انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق و جداشدگان

انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق یکی از سرفصلهای حیاتی در تاریخچه سازمان است. با این حال مفاد و محتوای این انقلاب و بندهای آن بازتاب بیرونی نداشت. دلایل این امر را باید در آموزه های واپسگرایانه، ارتجاعی و بعضا مشابهت های آشکار با مولفه ها و محتوای مناسبات فرقه ای جستجو کرد. بسیاری جداشدگان سازمان طی دو دهه اخیر دلایل انصراف از همراهی خود با سازمان را وقوع انقلاب درونی و تعارضات ماهوی آن با مقوله دمکراسی، آزادی و حتی آرمانهای عدالتخواهانه و بازتابهای غیر منتظره آن در مناسبات سازمان ذکر کرده اند. آنها بر این معنی متفق القول هستند که انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین در عین حال محمل و پوششی بر شکست های استراتژیک سازمان تا اواخر سال 1367 بوده است.

در این میان تنها مرجع مدون شده ای که اهداف این انقلاب را تئوریزه و مکانیزم ها و ابعاد و تاثیرات درونی و پیرامونی و چشم اندازهای فرضی آن را ترسیم و تجزیه و تحلیل کرده، بیژن نیابتی است. وی محتوای انقلاب و بعضا بندهای آن را در کتاب موسوم به "نگاهی دیگر به انقلاب درونی مجاهدین اندکی از درون، اندکی از برون" بررسی کرده است. او با بررسی کرونولوژیک تاریخچه سازمان، انقلاب ایدئولوژیک را تنها راه حل برون رفت سازمان از بحران های موجود برآورد کرده است. نیابتی یکی از فعالان چپ اپوزیسیون است. کتاب او بواقع تنها مانیفست بیرونی انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق است. سکوت مجاهدین خلق در قبال این کتاب حداقل حامل این معنی است که مجاهدین نسبت به برداشتها و توجیهات نیابتی درباره این مهم نقد و نظر تائیدآمیز دارند، و تلویحا درک و محتوای آن را پذیرفته اند. از این رو می توان آن را به مثابه یک منبع قابل اعتنا در جهت تبیین انقلاب درونی و در نهایت مرجعی قابل اتکا برای نقد و بررسی آن محسوب کرد. معنی دیگر سکوت تلویحی مجاهدین در قبال این کتاب این فرض و گمان است که نیابتی در واقع به سفارش مجاهدین اقدام به بیرونی کردن محتوای انقلاب ایدئولوژیک نموده است. از این رو تا زمانی که مجاهدین در رد محتوای مورد نظر نیابتی از انقلاب ایدئولوژیک موضعی نگیرند می توان آن را تنها مرجع در دسترس تلقی کرد. اگر چه کتاب نیابتی همه بندهای این انقلاب را آنالیز نمی کند اما بعضا در تلاقی این بندها با چشم اندازها و تاثیرات حیاتی آنها بر روند ادامه حیات پاره ای از آنها را مورد تبیین قرار می دهد.

اهمیت انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان از آنجا ناشی می شود که کلیه مناسبات بیرونی و درونی سازمان را تحت شعاع خود قرار می دهد و در واقع پروسه کیفی سازمان در سمت و سوی تبدیل آن به فرقه نیز از همین نقطه آغاز می شود. متاسفانه این کتاب تاکنون کمتر مورد استفاده و اهتمام منتقدین قرار گرفته است. دلایلش تا اکنون در پرده ابهام مانده است. همانگونه که اشاره شد، بسیاری از جداشدگان عمدتا دلایل محوری جدایی خود از سازمان مجاهدین خلق را همین انقلاب ایدئولوژیک ذکر کرده اند. و نکته جالبتر اینکه موضع مجاهدین در این رابطه به سیاق همیشه و بدون اینکه پاسخ مستدلی به این دلایل بدهند، سکوت و زدن انواع اتهامات و برچسب ها از جمله وابستگی به جمهوری اسلامی، وزارت اطلاعات و… بوده است. غافل از این که کتاب نیابتی به صراحت و شفافیت تمام، حداقل بر ادعاهای جداشدگان و اظهارات آنها کاملا صحه می گذارد. به عنوان مثال عمده جداشدگان موضوعیت انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین را محملی برای برون رفت سازمان از بحران ریزش درونی، انشعاب و انشقاق ذکر کرده اند. شماری دیگر شکست استراتژی مشی مسلحانه را دلیل جدایی از سازمان برشمرده اند. شماری بر روابط ضد دمکراتیک درونی سازمان تاکید کرده اند. به این دلایل اضافه کنید، مناسبات فرقه ای، نفی رهبری شورایی و سانترالیسم دمکراتیک، اتوریته رجوی، مشارکت در کردکشی و سرکوب ناراضیان عراقی در کنار صدام، حزب بعث و روابط با عراق و…

در این نوشتار تلاش بر این است به استناد کتاب نیابتی دلایل جداشدگان را در انطباق با محتوای این کتاب مورد مقایسه قرار دهیم. با احتساب اظهارات جداشدگان از یک سو و بررسی کتاب نیابتی موضوعات زیر را جهت مقایسه انتخاب کرده و پیشنهاد سایت به محققین و پژوهشگران این است که با اهتمام به این موضوعات و انطباق آن با محتوای کتاب و اظهارات جداشدگان در صورت تمایل و توجه اقدام به نگارش مقاله یا رسالاتی در این خصوص بنمایند. عناوین و موضوعات زیر حاصل این انطباق و جهت بحث و فحص کاملتر و تولید مقاله پژوهشی است.

1- شکست عملیات فروغ جاویدان و انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین.

2- محتوای رابطه سازمان مجاهدین خلق با عراق.

3- مناسبات درونی سازمان مجاهدین خلق و انقلاب ایدئولوژیک.

4- رهبری نوین در انقلاب ایدئولوژیک.

5- تنظیم رابطه اعضاء با رهبری در انقلاب ایدئولوژیک.

6- روشهای روانی، روحی برای القاء انقلاب ایدئولوژیک.

7- خروج از سازمان مجاهدین و انقلاب ایدئولوژیک.

8- شیوه های کنترل مناسبات درونی و انقلاب ایدئولوژیک.

9- نقش انقلاب ایدئولوژیک در فرافکنی و بن بست های استراتژیک.

10- رابطه بی پشتوانگی مجاهدین (عنصر اجتماعی) با انقلاب ایدئولوژیک.

11- قدرت سیاسی و انقلاب ایدئولوژیک.

12- مفهوم صلاحیت تشکیلاتی در انقلاب ایدئولوژیک.

13- مفهوم صلاحیت فردی قبل و بعد از انقلاب ایدئولوژیک.

14- سانترالیسم دمکراتیک و انقلاب ایدئولوژیک.

15- نقش مجاهدین در سرکوب های داخلی عراق.

16- تنظیم رابطه با منتقدین و مخالفین با محتوای انقلاب ایدئولوژیک.

17- رابطه انقلاب ایدئولوژیک با تعویق دراز مدت معضل سرنگونی.

18- رهبری در قبل و بعد از انقلاب ایدئولوژیک.

19- تعریف و نقش فردیت در انقلاب ایدئولوژیک.

20- رابطه طلاق های ایدئولوژیک و شکست استراتژی سازمان.

21- نقش خانواده و تعلقات عاطفی در انقلاب ایدئولوژیک.

22- تبیین و نقش ابزاری کودکان در انقلاب ایدئولوژیک.

23- مدینه فاضله مجاهدین خلق و انقلاب ایدئولوژیک.

24- بررسی تطبیقی انقلاب ایدئولوژیک با نمونه های مشابه تاریخی.

25- ریشه یابی مناسبات فرقه ای در تاریخچه سازمان مجاهدین خلق.

26- ارتش آزادیبخش و انقلاب ایدئولوژیک.

پیشنهاد مقدماتی سایت به منتقدین و پژوهشگران

الف) مطالعه دقیق، عمیق و در صورت ضرورت چند باره این کتاب است.

ب) بررسی تطبیقی محتوای کتاب با اظهارات جداشدگان درباره محتوا و چشم اندازهای فرضی انقلاب ایدئولوژیک.

ج) مطالعه منابع در دسترس سازمان درباره محتوای انقلاب ایدئولوژیک و مشخصا کتاب آقای مسعود بنی صدر (خاطرات یک شورشی ایرانی)

د) در نهایت مقایسه و تطبیق با آثار و پژوهشهایی که مشخصا درباره فرقه ها و مولفه های آن نوشته شده، بخصوص کتاب در دست ترجمه آقای ابراهیم خدابنده (فرقه ها در میان ما) و مورد تاکید بیشتر کتاب "خداوند الموت" داستان حسن صباح نوشته "پل آمیر" که این اهتمام را به گونه ای می توان یک فراخوان موضوعی درباره انقلاب ایدئولوژیک فرقه مجاهدین خلق تلقی کرد.

Mojahedin.ws

تاریخ: می 2007

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.