عملکرد سازمان مجاهدین خلق

فرض شرایط انقلابی، بر علیه فرقه ی مزدور رجوی است

فرقه ی رجوی که در تب و تاب کسب قدرت در ایران ، بیتابی کشنده ای را بنمایش میگذارد، با پیش کشیدن مشکلات کشور وعاریه گرفتن از کسانی که افکارشان درتضاد کامل با آستان لیسی سلطه گر اعظم جهانی که به کار اصلی باند رجوی تبدیل شده ، نشان میدهند که سرو گردنی از رهبر اصلی شان (ماکیاول) ، بالاتر رفته و کوچکترین مرزی با قباحت و … ندارند.
این فرقه که ضدانقلابی ترین جریان سیاسی کشور است ، این روزها زیادی میکوشد که شرایط ایران را انقلابی معرفی کرده و از این صغری و کبری چیدن ها و انقلابی؟؟!! معرفی کردن خود وسوء استفاده درراستای فریب اعضای نگون بخت خود است که این بیچاره ها زمانی فکر میکردند علی آباد هم شهری است و مجاهدین خلق درحال استحاله ، حامی مردم!

یکی از رسانه های فرقه ی رجوی مطلبی درج کرده ودر قسمت هایی ازآن آمده است:
” با نگاهی به جامعهٔ ایران و وضع اسفناک اقتصادی، .. درمی یابیم که شرایط عینی برای انقلاب کاملاً آماده می باشد. اما آیا اوضاع وخیم مادی یک جامعه به معنای وقوع انقلاب است؟ جواب مشخص است. برای انقلاب و برای تغییر کیفی در بنیاد سیاسی جامعه احتیاج به عامل و یا شرایط ذهنی می باشد. لنین در این مورد می گوید: انقلاب مولود هر وضع انقلابی نیست، بلکه مولود وضعی است که در آن به تغییرات عینی، دگرگونی ذهنی، یعنی توانائی طبقه انقلابی به اقدامات توده ای بحد کافی نیرومند، اضافه شود که بتواند دولت کهنه را که هیچگاه حتی در دوران بحران ها نیز، اگر آن را نیاندازند خود نمی افتد، درهم شکند یا متزلزل سازد. مسئولیت به وجودآوردن شرایط ذهنی برای انقلاب بر عهدهٔ نیروی پیشتاز و رهبری آن می باشد “.

این وضع اسفناک اقتصادی ماحصل برنامه های خبیثانه ایست که استعمارگر پیر درحدود 400 سال بطور ماهرانه ومحیلانه ای برای ایران، چین، هندوستان و… طرح واجرا کرد تا نگذارد کارگاه ها ( مانو فاکتور) های ما سیر پیشرفت خود را که شرط لازم وکافی بوجود آمدن کارخانه های بزرگ بود وحالا هم هست ، طی کند وحکومت های ما مجبور به صدور کالای خام که منجر به تعطیلی تدریجی این کارگاه ها شده ومانع شکوفایی صنعت ما بود، گردد.
ضمنا این تئوری هایی که شما شمه ای ازآن آوردید، برای انقلابیون نوشته شده ، بدرد شمایی که نمونه ی بارز خائن به وطن هستید نمیخورد وبهتر است که ازتئوری های مناسب حال خود مانند نظریات کارل پوپرها ، میلتون فریدمن ها و… استفاده کنید.

سپس :
” بزرگترین مشکل رژیم آخوندی، بنا به اعترافات خودش، جنبش مجاهدین بود که با ریشه اش در مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی و دمکراسی، در میان مردم ایران و به خصوص جوانان و زنان تشنهٔ آزادی با اقبال بی سابقه ای روبرو بود. در حالیکه به واقع شرایط عینی تغییر کیفی، به خصوص بعد از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰، شکل می گرفت. سازمان مجاهدین خلق از این شرایط به سود ایجاد شرایط ذهنی استفاده می کرد. رهبری مجاهدین، مسعود رجوی، با اشراف به ددمنشی غیرقابل پیش بینی رژیم آدمخوار و سکوت سنگین کشورهای دمکراتیک غربی، که فشار را بر روی نیروی مقاومت به بالاترین درجه می رساند، تشکیلات منسجمی ساخت که تراز نبرد سترگی که در پیش داشتند، باشند…”.

بزرگترین مشکل نظام موجود ایران، به ارث بردن این انحطاط تاریخی است وسایر قضایا درسایه ی آن میمانند.
جنبش مجاهدین اولیه علیرغم استقلال خواهی وعدالت طلبی، بلحاظ عدم موانست با مردم، محکوم به شکست بود و احتیاج به دگر دیسی داشت که بدبختانه با توجه به توهمات موجود در رهبران آن وخصلت عمیقا خود شیفتگی شخص مسعود رجوی ، این دگردیسی را بطرف منفی وبرعلیه اعضاء وهواداران خود ومردم سوق داد.

بخصوص اینکه هواداران نوجوان وجوان این جریان، ازسیر تطورات تاریخی بی اطلاع بودند و قدرت تجزیه وتحلیل مسائل را نداشته وکوتاه بینانه تصور کردند که مسعود رجوی کسی است که میتواند آنها را بنفع مردم رهبری کند که طبیعی بود که اشتباه میکردند ونتیجه ی بد این ناآگاهی خود را گرفتند.
چرا که مسعود دراین قد وقواره ها نبود که آنها تصور میکردند.

ضمنا، عملکرد باند رجوی نه تنها کمکی به آماده کردن شرایط ذهنی انقلاب نمیکند، بلکه درحد خود به ایجاد تشتت دربین مردم وپاشیدن تخم کین ونفرت وپراکنده کرن صفوف روشنفکران میهن دوست متفرق که علی القاعده باید به یاری مردم بیآیند کمک میکند.
حرکت بغایت مشکوک 30خرداد 1360 رجوی، در راستایی بود که شرح کوتاهش فوقا داده شد.
همچنین شما ازکشورهای دموکراتیک انتقاد کرده و معلوم نکردید که آیا این کشورهای دموکراتیک اصلا وجود خارجی داشتند تا به کمک مردم ایران هم بیآیند؟

دوباره :
” راه دیگر تخلیهٔ فشار داخلی ضربه زدن به آلترناتیو می باشد. تا زمانیکه مجاهدین در عراق بودند، این جنایت را به کمک مزدوران عراقی و همدستی سیاست استعماری پیش می برد. اما از زمان استقرار مجاهدین در آلبانی دست رژیم آخوندی از انجام جنایت کوتاه شده و طرح های تروریستی اش به شکست انجامید”.

وظیفه ی هر حکومتی است که یه اپوزیسیون برانداز خود ضربه بزند یا آنها را از معاند بودن به مخالف تبدیل نماید وبحثی دراین مورد باهم نداریم.
به مسئله ی ادعای تروریزم برآلبانی وبرعلیه شما که میرسیم ، این قضیه را کاملا مشکوک میبینیم و ارزشی باین اتهام قایل نیستیم.
چرا که دولت اسرائیل ، مدت ها قبل از وقع واقعه ای که شما شرح غیر قابل قبول و غیر مستدل آنرا مطرح کردید ، ازاقدامات سرویس های خصوصی خود و برقراری هماهنگی وهمکاری با سرویس های امنیتی پاره ای ازکشورهای اروپایی پرده برداشت وبر عمق ساختگی بودن این ادعای شما افزود!
حمید تبریزی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا