رجوی در مسیر جنون و خودکشی

اینکه دیکتاتورها در حضیض ورشکستگی و پاره شدن چرت رؤیاهایشان، به مبالغهگویی دربارهی خود میپردازند و از سر عناد با واقعیت و شدت یأس از وضعیت فلاکتبار خود تن به جنون و خودکشی میدهند، اما اعتراف به اشتباه نمیکنند، امری خارج از روال معمول نیست.

* * *

معلوم میشود که فشارهای برآمده از چندین مورد تناقضات ذاتی که به نقطهی انفجار درونی لایههای پایین رسیده، خود را بر رأس فرقه تحمیل کرده که رجوی اینچنین به سیاهکاری و دغل روی آورده است:

– عقبماندگی و سکتاریسم مسلط بر تحلیلهای رجوی که خروجی آن در 26 سال گذشته وارونهنگری و پرت و پلاگویی مفرط بوده است.

و وضعیت رقتباری که میتوان در دهها عنوان دیگر آن را برشمرد.

سیاهنماییها و توصیفاتی که بارها خلاف آن ثابت شده است و هر کس که در معرض اینگونه سیاهنماییها بوده، بهمحض مواجهه با واقعیت به عمق فریبکاری، جعل و دروغپراکنیهای رجوی پی برده است.

واقعیتهای جامعهی ایران، حاکمیت، انقلاب و مردم، هر چه که هست، چه دخلی به جریان ضدایرانی، ضدمردمی، متحجر و تروریست ِ مجاهدین دارد.

از این رو آنچه توصیه میشود این است که فکری به حال مراسم و مناسک قرون وسطایی و انحرافی و اوضاع فلاکتبار داخلی که کوس رسوایی آن را مجامع حقوق بشری کشورهای غربی بهصدا درآوردند بکنید تا شاید ذرهای تردید ایجاد کند که احتمالاً به حداقلی از انسانیت و آزادی اعتقاد دارید…

____________________________

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.