فرقه گرایی مجاهدین

ماجرای رو کردن “هزار دستان” توسط مسعود رجوی

اینطور بود که در آن مناسبات عمر خود را به باد دادیم

بعد از آتش بس ایران وعراق مسعود خان تحلیل اش براین بود که مجدداً جنگ ایران و عراق شروع خواهد شد و تمام کارها بر محور این تحلیل در مناسبات انجام می شد .

اخبار اعتراضات صنفی را هم در داخل ایران برجسته می کردند مثلا در زنجان و مشهد اعتراضات مدنی شد و بعد از آن دراسلام شهر و تظاهرات تقسیمات استانی بود که درشهر قزوین انجام شد . ما درآن موقع به فرمان مسعود درآماده باش بودیم واز صبح تا آخر شب کارهای آماده سازی برای نا آرامی های داخل که فکر میکردیم حاکمیت موجود را با استفاده ازاین وقایع سرنگون خواهیم کرد .

سیروس غضنفری

آن آماده باش 6 ماه طول کشید اما سرانجام بی نتیجه ماند و مسعود خان دیگر برای روحیه دادن به نفرات چیزی دردست نداشت و ناچار درهمان زمان نشست های بند “ر” – اعلام رئیس جمهوری مریم و در ادامه هزار دستان – را رو کرد .

منظور از هزاردستان زنان شواری رهبری بود که درآن مقطع رجوی بقصد حفظ نیرو ترتیب داد.

مسائل دوم خرداد 76 اتفاق افتاد وتمام کمک مالی هایی که در اروپا بنام های بچه های اعدامی و … جمع میشد، در اروپا بسته شد .
چنین بود که نشست های حوض طراحی و اجرا شد.

بولتن های درونی دیگر کلمه “صدور بحران صدور انقلاب” نداشت. فقط پیروزیهای مریم بود که زده می شد. طوری هم مطالب را گلچین می کردند که موقع خواندن آن مطالب فکر می کردی درفرانسه جنگ جبهه ای تشکیل شده است. جمهوری اسلامی دریک طرف وسازمان مجاهدین طرف دیگر این جنگ درفرانسه است ولی یک مرتبه این جنگ خاموش شد . شکست پشت شکست.

رجوی تلاش کرد این شکست را با ادامه درگیری در مرز ایران وعراق و یا انجام عملیات های داخل و ترو رهای آن زمان جبرا کند. اما اینکار روحیه ای بما نداد و آن “آتش زیر خاکستر “خاموش نشد که بازهم مجبور به سرکوب درون سازمان شدند.

مریم از فرانسه به عراق برگشت و قرار بود به ایران بیاید که خلق قهرمان قبول نکرد و مسعود در آن زمان در نشست های درونی بنام “دیگ” که همزمان با زدن برج های دو قلو آمریکا توسط القاعده بود، گفت: خلق قهرمان که سرشان همان دانشجوها باشد یک مشت بچه سوسول بیش نیستند .

آمریکا به افغانستان لشکر کشی کرد و ایران را محور شرارت در منطقه و جهان معرفی کرد .

زمان بوش پسر بود و ما سه رقص در یک هفته در سالن باقر زاده انجام دادیم :

یکی بخاطر فرو ریختن برج های دو قلو و دیگر برای محور شرارت نامیده شدن ایران و رقص سوم هم بیرون آوردن نفرات از “حلقوم “رژیم ایران با نشست های انقلاب و برچیده شدن “شعبه های سپاه و وزارت اطلاعات” درتشکیلات بود .

مسعود خان لشکر کشی آمریکا به افغانستان را چرخیدن فلش از روی عراق به سمت ایران تحلیل کرد که ازنظر او پیروزی نزدیک بود.

اما یک مرتبه همه چیز عوض شد و مسعود خان تمام تحلیل های شکست خورده ی خود را به هم دستی ” ارتجاع وامپرالیسم ” مرتبط ساخت!

ما بعداً متوجه فرار مریم از عراق شدیم درحالی که قرار بود مریم درجلو ستون ومسعود درعقبه ستون بهنگام حمله آمریکا به عراق ما هم به ایران حمله کنیم که این نقشه وبرنامه ها هم دود شد وبه هوا رفت.

یک روز با بحران های سوریه و سرنگونی حکومت اسد و روز دیگر با هم سویی عربستان که از کمک های مالی آنها چیزی بدست بیاورد، مشغول مان کردند. که درعمل سوریه پا برجا ماند.

با سوار مجازی بر اعتراضات 96 و98 امروز تحلیل از سرنگونی می کند و نمیداند و یا نمیخواهد بداند که آن اعتراضات صنفی بوده و درتمام کشورها با درجات متعدد وجود دارد .

این اعتراضات ها را نمی توان با اعتراضات 57 مقایسه کرد چرا که آن موقع نظام سلطنتی حاکم بود ومردم آنرا نمیخواستند. تحرکات پراکنده ی اقشار آسیب پذیر یا آسیب دیده امروز، ازجنس رفاهی است که صدالبته با این وضع و با وجود مدعیان ضعیف وکم مایه و خائنی مانند فرقه ی رجوی ، به چیزی شبیه انقلاب بزرگ 22 بهمن 1357منتهی نخواهد شد!

سیروس

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا