نامه سر گشاده انجمن نجات کرمانشاه به مسعود رجوی

با عرض تسلیت خدمت آقا مسعود پیام دومت را دیدم، مشتاق شدم آنرا بخوانم. از قبل پیش خودم می گفتم بعد از این غیبت صغرا (چهارساله)به قول خودش می خواهد چه فیلی هوا کند و چه جوری آسمان و ریسمان را به هم می بافد اماافسوس هرچه پیام را خواندم دیدم چیزی جز حرفهای تکراری گذشته و طبق معمول از کاه کوه ساختن نیست. و فقط وفقط جنبهدرونی برای هر چه فشار بیشتر روی اعضای اسیر در آن فرقه را دارد ضروری است به چند نکته از این پیامت اشاره کنم.

1_ زمانی که خودت در صحنه حضور داشتی و با هزار دوز و کلک موضوعی را بیان می کردی کسی آنرا باور نمی کرد و از روی اجبار و ترس بود که حرفهایت تأیید می شد زیرا اگر کسی می خواست حرفی بزندو یا مخالفتی بکند سرو کارش با نشست های عملیات جاری و انواع واقسام تهمت ها و تهدیدها بود. حال که معلوم نیست کجا هستی و یا چگونه پیام می دهی چطور فکر می کنی کسی برای حرفهایت پشیزی ارزش قائل شود و یا به آن ایمان داشته باشد.

2 _ یک صفحهاین پیام کذایی مختص به افشاگری ها بود اما افسوس دیگر این کار نیز بردی ندارد چرا که از سال 1360به اصطلاح این(افشاگری ها) شروع شد اما هر چه زمان گذشت معلوم شد این افشاگری ها چیزی جز پنهان کردن خیانت و توجیه رفتار و اعمال جنایتکارانه سازمان نیست مثلأآیا دسترسی ملت ایران به انرژی هسته ای نیاز به افشاگری دارد یا اسناد به دست آمده و موجود از همکاریهای جنابعالی با رژیم بعث و صدام حسین معدوم.

به نظر خودت کدام را باید افشا کرد؟ این مصداق همان دزدی است که فرار می کرد و می گفت آی دزد.

3 _ در گذشته معمولاًوقتی به اصطلاح خودت سر فصلی فرا می رسید برای جلو گیری از ریزش نیرو سعی می کردی به آنها شاخص بدهی و بیچاره به نیرو های در بند و اسیر که یک بار مجبور بودند از پ.ک.ک. الگو برداری کنند یک بار از القاعده و….اما به نظرم این بار خودت تمام حرف را گفته ای و به جای آن تعهد ها، گوش به فرمان بودن را جزء تعهدات آنها قرار داده ای چرا که دیدی اگر کوچکترین روزنه ای باز شود چگونه همین اعضای اسیر در فرقه صف خود را از شما جدا خواهند کرد زیرا تا قبل از سقوط رژیم قبلی عراق هر کس که حرف از جدایی می زد به سفارش شما سراز استخبارات عراق و شکنجه گاه ها در می آورد اما اکنون کار به جایی رسیده و مجبور شده ای که در پیام علنی خودت، نیز به این موضوع اشاره کنی.

4 _ طی این سالیان چه در پیام های درونی و یا بیرونی شعار شما آزادی خلق در زنجیر بود اگر آزادی خلق در زنجیر را می خواهی لااقل خودت ذره ای آزادی به اعضای اسیر در آن فرقه را بده زیرا اعضای اسیر و خانواده ها ی آنها نیز جزئی از همین خلق در زنجیر می باشندو آیا این خواستهزیادی است که پدر و مادر پیری بخواهند فرزند خود را ببینند و بتوانند بعداز سالیان برای چند ساعت هم که شده یکدیگر را در آغوش بگیرند و با هم تنها باشند و درد دل کنند. آیا این خواسته به قول خودت حق است یا ناحق.

5 _ این روزها یاد نشست صلیب افتادم که در آن می گفتی اگر از اینجا تا تهران تک تک مارا به صلیب بکشند ذره ای از حق و حقوق سازمان کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر مقاومت خواهیم کرد اما چطور شد زمانیکه پشتوانه اصلی خودت را(صدام حسین)از دست دادی تسلیم شدی و در حال حاضر نیز در پیام خودت می گویی (همانطور که گفتم سلاح هایتان را تحویل بدهید،بی انضباطی و کج خلقی و نا فرمانی نداشته باشید) در صورتیکه همه می دانند که تحویل دادن سلاح هاو شلیک نکردن ها از موضع قدرت نبود بلکه برعکس فقط یک راه انتخاب وجود داشت و آنهم تسلیم بود. به یاد دارم خودت همیشه می گفتی کسی زیر بار زور نمی رود مگر اینکه سمبه پر زور باشد

6 _ نه تنها درآن پیام چند صفحه ای چیز جدیدی وجود نداشت بلکه هر کس که خیلی کم اخبار را دنبال می کند وقتی آنرامی خواند می فهمد این پیام فقط برای مصرف درونی و روحیه دادن به نیروها است، امایک جای خالی نیز در آن وجود داشت و آنهم نامشخص بودن پشتوانه و پشتوانه هایت بود زیرا در گذشته (قبل از سقوط حکومت صدام) آنچنان با غرور از او (صدام حسین)اسم می آوردی همه می فهمیدند که بدون اجازه و تأیید او حتی آب نیز نمی توانی بخوری و بعد از برآورده کردن خواسته هایش است که پول و انواع اقسام سلاح ها وتجهیزات به عنوان دست مزد و پیش پرداخت برای کارهای بعدی تقدیم حضور مبارک می گردید. تمام جهانیان دیدند و خواهند دید کسی که تاریخ مصرف آن به اتمام برسد چه سرنوشتی دچارش خواهد شد. بلاخره روزی فرا می رسد که هر کس سزای اعمالش را پس خواهد داد و این موضوع دیرو زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.

انجمن نجات

استان کرمانشاه

سلیمان ره انجام

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.