فرقه گرایی مجاهدین

حشاشین، کولونیا دیگنیداد و مجاهدین خلق

روح خشونت در فرقه‌ها

شباهت های میان فرقه ها به ویژه فرقه های مسلح و خشن همیشه تأمل برانگیز بوده است. هنگامی‌که تاریخ این فرقه ها و سوابق آنها مطالعه می شود تقریبا عمده ترین تفاوتی که میان آنها دیده می‌شود در جغرافیای این فرقه هاست و این شباهت های فوق العاده آنها و رهبرانشان با یکدیگر شگفتی ساز می گردد. از این رو پژوهشگری که تاریخ اسماعیلیان نزاری (حشاشین)، کولونیا دیگنیداد و مجاهدین خلق را بررسی می کند در حقیقت همه آنها را مانند یک گروه تلقی خواهد کرد. بخش مهم این اشتراکات نتیجه شیوه رهبری این فرقه هاست.

اما این اشتراکات چه هستند؟ در اینجا به طور خلاصه به مرور آنها می پردازیم. این نکته را باید مورد اشاره قرار دهم که در این نوشتار از گفت و گوی احمدرضا کریمی عضو سابق و عالی رتبه فرقه مجاهدین خلق با فصل نامه سیاست نامه نیز بهره برده ام.

فرقه
روح خشونت در فرقه‌ها

1- رهبران فرقه ها عموما خودخوانده هستند؛ یعنی علاوه بر اینکه خود مبادرت به تأسیس فرقه و در اختیار گرفتن رهبری بلامنازع آن می‌کنند، همه اعضای فرقه نیز به دلیل ذهن شویی و آموزش های ویژه ای که می بینند، اعتراضی به موضوع ندارند و رهبر خود را تنها فرد دارای صلاحیت در گروه می بینند.

2- رهبر در فرقه، بی رقیب و دارای اختیارات نامحدود است. رفتارها و اقدامات مسعود رجوی سرکرده مجاهدین خلق در طول چهار دهه رهبری اش به خوبی گویای این نکته است. تمامی مسئولیت های تعریف شده برای افراد ذیل قدرت او تعریف شده است و در نهایت این رجوی است که بدون آنکه کسی حق اعتراض و مخالفت داشته باشد تصمیمات را می گیرد.

3- تفاوتی که میان فرقه های دارای گرایش اسلامی با جامعه مذهبی و سنتی مسلمان وجود دارد این است که در اصول دینی که مورد تقلید مسلمانان است و جزء متون دینی قطعی و غیرقابل خدشه هستند، فرقه ها به این امر پایبند نیستند و این اصول، توسط رهبر فرقه مورد دستکاری قرار می گیرد و رهبر تنها ترسیم کننده ایدئولوژی است.

4- باورهای فرقه ها که می تواند ایدئولوژی یا اعتقاد آنها باشد ترکیبی از آموزه های ادیان، مذاهب و مکتب های فکری است. دیدگاه های اسماعیلیان نزاری، ترکیبی از آثار و عقاید نوافلاطونیان، سقراط، فیثاغورث، فارابی، معتزله، و شیعه اثنی عشری است. ترکیب مارکسیسم، اسلام و تشیع نیز ایدئولوژی مجاهدین خلق را شکل می دهد.

5- زبان و ادبیات رازآلود، رمز گونه و منحصر بفرد، دیگر ویژگی فرقه هاست. قشرهای دوم و سوم اعضای مجاهدین خلق، متوجه معنای برخی اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده نمی شدند و دلیلی نیز برای فهمیدن نداشتند. آنچه در میان آنها بود نباید به بیرون رخنه می کرد و باید در یک دایره بسته می ماند زیرا دیگران دشمن شمرده می شدند. حنیف نژاد یکی از بنیانگذاران مجاهدین خلق، از مخالفان خود با عنوان افراد سدکننده راه تکامل نام می برد. بنابراین گونه ای از زبان و ادبیات رمزآلود در این فرقه ها شکل می گیرد. ظهور اصطلاحات و مفاهیم جدید در میان مجاهدین خلق که مفاهیمی بیگانه با جامعه ایران است از همین موارد است. این اصطلاحات در یک کتاب جمع آوری شده است. حتی رسانه های مجاهدین خلق نیز از ادبیاتی استفاده می کنند که در حال حاضر توسط شهروندان و دیگر رسانه های ایرانی استفاده نمی شود. این به دلیل همین ویژگی های فرقه ای مورد اشاره و ایزوله بودن فرقه است.

6- رهبر در فرقه به هیچ فرد، گروه و نهادی پاسخگو نیست. کسی این صلاحیت را ندارد سخنی بالاتر از او بگوید. حتی اگر افرادی باشند که به لحاظ علمی و آکادمیک از او بالاتر باشند در مقابل او هیچ هستند! جلسات موسوم به «نشست حوض» و «عملیات جاری»، نمونه این موضوع در گروه مجاهدین خلق است.

7- بهره گیری از حذف فیزیکی و ترور یک اصل مشترک در میان این گونه فرقه هاست. در دوران معاصر ایران، هیچ گروه و جریانی دست به اقدام انتحاری برای حذف مخالف خود نکرده بود. اما مجاهدین خلق نخستین واضعان عملیات تروریستی انتحاری بودند. ترور آیت الله دستغیب یکی از رهبران دینی در شیراز و 20 نفر از شهروندان عادی، توسط یک دختر 15 ساله انتحاری عضو مجاهدین خلق که تحت تأثیر ذهن شویی آنها قرار گرفته نخستین مورد از اینگونه رفتارهای گروه مجاهدین خلق است.

8- متهم کردن مخالفان با انواع اتهامات همچون مزدور، کافر، مرتد، ضد دین توسط فرقه ها و رهبران آنها از جمله ویژگی های این گروه هاست. جالب اینکه صدها نفر از اعضای مجاهدین خلق که توانسته اند در طول دو دهه اخیر از این فرقه فرار کنند همگی به طور ناباورانه ای توسط این گروه به عنوان مزدور نامیده می شوند! تا حذف فیزیکی یا شخصیتی آنها راحت تر انجام شود.

9- غیبت های متعدد رهبران فرقه و ظاهرنشدن همیشگی در انظار. این رفتار نوعی رمز و راز را پیرامون شخصیت آنها در میان اعضا به وجود می آورد تا شخصیت آنها رازآلود و غیرمعمول باقی بماند. غیبت طولانی مدت مسعود رجوی، شایعه ها درباره مرگ وی، عدم پاسخگویی شفاف فرقه درباره سرنوشت او و پیام های صوتی هر از گاه وی، از جمله مواردی است که در گروه مجاهدین خلق موجود است. حسن صباح رهبر اسماعیلیان نزاری نیز چنین ویژگی داشته است.

10- هرگونه پرسش، شک، تردید و اعتراض درباره رهبر فرقه و آموزه ها و رفتارها و اقدامات فرقه، گناهی نابخشودنی به شمار می رود. خاطرات اعضای فراری از فرقه نشان می دهد چگونه افراد متعددی در دوران حضور مجاهدین خلق در عراق، به دلیل تردید در برخی اهداف و انتقاد، به روش های پرسش برانگیز حذف فیزیکی شدند یا مورد شکنجه قرار گرفتند. اکنون در آلبانی نیز اعضای مجاهدین خلق می دانند نباید درباره سرنوشت مسعود رجوی پرسش کنند.

فرقه
سیستم کنترل ذهن در فرقه ها

آنچه مورد اشاره قرار گرفت ویژگی های مشترک رهبران در فرقه ها بود اما باید اشاره کرد که فرقه ها نیز حداقل سه ویژگی مشترک قابل توجه دارند. اعضا در فرقه ها هیچگونه اراده و اختیار مستقلی ندارند. اعضای مجاهدین خلق شاید به اختیار خود وارد آن شدند اما خروج از آن به طور داوطلبانه امکان پذیر نیست و در زمان حضور در فرقه نیز به طور مطلق اجراکننده اراده و فرمان رجوی بوده و هستند. جدا شدن اجباری زن و شوهران از یکدیگر، ممنوعیت ازدواج، ممنوعیت تحصیل، ممنوعیت انتقاد، اجبار در پوشش، ممنوعیت تماس و گفت و گو با خانواده، ممنوعیت استفاده از اینترنت و موبایل و شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای، بخشی از ممنوعیت های تحمیل شده بر اعضا است و آنها اختیاری برای برهم زدن وضع موجود ندارند.

دوم اینکه اطاعت کامل هر یک از اعضا منجر به رشد او در سلسله مراتب می شود. تعریف مسئولیت ها و پست های متعدد در گروه مجاهدین خلق مانند مسئول اول و… در همین چارچوب است و البته تنها اختصاص به فرقه رجوی ندارد. این افراد دارای پست در مقابل اراده رهبر فرقه، اختیاری از خود ندارند و نمی توانند تصمیمی مغایر با او بگیرند. اما فرقه می کوشد با دادن پست به سایرین نشان دهد هرچه بیشتر اطاعت کنند جایگاه بالاتری کسب می کنند.

سوم موضوع آرمان شهر و اتوپیا در این فرقه هاست. به این معنا که شرایط در این فرقه آنچنان مطلوب و خوب است که بیرون از آن اعضا دچار خطرات و تهدیدات می شوند. علاوه بر اینکه فرقه اینگونه تبلیغ می کند که جامعه بعدی که توسط او تأسیس خواهد شد جامعه ای ایده آل و بی نقص خواهد بود. مشابه این رفتار در مجاهدین خلق به خوبی آشکار است. آنها همواره جامعه آینده ایران و رهبری آن را متعلق به خود معرفی می کنند و آن را اتوپیایی توصیف می کنند اما مشخص نیست چگونه فرقه ای که رفتارهای خشونت آمیز با اعضای خود دارد و انواع محدودیت ها و ممنوعیت ها را برای آنان درنظر گرفته است و رهبری آن مطلق و بی چون و چراست و مخالفان با نظرات خود را در طول چهار دهه ترور کرده است، خواهد توانست چنین جامعه ای را شکل دهد!

این بزرگ بینی ویژگی مشترک همه فرقه ها در طول تاریخ بوده است. شاید در نام و مکان و زمان متفاوت باشند اما یک روح مشترک برهمه آنها حکمفرماست.

رضا الغرابی، فصلنامه “واچ لیست”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا