم اکنون ادامه دارد و سران حزب دمکرات مطالب زیادی در این خصوص بیان داشتند که نشانگر سوء استفاده ای بوده که فرقه ی رجوی از آنان کرد و با فریب و نیرنگ آنان را تحریک و وادار به خروج از کشور کرد و بعد به دلیل مخالفتی که در همدست شدن با تجاوزگران به خاک خود نشان دادند با تحقیرو توهین با ایشان برخورد نمود.
بند 14 -:جلو گیری از دخالت در امور سایر کشورها و از دخالت دیگران در امور کشورمان ممانعت می شود و خواستار صلح و…و یک کشور غیر اتمی و عاری از سلاح های کشتار جمعی هستیم
در توضیح و نقد این بند همین بس که خانم توان پاسخ دادن به این سئوال مهم را ندارد که حضور شما در عراق چه معنایی دارد؟ چرا درست در بحبوحه ی جنگ و زمانی که صدام به بمباران شیمیایی و گلوله باران مدافعان مرزها می پرداخت. رجوی به صدام پیوست؟ چرا در سیاست ها و مسائل داخلی ان کشور دخالت می کرد و به کردکشی دست زد؟ به چه دلیلی هم اکنون با تفرقه اندازی و رسمی نشناختن دولت مردمی عراق سعی دارد به اشغالگران کمک کند؟! گویا این فرقه میل زیادی به امداد رسانی آن هم تنها به اشغالگران دارد. چون وقتی کشور خودش مورد حمله قرار می گیرد و بخش های عظیمی از خاکش توسط صدام اشغال می شود به او می پیوندند و حالا که کشور عراق به اشغال مستکبران در آمده باز به یاری او می شتابند. و آن جا که اسرائیل با سلاح های کشتار جمعی مردم مظلوم فلسطین را به مسلخ می کشد با او هم، مراوده می کند و از سخنان صهیونیستی علیه ملت خود و اعراب دفاع می کند. تنها و تنها به این دلیل که به رویاهای دست نیافتنی خود دلخوش دارد و فتح تهران را به هر طریقی خواهان است. مماشات و نامه پراکنی می کند. هم صدا با او از دخالت ایران در امور عراق حرف می زند، حال آن که این غربی ها و فرقه ای ها هستند که با طمع در امور سیاسی عراق دخالت می کنند و به هر طریق کارشکنی و سنگ اندازی می کنند تا دولت مستقلی در آن جا پایه ریزی نشود.
از ممانعت در دخالت دیگران در کشورمان می گوید، حال آن که در مصاحبه با روزنامه یونایتدپرس ملتمسانه از جناب بوش و غربی ها می خواهد به آنان کمک کنند تا حکومت ایران تغییر کند. از تمام دشمنان ایران مدد می طلبد تا با دخالت در امور کشورمان، رجوی را به کرسی ریاست بنشاند. این خانم با این گزافه گویی های تناقض آمیز فکر کردند، همه مثل او حواسشان پرت است و از اخبار جهان بی خبرند ( البته ایشان خود را به بی خبری می زدند). امروز در حمایت از مردم فلسطین تمام مسلمانان هر جا هستند، فریاد عدالت خواهی شان بلند است برخلاف فرقه ی رجوی که اسرائیل به او نظر دارد تا سرکوب جنوب لبنان که معتقدند ایران از آن ها حمایت می کند کمک بگیرد.
در پایان ضمن یاوه دانستن تمامی طرح هایی که مریم رجوی برای ایران فردا داده ، به دلیل فضاحت ها و رسوایی هایی که در تمامی این زمینه هایی که بر شمردند به بار آوردند به او گوشزد می کنیم، تو و فرقه ات نه جایی در میان ملت ایران دارید که اگر غیر از این بود، این قدر ناله سر نمی دادید و متوسل به دشمنانش نمی شدید و نه حتی در بین افکار عمومی دنیا!چراکه با مواضع اتخاذ شده تان در امر فن آوری هسته ای دشمنی خود را به ملت خویش ثابت کردید. پس سکوت را بر تناقض گویی ترجیح بدهید تا بوی تعفن مردابی که در ان گیر افتادید، بیش تر بلند نشود و منتظر پایان کار خود باشید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا