بحران سازی

مجاهدین خلق و مرده خوری سیاسی از قیام دانشجویان در هیجده تیرماه

هرکس که به خط وخطوط مجاهدین طی سالیان گذشته آشنا بوده است میداند که مجاهدین ارزشی برای جنبش های اجتماعی قائل نبوده ونیستند. زمانی که قیام چند روزه دانشجویان در هیجده تیرماه در فوران بود مجاهدین چشم انتظار شکست آن بودند وبرای اثبات جنگ بدور از تودها وسکتاریستی خود نیز وجود یک نیروی مسلح را به عنوان راه رهائی واقعی مکررا تکرار میکردند ودرآنزمان که جنبش دانشجوئی سرکوب شد مجاهدین باز اثباتی برای خط سکتاریستی باصطلاح مسلحانه خود میدیدند. البته آنروزها رجوی وگروه مسلحش در عراق چنبر زده بودند وتنها در اروپا برای بهره برداری از جنبش دانشجوئی تقلا میکردند که آنرا به خود بچسبانند.

رجوی بارها اعلام کرد وهنوز هم در تاریکی این آواز را میخواند که تنها راه رهایی با <<با ارتش آزادی بخش>> او میباشد همان ارتشی که بدلیل همیاریش با صدام وحمایت دستگاه نظامی صدام مورد نفرت اکثر مردم ایران بوده و میباشد. حال که کفگیر حاج شیخ ملای طبس به ته دیگ خورده است به فکر جنبش های اجتماعی این هم نه بواقع وصادقانه بلکه تنها در چهارچوب به خود چسباندن وخود فروشی گران تر در نزد قدرتمداران به حمایت از جنبش های دانشجوئی پرداخته است.

چسبیدن رهبری مجاهدین به جنبش های اجتماعی تنها یک فرصت طلبی یک باند شکست خورده است که اکنون در اوج ذلت بین المللی وداخلی میخواهد با فروش جنبش دانشجوئی همانند میلیشیایی که رهبران مجاهدین خونشان را در مقابل امپریالیستها به فروش گذاشتند میخواهند که جنبش های اجتماعی را با حالت مرده خوری نمدی برای خود بسازند.

اما به این رهبران فرصت طلب باید گفت چهره شما در نزد دانشجویان دقیقا شناخته شده تراز آن است که شما بتوانید با چسباندن خود به آن برای خود باری ببندید. رهبران شما عاشق قدرت میباشند وبرای رسیدن به قدرت هر اقدام کثیفی را مجاز میدانند. از تحریم برای مردم دربند ایران تا دوستی با دشمنان مردم مانند صدام، شاهزاده سیاهی ریچارد پرل و تلویزیون فاکس نیوز و…

بحث بر سر این است که اینگونه نیست که رهبران مجاهدین خود فروشی نمیکنند بلکه مسعود رجوی کالای خود را در طبق اخلاص بارها تقدیم آمریکاییان در مقابل خارج شدن از لیست تروریستی کرده است ولی این طرف مقابل است که یک سیاست واحد ندارد و بدنبال منافع روز خود میباشد وبه این خلوص نیت رجوی جواب درستی نمیدهد. رهبران مجاهدین بارها وبارها دست به خود فروشی زده اند واز هم اکنون منافع مردم ایران را برای آینده به حراج میگذارند تا پشتیبانی قدرتهای بزرگ را بدست آورند ولی طرفهای مقابل نمیتوانند روی یک اسب مرده سرمایه گذاری کنند ویا میدانند که این اسب بسیار ضعیف تر از آن است که بارکشی خوب برای آنها باشد.

رهبری مجاهدین سیاستهایش ضدمنافع جنبش های اجتماعی برای رهائی ازشر جمهوری اسلامی میباشد.آنها با حمایت از تحریم وآتش بیاری برای جنگ در واقع دقیقا یک نوع بد بینی ونفرت از اپوزیسیون ایرانی را در نزد مردم داخل کشور دامن میزنند وجو بی اعتمادی بین جنبش های اجتماعی وگروههای سیاسی درخارج کشور ایجاد نموده ومیکنند وآب را گل آلود میکنند. باید که همانگونه که خود مجاهدین نیزمعترف هستند وناله وزاری میکنند این گروه فاشیستی را نه تنها ایزوله کرد همانگونه که اپوزیسیون ایرانی تاکنون انجام داده است بلکه باید به افشای سیاست های آنها پرداخت تا برای مردم مشخص شود که اپوزیسیون ایرانی با این گروه شیاد ونوکر اجنبی کاری نیست. جنبش دانشجوئی در ایران هیچ ربطی به مجاهدین ندارد ومرده خوری سیاسی رهبران مجاهدین برای بهره برداری وخود گران فروشی درنزد اربابان سرمایه محکوم است.

محمود اعتمادی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا