مجاهدین خلق، از نقش پناهنده سیاسی تا اپوزیسیون برانداز

در بررسی موقعیت و نقش سازمان مجاهدین خلق در عراق و صرفنظر از دخالت هایی که در تنش های داخلی عراق دارند، همواره بر موضع گیری های به اصطلاح سیاسی مجاهدین در قبال دولت، پارلمان، قانون اساسی و اختیارات آن، به عنوان نشانه های بارز دخالت در امور داخلی تاکید شده است. اینکه این دخالت های خصمانه، هتاکانه و تحریک کننده تا چه میزان در مغایرت آشکار با حقوق پناهندگی فرضی مجاهدین و بر اساس مصوبات کنوانسیون های بین المللی است، حداقل نیاز به تبیین این حقوق و بررسی کارشناسانه دارد. اما موقعیت فعلی مجاهدین در عراق صرفنظر از اینکه آنان را به عنوان یک گروه پناهنده به رسمیت بشناسیم و یا خیر، معطوف به این معنی است که آنها را به مثابه یک نیروی اپوزیسیون که ماهیتی برانداز دارد، مورد ارزیابی و کالبد شکافی قرار دهیم.

نفس این تنظیم رابطه با دولت عراق از سوی مجاهدین کماکان بخشی از چالش حقوقی نهادهای ذی ربط با مجاهدین خلق را رقم می زند که الزاما برای تبیین و توجیه آن باید کارشناسی و تبیین شود. از سوی دیگر این موقعیت فرضی که مجاهدین تاکنون برای خود مفروض داشته اند، در قیاس با موضع گیری و عملکرد این سازمان در زمان حاکمیت صدام نیز در نوعیت خود جای تعمق و بازخوانی دقیق دارد. مجاهدینی که تا یک روز مانده به سقوط صدام از او به مثابه متحد استراتژیک، ایدئولوژیک و حتی برادر خونی یاد می کردند، کماکان با همان حرف ها و ادعاها با یک تغییر صدوهشتاد درجه ای خود را متحد منافع استراتژیک مردم عراق معرفی می کنند. این تناقض و پارادوکس حداقل باید برای متحدین فعلی مجاهدین در عراق پاسخ قانع کننده ای داشته باشد. متاسفانه نه دولت عراق و نه هیچیک از نیروهای حامی مجاهدین چنین سمت و سوی تحلیلی و واقع بینانه ای نسبت به مجاهدین ندارند. مگر اینکه بپذیریم اساسا حامیان مجاهدین در عراق تماما از جنس حامیان صدام باشند که در این مورد بخصوص نمی توان به صراحت اظهار نظر کرد. بیشترین هزینه این تسامح آشکار در حال حاضر از کیسه مردم عراق و دولت این کشور پرداخت می شود. تحرکات عمده مجاهدین در عراق بیش از هر چیز مولود این سکوت بی دلیل و غیر موجه است. در چنین فضایی مجاهدین از اعتراف آشکار به این مهم که در حال حاضر نقش یک فعال سیاسی را در روند تحولات داخلی عراق دنبال می کنند، منتهی شده است. اگر در این خصوص تردیدی هم بود علیرضا جعفرزاده صراحتا این نقش را پذیرفته است. و آن را در نقطه مقابل اتهامات وارده به مجاهدین در خصوص برائت از اقدامات تروریستی در عراق علم کرده اند. وی در گفتگوی ماهوارهای با تلویزیون الحره در پاسخ به اتهامات سخنگوی دولت عراق که در این گفتگو مشارکت داشته می گوید:

"دباغ نتوانست حتی یک مورد برای دعاوی فعالیتهای خشونت آمیز مجاهدین در عراق نمونه ذکر کند. تنها چیزی که شنیدم، این است که آنها درگیر فعالیتهای سیاسی هستند. آیا وارد شدن در فعالیت سیاسی تروریسم است!! "

با این اعتراف طرح این سوال باقی می ماند که مجاهدین از دخالت های به زعم مجاهدین سیاسی در امور داخلی عراق چه نفعی می برند. به یاد داشته باشیم که مجاهدین کرارا بر این مهم تاکید داشته و دارند که فقط به مثابه یک گروه پناهنده سیاسی که به قول خودشان در معرض نابودی از سوی جمهوری اسلامی هستند، ناگزیر بر اساس کنوانسیون های بین المللی باید مورد حمایت قرار بگیرند. آنها در این راستا استقرار خود در عراق را توجیه و خواهان به رسمیت شناختن حق پناهندگی شان هستند. این که این دو ادعا تا چه میزان در یک راستا معنی واحدی را انتقال می دهند، می ماند برای موضوعی مستقل. و اینکه فعالیت های سیاسی مجاهدین در عراق تا چه میزان مشمول حقوق پناهندگی می شود نیز در نوع خود جای بحث دارد. اگر ادعای سازمان مجاهدین خلق مبنی بر هدف استراتژیک برای تحقق دمکراسی در عراق را صادقانه فرض کنیم، این سوال پیش می آید چرا مجاهدین در زمان حاکمیت صدام از چنین نقشی نه تنها سرباز زده که درست در نقطه مقابل مطالبات به حق مردم در کنار صدام بوده و از او به عنوان متحد استراتژیک و ایدئولوژیک نام برده اند. معنی صریح طفره رفتن به این سوال این می شود که صدام به نسبت دولت قانونی عراق به مراتب دمکرات تر بوده است. حتی اگر موقعیت اپوزیسیون مجاهدین به دولت قانونی فعلی را به مثابه حق قانونی متصور شویم، کماکان این سوال به قوت خود باقی است که چرا مجاهدین از چنین حق قانونی در مواجهه با حاکمیت صدام استفاده نکرده اند.

در مقدمه ای کوتاه به نقش مجاهدین در عراق به مثابه یک نیروی اپوزیسیون اشاره کردم که ماهیتی برانداز دارد. گیرم مجاهدین به هزار و یک دلیل این نیت و هدف را به صراحت بیان نکنند اما موضع گیری سازمان از بدو تشکیل دولت نوری المالکی تا این زمان یکسره بر مخالفت و هجو و استهزاء آن بنا شده است. در چنین وضعیتی جای این ابهام و حداقل سوال پیش می آید که آیا سازمان مجاهدین خلق اصول و معیارهای پناهندگی را رعایت می کند؟ این چالشی است که تلویزیون الحره پیش روی مجاهدین می گذارد. سخنگوی دولت عراق مدعی است مجاهدین بسیار فراتر از حقوق مورد ادعای پناهندگی در عراق نقش ایفا می کنند. او در این رابطه به بخشی از اهرم های موجود مجاهدین در عراق برای چالش کشیدن دولت قانونی اشاره و می گوید:

"این سازمان روز شنبه گذشته جلسه ای را با حضور برخی سیاستمداران برگزار کرده است. این مسئله بحثش جداست که پارلمان باید در این زمینه تصمیم گیری نماید. اما مخالفت و تبلیغات علیه روند سیاسی در عراق، روزنامه شان، روزنامه مجاهد که به زبان عربی چاپ و تکثیر می شود، مثلا از تشکیل یک دولت منتخب صحبت می کند و آن را یک دولت مسخره توصیف می کند.

اظهارات علی دباغ حاکی از این حقیقت است که دولت عراق علیرغم اذعان به نقش و موقعیت مخرب مجاهدین در عراق، شدیدا با مجاهدین مدارا می کند. سخنگوی دولت عراق مدعی است اسنادی از مجاهدین در اختیار دارند که صرفا به دلایل امنیتی بودن از افشاء آن خودداری می کند. وی در بخشی از اظهاراتش با تلویزیون الحره می گوید:

"دولت عراق نمی خواهد آنها را به زور اخراج کند. به همین دلیل با سازمان ملل متحد در پی یافتن کشور سومی هستیم تا آنها را بپذیرد. ما قصد نداریم آنها را مجبور کنیم به ایران برگردند. من اسناد و اطلاعات زیادی در مورد آنها دارم اما این قضیه اطلاعاتی مربوط به امنیت ملی است نمی توانم آنها را نشان دهم. ما اسناد زیادی در دست داریم که اینها حتی دولت را زیر نظر دارند. حتی سازمان ملل متحد نمی تواند آزادانه در داخل قرارگاه مجاهدین تردد کند. سازمان ملل متحد هیچ توصیفی از این سازمان ارائه نمی کند چونکه سازمان در هیچیک از توصیفات آن نمی گنجد."

مجاهدین در موقعیتی چنین متزلزل و ابهام برانگیز کماکان در نقش اپوزیسیون داخلی عراق هر روز بر میزان مطالباتشان می افزایند. این پیشروی و تهاجم آشکار بیش از اینکه مشروط به پذیرش قانونی حق پناهندگی مجاهدین باشد، به پشتوانه حمایت نیروهای ائتلاف و در راس آن آمریکا حاصل می شود. مجاهدین در شرایط بحران تعیین تکلیف و تاکید بر اخراجشان از خاک عراق، آشکارا حق مبارزه سیاسی در داخل عراق را برای خود مفروض شده تلقی می کنند. بازتاب این مشارکت به اصطلاح سیاسی قرار گرفتن در موضع اپوزیسیون دولت عراق است. در چنین وضعیتی اثبات این ادعا که مجاهدین بتدریج از موضع یک پناهنده به یک اپوزیسیون برانداز تبدیل می شوند، کار دشواری خواهد بود.

امید پویا، مجاهدین دبلیو اس، بیست و هشتم ژوئن 2007

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.