مجاهدین خلق

مریم رجوی رییس جمهور مادالعمر مجاهدین

مریم رجوی رییس جمهور مادالعمر مجاهدین
میلادآریایی
29 آگوست 2006
شورای ملی مقاومت!! تشکل پوششی است که مجاهدین برای رد گم کردن مجامع غربی از آن برای پیشبرد اهداف شان استفاده میکنند.
این تشکل در ابتدا با این ادعا که مجاهدین به پلورالیسم سیاسی اعتقاد دارند به عقاید دیگر اندیشان احترام میگذارند و با این هدف استراتژیک که هرچه سریعتر از حمایت سیاسی دول غربی بهره مند شوند تاسیس گردید این شورا از ابتدای تاسیس خود در تیرماه 1360 در مناسبات بسته خود تا کنون دو رییس جمهور را تجربه کرده است.
یکی بنی صدر که با رای مردم رییس جمهور شده بود و این نام حداقل برای وی از هویت سیاسی برخوردار بود و دیگری مریم رجوی که به دستور همسرش مسعود رجوی این نام را برای خود برگزیده، ولی با این تفاوت که هرگز مردم ایران به وی رای نداده بودند.
از شارلاتانیسم سیاسی در کسوت اپوزیسون مستبد که بگذریم واقعا نقشی که مجاهدین در این کاریکاتور سیاسی برای خودشان قایل شده اند خیلی دیدنی است.
اولین رییس جمهور شورای مجاهدین که بطور قانونی در یک انتخابات آزاد انتخاب شده بود به همان سرعتی که روی کار آمده بود بدلیل مورد سواستفاده قرار گرفتن از جانب مجاهدین به همان سرعت نیزاز تاثیر گذاری فعال در فضای سیاسی ایران حذف گردید.
سواستفاده از بنی صدر تا زمانی که ملاقات مخفیانه رجوی با مسئولین دولت وقت عراق و وزیر خارجه اش طارق عزیز در محل سکونت رجوی در اور سور اواز پاریس علنی نشده بود ، ادامه یافت ولی خوشبختانه بنی صدر این هوشیاری سیاسی را داشت که بواسطه این آزمایش تاریخی جدایی خود را از مجاهدین اعلام دارد و پیشاپیش گفت که دشمنی با حکومت ایران دلیلی برای مزدوری حکومت صدام حسین نمیشود و این امر را مغایر با هداف سیاسی خود میدید.
به هر صورت شورای ملی مقاومت!! از آن پس بی رییس جمهور شد تا اینکه مسعود رجوی پس از 10 سال که تلاش های مسلحانه اش راه به جایی نبرده بود و پس از شکست سنگین در عملیات ماجراجویانه موسوم به فروغ جاویدان هیچ حرفی برای گفتن در جامعه سیاسی ایران نداشت ، برای خروج از بن بست سیاسی که سخت گریبان وی را گرفته بود تصمیم گرفت رییس جمهور جدیدی برای شورا انتخاب کند.
به این ترتیب بود که در یک شو نمایشی که در شهریور 1372 دریکی از پایگاههای مجاهدین درمرکز شهر بغداد صورت گرفت ، دومین رییس جمهور شورا قدم به عرصه وجود گذاشت و این وجود کسی نبود جز همسر سوم مسعود رجوی که 4 سال پیش از آن همین مسعود رجوی وی را به عنوان مسئول اول مجاهدین انتخاب اش کرده بود.
مسعود رجوی و بانو به این ترتیب سیطره تمام عیار خود را بر مجاهدین و شورای مجاهدین را تکمیل کردند و با یک فریب سیاسی پس از اینکه وی را مخفیانه وارد پاریس کردند این خبر را علنی ساختند.
دولت فرانسه تحت عمل انجام شده ای قرار گرفته بود و بدلیل اینکه هنوز میخواست با کارت مجاهدین بازی کند با حضور وی در خاک فرانسه مخالفتی نکرد ولی هر گونه فعالیت سیاسی وی را محدود نمود و به دلیل همین فشارها و عکس العمل ها بود که در آذر ماه 1375مجددا وی را به عراق برگرداند.
هدف از حضور مریم رجوی در پاریس ایجاد فضا و تنفس گاهی برای مجاهدین بود که دیگر قادر نبودند پس از صلح ایران و عراق به فعالیت نظامی دست بزنند. حملات آنها به چاههای نفت در تابستان 1372 با مخالفت رسمی دولت مردان غربی روبرو شده بود و رسما به آنها تفهیم کرده بودند که با منابع انرژی غرب از جمله نفت ولوله های نفت کاری نداشته باشند و مجاهدین نیزبخوبی این دستور را آویزه گوششان کرده بودند.
از شهریور 1372 تا آذر 1375 بیش از 3 سال مریم رجوی فرصت داشت تا ایده های خودش را به غرب بقبولاند ولی وقتی این پروژه مسعود رجوی به تمام وکمال شکست خورد چاره ای نداشت جز اینکه مریم رجوی را مجددا به عراق وطن اصلی مجاهدین برگرداند. تلاش های مریم رجوی در پاریس هیچگونه دستاورد جدی در بر نداشت ، چرا که در غیر این صورت حتما مسعود رجوی وی را در اروپا تثبیت میکرد. نظرگاهها و تحلیل های مسعود رجوی یکی پس از دیگری با برخورد به دیوار سخت واقعیت فرو میریخت و وی آغاز فرو پاشی تشکیلات محصور شده خود در عراق را به عیان میدید.
از این پس بود که جریان مجاهدین با سرعت هر چه بیشتری به سوی یک سکت تمام عیار مذهبی شتاب می گرفت و نهایتا در یک سرپیچ تاریخی مجاهدین یکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیکی خود را مرتکب شدند.
عملیات خمپاره باران شهرها
عملیات خمپاره باران شهرها بویژه تهران نام مجاهدین را برای همیشه در جدول گروههای تروریستی ثبت کرد و این سرآغازی شد که مجاهدین اکنون پس از تقریبا یک دهه قادر نیستند گریبان خود را از آن رهایی بخشند و آنرا راه بند اساسی پیشرفت ها و تحولات آینده خود ارزیابی میکنند و این چنین بود که پس از حمله آمریکا به عراق در مارس 2003 بار دیگر مریم رجوی شانس خودش را برای حضور در غرب یکبار دیگربه آزمایش گذاشت.
وی در بهارسال2003 مخفیانه وارد پاریس شد اما این بار کمتر از یک ماه بعد در بهت وحیرت همگان مریم رجوی به همراه 160 تن از کادر های مجاهدین دستگیر و روانه بازداشتگاه وزارت کشور فرانسه گردید.
این عملیات که توسط پلیس ضد تروریسم فرانسه صورت میگرفت در حالی بوقوع پیوست که فرانسه بطور سمبلیک پایگاه مجاهدین در غرب شناخته میشد وآنان هرگز فکر نمیکردند کشوری که زمانی مسعود رجوی و اولین رییس جمهور شورا را در خاک خود پذیرفته بود اینک پس از نزدیک به 2 دهه این چنین گستاخانه و در بدترین شکل ممکن و با آبروریزی سیاسی با رییس جمهور مادالعمر همین شورا برخورد کند.
اکنون به عیان برای دولت مردان غربی آشکار شده بود که مجاهدین با اعمال غیر قانونی چون قاچاق افراد به اروپا و پولشویی های گسترده نه تنها به عنوان یک جریان کارآمد و تاثیر گذار در معادلات سیاسی ایران شناخته نمیشوند بلکه پس از مشخص شدن به عنوان یک گروه تروریستی به دلیل جرایم مشخص حقوقی ، قابل پیگرد قانونی بوده و هستند.
اگر چه مریم رجوی بطور غیر منتظره دستگیر گردید ولی به فاصله 2 هفته بعد با سپردن وثیقه مالی سنگین آزاد میگردد تا این آبروریزی سیاسی متوقف شود ولی معروفترین قاضی ضد تروریسم فرانسه تا تعیین تکلیف نهایی این پرونده حق خروج وی از فرانسه را مسکوت میگذارد و تا هم اکنون نیز پرونده محکومیت و رسیدگی به جرایم وی در دادگاههای فرانسه مفتوح باقی مانده است.
آینده نشان خواهد داد که مریم رجوی رییس جمهور مادام العمرمجاهدین که به سبک احزاب بعثی عراق و سوریه رهبران شان تا پایان عمر در این مسند باقی می مانند ، جامعه ایران را با جامعه دوران فئودالی اشتباه گرفته اند که بدون رای مردم فقط با شانتاژ سیاسی خود را رییس جمهور اعلام می کنند و از مردم ایران نیز بزور میخواهند که ایشان را حتی شده برای 6 شش ماه به رسمیت بشناسند.
این تصمیم مضحک سیاسی اگر چه هیچگاه رای مردم ایران را به همراه نداشت و جریانات سیاسی خارج کشور نیزهیچوقت آنرا را به رسمیت نشناختند ولی پس از 13 سال برای مجاهدین یکبار دیگر این بهره را داشت تا ببینند که تا کجا درایران فاقد هر گونه پایگاه اجتماعی هستند.
برای حافظه تاریخی مجاهدین یکبار دیگر یادآور شد که مردم ایران در عصر ارتباطات وقرن بیست ویکم زندگی میکنند وهرگز کسانی را که دل در گرو قدرت های جهانی سپرده و تلاش میکنند بجای حمایت مردمی با حمایت خارجیان در ایران بر سر کار بیایند را هرگز فرصتی نخواهد داد که از گندم ری بخورند…
بلکه بیشتر نشان و عبرتی خواهند بود برای تاریخ پر فراز و نشیب ملت ما که دیکتاتوری حزبی و فرقه ای در کسوت اپوزیسیون مستبد را به بهترین شکل ممکن نظاره کنند وشعارهای توخالی انان را که قبل از هر چیز برای دلربایی غربیان صورت میگیرد را جدی نشمارند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا