مجاهدین خلق

نها د ینه کردن فرهنگ مسالمت و پرهيز از خشونت(4)

نها د ینه کردن فرهنگ مسالمت و پرهيز از خشونت(4)
اعمال زور، عمل،عکس العمل ،دور باطل

هيئت تحريريه فلق، هفتم دسامبر 2006
جمع ها بطور خاص گروهای که در درگیریهای سیاسی – اجتماعی شرکت دارند شکل گيری آنها تصادفی یا معلول موقعیتی خاص نیست بلکه کم و بیش تابع شرايط مشخصی، و دارای اهداف و ارزشهای مشترک ،ارتباطهای گسترده درونی با احساس تعلق به همدیگرند.
اعمال زور در چنین گروههایی صرفا متوجه افراد نیست ، حتی برضد جمعی دیگر هم صورت می گيرد ، حتی زمانی هم که برای مثال سیاستمداران هدف قرار می گیرند و یا موج کشتار کشور را در بر می گیرد و شهروندان را از خانه ها می ربایند ، قربانی نه به عنوان فرد بلکه به عنوان وابسته و به عبارت دیگر یکی از عوامل گروههای مخالف محسوب می شود.
از طرفی ممکن است که تنها یک جمع ، نظام سازمان یافته زورمندانه داشته باشد در حالی که قربانیان آنها فقط از نظر ظاهری و یا خصوصیات درونی پیوندی داشته باشند و در عملیات مشترک زورمندانه و غیره نقشی نداشته باشند.
ولی آنها در اعمال زور به دوری باطل می رسند که هر لحظه اعمال یک طرف موجب عکس العمال طرف دیگر می شود و بالعکس ، به این دلیل گسترش درگیریها را نمی توان به طور کامل از نقطه نظر اعمال زور این و یا آن طرف توضیح داد بلکه می توان تنها بر اساس برخورد متقابل هر دو طرف دانست.
یعنی این طور نیست که رفتار یکی از طرفین سبب درگیری شود زیرا برای هر کدام فضایی برای عکس العملهای متفاوت باقی می ماند ، اما برخورد نیروی مخالف تاثیر تعیین کننده ای بر احتمال بروز عکس العمل خاصی از طرف مقابل دارد، که منجر به اوج گیری فنر مانند برخورد متقابل می شود.
چون یک طرف می خواهد دیگری را مجبور به تسلیم نماید اعلام خطر کند که قدرت آتش او بیشتر است و آماده است از آن استفاده کند تا طرف دیگر هراسناک شود اما به دلایل گوناگون اوج گیری ممکن است از مهار عقل خارج شود، به طوری که خصلت ابزاری اوج گیری تبدیل به دام گردد.
در بسیاری از موارد حتی زمانی هم که ادامه آن استراتژی به اهداف انسان بیشتر صدمه می رساند این جریان ادامه پیدا می کند ، در چنین شرایطی هیچ انگیزه دیگری نمی تواند نیروی تعیین کننده و درجه اول در درگیری باشد بلکه الزامات گوناگونی هستند که موجب تشدید و گسترش آن می شود.
چنانچه عملیات موفقیت آمیز باشد ممکن است باعث شود که هدفها گسترش یابند و این اعتقاد به وجود آید که در صورت پیشامد مشکلات تنها باید برتری آشکار را به کار گرفت.
چنانچه عملیات بر خلاف انتظار منجر به تسلیم طرف مقابل نشود و بر عکس موضع سختتر آنهارا باعث گردد برا ی رهبران سنگین تمام می شود که اعتراف کنند تصمیم آنها اشتباه بوده است.
پس با تشدید درگیری می خواهند صحت و اهمیت اصولی هدف مورد نظر خود را ثابت کنند، این حالت جبری به قماربازی می ماند که همواره با پول بیشتری بازی می کند تا جبران باختهای قبلی را بکند.
شکست موجب نفرتی می شود که توسط دشمن ایجاد شده و ممکن است نیاز به انتقام را بیدار نماید حال این انگیزه احساسی ممکن است چنان اوج گیرد که احتمالا درگیری منطقی با اهداف سیاسی استراتژیک هم حتی مبدل به درگیری غیر منطقی شود.
با وجود الزامات و دامهای روانشناختی اوج درگیریها از قوانین جبری خودکار تبعیت نمی کنند برخورد انتقادی به انگیزه های غیر منطقی سنتهای پرهیز از زور، آمادگی برای برداشتن قدم های تفاهم و غیره ممکن است در مقابل آن مقاومت کنند اما به نظر می رسد که رهبران چنين گروهای در فن اوج دادن ماهر تر باشند تا عکس آن.
ادامه دارد

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا