گوژپشت و سایت روشنفکران بلا تکلیف

روایت است که پادشاهی جار می زند که تمامی مردان بلاد وی در فلان روز به کاخ وی بیایند تا دختر وی همسر آینده اش را پیدا کند.

جارچی ها در سراسر مملکت خبر می دهند.

چند روز بعد یک مرد گوژپشت به درب کاخ می آید و سراغ شاه را می گیرد. سربازان سعی می کنند وی را دور کنند نمی شود از مرد خمیده اصرار و از سربازان انکار که من کار مهمی دارم که باید حضورا به شاه عرض کنم.

بالاخره خبر به گوش شاه میرسد و وزیر را به دیدار مرد می فرستد.

وزیر وی را راضی می کند که مطب مهم را به وی بگوید.

مرد گوژپشت می گوید آمدم به پادشاه بگویم که روی من برای دخترش حساب باز نکند.

داستان بنوعی مصداق فرقه رجوی وشورای وابستگی و خیانت و جرم و جنایت و سایت ها و آدم های آنان است که هر روز زیرعلم جدیدی ظاهر می شوند و برای خودشان می برند و می دوزند. به به و چهچه می زنند و جدی جدی فکر میکنند که علی آباد هم شهری است و روستای اشرف هم مانند واشنگتن در معادلات سیاسی دنیا نقشی دارد.

نمونه آن جناب علی بهروز، مرد همیشه خجل خودمان است که آنقدر شجاع است که در لندن سایت دیدگاه را با نام علی ناظر اداره می کند. سابقه حاشیه نشینی فرقه ای ایشان هم به ربع قرن پیش بر می گردد.

البته آقای علی بهروز هراز گاهی هم فراموش می کند که دمش به کجا وابسته است. چرا که در ظاهر و بنوعی خود را خانواده 4 نفری مهدی سامع،کمونیست امریکائی معرفی کرده و گاها ُ حتی علیه مسعود رجوی و شورا ی وابسته نیز مطلب منتشر می کند (البته و طبعا مال دیگران را!! آن هم با حفظ حق جواب هزار و پانصد در صدی).

فالانژهای رجوی که نمی توانند کوچکترین انتقادی را به رهبرعظیم خود که مدتهاست با وجود اینکه " جی پی اس " سازمان سیا بر مچ پایش بسته شده، پیدایش نیست ؛ را بر نمی تابند، شروع به فحاشی به وی میکنند. این نازنین هم تند قهر میکند. و به همین دلیل این سایت چندین بار تعطیل شده و دوباره شرمگینانه بر اساس اصرار دوستان (قیمت؟ اضافه حقوق؟، پاداش؟… به هر حال نه اولینشان است و نه آخرینشان) باز شده است. هر وقت هم حربه نخ نمای "پس من رفتم" در مقابل فرقه ای که رهبرش شاهد "رفتن همه" است مورد قبول نیفتاده و کسی تحویل نمی گیرد، شروع می کند پیچیدن به پر و پای هر قربانی ای که جرئت کند پته رفیق و رفقایش را روی آب بریزد.

البته ما واقعا خوشحالیم که ایشان این بار هم دوباره به صحنه بر گشتند زیرا اگرسایت ایشان نباشد پس خلق قهرمان ایران مقیم اروپا ازکجا بایستی بفهمند چه کسی در صف انقلاب هست و چه کسی وابسته است و اطلاعات دست اول اسرائیلی ها را که توسط دستگاه تبلیغاتی رجوی منتشر می شود منتشر کند؟

سایت دیدگاه مانند این معتادان اینترنتی در پال تاک هست که آمار شان کلا 1000 ایرانی در اتاقهای مخنلف است. عموما در اتاقهای سیاسی و فرهنگی معتبر همیشه بحث های تکراری و کلیشه ای با آادمهای تقریبا ثابت که سعی می کنند با هویت ها ی مختلف در اتاقها حضور برسانند و فکر هم میکنند در تحولات ایران و جهان نقش عمده ای دارند.

یکی از پاهای ثابت این سایت همین جناب "ایرج مصداقی" معروف (حداقل سعی خودش را دارد می کند) خودمان است که با خاطرات زندان خود کاربالنسبه خوبی هم انجام داده است ولی بنده خدا دچار یک توهم کوچک است که اگر کسی بدادش نرسد به مزمنی وضعیت علی بهروز یا همان علی ناظر خواهد شد.

تولیدی اخیر ایشان تحت نام: "پارس شغالان گر…" در سایت علی بهروز (علی ناظر) دستپخت جدید فرقه چهاروادارها مزین سایت های معروف فرقه گردید.

didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=17179

که ایرج مصداقی در پاسخ به مطلب سایت ایران پارس در مورد دیدگاه دیدگاهیان به سلطنت رجوی (که خود فرقه نشینان و از جمله مهدی سامع و… هم دیگر کم کم کوتاه آمده اند) آورده که شاید یک جوابی بدهد و نام علی ناظر و سایت دیدگاه فرقه (بخشید علی ناظر) را هم مطرح کند.

http://pars-iran.com/indexf.php?mod=view&id=2349

اگر حقوق بشری هستی پس چرا بی حرمتی می کنی؟ اگر انقلابی هستی که نیستی زیرا در سخنرانی هایت در خط اسرائیل اسلام را زیر سوال می بری (سخنرانی در تورنتو در برابر مهمانان خارجی که به انگلیسی هی می گفتی اسلامی ها همه را کشتند!! در حالیکه بسیاری از کشته شدگان مسلمان مجاهد بودند و تعدادشان هم خیلی بیشتر از کمونیستها بود.

اگر بخواهیم بر اساس استدلا ل ایرج پیش برویم اولین کس خود وی هست که باید بگوید

چگونه زنده ا ز67 بیرون امده است.زیرا وی با قاطعیت از حمزه فراحتی ؛ می گوید و به" روز آن لاین" حمله می کند (آن هم حمله دنباله دار چهارواداری در سه شماره مطول و نه نقد. به کی؟ به یکی از معدود غیر وابستگان خارج از کشوری – نگفتم دنبال یکی است که جوابش بدهد؟)

didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=17173

و بعد از منیره رجوی دفاع می کند.

باید به این جوان گفت پسر خوب تو که بقول خودت در سخنرانیت و در کتابهایت گفتی که درزندان نمی دانستی که چه خبر است حالا چطوری با این محکمی حکم برای بقیه صادر می کنی. آیا تو به اطلاعات وزارت اطلاعات دسترسی داری؟

آدم دروغگو، کدام فشار بین المللی در سال 66 برای منیره رجوی بود؟ می شود یک نمونه آنرا برای اطلاع مردم بیاوری. در آن زمانی که حتی اجازه بازدید از زندانها را به نماینده حقوق بشر سازمان ملل نمی دادند، پس چگونه به منیره رجوی اجازه دادند به مراسم ختم پدرش برود؟

دلیل آن ساده است. منیره رجوی سر موضع نبود. چون اصلا سیاسی نبود و تنها جرمش نگهداتشن شناسامه مسعود رجوی بود.

بیچاره منیره که جانش را برای شناسنامه مسعود داد درحالیکه مسعود سالهاست شناسنامه ها از شکنجه گران حزب بعث و سازمان سیا در پرونده سیاه خود اضافه کرده است.و تازه این ها آنهایی است که ما می دانیم.

بازهم میگوئیم منیره رجوی و دیگران نبایستی زندانی می شدند چه برسد به اعدام شدن.

ولی بر خلاف شما و فرقه نشینان و مواجب بگیران، تمام حرف ما این است که خانواده رجوی هم مثل بقیه ایرانیان هستند و برتری ای بخاطر یدک کشیدن نام "رجوی" یا "قجر" یا هر… ندارند. بسیار ی از زنان زندانی از منیره مقاوم تر بودند و اگر قرار است سمبل زندانیان انتخاب شود منیره رجوی قطعا در جلوی این صف قرار نخواهد گرفت مگر این که معیار انتخاب ایدئولوژی چپ اندر قیچی فرقه نشینان باشد و خواب سلطنت "سلسله قجر/ رجوی" ولاغیر.

همسر منیره رجوی

اصغر ناظم از لولا فروشان خیابان سپه تهران بود. وی تشکیلاتی نبود و شبی که قرار بود وی را اعدام کنند تعدادی از ابزار فروشان با امامی کاشانی که امام جمعه بود تماس می گیرند تااعدام را به تعویق بیندازد.

زمانی که امامی کاشانی به اوین نلفن می کند بازجویان وی می گویند وی اعدام شده است. در صورتی که چند ساعت بعد اصغر ناظم را اعدام می کنند و جرمش هم نسبت داشتن با رجوی بود.

سازمان برای اینکه مرده خوری کند در اطلاعیه منیره رجوی به سن فرزندان وی بدون نامشان یاد می کند ولی اسمی از اینکه وی همسری داشته است و قبلا اعدام شده نمی برد.

فی الواقع بخشی از مسولیت خون منیره رجوی و اصغر ناظم بدلیل خیانت های مستمر رجوی در عزیمت به عراق و هزاران کشته شده دیگر در دروغ جاویدان بر دستان خون آلود رجوی و ایضا گوژپشت های اروپا نشین است که برا ی دو… از هیچ دروغ و تحریفی خودداری نمی کنند.

جوان. از ما به تو و رفیقت نصیحت، برای مشهور شدن و فروش کتابهایت اینقدر قلب حقیقت نکن. راه های بهتری هم هست. از رفقای رفیق ترت بپرس.

مطمئناً چهره‌ی تابناک منیره رجوی و اصغر ناظم، پاک ‌تر از آن است که نیاز به توضیحی از سوی من باشد. این مطلب را از آن جهت می‌‌نویسم تا نشان دهم که دشمنان مردم چگونه تلاش می‌کنند در پوششی جدید این بار یاد و خاطره‌ی جاودانه فروغ‌ها را سلاخی کنند.

و اما جناب علی بهروز،علی ناظر، ایرج مصداقی، سایت دیدگاه، ایران افشاگر و ایران ترور و ایران فوکوس و… (یعنی خانم مریم قجر عضدانلو ماهیتتان از سایت ها و اسامی ای که ساخته اید پیداست. لطفا حداقل در این سنین کهولت رعایت حجاب کنید. مردم که گناه نکرده اند)

اولا پارس ایران مطلب را نوشته و بر درستی آن هم پا می فشارد و آقایان علی بهروز و ایرج مصداقی و یا هر نماینده دیگری از طرف مریم رجوی را به مناظره دعوت می کند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

ثانیا و اتفاقا جواب دادن هایی با این فضاحت و چنین فرهنگی که جز رجوی کسی را نمایندگی نمی کند، یعنی درست یودن مطلب و ایضا نشانه روی ای که دقیقا به خیمه معاویه در اورسوراز خورده است

ثالثا اگر آنگونه که ادعا می کنی و نوشته ای که چهره تابناک آنان نیاز به توضیح ندارد، پس این فضل فروشی ها!! چیست؟ لحاف ملا است؟

رابعا خجالت و شرف هم چیز های خوبی است که البته مجاهدین و رجوی معلوم الحال و تفاله ها و مواجب بگیرانش ربع قرن پیش و همزمان با معامله ایران و خلق قهرمانش در سفر رجو ی به درگاه صدام از دست دادید.

سعید حضرتی، انجمن پارس، چهارم آوریل 2007

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.